|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد98/3/2: «بي نظمي» جديد جهاني
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4658
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4615 2/3/98 > صفحه 4 (دنيا) > متن
 
 


نگاه ديگران 
«بي نظمي» جديد جهاني
بخش هفدهم

نويسنده: ريچارد هاس
مترجم: محمدحسين باقي

يك نظم پساجنگ جهاني دوم وجود داشت كه در كنار و البته جدا از جنگ سرد عمل مي كرد. اين نظم دوم (كه گاهي به آن تحت عنوان «نظم دموكراتيك ليبرال» ارجاع مي شود اگرچه در حقيقت، كم و بيش چنين بود) چند بعد داشت از جمله بعد اقتصادي، سياسي، ديپلماتيك و استراتژيك كه هم منطقه اي بود و هم جهاني. مهم است به تمام اينها اشاره شود. نظم اولي تابعي از جنگ سرد بود كه تا حد زيادي با پايان آن و فروپاشي شوروي از ميان رفت اما نظم پساجنگ جهاني دوم همچنان زنده است و همچنان به حيات و تاثيرگذاري خود بر كاميابي ها و ناكامي ها ادامه مي دهد.

دومين بعد نظم پساجنگ جهاني دوم ديپلماتيك بود. سازمان ملل محور آن بود. ايده همانا خلق يك نهاد جهاني بود؛ يك انجمن دائمي كه بتواند مانع مناقشات بين المللي شود يا اگر اين ممانعت با شكست مواجه شد، بتواند به حل وفصل مناقشات بين المللي بپردازد. منشور ملل متحد به تمام طرف هاي مناقشه كه صلح و امنيت بين المللي را تهديد مي كنند، توصيه مي كند كه «با مذاكره، پرس و جو، داوري، مصالحه، حكميت، حل وفصل قضايي، توسل به نهادها يا ترتيبات منطقه اي يا ديگر ابزارهاي مسالمت آميز خودشان، به دنبال راه حل برآيند.» اين منشور همچنين مي تواند نيرويي براي صلح در معناي حقيقي باشد زيرا طبق فصل هفتم منشور، اعضا مي توانند اقداماتي اتخاذ كنند كه شامل طيفي از محاصره ها تا هر اقدام مورد نيازي مانند استفاده از نيروهاي هوايي، زميني و دريايي «براي حفظ يا بازگرداندن صلح و امنيت بين المللي» باشد.

اما اين تعصب آشكارا يكي از عوامل دلسرد كننده استفاده از زور به عنوان ابزار حل وفصل اختلافات ميان كشورها بود. مسووليت عملياتي كردن تمام اينها در دست شوراي امنيت بود؛ نهادي متشكل از 5عضو دائمي (ايالات متحده، شوروي، چين، بريتانيا و فرانسه) و در ابتدا 6 و سپس 10 عضو غيردائم و درحال چرخش كه به مدت 2سال رياست شورا را به عهده مي گيرند. تنها به 5 عضو دائمي (كه در زمان خلق شدن سازمان ملل قدرت هاي تحكيم يافته و مسلط عصر پساجنگ جهاني دوم بودند) حق وتو داده شده بود. كرسي چين در سال 1971 از «جمهوري چين» يا همان تايوان به «جمهوري خلق چين» (PRC) يا چين فعلي رسيد. كرسي شوروي هم در اواخر سال 1991 به روسيه رسيد. به شوراي امنيت «مسووليت اصلي حفظ صلح و امنيت بين المللي» داده شد. در اصل، اين «كنسرتي» بود كه از سوي روابط بين المللي به اجرا در مي آمد و نظم را ميان دولت ها در عصر پساجنگ جهاني دوم حفظ مي كرد.

سازمان ملل همچنين هم «بازتاب» و هم «مقوم» انديشه موجود در مورد نظم بود. براي مثال، ماده 51 آشكارا بيان مي كند كه «اگر يك حمله مسلحانه عليه يكي از اعضاي سازمان ملل رخ دهد، هيچ چيز در منشور حاضر نبايد حق ذاتي فرد يا دفاع جمعي از خود را مختل كند.» آنچه در اين بخش به صورت ضمني و در جاي ديگر به صورت صريح آمده اين بود كه عضويت در سازمان ملل محدود به دولت هاي مستقل و داراي حق حاكميت است (ماده 4، بند 1) و اينكه تمام اين موجوديت ها از «برابري مستقل»  [sovereign equality] برخوردارند يعني در مواضع برابر بودند (ماده 2، بند 1). اين اصل با شدت بيشتري در مجمع عمومي متجلي شده كه بر فرض «يك كشور، يك راي» متكي است كه به آمريكا يا چين نقشي بيش از ضعيف ترين يا پرجمعيت ترين كشور دنيا نمي دهد.

اين منشور همچنين مشخص مي كند كه «هيچ چيز... نبايد اين حق را به سازمان ملل براي مداخله در اموري دهد كه اساسا در چارچوب حوزه قضايي داخلي هر كشوري هستند» (ماده 2، بند 7). آنچه به اين مجموعه افزوده مي شود يك نظم وستفاليايي است كه در آن حقوق نهادهاي مستقل و داراي حق حاكميت يعني دولت ها به رسميت شناخته شده و مورد حمايت قرار مي گيرد.ستون سوم نظم پساجنگ استراتژيك بود. هدف در اينجا همانا پيش بيني خطرات مترتب بر صلح است كه مديريت آن دشوار بوده و اگر درست مديريت نشود، مخرب خواهد بود. در اينجا سازمان ملل تا حد زيادي با واقعيات روابط قدرت هاي بزرگ و مهم تر از همه روابط آمريكا و شوروي، محدود شده بود و جالب اينكه (در كنار بريتانيا، فرانسه و چين) داراي وتوي دائمي در شوراي امنيت بودند. آنچه در اين طرح «ضمني» بود اين كه سازمان ملل از سوي هيچ قدرتي نبايد به عنوان ابزاري عليه ديگري به خدمت گرفته شود بلكه بدين معنا بود كه اين سازمان بايد به عنوان مسيري نگه داشته شود كه قدرت هاي بزرگ مي توانند و بايد به آن رجوع كنند حتي زماني كه مخالف باشند.


*رئيس شوراي روابط خارجي آمريكا«بي نظمي» جديد جهاني


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4615 به تاريخ 2/3/98، صفحه 4 (دنيا)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 11 بار



آثار ديگري از " ريچارد هاس"

  چرا انتخابات فرانسه براي جهان مهم است؟
ريچارد هاس *، شرق 30/1/96
مشاهده متن    
  توصيه هاي ريچارد هاس به ترامپ
ريچارد هاس *، دنياي اقتصاد 2/11/95
مشاهده متن    
  آمريكا بعد از انتخابات
ريچارد هاس *، شرق 6/8/95
مشاهده متن    
  چهره جديد و هولناك تروريسم / 11 سپتامبر؛ 15 سال بعد
ريچارد هاس*، ايران 21/6/95
مشاهده متن    
  يك بريتانياي كاملاً نامتحد و درهم ريخته
ريچارد هاس، ايران 6/4/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مطالعات ميان رشته اي ارتباطات و رسانه
متن مطالب شماره 3، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است