|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم98/3/23: تئاتر پاپ كورني
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5437
دو شنبه 31 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5405 23/3/98 > صفحه 11 (فرهنگ: سينما) > متن
 
      


تئاتر پاپ كورني
نمايش هاي اشرافي، چطور تبر به دست گرفته اند و تيشه به ريشه تئاتر مي زنند

نويسنده: اميد رحماني

قديم ترها وقتي وارد يك سالن تئاتر براي ديدن يك نمايش مي شديم، معمولا تماشاگراني را مي ديديم كه هم در ظاهر، سر و ريختي فرهنگي داشتند و هم به لحاظ دانايي واجد نشانه هاي كم و بيشي از فرهيختگي بودند، اين دومي را مي شد با دقايقي از همصحبتي در سالن انتظار و معمولا تكرار ديدار با جماعت «تئاتررو» و «نمايش بين» تشخيص داد. كمي كه جلوتر آمديم، به دليل افزايش روزافزون دانشجويان رشته هاي هنري و تعدد آموزشگاه هاي آزاد تئاتر و سينما، بيش از همه هنرجويان تيپيكال بازيگري و ديگر رشته هاي تئاتر و سينما را با چهره هاي عجيب و غريب و به اصطلاح هنري در سالن هاي نمايشي مي ديديم كه براي تماشاي نمايش ها مي آمدند و بعد هم براي افاضات شبه روشنفكرانه، راهي كافه هاي اطراف سالن هاي نمايشي مي شدند.

اين اواخر حضور مخاطباني از مناطق اعيان نشين و بالاي پايتخت در تماشاخانه ها مشهود و برجسته است؛ تماشاگراني با تيپ و ظاهر آنچناني كه انگار به قصد خودنمايي و فخرفروشي و نمايش تازه ترين مدهاي لباس و وسايل ديگرشان از قبيل خودروهاي خارجي گرانقيمت، سري به تئاتر مي زنند و بعد هم حضور در اين فضاي هنري را با انبوه فيلم و عكس ها در اينستاگرام و صفحات مجازي، جار مي زنند؛ جماعتي كه هيچ نسبت ظاهري و باطني با تئاتر ندارند.

هرچند تئاتر، هنري نيست كه دورش حصار كشيده باشند و همه اقشار جامعه بايد از آن بهره مند شوند، اما حالا انگار مدتي است كه حضور اين جماعت اشرافي، تماشاگران هميشگي تئاتر را به حاشيه رانده است. دليل اصلي اين ميزان از حضور و توجه اين تماشاگران، رواج تئاتر اشرافي با قيمت هاي گران است؛ نمايش هايي با حضور چهره هاي مشهور كه بيش از تئاتر، شهرتشان را مديون مديوم هاي ديگري چون سينما و تلويزيون هستند. به عبارت ديگر، تئاتر دارد به سمتي مي رود كه اين نمايش هاي باب طبع و در توان اشراف، خودش را به فضاي نمايشي كشور ديكته مي كند و آن نظم و آرامش و وقار را به شدت به هم مي زند. در چنين شرايطي، آن مخاطبان واقعا علاقه مند و فرهيخته و با دانش تئاتر كه از قشر دانشجو و طبقات متوسط و ضعيف جامعه هستند، امكان خريد بليت و تماشاي چنين نمايش هايي را پيدا نمي كنند. ضمن اين كه فضا و قصه و شكل روايت چنين نمايش هايي با علاقه و سليقه تئاتري آنها فاصله دارد، فضايي كه به تدريج بر تئاتر ما غالب هم مي شود و تهديدي براي فضاي خلاقانه، هنري و تجربي تئاتر به حساب مي آيد.

بعد از نمايش هاي اشرافي و پرهزينه اي چون بينوايان، اليورتويست، مي سي سي پي نشسته مي ميرد و عروس مردگان كه خوشايند طبقه بالانشين قرار گرفت، اما با نقدهايي جدي در فضاي تئاتري مواجه شد، حالا نوبت به نمايش «جنايت و مكافات» رسيده كه همجنس همين نمايش ها به نظر مي رسد.

 زنگ خطر

رضا ثروتي، كارگردان جنايت و مكافات را به عنوان كارگرداني جوان، مستعد و خلاق در تئاتر مي شناسيم و او پيشتر با نمايش هايي جذاب و خلاقانه همچون عجايب المخلوقات، وويتسك و مكبث ما را به وجد آورده بود. فهرست مردگان و اتاق ورونيكا هم از ديگر نمايش هاي موفق ثروتي بود. وقتي با چنين پيشينه ذهني، به تماشاي جنايت و مكافات مي نشينيم، انتظار داريم خوانشي تماشايي از اثر داستاني مشهور داستايوفسكي را ببينيم، اما متاسفانه با انرژي و تلاشي هدررفته روبه روييم كه باعث و باني اش، همين فضاي تئاترهاي اشرافي است كه سايه سياهش روز به روز بيشتر بر هنر نمايش كشور گسترده مي شود. حركت ثروتي به عنوان يك كارگردان خلاق تئاتر به سمت چنين فضايي، زنگ خطر را به صدا درآورده است و او به قصد جذب مخاطب بيشتر، به ناچار تن به قواعد و سازوكارهاي چنين نمايش هايي داده.

 چهره هاي معروف كم كاربرد

نگاهي به تركيب بازيگران جنايت و مكافات داشته باشيم؛ نقش هاي اصلي اين نمايش را چهره هايي بازي مي كنند كه يا رگ و ريشه تئاتري دارند يا پيش از اين هم تجربه بازي روي صحنه را داشته اند. اما برخي از آنها را در اين سال ها بيشتر به عنوان بازيگران سينما و تلويزيون مي شناسيم و به خاطر بازي در اين رسانه ها مشهور شده اند و نه به دليل بازي در تئاتر. بابك حميديان كه نقش روديا (راسكولنيكف)، نقش اصلي نمايش را بازي مي كند، در سينما به شهرت رسيد و بعدها پايش به تئاتر حرفه اي باز شد. او اتفاقا دو همكاري درخشان با رضا ثروتي داشت؛ در نمايش هاي مكبث و وويتسك. با اين حال او الان براي عامه تماشاگران، يك چهره تئاتري نيست و يك چهره معروف سينمايي است. همين طور بايد به چهره اي چون طناز طباطبايي اشاره كرد كه گرچه تجربيات اندكي در تئاتر دارد و پيشتر او را در نمايش هايي چون تن تن و راز قصر مونداس و درس ديده ايم، اما بدون شك او يك چهره معروف سينمايي است.

مينا ساداتي - همسر بابك حميديان - هم به هيچ وجه چهره اي تئاتري نيست و مردم او را به عنوان بازيگر سينما و تلويزيون مي شناسند. پيش از جنايت و مكافات، تنها بازي در يك نمايش ديگر (خانه سربي) در كارنامه او به چشم مي خورد.

اما ديگر بازيگران نقش هاي اصلي باوجود حضور مستمر در عرصه سينما و تلويزيون، بيشتر يك چهره تئاتري هستند؛ آتيلا پسياني، پانته آ بهرام، پيام دهكردي، مهدي سلطاني سروستاني و بهناز جعفري. مي ماند اصغر پيران كه بازيگر خوبي در تئاتر و تقريبا پاي ثابت آثار رضا ثروتي است.

آنچه باعث هجوم تماشاگران اشرافي به چنين نمايشي شده، قطعا آشنايي با نام رضا ثروتي نيست، بلكه حضور چهره هاي شناخته شده بازيگري سينما و تلويزيون، در تركيب بازيگران است. حتي وجود يكي از اين چهره ها هم براي كنجكاوي برخي از اين مخاطبان كافي است، چه رسد به اين كه چند چهره محبوب و دوست داشتني كنار هم جمع شده باشند.

اما اگر نظر ما را درباره كيفيت بازي هاي اين تركيب بخواهيد، بايد عرض كنيم، نتيجه متاسفانه چندان دندانگير نيست؛ حميديان البته رنج مدام يك قاتل را منتقل مي كند، اما قطعا كيفيت نقش و بازي اش به پاي نمايش هاي مكبث و وويتسك، نمي رسد. طناز طباطبايي كه بخش مهمي از اين ميزان توجه و استقبال از نمايش، به حضور او مربوط مي شود، بازي چندان جالب توجهي ارائه نمي دهد و انتظارات را برآورده نمي كند. پانته آ بهرام كه پيشتر بازي هاي درخشاني از او در تئاتر ديده ايم هم انگار تحت تاثير فضاي اشرافي اثر است و بازي اش فرسنگ ها دورتر از هميشه مي ايستد. آتيلا پسياني هم برعكس نقش هاي قبلي اش، اينجا ما را به وجد نمي آورد. مهدي سلطاني گرچه چشمه هايي از ابهتش را اينجا به رخ مي كشد، اما حضور پراكنده اش، به انسجام چشمگيري منجر نمي شود. اين مشكل البته به متن و چينش نامناسب صحنه ها برمي گردد كه از اين همه چهره استفاده درستي نمي شود.

تنها بازيگراني كه مي توانند در اين كار، خودي نشان دهند پيام دهكردي و بهناز جعفري هستند كه هركدام در يك صحنه، جولان مي دهند و تماشاگران را به وجد مي آورند، اما حتي همين دو بازيگر هم باز به دليل پراكندگي متن و تقسيم نامناسب صحنه ها، در لحظات ديگر به چشم نمي آيند و بازي متوسطي ارائه مي دهند.

در مجموع، خروجي اين همه چهره در جنايت و مكافات، راه به جايي نمي برد و توقعات را برآورده نمي كند. در حالي كه اگر ثروتي، راه خود را مي رفت و همچنان به عنوان يك كارگردان خلاق و خوش ذوق عمل مي كرد، حتما باز هم كيفيت بازي هايي در حد كارهاي پيشينش مي ديديم، آن هم در حالي كه خبري از افراد مشهور در آثارش نبود.

 تئاتر براي از ما بهتران

مديران تئاتري كشور، بارها دم از شعار «تئاتر براي همه» مي زنند، اما آنچه به تازگي و هنگام اجراي چنين تئاترهاي اشرافي اي اتفاق مي افتد و شاهدش هستيم، تئاتر براي بعضي ها و تئاتر براي از ما بهتران است. چشمتان روز بد نبيند، اگر به عنوان يك خبرنگار يا مهمان (باز هم به دليل خبرنگاري)، گذرتان به يكي از اجراهاي اين نمايش ها بيفتد، دور از جان احساس فقر و فلاكت مي كنيد، بس كه اتفاقا و استثنائا «همين لباس زيباست نشان آدميت»! وقتي در سالن انتظار تالار وحدت منتظر بوديم تا اجازه ورود تماشاگران به سالن نمايش را صادر كنند، انواع و اقسام عطرهاي مارك دار به مشاممان رسيد و لباس هايي بر تن مخاطبان ديديم كه حتي كپي آنها در محل زندگي ما يافت نمي شود! ادا و اطوار و نگاه هاي پر از تبختر اين جماعت هم كه خودش يك نمايش محيطي و ميداني است.

در اين ميان فقط پاپ كورن نديده بوديم كه ديديم. انگار تماشاگران آمده بودند يك كمدي سطحي و عامه پسند در يكي از سالن هاي سينمايي ببينند. انگار نه انگار كه اينجا تالار وحدت است و زماني محل هنرنمايي بزرگان تئاتري اين سرزمين بوده است.  

اندر احوالات تاثيرات آقاي پارسايي

بيراه نيست اگر بگوييم چراغ اول تئاتر اشرافي را در اين اواخر، جناب حسين پارسايي روشن كرده باشد. او با روي صحنه بردن نمايش هايي بسيار پرهزينه در سالن هايي اشرافي همچون هتل اسپيناس پالاس و بهره گيري از ستاره هاي سينمايي با دستمزدهاي نجومي و بليت هاي گرانقيمت، توازن و تعادل فضاي تئاتر را به هم زد و حتي ديگران را هم به تكاپو و وسوسه انداخت. كار حالا به جايي رسيده كه جوان مستعدي چون رضا ثروتي هم به اين فضا چراغ سبز نشان مي دهد و از خلاقيت و فرم و شيوه هميشگي اش، فاصله مي گيرد. پارسايي به زودي يك نمايش با كلاس ديگر روي صحنه خواهد برد به نام «مولن روژ». استفاده او از زوج موفق سريال پايتخت (محسن تنابنده و احمد مهرانفر) هم يكي ديگر از ترفندها و شيوه هاي تئاترهاي اشرافي است؛ يعني بيشتر از اين كه تكيه يك اثر نمايشي و تئاتري، روي دستاوردهاي خودش باشد، نان شهرت و محبوبيت چهره ها در فضايي ديگر را مي خورد و از نمد آنها براي خود كلاهي مي دوزد و روي سفره اي مي نشيند كه طعامش در جاي ديگري پخت و پز شده است.

خداحافظي با تئاتر دولتي

جاي تعجب نيست كه تئاترهاي اشرافي در سالن هاي خصوصي و هتل ها روي صحنه بروند، اما وقتي يك تئاتر اشرافي، در يك سالن دولتي همچون تالار وحدت اجرا مي شود، بايد تعجب كرد و مسوولان تئاتري مملكت و مديران مركز هنرهاي نمايشي را مورد پرسش قرار داد. اين كه چرا چنين اتفاقي رخ مي دهد و تكليف ديگر گروه هاي تئاتري در اين ميان چيست؟ چرا كف قيمت بليت نمايش جنايت و مكافات كه در تالار وحدت روي صحنه مي رود، 80 هزارتومان باشد؟ كف قيمت بليت اين نمايش در سالن همكف صد هزارتومان است و همين طور به سمت رديف هاي جلويي قيمت ها به 120، 140 و 160 هزارتومان مي رسد و حتي صحبت از بليت هاي 180 هزارتوماني براي رديف اول است!

قرار بود دولت، هواي تئاتر را داشته باشد و از اين هنر حمايت كند، نه اين كه با مجال اجراي چنين نمايش هايي در سالن هاي دولتي، نسخه تئاتر را بپيچد.

تئاتر پاپ كورني


 روزنامه جام جم، شماره 5405 به تاريخ 23/3/98، صفحه 11 (فرهنگ: سينما)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    



آثار ديگري از " اميد رحماني"

  بچه لوس موسيقي؟!
اميد رحماني، جام جم 23/5/97
مشاهده متن    
  حاجت رواست هركه از اين راه مي رود* / در سالروز شهادت امام نهم شيعيان، با هادي جانفدا، شاعر آييني به گفت و گو نشسته ايم
اميد رحماني، جام جم 21/5/97
مشاهده متن    
  گولّه هاي نمك در ضلع غربي دانشگاه تهران / هشتمين شب طنز بچه هاي باشگاه طنز و كاريكاتور انقلاب هم به خوبي و خوشي برگزار شد
اميد رحماني، جام جم 16/5/97
مشاهده متن    
  ماجراي كنسرت خياباني همايون
اميد رحماني، جام جم 11/5/97
مشاهده متن    
  هنر و تجربه اي كه نيست / گزارش جام جم درباره گروهي كه قرار بود متفاوت و جريان ساز باشد
اميد رحماني، جام جم 9/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مطالعات اقتصادي
شماره 1 (پياپي 801)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است