|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق98/1/25: موافق تئاتر خصوصي بودم و هستم
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3445
يك شنبه 19 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3402 25/1/98 > صفحه 10 (هنر) > متن
 
      


موافق تئاتر خصوصي بودم و هستم
گفت و گو با نادر برهاني مرند، دبير جشنواره سي وهفتم تئاتر فجر

نويسنده: مصاحبه: عسل عباسيان

در جايگاه دبير جشنواره سي وهفتم فجر، زمستان سال گذشته جشنواره اي نه چندان مقبول را برگزار كرد كه در روزهاي نخستينش اين گفت وگو به بهانه برگزاري جشنواره صورت گرفت و به دلايل مختلف انتشار آن تا امروز به طول انجاميد، اما حالا كه كمي از جشنواره فاصله گرفته ايم شايد بتوان بهتر و با ديدي شفاف تر به جشنواره اي كه گذشت نگاه كرد، پس اكنون انتشار اين گفت وگو بهنگام است و شما را دعوت به خواندنش مي كنم.
 شما در نشست خبري در جواب خبرنگاران گفتيد فراخوان تغييري نكرده، ولي اي كاش مي شد يك فراخوان آرماني براي جشنواره تدوين كنيد. دلتان مي خواسته كه يك فراخوان آرماني تدوين كنيد؛ اگر مي شد كه فراخوان آرماني براي تئاتر و برگزاري يك جشنواره تئاتري داشته باشيد، آن فراخوان آرماني چه بود؟

ببينيد اين بخشي از پاسخ جامع من بود به يك سوال در نشست مطبوعاتي؛ يعني كه اين گزاره پس و پيشي هم داشته يقينا. اما براي اينكه سوال شما را پاسخ بدهم اجازه بدهيد عرض كنم كه اين مطلب به دو، سه نكته مهم اشاره دارد؛ اول اينكه جشنواره امسال برخلاف گذشته آيين نامه اي مدون داشته كه دبير خيلي به عدول از آن مخير نبوده. هرچند ممكن  است شخصا به اين آيين نامه - كه كمي باشتاب نگارش شده و ايراداتي بر آن وارد است- اشكالاتي داشته باشم، ولي كلا از اينكه به هرحال سند مكتوبي وجود دارد كه ساختار جشنواره و حدود و ثغور اختيارات و مسئوليت ها را مشخص مي كند راضي ام. اين يعني اينكه ساختار جشنواره كه به نوعي برايند 36 دوره قبل است مشخص شده و خيلي نمي شود با سليقه شخصي دبير نوعي آن را به هم ريخت. دوم اينكه اين ساختار خوب يا بد - كه البته به نظر من به شدت جاي بازنگري دارد - ادامه منطقي 36 دوره است و حتما جايي عده اي با نظر كارشناسي آن را تدوين كرده اند كه به نوبه خود قابل احترام است. مي خواهم بگويم من مكلف بودم به رعايت ساختاري ازپيش تعيين شده. هرچند اعتراف مي كنم كه به اقتضاي شرايط دوره سي وهفتم، از جمله متقارن بودن با چهلمين سالگرد انقلاب، در برخي جاها از آيين نامه عدول كرديم. ايدئال من اين بوده و هست كه جشنواره به لحاظ كمي بايد تنگ تر شده و بر كيفيت آن افزوده شود يا اساسا گمان مي كنم مي شود از برخي ماموريت هاي فرعي جشنواره به نفع كيفيت و برخورد اقتصادي تر گذشت يا... .

 همان اصلاح ساختاري كه از آن صحبت كرديد، چه اصلاحي خواهد بود؟

مشكلاتي را كه به نظرم رسيده و از بابت صحت آنها مطمئنم يادداشت كرده ام و اخلاقا شايسته نمي دانم الان بگويم، ولي واقعيت اين است كه يك سري مشكلات ساختاري در اندام واره تئاتر فجر وجود دارد كه اگر رفع شود، هم بالنده تر مي شود و هم شايد كم هزينه تر و كامل تر. اجازه دهيد اينها را بعد از اينكه به رئيس مركز ارائه دادم، رسانه اي اش كنم.

 درصد كمي از آثار جشنواره براي اولين بار روي صحنه مي رفت. با توجه به اينكه تئاتر يك هنر زنده هم هست، چرا ما اغلب آثاري كه در جشنواره مي بينيم، آثاري هستند كه قبلا هم در طول سال مي بينيم و اين سال هاست سوال است كه چرا ما نمي آييم اساسا يك سري آثار را براي جشنواره توليد كنيم؛ مثل اتفاقي كه در جشنواره فيلم فجر مي افتد؟

جشنواره فيلم و جشنواره تئاتر تفاوت اساسي و  بنيادين دارند. هيچ جشنواره معتبر بين المللي را نمي توانيد سراغ داشته باشيد كه محل آزمون وخطاي كارهاي نيم بند باشد. مگر اينكه اصلا قرار باشد برخي كارهاي بزرگ اولين اجراهايشان را به افتخار جشنواره شروع كنند، ولي هميشه جشنواره هاي معتبر ويترين بهترين ها، پرتجربه ترين ها و پخته ترين آثار است. يك زماني بله، جشنواره تئاتر فجر گفتمانش اين شكلي بود كه بايد مثلا محملي باشد براي توليد آثار سال بعد؛ اين يك ضرورت گفتماني يك دوره خاص بود با توجه به شرايط تئاتر آن دوره، ولي من يادم هست، آن دوره جشنواره تئاتر فجر انباشته بود از كارهاي شتاب زده و شكل نگرفته و دقيقه نودي؛ يعني گروه ها مي آمدند به جشنواره، در عرض يك روز يا كمتر بايد دكور نصب مي كردند، نور صحنه را تنظيم مي كردند و خيلي كار هاي شتاب زده ديگر. براي همين عموما كارها خام و نپخته بودند كه اين اصلا خوب نبود. همان موقع ها همگي تاسف مي خورديم كه چرا جشنواره برايند اجراهاي عمومي نيست؟ اين آرزوي همه بود؛ يعني كارها قبلا بايد با مخاطب واقعي - نه جشنواره اي- محك خورده باشند، اجراهاي عمومي را رفته باشند و پخته ترين اجراهايشان را بياورند در ويترين يك جشنواره كه علي الاصول بايد استانداردهاي بين المللي شدن را داشته باشد. از نظر من اين فرصت امسال اتفاق افتاده است. البته بايد بگويم از دو، سه سال قبل اين اتفاق افتاده، ولي امسال من فكر كنم 95 درصد آثار اين شكلي هستند. ضمن اينكه با اين انگاره هم مخالفم كه چون كارها قبلا اجراي عمومي داشته اند پس كارهاي كهنه اي هستند و طراوت لازم را ندارند.

 كهنه كه نه، منظور آثاري كه در طول سال اجرا رفته؛ منظور من اين است.

چه تفاوتي دارد؟

 مخاطب تئاتر كه مخاطب خاصي هم هست، در طول سال آن آثار را ديده است.

نديده است. من اين را يك جاي ديگر هم گفته ام. الان طبق آمار رسمي شايد حداقل 70 يا 80 اثر تئاتري در يك ماه در تهران روي صحنه مي آيند. با اين تكثري كه الان اتفاق افتاده، شايد تعداد بيشتر از اين هم باشد. يكي بخواهد وقت بگذارد و هر روز تئاتر ببيند، بيشتر از 15 اثر نمي تواند ببيند؛ چون ساعت هاي اجراي تئاترها هم مشخص و عموما يكسان است؛ يعني عملا 60 تا از آنها را از دست مي دهد. در نتيجه تئاتربين ترين آدم شهر تهران باز هم مي تواند اينجا در جشنواره كاري ببيند كه قبلا نديده است. ضمن اينكه الان 46 درصد آثار جشنواره فجر، آثار شهرستاني هستند و توليد استان ها هستند؛ بنابراين اگر يكي بخواهد به قول شما دنبال طراوت و تازگي باشد، جشنواره محمل خوبي است براي اين آرزومندي. آثاري تازه و متنوع!

 شما در سال هاي اخير بسيار منتقد وضعيت تئاتر بوديد. الان از جشنواره دفاع مي كنيد و اين تناقضي در خودش دارد. گفتيد و به درستي هم گفتيد كه حال تئاتر خوب نيست و خصوصي شدن تئاتر همراه شده با نوعي ابتذال. گفتيد دولت نبايد به طور كامل  كنار بكشد.

گمان نمي كنم اين اصطلاح من باشد. من واژه ابتذال را به كار نمي برم يا خيلي با احتياط به كار مي برم؛ چون خودم موافق شكل گيري تئاتر خصوصي بودم و هستم. اگر هم از زبان من نقل شده، در گفت وگوهاي شفاهي با خبرنگاران اتفاق افتاده.

  ولي اين را گفتيد كه دولت نبايد به طور كامل كنار بكشد.

بله، هنوز هم مي گويم. اصلا اشكال همين جاست كه شكل گيري تئاتر خصوصي يكباره بدون برنامه جامع و حساب شده اتفاق افتاد.

 نكته بسيار مهمي كه در انتقادهاي خود مي گفتيد، اين بود كه تئاتر اجتماعي با اين وضعيت خصوصي سازي تئاتر از دست رفته. حالا چقدر به اين نوع تئاتر در اين جشنواره توجه داشتيد و اينكه منتقد وضعيت بوديد، با دبيرشدن تناقضي در خودش ندارد؟

شما واقعا فكر مي كنيد الان تناقضي وجود دارد؟ براي بخش اول سوال تان اجازه بدهيد صريح بگويم من همان هستم كه بودم و كوچك ترين تغييري در آرمان هاي تئاتري من به عنوان يك كنشگر فرهنگي اتفاق نيفتاده. چرا بايد اين اتفاق افتاده باشد؟!. همچنان معتقدم تئاتر بايد تئاتر منتقد باشد و تئاتر ايدئال من تئاتري است كه رويكرد اجتماعي و انتقادي داشته باشد. بله، تئاتر اجتماعي ما همچنان در محاق است. خيلي متاسفم كه بگويم به جاي رويكرد اجتماعي، اشكال محافظه كارانه جايش را گرفته است. بگذاريد با صراحت بگويم اگر اين مسئوليت را پذيرفتم، احساس نوعي تكليف بود و صرفا رويكرد هنرمندانه داشته است. خيال تان راحت، من نه سوداي مديريت دارم و نه تلاشي براي تصرف پست و مقامي! كار من به شهادت نوشته ها و آثارم چيز ديگري است! من هويت هنري ام را - كه حاصل يك عمر عرق ريزان روح و خون دل خوردن است- حاضر نيستم با هيچ سوداي ديگري معامله كنم. آن هم در ميان سالگي! اما پاسخ سوال دوم شما، بايد بگويم وقتي آثار حاضر در جشنواره قرار باشد خارج از اراده جشنواره توليد شده باشند، چقدر سليقه يك دبير مي تواند در شكل گيري نوع آثار رسيده - نه توليد شده- دخيل باشد؟

 حالا چقدر در اين جشنواره تئاتر اجتماعي پررنگ است؟

اميدوارم كه آثار دغدغه مند پررنگ تر باشند. مهم هم نيست كه از چه سبك و سياقي باشند. اميدوارم مسئله طرح كنند، نه شبه مسئله؛ اما من فقط مي توانم آرزو كنم. نمي توانم اعمال سليقه بكنم. جشنواره به واقع گزارشگر واقعي آن چيزي است كه در تئاتر ما در اين يك سال گذشته و مي گذرد. خوب يا بد! تلخ يا شيرين! جشنواره فقط آينگي مي كند. شرايط امكان عملي شدن اين آرزو بايد جاي ديگري فراهم شود... . وضعيت شكل و محتواي آثار درواقع متوجه كل حال و هواي جريان هنري است و البته برنامه ريزي و مديريت سياست گذاراني كه در طول اين سال ها سياست گذاري كرده اند. ما جز اينكه انتخاب گر خوبي باشيم، كاري از دستمان برنمي آمد كه بله در اين بخش ممكن است اشكالاتي داشته باشيم. توجه داشته باشيد من به انتخاب گران جشنواره نمي توانستم تكليف كنم فقط كارهايي را انتخاب كنند كه مثلا رويكرد اجتماعي داشته باشند يا... . در جشنواره بسيار تنوع شكلي و محتوايي داريم. ما در اين جشنواره نمونه هاي متنوعي از تئاتر اجتماعي داريم، تئاتر فيزيكال داريم، تئاترهايي كه ميل به شكستن ساختارهاي مالوف دارند، تئاتر بدون كلام، تئاتر آلترناتيو و... . تنها جايي كه سليقه دبير شايد مي توانست دخيل باشد، در انتخاب آثار براي بخش ميهمان بود كه آن هم تعدادش محدود بود. خلاصه كنم، تمام تلاش ما اين بوده كه امسال در دو محور مهم كوشا باشيم: يك؛ انتخاب گر خوبي باشيم، دو؛ برگزاركننده خوب؛ يعني ميزباني شكيل و شمايل دار ميهمانان  جشنواره بزرگ فجر.

 شما در صحبت هايتان مدام تاكيد داريد كه جشنواره به بلوغ رسيده است؛ نمود اين بلوغ چيست؟ نظمي كه در جشنواره هست، سلامت انتخاب ها، تغيير تركيب داورها، كيفيت تئاترها، دعوت از كارگرداني كه مدت ها روي صحنه نبوده، تغيير و تثبيت اساسنامه و آيين نامه؟ ما نمود اين بلوغ را كجا بايد ببينيم؟

از نظر من، بلوغ اين جشنواره يعني اينكه تا الان با توجه به فراز و فرودهاي بسيار، تئاتر ما توانسته برقرار و بردوام باشد. به هر حال اين جشنواره هويتي 37ساله دارد؛ قاعدتا اين بايد نشان از بلوغ يك رويداد باشد.

 يعني اگر آدمي به 37سالگي برسد و صرفا نميرد، به بلوغ رسيده است؟

بله مگر اينكه معتقد باشيم اساسا تئاتر ما نابالغ مانده كه اين بحث ديگري است. من معتقدم تئاتر ما در حال پوست اندازي است. چه بپذيريم و چه نپذيريم، نسلي متفاوت با نوع جديدي از مطالبات، انتخاب ها و سليقه هاي فكري و هنري وارد ميدان شده و دارد كنشگري مي كند. اگر جشنواره اي بتواند گفتمان تئاتري اش را در ميان اين همه تنوع سليقه حفظ كند، يعني بالغ است.

 در نظمي كه در جشنواره هست كه نيست، واقعا شما تاكيد داريد كه جشنواره به بلوغ رسيده است؟

 ما داريم درباره سير، سلامت انتخاب ها و تغيير تركيب داورها صحبت مي كنيم.

من مي گويم جشنواره با توجه به امكاناتي كه در اختيارش بوده، اتفاقا جشنواره بي نظمي نبوده؛ تمام برنامه هاي متنوع ما، امسال طبق برنامه پيش رفته است. 155 اثر در اين جشنواره اجرا رفته است. بپذيريد با مشكلات سخت افزاري متعددي كه داريم، مديريت اين همه اثر كار آساني نبود. جشنواره تئاتر فجر جشنواره بالغي است كه توانسته گفتمان خود را بر اساس نيازمندي هاي گونا گون دوره هاي تئاتري عوض و معاصر كند. بله، جشنواره ضعف هاي اساسي هم دارد، من اين را اوايل بحث هم عرض كردم؛ اما بايد از اين منظر هم ديد كه اين جشنواره چقدر در منطقه و حتي دنيا، بنام و معتبر است؟ مي توانيد برويد با ميهمانان خارجي ما گفت وگو كنيد، شايد بد نباشد مقداري فارغ از دغدغه ها و دعواهاي رايج ژورناليستي و تئاتري كه گاه متاسفانه خالي از غرض ورزي و بدبيني هاي متداول هم نيست، از ديد ديگران ارزيابي كنيد و ببينيد اين جشنواره چگونه جشنواره اي است. نمي خواهم از آنچه اتفاق افتاده است، صددرصد دفاع كنم، ولي چه دوست داشته باشيم و چه دوست نداشته باشيم، جشنواره تئاتر فجر جشنواره مهمي است. شايد بد نباشد دوستان منتقد ما بروند و ببينند در جشنواره هاي هم قدوقواره جشنواره ما چه خبر است؟ اصلا اگر جشنواره تئاتر فجر جشنواره كم فايده اي است، چه لزومي دارد اين همه هنرمند عاقل و بالغ چندين بار در آن شركت كنند؟ حالا كه به راحتي مي شود اجراي عمومي رفت، به حضور در جشنواره احتياجي نيست؟! پس اين همه اشتياق براي حضور در جشنواره نشانه چيست؟ واقعا فكر مي كنيد علتش چيست؟ اعتبار انكارناپذير جشنواره است. به نظرم جشنواره اي كه بتواند هنرمندان بزرگي را در دوره هاي مختلف به تئاتر ايران و حتي جهان معرفي كند، جشنواره اي است كه مي تواند ادعاي هويت و حتي بلوغ كند.

 هميشه بحثي بوده كه تئاتري ها براي تئاتر تصميم بگيرند و روي صندلي مديريت بنشينند. در خانه تئاتر هم اين اتفاق در وجه سنديكايي افتاده است؛ اما اينكه در جايگاه رسمي دولتي باشي و بخواهي همچنان تئاتري بماني، چقدر مقدور است؟ تا چه حد اگر تئاتري ها وارد جايگاه رسمي شوند، مي توانند همچنان تئاتري بمانند؟ يعني چقدر مي شود همچنان تئاتري ماند و جايگاه رسمي داشت؟

بسته به خود آد م هاست. مي شود تئاتري بود و با كوچك ترين جايگاه به قول شما دولتي، هويت هنري خودت را فراموش كني و برعكس مي تواني در هر شرايطي خودت باشي؛ بستگي به افراد دارد. در سوال قبلي، پاسخ صريح دغدغه شما را دادم .تكرار هم مي كنم، من اعتبار هنري و آرتيستيك خودم را با هيچ پست و مقامي معامله نكرده، نمي كنم و نخواهم كرد. ببينيد پيشنهاد دبيري فجر را من در وهله اول از طرف يك دوست هنرمند، يك نمايش نامه نويس و كارگردان خوب كشورم دريافت كردم. پيشنهاد دبيري جشنواره اي كه قرار است همه هنرمندان تئاتر خانواده بزرگ كشورم را ميزباني كند. چه افتخاري بالاتر از اين؟ چه چيزي جذاب تر از اين؟ من وقتي دست بيعت مي دهم به دوست هنرمندم شهرام كرمي كه يك نمايش نامه نويس است، در واقع با كسي هم ركاب مي شوم كه تا ديروز با هم روي صحنه بوديم. او از من دعوت مي كند مديريت جشنواره اي را بپذيرم كه در وهله اول يك جشنواره تئاتر است، ميزي هم ندارد كه خيلي دل بسته ات بكند. مهم تر از همه، يك جشن است. من دبيري جشني را پذيرفته ام كه هنرمندان بزرگي مثل دكتر رفيعي و استاد غريب پور و بسياري نام هاي مهم و معتبر تئاتري در آن حضور دارند. اصلا كدام آدم عاقلي هويت گذشته خودش را مثلا با يك ميز موقت دبيري يك جشنواره تئاتر معامله مي كند؟ تاكيد مي كنم، وجه آرتيستيك جشنواره و خدمتگزاري به همكاران و هم صنفانم در پذيرش اين مسئوليت قبل از هر چيز مهم بوده و هست. اينكه من لايق اين جايگاه بودم يا نه، بحث ديگري است؛ ولي اگر با اشتياق اين مسئوليت سنگين را پذيرفتم، به اين دليل بوده كه قبل از بنده هنرمندان بنامي آن را پذيرفته بودند كه براي تك تكشان ارزش و احترام قائل هستم. دوستاني كه غير از اين فكر مي كنند، لطفا نكنند. البته تمام سعي و توانم را كردم كه خيلي شرمنده خودم و همكارانم نباشم، اميدوارم اين گونه بوده باشد.

موافق تئاتر خصوصي بودم و هستم


 روزنامه شرق، شماره 3402 به تاريخ 25/1/98، صفحه 10 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 3 بار
    



آثار ديگري از "مصاحبه: عسل عباسيان"

  «دست هاي ماندگار» به احترام نام آوران هنر ايران / رامين اعتمادي بزرگ، مجسمه دست هاي فرهادي، كلهر و... را ساخت
مصاحبه: عسل عباسيان، شرق 10/2/98
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافيايي در منابع طبيعي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 1001)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است