|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/12/28: چطور به مديرمان بگوييم كه حجم كارمان زياد است؟
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4633
سه شنبه 28 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4574 28/12/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


كافه سوال 
چطور به مديرمان بگوييم كه حجم كارمان زياد است؟


نويسنده: Alison Green
مترجم: مريم مرادخاني
برگرفته از: the Cut

 مشاور عزيز، حدود يك سال است كه براي يك مجله كار مي كنم. معمولا كارها را بايد خيلي سريع تحويل دهم. همزمان چند كار انجام مي دهم. اين مجله از آن نشريه هايي نيست كه خبرهاي فوري را پوشش دهد. معمولا هر روز 9 تا 10 ساعت كار مي كنم و صبح ها يا غروب ها در خانه، مجبورم ايميل ها را بفرستم و كارهاي خرده ريز مجله را انجام دهم.

قبلا اين طور نبود؛ اما تازگي ها دائم از من مي خواهند كه كارهاي «دقيقه نودي» انجام دهم، كارهايي كه اصلا فوري و ضروري نيستند. اين درخواست ها آنقدر زياد شده كه مجبورم برنامه هايي را كه قبلا چيده ام كنسل كنم. مثلا بارها به كلاسي كه بابتش پول داده ام، نرفته ام. گاهي با خودم برنامه مي گذارم كه مثلا در فلان روز، به باشگاه بروم و براي خودم غذاي سالم بپزم؛ اما مجبور مي شوم كنسلش كنم. اگر براي رسيدگي به خودم زمان نگذارم، تا آخر هفته حس مي كنم از كارها عقبم و مجبورم همه پولم را خرج غذاي بيرون كنم.

سخت كار مي كنم. تا به حال هيچ كاري را دير تحويل نداده ام. آخرين باري كه ارزيابي ام كردند، عملكردم درخشان بود. هميشه به درخواست ها بله مي گويم. و البته اگر كاري واقعا ضروري باشد، فورا به آن رسيدگي مي كنم. ولي وقتي به آنها مي گويم كه اگر كاري ضروري نباشد، در خارج از ساعات كاري با من تماس نگيرند، طوري رفتار مي كنند كه انگار درخواستم غيرمنطقي است.

گاهي مي گويم: «من امشب برنامه دارم، ولي تا فردا ساعت 10، كار را انجام مي دهم.» يا «مي توانم فلان كار را انجام دهم، ولي قبلا دو كار ديگر هم به من سپرده ايد. كدامش برايتان اولويت دارد؟» مديرم اين نوع جواب دادن را اصلا نمي پسندد. دوست دارد بي چون و چرا بله بگويم. مي دانم كه به هر حال تا فردا ساعت 10 به مطالب رسيدگي نمي كند. واقعا امكان ندارد بتوانم سه تا كار را تا مهلتي كه او مقرر كرده است، تمام كنم. دوست دارم او را راضي نگه دارم. به همين خاطر معمولا همه بارها را به دوش مي كشم. اما بعد احساس مي كنم دارم زير بار كارها له مي شوم و مجبورم كارهايي را كه براي سلامتي ام مفيد است، از قلم بيندازم، كارهايي كه باعث مي شوند كارمند بهتري هم باشم. مديرم طرز تفكرش اين است كه «من جان كنده ام تا به اينجا رسيده ام. نسل شما هم بايد همين طور باشد.» اما تا به حال نديده ام كه از بقيه كارمندها هم تا اين حد كار بكشد. چطور مي توانم به او بقبولانم كه بايد بين كار و زندگي توازن باشد، بدون آنكه وظيفه نشناس به نظر برسم؟

پاسخ: دوست عزيز، اگر هر روز هشت ساعت بي وقفه كار مي كردي اما حاضر نبودي گاهي، در صورت لزوم كمي ديرتر كار را ترك كني، به تو مي گفتم كه بايد انعطاف پذيرتر باشي؛ چون در خيلي از شغل ها، به خصوص شغل هاي جذاب، فرد مجبور است گاهي از برنامه اش بزند و نمي تواند برنامه ريزي سفت و سخت داشته باشد.

اما شرايط تو كاملا متفاوت است. تو ساعات كارت زياد است و شب ها و آخر هفته ها هم در خانه كار مي كني. به نظرم وقتي يك كار ضروري پيش مي آيد آدم انعطاف پذيري هستي. تو فقط دوست نداري براي كارهايي كه مي توانند بعدا انجام شوند، برنامه هاي شخصي ات را كنسل كني و اين كاملا منطقي است.

اينكه بقيه كاركنان هم سطح تو، به اندازه تو تحت فشار نيستند، جالب است. كنجكاوم بدانم كه آيا وظايف آنها با وظايف تو متفاوت است يا نه؟ چون اگر وظايفتان متفاوت باشد، مي توانيم دليل اين نابرابري را توضيح دهيم؛ ولي اگر وظايفتان مشابه باشد، مساله پيچيده تر مي شود. شايد مديرت فقط از تو انتظار كار بيشتر دارد؛ چون زيادي از خودت انعطاف نشان داده اي و ناخودآگاه توقعش بالا رفته است. شايد هم فكر مي كند وظايفت را انجام نمي دهي. مثلا شايد سرعتت از بقيه كمتر است. براي همين بيشتر از بقيه به تو فشار مي آورد؛ اما با توجه به عملكرد درخشانت، شك دارم دليلش اين باشد.

دليل هر چه باشد، راه حل يكي است: صحبت با مدير. به او بگو: «مي خواستم ببينم درباره مديريت زمان، با هم اتفاق نظر داريم يا نه. من ساعات كارم زياد است. اغلب در خانه هم دارم كار مي كنم. حتي برنامه هاي شخصي ام را كنسل مي كنم. اميدوارم با توجه به سابقه ام، مرا قابل اعتماد و پاسخگو بدانيد.» اين قسمت را حتما بگو و به او يادآوري كن كه بداند نمي خواهي از زير كار در بروي. سپس بگو: «اما اخيرا درخواست هاي زيادي از من مي شود، آن هم دقيقه نود. البته اگر كاري واقعا ضروري باشد، از نظر من مشكلي ندارد؛ اما اين اتفاق دائما تكرار مي شود. وقتي از شما خواستم كارها را اولويت بندي كنيد، حس كردم از من نااميد شده ايد.»

همين جا توقف كن و ببين چه مي گويد. چون شايد رفتار او را بد تفسير كرده باشي. شايد هم وقتي از او مي خواهي بيشتر به تو مهلت بدهد، از تو كمي نااميد شود؛ اما به هر حال اين حق را داري. شايد هم ميل تو به راضي نگه داشتن او، وادارت مي كند كه زياد كار كني. شايد او واقعا چنين انتظاري از تو ندارد. اگر مشكل اينجا باشد، راه حل پيش مدير نيست، پيش خودت است. بايد ياد بگيري كه ايرادي ندارد اگر گاهي به درخواست ديگران نه بگويي، حتي اگر در آن لحظه به آنها بربخورد. اما اگر مشكل از تو نبود، بگو: «نمي خواهم پس از مدتي از پا دربيايم و دوست دارم اگر كاري واقعا فوري نيست، فرداي آن روز انجامش دهم. دوست دارم بدانيد كه مي توانم تصميمات مسوولانه بگيرم كه هم به شغلم برسم و هم به كارهاي شخصي ام.»

ممكن است مديرت نداند كه درخواست هاي دقيقه نودي اش چقدر تو را اذيت كرده يا نمي داند تو پس از پايان ساعات كاري، وقتي در خانه هستي «چقدر مي تواني در دسترس باشي.» كاركنان معمولا فكر مي كنند مدير بايد اين چيزها را بداند؛ اما گاهي مديران به راحتي درگير يك الگوي اشتباه مي شوند و بدون آنكه به حد و مرزها فكر كنند، كار روي سر كاركنان مي ريزند. البته مديران خوب چنين كاري نمي كنند؛ اما اين يك رفتار رايج ميان آنهاست و گاهي يك گفت وگوي صريح و بي رودربايستي، مشكل را حل مي كند.

اگر مديرت آدم منطقي اي باشد، بالاخره به توافق مي رسيد. اگر هم نباشد، باز هم اين گفت وگو به نفعت است؛ چون اگر از تو انتظار داشته باشد 24 ساعت و هفت روز هفته در خدمتش باشي، بايد اين را بفهمي و اگر چنين بود، بايد تصميم بگيري كه بماني يا بروي. بايد بداني كه مشخص كردن حد و مرزها ايرادي ندارد. ممكن است وقتي به مديرت نه مي گويي در لحظه از تو نااميد شود؛ اما بايد در برابر عواملي كه به تو فشار وارد مي كنند، مقاومت كني؛ چه مديرت باشد، چه تمايل خودت به راضي كردن او و البته نااميدي او احتمالا زودگذر است و به اين معنا نيست كه كارهايت را درست انجام نمي دهي.

چطور به مديرمان بگوييم كه حجم كارمان زياد است؟


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4574 به تاريخ 28/12/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 32 بار



آثار ديگري از " Alison Green"

  چگونه از برگزاري جلسات مخرب جلوگيري كنم؟
Alison Green، دنياي اقتصاد 8/4/95
مشاهده متن    
  آيا اشتباهات همكارمان را اطلاع دهيم؟
Alison Green، دنياي اقتصاد 1/4/95
مشاهده متن    
  حقوق پيشنهادي دليل ردشدن در مصاحبه شغلي! / مطرح كردن حقوق پيشنهادي دليل ردشدن در مصاحبه شغلي!
Alison Green، دنياي اقتصاد 18/3/95
مشاهده متن    
  آيا بايد استرس را از كاركنان مخفي كرد؟
Alison Green، دنياي اقتصاد 4/3/95
مشاهده متن    
  چرا با وجود پيشرفت كاري اخراج شدم؟
Alison Green، دنياي اقتصاد 31/1/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بولتن پيشرفته علوم دارويي
شماره 2 (پياپي 902)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است