|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق98/4/11: راه سوم مقابله با جنگ
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3470
سه شنبه 18 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3464 11/4/98 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
      


عرض حال 
راه سوم مقابله با جنگ


نويسنده: غلامرضا نظربلند

سياست اعمال فشار حداكثري دونالد ترامپ كه هدف اعلامي آن آوردن ايران پاي ميز مذاكره است، با وجود بعضي بالا و پايين شدن ها و پيشروي ها و عقب نشيني هاي تاكتيكي همچنان راه خود را مي رود. درباره فرجام سياست مزبور گمانه زني ها گوناگون است و درباره اينكه راهبرد ايران براي به شكست كشاندن آن چه بايد باشد، اختلاف نظر وجود دارد. براي ورود به اين بحث ضروري است كه در مرحله نخست مفروضاتي را مطمح نظر قرار دهيم. ازجمله آنكه هدف از اعمال سياست فشار حداكثري اين است كه ايران آن چنان تضعيف شود كه به مذاكره با آمريكا تحت شرايط موردنظر اين كشور تن دردهد و در غير اين صورت، آمريكا به راحتي بتواند با ايران ضعيف شده با داغ و درفش سخن بگويد و اين كشور را با حمله نظامي مقهور اراده خود كند. اعمال سياست مزبور با اين مفروض، تهران را به كنج ديوار مي برد و به اين ترتيب، راه برون رفت را بر آن مي بندد و ناچارش مي كند تا از بين دو گزينه فاقد ترجيح بلامرجح آن ضرب المثل معروف، يكي را، مثلا پرت شدن از گردنه، را برگزيند.تاآنجا كه به مفروض پيش گفته مربوط مي شود، هرچند به راحتي نمي توان ميزان وزانت آن را دقيق اندازه گيري كرد اما شوربختانه شواهد و قرائن متعدد و گوناگون، صحت كلي آن را تاييد مي كنند. از اين رو بايد بر مبناي اين مفروض راستي آزمايي شده راهبرد مناسب را براي مقابله با هجمه آچمزكننده اي كه كشور دست به گريبان آن شده است، تدبير كرد و نسخه اي معالج پيچيد. درباره چيستي تدبير موردنظر هم نظرات گوناگون است؛ چراكه خوانش ها گوناگون است. از دو دسته خوانش كاملا متمايز موجود يكي را اعتقاد بر اين است كه گذشت زمان به نفع آمريكا رقم مي خورد، ديگري را نه تنها چنين نظري نيست بلكه شمارش معكوس مي كند تا دوره رياست جمهوري ترامپ به سر رسد و آن گاه اوضاع در چرخشي 180درجه اي بر وفق مراد ايران رقم بخورد و به اين ترتيب كشور از خطرناك ترين پيچي كه كيان آن را تهديد مي كند، عبور كند. راهكار رويكرد اخير ناظر بر درپيش گرفتن سياست «صبر كن و ببين» (wait and see) يا نسخه بومي شده آن، «صبر انقلابي» است. اما راهكار رويكرد نخست به كلي متفاوت است و صبر در آن جايي ندارد. 

اين راهكار در راستاي تئوريزه كردن رويكرد خود، از بازي جوجه (chicken game) يا همان مدل نبرد بين دو بازيگر در تئوري بازي (game theory) الهام گرفته و با شبيه سازي آن، به اين نتيجه رسيده است كه ايران بايد در مقابله با آمريكا در جنگ نابرابر كنوني از تاكتيك جنگي ضربه نخست (first strike) استفاده كند. بدون آنكه بخواهيم وارد جزئيات بحث به ويژه استدلالات و توجيهات دو رويكرد متنافر پيش گفته بشويم كه از حوصله اين مقال خارج است، به دو ايراد اساسي كه هركدام از آن دو، يكي از اين دو ايراد را دارد، اشاره مي كنيم.تا آنجا كه به صبرپيشگي مربوط مي شود، گيرم تا يك سال و نيم ديگر هم حوصله به خرج داديم، آيا تضميني وجود دارد كه ترامپ براي چهار سال ديگر انتخاب نشود؟ اين پرسش وقتي جدي تر مي شود كه شواهد و قرائن حكايت از اين مي كنند كه او درحال حاضر داراي بالاترين ميزان راي آوري است و طبعا براي انتخاب مجدد شانس بالايي دارد. اما تا آنجا كه به پيش دستي در زدن نخستين ضربه نظامي به آمريكا مربوط مي شود، تجربه تلخ و خانمان سوز ژاپني ها را يادآور مي شويم كه فشار تحريم هاي فلج كننده 16 ماهه آمريكا عليه آنها در جريان جنگ جهاني دوم، آن كشور را به حملات هوايي به پرل هاربر واداشت و همين محرك و انگيزه اي شد تا آمريكا در اقدامي تلافي جويانه خاك ژاپن را آماج حملات سهمگين خود قرار دهد و جنگ را به سمت و سويي سوق دهد كه آخر شاهنامه را همه مي دانيم. توجيه طرفداران ضرورت پيش دستي در حمله نظامي به آمريكا اين است كه ما تا بر اثر تحريم ها به طور كامل تحليل نرفته ايم و توان لجستيكي و اقتصادي جنگيدن را از دست نداده ايم، بايد ابتكار عمل راه اندازي جنگ بعد از به بار نشستن تحريم ها را از ترامپ بگيريم و توپ را به زمين او برگردانيم و درس عبرتي به او بدهيم كه نتواند در روز روشن و به راحتي آب خوردن، ميثاقي را كه ثمره سال ها تلاش نفس گير ديپلماسي است، بشكند و آنگاه در جايگاه طلبكار هم بنشيند.

اين جماعت همچنين معتقد است كه واردشدن ضربه نظامي به ترامپ آن هم در آستانه ورود او به مبارزات انتخاباتي، او را در موضع ضعف قرار مي دهد و از ميزان آراي او به شدت مي كاهد؛ در حالي كه اگر ترامپ براي چهار سال بعد هم انتخاب شود؛ چون شخصا ديگر نيازي به صندوق راي ندارد، رفتاري خشن و بي محابا در برخورد با ايران پيش مي گيرد؛ به طوري كه ممكن است در چهار سال دوم كه دوره اي نسبتا بلندمدت است، طاقت ايران طاق شود و در آن موقع جنگي راه بيفتد كه براي كشورمان زمان آن سوخته و توفيق در آن تقريبا محال است.

درباره اين موضوع كه كدام يك از دو خوانش مذكور راه صواب به نظر مي رسد و ما را به سر منزل مقصود مي رساند، هيچ كس توان اظهارنظر صائب ندارد؛ هرچند كه البته مردوددانستن هر دو به مراتب آسان تر به نظر مي رسد؛ اما اين به معناي پاسخي كه ما در اين يادداشت به دنبال آن هستيم، نيست. واقعا چه راهكار و رويكرد و راهبردي متضمن منافع ملي ما است. شايد در اينجا بيشتر لازم باشد كه صورت مسئله را بهتر ببينيم و بيشتر به عمق آن برويم و به ژرفاي خط و ربط گزاره هاي آن پي ببريم. در اين سير مطالعاتي بايد متغيرها و نوع آنها را به درستي بشناسيم و ضريب نفوذ و ميزان مشاركت هركدام از آنها را حساب كنيم. اينجا حوزه علوم دقيقه نيست كه وسايل آزمايشگاهي يا هدف بررسي آزمايشگاهي دروغ بگويند؛ در حالي كه در رشته هاي علوم انساني قهرمان داستان آدم ابوالبشر است كه ابتدا بايد با لطايف الحيل راستي آزمايي پيشه كنيد تا صحيح را از سقيم و سره را از ناسره تشخيص بدهيد. اينجا شما با رئيس جمهوري طرف هستيد كه اگرچه قبلا سياست ورزي نكرده است؛ اما شومن گري كرده است. تاجرپيشه و تاجرزاده است. به فوت و فن كوزه گري روابط عمومي (PR) اشراف دارد و آنها را به كار مي برد و به قولي ديگران را سر كار مي گذارد. بايد از خطوط سفيد به نوشته ها پي برد و با شناختي هرچه تمام تر از نظام سلسله مراتب قدرت و پشت پرده آن، تصويري نسبتا روشن از سياست واقعي به دست آورد. اگر از به خطا رفتن در داوري هاي مان در امان باشيم، مي توانيم بگوييم كه برخلاف اعلام آمادگي هيئت حاكمه كنوني آمريكا براي مذاكره كه همچنان تكرار مي شود، بخش قدرتمند و متصلبي در آمريكا كه افراط گري بند ناف تركيب ناپيوستني آن است، خواهان جنگ با ايران است. ايران نمي تواند اينها را از خواسته خود دور بدارد و آنها را به صبوري دعوت كند. از طرف ديگر ايران هم نبايد در زمين آنها بازي كند و تسليم جنگ افروزي آنها شود. اين در حالي است كه در نامعادله موجود اين مردم ايران هستند كه آسيب مي بينند و با پوست و گوشت و خون، طعم تلخ بي عدالتي و ناداري را مي چشند.

ما اگرچه دست مان چندان باز نيست و اهرم هاي زيادي در اختيار نداريم؛ اما ناباورانه حربه اي در اختيار داريم كه استفاده از آن نه مانند سلاح كشتار جمعي آغشته به خون است و نه مانند تحريم، انسان هاي مظلوم و دردمند را قرباني مي گيرد. اين سلاح، ديپلماسي است كه مي توان هر دو وجه آشكار و پنهان آن را مانند نيروي پيشران (driving force) به خدمت گرفت. اينك ديپلماسي دارد برجام را از حالت اغما خارج مي كند. هنوز از زماني كه ايران خبر كاهش تعهدات برجامي خود را به اروپايي ها اعلام كرد، دو ماه نمي گذرد. 

اروپا ابتدا گردو خاك راه انداخت؛ اما طولي نكشيده به اين نتيجه رسيد كه مطالبات ايران هم متناسب است و هم با نص برجام كاملا تطابق دارد و از اين رو عجالتا در حد راه اندازي اوليه اينستكس راه آمده است. پهپاد آمريكا با وجود فضاسازي هاي آمريكا، در آسمان حوزه حريم دريايي ايران ساقط شده است. اين به ايران امكان مي دهد كه عليه آمريكا در مجامع بين المللي و قبل از هرجا، شوراي امنيت سازمان ملل اقامه دعوا كند.  ديپلماسي به ما امكان مي دهد كه از آمريكا درخواست غرامت كنيم. آمريكا يك جانبه از برجام خارج شده و با اين پيمان شكني موجب رساندن ضرر به ديگر كشورهاي امضاكننده اين قرارداد بين المللي شده و افزون بر آن، با تحميل تحريم هاي غيرقانوني عليه ايران به اين كشور آسيب هاي فراواني رسانده است. تهران با توسل به ديپلماسي مي تواند راه مذاكره، حتي با آمريكا را در پيش بگيرد. ايران در ديپلماسي مذاكره دست بالا را دارد؛ چرا كه آمريكايي ها نمي توانند براي مذاكره تا آنجا كه مربوط به برجام مي شود، قائل به هيچ شرطي بشوند. گذاشتن هر مستحدثه اي، حتي نه در شكل شرط؛ بلكه به عنوان درخواست هم نوعي شرط گذاري است! اما اگر ما بگوييم آمريكا بايد به برجام برگردد، امر مستحدثه و در نتيجه، شرط نيست؛ زيرا تحصيل دوباره آن چيزي است كه قبلا (قبل از خروج آمريكا از برجام) حاصل بوده و آمريكا آن را ناحاصل كرده است. ديپلماسي حكم مي كند كه نه فقط نگذاريم آمريكا عليه كشور ما اجماع سازي كند؛ بلكه ما عليه آمريكا دست به چنين كاري بزنيم و اگر هم از پس اجماع سازي برنمي آييم، دست كم دست به ائتلاف سازي بزنيم. ديپلماسي ايجاب مي كند كه در راستاي تحقق مورد اخير و به منظور تنوير افكار عمومي جهاني فراخوان، نه به جنگ و آري به صلح بدهيم (عرض حال با عنوان «فراخوان رايزني براي صلح»، روزنامه شرق، 9 تير 98). ديپلماسي حكم مي كند وقتي وزير خارجه امارات مثبت انديشي مي كند و بار مسئوليت حمله به نفت كش ها در درياي عمان را از روي دوش ايران بر مي دارد، فارغ از نقارها و حتي خصومت هاي موجود و اينكه پهپاد سرنگون شده از امارات بلند شده است و... پيام او را بگيريم و سيگنال دريافت به او بدهيم.كلام آخر آنكه ديپلماسي نه هدف است و نه تنها وسيله! ديپلماسي وسيله ارتباط موثر با دنياي بيرون است كه در قالب گونه هاي مختلفي به منصه ظهور مي رسد و در حد مقدور شر جنگ را از سر مردم صلح دوست جهان، همان انسان هاي با وجدان بيدار، دور مي كند. با وجوداين، اين گوهر ناب به هيچ وجه ذره اي از نقش برجسته تاب آوري پدافند غيرعامل نمي كاهد و بديلي حتي اندك براي آن به حساب نمي آيد. ديپلماسي در امتداد تاب آوري سپهر اقتصاد و سياست داخلي قرار مي گيرد. يادداشت ديگري مي بايد كه به اين مهم بپردازد.


*تحليلگرراه سوم مقابله با جنگ


 روزنامه شرق، شماره 3464 به تاريخ 11/4/98، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 7 بار
    



آثار ديگري از " غلامرضا نظربلند"

  برجام با فرجام؛ برجام نافرجام
غلامرضا نظربلند *، شرق 27/2/97
مشاهده متن    
  سرپل بيم و اميد
غلامرضا نظربلند *، شرق 24/11/96
مشاهده متن    
  در رثاي بارينگز بانك
غلامرضا نظربلند *، شرق 20/3/96
مشاهده متن    
  به نام رياض به كام ترامپ
غلامرضا نظربلند *، شرق 8/3/96
مشاهده متن    
  تنب ها و ابوموسي؛ نقطه سر سطر
غلامرضا نظربلند، شرق 2/2/91
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران
متن مطالب شماره 174، تير1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است