|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد98/2/25: جامعه دادگر، بازتعريف مفهوم عدالت در جامعه
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4632
دو شنبه 27 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4608 25/2/98 > صفحه 24 (مديران) > متن
 
 


معناي مديريت 
جامعه دادگر، بازتعريف مفهوم عدالت در جامعه
بخش بيست و نهم

نويسنده: چارلز هندي
برگرفته از: برگرفته از ترجمه كتاب منحني دوم

عدالت واژه اي است ابهام برانگيز كه دست كم سه معناي متفاوت دارد: مي تواند به معناي اعطاي چيزي به مردمي باشد كه سزاوار آن هستند چه پاداش باشد چه تنبيه. مي تواند به معناي اعطاي چيزي به ميزان نياز باشد و نيز مي تواند به معناي انصاف باشد كه توازني در دو معناي ديگر برقرار مي سازد. جاي شگفتي نيست كه اين برداشت هاي متفاوت از معناي عدالت مي تواند ابهام بسيار و تعارض فراوان پديد آورد.

به طورمثال نابرابري شايع در جوامع امروزي به طور كلي نامنصفانه به نظر مي رسد. اما آيا بي عدالتي است؟ هرسال شكاف بين يك درصد ثروتمندتر و 99 درصد بقيه افزايش مي يابد. يك درصدي ها ادعا مي كنند كه سزاوار پاداش خود به عنوان ثمره سازمان و مسووليت هايشان هستند. با اين تعريف، اين عدالت است. اما شكايت بقيه آن است كه سهم سودمندي هاي اقتصاد درحال رشد به آنها نمي رسد و درنتيجه استانداردهاي زندگي آنها رو به كاهش است، طوري كه عده اي در فقر واقعي به سرمي برند و بسياري حتي نمي توانند نيازهاي اوليه خود را تامين كنند. آنها مي گويند اين وضعيت، بي عدالتي و بي انصافي است. اما حق با كيست؟ برحسب طرز نگاهي كه افراد دارند و تعريفي كه از عدالت ارائه مي كنند، همه حق دارند.

چارلز هندي در گوشه هايي از كتاب منحني دوم، مفهوم عدالت و مفهوم جامعه دادگر را مورد سوال قرار مي دهد. او به نقل ازكتاب «سرمايه در سده بيست ويكم»، اثر توماس پيكتي، اقتصاددان فرانسوي، عنوان مي كند وقتي نرخ بازگشت سرمايه، به طور كلي از نرخ رشد اقتصادي بيشتر باشد نابرابري در ثروت بي وقفه افزايش مي يابد. پول پول مي سازد. او همچنين ارثيه را در روزگاران قديم و در طول تمام تاريخ، مايه ثروت مي خواند اما قرن بيستم را از اين حيث متفاوت و استثنايي مي داند. دو جنگ جهاني همراه با مستعمره زدايي، مباني سرمايه را فرسوده است و سرمايه ها مصادره، ملي و مشمول ماليات شده اند تا هزينه جنگ ها و دولت هاي رفاه كه پس از آن شكل مي گيرند تامين شود. همچنين نظام هاي اقتصادي غرب به دليل بازسازي اروپا و همپايي با فناوري به طور نامتعارفي رشد مي كنند.

در اين شرايط رشد اقتصادها پرشتاب تر از بازگشت سرمايه بوده است و ثروت تا اندازه اي متعادل شده است. هندي در منحني دوم زيبايي چهره اي از جوامع غربي را در دهه1980 به تصوير مي كشد: «اين فرآيندها در اين سال ها در جهت عكس پيش رفت: نرخ رشد كند، سرمايه بازسازي و ماليات درآمدهاي بالا حذف شد. هنگامي كه ماليات ها بالا بود، مردم اشتياق چنداني براي افزايش چشمگير در حقوق نداشتند. آنها كه در رده هاي بالاي شركت ها بودند حال كه مي توانستند بخش بيشتري از آن را حفظ كنند شروع كردند به دادن پاداش هاي سخاوتمندانه به خودشان. امروز تملك ثروت در اقتصادهاي پيشرفته به مراتب از درآمد ملي سالانه بيشتر است؛ درست مثل دوره پيش از نخستين جنگ جهاني. تفاوت اين است كه ثروت جديد ديگر توسط زمين داران قديم تصاحب نمي شود، بلكه در دست ثروتمندان فعال است كه عمدتا شامل مديران ارشد شركت ها همراه با شمار كمي از بانكداران و برخي ستارگان ورزشي است كه همگي با هم فقط 01/ 0 درصد از جمعيت را تشكيل مي دهند.»

چارلز هندي پاداش دهي در نظام اداري را نوعي رشوه و تحقيرآميز مي خواند. «من هرگز معناي فرهنگ پاداش را نفهميده ام. از نظر من اينكه مجبور باشي رشو ه بگيري تا بالاترين تلاش را در شغلت به خرج دهي، تحقيرآميز است و چه بيهوده و پوچ است وقتي برخي پاداش ها تضمين پرداخت هميشگي دارند. اگر هم تضمين نداشته باشند، آنقدر مرسوم و عادي شده اند كه بخشي از قراردادي نانوشته را تشكيل مي دهند. به هر روي شواهدي وجود ندارد كه امكان پرداخت پاداش بالاتر لزوما به عملكرد بهتر و بيشتر بينجامد.»  اين موضوع را كارگروه هاي حقوق و دستمزد شركت ها و سازمان ها معين مي كنند و همين فرصتي است براي مديران ارشد كه منكر هر گونه مسووليتي در زمينه حقوق ها و پاداش هاي مديريتي بشوند. آنها مي گويند: «به من ارتباطي ندارد، درباره اين مسائل كارگروه حقوق و دستمزد به طور مستقل تصميم گيري مي كند.» با اين همه بيشتر كارگروه هاي حقوق و دستمزد در پي آن هستند تا هنجارهايي را براي صنعت ذي ربط معين كنند و تا جايي كه قابل توجيه باشد كمي بيشتر از ميانگين بپردازند.

ارقام پايين تر حاكي از آن است كه آنها، عملكرد را غيررضايت بخش برآورد كرده اند كه البته اين كار را فقط در موارد حاد انجام مي دهند. نتيجه ناگزير، افزايش پيوسته ميانگين خواهد بود. كه هرچه هست، در محدوده دنياي آشناي آنها قرار ندارد. اين نظام بدون آنكه هيچ چيزي از بيرون برآن تاثير بگذارد بي نقص و خودارزياب است. آيا بايد ديدگاه هاي ديگران هم منظور شود؟ شايد شما اين گونه فكر كنيد. اما اين امر به تغيير قواعد حاكميت در شركت ها ربط دارد كه البته از سوي خود هيات مديره تثبيت شده است. با اين همه معمولا دريافت كنندگان پرداخت هاي بالا آن را ثمره شركت تلقي مي كنند كه مستحق آن هستند و مي پندارند عادلانه است. بدون چنين دريافت هاي بالايي آنها نخواهند توانست به انباشت سرمايه بپردازند كه از نظر آنها نامنصفانه است. برعكس 99 درصد بقيه مي گويند همين پرداخت هاي نجومي نامنصفانه است. زيرا نامتناسب و نابجا توزيع مي شود. درهرصورت بخش بزرگي از موفقيت آنها كه در راس سازمان هستند ناشي از كار زيردستان است. بسياري از اينها سخت كار مي كنند، اما به همان شيوه پاداش نمي گيرند.

هرچند كه خيلي از آنها (پزشك، معلم، پرستار و...) سهم بزرگي در جامعه دارند. سه چهره عدالت كه پيش تر گفتيم، در تعارض اند و چشم انداز مطلوبي در برابر خود نمي بينيم. شايد در نسل بعدي حتي چيزي بدتر از دو دنياي قديم ببينيم، گروهي از انسان هايي كه با ثروت انباشته شده توسط نسل قبلي زندگي مي كنند و نيز ادامه پرداخت هاي نجومي به افراد بالاي سازمان ها و اين در حالي است كه بازگشت سرمايه همچنان از نرخ رشد در اقتصادها پيشي مي گيرد. اين دريافت كنندگان جديد درآمدهاي ثابت، يعني آنها كه با سرمايه هاي ارثيه اي زندگي مي كنند، بعيد است مسووليت اجتماعي را كه اغلب با اين ثروت هاي پيشين همراه بوده، به ارث برده باشند. هندي در كتابش به تغيير هنجارهايي در نظام پاداش دهي روي مي آورد و سعي مي كند منحني دومي را در واكنش كارفرمايان به نيروي كار ترسيم كند. ايجاد زنجيره ا ي عميق و وابستگي هاي سالم ميان آنچه كه بايد باشد. منحني دوم، انديشه اي است كه چارلز هندي در تصوير دنياي آينده و لزوم مطابقت با اقتضائات آن در كتابي با همين نام كه توسط نشركتاب معنا ترجمه و منتشر شده است، معرفي مي كند و به تشريح و تبيين آن در عرصه هاي مختلف مي پردازد.

جامعه دادگر، بازتعريف مفهوم عدالت در جامعه


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4608 به تاريخ 25/2/98، صفحه 24 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 10 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه علامه
متن مطالب شماره 55، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است