|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق98/3/13: تاج و تخت سينما در تصرف تلويزيون!
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3447
سه شنبه 21 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3443 13/3/98 > صفحه 10 (هنر) > متن
 
      


تاج و تخت سينما در تصرف تلويزيون!


نويسنده: احسان فروغي

فرجام نااميدكننده «بازي تاج وتخت» دوباره اين پرسش را پيش كشيد كه سريال هاي تلويزيوني را تا چه اندازه مي توان جدي گرفت. آيا اين يك فرم هنري تازه است يا تنها يك قالب تجاري عامه پسند در صنعت سرگرمي؟ در اين عرصه رويدادهاي تازه اي رخ خواهند داد يا شاهد تكرار مكررات هاليوودي در لباسي نو خواهيم بود؟ عبارت «دوران طلايي تلويزيون» را براي بازارگرمي به كار مي برند يا اينكه اين عبارت توصيف حقيقت صنعت سرگرمي در دوران ديجيتال و سرويس هاي استريمينگ است؟ بررسي روند اهميت يافتن پديده ها، مطالعه درس آموزي است. بسياري از اهل فن، سريال ها را به عنوان قالب سرگرمي مبتذل حقير مي شمارند. جالب اينكه سينما به مثابه سطح اعلاي هنر تصويري، خودش از همين مسير عبور كرده است. در سال هاي آغازين اختراع سينما تصوير متحرك خوار شمرده مي شد؛ چيزي هم رديف شعبده بازي و تردستي. جايگاه عرضه تصوير متحرك در سيرك ها و معركه گيري ها بود. مهم نبود موضوع چه باشد؛ چون مردم براي ديدن خود تصوير متحرك مي آمدند. وقتي سرانجام حيرت فرونشست و عادت شد، موضوع و محتوا اهميت پيدا كرد. حالا تصويربرداران بايد به سرزمين هاي دوردست و به سراغ عجايب جهان مي رفتند تا حيرت تماشاگران باز برانگيخته شود. تئاتر، گل سرسبد هنرهاي نمايشي است؛ ولي مخاطبش معمولا به لايه هاي فرادست جامعه محدود بوده. وقتي اولين دوربين هاي فيلم برداري پا به سالن هاي تئاتر اعيان گذاشتند تا آن را براي مردم فرودست و حاشيه نشين قابل دسترس كنند، پيوريتن هاي هنري از به ابتذال كشيده شدن هنر سخن مي گفتند. به تدريج تصويربرداران دريافتند كه بايد خودشان نمايش هاي جديدي درخور اين فرمت جديد طراحي كنند؛ و اين گونه بود كه فرم هنري سينما خلق شد و رشد كرد. در آغاز قرن بيستم تصوير متحرك پديده اي سطحي و گذرا به شمار مي آمد. آدم هاي سرشناس آن را موجي گذرا مي ديدند كه به زودي دوره اش سپري مي شود و نشاني از آن به جا نخواهد ماند. به همين دليل فيلم سازان و دست اندركاران سينما در دهه هاي نخست اغلب جواناني زير 25 سال بودند. اصلا هاليوود را مهاجران يهودي اروپاي شرقي ساختند؛ چون سرمايه داران و صنعتگران جاافتاده آمريكايي سينما را بي ارزش مي دانستند. پس از آن سينما خودش را ثابت كرد و قدرتش را در مقام يك رسانه و صنعت بانفوذ به رخ كشيد. سينما به فرم هنري غالب قرن بيستم تبديل شد. بخش مهمي از زندگي مردم را اشغال كرد و به عنوان جزئي جدايي ناپذير از سبك زندگي مدرن شناخته شد. از نيمه قرن بيستم پديده هاي تازه اي ظهور كردند تا سلطه سينما را به چالش بكشند. تلويزيون از دل سينما به وجود آمد و با گذشت زمان كم كم بعضي از وظايف سينما را برعهده گرفت؛ از خبررساني و تبليغات گرفته تا سرگرمي هاي سبك. ولي سينما هرچه بارش سبك تر شد، بالاتر رفت. به همان نسبت كه مخاطبان سينما كمتر مي شدند، گرايش نخبه گرايي اش پررنگ تر مي شد؛ يعني اين روند بر جدي گرفته شدن سينما به مثابه يك فرم هنري تاثير مستقيم داشت. اين سرگذشت برايتان آشنا نيست؟ مسيري كه سينما پشت سر گذاشت همانند مسيري است كه تلويزيون دارد مي پيمايد. ابتدا هدف اصلي برنامه ها پركردن زمان آنتن بود. با گذشت سال ها نياز به توليد محتواي باكيفيت پررنگ تر شد. سريال هايي كه تماما در استوديو ساخته مي شدند و فقط لازم بود مفرح و سرگرم كننده باشند، حالا بايد خود را به معيار هاي كيفيت سينمايي نزديك مي كردند. با ظهور شبكه هاي كابلي قدم ديگري برداشته شد. مرز هاي سانسور و محدوديت براي تلويزيون به عقب رانده شدند. از دهه 1980 «اچ.بي.او» توليد محتواي اوريجينال را آغاز كرد و همان طور كه از نامش پيداست (باكس آفيس خانگي)، هدفش آوردن ارزش توليدي فيلم هاي سينمايي به برنامه سازي تلويزيوني بود. راهي كه در آغاز عبث مي نمود، سرانجام به «سوپرانوها»، «واير» و «بازي تاج وتخت» رسيد. دوران طلايي تلويزيون چگونه ممكن شد؟ جواب كوتاه اين است كه در پي فرايند تكامل، عوامل بسياري در كنار هم جمع شده اند تا وضع موجود پديد آيد. مهم ترين عامل، زيربناي اقتصادي و پيشرفت تكنولوژي است. در قرن پيش، سينما قطب اقتصادي صنعت سرگرمي بود و تلويزيون توان مالي بسيار كمي براي برنامه سازي داشت. درحال حاضر اين معادله برعكس شده است؛ مثلا در سال گذشته درآمد نتفليكس از كل درآمد سينماهاي آمريكاي شمالي بيشتر بوده است. در قرن پيش كيفيت صدا و تصوير گيرنده هاي تلويزيون پايين بود و تنها مزيتش نسبت به سالن هاي سينما، راحتي و آسودگي ماندن در خانه بود. با پيشرفت روزافزون فناوري، صفحه نمايشگرها بزرگ تر شدند، شفافيت و كيفيت رنگ تصوير بالا رفت و صداها گوياتر شدند. شرايط پخش خانگي نه تنها به سطح استاندارد رسيده، بلكه از بسياري از سالن ها نيز پيشي گرفته است، چون بعضي از سالن ها يا تجهيزات روزآمد ندارند يا روي اين تجهيزات تنظيمات درست انجام نمي گيرد. عامل ديگر نياز مخاطبان به سطح بالاتري از سرگرمي است. حالا كه 125 سال از اختراع سينما گذشته است و در عصر بمباران تصاوير زندگي مي كنيم، مخاطب امروز توقعات بالاتري دارد. او همه تاريخ تصويري بشر را به مدد اينترنت ديده و با همه تجربيات تاريخ تئاتر، سينما و تلويزيون، مستقيم يا غيرمستقيم، آشنايي دارد. از زمان تثبيت قالب فيلم دوساعته به عنوان الگوي اصلي فيلم سازي هم صد سال گذشته است. مخاطبان و فيلم سازان هر دو تشنه تجربه هاي تازه اي هستند كه مرز هاي روايت را فراتر ببرند. آنها داستان هاي بزرگ تري مي خواهند. پس از صد سال داستان هاي دوساعته، حالا داستان هاي 10ساعته، 50ساعته و بيشتر، جذابيت بيشتري دارند. دوران طلايي تلويزيون (اگر اين نام گذاري را بپذيريم) تا حد زيادي محصول همين موج است. نيروهاي خلاق ناگهان با اين امكان تازه روبه رو شدند و از آن استقبال كردند. پنجره ها گشوده و زنجيرهايي از پاي خلاقيت گسسته شد تا داستان هاي بزرگ تري روايت شوند. جنبه ديگري از اين تحول مسئله اقتباس است. بسياري از افسانه ها و اساطير كهن، رمان هاي كلاسيك و روايت هاي تاريخي كه تاكنون به دليل حجم مصالح داستاني (و نه محدوديت هاي روايت آبجكتيو) غير قابل اقتباس دانسته مي شدند، حالا امكان تازه اي براي تصويرشدن دارند. «بازي تاج و تخت» رماني چندجلدي بر پايه اقتباس از اسطوره هاست، با صد ها شخصيت اصلي و فرعي و داستاني كه هزاران سال سرگذشت يك جهان برساخته را روايت مي كند. ديديم كه ترجمه تصويري اين داستان به يكي از بزرگ ترين پديده هاي فرهنگي قرن بيست ويكم تبديل شد. در اين دو دهه فيلمي وجود نداشته كه به اندازه «گات» مخاطب داشته باشد. اين نكته ما را به يك حقيقت تلخ ديگر مي رساند. آنچه طلايي بودن اين دوران، يعني دوران رونق سريال هاي تلويزيوني را برجسته كرده، افول سينماست. افول سينما در دهه هاي گذشته رويدادي همه جانبه بوده ولي آنچه اينجا مورد اشاره است، افول جايگاه سينما به عنوان يك پديده فرهنگي-اجتماعي است. سينما ديگر بخش چندان مهمي از زندگي مردم نيست و جايگاهي را كه در قرن بيستم داشت، از دست داده است. تلويزيون دارد قلمروهايي را تصرف مي كند كه سينما آنها را پيشاپيش از دست داده بود. فراموش نكنيم كه منظور از تلويزيون در اين بحث شكل هاي متاخر آن، يعني شبكه هاي كابلي (مثل اچ بي او) و سرويس هاي استريمينگ (مثل نتفليكس) هستند و نه قالب سنتي و فراگير آن. چشم انداز آينده براي سريال هاي تلويزيوني كمابيش روشن ولي هنوز ناپيداست. نظم روابط توليد كه در اين گونه پروژه ها بسيار تعيين كننده است، تاكنون متغير بوده. براي درك ميزان تاثيرگذاري روابط توليد بر ماهيت خروجي مي توان به تاريخ نظام استوديويي هاليوود نگاه كرد. هاليوود دهه 1940 يعني دوران ادغام عمودي (كنترل و مالكيت همه مراحل توليد و اكران) را كه اوج قدرت استوديوها بود، مقايسه كنيد با هاليوود جديد دهه 1970 كه مولفان كنترل توليد را تا حد زيادي خودشان به دست گرفته بودند. در سال هاي اخير شبكه هاي كابلي بيشتر مشتركاتشان را از دست داده اند. استريمينگ آينده اجتناب ناپذير صنعت سرگرمي است. «نتفليكس» تاكنون پيش قراول اين جريان بوده، ولي با ورود شركت هاي ديگر به عرصه رقابت، تغييرات بيشتري در راه اند. «آمازون پرايم» نماينده امپراتوري اقتصادي آمازون فعلا در جايگاه دوم است و پتانسيل مالي بالايي دارد. «هولو» كه از اتحاد استوديوهاي قديمي هاليوود براي بقا در عصر جديد زاده شد، موفقيت چنداني كسب نكرد. شركت هاي اپل و فيس بوك ورودشان را به عرصه استريمينگ اعلام كرده اند. حتي يوتيوب دارد تلاش مي كند سهمي از اين بازار داشته باشد. ولي مهم ترين رقيبي كه تصور مي شود در آينده برنده جنگ استريمينگ باشد، شركت «ديزني» است. ديزني پلاس از نوامبر امسال كارش را شروع مي كند و منابع و مهارت زيادي براي جذب مخاطب  در اختيار دارد.

تاج و تخت سينما در تصرف تلويزيون!


 روزنامه شرق، شماره 3443 به تاريخ 13/3/98، صفحه 10 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه سياست علم و فناوري
متن مطالب شماره 1 (پياپي 41)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است