به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه ": mindfulness" در نشریات گروه "روانشناسی"

تکرار جستجوی کلیدواژه «: mindfulness» در نشریات گروه «علوم انسانی»
  • حامد واحدی، شیرین کوشکی *، محمد اورکی، آمنه سادات کاظمی

    هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر ترمیم زخم و استرس ادراک شده بیماران پس از جراحی شکمی بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران کاندید جراحی شکمی بستری شده در بیمارستان گلستان شهر تهران بود. 50 نفر از این بیماران با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به شکل تصادفی در 2 گروه مطالعاتی قرار گرفتند. گروه آزمایش، مداخله ی 8 جلسه ای MBSR دریافت کرد و گروه دوم به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس زخم بیتس-جنسن (بیتس-جنسن و ساسمن، 2012) و پرسشنامه استرس ادراک شده (کوهن، کامارک و مرسلستین، 1983) انجام شده و تجزیه و تحلیل آنها نیز به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان دادند که MBSR بر ترمیم زخم و استرس ادراک شده بیماران پس از جراحی شکمی تاثیر دارند (P<001/0). از این رو می توان نتیجه گرفت که MBSR منجر به تسریع ترمیم زخم و نیز کاهش عوارض جانبی و استرس ادراک شده در مرحله پس آزمون و پیگیری در بیماران فوق می شوند. لذا می توان از این مدل درمانی به عنوان درمان کمکی جهت پیشگیری یا کاهش عوارض پس از جراحی شکمی استفاده نمود.

    کلید واژگان: ذهن آگاهی, ترمیم زخم, استرس ادراک شده, جراحی شکمی
    Hamed Vahedi, Shirin Kooshki*, Mohammad Oraki, Ameneh Sadat Kazemi

    The aim of this study was to evaluate the effectiveness of mindfulness-based stress reduction (MBSR) on wound healing and perceived stress in post abdominal surgery patients. The statistical population included all patients who were candidates for abdominal surgery admitted to Golestan Hospital in Tehran. 50 of these patients were selected by convenience sampling method and randomly divided into 2 study groups. The experiment group received an 8-session intervention of MBSR and the second group was considered as a control. Data were collected using the Bates-Jensen Wound Assessment Scale (Bates-Jensen, 2012) and the Perceived Stress Questionnaire (Cohen, Kamarck & Merslestein, 1983) and analyzed by repeated measurement variance analysis. The results showed that MBSR has an effect on wound healing and perceived stress in post abdominal surgery patients (P <0.001). therefor MBSR accelerate wound healing and also reduce side effects and perceived stress in the post-test and follow-up phase in the above patients. thus, this treatment model can be used as adjunctive therapy to prevent or reduce complications after abdominal surgery.

    Keywords: Mindfulness, Wound Healing, Perceived Stress, Abdominal Surgery
  • Fatemeh Kamran, Ghodratollah Abbasi *, Ramazan Hassanzadeh

    The aim of this study was to determine the effectiveness of mindfulness-based strengths training on life satisfaction and perceived stress among gifted students. The research method was applied, quasi-experimental, with a pretest-posttest and follow-up design in two experimental and control groups. The statistical population of this study included female students in the first and second grades of Farzanegan high school for gifted students in Mazandaran, and the sample size was determined to be 30 students through G*Power software. Participants completed the Satisfaction with Life Scale (SWLS) by Diener et al. (1985) and the Perceived Stress Scale (PSS) by Cohen et al. (1983). The training group underwent eight weekly sessions of 90 minutes each, receiving mindfulness-based strengths training according to Niemiec's (2014) protocol, while the control group received no training. Data analysis was performed using mixed repeated measures ANOVA with SPSS-27 software. The results showed that mindfulness-based strengths training significantly increased life satisfaction and decreased perceived stress among gifted students (p < 0.001). Based on these findings, it can be concluded that mindfulness-based strengths training is effective in improving life satisfaction and reducing perceived stress in gifted students.

    Keywords: Perceived Stress, Mindfulness, Students, Intelligence, Life Satisfaction
  • Mahdi Chitsaz, Ezzatollah Ahmadi *, Hassan Bafandeh Qaramaleki
    Objective

    The present study aimed to determine the effectiveness of mindfulness-based intervention on sleep problems and depression in adolescents. Methods and Materials: This research was a quasi-experimental study with a pre-test and post-test design, along with a control group. The statistical population included all high school students with sleep problems in the city of Azarshahr during the 2023-2024 academic year. A sample of 30 individuals was selected using the Depression Anxiety Stress Scales (DASS) by Lovibond and Lovibond (1995) and the Insomnia Severity Index (ISI) by Morin (1993) through purposive sampling methods. They were randomly assigned to experimental and control groups. Data analysis was conducted using covariance analysis in SPSS version 25.

    Results

    Data analysis revealed that the mindfulness-based intervention resulted in a significant difference between the groups in terms of depression (0.71) and insomnia problems (0.55) (p < .05).

    Conclusion

    According to the findings, it can be suggested that mindfulness-based intervention reduces depression and sleep problems.

    Keywords: Mindfulness, Sleep Problems, Depression, Adolescents
  • نوش زاد سام خانیانی، فرح لطفی کاشانی *، شهرام وزیری
    هدف

     پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی شناخت درمانی و ذهن آگاهی بر افسردگی زنان مبتلا به دیابت بارداری صورت گرفت.

    روش شناسی: 

    این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری زنان مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به شبکه بهداشت و درمان ری بودند. با استفاده از نمونه گیری دردسترس45 نفر انتخاب و به صورت تصادفی ذر سه گروه ذهن آگاهی، شناخت درمانی و کنترل گمارش شدند. پیش آزمون شامل پرسشنامه افسردگی ادینبورگ اجرا شد. هر یک از گروه های ذهن آگاهی و شناخت درمانی 8 جلسه 60 دقیقه ای دو بار در هفته دریافت نمودند. پس آزمون بلافاصله بعد از انجام مداخلات انجام شد. پس از یک ماه آزمون پیگیری اجرا شد. معیارهای ورود به مطالعه عبارت اند از؛ سن 18-35 سال، ترم بارداری 24 تا 28 هفته، توانایی حداقل خواندن و نوشتن.معیارهای خروج از پژوهش؛ عدم حضور در جلسات درمانی بیش از 2 جلسه، دریافت داروی موثر بر روان، دریافت روان درمانی هم زمان یا در یک سال اخیر، مواجهه با استرسورهای مهم و پیش بینی نشده. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس و با نرم افزار SPSS25 انجام شد.

    یافته ها

    نتایج تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنا داری بین سه گروه در پس آزمون و پی گیری وجود دارد (0.01>p). در آزمون تعقیبی بنفرونی معلوم شد که شناخت درمانی در مقایسه با ذهن آگاهی برای افسردگی اثربخشی بیشتری دارد (0.01>p). همچنین هر دو روش ذهن آگاهی (0.01>p)و شناخت درمانی (0.01>p) در بهبود افسردگی موثر بودند و در پیگیری این اثرات تداوم داشت (0.01>p).

    نتیجه گیری

    شناخت درمانی در بهبود افسردگی دیابت بارداری اثربخشی بیشتری نسبت به ذهن اگاهی نشان داد. همچنین هر دو روش در بهبود افسردگی موثر بودند.

    کلید واژگان: دیابت بارداری, شناخت درمانی, ذهن آگاهی, افسردگی
    Nooshzad Samkhaniani, Farah Lotfi Kashani *, Shahram Vaziri
    Objective

     This study aimed to compare the effectiveness of cognitive therapy and mindfulness on depression in women with gestational diabetes.

    Methodology

     This study was quasi-experimental. The statistical population consisted of women with gestational diabetes who referred to the Rey Health and Treatment Network. Using convenience sampling, 45 individuals were selected and randomly assigned to three groups: mindfulness, cognitive therapy, and control. The pre-test included the administration of the Edinburgh Postnatal Depression Scale. The mindfulness and cognitive therapy groups each received eight 60-minute sessions, held twice a week. The post-test was conducted immediately after the interventions, followed by a one-month follow-up test. The inclusion criteria were: age between 18 and 35 years, pregnancy term of 24 to 28 weeks, and a minimum ability to read and write. The exclusion criteria included: absence from more than two therapy sessions, use of psychotropic medication, simultaneous or recent (within one year) psychotherapy, and exposure to significant and unpredictable stressors. Data were analyzed using analysis of variance (ANOVA) with SPSS 25 software.

    Findings

     The results of ANOVA indicated a significant difference between the three groups in the post-test and follow-up phases (p < 0.01). Bonferroni post-hoc analysis revealed that cognitive therapy was more effective in reducing depression compared to mindfulness (p < 0.01). Additionally, both mindfulness (p < 0.01) and cognitive therapy (p < 0.01) were effective in improving depression, and these effects persisted in the follow-up phase (p < 0.01).

    Conclusion

     Cognitive therapy demonstrated greater effectiveness in improving depression in women with gestational diabetes compared to mindfulness. However, both approaches were effective in reducing depression.

    Keywords: Gestational Diabetes, Cognitive Therapy, Mindfulness, Depression
  • فاطمه عبدلی آرانی، محمدرضا تمنایی فر*

    هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی و شفقت به خود با پریشانی روانشناختی بیماران دیالیزی بود. روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه ‏گیری هدفمند 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس پریشانی روانشناختی کسلر (K-10) کسلر و همکاران (2003)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ(FMI) والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SF-SCS) رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی (ESCAS) کئرنی و فلیسچر (1979) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود. یافته ‏های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهن آگاهی (0/62-=β و 0/001=sig) و شفقت به خود (0/53- =β و 0/001=sig) بر پریشانی روانشناختی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی (0/50- =β و 0/001=sig) و شفقت به خود (0/47- =β و 0/002=sig) با پریشانی روانشناختی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/05=RMSEA و 0/05>p). با توجه به یافته‏ های این پژوهش و اهمیت نقش ذهن ‏آگاهی و شفقت به خود در پریشانی روانشناختی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود پریشانی روانشناختی در این بیماران پیشنهاد می شود.

    کلید واژگان: پریشانی روانشناختی, ذهن آگاهی, شفقت به خود, رفتارهای خودمراقبتی, دیالیز
    Fatemeh Abdoli Arani, Mohammadreza Tamannaeifar *

    The purpose of the present study was to investigate structural equation modeling of the mediating role of self-care behaviors in the relationship between mindfulness and self-compassion with the psychological distress of dialysis patients. This was descriptive-correlation research. The statistical population of the study was dialysis patient’s Kashan city in March to July of year 2024. The sample size was selected based on Klein's model (2023) and with subjectivw sampling of 300 dialysis patient’s. Data collection tools include the Kessler psychological distress scale (K-10) of Kessler and et al (2003), the Freiburg mindfulness inventory (FMI) of Walach and et al (2006), short form of the self‐compassion scale (SF-SCS) of Raes and et al (2011) and exercise of self‐care agency scale (ESCAS) of Kearney and Fleischer (1979). Data were analyzed using Pearson correlation and structural equations modeling. Data analysis software was SPSS and AMOS version 28. Te results showed direct effect of mindfulness (β= -0.62 and sig=0.001) and self-compassion (β= -0.53 and sig=0.001) were significant on self-care behaviors. Also, the results showed that theory of mind had a mediating role in relationship between mindfulness (β= -0.50 and sig=0.001) and self-compassion (β= -0.47 and sig=0.001) with self-care behaviors. Also, the final research model had a good fit (RMSEA=0.05, p<0.05). According to the findings of this research and the importance of the role of the mindfulness and self-compassion mind in the self-care behaviors of dialysis patients, it is suggested to experts in this field to use the training of mindfulness and self-compassion to improve psychological distress in dialysis patients.

    Keywords: Psychological Distress, Mindfulness, Self-Compassion, Self-Care Behaviors, Dialysis
  • مجید الماسی، طاهره الهی*
    هدف
    پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی ذهن آگاهی و تحریک مستقیم فراجمجمه ای بر انعطاف پذیری شناختی، نشخوار فکری و نگرانی در دانشجویان دارای نشانگان افسردگی انجام شد.
    روش
    پژوهش با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری در سه گروه ذهن آگاهی، درمان تحریک مستقیم فرا جمجمه ای و کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه زنجان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که پس از اجرای پرسشنامه اینترنتی افسردگی بک بر روی 400 نفر، 45 نفر از افراد با نمره متوسط یا بالاتر به روش تصادفی انتخاب و به تصادف یه یکی از دو گروه آزمایش و یا کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. در هرگروه آزمایش مداخله های مربوطه انجام شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. پس از پایان جلسات و دو ماه بعد پس آزمون و پیگیری انجام شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکوا) و با استفاده از نرم افزار spss26 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج اثربخشی هر دو روش درمانی ذهن آگاهی و تحریک مستقیم فراجمجمه ای را در کاهش نشانگان افسردگی، نگرانی، نشخوار فکری و افزایش انعطاف پذیری شناختی نشان داد. تحلیل پیگیری نشان داد اثربخشی ذهن آگاهی بر افسردگی، نشخوار فکری و نگرانی بیشتر از تحریک مستقیم فراجمجمه ای بود؛ اما اثربخشی تحریک مستقیم فراجمجمه ای بر افزایش انعطاف پذیری شناختی بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی در کاهش علائم افسردگی موثر بوده اما اثربخشی آن ها متفاوت است؛ بنابراین توجه به نشانه ها و شکایت های اختصاصی بیماران افسرده در انتخاب درمان موثر باید مدنظر قرار داده شود.
    کلید واژگان: تحریک مستقیم فراجمجمه ای, ذهن آگاهی, انعطاف پذیری روان شناختی, نشخوار فکری, نگرانی
    Majid Almasi, Tahereh Elahi *
    Objective
    The aim of the study was to compare the effectiveness of mindfulness and transcranial direct current stimulation on cognitive flexibility, rumination and worry in students with depressive symptoms.
    Method
    This research accomplished with semi-experimental method with a three-group including mindfulness, transcranial direct current stimulation treatment and control groups in three stages of pre-test, post-test and follow-up.The statistical population of this research consisted of all the students of University of Zanjan in the academic year of 1400-1401. 400 students fulfilled the Beck depression online questionnaire and among whose score was average or higher than average, 45 persons randomly selected and randomly assigned to one of three groups (each group 15 participants).Then in two experimental groups respective treatmenta implemented.No treatment implemented in control group. After ending treatment sessions and again two months after, post-test and follow up were accomplished. The data was analyzed by multivariate covariance analysis (mancova) and using spss26.
    Results
    The results showed that mindfulness therapy and transcranial direct current stimulation treatment reduced depression, worry and rumination scores and increased cognitive flexibility at post-test, but in the follow-up, the effectiveness of mindfulness on depression, rumination, and worry was more than transcranial direct current stimulation.However, the effectiveness of transcranial direct current stimulation in the follow-up on increasing cognitive flexibility was more than mindfulness.
    Conclusion
    The results showed that both treatment methods were effective in reducing depression symptoms, but their effectiveness was different; Therefore, paying attention to the specific symptoms and complaints of depressed patients should be taken into consideration in choosing an effective treatment.
    Keywords: Transcranial Direct Current Stimulation, Mindfulness, Psychological Flexibility, Rumination, Worry
  • آناهیتا سلطانی، مهدی اکبرزاده*، زهرا باقرزاده گل مکانی
    این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی درمان وجودی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر فرانگرانی تحمل پریشانی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش، نیمه تجربی شامل دوگروه آزمایشی و یک گروه کنترل با طرح پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسط شهرستان تربت جام در سال تحصیلی 1402 بود. نمونه پژوهش تعداد 45 دانش آموز مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند و به روش تصادفی (قرعه کشی) در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر جایگزین شد. درمان وجودی در 8 جلسه و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی نیز در 8 جلسه برای گروه های آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه اضطراب اجتماعی نوجوانان پاکلک (1997)، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) و مقیاس فرانگرانی ولز و دیویس (1994) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو مداخله تاثیر معناداری بر کاهش فرانگرانی و افزایش تحمل پریشانی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی داشته و این تاثیر در مرحله پیگیری ماندگار بوده است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش فرانگرانی و افزایش تحمل پریشانی هیجانی، تنظیم تلاش ها برای تسکین پریشانی تاثیر بیشتری داشته است (0/05>P). بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که مشاوران و روانشناسان بالینی می توانند از درمان وجودی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان رویکردهای درمانی موثر در زمینه کاهش فرانگرانی و افزایش تحمل پریشانی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی استفاده کنند.
    کلید واژگان: درمان وجودی, ذهن آگاهی, فرانگرانی, تحمل پریشانی, اختلال اضطراب اجتماعی
    Anahita Soltani, Mahdi Akbarzadeh *, Zahra Bagherzadeh Gholmakani
    This research was conducted with the aim of comparing the effectiveness of existential therapy and cognitive therapy based on mindfulness in coping with distress in adolescents with social anxiety disorder. The research method was semi-experimental including two experimental groups and a control group with a pre-test-post-test design and a three-month follow-up period. The statistical population of this research included all female students of the second year of middle school in Torbat Jam city in the academic year of 2023. The sample of the research was 45 students with social anxiety disorder, who were divided into two experimental groups and one control group (15 people in each group). Existential therapy in 8 sessions and cognitive therapy based on mindfulness was also implemented in 8 sessions for the experimental groups and the control group did not receive any training.The research tools were Paklak's Social Anxiety Questionnaire (1997), Simmons and Gaher's Distress Tolerance Scale (2005) and Wells and Davis' Anxiety Scale (1994). The data were analyzed using repeated measures analysis in SPSS software version 25. The results showed that both interventions had a significant effect on reducing anxiety and increasing distress tolerance of adolescents with social anxiety disorder. The follow-up phase was stable (P<0.05). The results of Tukey's follow-up test showed that cognitive therapy based on mindfulness had a greater effect on reducing anxiety and increasing emotional distress tolerance (0.05). Based on the findings of the research, it can be concluded that counselors and clinical psychologists can use existential therapy and cognitive therapy based on mindfulness as effective therapeutic approaches in the field of reducing anxiety and increasing distress tolerance of adolescents with Use social anxiety disorder.
    Keywords: Existential Therapy, Mindfulness, Meta-Anxiety, Distress Tolerance, Social Anxiety Disorder
  • مجتبی بینش*، حمزه اکبری
    هدف

    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند آهسته گام بود.

    روش

    این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای فرزند آهسته گام شهر گرگان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از بین آنها 30 نفر با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش آموزش ذهن آگاهی با رویکرد کابات زین (1990) را در 12 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل نیز مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) و تنظیم‎هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی در مادران دارای فرزند آهسته گام شده است (01/0<p).

    نتیجه گیری

    براساس یافته های حاصل از پژوهش حاضر، انجام مداخلات بر اساس این رویکرد می تواند در افزایش تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی این زنان مفید باشد.

    کلید واژگان: ذهن آگاهی, تنظیم هیجانی, کیفیت زندگی, آهسته گام
    Mojtaba Binesh *, Hamzeh Akbari
    Background and purpose

    The purpose of the present study was to investigate the effectiveness of mindfulness training on emotional regulation and quality of life of mothers with slow pace children.

    Method

    The statistical population included all mothers with slow-paced children in Gorgan in the academic year 1402-1403, from which 30 were selected using the available sampling method and randomly assigned to two experimental and control groups. The experimental group received mindfulness training based on the Kabat-Zinn (1990) approach in 12 sessions 90-minute group, and the control group received no intervention. The research tools included the World Health Organization Quality of Life Questionnaire (1996) and the Garnevski et al Emotion Regulation Questionnaire (2001). Data were analyzed using multivariate analysis of covariance.

    Results

    The results showed that mindfulness training increased emotional regulation and quality of life in mothers with slow pace children(P<0/01).

    Conclusion

    Based on the findings of the present study, interventions based on this approach can be useful in increasing emotional regulation and quality of life for these women.

    Keywords: Mindfulness, Emotional Regulation, Quality Of Life, Slow Pace Children
  • Azam Rahbarian, Tayebeh Sharifi *, Ahmad Ghazanfari
    Objective

     The aim of this study was to examine the effectiveness of mindfulness-based compassion therapy and positive cognitive-behavioral therapy on ambiguity tolerance in female heads of households in Shahrekord.

    Methods

     The research design was a quasi-experimental one, employing a pre-test, post-test, and follow-up with a control group. The statistical population included female heads of households in Shahrekord. Sixty participants were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups (20 participants per group). The experimental groups underwent 8 sessions of mindfulness-based compassion therapy and positive cognitive-behavioral therapy, each lasting 120 minutes. To determine the effectiveness of the interventions, the McLain Ambiguity Tolerance Questionnaire (1993) was used, and the data were analyzed using repeated measures analysis of variance.

    Findings

     The findings showed that the effectiveness of mindfulness-based compassion therapy and positive cognitive-behavioral therapy compared to the control group on ambiguity tolerance in the post-test were (0.691) and (0.560), and in the follow-up were (0.755) and (0.632), respectively. Additionally, the results indicated that mindfulness-based compassion therapy was more effective than positive cognitive-behavioral therapy.

    Conclusion

     Based on the results of this study, mindfulness-based compassion therapy can be used as a more sustainable and effective intervention than positive cognitive-behavioral therapy to increase ambiguity tolerance in female heads of households.

    Keywords: Ambiguity Tolerance, Positive Cognitive-Behavioral Therapy, Mindfulness, Female Heads Of Households, Compassion Therapy
  • سید مهدی سرکشیکیان*، مهسا سادات سرکشیکیان
    پژوهش حاضر با استفاده از روش فراتحلیل، به تحلیل و ترکیب شواهد موجود در زمینه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب رقابتی ورزشکاران در ایران پرداخته است. این مطالعه شامل ده پژوهش شبه آزمایشی است که در فاصله زمانی 1396 تا 1403 در ایران انجام شده و به زبان فارسی منتشر گردیده اند. برای گنجاندن در این مرور، مطالعات باید مطابق با معیارهای خاصی از جمله استفاده از ابزارهای معتبر، ارائه داده های کافی برای محاسبه اندازه اثر، و انجام پژوهش به صورت آزمایشی یا نیمه آزمایشی باشند.نتایج فراتحلیل نشان داد که اندازه اثر ترکیبی برابر با 1.275- است و اندازه اثر مشاهده شده در بازه ای از 0.086- تا 1.647- قرار دارد. مقدار شاخص Q برای 10 اندازه اثر با درجه آزادی 9 برابر با 15.419 به دست آمد که از لحاظ آماری معنادار نبوده و نشان دهنده عدم وجود ناهمگنی در اندازه اثرهای پژوهش های اولیه است. برای بررسی بیشتر ناهمگنی، از شاخص مجذور I نیز استفاده شد که نشان داد 41.631% از پراکندگی اندازه اثرها ناشی از ناهمگنی واقعی است. بر اساس این تحلیل ها، مدل ثابت به عنوان مدل مناسب برای فراتحلیل انتخاب گردید و اندازه اثر ترکیبی معادل 1.275- محاسبه شد.نتایج این فراتحلیل با مبانی نظری و تجربی قبلی هم راستا است و اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش اضطراب رقابتی ورزشکاران را تایید می کند. بنابراین، درمان مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان روشی موثر در بهبود عملکرد ورزشی و کاهش اضطراب رقابتی در برنامه های روان شناسی ورزشی به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گیرد.
    کلید واژگان: فراتحلیل, اضطراب رقابتی, ذهن آگاهی, ورزشکاران
    Seyed Mehdi Sarkeshikiyan *, Mahsa Sadat Sarkeshikiyan
    This study used meta-analysis to analyze and combine existing evidence on the effectiveness of mindfulness-based interventions in reducing competitive anxiety among athletes in Iran. The study included ten quasi-experimental studies conducted between 2017 and 2024, published in Persian. Studies were included based on specific criteria, such as using valid tools, providing sufficient data for effect size calculations, and being experimental or quasi-experimental in nature.The results of the meta-analysis showed a combined effect size of -1.275, with observed effect sizes ranging from -0.086 to -1.647. The Q statistic for the ten effect sizes, with 9 degrees of freedom, was 15.419, which was not statistically significant, indicating no heterogeneity in the effect sizes of the primary studies. To further assess heterogeneity, the I² statistic was also used, revealing that 41.631% of the variation in effect sizes was attributable to real heterogeneity, which, according to Higgins et al. (2003), indicates moderate heterogeneity in the primary studies. Based on these analyses, a fixed-effects model was chosen for the meta-analysis, and the combined effect size was calculated to be -1.275.The results of this meta-analysis align with previous theoretical and empirical foundations, confirming the effectiveness of mindfulness-based interventions in reducing competitive anxiety among athletes. Therefore, mindfulness-based therapy can be considered an effective method for improving athletic performance and reducing competitive anxiety, and can be widely used in sports psychology programs.
    Keywords: Meta-Analysis, Competitive Anxiety, Mindfulness, Athletes
  • عبدالمحمد اردوزاده، فرح نادری*، زهرا افتخار صعادی، پروین احتشام زاده

    هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر ذهن آگاهی و هوش معنوی بر بی صداقتی تحصیلی با میانجی گری خودپنداشت تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم   بود. در این مطالعه توصیفی همبستگی، جامعه آماری را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401- 1400 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری خوشه ای  تعداد 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه های ذهن آگاهی (Baer et al., 2006)، هوش معنوی (Abdollahzadeh et al., 2009)، بی صداقتی تحصیلی (Khamsan & Asghar Amiri, 2011) و خودپنداشت تحصیلی (Yi-Hissn Chen, 2004) بودند. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد مسیرهای مستقیم ذهن آگاهی به خودپنداشت تحصیلی، هوش معنوی به خودپنداشت تحصیلی، هوش معنوی به بی صداقتی تحصیلی  و خودپنداشت تحصیلی به بی صداقتی تحصیلی معنی دار شدند (05/0p≤). هم چنین، مسیرهای غیرمستقیم ذهن آگاهی با بی صداقتی تحصیلی با نقش واسطه خودپنداشت تحصیلی و نیز هوش معنوی با بی صداقتی تحصیلی با نقش واسطه ای خودپنداشت تحصیلی تاثیر دارد  (05/0p≤). بر اساس نتایج این پژوهش، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل موثر بر بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان محسوب می شود.

    کلید واژگان: بی صداقتی تحصیلی, ذهن آگاهی, هوش معنوی, خودپنداشت تحصیلی, دانش آموزان مقطع متوسط دوم
    Abdolmohammad Ordozadeh, Farah Naderi*, Zahra Eftekharsaadi, Parvin Ehteshamzadeh

    The present research aimed to investigate the effec of mindfulness and spiritual intelligence on academic dishonesty with mediation of academic self-concept in secondary school students. In this correlational study, All the secondary school students in Khorramabad city in academic year 2021-2022 that 300 people were selected as the stepwise cluster sampling method. In this study, Mindfulness (Baer et al., 2006), Spiritual Intelligence (Abdollahzadeh et al., 2009), Academic Dishonesty (Khamsan & Asghar Amiri, 2011) and Academic self-concept of (Yi-Hissn Chen) were used for data collection in this study. The proposed model was evaluated using a path analysis. The results showed that the direct paths, mindfulness whit academic self-concept, spiritual intelligence whit academic self-concept, spiritual intelligence whit academic dishonesty, and academic self-concept whit academic dishonesty, were significant (p≤0.05).  Also indirect pathways were significant mindfulness and spiritual intelligence with academic dishonesty with mediating role of academic self-concept and also, spiritual intelligence with academic dishonesty with mediating role of academic self-concept (p≤0.05). Based on the results of this study, the proposed model has a good fit and is an important step in identifying the factors affecting students' academic dishonesty.

    Keywords: Academic Dishonesty, Mindfulness, Spiritual Intelligence & Academic Self-Concept, Secondary School Students
  • Jingjing Ying, Wang Lai

    The objective of this study was to explore the psychosomatic responses and coping mechanisms of individuals with Generalized Anxiety Disorder (GAD) who exhibit high levels of conscientiousness. This qualitative study employed semi-structured interviews with 23 participants diagnosed with GAD and high conscientiousness. Participants were recruited through purposive sampling from local mental health clinics, online support groups, and community advertisements. The interviews were transcribed and analyzed using NVivo software, following the principles of grounded theory to identify themes and patterns. Theoretical saturation was achieved when no new themes emerged from the data, ensuring comprehensive analysis. The analysis revealed four main themes: physical manifestations of anxiety, psychological coping mechanisms, impact on daily functioning, and perception and understanding of anxiety. Physical symptoms included muscle tension, gastrointestinal issues, cardiovascular symptoms, respiratory problems, and sleep disturbances. Psychological coping mechanisms encompassed perfectionism, avoidance behaviors, cognitive strategies, seeking reassurance, time management, emotional regulation, and problem-solving approaches. The impact on daily functioning was significant, affecting work performance, social relationships, academic achievement, physical health, and personal hobbies. Participants’ perceptions highlighted the importance of awareness, attribution of causes, attitudes towards treatment, stigma, and the influence of conscientiousness on their anxiety. The findings underscore the complex interplay between conscientiousness and anxiety in individuals with GAD. High conscientiousness can both mitigate and exacerbate anxiety symptoms, influencing the effectiveness of coping mechanisms. Personalized treatment approaches that consider individual personality traits, such as mindfulness-based interventions and resilience training, may enhance therapeutic outcomes. This study highlights the need for tailored interventions to address the unique challenges faced by conscientious individuals with GAD.

    Keywords: Generalized Anxiety Disorder, Conscientiousness, Psychosomatic Responses, Coping Mechanisms, Mental Health, Personality Traits, Mindfulness, Resilience
  • سید مجتبی عقیلی*، پریسا پاک نژاد
    پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش سلامت روان و کاهش شدت درد زنان بیمار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی می باشد. مطالعه حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون همراه به گروه کنترل می باشد. جامعه آماری آن را کلیه زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی در رده سنی 55-25 سال که در زمستان سال 1402 به مراکز درمانی شهر گرگان مراجعه کردند می باشد. با توجه به ملاک های ورود تعداد 24 نفر انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند 12 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه کنترل تقسیم بندی شدند. در این پژوهش از پرسشنامه سلامت روان کلد برگ (GHQ) و پرسشنامه درد و ست هاون ییل (WHYM) و آموزش 8 جلسه ای ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس MBSR استفاده شد. سپس داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از ان است آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی موجب افزایش سلامت روان و کاهش شدت درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی می شود. با توجه به نتایج پژوهش و اثر پذیری آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش سلامت روان و کاهش شدت درد به پزشکان و روان درمانگران توصیه می شود از این آموزش در مداخلات خود بهره ببرند. همچنین به پژوهشگران توصیه می شود تا این آموزش را بر روی سایر بیماران جسمی و روحی بررسی کنند.
    کلید واژگان: ذهن آگاهی, کمردرد مزمن, سلامت روان, شدت درد
    Seyed Mojtaba Aghili *, Parisa Paknejad
    The purpose of this study is to investigate the effectiveness of Stress reduction training based on mindfulness on increasing mental health and reducing pain intensity in female patients with non-specific chronic back pain. The present study is a semi-experimental type of pre-test-post-test study with a control group. Its statistical population is all women suffering from non-specific chronic back pain in the age group of 25-55 years who referred to the medical centers of Gorgan city in the winter of 2023. According to the entry criteria, 24 people were selected and then randomly divided into two experimental and control groups, 12 people were divided into the experimental group and 12 people were divided into the control group. Cold Berg Mental Health Questionnaire (GHQ) and Yale Haven Pain Questionnaire (WHYM) and 8-session mindfulness training based on MBSR stress reduction were used in this research. Then the research data was analyzed using SPSS26 software. The results indicate that mindfulness-based stress reduction training improves mental health and reduces the pain intensity of women with non-specific chronic back pain. According to the research results and the effectiveness of stress reduction traning based on mindfulness on increasing mental health and reducing pain intensity, doctors and psychotherapists are recommended to use this training in their interventions. Researchers are also advised to test this training on other physical and mental patients.
    Keywords: Mindfulness, Chronic Back Pain, Mental Health, Pain Intensity
  • حکیمه محمدپور، کبری حاجی علیزاده*، زیبا برقی ایرانی

    پژوهش حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری الگوهای ارتباطی والدین با مهارتهای ارتباطی در نوجوانان با میانجیگری تنظیم شناختی هیجان و ذهن آگاهی انجام شده است. هدف پژوهش کاربردی و روش انجام آن توصیفی- همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان 14 تا 17 ساله مشغول به تحصیل در پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل می دادند و 314 نمونه پژوهش به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه تجدیدنظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (RFCP)، پرسشنامه مهارتهای ارتباطی جرابک (2004)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (2006) و  پرسشنامه مهارتهای ذهن آگاهی کنتاکی (2004) استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها ازطریق مدل یابی ساختاری با نرم افزار Amos انجام پذیرفته است. نتایج نشان داد که تنظیم شناختی هیجان می تواند در رابطه میان الگوهای ارتباطی والدین و مهارتهای ارتباطی نقش میانجی داشته باشد، اما متغیر ذهن آگاهی نتوانسته است که میان الگوهای ارتباطی والدین و مهارتهای ارتباطی دانش آموزان نقش میانجیگری را ایفا کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که روابط مناسب در جامعه بر اساس روابط مناسب در خانواده شکل می گیرد و هر اندازه روابط هیجانی درون خانواده ها مناسب تر باشد، خانواده و در پی آن جامعه از ثبات و استحکام بیشتر برخوردار خواهد شد.

    کلید واژگان: الگوهای ارتباطی والدین, مهارتهای ارتباطی, تنظیم شناختی هیجان, ذهن آگاهی
    H. Mohammadpour, K. Haji Alizadeh*, Z. Barghi Irani

    The present study aimed to find a model for the structural relationships of parental communication patterns and communication skills in adolescents with the mediating role of cognitive emotion regulation and mindfulness. The research was applied in nature, using a descriptive-correlational method based on structural equations. The statistical population consisted of 14- to 17-year-old adolescents studying in the 10th, 11th, and 12th grades of the senior high school in the 2021-2022 academic year. A sample of 314 students was selected through cluster random sampling. Data were collected using the Revised Family Communication Patterns Scale (RFCP), Jerabek's Communication Skills Inventory (2004), Garnefski and Kraaij's Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (2006), and the Kentucky Inventory of Mindfulness Skills (2004). Data analysis was performed through structural equation modeling using Amos software. The results indicated that cognitive emotion regulation can mediate the relationship between parental communication patterns and communication skills, but mindfulness did not mediate this relationship. Thus, it can be concluded that appropriate relationships in society are based on suitable family relationships, and the more suitable the emotional relationships within families, the more stable and stronger both the family and society will be.

    Keywords: Parental Communication Patterns, Communication Skills, Cognitive Emotion Regulation, Mindfulness
  • مجید سلیمانی، عزت الله قدم پور*، محمد عباسی

    این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی ذهن آگاهی در تاثیرگذاری جو عاطفی خانواده بر هویت تحصیلی موفق انجام گرفته است. روش پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود که با شیوه مد ل سازی ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را همه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهرستان قم در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل می دادند که از این میان 355 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای وارد نمونه پژوهش شدند. برای گرد آوری داده ها از مقیاس جو عاطفی خانواده (هیلبرن، 1964)، مقیاس هویت تحصیلی موفق (واس و ایساکسون، 2008) و مقیاس چندوجهی ذهن آگاهی (بائر و همکاران، 2006) استفاده شده است. برای پاسخ به فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزار AMOS22 استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که جو عاطفی خانواده بر هویت تحصیلی موفق تاثیر مستقیم و مثبت معنادار دارد (0/26=β). جو عاطفی خانواده بر ذهن آگاهی تاثیر مستقیم و مثبت معنادار دارد (0/24=β). ذهن آگاهی بر هویت تحصیلی موفق تاثیر مستقیم و مثبت معنادار دارد (0/16=β). جو عاطفی خانواده با میانجیگری ذهن آگاهی (0/04) تاثیر غیرمستقیم و معنادار بر هویت تحصیلی موفق دارد. بر اساس نتایج به دست آمده، آموزش خانواده ها در حمایت عاطفی از فرزندان و آموزش کارکنان تعلیم و تربیت در بهینه کردن ذهن آگاهی دانش آموزان در مسیر هویت یابی منجر به هویت تحصیلی موفق می شود. بنابراین آموزش این دو نهاد مهم، ضروری به نظر می رسد.

    کلید واژگان: جو عاطفی خانواده, ذهن آگاهی, هویت تحصیلی موفق
    M. Soleymani, E. Ghadampour*, M. Abbasi

    This study has been undertaken to investigate the mediating role of mindfulness in the effect of family emotional climate on successful academic identity. The research method was descriptive and correlational, using structural equation modeling. The statistical population included all junior high school students in Qom during the 2021-2022 academic year. From this population, 355 students were selected through multi-stage cluster random sampling. Data were collected using the Family Emotional Climate Scale (Hill burn, 1964), the Successful Academic Identity Scale (Was & Isaacson, 2008), and the Five Facet Mindfulness Questionnaire (Baer et al., 2006). Structural equation modeling was conducted using AMOS22 software to test the research hypotheses. The findings showed that family emotional climate had a direct and significant positive effect on successful academic identity (β = 0.26). Family emotional climate also had a direct and significant positive effect on mindfulness (β = 0.24). Mindfulness had a direct and significant positive effect on successful academic identity (β = 0.16). Family emotional climate had an indirect and significant effect on successful academic identity through the mediation of mindfulness (β = 0.04). Based on these results, educating families on emotional support for their children and training educational staff to optimize students' mindfulness in their identity formation journey leads to successful academic identity. Therefore, educating these two crucial entities is essential.

    Keywords: Family Emotional Climate, Mindfulness, Successful Academic Identity
  • الهه نوری، شهرام نعمت زاده گتابی*

    هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر حافظه و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به افسردگی اساسی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان دارای افسردگی مراجعه کننده به کلینیک های روان شناسی مستقر در منطقه 8 شهر تهران در نیمه دوم سال 1402 بود که تعداد 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزارهای سنجش شامل سیاهه افسردگی بک-2 بک و همکاران (1996 BDI-II,)، پرسشنامه حافظه فعال دانمن و کارپتنر (1980 WMT,) و سیاهه انعطاف پذیری شناختی دنیس (2010 PFQ,) بود. گروه آزمایش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی هشت جلسه، هر هفته یک جلسه و به مدت 90 دقیقه دریافت نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون حافظه و انعطاف پذیری شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0>p وجود دارد. در نتیجه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان روش درمانی موثر در جهت بهبود حافظه و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به افسردگی اساسی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلید واژگان: افسردگی اساسی, انعطاف پذیری شناختی, حافظه, ذهن آگاهی
    Elaheh Nouri, Shahram Nematzadeh Getabi*

    The purpose of this research was to determine the effectiveness of cognitive therapy based on mindfulness on memory and cognitive flexibility in men with major depression. The research method was semi-experimental with a pre-test-post-test design and a control group. The statistical population of this research included all men with depression who were referred to psychological clinics located in the 8th district of Tehran in the second half of 2023, and 30 people were selected purposefully and randomly assigned to an experimental group and a control group. Measuring tools included Beck et al.'s Depression Inventory-2 (BDI-II, 1996), Daneman & Carpenter Working Memory Questionnaire (WMT, 1980) and Dennis Cognitive Flexibility Inventory (PFQ, 2010). The experimental group received mindfulness-based cognitive therapy during eight sessions, one session every week for 90 minutes. The data was analyzed using multivariate analysis of covariance. The results showed that by controlling the effect of the pre-test, there is a significant difference between the average of the post-test of memory and cognitive flexibility in the two experimental and control groups at the level of p<0.05. As a result, cognitive therapy based on mindfulness can be used as an effective treatment method to improve memory and cognitive flexibility in men with major depression.

    Keywords: Major Depression, Cognitive Flexibility, Memory, Mindfulness
  • فریده سادات حسینی*، لیلا کامران
    هدف

    این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر آشفتگی ذهنی وضرب آهنگ شناختی کند بزرگسالان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی انجام شده است.

    روش شناسی پژوهش:

     روش پژوهش شبه آزمایشی با گروه کنترل و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و جامعه آماری شامل بزرگسالان شهر شیراز بود که دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بودند و به مرکز مشاوره دانشگاه شیراز در سال 1400-1401 مراجعه کرده بودند. به روش نمونه گیری در دسترس 10 نفر که ویژگی های لازم را داشتند در گروه آزمایش و 10 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس درجه بندی اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بزرگسالان بارکلی، پرسشنامه آشفتگی ذهنی MWQ و برنامه آموزش ذهن آگاهی بود که طی 8 جلسه 45 دقیقه ای، یک بار در هفته در مورد گروه آزمایش اجرا شد. داده های حاصل از پرسشنامه ها در دو گروه در سه مرحله اندازه گیری شد و با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل گردید.

    یافته ها

     نتایج بیانگر تغییرات نمرات شرکت کنندگان از پیش آزمون به پس آزمون است، به نحوی که آموزش ذهن آگاهی بر بهبود آشفتگی ذهنی  و ضرب آهنگ شناختی کند بزرگسالان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اثر داشته (p<0.05) و این تاثیر در مرحله پیگیری دو ماهه پایدار مانده است (p<0.05).

    بحث و نتیجه گیری

    از آنجا که آموزش ذهن آگاهی در کاهش علائم مرتبط با بیش فعالی موثر بوده است؛ می توان از آن به عنوان روش مداخله ای موثری برای بهبود آشفتگی ذهنی و ضرب آهنگ شناختی کند بزرگسالان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی و نیز سایر افرادی که دچار ناتوانی های مشابه هستند استفاده کرد.

    کلید واژگان: ذهن آگاهی, آشفتگی ذهنی, ضرب آهنگ شناختی کند, نارسایی توجه, بیش فعالی
    Farideh Hosseini *, Leila Kamran
    Purpose

    This research was conducted with the aim of determining the effectiveness of mindfulness training on Mind Wandering and Sluggish cognitive tempo in adults with attention deficit hyperactivity disorder.

    Research Method

    quasi-experimental research method with a control group and a pre-test, post-test and follow-up design and the statistical population included adults in Shiraz who had attention deficit/hyperactivity disorder and had referred to the counseling center of Shiraz University in 1400-1401. Based on the available sampling method, 10 people who had the necessary characteristics were included in the experimental group and 10 people were included in the control group. The research tools included Barkley adult attention deficit/hyperactivity disorder rating scale, MWQ Mind Wandering questionnaire and mindfulness training program which was implemented in 8 sessions of 45 minutes, once a week for the experimental group. The data obtained from the questionnaires were measured in two groups in three stages and analyzed by variance analysis with repeated measurements and SPSS version 22 statistical software.

    Findings

    The results show the changes in the participants' scores from the pre-test to the post-test, in such a way that mindfulness training had an effect on improving the Mind Wandering and Sluggish cognitive tempo of adults with attention deficit/hyperactivity disorder (p<0.05) and this effect remained stable in the two-month follow-up phase (p<0.05).

    Conclusion

    Since mindfulness training has been effective in reducing symptoms related to hyperactivity; It can be used as an effective intervention method to improve Mind Wandering and Sluggish cognitive tempo of adults with attention deficit/hyperactivity disorder and other people with similar disabilities.

    Keywords: Mindfulness, Mental Disturbance, Sluggish Cognitive Tempo, Hyperactivity-Attention Deficit
  • کامران شیوندی چلیچه، درسا حاجی محمدی*، پریسا عبادی
    این پژوهش با هدف تدوین مدل مهارت‎ های ارتباطی خانوادگی نوجوانان مبتنی بر احساس تنهایی و اعتیاد به فضای مجازی با اثر واسطه ذهن‎آگاهی به انجام رسید که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل نوجوانان شهر تهران بود. نمونه آماری برابر با 300 نفر بود که از پنج منطقه تهران انتخاب گردید. نمونه گیری به صورت خوشه ای انجام شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه مهارت‎های ارتباطی فاین، مورلند و شوبل (1983)، ذهن‎آگاهی والاچ و همکاران (2006)، اعتیاد به فضای مجازی یانگ (1996) و احساس تنهایی راسل، پیلوا و کورتونا (1980) استفاده گردید. یافته‎ها نشان داد که ضریب استاندارد احساس تنهایی و اعتیاد به فضای مجازی بر مهارت های ارتباطی خانوادگی به صورت معنادار برابر با 49/0- و 20/0- بود (01/0>P). از سویی، ذهن آگاهی نقش میانجی‎گری در رابطه احساس تنهایی و اعتیاد به فضای مجازی با مهارت‎های ارتباطی خانوادگی داشت. با توجه به نقش ذهن آگاهی در افزایش توان نوجوانان در رویارویی با شرایط بحرانی و حفظ روابط اجتماعی مثبت، به روان‎شناسان توصیه می شود که با تمرکز بر ذهن اگاهی، آمادگی نوجوانان را بهبود بخشند. آموزش و پرورش نیز باید برای آموزش این راهبردها در چارچوب محتوای درسی طرح‎ریزی نماید.
    کلید واژگان: مهارت های ارتباطی خانودگی, احساس تنهایی, اعتیاد به فضای مجازی, ذهن آگاهی
    Kamran Sheivandi Cholicheh, Dorsa Haj Mohammadi *, Parisa Ebadi
    Tthe aim of this study was compiling a model of adolescent family communication skills based on loneliness and virtual space addiction with the mediating role of mindfulness, which was applied in terms of purpose and descriptive - correlational in terms of nature. The statistical population included adolescents in Tehran. The statistical sample was equal to 300 people who were selected from five regions of Tehran. Cluster sampling method was done. In order to data collecting Fine, Moreland & Schwbel communication skills (1983), Walach et al Mindfulness (2006), Yang internet Addiction (1996) and Russell, Curtona & Peplau loneliness (1980) was used. The findings showed that the standard path coefficient of loneliness and virtual space addiction on family communication skills was significantly equal to -0.49 and -0.20 (P<0.01). On the other hand, mindfulness played a mediating role in the relationship between loneliness and cyberspace addiction with family communication skills. Considering the role of mindfulness in increasing the ability of adolescence to face critical situations and maintain positive social relationships, psychologists are advised to improve the preparation of them by focusing on mindfulness. Education should also plan to teach these strategies in the framework of the curriculum.
    Keywords: Family Communication Skills, Loneliness, Virtual Space Addiction, Mindfulness
  • سید مجتبی عقیلی*، مهدی سلطان زاده، آرزو اصغری، میترا نمازی
    این پژوهش با هدف اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس پس از سانحه، تحمل پریشانی و نگرش های ناکارآمد مادران کودکان مبتلا به سرطان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک مبتلا به سرطان شهر مشهد در بهار سال 1398 بود که با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های اختلال استرس پس از سانحه (ویدرز و همکاران، 1993)، تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و نگرش های ناکارآمد (وایزمن و بک، 1978) بود. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم اختلال استرس پس از سانحه (95/14=F، 001/0>P)، تحمل پریشانی (32/21=F، 001/0>P) و نگرش های ناکارآمد (25/19=F، 001/0>P) مادران دارای کودک مبتلا به سرطان بود. بنا بر نتایج این پژوهش، می توان از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در بهبود استرس پس از سانحه، تحمل پریشانی و نگرش های ناکارآمد مادران کودکان مبتلا به سرطان بهره برد.
    کلید واژگان: ذهن آگاهی, استرس پس از سانحه, تحمل پریشانی, نگرش های ناکارآمد, سرطان
    Seyed Mojtaba Aghili *, Mehdi Soltanzadeh, Arezou Asghari, Mitra Namazi
    This research was conducted with the aim of effectiveness of cognitive therapy based on mindfulness on post-traumatic stress, distress tolerance and dysfunctional attitudes of mothers of children with cancer. The research method was semi-experimental with pre-test-post-test and control group. The statistical population of mothers with a child with cancer was in Dr. Sheikh Hospital in Mashhad in 2019, 30 of them were selected by purposeful sampling and randomly assigned to two experimental and control groups (15 people in each group). Research tools were PTSD questionnaires (Withers et al., 1993), distress tolerance (Simmons and Gaher, 2005) and dysfunctional attitudes (Weizman and Beck, 1978). The experimental group received eight 90-minute sessions of mindfulness-based cognitive therapy intervention (Siegel et al., 2000). Research data were analyzed using multivariate analysis of covariance test. The results indicated the effect of mindfulness on post-traumatic stress disorder symptoms, distress tolerance and dysfunctional attitudes of mothers with children with cancer. According to the results of this research, cognitive therapy based on mindfulness can be used to improve the psychological problems of mothers of children with cancer.
    Keywords: : Mindfulness, Post Traumatic Stress, Distress Tolerance, Dysfunctional Attitudes, Cancer
  • Mahdi Chitsaz, Ezzatollah Ahmadi *, Hassan Bafandeh Qaramaleki
    Objective

     The present study aimed to determine the effectiveness of mindfulness-based intervention on the emotional problems of adolescents.

    Methods and Materials: 

    This research was a quasi-experimental study with a pre-test-post-test design and a control group. The statistical population included all high school students in Azarshahr city during the 2023-2024 academic year who suffered from emotional problems. A sample of 30 individuals was selected using the Depression Anxiety Stress Scales (DASS-21) by Lovibond and Lovibond (1995) through purposive sampling methods and randomly assigned to experimental and control groups. Data analysis was performed using covariance analysis in SPSS version 25.

    Findings

     The data analysis indicated that the mindfulness-based intervention led to a significant difference between the groups in emotional problems (82%) and its components, including depression (0.71), anxiety (0.67), and stress (72%) (p<.05).

    Conclusion

     Based on the findings, it can be argued that mindfulness-based intervention reduces emotional problems.

    Keywords: Mindfulness, Emotional Problems, Adolescents
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال