|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد98/2/17: بيزينس من ها جاي موسيقي دان ها را در تلويزيون گرفته اند
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4398
سه شنبه 4 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 4360 17/2/98 > صفحه 8 (هنر و ادبيات) > متن
 
      


تلويزيون 
بيزينس من ها جاي موسيقي دان ها را در تلويزيون گرفته اند
تحليل فريدون شهبازيان، حسام الدين سراج و پيروز ارجمند از وضعيت غم انگيز موسيقي در تلويزيون

نويسنده: سها جامي

هرچقدر هم فكر كنيد شايد به زحمت يادتان بيايد مهم ترين برنامه هاي موسيقايي تلويزيون چه بوده است يا آخرين باري كه نامي از آهنگسازان سريال هاي «سربداران» و «در چشم باد» و «زير تيغ» را در يك برنامه تلويزيوني شنيده يا خودشان را ديده ايد، چه زماني بوده است؛ همه مي دانند موسيقي در تلويزيون به مصاحبه با خوانندگان تقليل يافته و مصاحبه با خوانندگان به دعوت از كساني محدود شده كه جز پلي بك خواني هنري ندارند. سازها كه سال هاست پشت سبزه و گل و دكورها جاسازي مي شوند! در واقع تلويزيون مدت زمان زيادي است به محلي براي رفت و آمد خوانندگاني بدل شده كه آثارشان به موسيقي هاي «داخل ماشيني» معروف است. گاهي به سرقت و كپي متهم مي شوند و گاهي هم به طرز غم انگيزي فالش مي خوانند؛ به اين ترتيب مشخص نيست مخاطب تلويزيون چه زماني قرار است موسيقي خوب از اين دستگاه پرحاشيه بشنود.

آغاز يك تغيير جديد در صداوسيما

بهتر است اين گزاش را از اينجا شروع كنيم كه روز گذشته محمدباقر معلم مدير دفتر موسيقي و سرود صداوسيما بعد از حدود چهار سال ميز رياست خود را ترك كرد و با حكم عبدالعلي علي عسكري رييس صداوسيما، محمدمهدي نراقيان مديريت اين مركز را به عهده گرفت. معلم از زمان محمد سرافراز به اين سمت منصوب شده بود و در اين چند سال نتوانست تغييرات مهمي را در عرصه موسيقي در سازمان رقم بزند و خوانندگان موسيقي پاپ در زمان او حسابي به شبكه هاي مختلف تلويزيوني رفت و آمد داشتند.

معلم فرد محافظه كاري است و در دوران كاري خود همه سوالات چالشي رسانه ها را با نرمي رد كرده است. وي زماني هم در گفت وگو با ايسنا درباره چرايي حضور خوانندگان جديد در تلويزيون گفته بود: «اين روزها خوانندگاني كه در بيرون از سازمان مشغول به كار هستند با تلويزيون و راديو نيز همكاري دارند و اين موضوع كاملا در تيتراژ سريال هاي تلويزيوني خودش را نشان داده است. عده اي بر اين باورند حضور خواننده هاي جديد در سازمان با محدوديت هايي مواجه است، در حالي كه اگر در اين زمينه محدوديتي وجود داشت در همين تيتراژها هم نشان داده نمي شد. ما تلاش كرديم كه هر چيزي در جاي خودش به كار گرفته شود. در اين ميان ممكن است انتقاداتي نيز وارد شود كه به فلان بخش بايد بيشتر پرداخته شود يا از فلان خواننده بايد به دلايلي بيشتر استفاده شود. اين انتقادات با اينكه بگويند محدوديت وجود دارد، متفاوت است. فكر مي كنم الان محدوديت ها بيشتر ذهني هستند تا عيني .»

حرف معلم از يك حيث درست است، محدوديت هاي تلويزيون بيشتر ذهني است تا عيني. البته اين محدوديت هاي ذهني معمولا هم تبعيض آميز اعمال مي شود. مثلا تلويزيون به عنوان رسانه رسمي جمهوري اسلامي از ديرباز بر ارزش هاي اسلامي-ايراني تاكيد كرده و مديران آن در سخنراني ها و سمينارها از آرمان هاي انقلاب سخن مي گويند با اين حال اينها همان ارزش هاي ذهني هستند كه در تلويزيون عينيت ندارند و مي توان ديد كه مهم ترين برنامه ها و تاك شوهاي تلويزيوني كه بيشترين تاثير را بر مخاطب داشته و دارند، برنامه شان را با دعوت از خوانندگان تازه به دوران رسيده اي پر مي كنند كه اغلب آثارشان كمترين ارزش موسيقايي را ندارد؛ خوانندگاني كه گاهي شعرهاي آثارشان از فرط سخيف بودن، به شعرهاي موسيقي عامه پسند قبل از انقلاب تنه مي زند.

حالا با تغيير مديريت دفتر موسيقي و سرود صداوسيما بايد ديد فرمان سياست هاي اين سازمان به چه سمتي هدايت خواهد شد. البته هنوز رزومه دقيقي از محمدمهدي نراقيان وجود ندارد. وي پيش از اين و در سال 95 توسط علي فروغي رييس وقت مركز بسيج صداوسيما و مدير فعلي شبكه سه سيما به عنوان مشاور امور منابع مالي و سرمايه انساني اين مركز منصوب شده بود. نراقيان بيشتر در حوزه مسائل مالي فعاليت داشته و هنوز مشخص نيست رييس صداوسيما براساس كدام رزومه موسيقايي و هنري، وي را به اين سمت مهم منصوب كرده است.

جاي خالي سياستگذاري هاي مشخص

قطعا هر تغيير مديريتي در صداوسيما مي تواند بخشي از اتفاقات در سازمان را تحت الشعاع قرار دهد و اگر در سازمان هاي ديگر با تغيير افراد اتفاق مهمي را شاهد نيستيم، در صداوسيما به دليل نبود سياستگذاري هاي مشخص در حوزه هاي مختلف، تغيير افراد و حاكميت سليقه ها تا حد زيادي بر روند مثبت و منفي سازمان تاثيرگذار است و اتفاقا يكي از اولين اقدامات مدير جديد مي تواند تدوين سياست هايي مشخص در سازمان باشد.

صداوسيما در 40 سال گذشته هيچ گاه نتوانسته سياست هاي مشخصي در مورد موسيقي تدوين كند و اساسنامه اي مشخص در حوزه موسيقي داشته باشد؛ شايد يك دليلش اين است كه باوجود سياستگذاري مشخص راحت تر مي توان به گفته هاي عملي شده و نشده نقد وارد كرد درحالي كه ديكته نانوشته همان طور كه غلط ندارد، منتقدي هم نمي تواند داشته باشد.

پيروز ارجمند يكي از مديراني است كه بهتر مي تواند درباره ساز و كار سياست هاي مديريتي در سازماني مثل صداوسيما توضيح دهد، چراكه خودش علاوه بر فعاليت هاي هنري در اين عرصه به سمت هاي مديريتي هم مشغول بوده كه ازجمله آنها مي توان به مديريت دفتر موسيقي وزارت ارشاد اشاره كرد. وي كه مدرس دانشگاه نيز هست در گفت وگوي كوتاهي كه حين كلاس درس خود با ما انجام داد درباره چرايي نبود سياست هاي مشخص در صداوسيما مي گويد: ما در صداوسيما يك سياستگذاري آشكار و يك سياستگذاري پنهان داريم كه در سياست هاي آشكار همه مسائل واضح است اما در سياست هاي پنهان كه شكلي محافظه كارانه دارد براي ارتباط با موسيقي چيز روشني وجود ندارد. به طور مثال در اين سياست پنهان مي بينيم كه در اوايل دهه 70 به موسيقي پاپ توجه شده و در ابتداي انقلاب به موسيقي كلاسيك و سنتي توجه مي شود. هيچ بخشنامه رسمي اين سياست هاي پنهان را آشكار نمي كند و كسي هم نمي داند اين خط مشي ها از كجاست. طبيعتا بسياري از نقدها كه سال هاست آنها را مطرح مي كنيم، مديران صداوسيما ديده اند اما تصور من اين است كه اين سياست پنهان مانع از توجه به اين نقدها و تذكرات كارشناسي و تحليلي است. وي در بخش ديگري از سخنانش درباره انتخاب مديران كل موسيقي در صداوسيما توضيح مي دهد: در انتخاب مديران كل موسيقي صداوسيما اين نكته جالب است كه اكثر مديران و روساي كل افرادي سياسي و غيرموسيقايي بوده اند و در مرتبه بعد مديران توليد افرادي موسيقايي بوده اند. به طور مثال علي معلم كه در دهه 70 نقش مديريتي در حوزه موسيقي در سازمان داشت بيشتر از اينكه مشي شعري اش در صداوسيما كارا باشد مشي سياسي اش كارا بود. همچنين برادرزاده او -محمدباقر معلم- كه مدير دفتر موسيقي و سرود بود، بيشتر به دليل همين مشرب سياسي پست گرفته بود؛ مشربي سياسي كه بيشتر هم محافظه كارانه است. از ابتداي انقلاب هم اين گونه بوده است و نشان مي دهد كه قرار نيست اتفاقي بيفتد.اين نوازنده سازهاي موسيقايي درباره اقداماتي كه در اين سال ها نسبت به حوزه موسيقي در صداوسيما انجام گرفته است، مي گويد: من بيش از اين نقد نمي كنم چون انگار همه آنچه را ما بيان مي كنيم آنها مي دانند. در اين سال ها حوزه موسيقي به نوعي كوچك سازي شده است، به طور مثال ما مركز تحقيقات و موسيقي داشتيم كه تعطيل شد و بعد مركز موسيقي نيز كوچك سازي شد و اداره كل در ساختار سازماني به دفتر تغيير پيدا كرد. ارجمند كه در اين سال ها در شوراي موسيقي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نيز فعاليت داشته است، درباره فعاليت هاي دفتر موسيقي صداوسيما مي گويد: در سياست گذاري هاي اين دفتر، بخش هايي مثل موسيقي كودك حذف شد و ديگر نيروهاي جديد پذيرش نمي شوند. از طرفي بدنه سازماني كارشناسي قبل را دارد و تغييرات چنداني نداشته است، طبيعتا استراتژي مشخصي هم نداشته است.

مديركل دفتر موسيقي وزارت ارشاد كه تا دو سال پيش در اين سمت مشغول به كار بود درباره ارتباط با معلم در سال هاي اخير براي شكل گيري سياست هاي تعاملي مي گويد: زماني كه من در وزارت ارشاد بودم معلم در دفتر موسيقي منصوب شد و با وجود اينكه علاقه مند به ديدار او بودم ملاقاتي شكل نگرفت. او همچنين با اشاره به نقدهاي اين دوره و مشكلات حوزه موسيقي در اين سال ها مي گويد: معلم سرعت توليدات موسيقي را كند كرد و آثار موسيقي كودك و حتي دفاع مقدس ديگر توليد نمي شود. بودجه ها تقليل يافته و اينكه او دستوري اين كار را انجام داده يا براساس كار كارشناسي بوده است، نمي دانم اما از پيامدهاي دوره مديريتي وي بوده است.

خواننده هاي مبتذل چگونه به سازمان راه پيدا كردند

شايد در بسياري از معضلات اين سال هاي صداوسيما يكي از دلايل را بتوان به نفوذ اسپانسرهاي مالي نسبت داد؛ اسپانسرهايي كه سازمان را به عرصه رقابت خود تبديل كردند و با انحصار برنامه ها و آنتن سعي كردند مخاطب بيشتري به برنامه هاي شان بيفزايند تا ستاره مربع ها تراكنش هاي بيشتري را دريافت كنند. اين اسپانسرهاي مالي از اصلي ترين پيشنهاددهنده هاي حضور خوانندگان پاپ به سيما بودند و هر يك سعي داشتند تا علاوه بر بهترين باكس هاي طلايي تلويزيون -مثل نوروز و ايام جشن ها و مناسبت ها- در تاك شوها و برنامه هاي تلويزيوني نيز اين خوانندگان را به تلويزيون بكشانند. البته كه مافياي دعوت از خوانندگان پاپ و سازندگان آثار كف خياباني قصه هاي پشت پرده اي دارد كه باز هم در صداوسيما به همان چرخه معيوب نبود سياستگذاران مشخص مي رسد؛ سياست هايي كه تعيين كند چطور يك نفر مي تواند در يك برنامه تلويزيوني مثل خندوانه هر خواننده اي را دعوت كند و بهترين تايم تلويزيون را دراختيار كسي قرار دهد كه قرار نيست حضورش هدف آموزشي يا علمي خاصي را دنبال كند. برنامه اي كه صرفا براي سرگرمي ساخته شده است و در آن حتي پزشك كشور را هم به دليل صرفا خواندن يك يا چند قطعه، خواننده معرفي مي كند. دورهمي نيز از همين دست برنامه ها بود كه مافياي دعوت از خوانندگان در آن با ماجراها و حاشيه هايي رو به رو شد؛ دعوت هايي كه از ناحيه يك آدم صورت مي گرفت و برخي عنوان كردند پول هاي كلاني اين ميان رد و بدل شده است. حضور اين خوانندگان در دو برنامه مذكور تا جايي پيش رفت كه معلم طي مصاحبه اي در آذر ماه 97 بيان كرد كه به هر دو برنامه در اين باره تذكر داده شده است.

البته بايد تاكيد كرد كه مشكل بر سر حضور خوانندگان پاپ نيست بلكه مشكل بر سر حضور خوانندگاني است كه سواد لازم را ندارند و انواع بندها را طي يكي، دو سال در كشور راه انداخته اند و طي چند ماه هم از شبكه اي به شبكه ديگر دعوت مي شوند. نمونه اي از اين اتفاقات را مي توان در حضور امير مقاره و رهام هاديان دو خواننده گروه ماكان بند مشاهده كرد كه مهمان برنامه فرمول يك بودند و در بخشي از اين برنامه، علي ضيا درباره دستگاه هاي موسيقي ايراني سوالي پرسيد و خواننده ماكان بند، نتوانست به سوال جواب دهد و تفاوت هاي دستگاه ها و گوشه هاي موسيقي ايراني را حتي نمي دانست.حتي اين روزها كه برنامه عصر جديد روي آنتن مي رود و آريا عظيم نژاد به عنوان يك فعال حوزه موسيقي در بخش داوران برنامه حضور دارد، نقدهايي نسبت به داوري هايش وجود دارد. گويي هر كسي وارد ساختار صداوسيما مي شود به دليل غلط بودن اين چارچوب نمي تواند عملكرد درستي داشته باشد.

فريدون شهبازيان موسيقي دان، آهنگساز و رهبر اركستر كه خودش مدتي در صداوسيما فعاليت داشته است، ابتدا خودش را بازنشسته سازمان معرفي مي كند و مي گويد كه نتوانسته اهدافش را نسبت به اين حوزه محقق كند و بعد مي گويد: اگر برنامه عصر جديد را ببينيد كساني به عنوان هنرمند و موزيسين در اين برنامه حضور دارند كه عملا كمتر از هنر مي دانند و برعكس ذهن مردم و سليقه مخاطب را تغيير مي دهند و خراب مي كنند. كسي نيست كه بر برنامه كنترل داشته باشد و احسان عليخاني به راحتي پولش را مي گيرد و با حيثيت و فرهنگ و هنر اين ملك بازي مي كند.

وي ادامه مي دهد: من ديگر در صداوسيما نيستم و اميدي هم ندارم كه تغييري در سازمان حاصل شود. درواقع كسي اجازه تغيير ندارد و اين اجازه را هم به او نمي دهند.

جولان سرگرم كننده ها در نبود متخصص ها

هرچند برنامه هاي موسيقايي كمي در تلويزيون توليد مي شود اما همان ها كه هستند بودن شان از نبودشان بدتر است. صداوسيما اگرچه با موسيقي بد تا مي كند اما نتيجه عملي برنامه هاي روي آنتن نشان مي دهد كه گويي سياستگذاران با «حرفه اي» ها و «متخصص» ها مخالفند و عرصه را براي جولان غيرحرفه اي و بي سوادها باز گذاشته اند؛ برنامه هايي چون «شب كوك»، «دل صدا»، «دلويزيون» و اغلب برنامه هاي سرگرم كننده موسيقي متناقض با سياست هاي تلويزيون در مخالفت با موسيقي هستند اما متولد مي شوند و چند صباحي هم به كار خود ادامه مي دهند و مخاطباني هم جذب مي كنند اما اين مخاطب كه بهنام باني و حميد هيراد و حامد همايون و ماكان بند و پازل بند مي بيند، نمي تواند فرهيخته ها و بزرگان موسيقي كشورش را هم در قاب نظاره گر باشد.

موسيقي ايراني موسيقي انديشه است

حسام الدين سراج از خوانندگان پيشكسوت موسيقي ايراني است كه جز آواز، نوازنده سنتور و سه تار هم هست. او درباره اهميت كلام و شعر در موسيقي مي گويد: موسيقي ايراني موسيقي انديشه است چون با ادبيات پيوند خورده است و اين پيوند سبب مي شود كه در باب مفاهيم و مضامين عاشقانه و عارفانه و گاه پندآموز نقش بسزايي داشته باشد اما راديو و تلويزيون در سال هاي اخير به نوعي با موسيقي برخورد كرده كه گويي فقط موسيقي تفريحي و تفنني حق حيات دارد.وي معتقد است، نوعي رويكرد تدريجي وجود دارد كه مغرضانه يا جاهلانه موسيقي ايراني را به انزوا مي برد؛ اتفاقي كه غير از موسيقي به ادبيات و كلام هم آسيب و لطمه خواهد زد، چراكه با اين روند تصور نسل جديد از ادبيات همين شعر و ترانه اي خواهد بود كه در آثار اين روزها مي شنود. شعر و ترانه اي كه ظاهرا هدف ديگري جز ايجاد يك حس عاشقانه زميني و صرفا براي سرگرمي ندارد.

نمي شود از دو تار خراسان حرف زد و سازش را نشان نداد

سراج درباره نبود برنامه هاي آكادميك نيز مي گويد: خيلي خوب است كه تلويزيون برنامه اي آموزشي و تحليلي در حوزه موسيقي داشته باشد اما بايد يك محقق باسواد و آشنا با فرهنگ موسيقي ايران توليد آن را برعهده داشته باشد.

از طرف ديگر بايد بتوانيم ساز را در چنين برنامه اي نمايش دهيم چون اگر به طور مثال بخواهيم درباره دوتار خراسان حرف بزنيم اما آن را نمايش ندهيم، نمي توان توضيح دقيق و درستي نسبت به اين مساله ارائه داد. وي با اشاره به تناقض در سياستگذاري هاي تلويزيون مثال مي زند و درباره اهميت فرهنگ بيان مي كند: نمايش ساز ايراني ممنوع است اما پخش موسيقي مبتذل و سخيف مانعي ندارد. اين درحالي است كه زيرساخت هر كشوري فرهنگ آن كشور است، اگر كشوري در زمينه اقتصاد و ديپلماسي بين المللي موفق است به اين دليل است كه فرهنگ درستي دارد. اين فرهنگ نهايتا به اقتصاد و مديريت درست منجر مي شود و اگر ما هر روز به اين فرهنگ و هنرمندان لطمه بزنيم قاعدتا نمي توانيم آينده خوبي حتي براي اقتصاد و سياست مان متصور باشيم.

رواج يك بيزينس در تلويزيون

اين خواننده در پايان سخنانش به رواج نوعي بيزينس در برخي از موسيقي هاي پاپ اشاره مي كند و مي گويد: انواع موسيقي به اين شرط قبول است كه كاركرد درستي داشته باشند. به طور مثال اگر نوازندگان موسيقي ايراني هم ساز ناكوكي داشته باشند و هم كارشان را بلد نباشند چه صدايي مي شنويد؟ در موسيقي پاپ هم همين طور است، اگر كسي تخصص لازم را داشته باشد ريتم و شعر خوب خواهيد شنيد ولي اكنون سير موسيقي پاپ به سمت بيزينس رفته و تفكر ديگري در پشت آن وجود ندارد.

تلويزيون اين روزها سياست يك بام و دو هوا را در پيش گرفته است؛ سياستي كه انگار خودش هم نمي داند به چه سمتي مي رود. تلويزيون از يك طرف ادعاي دانشگاه بودن دارد و از يك سو و در عمل آورده اي جز ترويج تفكر سطحي كاري نمي كند؛ سياستي كه با اعمال آن گويي خود تلويزيون هم ادعاها و آرمان هاي خود را باور ندارد.

بيزينس من ها جاي موسيقي دان ها را در تلويزيون گرفته اند


 روزنامه اعتماد، شماره 4360 به تاريخ 17/2/98، صفحه 8 (هنر و ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه علوم و فناوري كامپوزيت
متن مطالب شماره 1 (پياپي 19)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است