به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "روش ها" در نشریات گروه "علوم قرآن و حدیث"

تکرار جستجوی کلیدواژه «روش ها» در نشریات گروه «علوم انسانی»
  • محمدحسین صاعد رازی*

    برای مرجعیت منبع جامع و خطاناپذیر قرآن، در علوم انسانی، می توان با مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی زمینه های اولیه را فراهم کرد و با توجه به تفاوت روش شناسی تحقیق در علوم انسانی با روش شناسی تحقیق در قرآن کریم، لازم است یک روش شناسی مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی برای ارتباط معرفتی میان این دو عرضه شود. برای رسیدن به این هدف، باید با توجه به روش شناسی متفاوت علوم انسانی موجود و مطالعات قرآنی، روش هایی که می توان به وسیله آن روش ها، ارتباط معرفتی میان داده های علوم انسانی موجود و داده های قرآنی ایجاد کرد، مورد بررسی قرار دهیم و در نهایت روش مطلوب عرضه شود. روش هایی همچون «کشف و استنباط»، «تایید و تکمیل»، «داوری و تهذیب»، «تکیه بر پیش فرض های قرآنی برای تاسیس علوم انسانی دینی»، «فرضیه انگاری تعالیم قرآن» و «تاثیر غیرمستقیم و عدم مداخله» و «تولید علوم انسانی با پشتوانه تعالیم بنیادی قرآن به مثابه مفروضات نظری» قابل عرضه است، اما هیچ یک از این روش ها کامل نبوده و از وجاهت لازم برخوردار نیست. بر این اساس این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، به این پرسش پاسخ خواهد داد که مرجعیت علمی قرآن در عرصه مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی با چه روشی امکان پذیر است؟ نتیجه و دستاورد این تحقیق، عرضه روشی مستدل و قابل قبول برای مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی است.

    کلید واژگان: روش شناسی, مرجعیت علمی قرآن, مطالعات میان رشته ای, علوم انسانی
    Mohmmadhossein Saedrazi *

    To establish the authority of the Quran as a comprehensive and infallible source in the humanities, interdisciplinary studies between the Quran and the humanities can lay the initial groundwork. Given the differences in research methodology between the humanities and the Quran, it is necessary to develop a methodology for interdisciplinary studies that facilitates epistemic connections between the two fields. To achieve this goal, considering the differences between existing humanities methodologies and Quranic studies, it is necessary to examine the methods through which an epistemic connection can be established between the data of the humanities and Quranic knowledge, and ultimately, an appropriate methodology should be presented. Methods such as discovery and inference, confirmation and completion, evaluation and refinement, reliance on Quranic presuppositions for the establishment of Islamic humanities, hypothesis formation based on Quranic teachings, indirect influence and non-intervention, and the production of humanities knowledge with Quranic fundamental teachings as theoretical premises are among the proposed approaches. However, none of these methods are complete or possess the necessary validity. Accordingly, this article, using a descriptive-analytical method, seeks to answer the question: Through what methodology can the scientific authority of the Quran be established in interdisciplinary studies of the Quran and the humanities? The findings of this research present a well-reasoned and acceptable methodology for interdisciplinary studies of the Quran and the humanities.

    Keywords: Methodology, Scientific Authority Of The Quran, Interdisciplinary Studies, Humanities
  • رویا خلیلی دوآبی، جعفر تابان*، یداله ملکی

    این مقاله باهدف تبیین و تحلیل روش فهم حقیقت هفت آسمان در قرآن انجام شده است و روش آن ازنظر هدف نظری ولی ازنظر نحوه گردآوری داده ها کتابخانه ای است. در این تحقیق ضمن اشاره به آیاتی که در باره هفت آسمان در قرآن وجود دارد و نیز بیان انواع روش های معرفت به این نتایج رسیده است که نخست اختلاف نظر مفسران در تفسیر هفت آسمان از اختلاف نوع بهره گیری آنان از داده های روش است؛ برخی داده های روش تجربی و برخی روش عقلی - شهودی را بکار بسته اند و هر یک هفت آسمان را به گونه ای دیگر تفسیر کرده اند دوم تنها راه شناخت هفت آسمان روش تجربی است و ازاین روی باید تفسیر درست هفت آسمان را از علم تجربی و فناوری های نوین سراغ گرفت و با گسترش و دقت ابزارهای این علم پرده ای از پرده های هفت آسمان کنار می رود و حقیقت آن آشکار می شود و ازاین روی یا مفسر باید خود در علم نجوم دستی بر آتش داشته باشد یا منتظر نتایج تحقیقات آن علم بماند.

    کلید واژگان: قرآن, هفت آسمان, روش, روش تجربی, تفسیر, مفسران.
    Roya Khalili Doabi, Jafar Taban*, Yadollah Maleki

    This article aims to explain and analyze the method of understanding the truth of the seven heavens in the Qur'an, and its method is theoretical in terms of its purpose, but in terms of the method of collecting data, it is a library. In this research, while referring to the verses about the seven heavens in the Qur'an and also stating the types of knowledge methods, it has been concluded that the first difference of opinion among the commentators in the interpretation of the seven heavens is the difference in their use of method data; Some have used the data of the experimental method and some have used the intellectual-intuitive method and each of them has interpreted the seven heavens in a different way. Second, the only way to know the seven heavens is the experimental method, and therefore, the correct interpretation of the seven heavens should be found from experimental science and modern technologies, and with expansion and accuracy. The tools of this science will remove a curtain from the curtains of the seven heavens and its truth will be revealed, and therefore either the interpreter must have his hand on the fire in the science of astronomy or wait for the results of the research of that science.

    Keywords: Qur'an, Seven Heavens, Method, Experimental Method, Interpretation, Commentators
  • ابراهیم فتحی*، مسعود جلیلوند خسروی، مریم وطن خواه
    انقلاب اسلامی ایران با استقرار یک حکومت دینی، نقش و جایگاه ویژه ای برای روحانیت ایجاد کرده است. این نقش و جایگاه باید متناسب با انتظارات مردم از این قشر باشد. تغییرات اجتماعی مهم در دهه های پس از استقرار جمهوری اسلامی و تجربه نقش آفرینی اجتماعی روحانیت در این سال ها، ممکن است انتظارات مردم از این گروه را دستخوش تغییر کرده باشد. این پژوهش باتوجه به کارکرد روحانیت به عنوان گروه مرجع در جامعه، در پی شناخت انتظارات مردم از این قشر است. به این منظور، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش کیو، انتظارات مردم از این گروه مورد دسته بندی و تحلیل قرار گرفته است. در مرحله نخست، 22 گزاره از انتظارات جامعه از روحانیت از طریق 24 مصاحبه عمیق با اقشار مختلف جامعه احصا شده و سپس با استفاده از روش کیو، 40 کارت کیو در طیف 3+ تا 3- توسط نمونه های مورد مطالعه مرتب شده است. در نهایت، با بهره گیری از تحلیل عاملی کیو، انتظارات جامعه از روحانیت در 6 دسته شامل انتظارات اخلاقی، انتظارات عملیاتی، انتظارات مرتبط با سبک زندگی، انتظارات تبلیغی، انتظارات منفعلانه و انتظارات مدیریتی تقسیم و تحلیل شده است.
    کلید واژگان: روحانیت, انتظارات مردم, روش کیو, حکومت دینی
    Ebrahim Ftahi *, Masoud Jalilvand Khosrav, Maryam Vatankhah
    The Islamic Revolution of Iran established a religious government, which gave the clergy a special role and position. This role and position should align with the expectations of the people from this group. The significant social changes in the decades following the establishment of the Islamic Republic and the experience of the clergy's social role in these years may have changed the people’s expectations from this group. This study aims to understand the expectations of the people from the clergy, considering their function as a reference group in society. A qualitative approach using the Q-methodology was employed to categorize and analyze these expectations. In the first stage, 22 statements about the community’s expectations of the clergy were identified through 24 in-depth interviews with various social groups. Then, 40 Q-cards were sorted by the study participants on a spectrum from +3 to -3. Finally, using factor analysis of the Q-methodology, the community's expectations of the clergy were divided and analyzed into six categories: moral expectations, operational expectations, lifestyle-related expectations, promotional expectations, passive expectations, and managerial expectations.
    Keywords: Clergy, Public Expectations, Q-Methodology, Religious Government
  • سعید شیری *

     رویکرد تفسیر اجتماعی رویکردی بود که در قرن 13 و 14 توسط اندیشمندان اسامی و در راس آنها سید جمال الدین اسدآبادی با شعار بازگشت به اسلام شکل گرفت تا جایی که این موضوع با تلاش شاگردان وی مانند: محمد عبده تبدیل به یک الگوواره ی غالب در آن قرون شد. به تبع رویکرد اجتماعی رویکردهای دیگری مانند رویکردهای علمی و عقل گرایانه به وجود آمد و تا اعصار بعد و نیز عصر فعلی ادامه یافت. کتاب «پرتوی از قرآن » اثر محمود طالقانی از جمل هی این تفاسیر است که با دو رویکرد اجتماعی و علمی نگاشته شد. در این مقاله ضمن بررسی مصداقی رویکردها و روش های تفسیری «پرتوی از قرآن » به نقد مصداقی برخی تفاسیر ارائ هشده از نویسنده با روش «توصیفی تحلیلی » می پردازیم. نگارنده بر این باور است بخشی از تفسیر علمی کتاب «پرتوی از قرآن » با ادله ی عقلی و روایی سازگار نیست و این خطاها می تواند مبنای اعوجاج فکری درباره ی انبیاء و نظام مندی خلقت شود.

    کلید واژگان: روش تفسیری, رویکرد, نگرش, نقد, قرآن, طالقانی, پرتوی از قرآن
    Saeed Shiri *

    abstract: The social interpretation approach is a method that was developed in the 13th and 14th centuries by Islamic scholars, particularly led by Seyyed Jamaluddin Asadabadi, with the slogan of returning to Islam. This approach became dominant during those periods through the efforts of his disciples, such as Mohammad Abdouh. Other approaches, such as scientific and rational approaches, emerged alongside the social approach and continued through subsequent ages, including the present era. “A Ray from the Quran” by Ayatollah Mahmoud Taleghani is one of the interpretations that represents both social and scientific approaches. In this article, while examining examples of the approaches and interpretation methods in “A Ray from the Quran,” we will critique some interpretations presented by the esteemed scholar using a descriptive-analytical method. The author believes that a portion of the scientific interpretation of “A Ray from the Quran” is not consistent with rational and narrative evidence, and these mistakes can lead to intellectual distortions regarding the prophets and the order of creation.

    Keywords: Interpretation Method, Approach, Perspective, Critique, Quran, Taleghani, A Ray From The Quran
  • رضا لک زایی*

     یکی از راه های پیشنهاد شده برای تولید علوم انسانی- اسلامی و بومی، مراجعه به قرآن کریم است؛ براین اساس مسئله مقاله حاضر، روش شناسی تولید علوم انسانی قرآن بنیان از منظر امام خمینی (ره)  و آیت الله خامنه ‏ای مدظله العالی است. براساس دیدگاه امام خمینی (ره)  و آیت الله خامنه‏ ای، دست کم سه روش برای تولید علوم انسانی قرآن بنیان قابل استنباط است؛ مبنای متدانی، مبنای متعارف و مبنای متعالی. این سه مبنا، تولید سه مدل علوم انسانی را در پی دارد که می‏توان آنها را علوم انسانی متدانی، علوم انسانی متعارف و علوم انسانی قرآن بنیان متعالی نامید. نقطه شروع علوم انسانی قرآن بنیان متعالی، پذیرش مرجعیت علمی قرآن و قیام علمی لله و در ادامه به کاربستن «روش تطبیق» است. تطبیق به این معناست که براساس مقصد قرآن، وضعیت موجود انسان و جامعه را به قرآن عرضه کنیم و قوت ها و ضعف هایش را دریابیم و راه برون رفت و وضعیت مطلوب را نشان دهیم؛ از این راه است که قرآن به علوم انسانی راه می‏یابد. این روش، با همین نام توسط امام خمینی (ره)  و آیت الله خامنه ‏ای، عرضه تبیین و به کار گرفته شده است. این مقاله با استفاده از روش دلالت، که در دانش منطق تبیین شده است، دیدگاه امامین انقلاب را در تولید علوم انسانی قرآن بنیان عرضه می‏نماید.

    کلید واژگان: قرآن کریم, علوم انسانی متعالی, امام خمینی (ره), آیت الله خامنه‏ای, روش تطبیق
    Reza Lakzaei *

     One of the proposed approaches for developing Islamic and indigenous humanities (human sciences) is by referring to the Holy Quran. This article explores the methodology of producing Quran-based humanities from the perspectives of Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei. According to their views, at least three approaches can be inferred for the production of Quran-based humanities: the conventional basis, the comparative basis, and the transcendental basis. These approaches result in the creation of three corresponding models of humanities, which can be categorized as conventional humanities, comparative humanities, and transcendental Quran-based humanities. The starting point of transcendental Quran-based humanities is the acknowledgment of the Quran’s scientific authority and the pursuit of knowledge for the sake of God. This process is followed by applying the method of comparison, which involves assessing the current state of human beings and society through the lens of the Quran. By identifying strengths, weaknesses, and solutions according to the Quranic perspective, this method shows the path to achieving the desired state. It is through this process that the Quran integrates into the humanities. Both Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei have introduced and applied this method in their works and speeches. This article uses the method of implication, as outlined in the science of logic, to present the views of the two imams (the two leaders of Islamic Revolution of Iran) on the development of Quran-based humanities.

    Keywords: The Holy Quran, Transcendental Humanities, Imam Khomeini, Ayatollah Khamenei, Method Of Comparison
  • مرتضی عباسی

    پژوهش حاضر به بررسی روش های پاسخگویی به شبهات از دیدگاه آیت الله خامنه ای می پردازد. شبهات، در دنیای امروز، به عنوان جایگزینی جدی برای جنگ نظامی مطرح هستند و همچون تیرهای زهرآگین بر پیکره عقاید مومنان فرود می آیند و رفته رفته به کاهش اثرگذاری آن ملت الهی منجر می شوند. این مقاله به تحلیل روش های پاسخگویی عالمی می پردازد که به دلیل نوع مسئولیت هایش همواره در خط مقدم پاسخگویی به شبهه افکنان قرار دارد و توانمندی های او بر کسی پوشیده نیست. نگارنده به بیان روش های ترکیبی پاسخگویی ایشان که شامل پاسخ به اصل شبهه با مخاطب شناسی دقیق، ملاحظه زمان و مکان و همچنین پیشگیری و پیش بینی هوشمندانه، می پردازد. همچنین، استفاده از رسانه های نوظهور و هنرهای جذاب متناسب با ذائقه مخاطب در انتقال مطالب و پاسخگویی به شبهات از دیگر مواردی است که ایشان بر آن تاکید دارند. برنامه ریزی دقیق و به‎کارگیری تمامی ظرفیت های سازمانی و غیرسازمانی را در رفع شبهات لازم می داند. این تحقیق برای تلاشگران حوزه پاسخگویی به شبهات، دریچه ای جدید ایجاد کرده و مطالبی را در اختیارشان قرار می دهد تا با استفاده از این روش ها، صرفا به پاسخگویی اکتفا نکرده و از عوامل مفید دیگر غفلت نکنند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، برگرفته از بیانات و کتب مرتبط با سخنان ایشان است.

    کلید واژگان: روش شناسی, روش پاسخگویی, شبهات, آیت الله خامنه ای
  • عبدالرحیم سلیمانی بهبهانی *

    آیت الله سید علی بهبهانی (1303- 1395ق)، عالمی برجسته در عرصه علوم عقلی و نقلی است که از این دانش‎ها، در علم کلام استفاده کرده است. روش وی در مسایلی که اثبات نقل وحیانی مبتنی بر آنهاست عقلی، و در مسایلی که عقل توانایی درک آنها را ندارد، نقلی، و در دیگر مسایل، روش او عقلی - نقلی و با اولویت ذکر دلایل عقلی است. ایشان برای استنباط و استکشاف قول حق از منابع نقلی، بر دلالت های مختلف اقوال و افعال، به ویژه دلالت التزامی تمرکز و تاکید، و تلاشی تحسین آمیز داشته است؛ چنان که در مسائل اعتقادی پیشاوحیانی از عقل استقلالی به خوبی بهره برده است. توجه وی به آراء فلاسفه و متکلمان اسلامی، موجب مخدوش شدن استقلال رای و نگاه انتقادی او نشده، و در عین حال از رعایت ادب و انصاف در مقام نقد نیز عدول نکرده است.

    کلید واژگان: سید علی بهبهانی, روش شناسی کلامی, روش عقلی, روش نقلی, روش عقلی - نقلی
    Abdorrahim Soleimani Behbahani *

    Ayatollah Seyyed Ali Behbahani (1303-1395 A.H.) is a prominent scholar in the field of intellectual and narrative sciences who has used these knowledges in theology. His method is the rational method in the issues on which the authenticity and authenticity of the revelations are based, and in the issues that the intellect does not have the ability to understand, his method is the narration, and in other issues, his method is the rational and the narration, with the priority of citing rational evidence. In order to infer and explore the word of truth from quoted sources, he has focused and emphasized on various meanings of reported verbs and statements, especially their binding meanings, and has made an admirable effort; As in those faith issues on which the proof of revelation is based, he has used the independent intellect well. His attention to the opinions of Islamic philosophers and theologians has not affected his independence of opinion and critical view, and at the same time, he has not deviated from observing ethics and fairness in the position of criticism.

    Keywords: Seyyed Ali Behbahani, Verbal Methodology, Rational Method, Narrative Method, Rational-Narrative Method
  • مسلم چتری*
    مسئله مقاله حاضر که در علم اصول، کامل و مستقل به آن پرداخته نشده است، بررسی جایگاه گزاره های ارشادی در استنباط احکام شرعی در فقه تربیت است.مراد از گزاره های ارشادی آموزه هایی است که از جایگاه نصح مولی به جهت مصالح افراد صادر شده اند که در نگاهی همراه با بعث نبوده و ثواب و عقاب ندارد و از این رو در نگاه مشهور دلیل برای استنباط حکم شرعی قرار نمی گیرد. از طرفی دیگر بسیاری از گزارهای تربیتی دین دارای معیارهای مذکور بوده که باید از دایره استنباط نظر شرعی دین خارج شده و در اثر آن استنباط فقه تربیتی اسلام با مشکل بزرگی مواجه می گردد.نوشته حاضر علاوه بر معرفی اندیشمندان مخالف با نظر مشهور، به نقد ادله عقلی آن نظر مشهور پرداخته است.استحاله ذاتی وجود حکم شرعی در خطاب ارشادی، محذوریت های عقلی مانند لغویت و تسلسل، خارج بودن مباحث دنیوی و منطقه الفراغ از قلمرو دین و تناسب نداشتن حکم شرعی با جایگاه نصیحت و ارشاد ادله ای است که نقد شده است.در نتیجه، به طور اصل اولیه ، شان ارشادی مولی با شان تشریع او قابل جمع بوده و گزاره ارشادی علاوه بر ارشاد،کاشف از حکم شرعی است ومی تواند در فقه تربیت منبع استنباط حکم شرعی قرار گیرد.
    کلید واژگان: اوامر ارشادی, فقه تربیت, روش استنباط, شوون شارع, قلمرو دین
  • سید حسن موسوی اصل*، محمدحسین نصیری

    پژوهشگران پس از اطلاع از منابع معرفتی دانشی که مطالعه می نماید، برای سامان دهی به ساختار علمی ذهن خود یا مواجهه با نظریات و دیدگاه های مخالف، نیاز به روشی مطلوب دارد. علم روش شناسی می تواند دیدگاه روشنی از معیارها و موازین هر علم را برای مخاطبان روشن سازد. برای انتخاب روشی صحیح و ثمربخش، ابتدا باید تا حدودی روش های گوناگون را بررسی کرد تا به انواع آن احاطه پیدا کرد.این نوشتار با روش تحلیلی-نظری به روش شناسی علمای امامیه در اعتبارسنجی احادیث و نقد و اثبات شان نزول آیه ولایت می پردازد. علمای امامیه در این مسیر علاوه بر اثبات صدور روایت، از روش های جدلی مانند تواترسازی بر مبنای دیدگاه های برخی از علمای بزرگ اهل سنت، برای اتمام حجت بر مخالفین استفاده نموده اند. نتیجه این بررسی ها نشان می دهد که علمای امامیه به طور حداکثری از ابزار حدیثی و علمی برای اثبات صدور روایت و نقد روایات معارض بهره برده اند.

    کلید واژگان: روش شناسی, نقد سند, تواترسازی, تعارض روایات, نقد متن محور
    Seyyed Hasan Mousavi Asl *, Mohammadhosein Nasiri

    After researchers are informed about the epistemological sources of the subject they are studying, they require an appropriate methodology to organize their intellectual structure or to engage with opposing viewpoints. The science of methodology can provide clarity on the criteria and standards of any field for its audience. To choose the correct and effective method, it is necessary to first examine various methodologies to gain a comprehensive understanding of them. This paper, using an analytical-theoretical approach, examines the methodology employed by Imami scholars in validating narrations and the critical analysis of the occasion of revelation (Shan-e-Nuzul) of the Verse of Wilayah. In this process, Imami scholars, in addition to proving the authenticity of the narrations, have utilized dialectical methods, such as making the narrations “mutawatir” (widely transmitted) based on the views of some prominent Sunni scholars, to refute opponents. The results of this analysis show that Imami scholars have extensively used both textual and scholarly tools to prove the authenticity of the narrations and critique opposing narrations.

    Keywords: Methodology, Narration Criticism, Mutawatir (Widely Transmitted Narration), Conflict Of Narrations, Text-Centered Criticism
  • محمد سبحانی نیا *، سیده معصومه موسوی

    یکی از ابعاد تربیت، تربیت اخلاقی است که مربی برای اصلاح و تغییر در صفات و رفتار ناپسند متربی فعالیت هایی را انجام می دهد. اما این تلاش های تربیتی روش های مربوط به خود را می طلبد. روش های تربیتی مکاتب بشری به دلیل عدم شناخت کامل از تمام ساحت های وجودی انسان، همواره در حال تغییر و تحول بوده است. اختلاف در این روش ها ما را به بررسی روش های مطمئن تری فرا می خواند که خاستگاهش وحی الهی و کلام پرورش یافتگان مکتب وحیانی باشد. بی تردید نهج البلاغه پس از قرآن مجید یکی از بهترین مجموعه های حدیثی است که در تربیت اخلاقی انسان ها روش هایی را به بشریت عرضه کرده است. در میان سخنان حضرت علی (ع)، نامه 31 به عنوان منشور تربیتی، از جایگاه خاصی برخوردار است. حضرت در این نامه به روش های مختلف شناختی و عاطفی و رفتاری تربیت اخلاقی می پردازد. این مقاله فقط ناظر به بعد گرایشی یا عاطفی است و با تکیه بر شیوه توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، روش های عاطفی تربیت اخلاقی در نامه 31 نهج البلاغه را شناسایی کرده و توانسته است روش های مختلف کاربردی را به دست دهد.

    کلید واژگان: تربیت, اخلاق, روش عاطفی, نهج البلاغه, نامه 31 نهج البلاغه
    Mohammad Sobhani-Nia *, Seyedeh Masoumeh Mousavi

    Moral education constitutes one dimension of education, wherein the educator actively seeks to modify and rectify the learner's undesirable characteristics and conduct. Nevertheless, these pedagogical endeavours necessitate distinct methodologies. The pedagogical approaches prevalent within secular educational frameworks have undergone continuous transformation and development owing to an incomplete comprehension of the multifaceted nature of human beings. The disparities among these methodologies compel us to scrutinize more dependable approaches grounded in divine revelation and the teachings of those who have been nurtured within the school of revelation. Indisputably, the Nahj al-Balāghah, following the Holy Qur'an, stands as one of the preeminent compilations of Hadith, offering invaluable guidance for the moral education of humanity. Within the corpus of Imam ‘Alī's (p.b.u.h) teachings, Letter 31 occupies a unique position as a pedagogical charter. In this epistle, he comprehensively addresses diverse cognitive, affective, and behavioural strategies for moral education. This l inquiry, employing a descriptive-analytical methodology and relying on library-based research, concentrates exclusively on the affective dimension of moral education as delineated in Imam ‘Alī's Thirty-First Letter, endeavouring to introduce a variety of practical strategies within this domain.

    Keywords: Education, Ethics, Emotional Method, Nahj Al-Balāghah, Epistle 31 Of Nahj Al-Balāghah
  • علیرضا شیرزاد*، محمدعلی مجد فقیهی، هادی بهرامی احسان

    این پژوهش با هدف تبیین انواع روش های فهم مفردات در آیات روانشناختی قرآن و با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که به منظور شناخت معنا و فهم کلیدواژگان روانشناختی آیات جمع آوری شده، می توان با سه روش اقدام نمود. روش اول، «مفهوم شناسی» یا کشف مولفه های لفظ روانشناختی است که با تقسیم بندی ابعاد مختلف آن انجام می شود، روش دوم، شناخت «وجوه معنایی» لفظ روانشناختی است که «تفاوت معنایی»، «خروج معنایی» و «ورود معنایی» سه کارکرد آن محسوب می شود. همچنین روش سوم بررسی «مترادفات» لفظ روانشناختی است که مرحله اول آن، کشف الفاظ مترادف و سپس در مرحله دوم کشف ویژگی های لفظ مترادف است که از طریق استفاده از کتب لغت، سیاق و آیات دیگر انجام می شود. در نتیجه به منظور فهم مفردات روانشناختی ابتدا به کشف مولفه های لفظ همچون ریشه، اقسام و آثار پرداخته و سپس وجوه معنایی حقیقی، مجازی یا کنایی آن لفظ بررسی شده و در نهایت با کشف واژگان مترادف آن و نیز بررسی ویژگی های متمایز کننده واژه منتخب، بتوان برداشت های روانشناختی جدیدی از آیه ارائه نمود.

    کلید واژگان: تفسیر روانشناختی, روش فهم, مفهوم شناسی, وجوه و نظائر, الفاظ مترادف
    Alireza Shirzad*, Mohammadali Majd, Hadi Bahrami Ehsan

    This research has been done with the purpose of explaining the types of methods of understanding adjectives in the psychological verses of the Qur'an and with a descriptive-analytical method. The research findings show that in order to know the meaning and understand the psychological keywords of the collected verses, three methods can be used. The first method is "conceptology" or the discovery of the components of the psychological word, which is done by dividing its different dimensions. It has three functions. Also, the third method is to examine the "synonyms" of psychological words, the first step of which is to discover synonyms, and then, in the second step, to discover the characteristics of synonyms, which is done through the use of dictionaries, contexts, and other verses. As a result, in order to understand psychological terms, firstly, the components of the word such as roots, types, and works are discovered, and then the real, figurative, or ironic aspects of that word are examined, and finally, by discovering its synonyms and also examining the distinguishing features of the selected word. It is possible to provide new psychological understandings of the verse.

    Keywords: Psychological Interpretation, Method Of Understanding, Conceptualization, Aspects, Analogies, Synonyms
  • زهره اخوان مقدم*

    در جهانی بودن و جاودانگی قرآن کریم بین دانشوران اسلامی شکی نیست. در اصل جامعیت قرآن هم شکی نیست اگر چه در نوع و قلمرو آن، عالمان هم داستان نیستند. آنچه می تواند حضور این متن مقدس را در همه زمان ها و جوامع و جوانب تضمین نماید، پاسخگو بودن قرآن و امکان حل مشکلات و دغدغه های بشر است؛ زیرا هر آنچه که سودی برای بشر نداشته باشد، بی تردید حذف خواهدشد. با توجه به این اهمیت، اهمیت «استنطاق» روشن می شود؛ زیرا تنها راه پاسخ گویی به سوال های بشر و دغدغه های تازه انسان به شمار می آید. از همین رو است که معصومان (ع) جای جای از استنطاق سخن گفته اند. طبق دیدگاه شهیدصدر که با روایات هم خوانی دارد، استنطاق شامل سه مرحله است: 1-برداشت دغدغه و سوال از متن جامعه - که وی چنین سوالی را «موضوع» می نامد-، 2- عرضه سوال و دغدغه به قرآن، 3- استخراج و برکشیدن پاسخ آن از قرآن. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی بر آن است که این قلمرو و روش را بر اساس روایات اهل بیت (ع) شرح داده و اختلاف این روش مهم را با دیگر روش ها مانند روش تفسیر قرآن به قرآن و روش تفسیر موضوعی تبیین نماید. نیز تفاوت جدی روش استنطاق را با «تفسیر به رای» که برخی گمان کرده اند، نشان داده و شبهه «انحصار استنطاق به معصومان» را پاسخ دهد. به نظر می رسد ظرفیت پایان ناپذیر قرآن، مهمترین وجه اعجاز آن باشد زیرا کتاب تشریع است و همانند کتاب تکوین، رازهای آن تمام شدنی نیست.

    کلید واژگان: روایات استنطاق, جامعیت, فهم قرآن, اعجاز قرآن, روش تفسیر, شهیدصدر
    Zohre Akhavan Moqaddam *

    There is no doubt among Islamic scholars about the universality and eternity of the Holy Quran. There is also no doubt about the comprehensiveness of the Quran, although scholars do not universally agree on its types and scope. What can guarantee the presence of this sacred text across all times, societies, and aspects is the Quran's responsiveness and its ability to solve human problems and concerns, since anything that does not benefit humanity will undoubtedly be discarded. Given this importance, the significance of "Interrogation" becomes clear, as it is considered the only way to answer human questions and address contemporary concerns. So, the Impeccable Imams (AS) frequently spoke about interrogation. According to the view of Martyr Ṣadr, which aligns with the narrations, interrogation has three stages: 1) Understanding the societal concern and question, which he refers to as the "Subject," 2) Presenting the question and concern to the Quran, 3) Extracting and elevating the response from the Quran. The present study aims to explain this scope and method based on the narrations of the Ahl al-Bayt (AS) through an analytical-descriptive approach and to clarify the differences between this important method and others, such as the method of interpreting the Quran with the Quran and thematic interpretation methods. It will also demonstrate the significant difference between the method of interrogation and "Interpretation by opinion," which some have mistakenly believed to be the same, and address the doubt of "Limiting interrogation to the Impeccable Imams". It seems that the endless capacity of the Quran is its most significant miraculous aspect because it is a legislative book, and like the book of creation, its secrets are inexhaustible.

    Keywords: Interrogation Narrations, Comprehensiveness, Understanding The Quran, Iʻjāz Of The Quran, Exegesis Methods, Martyr Ṣadr
  • محسن عامری خیرآبادی*، مهدی عبادی

    بررسی های روش شناسی تفاسیر قرآن از ضرورت های تحقیق در عرصه قرآن پژوهی است که علاوه بر کمک به شناخت بهتر و بهره گیری بیشتر از این تفاسیر، زمینه آسیب شناسی دقیق تر این آثار را نیز فراهم می کند. این نوشتار با گردآوری منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، میان دو تفسیر الدر المنثور فی التفسیر بالماثور و جامع البیان عن تاویل آی القرآن مقایسه کرده و سعی در بازشناسی دقیق تر روش ایشان داشته است؛ این دو مفسر در پایبندی به روش تفسیری روایی اشتراک نظر دارند؛ اما روش تفسیری در المنثور روایی محض و جامع البیان روایی اجتهادی است. علاوه بر آن، تفاوت هایی در استفاده از روش تفسیری، روایات، روا بودن اجتهاد در تفسیر قرآن و... در کتاب های تفسیری این دو مفسر مشاهده می شود. این نوشتار بعد از مفهوم شناسی و بیان پیشینه تحقیق به معرفی دو تفسیر، بیان روش تفسیری دو مفسر، امتیازات و کاستی های دو تفسیر و در پایان افتراقات و اشتراکات روشی و مبنایی دو تفسیر پرداخته است.

    کلید واژگان: تفسیر در المنثور, تفسیر جامع البیان, روش تفسیری, تطبیق
    Muhsen Ameri Khairabadi *, Mahdi Ebadi

    Methodological studies of Qurʾānic exegesis (Arabic: تفاسیر, tafāsīr is the plural form for tafsīr) are one of the necessities of research in the field of Qurʾānic studies, which in addition to helping to better understand and make more use of these tafāsīr, also provide the ground for a more accurate pathology of these works. This article, by collecting library resources and a descriptive-analytical method, compares the two tafsīrs of al-Durr al-Manthūr Fi Tafsīr Bil-Maʾthūr (Arabic: الدر المنثور فی التفسیر بالماثور, lit. is the scattered pearls: intertextual exegesis) and Jāmiʿ al-Bayān ʿan Taʾwīl āy al-Qurʾān (Arabic: جامع البیان عن تاویل آی القرآن, lit.  is the collection of statements on the interpretation of the verses of the Qurʾān) and tries to more accurately identify their method. These two mufassirs (Arabic: مفسر; plural: Arabic: مفسرون, romanized: mufassirūn, commentators) have a common opinion in adhering to the narrative exegetical method, but the exegetical method in al-Durr al-Manthūr is pure narrative and Jāmiʿ al-Bayān is religious circumstantial narrative (exercise of opinion). In addition, there are differences that can be seen in the exegetical books of these two commentators for the use of the tafsīr method, aḥādīth (Arabic: احادیث, singular: ḥadīth, traditions and narrations), the permissibility of ijtihād (Arabic: إجتهاد) in the tafsīr of the Noble Qurʾān, et cetera. This article after semantics and the literature review of the research introduces two tafāsīrs, expresses the interpretive method of the two mufassirs, the advantages and shortcomings of the two tafāsīrs, and finally, methodological and fundamental differences and commonalities between the two tafāsīrs.

    Keywords: Tafsīr Al-Durr Al-Manthūr, Tafsīr Jāmiʿ Al-Bayān, Exegetical Method, Comparison
  • علی ربانی گلپایگانی، سید محمد فقیه *

    محمد باقر حسینی استر آبادی معروف به میرداماد، از بزرگان علمای امامیه در قرن یازدهم هجری و جامع علوم عقلی و نقلی، دارای تالیفات فراوانی در این دو شاخه معرفتی است و از این دانش‎ها، در علم کلام فراوان استفاده کرده است. صبغه غالب روش کلامی وی عقل گرایی فلسفی است، یعنی به نقش عقل در مباحث اعتقادی با رویکرد فلسفی اهتمام ویژه ای دارد. استدلال‎های کلامی وی شامل عقلی محض، نقلی محض و تلفیقی است؛ لکن سهم براهین عقلی بیشتر است. با این حال، در مسائل کلامی- به ویژه مسائلی که صبغه نقلی آن‎ها غالب است- از ادله نقلی نیز بهره برده است.

    کلید واژگان: میرداماد, روش شناسی کلامی, روش عقلی, روش عقلی فلسفی, روش نقلی
    Ali Rabbani Golpaygani, Seyde Mohammad Faghih *

    Muhammad Baqer Hosseini of Ester Abadi, known as Mirdamad, is one of the great scholars of Imamiya in the 11th century of Hijri and a master of intellectual and narrative sciences. The dominant aspect of his verbal method is philosophical rationalism, that is, he pays special attention to the role of reason in religious issues with a philosophical approach. His verbal arguments include pure reasoning, pure narration, and synthesis; But the share of rational arguments is more. However, in theological issues - especially those that are dominated by narrative - he has also used narrative evidence.

    Keywords: Mir Damad, Philosophical Rational Method, Rational Sciences, Transferable Sciences
  • محمدشریف طاهرپور*، مهدی رمضانی، هدایت الله اعتمادی زاده

     تربیت جنسی از دیدگاه اسلام، ناظر بر آموزش معیارهای اخلاقی، دینی و عبادی درارتباط با بعد جنسی انسان است. دراین رابطه، به طور کلی سه رویکرد وجود دارد که عبارتند از رویکرد رهباینت که مبتنی بر مبارزه با نیاز جنسی و به تبع آن تحریم آگاهی های جنسی و تربیت جنسی؛ رویکرد نوگرایان جنسی جنسی که مبتنی بر رهایی از اخلاق جنسی سنتی، آزادی جنسی و به رسمیت شناختن انواع گرایشات جنسی؛ و رویکرد اعتدالی که مبتنی بر آموزه های دین اسلام درارتباط با نیاز جنسی و تربیت جنسی است. بر این اساس، هدف از این پژوهش، تبیین مبانی هستی شناسی، اصول و روش های تربیت جنسی از دیدگاه اسلام است که با روش توصیفی- تحلیلی و استنتاجی انجام شده. نتایج این پژوهش در بعد مبانی هستی شناسی تربیت جنسی عبارتند از: خدا محوری، هستی تجلی نظام احسن، زوجیت، هستی هدفمند و هستی اعم از دنیا و آخرت؛ اصول تربیت جنسی عبارتند از: موازین الهی معیار تربیت جنسی؛ تقوای جنسی، هدف و آرمان واقع نشدن شان جنسی، پرورش استعدادهای عالی انسان، ازدواج، تبادل نظر در امر ازدواج، معیارهای الهی ازدواج، هدفمندی معقول تربیت جنسی و رهایی از اسارت نفس. روش های تربیت جنسی عبارتند از: ارتقاء تمایلات جنسی به سطح الهی، مراقبت مستمر؛ توجه به نیاز جنسی در حد طبیعی، والایش؛ محترم شمردن ازدواج به عنوان حکمی فطری، استفاده از نظر دیگران در امر ازدواج، به کار بردن معیارهای الهی، تربیت جنسی مبتنی بر مراحل رشد، خویشتنداری در برابر تمایلات جنسی و یاد خدا در هنگام وسوسه های نفسانی.

    کلید واژگان: تربیت جنسی, مبانی هستی شناسی, اصول, روش ها, اسلام
    Mohammadsharif Taherpour *, Mehdi Ramazani, Hedayatollah Etemadizade

    Explaining Ontological Foundations, Principles, and Methods of Sexual Education from the Islamic Perspective AbstractFrom the Islamic standpoint, sexual education refers to teaching ethical and religious criteria in relation to the sexual dimension of the human being. In this sense, there are generally three approaches, including (1) the monasticism approach, based on resisting sexual urges and prohibiting sexual awareness and education; (2) the reformist approach, founded on liberation from traditional sexual ethics, sexual freedom, as well as recognition of various sexual orientations; and (3) the moderate approach, derived from the main teachings of Islam regarding sexual needs and sexual education. Against this background, the present study was to explain the ontological foundations, principles, and methods of sexual education from the Islamic perspective, through a descriptive-analytical inductive method. The study results for the ontological foundations of sexual education were associated with God-centeredness, existence as the manifestation of the best system, coupled relationships, purposeful existence, and existence in the world and the hereafter. The sexual education principles also consisted of divine commands as sexual education criteria, sexual piety, sexual dignity not as the ideal goal, development of great human talents, marriage, conferring views on marriage, divine standards for marriage, reasonable purposefulness of sexual education, and freedom from self bondage. Besides, the sexual education methods comprised of sexual desire elevation to divine levels, continuous care, attention to normal sexual needs, sublimation, respect for marriage as the natural law, reference to others’ opinions on marriage, application of divine standards, sexual education based on stages of development, sexual abstinence, and remembering God in soul temptations.

    Keywords: Sexual Education, Ontological Foundations, Principles, Methods, Islam
  • مهسا علی داد ابهری*، علیرضا فخاری

    قصه آدم از جهات گوناگون، محل تضارب آرای دین پژوهان بوده و هست. در این میان، بررسی نحوه مواجهه مفسران با متن و تبیین منطق فهم آنها، جایگاه مهمی در شناخت چگونگی سیر تفکر در مسیر تفسیر دارد. مطالعه سه گانه شناختی آیت الله جوادی آملی در تناظر بر شناخت«جهان، انسان و معرفت» ذیل آیات 34-30 می تواند ما را به این مهم سوق دهد. تمرکز سه گانه منطق فهم در این داستان، بر انسان شناسی و تعیین مختصات انسان کامل در ارتباطات وی با خدا به عنوان جاعل خلیفه و با فرشتگان در مرتبه شاگردان خلیفه است. از این نظرگاه، قوه علم به اسماء که منشاء خلافت است در تمام انسان ها به ودیعت نهاده شده و اراده، عامل شکوفایی مراتب انسانی در کرامت یا پنهان سازی آن و سقوط به حیوانیت و شیطنت است. این صحنه در دیدگاه جهان شناسی، فرازمانی و فارغ از امکان خطاست و نقطه مقابل آن، عالم ماده به مثابه جایگاه بدن عنصری انسان و مبداء حرکت تکاملی اوست. در بعد معرفت شناسی، مفسر قائل به وجود مراتب شناخت برمبنای جنس متعلق معرفت در عوالم طولی ست که بنا به این بیان، عالم اعلام در عوالم عقلی و وجود حقوقی انسان در مرتبه موجود مستکفی و عالم نفس قرار می گیرد. در نگاه ایشان داستان آدم، قضیه شخصی خارجی ست و از سنت مستمر الهی در جعل خلیفه بر ارض خبر می دهد. عبور ایشان از نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء در تشریح عوالم نفس نیز در این داستان قابل توجه است. در اظهارات مفسر، اثرپذیری از فحوای روایات شیعی و کاربست آموزه ها و پیش فرض های عرفانی و فلسفی بارز است.

    کلید واژگان: جوادی آملی, منطق فهم, تفسیر تسنیم, روش شناسی, داستان آدم
    Mahsa Alidad Abhari *, Alireza Fakhari

    The story of Adam has been and is the place of the contradiction of the religion. In the meantime, examining how the commentators are exposed to the text and explaining the logic of their understanding is an important place in understanding how to think in the course of interpretation. Ayatollah Javadi Amoli's trilogy study of the knowledge of "world, human and knowledge" under the verses of 34-34 can lead us to this important. The triple concentration of the logic of understanding in this story is on anthropology and the determination of the coordinates of the perfect human being in his relationship with God as the caliph and with the angels in the rank of the disciples of the caliph. From this point of view, the name of science, which is the source of the caliphate, has been inflated in all human beings, and the will is the cause of human flourishing in its dignity or hidden and the fall of animal and evil. This scene, in the viewpoint of cosmology, is transcendent and apart from the possibility of error, and the opposite is the material world as the position of the elemental body of man and the origin of his evolutionary movement. In the epistemological dimension, the interpreter believes in the knowledge of the basis of the gender of knowledge in the longitudinal worlds, in which the world of declarations in the intellect and the legal existence of human beings fall into the existence of the existence of self -sufficiency.

    Keywords: Javadi Amali, Logic Of Understanding, Tasnim Interpretation, Methodology, Adam's Story
  • محمدعلی رضایی اصفهانی، عباس علی واشیان، اصغر کوراوند*
    موقعیت جدید اسلام در عصر حاضر و ضرورت نقش آفرینی آن به عنوان منبعی غنی در سامان هویتی و تمدن جهانی، در پرتو علوم مبتنی بر معرفت دینی و قرآنی از سویی و بازتولید متونی با جهت گیری های غیردینی و گاه متعارض با دین و اندیشه توحیدی در حوزه علوم انسانی، در کشورهای اسلامی از سوی دیگر، به مسئله «روش و روش شناسی» به واسطه نقش درخور توجهی که در تولید علوم و معارف انسانی ایفا می کند، جایگاه ویژه ای بخشیده است. با وجود زحمات فراوانی که در حوزه مطالعات روان شناختی از حیث روشی انجام شده است؛ اما همچنان چالش های روشی در چنین مطالعاتی مطرح است. این تحقیق با رویکرد مطالعات میان رشته ای قرآن بنیان درصدد است تا با روش فراترکیب ضمن بررسی روش های رایج، طرحی نو دراندازد. بدین منظور در این پژوهش با بهره گیری از روش فراترکیب (مرور نظام مند کیفی) به تحلیل نتایج و یافته های پژوهشگران قبلی پرداخته شده است. در این راستا ابتدا اطلاعات روش شناختی استخراج شده از مطالعات روان شناختی قرآن بنیان، در قالب ساختاری که شباهت ها و تفاوت ها را پررنگ می کند نمایش داده شد و به بازخوانی آثار موجود در این عرصه همت گمارده و در ادامه باتوجه به نقاط قوت و ضعف روش های موجود، روش مطلوب ارائه شده است. یافته های تحقیق بیانگر وجود روشی بنیادین در تحلیل محتوای آیات روان شناختی است که ضمن فهم و کشف معانی، با تدبر، معانی روان شناختی آیات قرآن کریم را زمینه ساز تحول در دانش روان شناسی کند. درنتیجه نگاه جامع به متون وحیانی، با راهبردی همه زمانی، همه مکانی و همه افرادی گزاره های روان شناختی قرآن را استخراج کرده و با نگاه کاربردی مهارتی، در جهت معرفت افزایی و دانش افزایی، با رویکرد میان رشته ای، قرآن و علوم روان شناختی را از حیث روشی معرفی کند.
    کلید واژگان: روش, روش شناسی, روان شناسی, مطالعات میان رشته ای
    Mohammadali Rezaeeesfahani, Abbas Ali Vashian, Asghar Korawand *
    The current relevance of Islam as a vital resource for identity development and global civilization is highlighted by the interplay of religious and Quranic knowledge on one side, and the reproduction of texts with secular perspectives—often conflicting with religious and monotheistic principles—in the humanities within Islamic nations on the other. This dynamic has elevated the importance of "method and methodology," particularly in the context of producing knowledge in the humanities. Despite significant efforts in the methodological aspects of psychological research, challenges remain. This study employs an interdisciplinary approach grounded in the Quran, aiming to innovate through a meta-synthesis method while critically assessing existing methodologies. The research utilizes meta-synthesis (systematic qualitative review) to evaluate the outcomes and insights of prior studies. Initially, it presents methodological insights derived from Quran-based psychological research within a framework that delineates both similarities and differences. Existing literature in this area is revisited, leading to the proposal of an improved method that leverages the strengths and addresses the weaknesses of current practices. The findings reveal a foundational methodology for analyzing psychological verses, which, through deep contemplation and meaning exploration, can enhance psychological knowledge. Ultimately, a holistic view of revealed texts—employing a timeless, universal, and inclusive approach—can extract psychological insights from the Quran while methodologically integrating Quranic wisdom with psychological sciences, focusing on applied skills to foster knowledge and understanding through an interdisciplinary lens.
    Keywords: Method, Methodology, Psychology, Interdisciplinary Studies
  • مجید گل پرور*، فرامرز نوید تبریزی
    پژوهش حاضر در راستای دستیابی به الگویی متناسب با نیازهای سیاسی حال و آینده جمهوری اسلامی ایران کوششی برای پاسخ دادن به این پرسش است که: الگوی تربیت سیاسی متناسب با تجریه تاریخی و نیازهای حال و آینده جمهوری اسلامی ایران که منتج به تربیت کنشگران سیاسی آگاه و فعال گردد، دارای چه مولفه ها و ویژگی هایی است؟ در این پژوهش از روش پدیدارشناسی تفسیری که تفسیر از پدیده ها را تصریح می کند، آنگونه که در چشم اندازهای مختلف از سوی افراد درک می شوند؛ و نیز به کارگیری چارچوب نظری انتگرال عدم طرد، پذیرش تکثرگرایی، ایجاد فضای بین الاذهانی و به رسمیت شناختن دیگری استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد، الگوی تربیت سیاسی حاصل از پژوهش حاضر با داشتن ویژگی های منحصربه فرد می تواند به طور همزمان با نگاه از چهار منظر عینی، ذهنی، بیناعینی، بیناذهنی به کنشگر آگاه سیاسی فعال دست یابد. اما به نظر می رسد به دلایلی چون نگاه به الگوی غربی، شرقی یا اسلامی و سایر الگوها، و ناکارآمدی هر یک از الگوها، تربیت سیاسی منجربه کنشگری آگاهانه و فعالانه سیاسی نشده است. لذا، مهم ترین سازوکار و بایسته های الگوی تربیت سیاسی که می تواند منجربه کنشگری آگاهانه و فعالانه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران شود، مطابق رویکرد چارچوب نظری انتگرال است که به واسطه همزمان نگاه کردن از این چهار منظر حاصل می شود.
    کلید واژگان: تربیت سیاسی رسمی, کنشگران آگاه, کنشگران فعال سیاسی, روش انتگرال, جمهوری اسلامی ایران
    Majid Golparvar *, Faramarz Navidtabrizi
    The present study seeks to develop a model that meets the political needs of the present and future of the Islamic Republic of Iran, aiming to answer the question: "What components and characteristics should a political education model, suitable for the historical experience and current and future needs of the Islamic Republic of Iran, possess to train informed and active political actors?" This research employs the interpretive phenomenology method, which elucidates the interpretation of phenomena as understood from different perspectives by individuals, and the application of the integral theoretical framework that includes non-exclusion, acceptance of pluralism, creating intersubjective space, and recognition of the other. The research results showed that the political education model derived from this study, with its unique characteristics, can simultaneously achieve informed and active political actors from four perspectives: objective, subjective, intersubjective, and interobjective. However, it appears that due to reasons such as looking towards Western, Eastern, or Islamic models and the inefficacy of each, political education has not resulted in consciously and actively political actors. Therefore, the most important mechanisms and essentials of the political education model that can lead to conscious and active political actors in the Islamic Republic of Iran align with the integral theoretical framework, which is achieved through simultaneous consideration of these four perspectives.
    Keywords: Official Political Education, Informed Actors, Active Political Actors, Integral Method, Islamic Republic Of Iran
  • راهله امیری*، فتحیه فتاحی زاده، سید محمدهادی گرامی، احمد بستانی

    بیش از یک سده است که اندیشمندان مسلمان به ضرورت تفسیر دوباره متون اسلامی و بهره مندی از دست آوردهای آکادمیای علوم انسانی در فهم، تفسیر و تبیین متون اسلامی برای انسان معاصر پی برده اند. البته بهره مندی از روی کردهای مختلف هرمنوتیکی مخالفانی نیز در میان عالمان جهان اسلام داشته است. ازدیگرسو این اقتباس ها نیز معمولا از مبانی نظری مستدلی بهره مند نبوده اند. اسکینر، چهره شاخص مکتب کمبریج، روش جدیدی در تفسیر متون بازنموده که در محافل دانشگاهی مختلفی مورد توجه بسیار قرار گرفته است.  در این مطالعه به معرفی روی کرد اسکینر و مزیت کاربست آن در مطالعات اسلامی پرداخته می شود. برای این هدفی با روش تحلیلی مقایسه ای نظریات اسکینر در سطوح معرفت شناسی و روش شناسی طرح و بررسی، و زمینه تناسب آن برای کاربست در سنت اسلامی بازنموده خواهد شد. بنا ست نشان داده شود که اسکینر با پرهیز از نظریه پردازی در مباحث متافیزیکی و الهیاتی و به دلیل ویژگی های خاص در حوزه معرفت شناسی و روش شناسی مانند قصدگرایی و پرهیز از نسبی گرایی معرفتی، نه تنها تضاد قابل توجهی با میراث فکری فرهنگی و اسلامی ندارد، بل که نگاه وی برای کاربست در حوزه مطالعات اسلامی مناسب است و به علت توجه توام به متن و زمینه، افزوده های بسیاری به لحاظ تفسیری، استدلالی و شناخت شناسی می تواند به هم راه داشته باشد. فرضیه این مطالعه آن است که روش اسکینر علاوه بر کاربست برای مطالعه آثار اندیشمندان مسلمان، مشخصا در مطالعه متون مقدسی هم چون قرآن و حدیث نیز کاربرد دارد؛ زیرا به هرحال آن ها نیز در شرایط و زمینه ای خاص ارائه شده اند و مانند دیگر متون دارای رقبائی بوده اند و به تصرف در هنجارهای ایدئولوژیک دست زده اند.

    کلید واژگان: کوئنتین اسکینر, معرفت شناسی, روش شناسی, مطالعات اسلامی, تفسیر, هرمنوتیک
    Rahele Amiri *, Fathiye Fattahizade, Seyyed Mohammadhadi Gerami, Ahmad Bostani

    For over a century, Muslim scholars have recognized the necessity of reinterpreting Islamic texts and utilizing the achievements of the humanities to understand, interpret, and explain these texts for contemporary humans. However, the use of various hermeneutical approaches has faced opposition among Islamic scholars; on the other hand, these adaptations have often lacked well-founded theoretical bases. Quentin Skinner, a prominent figure of the Cambridge School, has proposed a new method of text interpretation that has garnered significant attention in academic circles. This research introduces Skinner's approach and demonstrates its advantages for application in Islamic studies. The article analytically and comparatively examines Skinner's theories at the levels of epistemology and methodology, showing their suitability for application in the Islamic tradition. Ultimately, it was found that Skinner, by avoiding theorizing in metaphysical and theological debates and due to specific features in the fields of epistemology and methodology, such as intentionalism and avoidance of epistemic relativism, not only does not significantly conflict with our intellectual and cultural Islamic heritage, but his perspective is also suitable for application in Islamic studies. Due to his simultaneous attention to text and context, it can bring many interpretive, argumentative, and epistemological additions. Skinner's method, in addition to being applicable to the works of Muslim thinkers, is specifically applicable to sacred texts such as the Quran and Hadith, as they were also presented in specific conditions and contexts and, like other texts, have engaged in ideological norm-setting.

    Keywords: Quentin Skinner, Epistemology, Methodology, Islamic Studies, Interpretation, Hermeneutics
  • طاهره محقق*، علی اله بداشتی

    اعتقاد به معاد و بازگشت به جهان دیگر از باورهای مسلم پیروان ادیان الهی است و در ادیان غیرالهی نیز نمونه هایی از باور به زندگی پس از مرگ مشاهده می شود. این پژوهش سیره و سخنان امام رضاg را با رویکردی نو یعنی توجه به باورهای پایه ای در حیطه معاد بررسی کرده است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا روش های امام رضاg در مناسبات با مخاطبان مهندسی شده و نظام مند بوده است یا بر اساس اقتضائات و شرایط عمل کرده اند؟ آیا روش ایشان قابلیت تعمیم در عصر حاضر را دارد؟ سیره و سخنان عالم آل محمدn در اصلاح و تحکیم باور به معاد به روش تحلیلی بررسی و حاصل پژوهش این است که روش های موعظه، تذکر و نصیحت به اصحاب و دیگر مراجعه کنندگان برای آمادگی معاد و بشارت به نعمت های بهشتی و انذار از عذاب آخرت به هدف آگاهی بخشی در سخنان حضرت همواره ثابت است. ترکیب و به کارگیری هم زمان از چندین روش فطری- شهودی، عقلی- استدلالی، حسی- تجربی و قرآنی- روایی، استفاده از باور(میل به نجات) و ابزار مشترک (فطرت و عقل) و استناد به کتب مقدس در انتقال معارف به مخاطبان در گفت وگوها و مناظرات از نوآوری های روشی حضرت است و می توان ادعا کرد روش های حضرت قابلیت تعمیم پذیری در قرن حاضر را دارد.

    کلید واژگان: امام رضا (ع), معادباوری, روش عقلانی, روش نقلی, تحکیم
    Taherh Mohaqeq *, ALI Bedashti

    The belief in the afterlife and Resurrection is a fundamental tenet of theistic religions, and even non-theistic faiths exhibit variations of this belief. This study examines the life and teachings of Imam Reza (P.B.U.H) through a novel lens, focusing on the foundational beliefs concerning the afterlife. It seeks to answer the question of whether Imam Reza’s methods of interacting with his audience were systematically engineered or adapted to specific circumstances. Moreover, the study explores the applicability of his methods to the contemporary era. Through a systematic analysis of the Imam’s life and teachings, this research concludes that his methods of preaching, admonition, and counsel—aimed at preparing individuals for the afterlife, promising heavenly rewards, and warning against hellfire—were consistently employed to impart knowledge. The Imam’s innovative approach involved a synthesis of intuitive, rational, empirical, and scriptural methods, leveraging the innate human desire for salvation and employing universal tools such as reason and intuition. His frequent use of sacred texts in dialogues and debates further enhanced his ability to convey religious knowledge. It is argued that the Imam’s methods remain relevant and adaptable to the modern world.

    Keywords: Imam Reza (A.S), Faith In Resurrectoin, Rational Method, Narrative Method, Strengthening
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال