|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران98/4/20: گاندو و خواجه تاجدار
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7110
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 7104 20/4/98 > صفحه 2 (سياسي) > متن
 
 


درنگ 
گاندو و خواجه تاجدار



تفاوت ميان رمان با تاريخ؛ يا فيلم با مستند چيست؟ رمان محصول تخيل نويسنده است كه ممكن است بخشي از مواد آن را از واقعيت عيني گرفته و با ارزش ها و مفاهيم ذهني آميخته باشد. ممكن است بعضي شخصيت ها و رويدادهايي در عالم واقع وجود داشته باشند اما ساخت و پرداخت آن نتيجه خيالات هنرمند است. تمامي اجزاي داستان بينوايان ويكتور هوگو يا جنايت و مكافات داستايوفسكي لزوما اتفاق نيفتاده اند، بلكه تصويري است كه نويسنده از يك مقطع تاريخي يا رفتار انسان در يك موقعيت فرضي ارائه مي كند. خواننده نيز متوجه مرز تخيل و واقعيت است. در حالي كه كتاب انقلاب فرانسه كه يك بخش مهم از مجموعه تاريخ تمدن ويل دورانت است از نوع ديگري است و فرض است كه دورانت مي خواسته وقايع انقلاب فرانسه را همان طور كه بوده ذكر كند. فيلم نيز شبيه رمان است. كارگردان با استفاده از تكنيك هاي سينمايي و سناريونويسي مي كوشد كه يك مضمون را در قالب يك روايت جذاب و پركشش عرضه كند، حتي اگر بخش عمده آن واقعيت نداشته باشد.

 يكي از بدترين كارهايي كه مي توان كرد، خلط مرز ميان واقعيت و تخيل است. كتاب خواجه تاجدار ترجمه مرحوم ذبيح الله منصوري يكي از نمونه هاي اين كار است كه ممكن است خواننده گمان كند تاريخ مي خواند در حالي كه داستان آن محصول ذهن نويسنده است و در عالم واقع با چنين جزئياتي روي نداده اند. نويسنده در اصل رمان نوشته است و از وقايع تاريخي نيز استفاده هايي كرده است. تقريبا خوانندگان مطلع از اين تفاوت آگاه بودند. آرگو، بن افلك نيز از نمونه هايي است كه مرز ميان واقعيت و تخيل را در ذهن بيننده كم رنگ مي كند و اين زيانبار و فريب دهنده است و هدف سياسي خود را پشت دروغي واقعيت نما پنهان مي كند.

مجموعه تلويزيوني گاندو از اين نظر بدترين نمونه است. نه فقط به دليل نحوه چيدمان صحنه ها و... بلكه دليل اصلي آن انتشار چنين مجموعه اي از صداوسيماي ايران است. شايد اگر چنين مجموعه اي از يك رسانه بي طرف و واقعي منتشر مي شد، بيننده آن را مثل يك مجموعه تلويزيوني كمپاني هاي حرفه اي يا فيلم هاي هاليوودي مي ديد كه قصد اصلي آن بيش از هر چيز ديگري سرگرم كردن بيننده است و پس از مدتي نيز به فراموشي سپرده مي شد. مثل سريال «لاست» كه فقط براي سرگرمي و تخليه هيجاني ديده مي شد و هيچ واقعيتي نداشت. ولي صداوسيماي ايران فاقد چنين مشخصه اي است و برداشتي كه از هر برنامه آن مي شود، معطوف به يك هدف سياسي مشخص و كوبيدن هميشگي يك عده و حمايت دائمي عده ديگر است. اين رسانه براي اهداف جناحي خود تقلا مي كند كه فيلم هاي تخيلي خود را به عنوان مستند و واقعيت تاريخي جا بزند. از اين نظر اعتبار تاريخي و استنادپذيري خواجه تاجدار چندين برابر بيشتر از گاندو است. اين كار مثل اقدام غيراخلاقي مطبوعات و رسانه هايي است كه محتواي آگهي را كه به خاطرش پول مي گيرند، به جاي گزارش واقعي و توليد بي طرفانه و متعهدانه منتشر مي كنند و از ذكر عنوان گزارش تبليغي پرهيز مي كنند.

اين تنها مشكل اين گونه سريال هاي پخش شده از صداوسيما نيست. گاندو را چه فيلم بدانيم و چه مستند، از يك جهت ديگر نيز مورد نقد است: تبعيض، تبعيض و تبعيض. آيا براي كسي امكان دارد كه فيلم يا مستندهاي مشابهي را درباره موضوعات ديگر بسازد و از اين تلويزيون پخش كند؟ آيا مي توان نام ده ها جاسوس واقعي را كه بدون سروصدا محاكمه و محكوم شده اند ذكر كرد و اجازه داد كه درباره آنها فيلم يا مستند ساخته و پخش شود؟ يا حتي خبر آنها را گفت؟

اتفاقات ديگري كه بسيار مهم تر نيز هستند در دستگاه هايي رخ داده كه حتي صدايش را درنمي آورند، چه رسد به اينكه اجازه توليد فيلم يا مستند يا حتي نوشتن كتاب درباره آنها داده شود. اين تبعيض كه يك رسانه بتواند يكسويه عليه هر كس يا جناحي كه نمي پسندد فيلم بسازد، از اصل چنين فيلم هايي بدتر است. چه اين فيلم ها واقعيت داشته باشند چه غيرواقعي و ساختگي باشند. تبعيض، اعتبار هر پديده از جمله رسانه هاي رسمي را نابود خواهد كرد كه كرده است.

مشكل اينجاست كه اين افراد گمان مي كنند از اين طريق مي توانند حقيقت را وارونه كرده و به خورد جامعه دهند، در حالي كه حقيقت هميشه زير ابرهاي سانسور و تبعيض پنهان نخواهد ماند. روزي كه دنيا روي ناخوشايندش را نشان دهد، تر و خشك را با خود مي سوزاند. رفتار اين گونه افراد مثل كسي است كه داخل كشتي نشسته و در وسط امواج خروشان و خطرناك، اقدام به تخريب كشتي مي كند تا بلكه صاحبان كشتي و مسافرانش را غرق و متضرر كند، غافل از اينكه خود و همفكرانش نيز در اين كشتي ساكن هستند و چه بسا زودتر از ديگران غرق شوند. فقط كسي اين كار را مي كند كه از كشتي دشمن در آن نزديكي تضمين گرفته كه پس از غرق شدن، قايق هاي نجات براي كمك به آنها مي آيند. گاندوي واقعي اينجاست!

گاندو و خواجه تاجدار


 روزنامه ايران، شماره 7104 به تاريخ 20/4/98، صفحه 2 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 29 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه آفاق نور
متن مطالب شماره 25-26، بهار تا زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است