|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق98/4/11: عصر كدام «جديد»؟
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3470
سه شنبه 18 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3464 11/4/98 > صفحه 10 (هنر) > متن
 
      


عصر كدام «جديد»؟
تاملاتي درباره پخش برنامه «عصر جديد» از شبكه 3 - قسمت نخست

نويسنده: عبدالله گيويان

چرا اين روزها تماشاي تلويزيون رنج آورتر شده است؟ ترجيح تماشاي تلويزيون هاي ماهواره اي بر تلويزيوني كه قرار است ملي باشد، دردناك تر شده است. درد عظيم تر اين است كه ببينيم تلويزيون خودمان درصدد برآمده است  با نسخه هاي دست كاري شده اي از ترفندهاي تلويزيون هاي ديگر، مخاطب جلب كند. تلويزيوني كه قرار است با استمداد از ظرفيت هاي رسانه اي مروج ارزش ها، معرفت و حكمت بومي باشد، در عوض دارد آنها را در سطح اقتضائات «تلويزيون» و «رسانه اي بودن» فرو مي كاهد. يكي از برنامه هايي كه در پس هياهوهاي فرمي و صوري آن كاستي هاي درخور تاملي دارد، «عصر جديد» است.  «عصر جديد» با ديگر برنامه هاي تلويزيوني متفاوت است. اين برنامه با تداركات و تبليغات گسترده به روي صفحه تلويزيون آمد و هزينه هاي قابل توجهي، در مقايسه با ديگر برنامه هاي تلويزيوني، صرف توليد آن شده است. اين برنامه را مي توان شاخصي از فعاليت هاي اخير تلويزيون براي جذب مخاطب و ورود به ميدان رقابت رسانه اي دانست. ازاين رو تحليل آن مي تواند براي فهم تلويزيون و مديريت كنوني آن كاملا مفيد واقع شود. در اين برنامه جذابيت و سرگرمي موضوع اصلي است و اين به معناي نزديك شدن تلويزيون به معيارهاي برنامه سازي، احترام به مخاطب و تلاش براي جذب و تامين رضايت اوست. بنابراين مي توان در يك سطح از تحليل اين برنامه را مستقلا ارزيابي و نقاط قوت و ضعف آن را تحليل و تبيين كرد. اينها همه به اين «برنامه» و نه «تلويزيون» مربوط مي شود. اما زماني كه اين برنامه در قاب و بافتار شامل آن يعني شبكه پخش كننده و در سطح بالاتر تلويزيون قرار گيرد، معناها متفاوت مي شود.

هدف از اين نوشته تحليل برنامه عصر جديد در بافتار وسيع تر آن يعني سياست هاي شبكه اي و تلويزيوني است. اين تحليل بر سياست هاي سرگرمي و نحوه بهره گيري از چهره ها و مشروعيت قائل شدن براي «ديده شدن» متمركز خواهد بود. اينها موضوعاتي متناقض نما و حاكي از خللي گفتماني در عملكرد و جهت گيري هاي صداوسيما و تلاش مديريت شبكه سه براي عبور از اين تناقض ها و ارائه يك راه حل است كه مي شود آن را «سرگرمي به شيوه صدا و سيما» ناميد.

نام گذاري از اصلي ترين ابزارهاي اعمال قدرت فرهنگ و عملي گفتماني است. با استفاده از نام هاست كه هر فرهنگ و نظام گفتماني، جهان و واقعيت هاي پيرامون خود را ارزش گذاري مي كند. به اين ترتيب، براي اهالي آن فرهنگ خواستني ها و پسنديده ها مشخص و مطرودها و ناخواستني ها معلوم مي شود. به همين دليل هم است كه انتخاب نام براي يك پديده تازه كاري دشوار است چراكه گاه يك نام تازه بايد واقعيت هاي موجود را دسته بندي مجدد و بازچيني كند. آنچه محل تامل است، پسوند و صفت «جديد» در نام برنامه «عصر جديد» است. درواقع ابهام در اين است كه از كدام «جديد» حرف زده مي شود و اين برنامه چه چيز جديدي را قرار است چراغ راه يك «عصر» تلقي كرده باشد؟ پس با تحليل معاني احتمالي اين «جديد» كه ظاهرا قرار است صفت يك «عصر» و دوران باشد، بايد بتوانيم بخشي از سياست هاي تلويزيوني را درك كنيم. مشروعيت و امكان تعريف «عصر جديد»ي براي مخاطبان از دو آبشخور سرچشمه مي گيرد: قدرت رسانه كه تقريبا شناخته شده و قدرتي كه «برنامه ريزان» يا «اتاق فكر» اين برنامه دارند و براي بيشتر مخاطبان و ايضا راقم اين سطور ناشناخته است؛ همان كه مي شود آن را سياست گذاران اين برنامه، شبكه محترم سه يا تلويزيون دانست. به عبارت ديگر، اين دو عامل قدرتمند خود را مجاز و مشروع دانسته اند تا «عصرجديد»ي را براي مخاطب مشخص كنند، آن را «نمايش» دهند/ «بازنمايي» كنند و به اين ترتيب،  به آنچه  در ذهن داشته اند، عينيت ببخشند و ترويج كنند. پس وجه تسميه اين برنامه و آن فهم فرهنگي-گفتماني و سياست هاي برنامه سازي كه اين نام گذاري را مشروع و مجاز مي كند، همان كه معناي فرهنگي موردنظر و مراد سياست گذاران بوده، موضوعي است كه بايد رمزگشايي شود. «عصر جديد» برنامه اي است سرگرم كننده كه در بسياري از كشورهاي جهان به صورتي كمابيش مشابه توليد و پخش شده است. البته اين تشابه نسبي  به معناي يكساني و همساني آنها نيست. مثلا سازنده يكي از اين دست برنامه ها در آمريكا چندان به دنبال آن نخواهد بود كه براي خود ارزشي غير از سرگرم كنندگي و جذابيت ادعا كند. در بافتار سرمايه داري غربي اين قبيل برنامه ها كاركرد معيني دارند: اولا برنامه جذابي توليد مي شود كه با جلب مخاطب به كسب درآمد براي سازندگان و شبكه پخش كننده منتهي مي شود، اعتبار آن را افزايش مي دهد و به اين ترتيب، زمينه اي براي افزايش درآمدهاي حاصل از تبليغات و ماندگاري سازندگان و شبكه پخش كننده در بازار رسانه مي شود. به عبارت ديگر، ما با يك شغل رسانه اي سروكار داريم كه ماحصل آن كسب درآمد از طريق نمايش دادن و نمايشي كردن «جذابيت» و فروش آن است. سازوكار اين برنامه ها در عصر نمايش (روزگاري كه به تعبير گي دوبور در آن انباشت سرمايه به تصوير تبديل مي شود، همه چيز نمايشي شده و از طريق نمايشي شدن مثلا استعدادها، اين استعدادها به كالايي تبديل مي شود؛ كالايي كه به فروش مي رسد تا تامين كننده سود باشد) فروش استعدادهاست.

اما اين همه ماجرا نيست. حضور و فعاليت صنايع فرهنگي ديگر از قبيل صنعت موسيقي و صنعت مد در پشت پرده نمايش هاي تلويزيوني از قبيل «امريكنز گات تلنت»، «امريكن آيدل»، «اكس فكتر» و... تعيين كننده است. اين برنامه ها و برنامه هاي مشابه «استعداد»ها را در قالب كالاهايي قابل استفاده و عرضه در بازارهاي آن صنايع «نمايش» مي دهند و در سطحي ديگر سود خود و شبكه هاي پخش كننده را تامين مي كنند. به علاوه، اين «نمايش» حالت يك آگهي جذاب براي صاحبان صنايع فرهنگي پشت پرده را بازي مي كند.

برنامه هايي كه به تقليد و به دنبال برنامه هايي مثل اكس فكتر و... در كشورهاي جهان اول ساخته و نمايش داده مي شود، همين نقش و كاركرد را كم وبيش دارند. با دورشدن از جهان سرمايه داري، نقش صنايع فرهنگي و سرمايه در ساخت و پخش اين شوهاي تلويزيوني مه آلودتر و مبهم تر مي شود. جاي اين صنايع و سرمايه ها را معمولا چيزي از جنس ارزش هاي عمومي مي گيرد؛ يعني درعوض مفاهيم خيرخواهانه اي به كار گرفته مي شوند تا ادعا شود اين برنامه ها عام المنفعه اند؛ مثلا در شبكه «طلوع» افغانستان مضاميني مانند هويت و فرهنگ افغان يا ترغيب زنان به حضور در عرصه هنر و رسانه نقش يك توجيه گر ايدئولوژيك را ايفا مي كند. توجيهات يادشده از جمله ارزش هايي است كه به تناوب و به تلويح يا تصريح، دستاويز مجريان و داوران مي شود تا با استمداد از آن برنامه خود را برنامه اي ملي و موجه جلوه دهند. برنامه هايي از اين دست با حضور حاميان شكل مي گيرد و پشتيباني از توليد و پخش اين برنامه ها در موطن اصلي آنها تابع سازوكارهاي كاملا اقتصادي است. در كشورهاي پيراموني، اين مراكز اقتصادي هستند كه به منظور تامين بازار مصرف كالاهاي خود و با تظاهر به مشاركت در انجام فعاليت هاي عام المنفعه از اين قبيل برنامه ها حمايت مي كنند؛ مثلا يكي از كارخانه هاي توليدكننده نوشابه هاي انرژي زا حامي برنامه مشابه «عصر جديد» در شبكه طلوع افغانستان است. حمايت مالي از برنامه «عصر جديد» چگونه اتفاق مي افتد؟ اين رسم نيست كه برآورد، هزينه ها و سود و دستاورد برنامه هاي تلويزيوني شفاف و اعلام شود. باوجوداين مي توان ردي از حاميان مالي ديد: «به پرداخت بانك ملت»؛ بانكي دولتي كه 30 بهمن 1387 خصوصي شده است. اين برنامه با توجه به معيارهاي موجود تلويزيون، توليدي سنگين و پرهزينه است. بنابراين بايد پذيرفت كه بودجه بسياري براي تامين هزينه هاي سنگين توليد اين برنامه صرف شده است. علاوه براين، تداركاتي كه براي آماده سازي داوطلبان شركت در برنامه مورد نياز است (به نحوي كه در برنامه اي كه پشت صحنه توليد اين برنامه را نشان مي داد و در 15 ارديبهشت سال جاري از شبكه سه پخش شد) مستلزم بودجه اي سنگين است. تامين بخش قابل توجهي از اين مبالغ، بنا بر شنيده ها، برعهده سازمان صداوسيما بوده است. اين به آن معناست كه با توجه به مضايق مالي اين سازمان، ساخت اين برنامه عملي انديشيده و عامدانه و هدفمند بوده است و به هيچ وجه نبايد آن را اتفاقي عادي تلقي كرد. اين موضوع براي ما از آن نظر مهم است كه قاعدتا بايد اين هزينه ها براي جاانداختن «عصر جديد»ي باشد كه سياست گذاران سازمان در ذهن داشته اند. اگر اين برنامه را يك شبكه خصوصي پخش كرده بود، بي اطلاعي از پس و پيش پرده توليد و پخش آن به اين اندازه اهميت نمي داشت. اگر شبكه اي غيرمتكي بر بودجه عمومي و بدون ادعاهاي ارزشي مستقلا يا با مشاركت برخي سرمايه گذاران يا صنايع فرهنگي، برنامه اي سرگرم كننده ساخته بود، موضوع متفاوت مي بود؛ در آن صورت اين «جديد» بودن را مي شد يك سوءتفاهم/ بصيرت كه براي فرهنگ ملي كشور مضر/ مفيد است، ارزيابي كرد. اما اين برنامه را سازماني ساخته است و مصرانه آن را ترويج مي كند كه ويژگي هاي خاصي دارد: متكي بر بودجه عمومي است، ملي خوانده مي شود و نوعا متكي بر الگوي خدمت عمومي معرفي شده است. اين تلويزيون كه ادعا دارد «دانشگاه عمومي» است، موظف به ترويج و پاسداشت فرهنگ عمومي است. با اين موضع نبايد انتخاب نام «عصر جديد» انتخابي سرسري و بي منطق باشد.

سرگرمي؟  كف و كيف مشروع؟

چه چيزهايي در اين برنامه جديد است؟ همه كساني كه استعدادي دارند و كساني كه مي خواهند، اما نشده است در سطح وسيع «ديده» شوند به اين برنامه دعوت شده اند تا نه تنها «ديده شوند»، بلكه درباره آنها، توسط منتخبان برنامه و در مواردي «مردم»، داوري صورت گيرد. پس در وهله نخست به رسميت شناخته شدن «ديده شدن» (آنچه سازندگان اين برنامه صراحتا اعلام كرده اند) و جايگاه اين برنامه در قالب زدن به استعدادها و سليقه هاي مردم (آنچه به واسطه داوران تلويحا اعمال مي شود) از ويژگي هاي اين برنامه است. تلاش براي دادن نقشي به مردم براي داوري را نيز مي توان تقلايي براي جلب و جذب مخاطب تلقي كرد.

به رسميت شناختن كاركرد سرگرمي براي رسانه ملي- به خصوص سرگرمي هايي كه مردم مبدع و مجري آن هستند - تحول قابل توجهي است و اينكه تلويزيون بايد چارچوبي براي «ديده شدن» افراد و جوانان «سرگرمي آفرين» فراهم كند، نكته جديدي است. اگرچه مثلا ورزش به عنوان تامين كننده سلامتي يا تامين كننده غرور ملي بزرگ داشته مي شده، اما در تاريخ صداوسيما سرگرمي و كارهاي جالب امر چندان مطلوبي نبوده است. تلاش بر اين بوده است كه نكات، حكمت ها و معناهايي حتي در كارهاي طنز تنيده شود. اينكه با صرف نيرو و وقت و بودجه قابل توجه (به شرحي كه در پشت صحنه هاي اين برنامه گزارش شده است) برنامه اي براي «نمايش» كارهايي صرفا جذاب توليد شود، قابل تامل است. اينكه «كف و كيف» نشانه مقبول بودن يك نمايش باشد قابل توجه است.

از سوي ديگر، «ديده شدن» در تقابل با فرهنگي است كه تظاهر و نمايش را نامطلوب و «گمنام بودن» و «براي خدا و نه براي مردم كاركردن» را مطلوب مي شمارد. پذيرش اينكه در جامعه هستند كساني كه توان سرگرم كردن ابتكاري ديگران را دارند و مي خواهند و مي بايست ديده شوند، به خودي خود مي تواند برداشتن گامي جدي به سوي «جامعه نمايش» و پذيرش آن تلقي شود...

عصر كدام «جديد»؟


 روزنامه شرق، شماره 3464 به تاريخ 11/4/98، صفحه 10 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بازخورد
متن مطالب شماره 8، خرداد و تير 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است