|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد98/2/17: كارگران هميشه در مركز توجهم بوده اند
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4383
شنبه 18 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 4360 17/2/98 > صفحه 7 (جلد دوم) > متن
 
      


كارگران هميشه در مركز توجهم بوده اند
گفت وگو با يوريك كريم مسيحي به مناسبت برپايي نمايشگاه اخير عكس هايش با عنوان «سنگ و نمك»

نويسنده: مصاحبه: غزاله بداقي

درست همزمان با روز جهاني كارگر، تازه ترين نمايشگاه عكاسي يوريك كريم مسيحي با عنوان «سنگ و نمك» و به كيوريتوري فرشيد پارسي كيا در گالري دنا افتتاح شد. مجموعه جديد اين هنرمند كه با محوريت كارگران ايراني و شرايط كاري آنها به ثبت رسيده، حاصل سفرها و تفحص او در معادن، كارخانه ها و كارگاه هاي مختلف است. اين روزها اگر به گالري دنا سر بزنيد مي توانيد از تجربه پشت ثبت هر عكس از او بپرسيد و داستان هاي زيادي درباره شان بشنويد. كريم مسيحي علاوه بر عكاسي، سال هاست كه به نويسندگي نيز مشغول است. در اين گفت وگو از فعاليت هاي اين روزهايش شنيديم. از ايده هاي جديدش براي عكاسي تا كتاب هايي كه در دست چاپ دارد.
نمايشگاه شما درست همزمان با روز كارگر افتتاح شد.

بله، به اصرار من چهارشنبه يازدهم ارديبهشت همزمان با «روز جهاني كارگر» نمايشگاه افتتاح شد. معمولا رسم گالري ها بر اين است كه روزهاي جمعه افتتاحيه داشته باشند، اما اين اولين بار در «گالري دنا» بود كه به دليل اهميت ويژه اين مناسبت برخلاف سنت معمول عمل شد.

از كارهاي قبلي تان براي اين نمايشگاه انتخاب كرديد يا مشخصا براي اين نمايشگاه عكاسي كرديد؟

اين مجموعه را براي همين مناسبت بخصوص، يعني روز جهاني كارگر در پاييز و زمستان گذشته عكاسي كردم. همه عكس ها جديد هستند و با اينكه تعدادعكس ها از حد معمول خيلي بيشتر است، يعني 62 قطعه عكس، اما تعدادي عكس ديگر را به دليل محدوديت جا از نمايشگاه بيرون گذاشتيم. هر چند همين 62 عكس هم براي يك نمايشگاه زياد است اما دلم مي خواست لحظات بيشتري از زندگي كارگر را نشان بدهم.

ايده اوليه نمايشگاه چطور در ذهن شما شكل گرفت؟

كارگران هميشه در مركز توجه من هستند. هم كارگر به عنوان انسان و هم انسان به عنوان كارگر. اين ميزان حق كشي، پايمال كردن حقوق و ظلمي كه در آنها اتفاق مي افتد براي من هميشه بسيار دردناك است و من را به اين فكر فرو مي برد كه نبايد دست روي دست بگذارم. كاري كه من مي توانستم بكنم همين بود كه كردم. من آدمي فرهنگي ام و طبيعتا كار فرهنگي مي توانم بكنم. اميدوارم كارم تاثيرگذار بوده باشد.

و كارهاي شما هم كه نگاتيو هستند؟

نه، اين بار ديجيتال عكاسي كردم. هيچ تعصبي روي آنالوگ يا ديجيتال بودن ندارم. دوربيني كه اين بار با آن عكاسي كردم دوربين نازلي بود، از آنهايي كه جوان ها احتمالا نگاهش هم نمي كنند. اما از نتيجه هم راضي ام؛ چرا كه دوربين براي من عاملي چندان تعيين كننده نيست.

براي برگزاري اين نمايشگاه فرآيندي پژوهشي هم داشتيد؟

پژوهش در اين مورد و موضوع در همه عمرم اتفاق افتاده است. من همه عمرم به اين موضوع توجه كرده ام چون پدرم كارگر بوده و در يك خانواده كارگري به دنيا آمدم. وقتي انقلاب شد من 14 سال داشتم، يكدفعه با يك حادثه بزرگ و روياي محقق شدن عدالت روبه رو شدم. عدالت و بي عدالتي براي من مهم بود و اولين جايي هم كه اين مساله خودش را نشان مي دهد در بين كارگران و طبقه آنهاست. دوست داشتم از كارگران معدن زغال سنگ عكاسي كنم كه نشد، ماند براي بعد، همچنين دوست داشتم از زنان كارگر بيشتر عكاسي كنم كه فقط يك جا محقق شد.

همان گوشه از نمايشگاه كه عكس هايي از كارگران خانم يك كارگاه را مي بينيم.

بله. فقط آنجا محقق شد. بقيه عكس ها از كارگران كارهاي سخت تر با شرايط ناامن و نامطلوب براي زنان است.

تعدد لوكيشن داشتيد؟

بله به شدت. عكس كارگران ساختماني را در گوشه و كنار محل زندگي ام گرفتم. اين روزها خانه هاي در حال ساخت، از خانه هاي ساخته شده كه مردم توش مي نشينند بيشتر است. از ساختمان ها در مجموع زياد عكاسي كردم، ولي به لطف يك دوست به سمت گرمسار و سمنان هم رفتم تا از معدن سنگ و سنگ نمك هم عكاسي كنم. جاهايي بودند كه شناختي از آنها نداشتم اما عكاسي از آن مكان و ديار انگار فراموش شده بيشتر به نفع من شد و برايم تبديل به سفري مكاشفه اي شد.

در اين مكان ها چه چيزهايي توجه تان را به خود جلب مي كرد؟

ببينيد من چه در نويسندگي، چه نوشتن براي عكس ها و چه در نحوه زندگي كردنم، هميشه خود انسان برايم محور بوده است. هيچ وقت عكسي نمي گيرم كه آدم در آن وجود نداشته باشد. بنابراين اول و آخر خود كارگرها هستند. اما در دست آخر من دارم عكاسي مي كنم، پس بايد به آنچه براي خودم معيار و ارزش عكاسي تلقي مي شود، و نه به طور سنتي و حتي آكادميك، پايبند باشم.

به زيبايي شناسي خودتان؟

شايد دقيقا نتوانم بگويم زيبايي شناسي. مثلا در اين نمايشگاه عكس هايي داريم كه از نظر معيارهاي عكاسانه، عكس هاي غلطي هستند، اما وقتي شما پا به جايي مي گذاريد و با شرايطي مواجه مي شويد كه همه چيز در آنجا غلط است، مناسبات و تناسب هاي كاري، بهداشت و امنيت، همه غلط است، كادر شما هم نمي تواند نسبت به واقعيت جاري در برابر دوربين بي تفاوت باشد. مثلا من در معدن نمك كه عكاسي مي كردم، تمام معدن پر از غبار نمك بود و آن غبار نه روي دوربين كه داخل دوربين هم رفت، دقيقا توي دوربين! بنابراين اينكه شما بايد سريع عكاسي كنيد، بايد جلب اعتماد كنيد، صميمي بشويد و همه اينها كار دارند. بنابراين يافته هاي معيارشده پيشين عكاسي لزوما همه جا كار نمي كند و درست درنمي آيد. ما در تاريخ عكاسي عكس هاي زيادي داريم كه هيچ كدام از معيارهاي اثبات شده پيشين را رعايت نكرده اند اما عكس هاي خوبي هستند. از آن طرف عكس هاي زيادي هم داريم كه تمام استانداردها را رعايت كرده اند اما چنگي به دل نمي زنند. بنابراين همه اين قوانين نسبي است و من خيلي علاقه مندم آنها را زير پا بگذارم. خيلي جاها هم نخواسته و تصادفي اتفاق مي افتد. من اصرار دارم موقع عكاسي كردن در واقعيت جلوي دوربين دست نبرم و چيزي را به اصطلاح طراحي نكنم. كاملا يك چشم ناظر اما نامرئي باشم و اتفاقات را ثبت كنم. من خيلي شخصي كار مي كنم، خيلي به احساس خودم موقع كار اعتماد مي كنم و نتيجه اش هم لااقل خودم را راضي كرده كه امروز روي ديوار است.

در اين جلسات عكاسي ارتباطي هم ميان شما و كساني كه از آنها عكاسي مي كرديد، شكل گرفت؟

راستش نه، چون كار من براي سوژه هايم اهميتي نداشت. شناختي هم ندارند و اصلا براي شان مطرح نيست. بعضي شان موقع عكاسي اصلا به من نگاه هم نمي كردند، از بس كه غرق در مكافات كاري خودشان بودند و يك غريبه اي كه از شهر آمده از آنها عكس بگيرد براي شان ارزش نگاه كردن نداشت. با اين حال علاقه مندم و اصرار دارم كه به آنها نشان بدهم كه با آنها فرقي ندارم يا حداقل بدانند كه با آنها نزديك و همدل هستم.

همان كاركرد يا رسالت رسانه؛ رساندن صداي افرادي كه شايد شنيده نمي شوند.

خود كلمه رسانه خودش را به اين كار موظف مي كند و قوانين و موادي از قانون كار كارگران را كه من اين جا كنار بعضي عكس ها به ديوار زده ام، قوانيني حامي كارگران است. جالب است كه قوانين درست هستند اما در اجرا معكوس مي شوند. يعني قوانين جوري اجرا مي شوند كه به ضرر كارگر و به نفع كارفرما است. قوانين دايما كارفرما را موظف به انجام مسووليت هايي مي كند اما در عمل كارفرما به آنها گوش نمي كند و اجراي قانون هم عملا پشتيبان آنهاست. در عكس هاي گرفته شده هم مي بينيد؛ كارگر در معدن نمك كار مي كند اما ماسك ندارد. هيچ نوع ايمني و يا حتي دستكشي هم ندارد. براي همين است كه رسانه، هنر يا عكس موظف است به جامعه پيرامون خودش توجه كند و اين توجه را منعكس كند. عكاسي اينجا اصلا وظيفه ندارد زيبا باشد يا اداي نقاشي را دربياورد. به نظر من در سال هاي اخير و با حضور فضاي مجازي، عكاسي به طور خيلي خيلي جدي و شديد به سمت بد فهميده شدن و بد عرضه شدن رفته است. به همين خاطر هم در نمايشگاه قبلي و هم در همين نمايشگاه عكس هايي كه به نظر خودم عكس هاي بهتري بود كمتر توجه ديگران را جلب كرد. عكس هايي توجه ها را به خودش جلب كرد كه زيبايي بصري بيشتري داشتند يا به اصطلاح خوشگل تر بودند!

از ابتدا اين ايده كه از قوانين و مواد حقوق كارگران به عنوان استيتمنت پاي كارها استفاده كنيد، در ذهن تان بود يا بعدتر شكل گرفت؟

نه. دو تا از آخرين مواردي كه به نمايشگاه اضافه شد يكي همين قوانين بودند و دومي هم پخش صداي كارخانه ها به جاي موسيقي در فضاي گالري. برمي گردم به دو سوال قبل تر شما درباره پژوهش. توجه به اين قوانين در زندگي من همواره بوده هرچند خود اين قوانين را مشخصا نمي شناختم، اما اجرا نشدن آنها را مي ديدم. به همين دليل اين قوانين را در كنار عكس ها جاي گذاري كردم.

نقش كيوريتور در نمايشگاه شما به چه شكل بود؟

خب، من خواسته خودم را با كيوريتور مطرح كردم كه تعداد عكس ها زياد باشد و طبعا اندازه ها كوچك با قيمت هاي پايين. خواسته اي كه هيچ متعارف نبود. ايشان باطن موضوع را به خوبي درك كرده بودند و همراه شدند و ايده هاي خودشان را براي اجرا و برگزاري مطرح كردند. گالري ها اغلب دوست دارند كارهاي كمتر و با ابعاد بزرگ تر باشند، كمااينكه در همين نمايشگاه هم چند نفري آمدند و گفتند عكس ها مي توانستند بزرگ تر باشند اما به خاطر خود سوژه، دلم مي خواست عكس هاي زيادي روي ديوار برود. كارگراني از دسته هاي مختلف كه هر كدام به يك شكل با مخاطب خود از هر سن و گروه و طبقه ارتباط برقرار كند.

در مجموع فكر مي كنيد نمايشگاه به ايده اوليه شما توانسته نزديك شود؟

من اصولا آدم خوش بيني هستم اما در مورد چند و چون اين نمايشگاه، كه اصولا سابقه و پيشينه اي نداشت خوشبين نبودم، با اين حال نتيجه نمايشگاه كمي از پيش بيني هايم بهتر هم شد. مطمئن بودم اين عكس ها عكس هاي بفروشي نيستند. البته كارهايي فروخته شده اما در 62 عنوان عكس، تعداد كارهاي فروخته شده هيچ زياد نيست. انتظار همين را هم نداشتم، چون داشتم يك كار فرهنگي مي كردم. در جواب سوال شما كه پرسيديد كيوريتور چه كار كرد بايد بگويم كيوريتور اول از همه همراهي كرد، بعد دو سه تا عكس را كه به مجموعه نمي خورد كنار گذاشت و بقيه را دسته بندي كرد. هر ديوار به يك مجموعه اختصاص داده شد و در كل نتيجه آرايش عكس ها روي ديوارها بسيار خوب و درست شد، من قطعا به تنهايي نمي توانستم چنين كاري را انجام دهم.

از نمايشگاه كمي دور شويم، دسته اي از عكاسان معتقدند نبايد در كنار عكس، متني به عنوان توضيح داشته باشيم يا استيتمنت داشته باشيم، اما شما كسي هستيد كه در كتاب هاي تان براي عكس ها جستار نوشته ايد يا اينجا كنار عكس ها قوانين را آورده ايد.

من خودم مخالف حضور و وجود استيتمنت هستم. اين استيتمنتي هم كه اينجا كار شده به بهانه نمايشگاه و به مناسبت روز جهاني كارگر است، نه توضيح براي بهتر فهميدن عكس ها. استيتمنتي كه قرار است به مخاطب بگويد اين عكس ها چه چيزي مي گويند يا نمي گويند، يا از كجا آمده اند، يا هر چيز ديگر، به نظر من در واقع دارند بخشي از كار بازديدكننده را به عهده مي گيرند نحوه نگاه كردن را به او تحميل مي كند. چند شب پيش خانمي اينجا آمد و درباره عكس ها از من سوال كرد، بعد گفت بهتر نبود توضيحاتي را كه داديد كنار عكس ها مي نوشتيد؟ به او گفتم اگر استيتمنت وجود داشت ديگر شما سوال نمي كرديد. اينكه شما فكر كنيد و براي تان سوال پيش بيايد چيزي است كه من مي خواهم. من اينجا كنار عكس ها نه شعري نوشته ام و نه خاطره گفته ام. من موادي قانوني گذاشته ام كه در واقع در تضاد با عكس هاست! اين يك رويكرد انتقادي است. اين انتقاد مي تواند به هركسي باشد، از يك كارفرما تا كارگري كه حقوق خودش را نمي داند، او هم با اين عدم آگاهي دارد در حق خودش ظلم مي كند.

در روند برگزاري اين نمايشگاه با حساسيت يا مشكلي هم مواجه شديد؟

نه. هيچ حساسيتي نبود. در واقع به طرز نگران كننده اي هيچ مشكلي اين وسط پيش نيامد! هيچ كس از كساني كه انتظار مي رفت هيچ اهميتي نداد. راستش خيلي هم از اين بابت كه مشكلي پيش نيامد خوشحالم، زيرا به هر حال موضوع حساسيت برانگيز بود اما خوشبختانه يك كلمه هم نشنيديم كه كسي بخواهد دخالتي بكند يا چيزي بگويد. خيال هم نمي كنم در آينده چنين اتفاقي بيفتد، چرا كه كار ما يك كار فرهنگي است.

كارگران هميشه در مركز توجهم بوده اند


 روزنامه اعتماد، شماره 4360 به تاريخ 17/2/98، صفحه 7 (جلد دوم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 8 بار
    



آثار ديگري از "مصاحبه: غزاله بداقي"

  لازم است از پوسته خود خارج شويم / گفت وگو با فرشته فرماني به مناسبت برپايي نمايشگاه «بي پايان»
مصاحبه: غزاله بداقي، اعتماد 8/3/98
مشاهده متن    
  هانيبال الخاص سردمدار نقاشي جنگ بود / گفت وگو با ايرج اسكندري به مناسبت سالروز آزادسازي خرمشهر
مصاحبه: غزاله بداقي، اعتماد 4/3/98
مشاهده متن    
  سوگ سياوش مسكوب مرا به اساطير علاقه مند كرد / گفت و گو با محمد علي سجادي به بهانه نمايشگاه نقاشي «جمشيد جم»
مصاحبه: غزاله بداقي، اعتماد 31/2/98
مشاهده متن    
  جانشين مميز در گروه گرافيك دانشگاه ها چه كسي است؟ / گفت وگو با مسعود سپهر و ساعد مشكي به مناسبت هفته گرافيك
مصاحبه: غزاله بداقي، اعتماد 10/2/98
مشاهده متن    
  دختران و پسران نقاش اميدوارم مي كنند / گفت وگو با ، نقاش، به بهانه داوري در دوسالانه «دامونفر» و جشنواره «^ك^~ال»
مصاحبه: غزاله بداقي، اعتماد 3/2/98
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله آموزش و سلامت جامعه
متن مطالب شماره 1 (پياپي 601)، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است