|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/11/18: فقر دانش فقرزدايي
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4547
شنبه 27 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4543 18/11/97 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


يادداشت 
فقر دانش فقرزدايي


نويسنده: علي ميرزاخاني
برگرفته از: هفته نامه تجارت فردا

 فقرزدايي يكي از ماموريت ها و اهداف اصلي حاكميت در سال هاي پس از انقلاب بوده است. اقدامات و تلاش هاي بسياري در اين راستا بلافاصله پس از پيروزي انقلاب آغاز و نهادهايي مثل جهاد سازندگي با همين ماموريت از سوي جوانان انقلابي و دانشجويان تاسيس شد. فارغ از بررسي كارنامه اين تلاش ها و مجاهدت ها، مي توان سوالي مطرح كرد و آن اينكه آيا مبناي نظري اين تلاش ها نسبتي با دانش فقرزدايي داشت يا نه؟

آنچه ترديدي در آن نيست اين است كه فقر بدون «خلق ثروت» از بين نخواهد رفت و اين مقصد به طور قطع در انتهاي مسيري نيست كه صرفا با يارانه و كمك هاي دولتي يا صدقه هاي مردمي يا دخالت در سازوكار عملكرد اقتصاد با هدف ارزان سازي قيمت ها براي عموم ايجاد شده است. مهم تر از همه اينها، ايجاد بستري براي مشاركت فقرا در خلق ثروت و حتي مباشرت مستقيم آنان در كارآفريني و ارزش آفريني است. هرناندو دسوتو، اقتصاددان متخصص در مبارزه با فقر، جمله جالبي با اين مضمون دارد كه فقر مساله نيست، بلكه راه حل است. اين جمله شايد در نگاه اول رويكردي شعاري به نظر بيايد؛ اما دسوتو استدلال مي كند كه فقرا مديريت خانواده خود را با حداقل هزينه انجام مي دهند كه اين مهارت مهم ترين ويژگي كارآفرينان است و دقيقا به اين دليل اكثر كارآفرينان از همين طبقه ظهور مي كنند كه به اين مهارت مجهز هستند. اما مساله اصلي اين است كه اگر بستر فعاليت اقتصادي خاصيت خاك حاصلخيز را نداشته باشد امكان خلق ثروت در آن نه تنها از سوي فقرا، بلكه از سوي كارآفرينان كاركشته نيز وجود نخواهد داشت. همان طور كه در خاك حاصلخيز مي توان هر دانه را به ده ها دانه تبديل كرد و ثروت موجود را افزايش داد، در محيط مساعد كسب وكار نيز مي توان پس اندازي اندك را در مسير خلق ثروت به كار گرفت و با ايجاد ارزش افزوده اقتصادي، ثروت شخصي و ملي را در مسير صعودي قرار داد.

اما سوال مهم آن است كه اين كيمياگري چگونه ميسر است؟ اين سوال پاسخي سهل و ممتنع دارد. پاسخي كه تا 250 سال پيش در نقشه هاي گنج جست وجو مي شد، اما در همان روزگار يك فيلسوف اخلاق به نام آدام اسميت آدرس متفاوتي از نحوه خلق ثروت داد كه با نقشه هاي گنج قبلي متفاوت بود. اين تحول فكري كه «خلق ارزش افزوده» و رشد توليد را به جاي جست وجوي گنج براي افزايش ثروت ملي تجويز مي كرد به تدريج جوامع بشري را در مسيري قرار داد كه از فقر چند هزارساله خارج شدند. اين روزها درك مفهومي كه آدام اسميت از آن ياد مي كرد با گوشي هاي موبايل چندميليوني كه از مجموعه فلزات كم ارزش چند هزارتوماني خلق شده است، بسيار آسان تر است. حال كه مفهوم خلق ثروت مشخص شد، سوال بعدي مطرح مي شود كه آيا آنان كه در جوامع توسعه يافته در اين كيمياگري مهارت يافته اند انسان هايي متفاوت از مردمان كشورهاي توسعه نيافته هستند يا اينكه محيط كسب وكار در كشورهاي توسعه نيافته خاصيت خاك حاصلخيز را ندارد؟ خوشبختانه پاسخ اين سوال در فرضيه دوم است و شاهد مدعا آنكه بسياري از ثروت آفرينان جوامع توسعه يافته مردماني هستند كه از جوامع توسعه نيافته به اين ممالك كوچ كرده اند. شانس بزرگ تر اينكه اگرچه تبديل كوير به خاك حاصلخيز آرزويي دوردست است، اما تبديل محيط نامساعد كسب وكار به محيطي مساعد براي خلق ثروت هدفي قابل تحقق است كه با همين تكنيك در همين دهه هاي اخير كشورهاي زيادي از مهلكه فقر رهايي يافته اند. دستاوردهاي چين از به كارگيري اين كيمياگري نيازي به گفتن ندارد، اما اشاره به كشور فقير ويتنام روي ويرانه هاي جنگ شايد خالي از لطف نباشد كه در طي 25 سال اخير توانسته است جمعيت فقير بيش از 50 ميليون نفر (از مجموع 95 ميليون جمعيت اين كشور) را به كمتر از 10 ميليون نفر كاهش دهد.

اينكه محيط نامساعد كسب وكار را چگونه بايد به محيطي مساعد تبديل كرد، سوال چندان پيچيده اي نيست و پژوهش هاي متعدد بين المللي نشان مي دهد كه عموم اين كشورها از فرمولي كم وبيش مشابه استفاده كرده اند كه هسته اصلي آن ارجحيت دادن مكانيسم هاي اقتصادي به مكانيسم هاي اداري است و تفصيل آن مي تواند موضوع مقاله ديگري باشد. علل نارضايتي از كارنامه عدالت در سال هاي پس از انقلاب يا عدم دستيابي به نمره اي درخشان تر در حوزه فقرزدايي را بايد در فقر دانش فقرزدايي سياست گذاران اقتصادي و عدم مهارت آنان در استفاده از تجربيات موفق بين المللي جست وجو كرد. سياست گذاران اقتصادي پس از انقلاب تكيه اصلي خود را براي تحقق هدف فقرزدايي بر مكانيسم هاي اداري قرار دادند كه حداكثر ظرفيت اين مكانيسم ها را مي توان در پرداخت انواع يارانه ها و تعريف پروژه هايي براي محروميت زدايي دانست و انتظار خلق ثروت با اين مكانيسم ها را بايد انتظاري بيهوده دانست. البته اين به معني انكار ارزش و اهميت پرداخت يارانه به اقشار ضعيف يا محروميت زدايي با ايجاد زيرساخت ها نيست، بلكه به مفهوم غفلت از سياست هاي مكملي است كه مي توانست ميوه چيني اين اهداف ارزشمند را به صورت راه اندازي پروسه خلق ثروت به منصه ظهور برساند. اما تاسف بارتر اينكه سياست گذاران اقتصادي نه تنها از به كارگيري اين سياست هاي مكمل و بهره گيري از مكانيسم هاي اقتصادي غفلت كردند، بلكه به تدريج به ايجاد اختلال در سازوكار عملكرد بازار از طريق مكانيسم هاي اداري مبادرت كردند. دستكاري مكانيسم بازار باعث شد ظرفيت هاي خلق ثروت در اقتصاد ايران به تدريج از بين برود و پشتوانه اصلي فقرزدايي از دسترس خارج شود.

در عين حال، آسيب اصلي دستكاري مكانيسم بازار بسيار فراتر از نابودسازي فرآيند خلق ثروت بود و دو پيامد مخرب ديگر را به اقتصاد ايران تحميل كرد. پيامد اول به صورت دونرخي و چندنرخي شدن منابع اصلي توليد ثروت يعني وام هاي بانكي، منابع ارزي، زمين و... ظهور كرد كه باعث انحراف نيروهاي اقتصادي از مقصد خلق ثروت به جذب ثروت از محل اين رانت ها شد. هزينه رقابت براي جذب اين رانت ها صرفا در هزينه فرصت ناشي از به باد رفتن «روياي خلق ثروت با فعاليت هاي اقتصادي سالم» خلاصه نشد، بلكه هزينه سنگين آلوده شدن بوروكراسي توزيع رانت و نيروهاي اقتصادي به فسادهاي مختلف را نيز بر اقتصاد تحميل كرد كه در چرخه اي باطل، تشديد بي عدالتي و تبعيض را به دنبال داشت.

پيامد دوم دستكاري قيمت ها و مكانيسم بازار، جهش هاي دوره اي بازارهاي مهم اعم از طلا و ارز و بازارهاي دارايي و كالاهاي بادوام همانند مسكن و خودرو بوده است كه آخرين نمونه آن را در يك سال اخير شاهد بوديم. فرصت هاي ثروت اندوزي از اين جهش ها به صورت جانشين ديگري براي خلق ثروت نمود يافت كه فعالان اقتصادي را به كمين گاه اين بازارها كشاند. آنچه در ادبيات عامه تحت عنوان «بازدهي بيشتر دلالي نسبت به توليد در اقتصاد ايران» توصيف مي شود بيان ساده تر و عاميانه تري از اين انحراف است كه متاسفانه نهايتا به تجويز راه حل هايي مي انجامد كه تشديد علل اين انحراف يعني همان دستكاري بازارها را به دنبال مي آورد و توقف چرخه مخرب را غيرممكن مي كند. البته رقابت براي خلق ثروت ممكن است باعث شكاف درآمدي نيز بشود. همانند شكافي كه به صورت حداكثري بين درآمد و دارايي افرادي چون استيو جابز و بيل گيتس با افرادي كه سبك زندگي ساده تر و كم ريسك تري را انتخاب مي كنند ديده مي شود. اين شكاف درآمدي اگرچه جلوه اي از نابرابري را به نمايش مي گذارد، اما نمي توان گفت كه ناعادلانه است و با استفاده از معادله «ماليات-يارانه» مي توان آن را تا حد امكان كاهش داد كه استفاده حداكثري از آن در كشورهاي اسكانديناوي قابل مشاهده است. به اين صورت كه يك خط فرضي درآمدي و استفاده از امكانات زندگي تعريف شده و تلاش مي شود از طريق پرداخت يارانه هاي مختلف، زندگي همه شهروندان زير اين خط را تا سطح اين خط ارتقا داد كه منابع اين يارانه ها هم با دريافت ماليات هاي مختلف از صاحبان درآمدهاي بالاي خط تامين مي شود. اما اين ابزار بايد به عنوان مكمل فرآيندهاي خلق ثروت به كار گرفته شود، نه جانشين آن. به عبارت ساده تر، در كشورهاي توسعه يافته، ابزار اصلي فقرزدايي بسترسازي براي خلق ثروت است و يارانه و ساير پرداخت هاي انتقالي (كه منبع آنها ماليات اقشار مرفه تر است نه دستكاري نظام اقتصادي) صرفا براي كاهش نابرابري كاركرد دارد، نه فقرزدايي. اين همان نقشه متفاوت گنج است كه عالمان اقتصاد يافته اند و نتيجه آن صرفا در كشورهاي غربي خلاصه نمي شود، بلكه در دهه هاي اخير كشورهايي چون ژاپن، كره جنوبي، چين، تركيه، مالزي و اخيرا حتي ويتنام به باشگاه توسعه يافته ها و خالقان ثروت پيوسته اند. اما در يك جمله بايد گفت كه بي اعتنايي به اين نقشه گنج يا كنار نهادن آن صرفا باعث محروميت از خلق ثروت نمي شود، بلكه سرمايه داران تقلبي و جعلي همچون خاوري ها و بابك زنجاني ها را به بار مي آورد كه ثروت خود را نه همانند استيو جابز و بيل گيتس از مسير خلق ارزش افزوده، بلكه از طريق رانت جويي اندوخته اند كه در ادامه به موتور اصلي چرخه رانت سازي، فساد، رانت جويي و فقر تبديل مي شوند.

فقر دانش فقرزدايي


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4543 به تاريخ 18/11/97، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 19 بار



آثار ديگري از " علي ميرزاخاني"

  روساي جمهور و سياست ارزي
علي ميرزاخاني، دنياي اقتصاد 6/4/97
مشاهده متن    
  ريشه هاي جهش دلار: سياسي، مديريتي، فني يا سياستي؟
علي ميرزاخاني، دنياي اقتصاد 21/1/97
مشاهده متن    
  راه و بيراهه حمايت از كالاي ايراني
علي ميرزاخاني، دنياي اقتصاد 14/1/97
مشاهده متن    
  راز نارضايتي از كارنامه عدالت
علي ميرزاخاني، دنياي اقتصاد 19/12/96
مشاهده متن    
  رابطه دلار با ارزش پول ملي
علي ميرزاخاني، دنياي اقتصاد 30/11/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله پزشكي باليني ابن سينا
متن مطالب شماره 3 (پياپي 89)، پاييز 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است