|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق98/4/11: ماركس و دموكراتيك كردن كار
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3470
سه شنبه 18 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3464 11/4/98 > صفحه 8 (انديشه) > متن
 
      


ماركس و دموكراتيك كردن كار


نويسنده: ريچارد ولف
مترجم: اميررضا گلابي
برگرفته از: www. roarmag.org

ماركس درباره آينده بعد از سرمايه داري چندان چيزي نگفته و ننوشته. او به آينده نگري باور نداشت؛ هيچ كس نمي داند سرنوشت جهان چگونه رقم خواهد خورد. البته ماركس ايده هايي به دست مي دهد كه براي فرارفتن از سرمايه داري چه كارهايي بايد كرد؛ ولي هيچ طرح كلي و نقشه راهي پيش روي ما نگذاشته است. ماركسيست هاي بعدي معمولا در اين قبيل ترديدها با ماركس همراه نبودند، به ويژه پس از اينكه ماركسيست ها در آنچه خود جوامع «سوسياليستي» مي خواندند، نقش اصلي را ايفا كردند.

برخلاف نظر خيلي ها، ماركس هيچ وقت پيشنهاد نداد كه حكومت (دولت) بايد به نوعي نقشي مداوم و مركزي در جهان پس از سرمايه داري ايفا كند. تفسير برخي ماركسيست هاي متاخر از ماركس اين است كه او چنين موضعي داشته، اما دشوار است بتوان در نوشته هاي ماركس ايده اي از اين دست پيدا كرد. او هيچ گاه كتابي درباره دولت ننوشت، چون در تحليل هاي او دولت نقشي مركزي نداشت.

در عوض، كانون توجه ماركس مناسبات بين افراد در توليد هستي و حيات اجتماعي شان بود: روابطي نظير ارباب- برده، خان- رعيت و كارفرما- كارگر. در هركدام از اين روابط، يك اقليت تمام تصميم هاي اصلي مرتبط با توليد را مي گيرد: اربابان، خوانين، كارفرماها. آنها تعيين مي كنند چه چيز توليد شود، چگونه توليد شود، كجا توليد شود و با ارزش اضافي تصاحب شده ناشي از كار كارگران مولد چه بايد كرد. براي رسيدن به جامعه اي كه مظهر آزادي، برابري، برادري و دموكراسي باشد، اولين و مهم ترين چيزي كه بايد تغيير كند توليد است.

راه بهتر

بايد تغييري بنيادين در توليدكردن اتفاق بيفتد: در اداره، كارخانه، فروشگاه يا خانه، خلاصه در هر جايي كه كار انجام مي شود. براي ماركس هدف چنين تغييري پايان دادن به يك دوپارگي بود، دوپارگي موجود ميان عده قليلي از تصاحب كنندگان ارزش اضافي كه در راس فضاي كار قرار دارند و تصميم هاي اصلي مربوط به توليد را مي گيرند و ساير افرادي كه درگير فضاي كارند. اگر شيوه توليد دگرگون شود، ديگر قرار نيست توده مردم مولد مازادي باشند كه به دست اقليت انگشت شماري از تصاحب كنندگان ارزش اضافي مي افتد.

هدف مطلوب نظام اقتصادي ديگري است كه فضاي كاري آن از بيخ وبن برابري جويانه و دموكراتيك باشد. توليدكنندگان ارزش اضافي صاحبان و توزيع كنندگان آن باشند و به اين طريق استثمار پايان يابد. تصميم هاي مربوط به كار (اينكه چه چيز، چگونه و كجا توليد شود و توزيع ارزش اضافي به چه ترتيب باشد) بايد به نحوي دموكراتيك توسط نيروهاي كار مولد و غيرمولد گرفته شود، آن هم با ملاك «هر فرد، يك راي». از اين منظر، تصور ما از «راهي بهتر» از سرمايه داري دموكراتيك كردن فضاي كار است.

اگر به دموكراسي باور داريم، اگر باور داريم آزادي انسان هاي بالغ محتاج يك محيط اجتماعي دموكراتيك است، پس فضاي كار هم بايد دموكراتيك باشد. فضاي كار جايي است كه اكثر انسان هاي بالغ بيشتر وقت خود يا حداقل بخش اعظم آن را آنجا سپري مي كنند. در نتيجه، حل شدن معضلات سرمايه داري در گرو تغيير دادن فضاهاي كار سرمايه دارانه است. چيزي كه بايد از بين برود نظام سلسله مراتبي از بالا به پايين و دوپاره اي است كه در آن كارفرما در صدر و توده كارگران در ذيل قرار دارند. حال آنكه فضاي كار بايد به فضايي دموكراتيك تبديل شود كه هركس بتواند نظر خود را به نحو برابر با ديگران ابراز كند و در تصميم گيري ها مشاركت جويد.

اتفاقي كه بايد براي اقتصاد بيفتد، بايد از جنس همان اتفاقي باشد كه بسياري از دموكراسي خواهان سال هاي سال در عرصه سياست سنگ آن را به سينه زده اند: دموكراتيك شدن. هرچه نباشد، اساس خلاص شدن از دست شاهان، تزارها و امپراتورها اين بود كه تبعيت از گروه كوچكي از افراد كه همه تصميم هاي اساسي سياسي را مي گيرند، پذيرفتني نيست. همين منطق را مي توان در زمينه اقتصاد هم به كار بست؛ در واقع يكي از شيوه هاي فهميدن ادعاي ماركس همين است. دموكراتيك كردن سياست مدت هاي مديد ورد زبان، شعار و هدف مطلوب ما بوده است. حال ماركس مي پرسد: چرا فقط سياست را دموكراتيك كنيم؟ چرا اقتصاد را دموكراتيك نكنيم؟

عبور از سرمايه داري

يك قدم جلوتر برويم. ماركس عملا مي گويد يك دموكراسي سياسي حقيقي مستلزم همراهي و پشتيباني دموكراسي اقتصادي است. اگر به نظام هاي اقتصادي اجازه دهيم فقط عده قليلي را ثروتمند كنند، آن گاه اين ثروتمندان از ثروت خود براي فاسدكردن نظام سياسي استفاده خواهند كرد تا براي ثروت خود حاشيه امن بسازند. تاريخ فئوداليسم، برده داري و سرمايه داري بارها و بارها مويد اين حقيقت بوده است. همين امروز هم همه خوانندگان اين سطور با گوشت و پوست خود نمايش پرزرق و برق ميلياردرهايي را كه بر سر خريد آرا با هم رقابت مي كنند، لمس كرده اند.

يكي از استلزامات پيشنهاد ماركس براي دموكراتيك كردن سازماندهي فضاي كار پذيرفتن اين نكته است كه براي عبور از سرمايه داري صرفا جايگزين كردن كارآفرينان يا كارفرمايان بخش خصوصي و نشاندن كارمندان دولتي بر جاي ايشان كافي نيست. ملي كردن يا اجتماعي كردن مالكيت وسايل توليد مادام كه دو پارگي كارگر و كارفرما را برقرار نگه دارد، ما را به فراسوي سرمايه داري نخواهد برد.

در قرن گذشته، وقتي سرمايه داري دولتي جاي سرمايه داري خصوصي را گرفت، برخي اسم آن سرمايه داري دولتي را گذاشتند سوسياليسم يا حتي كمونيسم. در نتيجه، از نظر برخي مردم دفاتر پست دولتي، حمل و نقل ريلي دولتي يا بانك هاي دولتي گواهي است بر وجود سوسياليسم. برخي ديگر از مردم عنوان سوسياليسم را براي توصيف جوامعي استفاده مي كنند كه سرمايه داري دولتي را به عنوان نظام اقتصادي غالب خود برگزيده اند، جوامعي نظير اتحاد جماهير شوروي، جمهوري خلق چين و... .

البته مي توان تعاريف متعددي داشت و در عمل هم چنين است؛ اما دليل مطالعه كردن ماركس فهم اين نكته است كه در تحليل هاي او جايگزين كردن سرمايه دار خصوصي استثمارگر با مقامات دولتي در چارچوب همان روابط گذشته با نيروهاي كار مولد و غيرمولد عبور از سرمايه داري نيست، دست كم به آن معني كه ماركس در نقد خود از سرمايه داري مدنظر داشت. وقتي سرمايه داري را پشت سر مي گذاريم كه روابط مبتني بر استثمار در فضاي كار پايان بگيرد. اين اتفاق وقتي روي مي دهد كه كارگران مولد ديگر مازاد توليدشان را در اختيار كساني قرار ندهند كه آن را مال خود مي كنند و همه تصميم هاي اصلي را درباره توزيع آن مي گيرند.

اين پايان تاريخ نيست

آيا تحقق راه حل ماركس صرفا رويايي اتوپيايي است؟ به نظر من نه. در واقع فكر مي كنم بسياري از انسان ها روش فكري ماركس را فهميده اند و از آن حمايت مي كنند. به همين دليل است كه ايده هاي ناظر به سازماندهي فضاي كار در قالب تعاوني، اشتراكي و ساير قالب هاي دموكراتيك مورد بحث قرار گرفته و بارها در كل تاريخ بشر آزموده شده است.

طليعه تاريخ آمريكا نشان از وجود تعاوني هاي كارگري دارد: كارگران در مزارع، فروشگاه ها و بنگاه هاي كوچك صنايع دستي، به نحوي دموكراتيك و برابر گرد مي آمدند. امروزه در اسپانيا نمونه مشهوري داريم: شركت تعاوني موندراگون. در اميليا رومانگاي ايتاليا نيز حدودا چهل درصد از كسب و كارها در قالب تعاوني هاي كارگري اداره مي شود. از اين قبيل نمونه ها زياد است.

در ميان انواع ايده ها در اين زمينه، نظر ماركس صوري تر و كامل تر از بقيه است. او نظر خود را چنان پرورد كه صورت بندي مدرني به آن بدهد. ماركس اين موضع خود را به نحوي نظام مند و به لحاظ نظري پيچيده ياد مي دهد. با اين همه، او با اين كار خود تاريخ تلاش هاي ازدست رفته زيادي را به ما باز مي گرداند كه در سال ها و تقريبا در همه فرهنگ ها براي حركت به اين سمت و رسيدن به جامعه اي عادلانه در جريان بوده است.

ماركس منتقدي اجتماعي بود كه در نظر او سرمايه داري پايان تاريخ بشر نبود. سرمايه داري صرفا اخيرترين مرحله اين تاريخ است كه فورا بايد از آن عبور كرد و نظام بهتري بر جاي آن نشاند. آثار ماركس به ما يادآوري مي كند كه مدافعان و پيروان سرمايه داري اغلب مرتكب همان اشتباه هايي مي شوند كه مدافعان و پيروان برده داري و فئوداليسم پيش از آنها مرتكب مي شدند. آنها خوش خيالانه تصور مي كنند نظام شان پايان تاريخ است و ديگر از اين بهتر نمي شود، خيال مي كنند بشر نمي تواند چيزي بهتر از آن به وجود بياورد و البته ديديم كه تك تك اين افراد بر خطا بودند؛ پس چرا امروز بايد حرف كساني را باور كنيم كه مي گويند ما نمي توانيم چيزي بهتر از سرمايه داري به وجود بياوريم؟

ماركس مثل بسياري از مورخان دريافت نظام هاي اقتصادي نظير فئوداليسم، برده داري و... تاريخ مصرف داشتند؛ به دنيا آمدند، رفته رفته رشد كردند، مردند و راه را براي نظامي ديگر باز كردند. تا دهه 1850 ماركس آن قدر از سرمايه داري ديده بود كه بخواهد به دنبال جايگزين كردن آن با نظامي بهتر باشد. تحليل ماركس ثمره چنين جست وجويي است.

آمريكايي ها، به ويژه در حال حاضر، با مسائل و شواهدي مواجه اند كه گواهي مي دهد نظام سرمايه داري به دردسر افتاده. روشن است كه اين نظام در خدمت يك درصد از جامعه است، آن هم به مراتب بهتر از خدمتي كه به خيل عظيم مردم مي كند.

شايد بتوان چند صباحي نقد نظام اقتصادي ناكارآمدمان را از دست نارضايتي، زوال و خشم توده ها در امان نگه داشت. شايد مدتي بتوان از اين خشم براي قرباني كردن مهاجران، شركاي تجاري، اقليت ها و ديگراني از اين قبيل استفاده كرد؛ اما سپر بلاهايي از اين دست هيچ وقت مشكل را حل نكرده و امروز هم نخواهد كرد. دير يا زود، كساني كه به طور جدي دنبال مشكلات و پيدا كردن راه حلي براي اين مشكلات اند، مثل هميشه راه خود را به منبع غني آثار ماركس و سنت ماركسيستي پيدا مي كنند.

ماركس و دموكراتيك كردن كار


 روزنامه شرق، شماره 3464 به تاريخ 11/4/98، صفحه 8 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار
    



آثار ديگري از " ريچارد ولف"

  سرمايه داري در برابر سوسياليسم: مجادله اي تغييريافته
ريچارد ولف، شرق 17/11/95
مشاهده متن    
  همه مردان فورد و بوش
ريچارد ولف و هالي بيلي، اعتماد ملي 24/10/85
مشاهده متن    [PDF]    
  راه باز و جاده دراز همكاري
ريچارد ولف و هالي بيلي، اعتماد ملي 20/10/85
مشاهده متن    [PDF]    
  فرانسه؛ شورش عليه نئوليبراليسم
ريچارد ولف »، استاد دانشگاه ماساچوست، كيهان 24/1/85
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله طب جنوب
متن مطالب شماره 3 (پياپي 2203)، مرداد و شهريور 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است