به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
فهرست مطالب نویسنده:

محمد امامی نسب

  • شقایق مقدم شعار، رضا اولادی*، کامبیز پورطهماسی، محمد امامی نسب
    سابقه و هدف

    در سطح جهانی، پائولونیا (.Paulownia fortunei (Seem.) Hemsl) یکی از مهم ترین گونه های مورد استفاده در زراعت چوب است. علی رغم اینکه پژوهش های فراوانی درمورد این گونه انجام شده است، تاکنون تاثیر عوامل آب وهوایی بر رشد و ویژگی های آناتومی چوب آن ارزیابی نشده است. ازاین رو، هدف این پژوهش، بررسی تاثیر عوامل اقلیمی (دما، بارندگی، رطوبت نسبی هوا و ساعت های آفتابی) بر رویش عرضی و برخی ویژگی های کمی آناتومی چوب در درختان دست کاشت پائولونیا در استان گلستان بود.

    مواد و روش ها

    پنج درخت دست کاشت 20 ساله پائولونیا در هاشم آباد در شهرستان گرگان انتخاب شدند. این درختان در اواخر سال 2012 میلادی قطع شدند و دیسکی به ضخامت پنج سانتی متر از یقه هر درخت تهیه شد. باریکه ای از پوست تا مغز از مقاطع عرضی هر دیسک بریده شد و سطح مقطع آن ها با تیغ میکروتوم صاف و سپس، اسکن شدند. پیش از اسکن نمونه ها، تمایز بین آوند ها و بافت زمینه با استفاده از تکنیک ماژیک سیاه و گچ سفید بهبود یافت. در تصاویر به دست آمده، با کمک نرم افزار پردازش تصویر، پهنای حلقه رویش، میانگین مساحت حفره های آوندی، مجموع مساحت آوندها (تخلخل)، تعداد آوند در واحد سطح، درصد آوند های بزرگ تر از 06/0 میلی متر مربع، قطر شعاعی و مماسی آوند و تعداد اشعه در واحد طول در هر حلقه رویشی اندازه گیری شدند. برای حذف اثر جوان چوبی که شامل حلقه های بسیار پهن در سال های نخست رویش می شود، پنج حلقه نزدیک به مغز از اندازه گیری ها و تحلیل ها کنار گذاشته شدند. بدین ترتیب، حلقه های رویشی از سال 1998 تا 2012 میلادی (15 سال) بررسی شدند. با استفاده از همبستگی پیرسون، ارتباط بین متغیرهای آب وهوایی (ماهانه، دوماهه، فصلی، دوفصلی و سه فصلی) و متغیرهای رشد (نرخ رشد و برخی ویژگی های کمی آناتومی چوب) از سه ماه پیش از رویش تا انتهای فصل رویش بررسی شدند. همچنین، ارتباط درونی ویژگی های اندازه گیری شده با یکدیگر نیز به همین شیوه ارزیابی شد.

    نتایج

    رشد عرضی نمونه های چوب پائولونیا با افزایش سن، روندی کاهشی و در دو بازه زمانی هفت و 13 سالگی، افت شدیدی نشان داد. همچنین، با افزایش سن، ویژگی های آوندی (مساحت و قطر آوندها، درصد آوندهای درشت و مجموع مساحت آن ها) و تعداد اشعه چوبی، روندی افزایشی داشتند. به جز تعداد آوند که روند مشخصی با افزایش سن نشان نداد. با بررسی همبستگی ویژگی های مورد بررسی با یکدیگر مشخص شد که همه ویژگی های آناتومی چوب با نرخ رشد، رابطه ای معکوس دارند. به طوری که با افزایش پهنای دایره رویش، ویژگی های دیگر کاهش یافتند. ویژگی های آوندی و تعداد اشعه نیز اغلب باهم همبستگی مثبتی نشان دادند. بااین حال، همبستگی بین تعداد آوند و بقیه متغیرها کمتر بود. از بین عوامل اقلیمی، مجموع بارندگی ماهانه و میانگین تعداد ساعت های آفتابی در فصل بهار (به ویژه ماه های می و ژوئن) بیشترین تاثیر را بر رشد شعاعی و ویژگی های آناتومی چوب پائولونیا داشتند. عوامل اقلیمی سه ماهه پیش از رویش (زمستان سال قبل) با هیچ کدام از ویژگی های آناتومی، همبستگی معنی داری نشان ندادند. همبستگی بین ویژگی های آناتومی و عوامل اقلیمی در تابستان نیز بسیار ضعیف تر از بهار بود. بارش بهاره سبب افزایش رویش شعاعی و کاهش ویژگی های آناتومی مانند اندازه (مساحت) آوندها و تعداد اشعه ها شده بود. تعداد ساعت های آفتابی نیز با شدت کمتری، تاثیر مشابهی بر ویژگی های مورد نظر داشت. دما و رطوبت هوا، تاثیر معنی داری بر ویژگی های مورد بررسی نشان ندادند.نتیجه گیری کلی: به طورکلی می توان نتیجه گیری کرد که نیاز آبی و نوری پائولونیا زیاد است، اما در رویشگاه مورد مطالعه، حساسیت کمی به دما دارد. دو ماه می و ژوئن (اواسط و اواخر بهار) تاثیرگذارترین ماه ها برای رشد عرضی و معماری هیدرولیک درخت پائولونیا است. بارندگی و تعداد ساعت های آفتابی بیشتر، رشد عرضی آن را افزایش می دهند، اما سبب کاهش اندازه آوندها می شوند. همچنین، تعداد اشعه در واحد طول را می توان به عنوان یک ویژگی آناتومی چوب برای بررسی ارتباط اقلیم و رشد درختان در پژوهش های آینده در نظر گرفت. 

    کلید واژگان: آناتومی چوب, بارندگی, تعداد ساعت های آفتابی, درخت تندرشد, نرخ رشد, هدایت هیدرولیکی
    Sh. Moghadamshoar, R. Oladi *, K. Pourtahmasi, M. Emaminasab
    Background and objectives

    Globally, paulownia (Paulownia fortunei (Seem.) Hemsl.) is one of the most important wood species used in forestry. Despite extensive research on this genus, the influence of climatic factors on the growth and anatomical wood properties of paulownia has not been thoroughly investigated. Therefore, this research aims to examine how climatic factors—such as temperature, precipitation, relative humidity, and sunshine hours—affect radial growth and specific wood anatomical traits of cultivated paulownia trees in Gorgan County, Golestan Province, Northwest Iran.

    Materials and methods

    Five 20-year-old Paulownia fortunei trees were selected from Hashemabad in Gorgan County. These trees were felled in late 2012, and a five-centimeter-thick disk was extracted from each stem base. Strips from the bark to the pith were cut radially from each disk, and the surfaces of the specimens were smoothed using a microtome blade before scanning. To enhance the contrast between the vessels and the background tissue, a charcoal blackening technique was employed prior to scanning. Using images obtained from image processing software, several features were measured: growth ring width, average vessel lumen area, porosity, vessel frequency, vessel area greater than 0.06 mm², radial and tangential diameter of vessels, and ray frequency in each growth ring. To eliminate the effect of juvenile wood—which consists of very wide rings in the early years of growth—five rings near the pith were excluded from measurements and analyses. Consequently, growth rings from 1998 to 2012 (15 years) were evaluated. Pearson correlation was used to investigate the relationships between climatic variables (monthly, bimonthly, seasonal, bi-seasonal, and tri-seasonal) and growth variables (growth rate and quantitative anatomical wood characteristics) from three months prior to growth until the end of the growing season. Additionally, internal relationships among the measured variables were assessed similarly.

    Results

    The radial growth of paulownia exhibited a decreasing trend with age, particularly notable at seven and thirteen years. Other anatomical features (vascular traits and ray frequency) showed an increasing trend; however, vessel frequency did not exhibit a clear age trend. Correlation analysis revealed that all anatomical characteristics had an inverse relationship with growth rate; thus, as growth ring width increased, other characteristics (e.g., vessel area and vessel diameter) decreased. Vascular traits and ray frequency primarily showed positive correlations with each other, while the correlation between vessel frequency and other variables was weaker. Among climatic factors, total monthly rainfall and average sunshine hours in spring (especially May and June) significantly impacted radial growth and anatomical features of paulownia wood. Climatic factors from three months prior to the growth period (the previous winter) did not show significant correlations with anatomical characteristics; furthermore, correlations between anatomical traits and summer climatic factors were much weaker than those observed in spring. Increased spring rainfall enhanced radial growth while reducing anatomical features such as vessel size and ray frequency; average sunshine hours had a similar but less intense effect on these traits. Temperature and air humidity did not significantly affect the studied characteristics.

    Conclusion

    Overall, it can be concluded that paulownia has high water and light requirements but shows low sensitivity to temperature in the studied region. The months of May and June (mid to late spring) are particularly influential for radial growth and hydraulic architecture (water transport system) in paulownia trees. Increased precipitation and average sunshine hours promote radial growth but reduce vessel size. Additionally, ray frequency can be considered a valuable wood anatomical characteristic for studying the relationship between climate and tree physiology in future research. 

    Keywords: Fast-Growing Tree, Growth Rate, Hydraulic Conductivity Of Xylem, Number Of Sunny Hours, Rainfall, WOOD ANATOMY
  • جابر حسین زاده، علی عبدالخانی*، حمید عبدالملکی، محمد امامی نسب
    یکی از ویژگی های مهم میکروکریستال سلولز درجه پلیمرازیسیون است که طبق استانداردهای بین المللی باید مساوی یا کمتر از 350 باشد. در این پژوهش با استفاده از روش سطح پاسخ، درصد اسید، زمان و دمای واکنش به عنوان ورودی و متغیرهای اصلی تاثیر گذار بر روی درجه پلیمرازیسیون تعریف شده است. گستره مقدار اسید نسبت به ماده خشک بین 3 تا 7 درصد، دما بین 100 تا 140 درجه سانتی گراد و زمان بین 120 تا 150 دقیقه قرار گرفت. بعد از انجام محاسبات آماری و استخراج یک مدل ریاضی غیر خطی با ضریب تعیین 9/0، هدف این تحقیق دسترسی به عدد بهینه 350 برای درجه پلیمرازیسیون در نظر گرفته شد. پس از انجام فرآیند بهینه سازی، مقادیر اسید، دما و زمان در نقطه بهینه درجه پلیمرازیسیون به ترتیب 3.34، 127 و 116 به دست آمد. برای اعتبارسنجی مدل و اعداد شرایط بهینه، 3 آزمایش و هیدرولیز دیگر با مقادیر موردنظر جهت بهینه سازی صورت گرفت و سپس میانگین خواص فیزیکی- مکانیکی و حرارتی میکروکریستال سلولز تولیدشده با نمونه وارداتی مقایسه شد. درجه پلیمرازیسیون نمونه تولید شده با شرایط بهینه، 348 اندازه گیری شد که بالاتر از نمونه وارادتی بوده و نتایج سایر خواص فیزیکی و مکانیکی به جز خاکستر مطابق با استاندارد مواد دارویی آمریکا به دست آمد. نقطه شروع تخریب میکروکریستال سلولز تولید شده 212 درجه سانتی گراد و نمونه وارداتی 226 درجه سانتی گراد به دست آمد.
    کلید واژگان: میکروکریستال سلولز, مدلسازی, سطح پاسخ, درجه پلیمریزاسیون
    Jaber Hosseinzade, Ali Abdolkhani *, Hamid Abdolmaleki, MOHAMMAD EMAMINASAB
    Microcrystalline cellulose is an important agent and additive in pharmaceutical, food, cosmetic and other industries. One of the important characteristics of microcrystalline cellulose powder is the degree of polymerization, which according to international standards, should be equal to or less than 350. In this research, using the Response Surface Methodology, the percentage of acid, reaction time, and input temperature are defined as the primary input variables affecting the degree of polymerization. The range of acid content to dry matter was set to be between 3 to 7%, temperature between 100 to 140 ° C and time between 120 to 150 minutes. Statistical analysis and mathematical modeling were performed to extract a nonlinear model (R2 =0.90) and then the optimum polymerization degree targeted to be 350. The acid percentage, temperature and time at the optimal degree of polymerization point were 3.34 %, 127 ° C, and 116 minutes, respectively. Using the optimal point data, the new experiment was carried out three times to validate the model. Then the average physical, mechanical and thermal properties of the produced microcrystalline cellulose were compared with the control sample. All physical and mechanical properties except for “ash” were in accordance with United States Pharmacopeia standards. The starting point of thermal degradation of the produced microcrystalline cellulose was 212 ° C compared to 226 ° C of the control sample, demonstrating improved thermal properties of the produced sample with the optimum values determined by the Design Expert software.
    Keywords: microcrystalline cellulose, Modeling, Response surface methodology, Degree of polymerization
  • محمد امامی نسب، رضا اولادی*، کامبیز پورطهماسی، انوشیروان شیروانی
    با وجود اهمیت منطقه رویشی ارسباران، تا کنون پژوهش گاه شناسی درختی در آن انجام نگرفته است. در این پژوهش، برای نخستین بار ظرفیت دو گونه از جنس ارس (گونه درختی آردوج (Juniperusfoetidissima) و درختچه ای چتنه (J.oblonga)) بیا هدف بررسی های اقلیم شناسی درختی در جنگل های ارسباران ارزیابی شد. 25 اصله از هر گونه نمونه برداری شد و مراحل آماده سازی، اندازه گیری پهنای حلقه های رویشی، تطابق زمانی، تعیین شاخص رویشی و ساخت سری زمانی آنها به شیوه های استاندارد انجام گرفت. طول سری های زمانی پهنای حلقه سالیانه ساخته شده برای آردوج و درختچه چتنه به ترتیب حدود 60 و 40 سال بود و زیاد بودن شاخص های آماری کیفیت سری زمانی (میانگین حساسیت (MS)، میزان سیگنال تجمعی (EPS) و سیگنال به اغتشاش (SNR)) در هر دو گونه، پتانسیل زیاد آنها را در بررسی روابط رشد- اقلیم و بازسازی داده های اقلیمی نشان می دهد. بررسی روابط بین رویش و عوامل اقلیمی نشان داد که هر دو گونه واکنش مشابهی به اقلیم دارند: دمای زیاد هوا پیش از فصل رویش اثر مثبتی بر شاخص رویش دارد، در حالی که بهار گرم سبب کاهش رویش می شود. بارندگی پیش از فصل رویش تاثیر معنی داری بر رویش ندارد، درحالی که بارندگی بهاره به شدت رشد عرضی را تحریک می کند. در مجموع، با توجه به پراکنش خوب گونه های جنس ارس در ارسباران و موفقیت آمیز بودن ساخت سری زمانی و ارتباط مستحکم آن با عوامل اقلیمی، می توان از آنها برای تحقیقات اقلیم شناسی درختی بهره برد. برای افزایش طول سری زمانی نیز می توان از گرده بینه های ارس به کار رفته در بناهای قدیمی منطقه استفاده کرد.
    کلید واژگان: ارس, اقلیم شناسی درختی, اهر, ایستگاه هواشناسی, بارش, دما, کلیبر
    Mohammad Emaminasab, Reza Oladi *, Kambiz Pourtahmasi, Anooshirvan Shirvany
    Despite the importance of Arasbaran forests, no dendrochronological research has been conducted in this region, yet. In this study, for the first time, the potential of two juniper species, Juniperus foetidissima and J. oblonga was evaluated to be used in dendroecology. The first and the second species are respectively in the form of trees and shrubs in Arasbaran forests. Twenty-five trees of each species were samples and the sample preparation, ring width measurements, cross-dating, and construction of tree-ring chronology were performed according to the standard procedures. Developed tree-ring chronologies for juniper tree and shrub covered around 60 and 40 years, respectively. The statistics for evaluating the qualities of chronologies i.e. mean sensitivity (MS), signal-to-noise ratio (SNR), and expressed population signal (EPS) proved the capability of both species to study climate-growth relationships and reconstruction of climate. The relations between radial growth and climatic factors showed that both species have similar responses to climate: high temperature before the growing season promoted the growth while a warm spring reduced growth rate. Rainfall before the growing season had no meaningful effect on growth while spring precipitation strongly stimulated the radial growth. Overall, given the good distribution of juniper species in Arasbaran forest, the success of the developing ring-width series for studied junipers and its strong relationship with climate factors, these species can be used for dendroecological studies. For extending the length of tree ring chronology, juniper logs of old local buildings can also be used.
    Keywords: Dendroecology, juniper, meteorological station, Ahar, Precipitation, temperature, Kaleibar
  • رضا اولادی *، رحمت الله گرگیج، محمد امامی نسب، سعیده نصیریانی
    گز شاهی (Tamarix aphylla) درختی تند رشد و همیشه سبز بوده که در بیشتر خاک ها رشد کرده و شرایط شوری را تحمل می کند. علیرغم اهمیت زیست-محیطی و پراکنش خوب آن در مناطق مرکزی و جنوبی ایران، ویژگی های چوب این گونه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، به تازگی استفاده از این گونه برای صنایع سلولزی در مناطق خشک کشورهای خاورمیانه مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، به منظور تعیین ویژگی های آناتومی، فیزیکی و شیمیایی چوب گز شاهی، سه اصله درخت سالم واقع در منطقه زابل (استان سیستان و بلوچستان) به طور تصادفی انتخاب و قطع شدند. ویژگی های آناتومی چوب این گونه بطور دقیق و براساس فهرست ویژگی های میکروسکوپی برای شناسایی پهن برگان انجمن بین المللی آناتومیست های چوب جهان، تعیین شد. همچنین توزیع لیگنین در عناصر بافت چوبی با استفاده از میکروسکوپ فلوئورسنس مورد بررسی قرار گرفت. محاسبه ضرایب بیومتری الیاف نشان داد که گرچه الیاف این گونه، کیفیت عالی ندارند ولی درمقایسه با دیگر پهن برگان مورد استفاده در صنایع کاغذسازی، دارای استانداردهای لازم می باشند. در بررسی ویژگی های شیمیایی، مشخص شد که چوب گز، نسبتا سلولز کمی دارد (39%) که این مساله ممکن است ناشی از وجود حجم زیادی از سلول های پارانشیمی دیواره نازک در بافت چوبی باشد. لیگنین این گونه در مقایسه با میانگین پهن برگان اندکی بیشتر بوده و تمرکز آن در آوندها و فیبرها است. ویژگی های فیزیکی چوب نمونه های مورد بررسی (جرم حجمی و ضرایب همکشیدگی) در دامنه دیگر گونه های پهن برگ سبک و تندرشد قرار گرفت و از این رو انتظار می رود کیفیتی مانند این چوب ها داشته باشد.
    کلید واژگان: گز, آناتومی چوب, میکروسکوپ فلوئورسنس, الیاف, لیگنین
    Reza Oladi *, Rahmatollah Gorgij, Mohammad Emaminasab, Saedeh Nasiriani
    Athel tamarisk (Tamarix aphylla) is a fast growing, evergreen tree succeeding in the most soils and can tolerate the saline conditions. Despite its ecological importance and wide distribution in central and southern parts of Iran, wood properties of this species has little been concerned. However, the potential of this species in cellulosic industries of Middle East dry countries has recently been focused. Hence, to study wood anatomy and physical and chemical properties of Athel tamarisk, 3 stands were selected and felled from the Zabol region (Sistan and Baluchestan province). Wood anatomical features of this species were studied and listed according to the list of microscopic features for hardwood identification by IAWA Committee. In addition, lignin distribution in xylem was studied using fluorescence microscopy. Calculating fiber biometry features assessed that although fiber quality is not perfect but meets the standards of paper production, comparing other commercially used hardwoods in this industry. According to chemical composition analysis, cellulose content of this wood is rather low (39%) which could be a result of large amount of thin-walled paranchyma cells in xylem. Lignin content is a bit higher than average hardwoods and this component is concentrated in vessels and fibers. Physical properties of studied wood samples (specific gravity and shrinkage values) were in the range of other light-weight and fast growing hardwoods and thus this wood is expected to have similar end-use quality.
    Keywords: Tamarisk, wood anatomy, fluorescence microscope, fibers, Lignin
  • جابر حسین زاده، علی عبدالخانی، محمد امامی نسب، حمید خدابنده لو، محمد احمدی
    در این تحقیق از چوب نرمال و کششی درخت صنوبر برای ساخت کاغذ به روش کرافت استفاده شد. پس از تهیه نمونه ها، ابتدا ابعاد و ویژگی های بیومتریک الیاف چوب کششی و چوب نرمال اندازه گیری شد و پس از آن از خرده چوب های تهیه شده از هر دو ناحیه چوب کششی و نرمال توسط فرایند کرافت خمیر کاغذ تهیه و کاغذ ها ساخته شدند. نتایج نشان داد، الیاف چوب کششی از ضریب رانکل و ضریب لاغری بیشتری در مقایسه با الیاف چوب نرمال برخوردار هستند. در مقابل الیاف چوب نرمال نسبت به الیاف چوب کششی ضریب انعطاف پذیری بالاتری داشتند. بازده خمیر چوب کششی 13 درصد بیشتر از چوب نرمال بود و عدد کاپای آن 45 درصد کمتر بود. در مورد ویژگی های فیزیکی و مکانیکی کاغذهای دست ساز، نتایج نشان داد که کاغذهای ساخته شده از الیاف چوب کششی دارای مقاومت کششی و ترکیدن کمتری در مقایسه با نرمال هستند. همچنین کاغذهای ساخته شده از اختلاط الیاف چوب نرمال و کششی به نسبت مساوی، مقاومت های بیشتری از خود نشان دادند. نتایج آزمون های نوری و رنگ نشان داد که که کاغذهای ساخته شده از الیاف چوب کششی روشنایی و سفیدی بیشتری نسبت به الیاف چوب نرمال داشتند. به طور کلی نتایج نشان داد که وجود الیاف چوب کششی داخل خمیر و کاغذ تاثیر چندانی در کاهش کیفیت خمیرکاغذ وکاغذ تولید شده ندارد.
    کلید واژگان: صنوبر, چوب کششی, بیومتریک, خواص, مکانیکی
    Jaber Hossein Zade
    In this research Tension Wood (TW) and Normal Wood (NW) of Poplar were analyzed for pulp production using Kraft pulping process. After preparing samples, Biometric characteristics of the NW and TW fibers were measured and samples were converted to pulp. Pulp hand sheets mechanical and physical properties were measured and results were showed that NW fibers compared to TW fibers had a higher Rankle coefficient and aspect ratio. However the flexibility of NW fibers was better than TW fibers. Based on Results, although TW pulp yield was 13 percent greater than NW pulp yield but kappa number in TW was 45 percent lower than NW. Mechanical and physical properties of hand sheets indicated that the tensile and burst strengths of tension wood were comparatively lower than that of normal wood. Also the papers produced by equally mixture of TW fibers and NW fibers were showed higher tensile and burst strengths. Optical and color analyses of samples were showed an improvement in brightness and whiteness for TW hand sheets compared to NW papers. General speaking results were showed that presence of TW fibers inside pulp had not a significant effect on quality of produced pulp and papers.
    Keywords: Populus, Biometric, Mechanical properties, tension wood
  • محمد امامی نسب، رضا اولادی*
    در این پژوهش، شباهت ها و تفاوت های آناتومی چوب چهار گونه درختچه ای از منطقه سراب استان آذربایجان شرقی برای درک بهتر تطبیق پذیری بافت چوبی با اقلیم خشک منطقه بررسی شد. این درختچه ها عبارت اند از: پرند (Pteropyrum olivieri)، نسترن کوهی (Rosa canina)، ارجنگ (Rhamnus pallasii)، و گز انگبین (Tamarix gallica L) که آناتومی چوب یکی از آن ها (سرده Pteropyrum) برای نخستین بار است که در جهان گزارش می شود. پس از تهیه مقاطع میکروسکوپی از بافت چوبی و رنگ آمیزی آن ها، ویژگی های آناتومی چوب این گونه ها با هم مقایسه شدند. نتایج نشان دادند که بیشترین تشابه بین نسترن کوهی و پرند وجود دارد؛ در حالی که گز انگبین و ارجنگ کمترین شباهت های آناتومی چوب را با هم داشتند. ویژگی های آناتومی چوب این گونه ها که در مقابله با تنش های خشکی نقش دارند بسته به نحوه پراکنش درختچه ها در منطقه مورد مطالعه متفاوت بودند. از ویژگی های آن ها می توان به وجود و شدت ضخامت مارپیچی در آوندها، وجود تراکئیدهای آوندی/ دورآوندی، و اندازه و نحوه چینش آوندها در حلقه رویشی اشاره کرد. گونه گز که فقط در حاشیه آب گیر گسترش یافته بود کمترین تجهیزشدگی را برای مقابله با تنش خشکی در بافتش نشان داد. در حالی که درختچه های ارجنگ رشد یافته در سخت ترین شرایط، بیشترین تطبیق پذیری را با شرایط خشک داشتند.
    کلید واژگان: آوند, تراکئیدهای آوندی, ساختار چوب, ضخامت مارپیچی, فیزیولوژی درخت
    Mohammad Emami, Nasab, Reza Oladi*
    To understand the compatibility of xylem with dry climates, wood anatomy similarities and differences of four shrubs were investigated in dry and cold region of Sarab (Azarbaijan sharghi province). These shrubs were: Pteropyrum olivieri, Rosa canina, Tamarix gallica, and Rhamnus pallasii, while the wood anatomy of Pteropyrum sp. is reported for the first time, in this research. After preparing microscopic sections of mature xylem and staining them, wood anatomy of studied species were reported and compared. The results showed that Pteropyrum olivieri and Rosa canina are the most similar in terms of wood anatomy while Rhamnus pallasii and Tamarix gallica have the least similarities with each other. Those anatomical features which compensate the drought stress were different in these shrubs according to local distribution of studied species; among them was the occurrence and intensity of spiral thickenings in vessels, the presence of vascular / vasicentric tracheids, and the size and grouping of vessels. Tamarix gallica which were grown only near the lake had the least adaptation to drought in its stem while Rhamnus pallasii which could distribute in the harshest conditions were equipped with the best adaptive traits.
    Keywords: spiral thickening, tree physiology, vascular tracheids, vessel, wood structure
بدانید!
  • در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو می‌شود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشته‌های مختلف باشد.
  • همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته می‌توانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال