|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان98/3/23: هم پيمانان كفار و مستكبران در پوشش اسلام
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22241
چهار شنبه 2 مرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 22207 23/3/98 > صفحه 6 (معارف) > متن
 
      


هم پيمانان كفار و مستكبران در پوشش اسلام
بررسي و نقد عقايد و عملكرد وهابيت

نويسنده: حجت الاسلام علي قنبريان

22 خرداد سال 1398 شمسي برابر است با هشتم شوال. در 8 شوال 1344 قمري، قبور نوراني امامان شيعه در قبرستان بقيع ويران شد. اين روز يوم الهدم ناميده شده است. عاملان اين تخلف غيرانساني، وهابي ها هستند. به همين مناسبت بجاست كه درباره اين فرقه و عقايدشان بحث شود و ديدگاه ها و عملكردشان مورد بررسي و نقد قرار گيرد.

***

بخش اول: معرفي وهابيت

1. سلفيه

سرچشمه انديشه هاي فرقه وهابيت به سلفيه بازمي گردد. سلفيه دسته اي از پيروان مذهب حنبلي بودند كه در قرن چهارم هجري پيدا شدند و سخنان خود را به احمد حنبل نسبت مي دادند. علت اينكه خود را سلفيه مي ناميدند، اين بود كه مدعي بودند در اعمال و افعال و معتقدات خود تابع سلف صالح يعني اصحاب پيامبر و تابعين هستند. (علي اصغر فقيهي، وهابيان: بررسي و تحقيق گونه اي درباره عقايدو تاريخ فرقه وهابي، ص20).

سلفيه از جمله جريان‎هاي انحرافي و سخيفي است كه دست پليد استعمار و هوس‎هاي شيطاني منحرفان، به وسيله آن، بستر پاك و زلال انديشه اسلامي را مشوه ساخته و بر خاستگاه اصلي اسلام عزيز (حرمين شريفين) سايه شوم انداخته است. (سيدمهدي علي زاده موسوي، سلفي گري و وهابيت: تبارشناسي، ج1، ص14) سلفيه اموري مانند توسل به غير‎خدا، زيارت روضه پيامبر، و برپايي شعائر در اطراف آن و خواندن خدا روبه روي ضريح پيامبر، و اولياي الهي را مخالف توحيد مي‎دانند. (عاكفي، وهابيت ريشه‎ها و چالش‎ها در گفت وگو با دكتر عاكفي استاد حوزه و دانشگاه، ص6) نماد و مصداق نامبارك سلفيه با بدعتي شوم به نام وهابيت، چهره كريه خود را آشكار كرده است. فرقه اي كه نه اهل سنت بلكه اهل بدعت است.(سيدمهدي علي زاده موسوي، سلفي گري و وهابيت: تبارشناسي، ج1، ص14)

2. رهبران سلفيه

برخي از رهبران مذهب سلفيه در طول تاريخ عبارت اند از:

الف) ابومحمد حسن بن علي بن خلف بربهاري: رئيس حنبليان بغداد در قرن چهارم هجري.

ب) عبدالله بن محمد عكبري: از علماي حنبلي متوفا در سال 387 هجري.

ج) ابوالعباس احمدبن عبدالحليم حراني معروف به ابن تيميه: از بزرگ ترين علماي حنبلي در قرن هفتم و هشتم كه محمدبن عبدالوهاب اهم عقايد خود را از او گرفته است.

د) ابن قيم جوزيه: معروف ترين شاگرد ابن تيميه.

ه) محمدبن عبدالوهاب: از علماي نجد در قرن دوازدهم هجري است. وي نخستين كسي است كه مذهب وهابي را پديد آورد و در راه ترويج آن به شدت كوشش كرد. وي مبتكر عقايد وهابيان نيست بلكه اين عقايد به صورت هاي گوناگون قرن ها قبل از او، اظهار شده بود اما به صورت مذهب تازه اي درنيامده و طرفداران زيادي پيدا نكرده بود.

3. موسس وهابيت

مذهب وهابي منسوب است به محمدبن عبدالوهاب بن سليمان بن علي تميمي نجدي كه اين نسبت از نام پدر او عبدالوهاب گرفته شده است. (علي اصغر فقيهي، وهابيان: بررسي و تحقيق گونه اي درباره عقايدو تاريخ فرقه وهابي، ص117)

محمدبن عبدالوهاب كه در سال 1115 هجري در نجد تولد يافته، كسي است‏كه نوشته‏هاي ابن تيميه را با شور فراوان بررسي نمود و جنبشي مذهبي در هم‏ميهنانش برانگيخت. اين جنبش خونين منجر به تشكيل دولتي شد كه هنوز در سياست شبه جزيره عربستان عاملي نيرومند به شمار مي رود. (مرتضي راوندي، تاريخ اجتماعي ايران، ج‏9، ص220-221)

وهابي ها از نجد براي سلطنت بر مسلمين خروج كردند و با كفار و دشمنان مستكبر، هم پيمان و متعهد شدند. در زمين فساد كردند و قبيله بزرگي شدند كه مسلمانان را مي كشتند و به بچه شيرخوار آنها هم رحم نمي كردند. آنها سهم زيادي در تجزيه امپراتوري عثماني داشتند و به خاطر همين باعث ذلت مسلمانان شدند و سبب شدند كه مسلمانان در زير سلطه صهيونيست ها و كفار مستعمر، واقع شوند. اين اعمال سبب شد كه وهابيت را «شاخ شيطان» بنامند.(عمر عبدالسلام، مخالفت وهابيت با قرآن و سنت، ص105-106)

حكومت وهابي ها - كه در راس آنها و رهبرشان كسي است كه قرشي عادل نيست- مطلقا مشروعيت ندارد مخصوصا در امروز كه مي دانيم آنها بازيچه دست مستكبران هستند تا به مسلمانان ظلم كنند و اين چيزي است كه خداوند تعالي آنرا اراده نكرده است.(عمر عبدالسلام، مخالفت وهابيت با قرآن و سنت، ص104) {لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا}.(نساء:/141)خداوند هرگز كافران را بر مومنان تسلطي نداده است. (ناصر مكارم شيرازي، ترجمه قرآن)

از آنجا كه حيات اين جريان در گرو قدرت سياسي آل سعود، و ادامه حكومت آل سعود بسته به وهابيت، و داعيه ناگفته آنان، استيلا و رهبري بر جهان اسلام است، همه قدرت و ثروت خود را براي ترويج اين آيين باطل به كار بسته و در سال هاي اخير از راه‎هاي گوناگون به شبهه‎افكني، تكفير، تحريف متون و...پرداخته اند.(سيدمهدي علي زاده موسوي، سلفي گري و وهابيت: تبارشناسي، ج1، ص14)

بخش دوم: نقد عقايد و عملكرد وهابيت

1. انكار شفاعت

كساني كه جنبه‏هاي مختلف شفاعت و مفاهيم صحيح آن را از هم تفكيك نكرده‏اند گاه به كلي منكر مساله شفاعت شده، آن را با توصيه و پارتي‏بازي در برابر سلاطين و حاكمان ظالم برابر مي‏دانند! و گاه مانند وهابيان‏ آيه فوق را كه مي‏گويد: {لا يقبل منها شفاعه} در قيامت از كسي شفاعت پذيرفته نمي‏شود بدون توجه به آيات ديگر دستاويز قرار داده و به كلي شفاعت را انكار كرده‏اند. (ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج‏1، ص223)

شيخ سليمان بن لحمان در كتاب «الهديه السنيه» چنين مي‏گويد:

«كتاب و سنت گواهي بر اين مي‏دهند كه هركس فرشتگان و انبيا يا ابن عباس و ابوطالب و امثال آنان را واسطه ميان خود و خدا قرار بدهد كه در پيشگاه خدا براي او شفاعت كنند، به خاطر اينكه آنها مقرب درگاه خدا هستند، همان طور كه در نزد سلاطين شفاعت مي‏كنند، چنين كساني كافر و مشرك اند و خون و مال آنها مباح است؛ اگرچه «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله» بگويند و اگر چه نماز بخوانند و روزه بگيرند.» (الهديه السنيه ص66؛ به نقل از البراهين الجليه، ص83)

جواب:

ما هم مي‏گوييم اگر براستي كسي كار خدا را از غيرخدا بخواهد و او را مستقل در انجام آن بداند مشرك است، ولي اگر از او شفاعتي بخواهد كه كار خود او است و خدا به او داده، نه تنها شرك نيست بلكه عين ايمان و توحيد است. كلمه «مع» در آيه{فلا تدعوا مع الله احدا}نيز گواه بر اين مدعاست كه نبايد كسي را در رديف خداوند مبدا تاثير مستقل دانست‏.(ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج‏1، ص246)

2. شرك دانستن توسل

فرقه وهابيت‏ اظهار مي‏كنند كه هركس، غير خدا را بخواند، مشرك است؛ زيرا خداوند فرموده است: {فلا تدعوا مع الله احدا}پس هيچ كس را با خدا نخوانيد. (جن-18) بنابراين كساني‏كه در توسل، اولياي خدا را صدا مي‏زنند، مشرك اند!

جواب:

آيه {و لا تدع مع الله إلها آخر}، آيه فوق را تفسير مي كند. اين آيه توضيح مي‏دهد كه مشرك كسي است كه غيرخدا را به عنوان خداي ديگر بخواند. ناگفته پيداست كه شيعيان هيچ مقامي را به عنوان خدا صدا نمي‏زنند، بلكه به عنوان كسي كه نزد خداوند آبرو دارد صدا مي‏زنند، آن هم آبرويي كه از طرف خداوند به او داده شده است، نظير انبيا و اولياي الهي، نه هر شفيع و آبرومند موهومي. زيرا بت‏پرستان نيز در دنياي خيال خود، براي بت‏ها آبرويي تصور مي‏كردند.(محسن قرائتي، تفسير نور، ج‏7، ص105)

3. تخريب قبرستان بقيع

براساس روايت هاي متقن تاريخي، بيشتر قبور قبرستان بقيع در گذشته داراي بارگاه و ضريح بوده اند تا اينكه يك بار در سال  1220 و بار دوم در هشتم شوال 1344 قمري، وهابي ها تمامي گنبدها و قبه هاي موجود را تخريب كردند. در جريان اين واقعه بارگاه امام حسن مجتبي (ع)، امام سجاد(ع)، امام محمدباقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) ويران شد.

نقد:

بقيع زمين مستطيل شكلي در شرق مدينه است. اين قبرستان، مهم ترين قبرستان در اسلام است و بخش مهمي از تاريخ اسلام را در خود جاي داده و كتاب بزرگ و گويايي از تاريخ مسلمانان به شمار مي آيد. قبرستان تاريك و خاموش فعلي بقيع، آرامگاه چهار امام معصوم، بسياري از صحابه بزرگوار، ياران پيشوايان معصوم و شهيدان گرانقدر صدر اسلام است. در اين قبرستان، بيش از هزار نفر از صحابه گرامي رسول خدا(ص)، تابعان، قاريان، و سادات بني هاشم مدفون اند.

اولين كسي كه در آنجا به توصيه رسول خدا(ص) دفن شد، عثمان بن مظعون بود كه از دوستان نزديك پيامبر(ص) و امام علي(ع) به شمار مي رفت. حضرت علي(ع)در سخنانش او را بسيار ياد مي كرد و از روي علاقه اش به او، نام يكي از فرزندانش را عثمان نهاد. حضرت رسول الله، برخي از شهداي احد و نيز فرزندش ابراهيم را در آنجا دفن كرد و به اين ترتيب بر شرافت آن افزود.

بنابراين قبرستاني كه اين قدر شرافت دارد و مدفن بسياري از بزرگان و اولياي الهي است، سزاوار و شايسته نبود كه ويران شود.

4. حمله و غارت شهرهاي كربلا و نجف

دو شهر كربلا و نجف، از شهرهاي مورد احترام و از بزرگ ترين زيارت گاه هاي شيعه بوده و هستند. زيارت گاه هايي با بناهاي عالي و گنبدهاي افراشته با نذورات و نفايس فراوان و موقوفات بسيار كه هر سال هزاران تن از دورونزديك براي زيارت به اين دو شهر رو مي آورند. وهابيان به واسطه بي اطلاعي و شبهاتي كه در ذهن ايشان پيدا شده بود، نسبت به اين امور تعصب شديد مي ورزيدند و طبعا به دنبال دستاويزي بودند كه مقصود خويش را انجام دهند. بنا بر نوشته دايره المعارف اسلامي، وهابيان تعدي قبيله شيعي مذهب خزاعل به يكي از قافله هاي نجد را، دستاويزي براي حمله به كربلا و نجف قرار دادند.حملات وهابيان به كربلا و نجف از سال 1216 هجري، زمان حكومت عبدالعزيز شروع شد و تا بعداز سال 1225 زمان امارت سعودبن عبدالعزيز ادامه داشت.(علي اصغر فقيهي، وهابيان: بررسي و تحقيق گونه اي درباره عقايدو تاريخ فرقه وهابي، ص280-281)

ادموند كليفورد باسورث درباره حمله و غارت كربلا به دست وهابيان مي گويد:

«در پايان قرن دوازدهم همه نجد تحت نظارت وهابيان درآمد و آنان بر شام و عراق كه تحت سلطه عثماني‏ها بودند، حمله كردند و شهر مقدس شيعيان يعني كربلا را كه زيارت آن را نوعي خرافه‏پرستي مي‏دانستند در 1218 غارت كردند. همچنان شهرهاي مقدس مكه و مدينه نيز تسخير شد و همه آثار بت‏پرستانه از آن‏ها زدوده شد. اين اقدامات سعودي‏ها سبب تحريك و خشم عثماني‏ها و برافتادن قدرت دولت اول سعودي شد.(ادموند كليفورد باسورث، سلسله‏هاي اسلامي جديد راهنماي گاه شماري و تبارشناسي، ص232)

علاوه بر تاريخ فوق در سال 1339 قمري به شهر مقدس كربلا حمله كردند. در كتاب «روزشمار تاريخ معاصر ايران» جلد 1 صفحه 560 به اين مطلب اشاره شده است:

«شيخ محمدمهدي خالصي هنگامي كه وهابيان‏ حجاز در 1339 ق، به قصد انهدام مراقد ائمه شيعه، تصميم به حمله به جنوب عراق داشتند، به همراه گروهي از علماي كاظمين و مردم داوطلب به دعوت آيت الله ناييني و آيت الله سيدابوالحسن اصفهاني به كربلا آمد.»

همچنين در جلد ‏دوم صفحه 85 و 86 از همان كتاب درباره وقايع دوم رمضان 1340 قمري آمده است:

«روزنامه ايران در شماره امروز خود بنابر اخباري كه از عتبات عاليات رسيده، نوشت كه وهابي هاي مسلح پس از درگيري‏هايي در حال نزديك شدن به شهر نجف هستند. آنها قصد دارند پس از رسيدن به نجف بارگاه امام اول شيعيان را خراب كنند. بنابر اين خبر، فاصله آنها با نجف حدود يازده فرسخ است. علماء كربلا پس از شنيدن اين موضوع به طرف نجف حركت كرده‏اند. از طرف امير فيصل سلطان بين النهرين، از روساي قبايل عرب و مشايخ دعوت شده كه در نجف حاضر شوند تا مجلس شوراي عالي تشكيل شده و تصميم بگيرند.

5. مخالفت با زيارت مقبره پيامبران و اولياي الهي

ابن تيميه و اتباع او، بيشتر از اين لحاظ با شيعه مخالفت و عناد مي ورزيدند كه ايشان را حجاج يا عباد قبور مي دانستند و بدون اينكه از حقيقت امر آگاه باشند، گمان مي كردند كه شيعه قبرهاي بزرگان خويش را مي پرستند و به جاي حج خانه خدا به حج قبور مي روند و اموري از اين قبيل. (علي اصغر فقيهي، وهابيان: بررسي و تحقيق گونه اي درباره عقايدو تاريخ فرقه وهابي، ص280)

زيارت قبور بزرگان اسلام را همه فرق مسلمين- جز گروه اندك وهابيان- جايز مي‏شمرند. گروهي از وهابي‏ها به ما ايراد مي‏كنند، چرا به زيارت پيشوايان ديني مي‏رويد؟ و ما را «قبوريون» مي‏نامند! درحالي كه در همه نقاط جهان براي آرامگاه‏هاي گذشتگان اهميت قائل هستند و به زيارت آن مي‏روند.مسلمين جهان نيز هميشه براي قبور بزرگان خود ارج قائل بوده و هستند و به زيارت آنها رفته و مي‏روند. تنها گروه كوچك وهابيون هستند كه با آن مخالفت مي‏كنند و در واقع مدعي تمام مسلمين دنيا مي‏باشند.

البته بعضي از علماي معروف وهابي نيز تصريح كرده‏اند كه زيارت قبر پيغمبر اكرم، مستحب است، ولي به نيت زيارت نبايد سفر كرد. يعني به قصد زيارت مسجد النبي و عبادت در آن يا انجام عمره به مدينه بيايند، در ضمن قبر پيامبر، را نيز زيارت كنند و به قصد زيارت بار سفر نبندند!

اين گروه از وهابيون به طور كلي در سه نقطه با ديگر مسلمانان جهان درگير بوده و مخالفت دارند: بناي قبور، مسافرت براي زيارت قبور، زيارت قبور زنان.آن ها به بعضي از روايات در هر سه موضوع تمسك جسته‏اند كه يا سند درستي ندارد يا دلالت آن مردود است.

به نظر مي‏رسد انگيزه ديگري براي اين حركت نادرست دارند. آنها گرفتار وسوسه در مساله توحيد و شرك اند و شايد چنين مي‏پندارند زيارت قبور به مفهوم پرستش آنهاست و لا بد همه مسلمانان غير از آنها مشرك و ملحدند. (ناصر مكارم شيرازي، شيعه پاسخ مي گويد، ص89)

وهابيان با زيارت قبور پيامبران و صالحان مخالفت مي كنند و آن را مخل به اصل توحيد مي دانند كه يكي از اصول عقايد بوده و مشترك بين تمامي اديان است. درحالي كه اين گونه نيست. مسلماناني كه قبور پيامبران و معصومين(ع) را زيارت مي كنند، هيچ گاه آنان را با خدا برابر نمي دانند و قصدشان صرفا زيارت و تعظيم است نه پرستش و عبادت.در اخبار آمده است كه پيغمبر(ص) قبر مادرش و قبر عثمان بن مظعون را زيارت مي كرد و براي قبر عثمان علامتي قرار داد تا از ميان قبرهاي ديگر مشخص باشد.

در كتاب «تاريخ اجتماعي ايران»، جلد 9 صفحه 220-221چنين آمده است:

«در ميان مكتب‏هاي انديشه و اعتقاد در اسلام، هيچ كدام در مبارزه با بدعت و نوآوري و پيگيري در كوبيدن آن، مانند مذهب حنبلي نبودند... پرشورترين هواداران احمدبن حنبل، سرسخت‏ترين دشمنان نوآوري بودند. اگر مسلمانان از اين گروه پيروي كرده و آراي ايشان را پذيرفته بودند، اسلام را از هرگونه پيشرفت بازداشته و به روش نخستين روزهاي پيدايش آن در مدينه بازگردانيده بودند و به شكل روزگار صحابه اداره‏اش مي‏كردند. پس از گذشت چند قرن، در آغاز سده هشتم هجري در سوريه فقيهي به نام تقي الدين ابن تيميه با سرسختي تمام كوشيد تا به گذشته اسلام بنگرد و با نوآوري‏ها به جنگ وستيز برخيزد. او با صوفيان و اصول اشراق به جنگ برخاست. ابن تيميه بزرگداشت انبيا و اوليا را نكوهيد و زيارت مقبره پيغمبر را كه مسلمانان بدان ارزش بزرگ مي‏نهادند انكار كرد. درحالي كه مسلمانان پارسا، زيارت مدينه را متمم حج مي‏شمردند، او همواره اثبات هر حكم را به وسيله سنت، و تنها در سنت جست وجو مي‏كرد... وهابي‏ها به مسجدهايي كه سني و شيعه، بسيار تقديس مي‏كردند، تاخته ويرانشان مي‏كردند، زيرا كه آن‏ها را بدترين شكل شرك و بت‏پرستي مي‏شمردند. آنان پرستش ضريح‏ها و احترام زياد به مقابر بزرگان دين را عملي حرام مي‏شمردند، زيرا اين كارها در صدر اسلام معمول نبود. به طور كلي وهابيان‏ طرفدار دين اسلام به صورتي هستند كه پيغمبر و يارانش نهاده بودند. در عمل، سنيان آنان را خارجي و انشعابي و منحرف مي‏شمارند و آنان را دشمن اجماع مي‏دانند زيرا آن‏چه اجماع با گذشت قرن‏ها پذيرفته و سنت ساخته، پذيرفتني و قابل اجراست.به اين ترتيب مي‏توان گفت كه وهابيان گروهي هستند كه از دايره اسلام سنتي بيرون شده و بدان راه مي‏روند كه خوارج در دوران نخستين اسلام رفتند. فرقه وهابيت، تشييع جنازه، سوگواري براي اموات و استمداد از ارواح پيغمبران و ائمه و غيره را عملي خرافي و حرام مي‏شمارند و مي‏گويند آنان در دنيا و آخرت كوچك‏ترين تاثيري در احوال مردم ندارند. اين جماعت از القاب و احتراماتي كه براي پيغمبر و ائمه قائل اند، بيزاري مي‏جويند و اين اعمال را حرام مي‏دانند.»

وهابيان با جنبه‏هايي از دين عوام عربستان كه اولياء الله و مزار آنها را تقديس و احترام مي‏كردند، دشمني مي كردند. وقتي وهابيان‏ به سركردگي سعوديان قدرت خود را در بيشتر شبه‏جزيره عربستان گستردند، همه مظاهر و تجليات اين نوع بدعت‏ها را به طور منظم از ميان برداشتند. به نظر مي‏آيد كه اميران سعودي در به كار گرفتن شور و حميت وهابيان،‏ فوايد مادي‏اي براي نقشه و بسط سياسي قدرت خود در نجد مي‏ديدند. (ادموند كليفورد باسورث، سلسله‏هاي اسلامي جديد راهنماي گاه شماري و تبارشناسي، ص232)

پادشاه كشور سعودي هر سال روز عيد قربان علماي فرقه‏هاي اسلامي را مهمان مي‏كند.در يكي از سال ها، علامه سيدشرف‏الدين جبل عاملي (از علماي برجسته لبناني) به مهماني دعوت مي‏شود. علامه همين كه وارد جلسه شد، قرآني را كه جلد چرمي داشت به شاه هديه كرد. شاه آن را گرفت و بوسيد. علامه گفت: تو مشرك هستي! شاه ناراحت شد كه چرا چنين تهمتي مي‏زني؟ علامه گفت: چون شما چرمي را بوسيدي كه پوست حيوان است و احترام به پوست حيوان شرك است!

شاه گفت: من هر پوستي را نمي‏بوسم، كفش من از چرم و پوست حيوان است ولي هرگز آن را نمي‏بوسم. اين قطعه چرم، جلد قرآن قرار گرفته است.

علامه فرمود: ما نيز هر آهني را نمي‏بوسيم. آهني را مي‏بوسيم كه صندوق، ضريح، دژ، و پنجره قبر پيامبر يا امامان معصوم باشد.

آري، شرك آن است كه ما كسي يا چيزي را در برابر خدا علم كنيم و براي او قدرتي مستقل قائل شويم. درحالي كه شيعه قدرت اولياي خدا را مستقل نمي‏داند، بلكه قدرتي وابسته به قدرت الهي مي‏داند و اگر گنبد وبارگاهي مي‏سازد به‏خاطر آن است كه به مردم اعلام كند در اينجا مرد توحيد دفن شده است. كسي كه در اينجا دفن شده در راه خداشهيد گشته و فدا و فناي توحيد شده است. پس گنبد و بارگاه، يعني مركزي كه زير آن فرياد توحيد بلند است، نه مركزي در برابر مسجد. (محسن قرائتي، تفسير نور، ج‏7، ص106)

6. تخريب مساجد

وهابيان به پا كردن بنا و دستگاه ضريح براي قبور مقدس در حكم بت‏پرستي دانسته به تخريب و انهدام آن‏ها فتوا مي‏دهند. بي‏شك يكي از دلايل مبارزه وهابي‏ها با زائران بيت الله الحرام بر همين منطق استوار است. (مرتضي راوندي، تاريخ اجتماعي ايران، ج‏9، ص221) بنابراين اگر در مسجدي مقبره اي باشد و مسلمانان صاحب قبر را زيارت كنند، آنها اين عمل را بت پرستي تلقي كرده و مسجد و مقبره داخل آن را از بين مي برند و فكر مي كنند كه يكي از نمادهاي بت پرستي را منهدم و نابود كرده اند. براي مثال مي توان مقبره علي بن جعفر را مطرح كرد. درباره مقام علمي و فضل و دانش و ديانت و تقواي وي سخن بسيار است. از او مجموعه روايتي به نام «مسائل علي بن جعفر» بر جاي مانده كه از اهميت بسزايي برخوردار است. وي در سال 210 هجري در گذشت. قبر او در مسجدي كه سال ها در آن تدريس مي‏كرد، در روستاي عريض در 8 كيلومتري مشرق مدينه كه امروزه بخشي از شهر مدينه شده است،قرار داشت و زيارتگاه شيعيان بود. وهابيان‏ در سال 1423 هجري مسجد و بقعه را منهدم نمودند، و جنازه او را كه سالم در گور قرار داشت، به قبرستان بقيع منتقل كردند، و در مشرق بقعه امامان معصوم دفن كردند.(حسن بن محمد قمي، تاريخ قم، ص508)

آيت الله مكارم شيرازي در كتاب ارزشمند «تفسير نمونه» جلد ‏اول صفحه 411-412 چنين آورده است:

«عجب اينكه در عصر و زمان ما گروهي از متعصبين نادان و خشك و دور از منطق از وهابيان‏ به بهانه احياء توحيد، سعي در تخريب پاره‏اي از مساجد و ساختمان هايي كه بر قبور بزرگان اسلام و صلحا شده و هميشه مركز ياد خدا است دارند، و عجيب تر اينكه اين ستمگران بي منطق، اعمال خود را تحت عنوان مبارزه با شرك انجام مي‏دهند و در اين راه مرتكب انواع گناهان و كبائر مي‏شوند. درحالي كه اگر فرضا كار خلافي در يكي از اين مراكز مقدس انجام شود بايد جلو آن را گرفت نه اينكه اين خانه‏هاي توحيد را به تخريب كشاند، كه اين كار همانند كار مشركان جاهليت است.»

جواب:

زيارت قبر اوليا و بزرگان با بت پرستي تفاوت بسيار دارد. زيرا زيارت كنندگان، صاحب قبر را مستقل در برآوردن حاجات و نياز آنها نمي دانند بلكه عامل اصلي و يگانه را خداوند متعال مي دانند به طوري كه بدون مشيت الهي هيچ كاري از اوليا ساخته نيست و شفاعتي هم نمي توانند بكنند. بنابراين يكي از تفاوت هاي بت پرستي و زيارت اوليا در نيت است. در مورد اول، به نيت الوهيت بوده و در مورد دوم به نيت يكي از بندگان صالح خداوند متعال. آنچه كه به عمل انسان ها روح مي دهد نيت است و در روايات هم وارد شده است كه «إنما الاعمال‏ بالنيات‏ و إنما لامرئ ما نوي‏» (محمدبن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج1، ص48) همانا اعمال در گرو نيت است و براي هركسي آن چيزي است كه نيت كرده است.

هم پيمانان كفار و مستكبران در پوشش اسلام


 روزنامه كيهان، شماره 22207 به تاريخ 23/3/98، صفحه 6 (معارف)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    



آثار ديگري از "حجت الاسلام علي قنبريان"

  نگاهي به سيره علمي و سياسي امام صادق (ع)
حجت الاسلام علي قنبريان، كيهان 6/4/98
مشاهده متن    
  ما فرزندان دليل هستيم / بررسي شكل گيري اعتقادات بر پايه عقلانيت
حجت الاسلام علي قنبريان، كيهان 18/1/98
مشاهده متن    
  تعليم و تعلم در سيره علمي و عملي امام رضا (ع)
حجت الاسلام علي قنبريان، كيهان 15/8/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي علوم و فناوري كشاورزي
شماره 4 (پياپي 2104)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است