|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق98/3/13: چرا قلعه نويي خودش را به دايي مي چسباند؟
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3447
سه شنبه 21 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3443 13/3/98 > صفحه 14 (ورزش) > متن
 
      


چرا قلعه نويي خودش را به دايي مي چسباند؟



«آنها (پرسپوليس) مصونيت دارند و هر كاري بخواهند انجام مي دهند. محبت هايي شامل حال آنها مي شود، اما كسي هم ورود نمي كند. شما ببينيد در بازي با سايپا و پرسپوليس يا در بازي پرسپوليس و سپاهان چه اتفاقاتي رخ داد و چه راي هايي صادر شد». اينها بخشي از صحبت هاي آشناي امير قلعه نويي، سرمربي سپاهان، بعد از ديدار نيمه نهايي جام حذفي است. صحبت هاي قلعه نويي درباره مهندسي كردن و لطف داشتن به پرسپوليس موضوع تازه اي نيست، ولي اينكه چرا قلعه نويي به تيم «سايپا» رجوع مي كند و از «علي دايي» مايه مي گذارد محل سوال است؛ سرمربي سپاهان هرجايي كه در طول رقابت هاي ليگ؛ چه اين دوره و چه دوره هاي قبلي خواسته مثالي بزند تا حق را به خودش يا تيمش بدهد، اشاره اي هم به علي دايي و تيم هاي او مي كند. اينكه قلعه نويي اين كار را انجام مي دهد و خودش را در كنار علي دايي مي گذارد شايد از ديدگاه بسياري موردي اتفاقي باشد، ولي مرور صحبت هاي او در طول فصول گذشته نشان مي دهد قلعه نويي نه برحسب اتفاق، بلكه به ظاهر، كاملا آگاهانه پاي علي دايي را به ميان مي كشد و خودش را هم رديف او قرار مي دهد.

اختلاف با علي دايي

قبل از اينكه به «ارادت ها»ي بي شمار قلعه نويي به علي دايي اشاره شود بايد به موضوع اختلاف آنها پرداخت؛ موضوعي كه مربوط به ساليان دور و زماني است كه قلعه نويي هدايت تيم ملي ايران را برعهده گرفت. بعد از جام جهاني 2006، برانكو ايوانكوويچ از تيم ملي ايران جدا شد و هدايت تيم به امير قلعه نويي سپرده شد. قلعه نويي اما بدون اينكه دايي را در جريان بگذارد، او را براي اردوي تيم ملي دعوت نكرد تا مقدمات خداحافظي علي دايي از بازي هاي ملي رقم بخورد. اختلاف اصلي اين دو در دنياي فوتبال از همان جا شكل گرفت؛ اگرچه قلعه نويي تلاش كرد تا خودش را در اين زمينه بي تقصير جلوه دهد، ولي ناراحتي علي دايي نشان مي داد او حسابي از دست قلعه نويي شاكي است. اختلاف و دلخوري اين دو كه بيشتر از سوي دايي بود، تا مدت ها ادامه داشت؛ حتي بعدا كه قلعه نويي سرمربي استقلال بود و با اين تيم به اردوي تركيه رفت، دايي كه هدايت سرخ ها را برعهده داشت سعي كرد از رويارويي با امير قلعه نويي بپرهيزد. دايي به بهانه اينكه رفته است تا دوش بگيرد، سعي كرد با امير قلعه نويي كه منتظر خوش وبش كردن با او بود روبه رو نشود. البته نزديكان قلعه نويي تلاش كردند فضا را اين طور تلطيف كنند كه زماني كه امير هدايت تيم ملي را برعهده گرفت، دايي خداحافظي كرده بود و دلخوري او بيخود است. كمي بعد؛ يعني اندكي بعد از اخراج امير قلعه نويي از تيم ملي ايران، ابتدا هدايت اين تيم به صورت موقت به منصور ابراهيم زاده و سپس به علي دايي سپرده شد تا دايي اين بار جاي امير قلعه نويي در تيم ملي را بگيرد. اين موضوع هم تا حدودي به اختلافات اين دو نفر، اين بار بيشتر از سوي قلعه نويي، دامن زد.

آغاز روبوسي و آشتي

دلخوري اين دو نزديك به سه سال ادامه داشت تا اينكه بالاخره مراسم آشتي كنان و روبوسي بين امير قلعه نويي و علي دايي برگزار شد؛ 17 شهريور 1388 در مراسم مولودي امام حسن مجتبي(ع) كه در خانه برادران عرب برگزار شد، قلعه نويي و دايي روي هم را بوسيدند تا كدورت ها را كنار بگذارند. بااين حال امير در آن روز با بيان اينكه «من جلوي دايي خيلي ضعيفم!» تلاش كرد نشان دهد كه هيچ كدورتي بين آنها وجود نداشته است. «اولا بايد بگويم كه نبايد از لفظ آشتي كنان استفاده كنيد، چراكه ما هيچ كدورتي با هم نداشتيم و قهر هم نبوديم. به هرحال اگر هم اختلاف يا كدورتي وجود داشت فقط به خاطر مسائل فوتبالي بود كه اين به نظر من طبيعي است... دايي با امثال من و خيلي از مربيان ديگر فرق مي كند و معتقدم ما در مقابل وجهه بين المللي دايي خيلي ضعيف هستيم».

بهانه اي براي «چسبيدن» به دايي

اينكه امير قلعه نويي و علي دايي در يك بازه زماني كوتاه مدت هدايت تيم ملي را برعهده گرفتند و سپس هر دو پس از مدت زمان كوتاهي از تيم ملي بركنار شدند سرآغازي براي امير قلعه نويي بود تا اسم خودش را در كنار علي دايي مطرح كند. او كه سال 1388 عنوان كرده بود اخراج دايي از تيم ملي كار درستي نبوده است، چهار سال بعدش؛ يعني در سال 1392 خودش را هم وارد بازي كرد و گفت: «همه ديدند چه بلايي سر من و دايي آوردند». مهرماه 1392، امير كه آن روزها سرمربي استقلال بود، در كنفرانس خبري پيش از بازي تيمش با ذوب آهن از عملكرد تيم ملي انتقاد و عنوان كرد با او و علي دايي رفتار درستي در تيم ملي نشده. «خوشحالم كه تيم ملي به جام جهاني صعود كرده است، اما حركات تيم ملي را بررسي كنيم؛ گلي كه به كره زديم با حركت جباري شروع شد و اتفاقي توپ به قوچان نژاد رسيد. به كره اتفاقي گل زديم و كره مي توانست سه گل به ما بزند. كار كارشناس اين است كه بازي را از نظر فني تجزيه وتحليل كند... يادتان رفته چه بلايي سر من و علي دايي آوردند. همين آقايان ميزگرد معروف را بعد از بازي با كره برگزار كردند. حاج رضايي و ذوالفقارنسب هم بودند. آن هم در حالي كه با پنالتي به كره جنوبي باختيم. از شما خبرنگاران خواهش مي كنم با افرادي كه ضد مربيان ايراني هستند هم صدا نشويم». از اينجا به بعد ديگر پر از تعريف و تمجيدهاي يك طرفه قلعه نويي از دايي است. همان سال قلعه نويي با اشاره به كيفيت پايين توپ هاي ليگ برتر دوباره خودش را كنار علي دايي گذاشت و گفت: «من و علي دايي دل مان براي اين فوتبال مي سوزد و شايد به گفته آقايان دو، سه سال در اين فوتبال بازي نكرده باشم؛ اما انصافا كيفيت اين توپ ها خوب نيست». دو سال بعد قلعه نويي با بيان اينكه «من و علي دايي واقعيت ها را گفتيم» دوباره گريزي به اتفاقات حاشيه اي فوتبال زد و با قراردادن نام خودش كنار علي دايي گفت: «مشكلات را هم نمي خواهم باز كنم، من مسئوليتم را خودم قبول مي كنم؛ ولي يك روزي من گفتم اين توپ ها ايراد دارد. همه عليه من حمله كردند. كسي هم آن موقع شهامت نداشت، فكر مي كنم فقط آقاي دايي بود كه واقعيت را گفت. من نه منافع داشتم؛ نه چيزي؛ ولي مي خواهم بگويم يك روزي مي شود كه حرف هاي من هم به مردم ثابت بشود كه چه اتفاقاتي مي افتد كه به امير قلعه نويي ضربه زدند». قلعه نويي سال 97 هم در گفت وگويي با روزنامه «گل» حذفش از استقلال را شبيه حذف علي دايي از پرسپوليس قلمداد كرد و گفت: «دستور حذف من و دايي را دادند». او با عنوان اينكه محمود گودرزي، وزير وقت ورزش نمي خواسته دايي در پرسپوليس باشد، گفته بود به افشارزاده هم فشار آورده اند تا امير قلعه نويي را از استقلال كنار بگذارد. «تنها كسي كه با كميته اخلاق درگير شد، من بودم؛ چون گفتم من بالاي سقف دريافتي داشته ام؛ چون دروغ نمي گويم. چرا قرارداد من و دايي را منتشر كردند؛ ولي الان انتشار آن خلاف است؟». «من بزرگ اين فوتبال نيستم! شما ببينيد بزرگان فوتبال ما را چگونه زدند؟ با دايي، پروين و... چه كردند؟ كدام بزرگي؟ با دايي چه رفتاري كردند؟». اين دو نمونه، در كنار ده ها جمله ديگر كه در تعريف و تمجيد از علي دايي از سوي قلعه نويي بيان شده، نشان مي دهد او هرگز به صورت اتفاقي خودش را در كنار علي دايي نگذاشته و به نظر مي رسد اهداف مشخصي را در سر مي پروراند.

چرا قلعه نويي خودش را به دايي مي چسباند؟

براي پاسخ به اين سوال مي توان از چند زاويه موضوع را بررسي كرد. قلعه نويي از اسم خودش در كنار علي دايي و علي پروين استفاده مي كند تا تاكيد داشته باشد در تاريخ معاصر فوتبال ايران سهيم است. البته او حق هم دارد؛ چون با ثبت پنج عنوان قهرماني در ليگ برتر، پرافتخارترين مربي كنوني ليگ محسوب مي شود؛ ولي آنچه بيشتر موضوع را برجسته مي كند، اين است كه انگار قلعه نويي مي خواهد با قرار گرفتن كنار دايي براي خودش مشروعيت بخرد. او خودش و دايي را «شجاع»، «بزرگ»، «قرباني» و «جريان ساز» توصيف مي كند. با استفاده بي شمار از «من و علي دايي» بيشتر به دنبال اين است كه نشان دهد در استدلال هايش تنها نيست و حق با او است؛ اگر قلعه نويي در مقابله با پرسپوليس و مهندسي قهرماني اين تيم از سايپاي علي دايي حرف مي زند، بي دليل نيست؛ چون او پيش تر ديده است كه صحبت هاي علي دايي در جريان مبارزه با فساد كارگر افتاده و رسيدگي شده است. هرچند كه در اين بين امير قلعه نويي يك موضوع را نديده يا كمتر ديده است؛ اينكه علي دايي در بيش از 80 درصد ادعاهايش درباره فساد در فوتبال سند و مدرك داشته است. دايي درباره غش كردن داور به يك سمت حرف مي زند و بعد پرونده رو مي كند. دايي درباره كارت هاي پايان خدمتي كه با جعل مدارك به دست آمده، حرف مي زند و بعد مدرك رو مي كند و چند نمونه ريزتر ديگر؛ اما قلعه نويي به نظر مي رسد با چسباندن خودش به دايي سعي مي كند براي حرف ها و ادعاهايش در اين بين تا حدودي اعتبار بخرد؛ هرچند كه اگر مي توانست براي ادعاهايش مدرك رو كند، شايد ديگر نيازي نبود از علي دايي مايه بگذارد.

گرايش هاي سياسي مشابه

موضوعي كه امير قلعه نويي را وا مي دارد تا بيش از بقيه مربيان و آدم هاي فوتبالي از علي دايي مايه بگذارد، مي تواند برگرفته از گرايش هاي سياسي مشابه اين دو نفر هم باشد؛ قلعه نويي خودش را نزديك به جريان اصلاح طلب مي داند. ديدارهاي او با محمد خاتمي و البته حسن روحاني در خاطر بسياري باقي مانده است. گرايش هاي سياسي دايي هم مشابه است و شايد دليلي كه اين دو نفر را با وجود سابقه زياد در فوتبال، تقريبا در صلح و صفا نگه داشته، همين مورد هم باشد. البته قلعه نويي هم تلاش كرده درست مثل علي دايي در اتفاقات اجتماعي كنار مردم بايستد و با دفاع از حقوق آنها به سياسيون چه اصلاح طلب و چه اصولگرا، نيش و كنايه اي بزند.

چرا قلعه نويي خودش را به دايي مي چسباند؟


 روزنامه شرق، شماره 3443 به تاريخ 13/3/98، صفحه 14 (ورزش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 7 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
متن مطالب شماره 173، خرداد 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است