|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد98/3/13: غرق شدن در بي آبي
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4398
سه شنبه 4 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 4382 13/3/98 > صفحه 12 (جامعه) > متن
 
      


گزارش 
غرق شدن در بي آبي
هوتك ها، ناجي دام روستاهاي سيستان و بلوچستان

نويسنده: زهرا چوپانكاره

«هوتك در جاي خودش چيز خوبي است اما وحوش بايد از آن استفاده كنند، نه بچه ها و مردم. ما در كنار دريا هستيم، مگر رساندن پايدار آب به مردم چقدر هزينه دارد؟ لااقل به حرمت خون اين بچه ها اين كار را بكنند.» دوست محمد، خشمش را در نحوه اداي كلمات مي ريزد، در غلظت دادن به تلفظش هنگام گفتن «وحوش». دوست محمد، ساكن چابهار است. چند روز قبل نام چابهار با خبر غرق شدن و جان باختن سه دختربچه در گودال ذخيره آب در رسانه ها تكرار شد. دوست محمد مي گويد از همان ابتداي زندگي بشري در جاهايي كه نزديك به رود نبود مردم اين گودال ها را مي كندند كه آب باران را براي روزهاي مباداي شان ذخيره كنند. دوست محمد مي گويد كه هنوز هم مردم براي رسيدن به آب دست به دامان همان راهكارهاي اوليه بشر هستند؛ گودال هايي كه جان منيره و مريم و يسرا را گرفتند.

«منيره خدمتي، مريم خدمتي فرزند واحد و يسرا دلشب فرزند ناصر از روستاي كموبازار يا ولي محمدبازار هستند كه براي برداشت آب به داخل هوتك افتاده و غرق شدند. اين دانش آموزان 9 و 10 ساله و در پايه دوم و سوم ابتدايي مشغول به تحصيل بودند كه متاسفانه به دليل بي احتياطي و براي نجات از گرما براي آبتني به هوتك رفته بودند كه به داخل آب افتاده و غرق شدند.» انور بادپا، رييس اداره آموزش و پرورش بخش دشتياري چابهار روز هشتم خرداد اين خبر را به ايرنا داد. سه دانش آموز 9 و 10 ساله جان باخته اند و دوست محمد بلوچ كه مي گويد مدام بايد درباره آب حرف بزنند و فرياد بكشند باز حرفش را تكرار مي كند: «بارها موقعي كه مسووليت داشتيم اين حرف ها را زده ايم، حالا هم كه مسووليت رسمي نداريم به هر حال مسووليت اجتماعي كه داريم. دنيا دارد از دريا براي به دست آوردن آب پايدار استفاده مي كند، چابهاري در كنار دريا و اقيانوس است و ما حتي از اين وضعيتي كه روستاهايش دارند شرم نمي كنيم. داريم دو برابر هزينه مي كنيم. دو برابر هزينه آب شيرين كن هزينه مي كنيم؛ تانكر مي گيريم، سوخت مي خريم، پول راننده مي دهيم و باز هم همين شيوه پرهزينه تر را ادامه مي دهيم.»

او مي گويد: « از جبر و بدبختي است كه اين بچه ها شده اند آب آور.» مي گويد كه بارها كودكان به هنگام آوردن آب يا آب تني در اين گودال ها جان باخته اند و اين اولين بار نيست. راهكارش هم از نظر او نه حفاظت از اين گودال ها است و نه محصور كردنش: «گودال حفاظت نمي خواهد، آن گودال مال دام و طيور و وحوش است. موضوع اين است كه آدم ها را هم به دسته وحوش اضافه كرده اند. چرا بچه ها بايد از چنين گودالي آب شرب بياورند؟ مشكلات دامداري را كه نمي توانند برطرف كنند به كنار به خود مردم هم نمي توانند آب برسانند؟ اغلب روستاها آب ندارند. الان كه سد آب دارد، روستاهايي كه لوله كشي شده اند را به آب سد وصل كرده اند اما دواي درد ما اين نيست چون پايدار نيست. بعد از سال ها خشكسالي امسال باران باريده و آب را باز كردند اما اين راهكار ثابت نيست.»

قربانيان هوتك

جان باختن دختران كوچك روستاي كموبازار اولين اتفاق از اين دست نيست. يك فعال مدني كه ترجيح مي دهد نامش محفوظ بماند هم به «اعتماد» مي گويد كه جان باختن در هوتك به خصوص براي بچه ها در طول سال اتفاق مي افتد. مي گويد نعمت باران چاله ها را پر از آب كرده و البته هم زمان احتمال ليز خوردن و سرنگون شدن در چاله هاي لبالب از آب را هم بالا برده است: «اين هوتك ها هيچ حفاظي ندارند و كاملا روباز و در ميانه روستاها هستند. مردم از كنارشان رد مي شوند، بعضا در خانه ها درست در كنار اين هوتك ها باز مي شوند. در سفرهايي كه به اين منطقه داشته ايم بارها حرف شده كه چگونه مي توانيم دور آنها حفاظ بكشيم. عالي ترين شكلش اين است كه اطراف تمام اينها بايد اسكلتي وجود داشته باشد يا حتي حرف اين شد كه پانل هاي خورشيدي بگذارند تا منفعتي هم به روستا برسد. اما واقعيت اين است كه ابعاد اينها اينقدر بزرگ است كه هزينه فوق العاده زيادي مي خواهد به اضافه اينكه افتادن بچه ها در اين گودال ها و جان دادن شان با تمام تلخي اش فقط يك بعد اين ماجرا است. يك مساله جدي غيربهداشتي بودن آب هوتك ها است كه كسي به آن توجهي نمي كند. در اينها لاشه حيوانات مي افتد انواع ميكروب و باكتري در اين آب پرورش پيدا مي كند؛ شايع ترين بيماري در اين منطقه اسهال خوني و اسهال و استفراغ ناشي از همين آب است. حالا بنا بر ميزان بالا رفتن آگاهي هاي بهداشتي مردم يا قبل از استفاده آن را مي جوشانند يا اينكه براي پخت و پز از آن استفاده نمي كنند.»

نبود لوله كشي هاي روستايي موضوعي بود كه صداي دوست محمد بلوچ را خشمگين كرده بود. اين فعال مدني مي گويد كه آب هست اما كار لوله كشي كند پيش مي رود، پروژه نيمه جاني كه رمق رساندن آب به روستاها را ندارد: «دو سد پيشين و زيردان در جنوب استان وجود دارند. اين دو سد دارند كار مي كنند اما لوله كشي اصلي كه بايد آب را براي تصفيه و رساندن به روستاها انتقال دهد بسيار كند پيش مي رود. زيردان همين حالا هم دارد به منطقه كمك مي كند اما زيرساخت هاي لازم براي رساندن آب لوله كشي هنوز ايجاد نشده. به دليل همين موضوع آب پشت سد دارد تبخير مي شود و نتيجه اش ضرر دوجانبه است.»

سهم منطقه آزاد چابهار

آخرين آماري كه روابط عمومي منطقه آزاد چابهار همراه با اينفوگرافي از ميزان صادراتش منتشر كرد رشد 650 درصدي سال 97 را در مقايسه با سال 85 نشان مي دهد؛ رقمي برابر با 15 ميليون دلار. فعالان مدني سيستان و بلوچستان تاكنون تلاش داشته اند تا حوزه هايي مانند بازگرداندن كودكان بازمانده از تحصيل، مشكلات تابعيت، بهداشت و از اين قبيل را پوشش دهند اما ورود به حوزه زيرساختي آب ديگر از توان آنها خارج است: « پراكندگي روستاها خيلي زياد است. وسعت منطقه دشتياري به اندازه مساحت گيلان به اضافه قم است. در اين مساحت گسترده روستاها هم فاصله هاي زيادي از هم دارند و در برخي جاها هم كوه هاي كوتاهي بر سر راه قرار دارند. اين كار در توان سازمان هاي مردمي نيست. اصلا براي همين است كه روستاهاي دورتر از همين لوله كشي نصفه و نيمه هم كه گفتم بي بهره اند و بسياري از مردم همچنان از اين هوتك ها استفاده مي كنند. يعني اگر اينها نباشند اصلا مردم بايد كوچ كنند و بروند.» اينجا است كه اگر رقم هاي درشت شركت هاي بزرگ فعال در منطقه اقتصادي چابهار وارد صحنه شود شايد اوضاع كمي تغيير پيدا كند. اين فعال مدني مي گويد: «ترديد نداشته باشيد كه بزرگ ترين سازمان اين منطقه سازمان منطقه آزاد چابهار است. اين سازمان وارد حوزه مسووليت اجتماعي شده اما نسبت به بزرگي اين منطقه آزاد اين نقش هنوز ناچيز است. قطعا منطقه آزاد و شركت هاي بسياري كه براي صادرات و واردات وارد منطقه مي شوند مي توانند در بحث مسووليت اجتماعي وارد حوزه آب شوند. وقتي مي آييد و از يك منطقه استفاده مي كنيد و سود مي بريد، بخشي از اين سود متعلق به اين مردم است. الان همه مي دانند كه سيستان و بلوچستان به شدت درگير خشكسالي است. من به تازگي در منطقه هيرمند و زابل بودم، امسال كه باران آمده ناگهان همه مزارع سبز شده، مردم شاداب شده اند و مشغول كارند يعني بعد از 22 سال خشكسالي به همين سرعت پس از بارش ها دارند برخي از محصول ها به خصوص علوفه دام را برداشت مي كنند. خب اين را همه مي دانند كه برنامه ريزي آب نياز است اما همه چيز كند است، خيلي كند. اين هم مشكل عمومي كشور ما است؛ اجراي يك پروژه آنقدر طول مي كشد كه اصلا موضوعش تغيير مي كند.»

مي گويد كه گوشه اي از كار سيستان و بلوچستان بزرگ را هر يك از سازمان ها و موسسه هاي مدني و مردمي گرفته اند اما آب ديگر فراتر از اين حرف ها است. با اين وجود كساني مانند او كه سال ها است در منطقه مي روند و مي آيند و فعاليت دارند مي توانند پيشنهاداتي بدهند: « اين پتانسيل در منطقه هست كه بتوانند خدمات آب رساني يا اصلا مديريت آب را پيش ببرند. همه موضوع هم لوله كشي نيست. همان هوتك ها را مي توانند مدرن كنند، برايش تصفيه بگذارند، هوتك را به وسيله سد پر كنند و لوله كشي را از هوتك ها انجام دهند. سال پيش مردم دشتياري رفتند دم سد و اعتراض كردند كه اين آب چرا دارد پشت سد تبخير مي شود؟ بعد آب را باز كردند، آمدند در رودخانه و رودها هوتك ها را پر كردند و مردم نفسي كشيدند، توانستند كمي پياز و سيب زميني بكارند. همين كشاورزي بي جان هم مي تواند به داد مردم برسد.»

«هوتك در جاي خودش چيز خوبي است اما وحوش بايد از آن استفاده كنند، نه بچه ها و مردم.» دوست محمد خشمش را در نحوه اداي كلمات ريخت. دوست محمد مي گفت منيره و مريم و يسرا اولين كودكان قرباني هوتك ها نبوده اند و شايد آخرينش هم نباشند. هوتك هايي كه تنها چاره بيچارگي خشكسالي سيستان و بلوچستان بوده اند، هم جان مي دهند، هم جان مي گيرند.

او مي گويد كه بارها كودكان به هنگام آوردن آب يا آب تني در اين گودال ها جان باخته اند و اين اولين بار نيست. راهكارش هم از نظر او نه حفاظت از اين گودال ها است و نه محصور كردنش: «گودال حفاظت نمي خواهد، آن گودال مال دام و طيور و وحوش است چرا بچه ها بايد از چنين گودالي آب شرب بياورند؟»
غرق شدن در بي آبي


 روزنامه اعتماد، شماره 4382 به تاريخ 13/3/98، صفحه 12 (جامعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 11 بار
    



آثار ديگري از " زهرا چوپانكاره"

  بلوك نشينان قصر مرزي / روايت «اعتماد» از ساكنان سه محله حاشيه نشين قصرشيرين
زهرا چوپانكاره، اعتماد 24/6/97
مشاهده متن    
  كارگران مشغول كارشدند / پايان دو هفته اعتراض در نيشكر هفت تپه
زهرا چوپانكاره، اعتماد 12/6/97
مشاهده متن    
  تكرار آذر در شهريور / انباشت مشكلات كارگري باز هم شركت نيشكر هفت تپه را به اعتراض و توقف كار كشاند
زهرا چوپانكاره، اعتماد 5/6/97
مشاهده متن    
  قرضِ پرهياهو / نگاهي دوباره به نقاط مبهم ماجراي واگذاري اردوگاه شهيد باهنر
زهرا چوپانكاره، اعتماد 29/5/97
مشاهده متن    
  ١٣ دانشگاه برتر به دولت نامه نوشتند : بلاتكليفي دانشگاه ها ارز دولتي يا آزاد؟
زهرا چوپانكاره، اعتماد 22/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله دانشگاه علوم پزشكي قم
متن مطالب شماره 4 (پياپي 87)، تير 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است