|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان98/4/20: افول موريانه وار آمريكا از دريچه آمار
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22237
شنبه 29 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 22230 20/4/98 > صفحه 8 (دريچه اي به جهان) > متن
 
      


افول موريانه وار آمريكا از دريچه آمار
پايان روياي ليبراليسم چگونه اتفاق مي افتد؟


اشاره

آمريكا در دهه هاي پس از جنگ جهاني دوم، خود را به عنوان يك قدرت برتر و پس از فروپاشي شوروي نيز خود را ابرقدرت جهان ناميده است. اما دوران افول آمريكا شروع شده، به طوري كه در نتيجه اين افول، آمريكا از قدرت برتر به قدرت مياني، تنزل جايگاه پيدا كرده است. رهبر معظم انقلاب نيز بارها بر اين موضوع و شروع دوران افول آمريكا اشاره كرده اند. اما اين افول چگونه رقم خورده است؟ مقاله حاضر با ارائه آمارهاي مستند و ارائه شده از سوي خود مقامات آمريكايي و نهادهاي اين كشور و همچنين رسانه هاي غربي، اين مسئله را تبيين مي كند.

سرويس خارجي: افول موريا نه اي چيست؟

 رهبر معظم انقلاب اخيرا اصطلاح «افول موريانه وار» را براي آمريكا به كار بردند. اما منظور از اين اصطلاح چيست؟ بين افول و فروپاشي تفاوت وجود دارد؛ افول مقدمه فروپاشي است، اما نشانه هاي آن نامحسوس تر است.

 قدرت مورد نظر به لحاظ ظاهري، تمام نشانه هاي يك قدرت قوي و تقريبا شكست ناپذير را دارد، اما از درون، ساختارهاي اقتصادي و سياسي آن ضعيف و سست مي شوند و سران حكومت زماني به خود مي آيند كه ديگر كار از كار گذشته است.

مفهوم افول موريانه اي توسط «تد گالن» از موسسه «كاتو» پيشنهاد شد و اولين بار در سال 2018 «كريستوفر لين» در مقاله خود با عنوان «تغيير قدرت آمريكا و چين و پايان پاكس آمريكانا» براي اشاره به افول قدرت آمريكا استفاده كرده است. او در اين مقاله بيان كرد، ركودي كه در سال 2007 و 2008 رخ داده، در حقيقت به پايان نرسيده است. افول موريانه اي هم به اين معني است كه يك وقتي يك شيء ظاهر خوبي دارد، يعني به ظاهرش كه نگاه مي كنيد، خيلي مشكل دار نيست؛ ولي موريانه، از درون دارد اين ميزي كه مجلل است را مي خورد و پوك مي شود و در يك بازه زماني كوتاهي از بين مي رود. زماني كه مي گويند «افول موريانه اي» است يعني از داخل، آمريكا دارد پوك مي شود. افول آمريكا از اقتصاد شروع شده و مانند موريانه ، آرام در حال پيشروي است. اين فروپاشي بر چهار پايه روي مي دهد: «قدرت اقتصادي، قدرت نظامي، قدرت نرم و قدرت نهادي(رژيمي).» آمريكا در سه منطقه مهم نياز به حفظ هژموني استراتژيك خود دارد، اروپا، خاورميانه و شرق آسيا. با ظهور چين، هژموني آمريكا در شرق آسيا به چالش كشيده شده است. انديشكده «رند» جزو اتاق فكرهايي است كه توليدات علمي آن، براي جمهوري خواهان و سياست گذاري آنها بسيار مهم است. «راجر كليف» يكي از پژوهشگران امنيتي شرق آسيا در انديشكده رند در كتاب خود مي گويد، تا سال 2020 نيروي نظامي چين تا حد زيادي با آمريكا برابر خواهد شد و پيش بيني مي كند سلطه نظامي آمريكا درسال 2020 در شرق آسيا به طور قابل ملاحظه اي به نفع چين تخريب خواهد شد.

1. افول اقتصادي

آمريكا خود را بزرگترين اقتصاد جهان مي داند. در واقع ابرقدرتي ادعايي آمريكا بيشتر بر پايه اقتصاد اين كشور است. اما آمارهاي موجود در اين زمينه نشان دهنده افول قدرت اقتصادي آمريكا است. در دهه اخير، چين به عنوان جدي ترين رقيب آمريكا ظهور كرده است. در سال 2015 رشد اقتصادي آمريكا يك و دو دهم درصد اعلام شده، در حالي كه رشد اقتصادي چين در همان زمان، سه تا چهار برابر آن بوده است. چين در سرمايه گذاري نيز گوي سبقت را از آمريكا ربوده است. ميزان سرمايه گذاري خارجي چين در سال 2015 به 268 ميليارد دلار رسيده كه نسبت به سال 2000 شش برابر شده است. آمريكا از نظر ارزش صادرات هم مقامي بعد از چين دارد. ارزش صادرات اين كشور در سال 2014 يك و نيم هزار ميليارد دلار بود كه از اين نظر، در رتبه سوم جهان بعد از اتحاديه اروپا و چين قرار گرفته است. اگر چه آمارها، نرخ بيكاري در آمريكا را پنج درصد نشان مي دهند، اما به گفته ترامپ اين رقم، واقعي نيست و با توجه به وجود 94 ميليون و 300 هزار آمريكايي بيكار، احتمالا رقم بيكاري 21 درصد است. كسري موازنه تجاري نيز مشكل ديگري براي واشنگتن است. آمريكا اكنون حدود 500 ميليارد دلار كسري تجاري دارد.

نكته مهم تر در حوزه اقتصاد اين است كه در حال حاضر آمريكا بدهكارترين كشور دنياست. بدهي 20 هزار ميليارد دلاري آمريكا از ميزان توليد ناخالص داخلي آن نيز اندكي بيشتر است و اميدي براي كاهش آن هم وجود ندارد. در واقع، بدهي دولت آمريكا نسبت به دارايي اين كشور، در وضعيتي است كه خالص ثروت دولت، هم اكنون منفي است. اين بدان معناست كه ادامه استقراض آمريكا از جهان سخت تر خواهد شد؛ چراكه دارايي كافي براي پرداخت اين بدهي عظيم را ندارد.

2. به قدرت رسيدن ترامپ

علاوه بر اين، يكي از نشانه هايي كه كارشناسان از آن به عنوان عاملي بر سرعت گرفتن افول آمريكا تاكيد    مي كنند، به قدرت رسيدن ترامپ در اين كشور است. طبق اعلام روزنامه «واشنگتن پست»، ترامپ طي دو سال رياست جمهوري خود، بيش از 11 هزار بار دروغ گفته و تعادل روحي و رواني نيز ندارد. رهبر معظم انقلاب در اين مورد تاكيد كردند: «افول سياسي آمريكا اگر يك دليل -كه حالا مي گويم- بيشتر نداشته باشد كافي است، و آن دليل عبارت است از انتخاب فردي با مختصات آقاي دونالد ترامپ در آمريكا. خود اين انتخاب، نشانه افول سياسي آمريكا است؛ سرنوشت 300 و اندي ميليون جمعيت دست يك آدمي با اين مختصات، نشانه افول سياسي آمريكا است. كسي كه در خود آمريكا نسبت به تعادل رواني او، تعادل فكري او، تعادل اخلاقي او اين همه حرف هست، وقتي رئيس يك كشوري مي شود، نشان دهنده افول آن كشور است؛ افول سياسي، افول اخلاقي. از جنايت ها و آدمكشي هاي رژيم صهيونيستي اينها به طور مرتب حمايت كردند و دفاع كردند؛ از جنايت مجموعه چند دولت در يمن و كشتار مردم بي گناه يمن اينها حمايت كردند؛ از جنايت حمايت مي كنند؛ ديگر سقوط اخلاقي از اين بالاتر؟»

3.هزينه هاي نظامي و ضعف امنيت ملي

قطعا يكي از ريشه هاي مشكلات كنوني آمريكا، خوي تجاوزگري اين كشور است. آمريكا سالانه مبالغ هنگفتي را به بخش نظامي اختصاص مي دهد تا بتواند به اهداف خود در ديگر كشورهاي جهان دست يابد. اين كشور سال 2019 بالغ بر 750 ميليارد دلار براي هزينه در بخش نظامي در نظر گرفت كه اين مقدار از مجموع هزينه هاي نظامي هفت كشور ژاپن، فرانسه، هند، انگليس، روسيه، عربستان و چين بيشتر است.

با اين حال، شكست سنگين اين كشور در افغانستان و عراق موجب شده است تا بسياري از مردم آمريكا اقدام دولت هاي اين كشور را در صرف هفت هزار ميليارد دلار در اين درگيري ها محكوم نمايند. از سوي ديگر و از آنجايي كه قدرت اقتصادي زيربناي قدرت نظامي است، توام با تزلزل در قدرت اقتصادي آمريكا و توزيع ثروت در مقياسي گسترده تر، نيروي نظامي آمريكا نيز رو به ضعف گذاشته است.

نشريه «نيويورك تايمز» در گزارشي نوشت، نتايج بررسي هاي كميسيوني دو حزبي در كنگره آمريكا نشان مي دهد برتري نظامي جهاني اين كشور از دست رفته است. همچنين گزارش 90 صفحه اي كميته اي از بلندپايه ترين كارشناسان امنيت ملي آمريكا و نمايندگان كنگره براي بررسي راهبرد دفاع ملي اين كشور، نشان مي دهد كه اين كشور در خطر از دست دادن امنيت ملي خود است. رئيس كميسيون استراتژي دفاع ملي آمريكا هم تاكيد كرده كه آمريكايي ها مي پندارند آمريكا برتري نظامي دارد، اما امروز اين كشور با بحران روز افزون در دفاع ملي مواجه است.

«لورن تامپسون» نويسنده مجله آمريكايي «فوربز» هم در مقاله اي با عنوان «افول نظامي آمريكا» در سال 2017 نوشت: «واقعيت اين است كه ارتش آمريكا در حال از دست دادن تدريجي برتري خود در آموزش و تكنولوژي بر ساير كشورهاست. تجهيزات نيروي هوايي، بسيار قديمي است.

نيروي دريايي براي تامين مسئوليت هاي خود در خارج از كشور، دستكم 80 كشتي جنگي كم دارد.» جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا نيز گفته است كه تجهيزات ارتش در قياس با ساير قدرت هاي بزرگ، ضعيف و منسوخ شده است.

4. بحران سرمايه انساني

يكي ديگر از نشانه هاي افول آمريكا، بحران در بخش منابع انساني است. مهمترين سرمايه هر كشوري نيروي انساني ماهر و با تجربه است. اما اين مسئله در آمريكا تبديل به يك معضل شده است، چرا كه به دليل نااميدي بخش زيادي از نخبگان به دلايل مختلف، پديده خودكشي در ميان نخبگان اين كشور به شدت رايج شده است.

اخيرا اعلام شد كه «آلن كروگر» رئيس شوراي مشاوران اقتصادي دولت سابق آمريكا و از اقتصاددانان برجسته جهان، خودكشي كرده و درگذشته است. در سال هاي گذشته چندين شخصيت مطرح آمريكايي از جمله «اسكات استرني» فرمانده نظاميان آمريكايي مستقر در بحرين، «رابين ويليامز» از بازيگران مشهور هاليوود، «آنتوني بوردين» از برجسته ترين مجريان شبكه «سي ان ان» و «كيت اسپيد» از طراحان معروف مد، دست به خودكشي زده اند. «اينديپندنت» نيز اخيرا گزارش داد كه خودكشي در آمريكا به بالاترين سطح طي 50 سال اخير رسيده و اين امر اميد به زندگي را در ميان مردم اين كشور كاهش داده است.

دكتر «ويليام ديتز» متخصص پيشگيري از بيماري در دانشگاه «جرج واشنگتن» مي گويد: «من واقعا عقيده دارم كه مردم به طور فزاينده اي نااميد هستند و اين امر به افزايش استفاده از مواد مخدر منتهي مي شود. اين امر به طور بالقوه به خودكشي منجر مي شود.» همچنين، ميزان خودكشي در ميان سربازان آمريكايي به شدت بالا رفته، طوري كه ترامپ هم اين وضعيت را چيزي شبيه به «فاجعه» توصيف كرده است. رئيس جمهور آمريكا در اين مورد تاكيد كرد: «روزانه به طور ميانگين 20 كهنه سرباز و نظامي آمريكايي خودكشي مي كنند؛ يعني سالانه بيش از 6000 نظامي جان خود را از دست مي دهند؛ باوركردني نيست. اين آمار سرسام آور يك تراژدي بزرگ است.» رسانه هاي آمريكايي هم براساس داده هاي منتشر شده از سوي مركز كنترل و پيشگيري از بيماري هاي آمريكا كه يكي از زيرمجموعه هاي وزارت بهداشت اين كشور است، گزارش داده اند كه طي 18 سال اخير، ميزان مرگ و مير ناشي از خودكشي، حدود 24 درصد افزايش يافته است.

5. افول قدرت نرم

«جوزف ناي» از مبتكران و بنيانگذاران نظريه «نئوليبراليسم» در روابط بين الملل محسوب مي شود. ناي علاوه بر اين، جزو نظريه پردازان «قدرت نرم» نيز به حساب مي آيد. ناي چندي پيش طي مقاله اي كه در پايگاه «پراجكت سينديكت» منتشر شده بود، به فرسايش قدرت نرم آمريكا اذعان كرده و مي نويسد: «شواهد مشخص است. رياست جمهوري دونالد ترامپ، باعث فرسايش قدرت نرم آمريكا شده است. در راي گيري موسسه گالوپ كه در 134 كشور برگزار شده است تنها 30 درصد به مطلوبيت آمريكا تحت رهبري ترامپ راي داده اند، كه كاهش 120 امتيازي در مقايسه با دوران(باراك) اوباما است.» وي در ادامه مي نويسد؛ «مركز تحقيقات پيو به اين نتيجه رسيده كه چين با نرخ تاييد 30 درصدي، به جايگاه مساوي با آمريكا رسيده و شاخص انگليسي قدرت نرم 30 را نشان مي دهد كه آمريكا از رتبه اول در سال 2016 به رتبه سوم تنزل پيدا كرده است.» اعتراف به اين حقيقت توسط جوزف ناي در حالي صورت مي گيرد كه او بدون در نظر گرفتن قدرت رقيب خصوصا اسلام، پيش از اين به ارائه منابع قدرت آمريكا پرداخته و آمريكا را تنها قدرت اقتصادي جهان با داشتن نيمي از 500 شركت برتر جهان مي دانست و در شاخص هاي اجتماعي نيزدر زمينه جذب مهاجرين، آمريكا را در رتبه دوم و صادر كننده شماره يك فيلم هاي سينمايي در جهان مي دانست. جوزف ناي بخش زيادي از قدرت نرم آمريكا را در داشتن امكانات و تجهيزات مي بيند و اكنون اميدوار است آمريكاي بعد از ترامپ، مجددا قدرت نرم از دست رفته خويش را بازيابي كند. يكي از دلايل كم شدن نفوذ آمريكا در طول اين سال ها علاوه بر مشكلات در عرصه بين المللي، مسائل داخلي آن در زمينه هاي سياسي، امنيتي، مالي و اخلاقي است.

فروپاشي اخلاق نتيجه نگاه ليبرالي، باعث انحطاط اخلاقي در آمريكا گرديده است. بر اساس بررسي هاي انجام شده، آمريكا به لحاظ فراواني تجاوز جنسي در ميان كشورهاي جهان، در رده سوم قرار دارد. از هر سه زن آمريكايي، يك زن در طول زندگي خود مورد آزار جنسي قرار گرفته است.

در كل، بسياري از شاخص ها در حال حاضر حاكي از كاهش و افول قدرت نرم آمريكا در سراسر جهان است. حتي در اروپا نيز قدرت نرم آمريكا به شدت كاهش يافته است كه تحريم كالاهاي آمريكايي و حتي تظاهرات ضد ترامپ نمونه هايي از آن است. انديشكده آمريكايي موسوم به «سي. پي. دي» در گزارش اكتبر 2018 ، درباره كشورهاي برخودار از قدرت هاي نرم، آمريكا را در مقام چهارم قرار داده است. انگليس، فرانسه و آلمان در رده اول تا سوم اين جدول قرار دارند. اين در حالي است كه در سال 2016 آمريكا در قدرت نرم، رتبه اول جهاني را داشته است.

6. كاهش نفوذ در كشورهاي ديگر

از سوي ديگر، آمريكا از نفوذ سابق بر رفتار سايرين برخوردار نيست. از اين زاويه، متحدان واشنگتن، مانند دوران جنگ سرد، تابع آمريكا نيستند. بازيابي جايگاه ساير كشورها در نظام اقتصاد جهاني باعث شده تا آن ها از آمريكا تبعيت نكنند. اين كشورها كه اغلب قدرت هاي منطقه اي و يا در حال تبديل شدن به قدرت هاي منطقه اي هستند، نمي خواهند از ديد ملت ها و ساير همسايگانشان به دولت هايي پيرو آمريكا شناخته شوند. وارد شدن مردم در سياست گذاري هاي دولتي، نه تنها پيروي از آمريكا را دشوار ساخته، بلكه از قدرت قانع كنندگي آمريكا نسبت به ايجاد ائتلاف هاي بين المللي نيز كاسته است.

تظاهرات ضد جنگ در كشورهاي اروپايي كه آمريكا را در جنگ عليه عراق همراهي كردند، تاثير چشمگيري بر كاهش نيروهاي نظامي اسپانيا، ايتاليا و آلمان در افغانستان و عراق داشته است. خودداري تركيه از صدور مجوز استفاده از پايگاه هاي نظامي اين كشور در حمله عراق، نمونه ديگري است كه عدم تمايل متحدان آمريكا به پيروي مطلق از سياست هاي واشنگتن را بر ملا مي كند.

علاوه بر اين، در ماجراي انتقال سفارت آمريكا از تل آويو به قدس و الحاق رسمي جولان اشغالي سوريه به فلسطين اشغالي نيز حتي متحدان نزديك آمريكا مانند فرانسه و انگليس به مخالفت با اين تصميم رئيس جمهور آمريكا پرداخته اند. در واقع، عدم تبعيت كشورهاي مختلف از آمريكا، يكي از مهم ترين نشانه هاي افول جايگاه آمريكا در جهان است.

7. فروپاشي طبقه متوسط

طبقه متوسط جايگاه خود را در آمريكا از دست داده و به صورت ملايم به سوي جامعه اي ضعيف و فقير در حال حركت است. برخي از مستندات كه بيانگر فروپاشي زندگي طبقه متوسط در آمريكا است، در زير مي آيد: يك پنجم آمريكايي ها بيكار يا جوياي كارند و يا به تازگي از كار بركنار شده اند، يك خانواده از هر 9 خانواده، توان پرداخت بدهي حداقلي كارت اعتباري خود را ندارد، يك هشتم آمريكايي ها محتاج كوپن غذا هستند، بيش از 120 هزار خانواده به صورت ماهانه اعلام ورشكستگي مي كنند، با بحران اقتصادي، بيش از 5000 ميليارد دلار از حقوق بازنشستگي و پس اندازها كاسته مي شود، شكاف بين طبقات در آمريكا، مثل يك دره بزرگ است، 40 سال قبل دستمزد يك مقام ارشد اجرايي در شركت «فورچن» به طور ميانگين 30 برابر دستمزد كارگرانش بود و حالا به 300 برابر افزايش پيدا كرده است.

از زمان سقوط امپراتوري رم، يكي از نشانه هاي ملت هاي در معرض انحطاط، افزايش هزينه هاي نظامي در مقابل ساير هزينه هاي اولويت دار است. بودجه پيشنهادي آمريكا براي سال 2020 در زمينه نظامي، بيش از 750 ميليارد دلار است.

8. نگاه انديشمندان غربي

جان ايكنبري، نظريه پرداز روابط بين الملل و استاد دانشگاه پرينستون آمريكا در سال 2014 : تغيير قدرت جهاني و افول قدرت آمريكا و تغيير نظام تك قطبي در جريان است. عصر آمريكا در حال پايان يافتن بوده و نظم جهاني شرقي جايگزين نظم جهاني غربي شده است. قدرت آمريكا در حال فرسايش است.     

گيدون راشمن تحليلگر سياسي مجلات آمريكا: آمريكا بايد به فكر سقوط خود باشد. آمريكا ديگر هرگز موقعيت تسلط جهاني بعد از سقوط اتحاد جماهير شوروي را تجربه نخواهد كرد. آن روزها ديگر تمام شد. رشد اقتصادي و نظامي چين، تهديدي بلندمدت براي هژموني جهاني آمريكا است.

ميشل كاكس، استاد روابط بين الملل: در اوايل قرن 21، ما شاهد حقيقتي جديد به نام «تغيير قدرت» هستيم. در اين فرايند، آمريكا و غرب در حال سقوط بوده و نظم جديد بين المللي در حال شكل گيري است.

نوام چامسكي، انديشمند آمريكايي: آمريكا امپراطور در حال سقوط است. آمريكا هم در داخل و هم در خارج در حال سقوط است.

فريد زكريا، نظريه پرداز نئورئاليست: جهان در حال انتقال از عصر آمريكايي به عصر پساآمريكايي است. جهاني كه در پيش داريم جهاني است كه درآن آمريكا نه رهبري اقتصادي و ژئوپليتيك آن را بر عهده خواهد داشت و نه بر فرهنگ آن چيره خواهد بود، بلكه قدرت آن سقوط خواهدكرد. قدرت در حال جابه جايي و فاصله گرفتن از سلطه آمريكايي است. ما در حال گام نهادن به جهان پساآمريكايي هستيم كه مردمان بسيار در نقاط بسيار، جهت و ماهيت آن را تعيين مي كنند.

جوزف ناي تئوريسين جنگ نرم و ديپلماسي عمومي: بحران اقتصادي جهاني سال 2008 را مي توان شروع سقوط آمريكا تفسير كرد. «شوراي اطلاعات ملي» پيش بيني كرده كه در سال 2025، آمريكا به عنوان يك قدرت باقي مي ماند، اما سلطه آمريكا از بين خواهد رفت. در قرن حاضر، قدرت آمريكا را مي توان با قدرت انگلستان در قرن گذشته مقايسه و سقوط هژموني آمريكا را پيش بيني كرد.

آلفرد مك كوي استاد و مورخ آمريكايي: مرگ آمريكا به عنوان ابرقدرت جهاني مي تواند به مراتب سريع تر از آن باشد كه هر كس تصور مي كند. اين مرگ، تا سال 2025 كامل خواهد شد. انتقال ثروت و قدرت اقتصادي جهاني از غرب به شرق در حال جريان است. در سال 2012، 65 درصد مردم آمريكا معتقد بودند كه كشور در شرايط سقوط قرار دارد. مك كوي، استدلال مي كند كه بزرگترين عامل سقوط آمريكا، نظامي گري است.

ويليام نورمن گريج استاد آمريكايي: سقوط آمريكا اتفاق افتاده و دليل آن هم اين است كه آمريكا ويژگي هايي مانند فقر، جرم، بيسوادي و بيماري هاي موجود در جهان سوم را از خود به نمايش گذاشته است. امانوئل والرشتاين جامعه شناس شهير آمريكايي: آمريكا در مسير سقوط قرار گرفته و افول اين كشور امري حتمي و اجتناب ناپذير است. از زمان جنگ ويتنام تا حادثه 11 سپتامبر 2001، از سرعت روند و توسعه اقتصادي آمريكا كاسته شده و اين كشور، درخشش ايدئولوژيك خود را از دست داده است. تفوق آمريكا فقط به برتري نظامي خلاصه مي شود؛ و اين، حكايت از آن دارد كه ابرقدرت در حال افول است.

استفان كوهن: آمريكا، قدرت و نفوذ خود را از دست خواهد داد. نفوذ آمريكا در جهان در حال اتمام بوده و بازگشت آن غيرقابل پيش بيني است. استانداردهاي زندگي شهروند آمريكايي در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه، كاهش يافته است. آمريكا، كشوري با ثروت، قدرت و نفوذ بوده ، اما همه اين ها در حال تغيير و روياي ليبراليسم رو به پايان است.

جان ايكنبري، استاد دانشگاه پرينستون آمريكا: عصر آمريكايي رو به پايان و نظم شرقي در حال جايگزيني است.

انديشكده بروكينگز: «سقوط برگشت ناپذير» در آمريكا شروع شده و جهان در حال ورود به عصر پسا آمريكايي است.

دانشكده تجارت هاروارد: نظام سياسي آمريكا شكست خورده و اقتصاد آن هم در حال سقوط بوده و دست وپا مي زند. رشد و رفاه اقتصادي آمريكا 20 سال پيش به پايان رسيده بود. روياي آمريكايي در معرض خطر بوده و مردم اين كشور به رهبران سياسي اعتماد ندارند و قطب بندي سياسي به طرز چشم گيري افزايش يافته است. آمريكايي ها از نظام سياسي خود نااميد هستند و اعتماد كمتري به دو حزب بزرگ دارند. اين شرايط اقتصادي و سياسي، بيان گر آن است كه روياي آمريكايي در خطر است.

9.گزارش فارين افرز

نشريه معتبر «فارين افرز» اخيرا پرونده اي ويژه با موضوع پايان هژموني آمريكا در جهان منتشر كرده و با انتشار يادداشت هايي از جمله به قلم «فريد زكريا» تحليلگر و نظريه پرداز آمريكايي، به بررسي ريشه هاي اين رخداد پرداخته است. دو ماهنامه فارين افرز كه به انديشكده «شوراي روابط خارجي آمريكا» وابسته است، اين پرونده را با عنوان «چه بر سر قرن آمريكايي آمد؟»، منتشر كرده است. در اين پرونده آمده است مي افزايد: «اكنون كه مي نگريم، افول آمريكا غيرقابل اجتناب به نظر مي رسد. آنچه اكنون ظاهرا نياز به توضيح دارد، روياپردازي در پايان قرن پيش در واشنگتن درباره هژموني ماندگار آمريكا است، نه درگيري هاي دائمي در داخل و خارج از كشور كه اكنون به واقعيتي جاري بدل شده است.»

فريد زكريا در يادداشتي در اين پرونده با عنوان «نابودي قدرت آمريكا به دست خود»، اوج دوران هژموني آمريكا را به فاصله زماني ميان ريزش ديوار برلين تا سقوط بغداد در حمله آمريكا به عراق در سال 2003 محدود كرده و نوشته است كه اين هژموني پس از اين دوره دائما در حال تضعيف شدن است. به گفته زكريا، «در برهه اي از دو سال گذاشته، هژموني آمريكا، مرد. دوران سلطه آمريكا، كوتاه و زودگذر بوده و حدود سه دهه ميان دو رخداد، طول كشيده است.» اين نظريه پرداز واقع گرا، روي كار آمدن «دونالد ترامپ» در آمريكا را «ضربه آخر» به هژموني اين كشور توصيف كرده و نوشته است: «او يك انزواطلب حمايت گراي عوام فريب است و مصمم است كه «آمريكا را در وهله نخست» قرار دهد.

اما حقيقت اين است كه او بيش از هر چيز ديگري، عرصه را واگذار كرده است.» «لري دايموند» ديگر تحليلگر برجسته اي است كه در اين پرونده مشاركت كرده و با يادداشتي تحت عنوان «تنزل جايگاه دموكراسي»، كاهش گرايش جهاني به دموكراسي را يكي از دلايل افول جايگاه آمريكا، توصيف كرده است.«گيليان تت» روزنامه نگار و تحليلگر اقتصادي نشريه «فايننشال تايمز»، هم بحران اقتصادي سال 2008 و كاهش اعتماد به بازار سرمايه آمريكا را يكي از دلايل افول جايگاه آمريكا خوانده و «وال استريت» را «فرقه ريسك» توصيف كرده است. او توضيح مي دهد كه سران وال استريت با اجراي برنامه هاي پر ريسك اقتصادي و ايجاد يك «حباب اعتباري»، عملا به شكل گيري وضعيتي كمك كرده اند كه موفقيت بازار سرمايه آمريكا را به «تلي از خاكستر» تبديل كرده است.

يادداشت ديگري در اين پرونده به قلم «ياكوب هكر» مدير موسسه مطالعات اجتماعي و سياستگذار و استاد علوم سياسي دانشگاه «ييل» و «پال پيرسون» استاد علوم سياسي دانشگاه كاليفرنيا، جدل هاي حزبي ميان جمهوري خواهان و دموكرات ها را موجب تضعيف سياسي آمريكا خوانده اند. نويسندگان اين يادداشت مي افزايند: «به نظر مي رسد، حكمراني آمريكايي در وضعيت بدي به سر مي برد. اما اين بحران، با ورود ترامپ به كاخ سفيد آغاز نشده است.

اگر «هيلاري كلينتون» [نامزد دموكرات ها] هم در انتخابات سال 2016 پيروز شده بود، باز هم بعيد بود كه آرامشي بر واشنگتن حكمفرما بشود. بلكه، شاهد نسخه اي شديدتر از سياست بازي هاي مخربي بوديم كه بعد از سال 2010، تاب و توان رياست جمهوري «باراك اوباما» را بريده بود. در آن صورت، حل مسائل مهم ملي هنوز هم درگير بن بست هاي حزبي مي شد.»

نتيجه

دولت آمريكا بعد از جنگ جهاني دوم در اوج قدرت بوده است. اما جنگ هاي متعدد اين كشور در منطقه و    شكست هاي مختلف باعث شده است تا شرايط جديدي رقم بخورد. ظهور قدرت هايي مانند چين، ايران و تركيه باعث شده است كه به همان ميزان كه اين گروه از كشورها قدرتمند شده اند، از قدرت آمريكا هم كاسته شود. به همين دليل، روند مقاومت در برابر آمريكا حتي در بين متحدان غربي اين كشور نيز با شدت بيشتري در جريان است.

 سياست هاي ترامپ نيز موجب سرعت اين جريان شده است. ترامپ يك اقتصاد ناسيوناليستي را دنبال مي كند و خودش را نيز ناسيوناليست معرفي مي كند. ولي همين ترامپ در عين حال، موجب شده تنش بيشتري بين آمريكا و كشورهاي ديگر به وجود بيايد. جنگ تجاري با چين، اعمال تحريم عليه روسيه و تقابل دولت آمريكا با كشورهاي متعدد از جمله نتايج سياست هاي رئيس جمهور فعلي به شمار مي رود. در اين شرايط، قدرت آمريكا نسبت به گذشته كاهش يافته و اعتبارش هم در سطح جهان به خاطر جنگ هاي متعدد، چه در عراق، چه در ليبي و چه حمايتش از سعودي در يمن، مخدوش شده است. در واقع آمريكا با خطاهاي استراتژيك، خودش را گرفتار كرده و كارهايي كه اوباما كرد و ترامپ دنبال مي كند، براي اين است كه خود را از زير بار سنگين هزينه هاي نظامي و اقتصادي كه براي ديگران پرداخت مي كرده اند، آزاد كنند، تا بتوانند آن نقش مسلط را پيدا كنند. اما اين استراتژي لاجرم موجب مي شود آن نگرش جهاني كه آمريكايي ها دنبالش بودند و آن انسجام بين المللي كه در نظم آمريكايي بود، به چالش كشيده شود. اين نكته اي است كه «فرانسيس فوكوياما» هم مطرح مي كند؛ يعني هزينه بازگشت قدرت آمريكا اين است كه نظم آمريكايي جهان از بين مي رود. حالا ديگر آمريكا در افكار عمومي دنيا كشوري نيست كه ادعاي برتري در اقتصاد جهاني را داشته باشد. افول نظم ليبرال غربي، واقعيتي است كه در نظام بين الملل در حال وقوع است و آمريكا به عنوان رهبر اين نظم، خود نيز دچار ضعف شده و مولفه هاي قدرت اقتصادي آن در وضعيت مطلوبي قرار ندارند. آمريكا امروز آشكارا از سوي چين به چالش كشيده شده است.

واقعيت اين است كه آمريكا ديگر آن كشوري نيست كه در 10 سال گذشته در جهان مطرح بوده است. آمريكا به سرعت در حال افول بوده و بررسي تنها چند نمونه از شاخص ها در اين كشور اين امر را اثبات مي كند. اساسا يكي از دلايلي كه ترامپ در انتخابات رياست جمهوري پيروز شده، همين مسئله بوده است.

ترامپ در رقابت هاي انتخاباتي تاكيد كرد كه آمريكا در حال افول است و وي ادعا كرد كه به دنبال بازگرداندن آمريكا به جايگاه اول است و از اين جهت مردم آمريكا هم كه آنجا زندگي مي كنند و خودشان شاهد افول آمريكا هستند، اين شعار برايشان جذابيت داشت و يكي از دلايلي كه به ترامپ راي دادند همين بود.

در واقع، زماني كه روند اقتصاد آمريكا را بررسي كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه آمريكا جايگاه خودش را در دنيا از دست داده است. بعد از جنگ جهاني دوم حدود نيمي از اقتصاد دنيا در دست آمريكايي ها بوده است. اما آمار كنوني بانك جهاني نشان دهنده اين است كه 15 درصد اقتصاد دنيا در دست آمريكا است. بانك جهاني اعلام كرده كه اين رقم تا سال 2023 به 13 درصد خواهد رسيد. در واقع نه تنها اساتيد آمريكايي مسئله افول اين كشور را مطرح مي كنند، بلكه سندهاي بالادستي در آمريكا هم به اين مسئله اعتراف مي كنند. مثلا شوراي ملي اطلاعات اخيرا اعلام كرد كه در دنياي سال 2030 هيچ هژموني نخواهيم داشت.

يعني اگر آمريكا هم يك زماني ابرقدرت بوده ديگر تا 11 سال ديگر اين حالت ابرقدرتي را نخواهد داشت. اين نهاد معتقد است تا سال 2030 دنيا چند قطبي مي شود و آمريكا هم در نهايت يكي از قطب هاي سال 2030 خواهد بود.

در واقع، افول آمريكا طبق اظهارات مقام معظم رهبري به صورت موريانه وار و آرام در حال وقوع است. آمريكا همانند يك پيكر عظيم الجثه توانسته ظاهر خود را همچنان قوي نشان دهد اما اين پيكر از درون دچار پوكي استخوان شده است. شايد آمريكا بتواند در كوتاه مدت ظاهر قوي خود را حفظ كند، اما ضعف هاي ساختاري اين نظام باعث خواهد شد كه افول موريانه وار اين كشور سرانجام به فروپاشي ساختاري آمريكا منجر شود.

افول موريانه وار آمريكا از دريچه آمار


 روزنامه كيهان، شماره 22230 به تاريخ 20/4/98، صفحه 8 (دريچه اي به جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 20 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله سنجش از دور راداري و نوري
شماره 1 (پياپي 3)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است