به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "ecological niches" در نشریات گروه "علوم پایه"

جستجوی ecological niches در مقالات مجلات علمی
  • مرضیه رزاقی*، علی نصرالهی، احسان کامرانی، محمدشریف رنجبر، امیر وزیری زاده
    مقدمه

    چشم اندازهای ساحلی در نتیجه افزایش تقاضا جهت ایجاد سازه هایی به منظور فعالیت های اقتصادی، مسکونی و گردشگری همواره در حال تغییر هستند. تنوع ساخت و سازهای دست بشر همچون موج شکن، اسکله ها و دیوارهای ساحلی جزو ویژگی های همراه با زیستگاه های کم عمق نواحی زیر جزرومدی و بین جزرومدی شده است. این تغییر و تحول در پاسخ به رشد نمایی جمعیت بشر و تغییرات آب و هوایی همچون بالا آمدن تراز آب دریا و افزایش نیاز برای مقابله با حوادث طبیعی همچون طوفان های دریایی شتاب بیشتری خواهد گرفت. با افزایش نگرانی های به وجود آمده درباره ارزش اکولوژیک محیط های ایجاد شده، تلاش هایی برای ایجاد زیستگاه های جدید به منظور افزایش تنوع زیستی در حال جریان هستند. از این رو این مطالعه با هدف مقایسه بین الگوهای تنوع زیستی بین سطوح بسترهای مصنوعی و طبیعی و همچنین نقش ویژگی های شیب و ارتفاع جزرومدی در تعیین الگوهای تنوع زیستی صورت پذیرفت.

    مواد و روش ها

    نمونه برداری  از 4 زیستگاه طبیعی  (سواحل صخره ای جزیره ناز، مسن، نقاشه و رمچاه) و 4 زیستگاه مصنوعی (بسترهای صخره ای موج شکن های جزیره ناز، پودر فرآوری ماهی، سلخ و رمچاه) در سواحل جنوبی جزیره قشم، به طور فصلی از تابستان 1395 تا بهار 1396 انجام پذیرفت. طی این مطالعه از نمونه برداری جوامع اپی بیوتیک در دو نوع بستر طبیعی و مصنوعی در هشت ایستگاه و سه سطح جزر ومدی طی چهار دوره نمونه برداری 960 عکس تهیه گردید.

    نتایج

    پس از بررسی عکس ها و شناسایی نمونه های جمع آوری شده، 105 گونه شناسایی گردید که از این میان 65 گونه در بستر های طبیعی و 42 گونه در بسترهای مصنوعی مشاهده گردید. بسترهای طبیعی در مقایسه با بسترهای  مصنوعی دارای فراوانی (درصد پوشش) بالاتر جوامع اپی بیوتیک بودند. درصد پوشش اکثر گروه های تاکسونومی شناسایی شده در بسترهای طبیعی بالاتر بود بجز سه گروه تاکسونومی هیدروییدها، بریوزوا و شکم پایان که در بسترهای مصنوعی فراوانی (درصد پوشش) بیشتری را به خود اختصاص داده بودند. در مقایسه تعداد گونه نیز همین مدل مشاهده گردید و ایستگاه مسن، رمچاه و نقاشه به ترتیب بیشترین تعداد گونه را به خود اختصاص داده بودند. نتایج حاکی از تنوع گونه ای بالاتری در بسترهای طبیعی (99/14) در مقایسه با بسترهای مصنوعی (98/9) بود. آزمون PERMANOVA تفاوت معناداری در ساختار جوامع اپی بیوتیک بین بسترهای سخت طبیعی و مصنوعی و همچنین سطوح جزرومدی متفاوت در سواحل جنوبی جزیره قشم نشان داد (05/0>p).بحث: در مقایسه بین تعداد گونه در سطوح جزرومدی متفاوت تقریبا یک روند منظم افزایشی در تعداد گونه همراه با ارتفاع جزرومدی مشاهده گردید و تخته سنگ های ناحیه پایین جزرومدی در مقایسه با دو سطح دیگر جزرومدی دارای غنای گونه ای بالاتری بودند. هیچ یک از افراد جمعیت خارپوستان برروی سطوح صاف زیستگاه های مصنوعی مشاهده نشدند که این امر می تواند به دلیل شیب تند بسترهای مصنوعی و عدم وجود خردزیستگاه باشد که سبب شده است که این جوامع محیط مناسبی جهت استقرار پیدا نکنند. در بررسی گونه های تمیز دهنده دو زیستگاه طبیعی و مصنوعی مشخص شد که در مقایسه با بسترهای طبیعی، وسعت گسترش و رشد جلبک Padina sp. برروی بسترهای مصنوعی به طور قابل توجهی کاهش داشته است و این ماکروجلبک یکی از گونه های موثر در تفاوت ساختار جمعیتی بین این دو زیستگاه بوده است. به نظر می رسد که شیب تند و بالا بودن قدرت امواج در بسترهای مصنوعی سبب شده است که این گونه نتواند به خوبی برروی بسترهای مصنوعی گسترش یابد. در مقابل ماکروجلبک Centroceras clavulatum  بخوبی توانسته بود با ساختارهای مصنوعی سازگار شود و گسترش قابل توجهی برروی این ساختارها ایجاد کرده بود به طوری که بعد از Padina sp. به عنوان یکی از گونه های موثر در تفاوت ساختار جمعیت بین این دو زیستگاه معرفی شد. مطالعه حاضر نشان داد که ایجاد سطوحی با شیب کم، دامنه بیشتری از زیستگاه ها ایجاد می کند و با افزایش ناهمگنی بستر، چندین آشیانه اکولوژیک برای چندین گونه ایجاد می شود و در نهایت تنوع زیستی منطقه ای افزایش می یابد.

    کلید واژگان: تنوع زیستی, چشم اندارهای ساحلی, زیستگاه های مصنوعی, جوامع اپی بیوتیک, مناطق جزرومدی
    Marzieh Razaghi *, Ali Nasrolahi, Ehsan Kamrani, Mohammadsharif Ranjbar, Amir Vazirizadeh
    Introduction

    The coastal landscapes are constantly changing due to the increasing demand for structures aimed at economic, residential, and tourism activities. Human-made constructions such as breakwaters, piers, and seawalls have become characteristic features alongside shallow habitats in intertidal and subtidal zones. This transformation accelerates in response to exponential population growth and climate change impacts, such as rising sea levels and the need to mitigate natural disasters like storm surges. Concerns about the ecological value of these created environments have sparked efforts to establish new habitats to enhance biodiversity. Therefore, this study aimed to compare biodiversity patterns between artificial and natural substrates, as well as to investigate the role of slope and tidal height characteristics in determining biodiversity patterns.

    Materials and Methods

    Sampling was conducted in four natural habitats (rocky shores of Naz Island, Mosen, Naqashah, and Ramchah) and four artificial habitats (rocky substrates of Naz Island breakwaters, fish processing waste, Selakh, and Ramchah) along the southern shores of Qeshm Island, seasonally from summer 2016 to spring 2017. During this study, 960 photographs were taken of epibiotic communities from two types of substrates across eight stations and three tidal levels over four sampling periods.

    Results

    After analyzing the photographs and identifying the collected samples, 105 species were identified, of which 65 species were found in natural substrates and 42 species in artificial substrates. Natural substrates exhibited a higher abundance (percentage cover) of epibiotic communities compared to artificial ones. Most taxonomic groups identified had higher percentage cover in natural substrates, except for three groups: hydroids, bryozoans, and sponge-like organisms, which were more abundant in artificial substrates. A similar trend was observed in the number of species, with the stations of Mosen, Ramchah, and Naqashah hosting the highest species counts. The results indicated greater species diversity in natural substrates (14.99) compared to artificial ones (9.98). PERMANOVA tests revealed significant differences in the structure of epibiotic communities between natural and artificial hard substrates, as well as across different tidal levels on the southern shores of Qeshm Island (p < 0.05).

    Discussion

    A nearly regular increasing trend in species count was observed with rising tidal height, with lower intertidal areas hosting higher species richness compared to the other two tidal levels. No echinoderm individuals were found on the flat surfaces of artificial habitats, likely due to the steep slope and lack of microhabitats, which prevented these communities from establishing. In examining the cleaner species in both natural and artificial habitats, it was found that the distribution and growth of the algae Padina sp. on artificial substrates had significantly decreased compared to natural ones. This macroalga was one of the key species influencing the population structure differences between the two habitats. The steep slopes and high wave energy in artificial substrates likely hindered the successful spread of this species. In contrast, the macroalga Centroceras clavulatum successfully adapted to artificial structures and established significant coverage on these substrates, making it one of the key species influencing the differences in population structure between the two habitats, following Padina sp. This study demonstrated that creating low-slope surfaces leads to a broader range of habitats, increasing substrate heterogeneity and thereby providing multiple ecological niches for various species, ultimately enhancing regional biodiversity.

    Keywords: Biodiversity, Coastal Landscapes, Artificial Habitats, Epibiotic Communities, Tidal Zones, Ecological Niches
  • سجاد بابایی، محمود بیات*، منوچهر نمیرانیان، سحر حیدری مستعلی، فاطمه احمدلو
    زمینه و هدف

    شناخت آشیان اکولوژیکی گونه های مختلف در بسیار از مسایل اکولوژیکی ضروری است. آشیان اکولوژیک گونه ها یکی از فاکتورهای مهم در تشخیص الگوی پراکنش درختان بوده و برای کل گونه ها، با بررسی توزیع پراکنش گونه ها قابل تشخیص است. مدل های آشیان اکولوژیک اغلب به فهم بیشتر اکوسیستم کمک می نماید. این مدل ها در پیش بینی برآورد تغییرات پایداری اکوسیستم و نسبت پایداری و اکوسیستم ها کاربردی است.

    روش بررسی

    به منظور تعیین فشار انتخابی گونه های مختلف از شاخص های سطح تعادل آشیان انتخابی، سطح غالب آشیان انتخابی و سطح بحران آشیان انتخابی استفاده و 5/41 هکتار از جنگل آموزشی پژوهشی خیرود مورد آماربرداری کامل (صد درصد) قرار گرفت. سپس، مشخص های نظیر قطر برابر سینه درختان اندازه گیری و با استفاده از شاخص های آشیان انتخابی به اندازه گیری فشار انتخابی و سطوح آشیان گونه های راش، بلوط، ممرز، توسکا پرداخته شد.

    یافته ها

    مقدار بدست آمده از فشار انتخابی برای گونه های راش 419/66 ، بلوط 313/28، ممرز 3/261، توسکا 962/36 و نمدار 39/9 به ترتیب محاسبه شد. نتایج نهایی بدست آمده نشان داد گونه ممرز در سطح آشیان غالب، گونه راش و توسکا در سطح آشیان تعادل، گونه بلوط در حد واسط آشیان تعادل و مغلوب و نمدار در سطح آشیان مغلوب بوده است.

    بحث و نتیجه گیری

    گونه ممرز در سطح غالب فشار انتخابی، گونه نمدار در ردیف گونه های با سطح تعادل بحران و گونه بلوط در سطح آشیان بحران نزدیک به سطح تعادل قرار گرفت. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد که کمی سازی فشار انتخابی یک عامل مهم برای تعیین جایگاه کنونی گونه های در حال انقراض می باشد.

    کلید واژگان: آشیان اکولوژیک, پراکنش گونه ها, سطح تعادل آشیان انتخابی, فشار انتخابی
    Sajjad Babaie, Mahmood Bayat *, Manoochehr Namiranian, Sahar Heidari Masteali, Fatemeh Ahmadloo
    Background and Objective

    Understanding the ecological niche of the different species is essential in many ecological issues.  Ecological niches of species are one of the important factors in the tree species distribution pattern and for all species, it can be detected by examining distribution of species distribution. Ecological nest models often help to understand more ecosystems. These models are applicable in predicting ecosystem stability and sustainability ratios and ecosystems.

    Method

    In order to determine the selective pressure of different species, the indicators of the equilibrium level of selected nests, the dominant level of selected nests and the crisis level of selected nests were used and 41.5 hectares of Khirud research and educational forest were fully surveyed (100%). Then, characteristics such as diameter equal to the chest of the trees were measured and using selective nesting indices, the selected pressure and nesting levels of beech, oak, hornbeam and alder species were measured.

    Findings

    The values of the selective pressure were measured for the species on the Fagus orientalis 66.419, Quercus persica 3. 313, Carpinus orientalis 261. 28, Alnus 36. 962 and tilia begonifolia 9. 39 respectively. The final results showed that Carpinus orientalis wasat a Dominates niche level, the Fagus orientalis and Alnus was in the balance niche level and the Quercus persica was in intermediate between balance and critical level and also tilia begonifolia was in the critical niche levels.

    Discussion and Conclusion

    The Carpinus species were at the dominant level of selective pressure, the Tilla species were at the equilibrium level and the Quercus species were at the equilibrium level of the crisis nest. The results of this study showed that selective strain quantification is an important factor in determining the current status of endangered species.

    Keywords: Ecological niches, species distribution, selective nest balance, selective pressure
  • حیدر روحی، هادی تحسینی*، عبدالرسول سلمان ماهینی، حمیدرضا رضایی
    مدل سازی ارتباطات بوم شناختی در بین زیستگاه ها و کاربرد این مدل ها در برنامه ریزی حفاظت، کمی نمودن اثر الگوهای مکانی سیما سرزمین بر درجه ارتباطات زیستگاهی ضرورت دارد. این مطالعه با هدف تعیین گذرگاه احتمالی پلنگ ایرانی (Pantera pardus saxicolor) دردو زیستگاه پارک ملی گلستان و پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق انجام شده است، این دو زیستگاه از بارزترین زیستگاه های پلنگ بوده که در جوار همدیگر قرار دارند. ابتدا مطلوبیت زیستگاه پلنگ ایرانی در دو زیستگاه با روش تحلیل عاملی آشیان بوم شناختی مورد بررسی قرار گرفت. لایه های اطلاعاتی به کار بردهشده به عنوان متغیرهای موثر برحضور گونه شامل ارتفاع، شیب، شاخص پوشش گیاهی (NDVI)، فاصله از جاده ها، روستاها، چشمه ها و رودخانه ها بوده است. هم چنین از تئوری مدارهای الکتریکی برای بررسی ارتباطات زیستگاهی پلنگ ایرانی بین دو زیستگاه مذکور استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که مهم ترین عامل در انتخاب مسیر و جابه جایی پلنگ ایرانی یافتن مسیرهایی است که دارای امنیت کافی بوده و با مناطق مسکونی تداخلی نداشته باشد. به طورکلی چهار مسیر متفاوت برای جابه جایی پلنگ ایرانی شناسایی شد، که مهم ترین آن ها گذر پلنگ از قسمت جنوبی پارک در امتداد منطقه حفاظت شده لووه است. جایی که دارای پوشش مناسبی از جنگل بوده و به احتمال زیاد دارای طعمه کافی نیز می باشد،از سوی دیگر مهم ترین مسیر حرکت پلنگ در زیستگاه خوش ییلاق در شمال این منطقه قرار دارد در این جا دو مسیر با فاصله نسبتا کمی از همدیگر مشخص شده است، که دارای تعداد کمی روستا و مناطق مسکونی است و همین امر مهم ترین عامل در انتخاب مسیر حرکت و جابه جایی پلنگ است. براساس نقشه های مطلوبیت زیستگاه و نقشه مقاومت، نقشه جریان برای گونه هدف و هم چنین نواحی مهم ارتباطی در منطقه مورد مطالعه شناسایی گردید.
    کلید واژگان: تئوری مدار الکتریکی, پلنگ ایرانی (Pantera pardus saxicolor), آشیان بوم شناختی, اختلاف پتانسیل, جریان
    Haydar Rouhi, Hadi Tahsini *, Abdolrasoul Salman Mahini, Hamid Reza Rezaei
    Maintaining and restoring the relationship between different parts of the terrestrial landscape requires communication models and indicators that are reliable and efficient. One of these models is a communication model based on electrical circuit theory. To predict the pattern of movement in terrestrial landscape, identification of important habitat spots and corridors with the aim of planning for conservation has been used. Electricity is a network of nodes connected to each other by the resistors (electrical conductive parts of the current) and the amount of flow through the nodes is determined by the potential difference and the resistors. The circuit theory assumes that the terrestrial image is a conductive surface that converts each pixel into a node and connects it to adjacent electrical circuits. In this study, the desirability of the Iranian leopard habitat in two habitats of Khobyyalagh wildlife sanctuary and Golestan National Park was investigated by means of factor analysis of ecological niches and Biomper software. The data layers used as variables affecting the presence of species including elevation, slope, and vegetation index (NDVI), distance from roads, distance from villages, springs and rivers. Also, in the present study, the theory of electrical circuits was used to investigate the Iranian lagoon habitat links between the two habitats, and based on flow maps, movement patterns and functional communication for target species as well as important communication areas in the study area were identified.
    Keywords: Electrical Circuit Theory, Pantograph, Ecological Niches, Potential Difference, flow
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال