|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق98/3/12: درفش سفيد منتقدان!
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3459
سه شنبه 4 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3442 12/3/98 > صفحه 10 (هنر) > متن
 
      


درفش سفيد منتقدان!
نگاهي كوتاه به راي گيري 10سالانه منتقدان ماهنامه «فيلم»

نويسنده: اميد خاكپور نيا

در شماره اخير ماهنامه سينمايي «فيلم»، چهارمين راي گيري 10 سالانه منتقدان سينماي ايران انجام شد. هدف اصلي اين يادداشت، شرح تاريخچه و فلسفه چرايي اين بازي سينمايي نيست؛ چراكه به قدر كفايت درباره پيشينه اين انتخاب هاي سينمايي مي توان مطالب مفيدي در نشريات و سايت هاي سينمايي يافت؛ بلكه مقصود، ذكر نكاتي است كه به صورت مستقيم به چگونگي انتخاب منتقدان و آراي آنها بازمي گردد.

ابتدايي ترين پرسشي كه براي انتخاب فيلم ها در اين فهرست هاي ادواري به ذهن متبادر مي شود، اين است كه چه كساني شايسته داوري هستند؟ صرف قلم زدن در يك نشريه (حتي كم تيراژ) و نوشتن چند نقد (يا ريويو)، نمي تواند معيار خوبي براي گزينش افراد در مقام منتقد باشد. در چنين راي گيري هاي مهمي كه بدون شك در آينده محل قضاوت تاريخي قرار خواهند گرفت، حضور نام هاي معتبر از شروط اصلي است. با اين نگاه، بايد گفت راي گيري اخير ماهنامه فيلم، در نخستين قدم دچار مشكل است. بايد پرسيد چرا ميان راي دهندگان، دست كم نام نزديك به 20 نفر از نويسندگان غيرمطرح به چشم مي خورد و آنچه به نام نقد از برخي از اين افراد در يك جست وجوي اينترنتي مي شود خواند، بيشتر ريويو يا گزارش نويسي به حساب مي آيد تا نقد؟

از طرف ديگر، چرا در اين مجموعه در كنار حضور افراد ناشناس، جاي بسياري از سرشناسان حرفه نقد خالي است؟ براي مثال مي توان از غيبت سعيد عقيقي، كامبيز كاهه، حميدرضا صدر و نغمه ثميني نام برد. اينكه به چه دليل اين افراد حاضر به شركت در اين راي گيري نشده اند يا احيانا از ايشان دعوتي به عمل نيامده، نكته اي است كه مي بايست علت آن را بررسي كرد؛ چون گويي دري باز شده و از ميان جمعي خودماني، به همگي گفته اند بفرماييد داخل!

نكته ديگر، نحوه گزينش آثار در اين فهرست هاست. گويا برخي از منتقدان تصميم دارند براي راي دادن به يك اثر، قواعد شخصي خودشان را خلق كنند و به معيارهاي مرسوم در اين راي گيري ها بي توجه باشند. شايد برخي بگويند سليقه است ديگر؛ درحالي كه براي ارزش گذاري فيلم ها و همان بنياد سليقه، عيار و معياري وجود دارد و اين گزاره كه از سليقه صرف بهره مي گيرد، كلي و بي محتواست.

اما در ميان آراي اخير ماهنامه فيلم، آنچه بيشتر مايه تعجب است، آراي حسن حسيني به عنوان منتقدي صاحب نام در عرصه سينماي ايران است. البته پيش تر اين را بايد گفت كه حسيني از معدود كساني است كه در زمينه مباحث ژانر در سينماي ايران، به ويژه در حيطه فيلمفارسي، سال هاست مشغول فعاليت است و در اين راه تاليفات درخوري ارائه داده است؛ اما فارغ از اين پيشينه، بايد پرسيد فرضا معيار ايشان در انتخاب فيلم هايي مانند «قدرت عشق»، «غول بيابوني»، «تك تازان صحرا»، «چوب خدا»، «دختر ظالم بلا»، «زني به نام شراب»، «مرد جنگلي»، «غريب»، «آخرين نبرد»، «شجاعان ايستاده مي ميرند» و«كوثر» چيست؟ فيلم آخر كه در همان دوران قبل از انقلاب نيز به دليل ضعف كيفيت توقيف شد و حساب كنيد فيلمي كه به دلايلي از قبيل ساختار نازل و نداشتن بديهي ترين اصول سينمايي در سينماي قبل از انقلاب توقيف شود، چطور مي تواند امروزه پس از چند دهه در فهرست انتخابي يك منتقد سرشناس قرار بگيرد! به نظر مي رسد صرف كمياب بودن اين فيلم ها و عدم تماشاي عموم، باعث انتخاب چنين آثاري شده باشد؛ نه هيچ دليل ديگري. نگارنده، فيلم «قدرت عشق» را نديده ام؛ اما يقين دارم حتي اگر مرحوم ماردوك الخاص، كارگردان اصلي اين فيلم، در قيد حيات بود، اين فيلم جزء صد فيلم منتخب خودش هم قرار نمي گرفت! دست بر قضا، در پروژه اي با چهار نفر از عوامل اصلي اين فيلم گفت وگويي انجام داده ام؛ محمد متوسلاني (بازيگر)، جمشيد الوندي (مدير فيلم برداري)، توفيق ابراهيمي (از اعضاي گروه فيلم برداري) و كتايون اميرابراهيمي (بازيگر) كه همگي بر ضعف هاي متعدد و آشفتگي فيلم تاكيد داشتند. براي مثال، تاكنون ديده ايد منتقدي در آن سوي آب ها به فيلم هاي درجه چندمي با بازي چيچو و فرانكو يا يكي از ساخته هاي تونينو والري راي داده باشد؟ اين دست فيلم ها نيز از لحاظ كيفي در همين دسته بندي و رده قرار مي گيرند.

بدون شك، منتقد تربيت كننده سليقه است و در قبال آنچه مي نويسد و داوري مي كند، مسئوليت اكيد دارد. اين نظرات و آرا، از قابليت جريان سازي برخوردار هستند و با اين تعريف به نظر مي آيد آراي جناب حسيني از دو حالت خارج نيست؛ يا از سر نوعي لجاجت با سينماي هنري و در تضاد با آراي روشنفكران صادر شده است، يا اينكه واقعا ايشان به حضور فيلم هايي مانند «دختر ظالم بلا» و «شجاعان ايستاده مي ميرند» به عنوان يكي از 10 فيلم برتر در تاريخ سينماي ايران باور دارند. البته احتمال سومي نيز وجود دارد؛ جلوه اي از تظاهر كه مثلا بنده منتقد اين فيلم ها را كه برخي مانند «قدرت عشق» يا «شجاعان ايستاده مي ميرند» در جايي جز فيلم خانه ملي وجود ندارد، ديده ام و ديگران نديده اند كه در اين صورت بايد عنوان اين راي گيري را به «10 فيلم برتري كه ما در فيلم خانه ديده ايم و شما نديده ايد» تغيير داد! اين رويكرد در فهرست منتقدان ديگري نيز به چشم مي خورد كه فرضا به فيلمي راي داده اند كه هنوز به اكران عمومي درنيامده است و در كمد سازنده اش خاك مي خورد. اين هم از نكاتي است كه به نظر مي آيد جزء تظاهرات افتخارآميز براي برخي منتقدان ما به حساب مي آيد؛ وگرنه دليلي ندارد فيلمي كه داوري كامل نشده و عيار آن در طول زمان سنجيده نشده است، به مرحله ارزش گذاري در ميان برترين ها برسد.

به همين دليل، برخي از اين انتخاب ها به نظر مي آيد تحت تاثير جوي غيرسينمايي و غيرمنتقدانه صورت گرفته اند و تنها مي توان يك نام روي آنها گذاشت؛ شوآف!

آنچه ذكر شد، فقط درباره فهرست برگزيده هاي سينماي ايران بود؛ درحالي كه اين آسيب شناسي را به نوعي مي توان درباره فيلم هاي سينماي جهان نيز برقرار دانست؛ اينكه چرا بعد از گذشت اين همه سال، همچنان «ريو براوو» در فهرست منتقدان به چشم مي خورد، يا از اينگمار برگمان تنها «توت فرنگي هاي وحشي» او به صدر فهرست ها راه پيدا مي كند؟ نگارنده منكر كيفيت اين دو اثر و جايگاه رفيع آنها در بين ساخته هاي سينمايي نيست؛ اما به نظر مي رسد اين انتخاب هاي مكرر به خصوص درباره فيلم برگمان، دلايل حاشيه اي ديگري نيز دارد و آن اين است كه بسياري از دوستان منتقد از دهه 80 ميلادي به بعد، گويا كمتر پيگير سينماي جهان بوده اند و همچنين با توجه به دوبله بودن برخي از اين آثار نظير «توت فرنگي هاي وحشي» كه در سال هاي جواني به تماشايش نشسته اند، جاگيري اين فيلم در فهرست هاي هرساله آنها، خاصيت نوستالژيك دارد؛ وگرنه هم برگمان و هم هاوكس، آثار به مراتب قوي تري از «توت فرنگي هاي وحشي» و «ريو براوو» در كارنامه كاري خود دارند.

مي توان همچنان معايب ديگري را براي اين راي گيري برشمرد و البته گلايه هايي نيز از نحوه برگزاري آن كرد؛ اما شايد بهتر است به طور مختصر با يادآوري ديالوگي از نمايش نامه «مرگ يزدگرد» اثر درخشان بهرام بيضايي، اين نوشته را به پايان برد: «شما را كه درفش سفيد بود، اين بود داوري...».

درفش سفيد منتقدان!


 روزنامه شرق، شماره 3442 به تاريخ 12/3/98، صفحه 10 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 6 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه حقوق اداري
متن مطالب شماره 18، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است