|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق98/1/25: مرداب در گلستان
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3444
شنبه 18 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3402 25/1/98 > صفحه 5 (ويژه سيل) > متن
 
      


مرداب در گلستان
گزارش ميداني «شرق» از زيست مردمان سيل زده آق قلا و گميشان

نويسنده: مرضيه اميري

«اينجا ديگه خونه من نيست. سرم رو به هر طرفش مي چرخونم، جاي اشيا و خودم رو قبل از امروز به ياد مي آورم. هر قدمي كه برمي دارم، صداي شلق و شلوق گل ولاي ميره تا ته جونم. لجن انگار مكش داره، پايم رو دودستي چسبيده. سه بار تميز كرديم و هربار، باز آب بالا مياد و همه جا بيشتر نم مي كشه. من مار نديدم، ولي شنيدم تو خونه همسايه اومده بود. حتما اينجا هم مياد. با دست خالي و پاي برهنه چطور مي تونم اين همه لجن رو از اينجا بيرون ببرم؟ حالا بيرون هم بردم، كجا بريزم جز توي كوچه؟ از توي همين كوچه، خودم بايد بروم و بيام. اين خونه بايد تميز بشه، همه جا بوي گند مياد». ورق هاي شناسنامه هاي امدادي سياه مي شود

اول از گلستان شروع شد؛ سيلي كه كساني نامش را سيل «مهرباني» گذاشتند و به قول محلي ها شد جايي براي عكس گرفتن و تبليغ «مهرباني»، اما براي مردمان گنبد، آق قلا و گميشان تجربه «ازدست رفتن» بود. 23 روز بعد از آمدن سيل به آق قلا و گميشان رفتيم. از آمدن سيل روزها گذشته و نام اين دو شهر را در ميان اخبار گم كرده ايم. ماشين حساب هاي نهادها برآورد مي كنند و خبر مي دهند: «هزار و 90 ميليارد تومان به بخش زراعي خسارت وارد شد، 270 هزار هكتار از اراضي زير آب رفت، 10 هزار دام سبك و سنگين تلف شد، 30 واحد صنعتي خسارت ديد، 10 هزار واحد مسكوني آسيب ديد و شش نفر در سيل گميشان كشته شدند»؛ خبرهايي كه البته سخت هم جمع آوري شده اند. مردم در اسكان ها مي گويند از دست كساني كه «كارشناس» هستند و هر روز يكي از آنها مي آيد و سوال هاي تكراري مي كند و يك جدول در شناسنامه امدادي را پر مي كند، عاصي شده ايم. گرفتن اين اطلاعات بايد به كار ما هم بيايد؟ چندبار تكرار كنيم. اسممان را ثبت مي كنند و مي گويند برمي گرديم و ما منتظريم كه برگردند.

شناسنامه هاي امدادي يك ورق كاغذ پشت ورو است. بالاي صفحه نام و نام خانوادگي فرد نوشته شده و در ادامه، آدرس محل سكونت. اين شناسنامه ها هر روز بعد از تحويل هرگونه كالا پر مي شود. شناسنامه ديگر هم مربوط به خدمات بهداشتي است؛ اينكه هر كس در چند نوبت معاينه شده، اما اين به معناي تشكيل پرونده سلامت، سوابق بيماري و داروهاي مصرفي نيست. عملا كارشناساني كه به محل اسكان مي روند، هركدام يك فهرست جداگانه براي خودشان دارند و همه اطلاعات يك جا جمع آوري نمي شود.20 مدرسه در آق قلا براي اسكان سيل زدگان آماده شده بود. ما به مدرسه نبوت رفتيم. مدرسه نبوت براي برخي ششمين محل اسكان بود؛ يعني هر چندروز يك بار، يك جا اسكان داده شده بودند. اين مدرسه تنها مدرسه اي بود كه مدير آن در روزهاي سيل در محل اسكان حضور داشت و همراه با گروه هاي مردمي امدادرساني مي كرد، اما ساير مدارس، تحت سرپرستي گروه هاي امدادرسان رسمي مانند جمعيت هلا ل احمر يا سپاه اداره مي شدند. روال مديريت اسكان اين مدارس اين طور بود كه هر چندروز يك بار يك نفر از سوي اين گروه ها به مدارس فرستاده مي شد و بعد از چند روز شيفت خود را به كس ديگري تحويل مي داد. كساني كه در اين مدارس بودند، مي گفتند هر آدم جديدي كه مي آيد، يك حرف ديگر مي زند. هر روز همه چيز تغيير مي كند؛ از ساعت و كيفيت ناهار گرفته تا اينكه هركدام كجا بمانيم، با كي حرف بزنيم يا نزنيم .

در مدرسه نبوت به كمك گروه هاي مردمي يك حمام سيار گذاشته شده بود؛ چيزي كه در مدارس ديگر كمتر ديده مي شد. براي كودكان حاضر در مدرسه برنامه هايي مانند نقاشي كردن يا «جنگ شادي» برگزار مي شد. ناهارها از بيرون مي رسيد، اما شام را خود افراد به كمك يك نفر داوطلب دور هم مي پختند. كارشناسان بهداشت و سلامت روان از بيرون مدرسه مي آمدند و سر مي زدند. كساني كه در مدرسه سكونت داشتند، مي گفتند كارشناسان بهداشت هر روز عوض مي شوند، اما سوال ها و نسخه ها تكراري است. اين كارشناس ها صرفا داروهاي عمومي مانند انواع مسكن و قرص سرماخوردگي توزيع مي كنند و كارشناسان بهداشت روان هم از ما سوال هايي درباره اينكه «آيا اضطراب داري يا نه» مي پرسند. مدير مدرسه مي گفت به فرمانداري پيشنهاد كرده در هر محل اسكان، يك نفر براي رسيدگي به بهداشت و يك مددكار اجتماعي يا روان شناس به طور ثابت حضور داشته باشد.

 او از يك پسربچه 13ساله حرف مي زد كه سابقه مصرف دارو و اقدام به خودكشي داشته؛ كسي بايد در اين روزها مرتب از اين بچه مراقبت كند، نه اينكه هر روز يك نفر سين جيمش كند. «اون قدر هر روز يك «كارشناس» اومد براي تامين سلامت روان و پنج دقيقه با هر كسي حرف زد و رفت كه ديروز كه يكيشون اومده بود، يكي از بچه ها كه مشكل روحي هم داره، خنديد و به من گفت باز اينها مي خوان درباره اضطراب سوال پيچم كنن. ول كرد و رفت توي كوچه. حاضر نشد صحبت كنه.». آن طور كه از صحبت ها و شيوه امدادرساني مي توان فهميد، هيچ هماهنگي اي ميان نهادهاي رسمي حاضر در مناطق سيل زده وجود ندارد و اين علاوه بر موازي كاري در مواردي مانند ارائه خدمات سلامت، باعث بي اعتمادي و دل زدگي افراد هم شده است.

فقر و محروميتي كه از قبل در ميان مردم اين منطقه وجود داشته، با آمدن سيل تشديد شده. مدير مدرسه مي گويد از ميان 200 دانش آموز مدرسه، 50 نفر آنها تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي هستند. بيشتر پدران آنها يا بي كار هستند يا بيرون از شهر كار  مي كنند. مي گويد روزهاي اول كسي حواسش نبود به كساني كه اعتياد دارند، بعد از چند روز بالاخره گروه هاي امدادرسان رسمي را توجيه كرديم و توانستيم توزيع متادون هم داشته باشيم، اما اين تصميم محدود به همين جاست و در همه محل هاي اسكان اجرا نمي شود.

سرپناهي نداريم

در آق قلا آب سيل همان طور راكد باقي مانده است و بعضي جاها عمق آب به دو متر هم مي رسد. بعضي ها كه در مدارس اسكان داده شده اند، هر روز راه مي افتند و با قايق يا تراكتور، خودشان را به خانه هايشان مي رسانند. قايق ها و تراكتورها عمدتا از آن اهالي تركمن صحرا است. در روز اول سيل، يك نوبت سوخت رايگان به آنها داده شده اما در روزهاي بعد اين خدمات حذف شد. هر بار كه تراكتور وارد آب مي شود، بعد از آن به روغن گيري نياز دارد و هر دفعه 120هزارتومان خرجش مي شود. رانندگان قايق ها و تراكتورها خودشان هزينه مي كنند اما مي گويند جيبشان بيشتر از اين جواب نمي دهد و مجبورند، ساعت هاي كمتري امدادرساني كنند يا از اين كار انصراف دهند.مردم خانه ها را تميز مي كنند و مي گويند هرچه تميز مي كنيم، باز كثيف مي شود. خانه ها از آب تخليه شده اما حياط خانه ها را نيم متر آب گرفته و فاضلاب ها بالا زده است. 

از هر كسي مي پرسيم، اين آب قرار است چطور از اينجا برود، مي گويند كسي به ما چيزي نگفته است اما كساني كه ماشين تخليه آب دارند، از داخل كوچه ها آب را جمع و كمي آن طرف تر از محله هاي مسكوني خالي مي كنند. همين باعث تجميع آب در مسيرهاي رفت وآمد شده و تعداد ماشين هاي لوله كشي و تخليه آب كم است. آنهايي كه مشغول اند، از طرف گروه هاي مردمي هستند و خبري از گروه هاي «امدادي» رسمي نيست. هيچ برنامه مشتركي براي تخليه آب در اين منطقه از طرف شركت آب و فاضلاب استان گلستان اجرا نمي شود و تخليه آب به دست تقدير و برنامه تبخير خود به خودي سپرده شده و با وجود تركيب آب فاضلاب با آب سيل، تبخير هم نشدني است. به گفته مردم محلي در چنين وضعيتي فقط بايد چندين و چند كانال باز شود و از اين كانال ها آب به سمت دريا سرازير شود كه با وجود تركيب آب فاضلاب احتمال آلودگي آب دريا هم وجود دارد.

براي بيمه فقط ناممان را ثبت كردند

به سمت محله هايي مي رويم كه هنوز تا دو متر غرق در آب هستند. باد مي آيد و آب راكد تكاني مي خورد. زني كه خانه ا ش در همان محل است، آب را نشانمان مي دهد و مي گويد: «نگاه كن چطور آب جلو مي آد، روزي كه سيل اومد همين جوري شروع شد و توي 20دقيقه چنان آب بالا اومد كه گفتيم راه فراري نداريم. قبلش هواشناسي هشدار داده بود اما فرماندار مصاحبه كرد و گفت نگران نباشيد، سيل مي آيد و مي رود. به هيچ كس آسيبي وارد نمي شود. سيل اومد و موند. خونه مون رو با هزار قرض و سختي ساخته بوديم. الان شده لجن زار».

همسرش هم مي گويد: «من راننده كاميونم. براي مردم بار مي برم پاكستان و ميام. الان دارن بهم فشار ميارن كه برگرد سركارت. اما چطور اينجا رو ول كنم و برم. ماهي 360هزار تومان بيمه تامين اجتماعي مي دم، از كجا بيارم خونه م رو بيمه كنم. كل وسايل خونه موند زير آب. حتي كسي نيومد ببينه چقدر از خونه و وسايل خونه خسارت ديده... ما كه نبايد بريم دنبال كارشناس بيمه و بهداشت، اون ها بايد بيان و سر بزنند، فقط ميان توي محل اسكان ها. اصلا نيومدن ببينن توي خونه هاي ما چه خبره. توي مدرسه مي گن، جارو بزنين، پنجره رو باز كنيند هوا عوض بشه، خب اينها رو كه خودمون بلديم. عوض اين تذكرها، بايد بيان توضيح بدن خونه هامون چطور بايد ضدعفوني بشه؟ چه مريضي هايي مي گيريم؟ مار بزنه بايد چي كار كنيم؟ فقط ماسك روي صورت هاشون مي زنند و مي آن دو متر دورتر از ما مي ايستند، انگار ما جذامي، طاعوني چيزي گرفتيم».

يكي ديگر از محلي ها مي گويد: «از طرف بيمه كسي رو آورديم اما به همه خونه ها سر نزدند. اونجاهايي هم كه رفتند فقط گفتند بيمه نبودي و حالا بعدا اطلاع مي ديم و اگه شد پيگيري مي كنيم. مي گن بهتون وام مي ديم. خب از نظرخيلي از ما وام اشكال داره اما براي تصميم گيرها باور ما كه مهم نيست». به گفته يكي از كارشناسان مسكن محلي، خانه هاي اين منطقه عمدتا اسكلت ندارند، آجري اند و خانه هايي كه 50 سال پيش ساخته شده اند، خاكي هستند. حدود 70 درصد خانه هاي گميشان سيماني نيستند و اين باعث نشست و تخريب خانه ها خواهد شد؛ وضعيتي كه حتي با رفتن سيلاب همچنان ادامه خواهد داشت.

محل ارتزاقمان از بين رفت

در خياباني در آق قلا كه از آب تخليه شده، جلوي در يك پاساژ صنايع دستي، فروشندگان، اجناس صنايع دستي تركمن را جلوي آفتاب پهن كرده اند تا خشك شوند. «تو همين پاساژ هر كدوم از مغازه ها حداقل 50ميليون خسارت ديده، خود من 70ميليون كل دارايي مغازه ا م بود و همه اش رفت زير آب. جنس هامون رو بعد از 20روز از زير آب درآورديم كه خشك بشن. اما كي ديگه اين ها رو مي خره، همه شون پوسيدن. بيمه رفتيم و اسممون رو ثبت كرديم. تا الان براي هر چيزي فقط اسممون رو ثبت كردند و قول وام دادند. حالا مگه مردم توي سرپل ذهاب به زندگي قبل برگشتند كه ما برگرديم يا آدم هايي كه توي پلاسكو بودند اوضاع زندگي شون درست شد؟ خونه ام رفت، از كجا بياريم بخوريم».كساني كه كارشان دامداري و مرغداري بوده، تمام محصولات و ساختمان هايشان از بين رفته است. البته مردم برخي از دام ها را در همان روزهاي ابتدايي به گورستاني روي يك تپه برده بودند و آنها نجات يافتگان گورستان شدند.در آق قلا بيشتر محصولات زراعي از بين رفته و در گميشان هنوز زمين ها زير آب است. دشت هايي وسيع كه از دور شبيه درياچه اي وهم آور شده است. در گميشان بعضي از زمين ها براي مالكان خرد است. هر كسي پنج هكتار تا 10 هكتار زمين دارد. يكي از كشاورزان زمين خودش ر ا نشان مي دهد و مي گويد: «روي اين زمين جو كاشتيم. تمام كار كاشت رو هم تمام كرده بوديم. به خاطر بارندگي هاي سال قبل خوشحال بوديم كه امسال محصول پرباري به دست مي آريم. كاشت توي هر هكتار دو تا دوونيم ميليون خرج برمي دارد. خيلي ها محصول خودشان را پيش پيش فروخته بودند كه خرج كاشت رو دربيارن. الان، هم بدهكارن و هم بي محصول».

زمين از سال هاي بعد از 1332 در تركمن صحرا تبديل به يك مسئله شد و اين مسئله همچنان ادامه دارد. در آن زمان زمين هاي تركمن ها به نفع بنياد پهلوي مصادره شد يا به بهانه «قانون بهره مالكانه» درآمد آنها از زمين حداقلي شد. يكي از محلي ها درباره مالكان زمين يا به قول خودش «سياست زمين» در تركمن صحرا مي گويد: «ما فكر مي كنيم نقشه فلسطين به شكل ديگري اينجا دارد اجرا مي شود. آنجا چطور زمين هايشان را مي خريدند؟ اينجا هم ترجيح داده مي شود هر كسي بيايد و مالك زمين باشد، جز تركمن ها». اين روزها هم همه زمين داران به يك اندازه سيل زده نشده اند. تركيب زمين داري در اين سرزمين شامل زمين داران دولتي، زمين داران خصوصي و زمين داران خرد است. روزي كه به گميشان رفتيم، تعدادي مشغول ترميم سيل بندي بودند كه به دست مردم منطقه ساخته شده بود. زمين داري شكايت به شهرداري برده و گفته بود، شكافي در مسير سيل بدهيد تا زمين من نجات پيدا كند. يك بار سيل بند به خواست او شكاف خورده بود و بعد از اينكه از همين دريچه آب به سمت گميشان رفته بود، مردم خبردار شده بودند و براي بستن دوباره سيل بند دست به كار شدند. كساني كه روي زمين ها كارگري مي كردند، اگر روزمزد بودند، دستمزد فصل كاشت را دريافت كردند و حالا در ماه خرداد كه فصل برداشت امسال است، محصولي نيست كه براي دروي آن كار كنند و مزد بگيرند؛ اما شيوه دستمزد برخي كارگران متفاوت است. زني كه روي زمين هاي كشاورزي كار مي كرد، مي گفت: «روزي 10 ساعت روي زمين كار مي كنم، دستمزدم را هر سال، بعد از فروش محصول بهم مي دادند. من كجا بروم، بيمه كه اصلا من را قبول نمي كند، صاحب زمين هم كه مي گويد زمينم رفت، پولي نيست كه به تو بدهم». سلب مالكيت از زمين البته تنها محدود به زمين هاي زراعي نيست. زمين هاي مسكوني اين منطقه اكثرا بدون سند هستند و هركس بخواهد خانه اش را سند بزند، فرقي نمي كند 80 سال ساكن آن خانه باشد يا دو سال، بايد به قيمت روز كارشناسي شود و از «دولت» بخرد. به گفته محلي ها حدود 40 درصد از زمين ها و خانه ها به نام بنياد علوي است و مردم براي ثبت سند بايد خانه هايشان را از اين بنياد خريداري كنند.

روي مسير سيل، ريل راه آهن زدند

مردم از سد وشمگير و ريل راه آهن گرگان-اينچه برون حرف مي زنند. مي گويند سد و ريل راه آهن دقيقا در مسير سيل ساخته شده اند و سد وشمگير 45 سال است كه لايروبي نشده است. 

مردمي كه تجربه سيل سال 1371 را داشتند، بعد از سيل در گنبد به فرمانداري آ ق قلا مي گويند كه بايد دريچه هاي سد باز شود و ريل راه آهن را شكاف دهند. كسي قبول نمي كند تا شب يكم فروردين كه مردم جلوي فرمانداري جمع مي شوند و بعد از يك روز پافشاري بالاخره موفق مي شوند. محلي ها درباره دليل مخالفت با شكافتن راه آهن مي گويند: «آبي كه پشت سد جمع مي شود، هر سال به كشاورزان به ازاي هر هكتار روزانه 120 تا 150 هزار تومان فروخته مي شود. خط راه آهن را هم حاضر نبودند شكاف دهند؛ چون با پيمانكاران و شركت هاي تجاري قرارداد دارند و هر روزي كه بار با تاخير برسد، بايد پول پرداخت مي كردند. اين منفعت اقتصادي از جان مردم بيشتر مي ارزيد و حاضر به از دست دادنش نبودند». براي انتقال گاز از تركمنستان به ايران هم ده ها لوله و كانال در اين مسيرها ساخته شده كه عملا امكان لايروبي و ايجاد شكاف براي پيدا كردن مسير سيل را گرفته است. يكي از اهالي گميشان مي گفت: «روي مسير زهكشي دامداري ساختن، كي مجوز اين كار رو ميده. يعني يك مسئولي حتي گذري هم اين خطا را نديده است. گميشان يك شهرستان كوچك است. در يك شهرستان كوچك كه در مسير سيل هم هست، هشت پل ساختند. اينها توي اين مدت براي ما عذاب شد و جلوي مسير آب را گرفت». زندگي مردم آق قلا و گميشان به حالت عادي برنگشته و به قول اهالي آنجا ضربه سيل تا چند سال بر گرده آنها خواهد ماند؛ زمين ها به همين زودي آماده براي كشت هاي بعدي نيستند، در معرض ابتلا به بيماري هاي عفوني و انتقال بيماري از لاشه هاي حيوانات به افراد هستند و خيلي ها بي كار شدند. زني اهل آق قلا مي گفت ما چيزي از دولت نمي خواهيم، همان طور كه تا امروز در محروميت و فقر توانستيم زنده بمانيم، زندگي مي كنيم، فقط مي خواهيم اين آب برود. گميشان و آق قلا را با تصوير مردي ترك مي كنيم كه روي تكه اي خاك نشسته بود و به مزرعه زير آب رفته نگاه مي كرد. نزديكش شديم تا با او حرف بزنيم. حوصله نداشت و از تمام كساني كه مي آيند، حرفي مي زنند و به راه خودشان ادامه مي دهند، بدش مي آمد.

مرداب در گلستان


 روزنامه شرق، شماره 3402 به تاريخ 25/1/98، صفحه 5 (ويژه سيل)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 3 بار
    



آثار ديگري از " مرضيه اميري"

  متهمان «خاص» يك پرونده تخلف مالي / گزارش «شرق» از به تاراج رفتن يك شركت توليدي 50 ساله
مرضيه اميري، شرق 5/6/97
مشاهده متن    
  ردپاي برخي سلبريتي ها و مسئولان در پرونده ثامن الحجج / «شرق» از تخلفات يكي از موسسات مالي و اعتباري غيرمجاز گزارش مي دهد
مرضيه اميري، شرق 27/4/97
مشاهده متن    
  دامپروري؛ شغل جديد صدا و سيما / گزارش «شرق» از يك ميليون و 200 هزار يورو ارز دولتي كه شركت هاي زيرمجموعه رسانه ملي دريافت كردند
مرضيه اميري، شرق 19/4/97
مشاهده متن    
  عملكرد وارداتي مجهول وزارت بهداشت / آمبولانس ها با تعرفه سواري وارد شدند؟
مرضيه اميري، شرق 13/4/97
مشاهده متن    
  سايه دلار بر سبد غذا / «شرق» امكان نزديكي نرخ ارز بازار آزاد و دولتي را بررسي مي كند
مرضيه اميري، شرق 6/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Journal of Family and Reproductive Health
شماره 4 (پياپي 1204)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است