|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران98/3/23: المو دووار گفت «دوباره اروپايي فكر كن»
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7114
سه شنبه 1 مرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 7081 23/3/98 > صفحه 10 (سينماي جهان) > متن
 
      


مصاحبه هفته 
المو دووار گفت «دوباره اروپايي فكر كن»
آنتونيو باندراس از تجديد همكاري اش با كارگردان مشهور اسپانيايي و فيلم جديد «درد و افتخار» مي گويد

برگرفته از: Herald Tribune

آنتونيو باندراس اسپانيايي و معروف كه جايزه برترين بازيگر مرد را در جشنواره معتبر اخير كن فرانسه برد، اين پيروزي را به هموطن آشنايش پدرو المودووار هديه كرده كه كارگردان فيلم تازه «درد و افتخار» بوده است. باندراس 58 ساله كه ازعوارض يك سكته قلبي در دو سال پيش رهايي يافته، براي هشتمين بار است كه با المودووار به عنوان دوست و همكار قديمي اش به ارائه كاري مشترك همت گماشته است. المودووار 69 ساله هم كه مثل باندراس مشكلات جسماني و برخي بيماري هاي قلبي را در دهه هاي اخير تجربه كرده، در «درد و افتخار» داستان زندگي و فعاليت هاي فيلمسازي را تشريح مي كند كه به وضوح نمادي از خود اوست. اين كارگردان در داستان اين فيلم سالوادور مالو نام دارد و او مردي است كه برخي ناملايمات زمانه و روحيه سست خودش، وي را به سوي مواد مخدر سوق داده است. باندراس كه پيروزي اش در كن احياي آشكار او پس از پنج شش سال بي فروغي و دور ماندن از اوج تلقي شده است، مي گويد: برخلاف باور مردم هنرمندان سرشناس منجمله ستارگان سينما در محيطي مخمل گونه و در فضايي بهشت آسا زندگي نمي كنند بلكه برعكس با رنج ها و مشكلات زيادي دست وپنجه نرم مي كنند و آنچه تحمل اين رنج ها را ضروري مي سازد، رسيدن هر از چندگاه به پيروزي ها و افتخارات و جوايز هنري است و دستاوردهاي «درد و افتخار» هم چيزي از اين قبيل است. باندراس كه سال ها در امريكا ساكن شده بود و اينك اوقات خود را در اسپانيا و هلند مي گذراند، در مصاحبه پيش رو، راجع به تجديد همكاري اش با پدرو المودووار، شرايط تهيه و فلسفه وجودي اين فيلم و برخي مسائل ديگر سخن مي گويد.

درباره المودووار و كار مشترك جديدتان صحبت كنيد. اين دوستي و همكاري ديرين چگونه شكل گرفته است؟

من هميشه المودووار را دوست داشته و به عقايدش احترام گذاشته ام و وي را نوعي راهنما و برادر بزرگ براي خود مي دانم. با اين حال وقتي 9 سال پيش مرا براي بازي در يكي از فيلم هاي قبلي اش به نام «پوستي كه در آن زندگي مي كنم» فراخواند، ارتباط كاري ما وارد مرحله اي تازه شد.

از چه نظر؟

تا المودووار را ديدم، گفتم ببين در اين 25 سال در هاليوود چقدر رشد كرده ام و حالا فقط با صداي خود يا با هنر Body Language هم قادرم پيام رساني كنم. نگاهي به من انداخت و گفت اين كارها و هنرها به درد خودت مي خورد و من به هيچ يك از مواردي كه گفتي، نه اعتقاد دارم و نه علاقه اي. من چيز ديگري از تو مي خواهم. منظور پدرو فرهنگ و برداشت اروپايي ها بود و او مي خواست براي بازي مجدد در فيلم هاي وي جلد و قالب امريكايي ام را دور بريزم و يك بار ديگر مثل اروپايي ها فكر و اقدام كنم.

بواقع المودووار شما را از خواب هاي بيهوده و تصور كاذب تكامل پراند.

همين طور است. خود من نيز اين اشتباه و برداشت غلط را داشتم كه رفتنم به هاليوود و بازي پر طمطراق طبق معيارهاي آنها كار بزرگي است.

قضاياي «درد و افتخار» چطور شروع شد؟

من مراحل و مراتب تغيير ماهيت مجدد خود را شروع كرده بودم و مي رفتم كه يك بار ديگر در پوسته يك هنرمند اروپايي قرار گيرم. با اين حال وقتي سناريوي «درد و افتخار» را ديدم و مطالعه كردم، تعجبم بيشتر شد.

تعجب بابت چه؟

بابت همه چيز، موضوع فيلم و سهم و وظيفه من در آن.

المودووار به شما چه گفت؟

او شخصيت اول فيلم را براي من حلاجي كرد و مسائل را برايم روشن ساخت. من نيز هرچه توان و مهارت داشتم، ارائه دادم. در نهايت يكي از جالب ترين و بهترين مشاغل عمر هنري ام را تجربه كردم و فكر مي كنم همه چيزها و ادوات و امكانات اين فيلم در سطحي فوق العاده بود.

درست است كه قدري پير شده ايد اما در اين فيلم به لطف گريم پيرتر از آنچه هستيد، به نظر مي آييد. اين طور نيست؟

خوشحالم كه مرا هنوز جوان مي دانيد اما فاصله كمي تا 60 ساله شدن دارم و در نتيجه احتياجم به گريم براي بازي در نقش افراد پير هر ساله كمتر مي شود و روحيات آنها را پيوسته بيشتر درك مي كنم. مشكلي هم با اين قضيه ندارم و بايد پيري را مثل هر خصلت و فرآيند ديگري طي عمرتان بپذيريد و با آن زندگي كنيد. مراحل انسان همين است و روزي جوان است و زماني پير مي شود. چرا از اين پروسه فرار كنيم؟

آيا واقعا احساس تكامل و بهتر شدن مي كنيد؟

صد درصد، وقتي جوان تر بودم قدرت حس و ايفاي برخي افراد و مسائل را نداشتم و اصلا فكرم به آن نمي رسيد ولي حالا نسبت به چيزهايي صاحب حس و برداشت و قوه تحليل و عرضه شده ام كه هرگز تصورش را نمي كردم. اينك نترس تر و صاحب شهامت و قوه ريسك پذيري بيشتري شده ام.

كاملا مشخص است كه كاراكتر ظاهرا خيالي سالوادور مالو در اين فيلم نه يك چهره غير واقعي بلكه خود المودووار است و او بواقع داستان زندگي خودش را شرح داده است.

همين طور است، اما اصلا قابل اثبات نيست.

يعني اين اتفاقات براي خود المودووار روي نداده است؟

شايد واژگان «واقعيت خيالي» بهترين توصيف براي اين فيلم باشد زيرا در عين اينكه ساختار فيلم و قصه مرتبط با المودووار است اما مطمئنم برخي از اتفاقات مطروحه در فيلم اصلا رخ نداده است. بعضي كاراكترها واقعي اند و المودووار آنها را از خودش درنياورده اما بعضي ديگر زاده ذهن او و افرادي هستند كه پدرو فكر مي كرده براي او و اطرافش قابل خلق و خودنمايي اند.

يعني مي خواهيد بگوييد قسمتي از اين فيلم فقط تجلي آرزوهاي المودووار است و چيزهايي كه او هميشه مي خواسته است بگويد و تا به حال دلايل و پايه ها و ملزومات آن را پيدا نكرده بود.

دقيقا، روزي مادر پدرو را كه نامش فرانچسكا است، ملاقات كردم و ديدم چه ميزان از وجود وي و اعتقاداتش در وجود پدرو هم نشست كرده است. او زن فوق العاده و انديشمندي است و پدرو هم اعتقاد ويژه اي به وي دارد. روزي كه صحنه مكالمه من و كاراكتر ايفا كننده نقش مادرم در فيلم «درد و افتخار» را مي گرفتيم، المودووار در زمان بيان شرح وظايف و متن گفتارم احساساتي شد و اشك در چشمانش حلقه زد. او كاراكتر مادر واقعي اش را در آن نقش متجلي ساخته و به تصوير كشيده بود.

تصوير جامعه اسپانيا در اين فيلم تا چه حد به حقيقت نزديك است؟

بسيار زياد. پدرو به گذشته دور سفر كرده و آنچه در اواسط دهه 1960 در قالب يك روستا در گوشه اي از اسپانيا پيش روي ما مي گذارد، دور از واقعيت نيست. البته بعضي مسائل نيز فقط مرتبط با او و خانواده اش است و عموميتي بر آن مترتب نيست. در فيلم مي بينيم كه در فضاهايي روستايي و خارج شهري روال و روند هايي ديكتاتوري مآبانه برقرار است و پدر خانواده را مردي روستايي و معمولي مي يابم و پسري كه مجبور است علايق واقعي اش را پنهان نگه دارد.

المو دووار گفت «دوباره اروپايي فكر كن»


 روزنامه ايران، شماره 7081 به تاريخ 23/3/98، صفحه 10 (سينماي جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تصوير سلامت
متن مطالب شماره 1 (پياپي 1001)، 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است