|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم98/3/21: مافياي خودماني كاغذ
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5414
دو شنبه 3 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5403 21/3/98 > صفحه 10 (فرهنگ: ادبيات و هنر) > متن
 
      


مافياي خودماني كاغذ
روايت جذاب و ميداني خبرنگار جام جم از پرسه در بورس كاغذ كشور در خيابان ظهير الاسلام

نويسنده: آذر مهاجر

ظهيرالاسلام دست كم دو چهره دارد؛ يك چهره براي شمايي كه خريدار هستيد و يك چهره هم براي يك خبرنگار كه قرار است از مناسبات و مسائل اين بازار سر در بياورد. بنابراين وقتي وارد اين خيابان مي شويد، فرق دارد كارتان چيست و با چه نيتي قدم در آن گذاشته ايد. اگر خريدار باشيد يا فروشنده، مناسبات و ارتباطات و گفت وگوها مضمون متفاوتي دارد در مقايسه با وقتي كه به عنوان يك خبرنگار مي خواهيد درباره تنگناهاي بازار كاغذ بدانيد و درباره اش بنويسيد. در ظهيرالاسلام، فروشنده ها به محض شنيدن اسم و عنوان يك خبرنگار، ادبيات و كلام شان تغيير مي كند و دچار نوعي گنگي و گيجي خودخواسته مي شوند. اما اگر به عنوان مشتري وارد ظهيرالاسلام شويد، حرف هاي جالب تري خواهيد شنيد و چهره جدي تر و حرفه اي تري از اهالي اين بازار خواهيد ديد. در ادامه دو روايت از حضور در بازار ظهيرالاسلام خواهيد خواند كه در روايت اول فروشندگان با يك خبرنگار صحبت كرده اند و با علم به اين كه حرف هايشان منتشر خواهد شد جوابگوي او بوده اند. اما در روايت دوم، با يك مشتري حرف زده اند و سر درد دلشان باز شده است.

روايت اول

كاغذ نيست اما...

در بازار ظهيرالاسلام انواع مختلف كاغذ معامله مي شود؛ از گلاسه تا پشت چسب دار؛ اما براي من كاغذ تحرير و به خصوص تحرير 70 گرمي كه در چاپ كتاب مورد استفاده قرار مي گيرد اهميت دارد. بنابراين بايد سراغ اين نوع كاغذ را بگيرم.

از اولين فروشنده درباره كاغذ تحرير 70 گرمي مي پرسم. قيمتش را مي گويد و انگار خيلي جدي وارد معامله شده باشيم، درباره ميزان كاغذي كه قرار است بخرم سوال مي كند و اين كه دقيقا چه نوع كاغذي مد نظرم هست.

 در پاسخ مي گويم: خبرنگارم. مي گويد اين نوع كاغذ را با قيمت 450 تومان مي شود پيدا كرد اما مقدارش كم است و سريع اضافه مي كند: براي همين پرسيدم چقدر كاغذ لازم داريد چون بيشتر از هزار بند نمي توان پيدا كرد.

مي پرسم چرا كم است و تعجب مي كنم از اين كه چرا وارد نشده، اما اين فروشنده معتقد است كه هر چه وارد بازار شده به فروش رسيده و سفارش هاي جديد هم وارد بازار نشده است.

در ادامه سر صحبت هايش باز مي شود كه شب عيد، تعداد زيادي از ناشران كاغذي را كه وزارت ارشاد در اختيارشان قرار داده بود به قيمت آزاد در بازار مي فروختند. اين فروشنده توضيح مي دهد: بيشتر ناشران براي چاپ كتاب هايشان، كاغذ آزاد خريده بودند و ترجيح مي دادند سهميه ارشاد را به قيمت آزاد به ما بفروشند، شايد بتوانند كمي از خسارت شان را جبران كنند.

فروشنده هاي بعدي هم ترجيح مي دهند از اوضاع گلايه كنند و بگويند كاغذ تحرير در بازار پيدا نمي شود. بيشتر توضيحات شان حول اين محورها مي گردد:

ما خرده فروش هستيم و بي خبريم

فروشنده ها معمولا با مشتري هاي محدود و هميشگي كار مي كنند

مساله كاغذ نيست، چاپ و نشر دچار ركود است

به اعتقاد برخي از اين فروشندگان، اگر چاپ و نشر رونق بگيرد، متقاضي بيشتر مي شود و قيمت كاغذ دوباره بالا مي رود. به اعتقاد او دولت ترجيح مي دهد ركود باشد و كتابي منتشر نشود تا قيمت از آنچه هست بالاتر نرود! و به اعتقاد يكي ديگر از اين فروشندگان، حتي اگر كتابي منتشر شود با اين قيمت ها باز هم به ضرر دولت نخواهد بود.

گشت و گذار در اين بازار، حكايت از آن دارد كه جواب روشن فروشندگان كاغذ تحرير به يك خبرنگار اين است كه نه كاغذ تحرير مي فروشند و نه از قيمتش خبر دارند.

مورد عجيب يك ناشر

يكي از مشتريان بازار نشر، انتشارات حوض نقره است. مدير اين نشر مي گويد از كاغذ ايراني براي انتشار كتاب هايش استفاده مي كند. تبسم آتشين جان توضيح مي دهد: من هم مشتري ظهيرالاسلام هستم و فكر نمي كنم مشكلي براي تهيه كاغذ وجود داشته باشد جز قيمت سرسام آورش. قيمت كاغذ باعث شده، كتاب از سال گذشته چهار برابر گران تر شود.

اين ناشر توضيح مي دهد در حال حاضر ارزان ترين كاغذ موجود در بازار را براي كتاب هايش خريداري مي كند. آتشين جان مي گويد: كاغذ تحرير

 70 گرمي توليد كارخانه مازندران بندي 289 هزار تومان است و خوشبختانه كيفيت مناسبي دارد و با دستگاه چاپ ديجيتال سازگار است. اما نكته مهم تري كه اين ناشر به آن اشاره مي كند، اقدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.

براساس ميزان كتابي كه هر ناشر در طول هر سال منتشر مي كند و در خانه كتاب به ثبت مي رسد، وزارت ارشاد سهميه مشخصي از كاغذ يارانه اي براي ناشران در نظر مي گيرد. آتشين جان مي گويد: انتشارات حوض نقره، براساس آنچه در خانه كتاب به ثبت رسيده، سالانه حدود 4000 بند كاغذ براي نشر كتاب، مصرف مي كند اما سهميه اي كه ارشاد سال گذشته در اختيارمان گذاشته 200 بند بوده كه معادل 2 درصد نياز ماست.

به اعتقاد اين ناشر، رويكرد وزارت فرهنگ و ارشاد و همين سهميه بندي بسيار محدود، ناشر را به استفاده از كاغذ آزاد سوق مي دهد و سبب مي شود قيمت كتاب بالا برود.

روايت دوم

كاغذ هست اما...

فرض مي كنم نماينده يك موسسه فرهنگي يا ناشري هستم كه قصد خريد كاغذ دارد. به اين بهانه از فروشگاه هاي خيابان و پاساژ ظهيرالاسلام سراغ كاغذ تحرير 70 گرمي را مي گيرم و با چهار قيمت متفاوت مواجه مي شوم.

قيمت كاغذ تحرير 70 گرمي اندونزي با اندازه صد در 70 سانتي متر در ظهيرالاسلام عبارت است از:

كمترين قيمت: 430 هزار تومان (ممكن است درجه يك نباشد)

قيمت ميانه: 455 هزار تومان يا 460 هزار تومان براي هر بند

بالاترين قيمت: اين نوع كاغذ معادل 480 هزار تومان

گرچه اين قيمت ها متفاوت هستند اما فروشندگاني كه قيمت بالاتر را لحاظ كرده اند، حاضرند با يك مشتري دست به نقد، راه بيايند و كف قيمت را حساب كنند.

آيا به اندازه كافي كاغذ تحرير در بازار هست؟

وقتي سراغ كاغذ تحرير را در بازار ظهيرالاسلام مي گيريد، مهم ترين سوالي كه از شما خواهد شد اين است كه چه ميزان كاغذ نياز داريد ولي اين اصلا به معناي آن نيست كه شما نمي توانيد كاغذ مورد نيازتان را تامين كنيد چون مصرف يك ناشر معمولي در شرايط امروز چيزي حدود هزار بند در سال است و كمترين رقمي كه يك فروشنده مي تواند به شما عرضه كند هزار بند است.

بسيار محتمل است كه شما به فروشندگاني بر بخوريد كه كاغذ تحرير نداشته باشند يا موجودي فروشگاهشان بيشتر از 50 بند نباشد اما هميشه امكان تهيه كاغذ مورد نياز شما وجود دارد، فقط كافي است وارد معامله شويد تا كاغذ مورد نياز شما را با چند تماس تلفني

فراهم كنند.

بعد از پرس و جوي قيمت كاغذ تحرير، براي دومين بار به سراغ يكي از فروشندگان مي روم كه گفته بود محدوديتي براي تامين كاغذ مورد نيازم ندارد.

مي گويم 2000 بند كاغذ تحرير اندونزي نياز دارم و او به چند نكته قابل توجه اشاره مي كند:

هر ميزان كاغذ تحرير كه بخواهيد مي توان فراهم كرد

بازار كاغذ توسط حدود 30 نفر تاجر تامين مي شود

بيشتر تاجران ارز دولتي مي گيرند ولي كاغذ تحرير را به قيمت آزاد مي فروشند

در نهايت به من توصيه مي كند كه بهتر است از قيمت پرسيدن دست بردارم. او توضيح مي دهد: شما اگر ده هزار بند كاغذ هم بخواهي، مي توان فراهم كرد اما وقتي به چند فروشنده بگويي كه 2000 بند كاغذ لازم داري، آنها با تاجران و واردكننده ها تماس مي گيرند و درخواست شما را اعلام مي كنند. بعد اگر چند نفر از ما فروشنده ها با يكي از تاجران صحبت كرده باشيم، فرد مورد نظر تصور مي كند كه تقاضا بالا رفته، در نتيجه قيمت را بالا مي برد.

پيشنهادش اين است كه با يك فروشنده همكاري كنم و خودم را خيلي به دردسر نيندازم چون به گفته او،  تمام فروشندگان بازار ظهيرالاسلام براي حدود 30 نفر كار مي كنند و  همين چند نفر براي كل بورس كاغذ در كشور تصميم مي گيرند و  آن را مديريت مي كنند.

به نظر نمي رسد دسترسي به اين افراد سخت باشد يا حتي بازرسي و رسيدگي به عملكردشان اما ترجيح مي دهم سكوت كنم و اجازه بدهم فروشنده اي كه روبرويم نشسته  و سر درد دلش باز شده به حرف هايش ادامه بدهد.

او توضيح مي دهد: اين تاجران مثلا كاغذ تحرير را بندي 120 هزار تومان مي خرند و بندي 450 هزار تومان مي فروشند، اما من به عنوان فروشنده، روي هر بند كاغذ فقط هزار تومان سود مي كنم و آنقدر كاغذ گران شده كه فقط با مشتري هاي قديمي همكاري مي كنيم ولي آنها هم خريدشان محدود شده است.

بازار كاغذ اگر به راستي همين تعداد محدود تاجر و واردكننده داشته باشد و يا حتي بيشتر از اين تعداد، قابل ارزيابي است و كنترل و مديريت آن نمي تواند دشوار باشد. به هم ريختگي آن به نظر غير منطقي است. با وجود اين كه ترجيح مي دهم در نقش خريدار باقي بمانم اما نمي توانم تعجبم را مديريت كنم و ناخواسته مي پرسم اگر اين افراد مشخص هستند چرا تا به حال برخوردي با آنها نشده است.

اما فروشنده خيلي سريع به اين سوالم جواب مي دهد و  لبخند معناداري مي زند. او مي گويد كه كسب و كار اين افراد به نفع دولت است وگرنه تا به حال يارانه كاغذ را قطع كرده بودند.

به اعتقاد اين فروشنده شرايط كنوني و اوضاعي كه در بازار كاغذ ايجاد شده، اصلا به ضرر دولت نبوده و هيچ اراده اي براي مديريت يا اصلاح آن وجود ندارد.  او  آخرين كسي نيست كه به دولت و سياست هاي آن اشاره مي كند .

او در پايان با خونسردي  پيشنهاد مي دهد 2000 بند كاغذ را در چند نوبت تحويل بگيرم و حمل آن را يكباره انجام ندهم.     

مورد عجيب يك فروشنده

از دادن فاكتور معذورم! اين جمله اي است كه فروشنده به وضوح و با صراحت مي گويد. گويي مي توانيم سر هر چيزي با هم چانه بزنيم جز در اين يك مورد. او توضيح مي دهد: از هر بند كاغذي كه مي فروشم فقط حدود 500 تا هزار تومان سود مي كنم و اگر به شما فاكتور بدهم، مي توانيد براساس آن مرا به تعزيرات معرفي كنيد و از من شكايت كنيد.

اين فروشنده بارديگر تاكيد مي كند كه فقط حدود هزار تومان روي هر بند سود مي كند و توضيح مي دهد سال گذشته و در اثر نوسانات ارز، تاجران كاغذ سودهاي ميلياردي داشته اند.

او ادامه مي دهد: تاجري كه هر بند كاغذ تحرير را 120 هزار تومان خريده و حالا 450 هزار تومان مي فروشد، يعني روي هر پارت باري كه مي فرستند اينجا ميليون ها تومان سود كرده و در مجموع ماهانه و سالانه سودهاي ميلياردي به جيب زده است.

يادآوري مي كنم كه اگر فاكتوري در كار نباشد، من هم به عنوان مامور خريد مي توانم سهمي براي خودم بردارم. با لبخند مي گويد: خانم مگر از اين چيزها كم ديده ايم. تعجب مي كنم كه شما تنها آمده ايد. معمولا چند نفر براي خريد مي آيند كه مامور خريد نتواند در جوش دادن معامله سودي به جيب بزند.  او در ادامه به يك نكته قابل توجه اشاره مي كند: حتي از برخي مراكز دولتي به جز مامور خريد، از واحد حراست و بازرسي و مديريت هم نمايندگاني مي آيند پاي معامله. معمولا هيچ كسي به ديگري اعتماد ندارد و  همه با هم مي آيند كه كسي كلاه برداري نكند اما هميشه مامور خريدها كار خودشان را مي كنند.

اين فروشنده در پايان تاكيد مي كند كه به همين دليل دوست ندارد با نهادهاي دولتي همكاري كند.

مافياي خودماني كاغذ


 روزنامه جام جم، شماره 5403 به تاريخ 21/3/98، صفحه 10 (فرهنگ: ادبيات و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5 بار
    



آثار ديگري از " آذر مهاجر"

  آواز ابوعطاي صنعت مد
آذر مهاجر، جام جم 14/6/97
مشاهده متن    
  تك آهنگ دارم پس هستم!
آذر مهاجر، جام جم 6/6/97
مشاهده متن    
  اگه مي توني نخون! / رمان هاي عامه پسند و پرفروش چند دهه اخير چه آثاري بودند و چرا پرفروش شدند
آذر مهاجر، جام جم 5/6/97
مشاهده متن    
  ماجراي يك پوزخند ژاپني!
آذر مهاجر، جام جم 30/5/97
مشاهده متن    
  چند مي گيري كمك نكني؟
آذر مهاجر، جام جم 23/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه مديريت رسانه
متن مطالب شماره 44، خرداد 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است