فرامقولی بودن خداوند و الگوی رابطه ذات و صفات نزد ابوالحسن اشعری
نویسنده:
نوع مقاله:
مقاله پژوهشی/اصیل (دارای رتبه معتبر)
چکیده:
ابوالحسن اشعری انتقادات مهمی علیه آموزه بساطت یا عینیت ذات و صفات ارائه کرده است. برخی از فیلسوفان معاصر در سنت فلسفه تحلیلی نیز دیدگاهی مشابه او در مورد این آموزه ارائه کرده اند. در نظر اشعری آموزه بساطت مستلزم اموری شهودا نامعقول و بی معنا است. پذیرش آموزه بساطت در نگاه اشعری اولا مستلزم شخص انگاری صفات و ثانیا مستلزم پذیرش این همانی خارجی میان صفات است که از نظر او هر دو نتیجه به ضرورت عقلی مردود است. در این مقاله ضمن توضیح و بررسی مبانی متافیزیکی اشعری، انتقادات اصلی او علیه آموزه بساطت را صورتبندی می کنیم، سپس می کوشیم نشان دهیم اولا ماهیت خدای فرامقولی معرفی شده از سوی اشعری با مبانی متافیزیکی او خصوصا با الگوی شیء-ویژگی سازگار نیست و ثانیا ادله موافقان آموزه بساطت نیز به همان اندازه انتقادات او دارای قوت فلسفی است و ثالثا نظریه جایگزین او نمی تواند پاسخی به مساله رابطه ذات و صفات الهی باشد، مگر به ابتنای غیر علی.
کلیدواژگان:
زبان:
فارسی
انتشار در:
صفحات:
85 تا 107
لینک کوتاه:
https://www.magiran.com/p2768984
مقالات دیگری از این نویسنده (گان)
-
بررسی انتقادی دیدگاه آلوین پلنتینگا درباب آموزه بساطت الهی
*، عبدالرسول کشفی، احد فرامرز قراملکی
فصلنامه اندیشه دینی، بهار 1401 -
ادیان بزرگ، قاعده زرین و «دیگری»
، احد فرامرز قراملکی
پژوهش نامه اخلاق، تابستان 1394