فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 2 (پیاپی 64، تابستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/07/04
  • تعداد عناوین: 15
|
  • امین قرنجیک، سعید صوفی زاده، جعفر کامبوزیا* صفحات 1-14
    سابقه و هدف

    گیاهان در مقابل تغییرپذیری های شرایط اکولوژیکی که در محدوده قابل تحمل آنها رخ می‌دهد، پاسخ‌های مورفولوژیکی و فنولوژیکی متفاوتی نشان می‌دهند که در واقع بخشی از قابلیت توارثی آن‌هاست. این تغییرپذیری ها در حفظ بقاء گونه و پایداری زیست‌بوم نقش اساسی دارند. زیست‌بوم‌های کشاورزی با توجه به محدودیت شدید تنوع ژنتیکی و تنوع زیستی، بسیار شکننده هستند. در رویکرد اگرواکولوژیک، برخلاف کشاورزی رایج، شناخت دقیق مرحله‌های زندگی گیاه زراعی و سایر موجودات زنده موجود در زیست‌بوم، مورد توجه بوده، بنابراین تلاش می‌شود که مدیریت تولید، با توجه به این مهم و نیز کاربرد بهینه از نهاده‌های کشاورزی انجام شود.

    مواد و روش‌ها

    بمنظور بررسی تغییرپذیری های فنولوژیکی، چهار ژنوتیپ گندم نان (گنبد، کریم، کوهدشت، مروارید)، در سطوح مختلف مصرف کود نیتروژنی (صفر، 66 و 200 کیلوگرم در هکتار)، در آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب بلوک‌‌‌‌‌‌های کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 94-1393 و 95-1394 در مزرعه ایستگاه تحقیقات کشاورزی گنبدکاووس مورد مطالعه قرار گرفت.

    نتایج و بحث

    نتایج تجزیه مرکب مشاهده‌ها در دو سال آزمایش نشان داد که طول مرحله‌های رویشی و زایشی در این ژنوتیپ‌ها در دو سال آزمایش، متفاوت است و روند تاثیر مقدار اوره بر این مرحله‌ها متناسب با شرایط آب و هوایی تغییر می‌کند. با توجه به اختلاف بارندگی در این دو سال نتیجه‌گیری شد که در شرایط دمایی و رطوبتی مختلف در زیست‌بوم کشاورزی، امکان اعمال مدیریت مصرف کود، بدون تاثیر معنی‌دار بر طول دوره‌های فنولوژیکی وجود دارد. مشاهده‌های این آزمایش نشان داد که مرحله ساقه‌روی در مقایسه با مرحله‌های قبل، از پایداری بیشتری برخوردار است بطوری‌که اختلاف طول این مرحله در دو سال آزمایش فقط 0/63 روز بود و تغییرپذیری های ناشی از مصرف سطح‌های مختلف کود در دو سال آزمایش، اختلاف معنی‌داری را نشان ندادند. به نظر می‌رسد که طول این دوره کمتر از دیگر مرحله‌های رشد گندم تحت تاثیر عامل‌های محیطی است و بعبارت دیگر انتظار می‌رود که وراثت‌پذیری بالاتری داشته باشد. تغییرپذیری‌ها در مرحله آبستنی نیز به طور نسبی مشابه همین مرحله است. اگرچه مصرف 200 کیلوگرم در هکتار کود کمی شیب تغییرپذیری ها را افزایش داده، بطوری که شیب 68 درصدی افزایش طول دوره از شاهد تا مصرف 66 کیلوگرم در هکتار کود اوره به شیب 111/9درصدی تبدیل شده ولی میزان این افزایش فقط 0/75 روز است. از این مشاهده‌ها چنین استنباط می‌شود که اگرچه طول این مرحله از دوره رشدی گیاه، بیش از مرحله آبستنی تحت تاتیر عامل‌های محیطی است ولی بطورکلی، میزان این اثرپذیری، بالا نیست. مشاهده‌های این پژوهش نشان می‌دهد که ارقام گندم مورد مطالعه (اعم از این که برای شرایط دیم یا با آبیاری تکمیلی معرفی شده باشند) در طول دوره رشد خود در سال دوم (پرباران) 7/5 تا 8/5 روز دیرتر از سال اول (کم باران) به مرحله‌های ظهور سنبله، گلدهی و رسیدگی دانه رسیده است. بطوری‌که اختلاف این دو سال برای مرحله ظهور سنبله بطور میانگین 8/33 روز، برای مرحله گلدهی 7/72 روز و برای مرحله رسیدگی 56/7 روز بود. روند تغییرپذیری های ناشی از مصرف کود در این سه مرحله در هر دو سال مشابه بود.

    نتیجه‌گیری

      این مطالعه با تاثیر بر مدیریت و کنترل جمعیت گونه‌های گیاهی غیرزراعی، عامل‌های بیماریزا (قارچ‌ها و باکتری‌ها)، حشرات و دیگر گونه‌های جانوری اکوسیستم مزرعه در مقدار و پایداری تولید محصول زراعی دارای اهمیت است.

    کلیدواژگان: تولید پایدار، زیست بوم، غلات، فنولوژی
  • آیناز هلاکوئی، حسین کرمانیان، فرانک محمدکاظمی، امید رمضانی* صفحات 15-31
    سابقه و هدف

    نانوفیبریل های سلولزی بصورت سوسپانسیون آبی با مقدار ماده جامد کم و ویسکوزیته بالا عرضه می شود که در اثر ماهیت به شدت هیدروفیلی فیبریل های سلولز می باشد. بدلیل هزینه های حمل بالا، توجه اصلی بر افزایش حداکثری مقدار ماده جامد خشک است که در عمل بدلیل تراکم غیرقابل برگشت پیوندهای هیدروژنی سلولز در زمان خشک کردن ممکن نمی باشد. این پدیده، استخوانی شدن نامیده می شود که متاثر از آن نانوفیبریل های سلولزی بعد از اینکه بطور کامل خشک شدند، در آب پراکنده نشده یا به سختی پراکنده می شوند. در پژوهش حاضر، روشی سازگار با محیط زیست برای تهیه پودر خشک از نانوفیبریل های سلولزی با قابلیت بازپراکندگی در آب آزمون شده است که بر پایه جذب کربوکسی متیل سلولز می باشد.

    مواد و روش ها

    بدین منظور، جذب کربوکسی متیل سلولز بر روی سوسپانسیون نانوفیبریل های سلولزی در دماهای مختلف 22 (دمای محیط) و 121 درجه سانتی گراد (اتوکلاو) مطالعه شد و مقدار آن بوسیله تیتراسیون هدایت سنجی اندازه گیری گردید. بعنوان جنبه نوآورانه پژوهش، ویژگی های هیدرودینامیکی سوسپانسیون شامل ذرات بازپراکنده شده نانوسلولز شامل آزمون های ویسکوزیته، کدورت، حجم ویژه هیدرودینامیکی و میزان جذب آب مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین، اندازه ذرات پودر تولید شده از طریق آزمون پراکندگی دینامیکی نور مورد مطالعه قرار گرفت.

    نتایج و بحث

     بررسی نتایج نشان داد که در بالاترین سطح افزودن کربوکسی متیل سلولز (40 میلی لیتر) و اعمال دمای121 درجه سانتی گراد به مدت 25 دقیقه داخل اتوکلاو، بیشترین جذب صورت پذیرفته است که به دستیابی به میزان زیاد در کلیه ویژگی های هیدرودینامیکی در قیاس با نمونه شاهد و دیگر نمونه های تیمارشده منجر شد. برخلاف این یافته، اطلاعات به دست آمده از آزمون پراکندگی دینامیکی نور نشان داد که شاخص پراکندگی و اندازه هیدرودینامیکی همه نمونه های تیمار شده بسیار بالاتر از نانوسلولز تیمار نشده بودند که به دلمه و توده شدن ذره های سلولزی در محیط آبی نسبت داده شد.

    نتیجه گیری

    با استفاده از این روش، پودر نانوسلولزی با قابلیت پراکندگی مناسب در آب پس از خشک کردن در آون حاصل شد و بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که با افزودن مقدار مناسبی CMC به نانوسلولز، پراکنش، بهبود یافته و قابلیت جذب آب پودرهای تولید شده افزایش پیدا می کند. دستاوردهای این روش جدید، تولید، حمل و نقل و ذخیره سازی نانوفیبریل های سلولزی را در کاربردهای صنعتی تسهیل می بخشد.

    کلیدواژگان: نانوفیبریل های سلولز، استخوانی شدن، قابلیت پراکندگی، کربوکسی متیل سلولز
  • محمدرضا نظری، اکرم نشاط، پری چهر نجفی، مسعود فهرستی * صفحات 33-44
    سابقه و هدف

    با توجه به هزینه های بالا حمل و نقل در بخش شکر تولیدی از چغندرقند مدیریت منطقی زنجیره یتامین آن از اهمیت خاصی برخوردار است که می تواند در کاهش هزینه، کاهش آلاینده های هوا، مکان یابی تسهیلات، تحویل به موقع خدمات به نقاط تقاضا و رضایت مشتری را به همراه داشته باشند. بررسی مطالعه های گذشته نشان می دهد که بررسی های اندکی در زمینه بهینه یابی شبکه توزیع محصول های کشاورزی در زنجیره تامین با در نظر گرفتن تاثیر اقتصادی و محیط زیستی انجام شده است. بنابراین تحقیق حاضر به بهینه ‏سازی شبکه توزیع چغندر قند از منطقه های تولیدی به کارخانه های بهره برداری و تصفیه چغندرقند در زنجیره تامین شکر ایران و تعیین تاثیر اقتصادی و محیط زیستی محیطی آن می ‏پردازد. در این پژوهش افزون بر مقایسه هزینه ‏های حمل و نقل در وضعیت توزیع موجود و بهینه، تغییرات در مصرف سوخت به ازای تغییر در توزیع چغندرقند، کاهش انتشار ناشی از اصلاح شبکه حمل و نقل و منافع اقتصادی آن در کشور نیز محاسبه شد.

    مواد و روش ها

    مطالعه حاضر با استفاده از آمار و اطلاعات مرکز آمار ایران در سال 1393 برای10 استان تولیدکننده چغندرقند شامل آذربایجان غربی، کرمانشاه، خوزستان، فارس، یاسوج، لرستان، سمنان، قزوین، خراسان رضوی و خراسان شمالی و 24 مرکز تقاضا انجام شد. این مطالعه با استفاده از الگوی برنامه ریزی ریاضی و مدل‏سازی حمل و نقل به تجزیه و تحلیل داده ها با بکارگیری نرم افزار GAMS پرداخت.

    نتایج و بحث

     نتایج اجرای برنامه بهینه حمل و نقل نشان داد اجرای برنامه پیشنهادی سبب صرفه جویی در هزینه ها به میزان 43/7میلیارد ریال معادل 3/84 درصد شد. همچنین، نتایج اجرای برنامه بهینه حمل و نقل با در نظر گرفتن اثرهای محیط زیستی، نشان دهنده ی کاهش مصرف سوخت به میزان 2 میلیون و 177 هزار لیتر گازوئیل و منافع محیط زیستی حدود 7/5 میلیارد ریال است.

    نتیجه گیری

    بنابراین می توان نتیجه گرفت اجرای برنامه بهینه حمل و نقل سبب کاهش هزینه های حمل و نقل و کاهش مصرف سوخت شده است. لذا اجرای برنامه بهینه افزون بر کاهش هزینه ی حمل و نقل و قیمت تمام شده شکر سبب کاهش آلودگی و مصرف سوخت در کشور نیز می‏ شود. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد می شود، در جریان برنامه ریزی حمل و نقل در زنجیره تامین شکر، از الگوی پیشنهادی در این مطالعه برای حمل و نقل چغندرقند استفاده شود، زیرا اجرای برنامه بهینه بر کاهش هزینه ی حمل و نقل و کاهش مصرف سوخت فسیلی و در نتیجه بر قیمت تمام شده شکر تاثیر می‏ گذارد.

    کلیدواژگان: مدل‏سازی حمل و نقل، برنامه ریزی ریاضی، مصرف سوخت، زنجیره تامین شکر
  • نسیم شعبانی، حمیدرضا کامیاب* صفحات 44-57
    سابقه و هدف

    اکوسیستم خدمات متنوعی را عرضه می کند، که با توجه به نوع اکوسیستم و وضعیت آن در کمیت و کیفیت دارای تفاوت هایی است. برآورد خدمات اکوسیستم برای حمایت از فرآیندهای آمایش و برنامه ریزی سرزمین بسیار مهم است. به دلیل رشد شهری و اثرات آن، خدمات اکوسیستم تحت فشار شدید قرار گرفته اند. در بین فعالیت های انسانی که خدمات اکوسیستم را کاهش می دهند، تغییر کاربری/پوشش زمین که به سبب رشد شهری و گسترش کشاورزی ایجاد می گردد، می توان اشاره نمود. در این مقاله، پویایی تغییر کاربری/پوشش زمین در استان گلستان با استفاده از تحلیل آشکارسازی تغییرات و زنجیره مارکوف بعنوان ورودی ضروری برای برآورد ارزش خدمات اکوسیستم بررسی و میزان خدمات اکوسیستمی برآورد گردید. ضمن آن که از رویکرد حساسیت سنجی برای برآورد میزان انعطاف پذیری مدل به اصلاح 50 درصدی در ضریب های ارزش خدمات استفاده شد.

    مواد و روش ها

    استان گلستان یکی از 31 استان شمالی کشور واقع در جنوب دریای خزر است. در این مطالعه، داده های چندزمانه کاربری/پوشش زمین از داده های ماهواره ای چند طیفی مربوط به دو سال 1363 و 1394 استخراج گردید. ضمن آن که ارزش خدمات اکوسیستم برای سال 1414 نیز محاسبه شد. برای کمی کردن تغییرات کاربری از تحلیل زنجیره مارکوف استفاده شد. زنجیره مارکوف ابزاری تحلیلی برای مدل سازی تغییر کاربری زمین در زمانی است که تحلیل تغییرات و فرآیندهای سیمای سرزمین دارای پیچیدگی باشد. هدف این مطالعه، ارزش دهی خدمات مربوط به هر نوع بیوم بر اساس داده های کاربری/پوشش زمین است.

    نتایج و بحث

     تحلیل تغییر کاربری/پوشش زمین نشان داد که بیشترین افزایش کاربری در دوره زمانی مورد مطالعه مربوط به گسترش مناطق انسان ساخت بوده است. مناطق انسان ساخت از سال 1363 تا 1394 بیشترین رشد را داشته است. در طی دوره زمانی 1394-1363، خدمات اکوسیستم کاربری جنگل از 1722 میلیون دلار به 952 میلیون دلار رسیده است. در این پژوهش ارزش سالانه 22 خدمت اکوسیستم برآورد شد. در بین خدمات برآورد شده، تولید غذا، ماده های خام، متعادل ساختن اقلیم، چرخه مواد، کنترل زیستی، تنوع ژنی و تفرج کاهش داشته اند و سایر خدمات افزایش/کاهش داشتند. تاثیر استفاده از ضریب های مختلف برای برآورد خدمات اکوسیستم برای استان گلستان محاسبه گردید. ضریب حساسیت در همه ی موارد کمتر از یک بوده است. نتایج نشان داد که ارزش کلی خدمات اکوسیستم برای استان گلستان با تغییر ضریب ها انعطاف کمی دارد و به عبارت دیگر مورد اطمینان است. با توجه به نتایج به دست آمده از کاربری/پوشش زمین، مرتع ها و منطقه های جنگلی به دلیل وسعت بیشتر این منطقه ها در استان و همچنین ضریب بالاتر خدمات اکوسیستم، بیشترین خدمات اکوسیستمی را در منطقه عرضه می دارند و کاهش در وسعت این مناطق باعث از دست رفتن بخشی از خدمات اکوسیستم در سیمای سرزمین می گردد.

    نتیجه گیری

    ارزش خدمات اکوسیستم برآورد شده بر اساس کاربری/پوشش زمین برای نشان دادن میزان تغییر خدمات در اثر رشد شهری در مقیاس زمانی و مکانی مهم است. این برآوردها برای سطوح محلی، منطقه ای و جهانی به خاطر تاثیر آن بر فرآیندهای برنامه ریزی از طریق اصلاح سیستم های مدیریتی برای برآورد صحیح خدمات بسیار مهم است چراکه می توان از آن بعنوان پایه ای برای توسعه پایدار استفاده کرد. اولویت دیگر آن را می توان در توسعه گزینه های بهینه سازی کاربری زمین در جهت افزایش خدمات اکوسیستمی دانست.

    کلیدواژگان: خدمات اکوسیستم، کاربری، پوشش زمین، ارزش مالی خدمات اکوسیستم، استان گلستان
  • علی ابوالحسنی *، مهناز مظاهری، سیدامید رعنایی صفحات 58-68
    سابقه و هدف

    آلودگی های نفتی می توانند سبب آسیب های جدی و بلندمدت بر محیط‌زیست و سلامت جامعه های انسانی شوند. ترکیب های هیدروکربنی می توانند در طبیعت به مدت طولانی باقی مانده و تبدیل به آلاینده های محیط زیستی شوند. پاک‌سازی آلودگی های هیدروکربنی همچنان موضوعی چالشی برای پژوهشگران رشته های مختلف می باشد. زیست‌پالایی ، نوعی بیوتکنولوژی است که می‌تواند برای رفع این آلودگی‌ها مورد استفاده قرار گیرد. بااین‌وجود بیشتر یافته‌‌های موجود در مورد ارزیابی عامل های موثر بر زیست‌ پالایی هیدروکربن‌های نفتی از مطالعات آزمایشگاهی به دست آمده است و پژوهش ها در این زمینه در مقیاس پایلوت یا مطالعات میدانی بسیار محدود است. مطالعات نشان می‌دهد که عامل های اصلاح بیولوژیکی که در شرایط آزمایشگاهی موثرند ممکن است بطور قابل‌ملاحظه‌ای در مقیاس وسیع دارای اثربخشی کمتری باشند بنابراین پژوهش ها و کاربردهای میدانی، آزمون‌های قانع‌کننده نهایی برای میزان کارآیی این محصول ها می‌باشند. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی عملکرد یک کنسرسیوم باکتریایی تجزیه‌کننده آلاینده‌های هیدروکربنی در شرایط طبیعی و در مقیاس پایلوت میدانی بود.

    مواد و روش ها

    برای اجرای این پژوهش، کنسرسیوم باکتریایی تجزیه‌کننده آلودگی نفتی شامل 5 سویه باکتری Alcanivorax dieselolei، Thalassospira xianheensis، Rhodococcus ruber، Gracilibacillus dipsosauristrain و Microbacterium sp. در فرمانتور نیمه صنعتی در حجم 500 لیتر تکثیر گردید. سپس سلول های میکروبی بعد از ته نشینی در فرمانتور به روش spray-drying خشک و با نشاندن بر روی پودر دیاتومه بعنوان بستر تثبیت، تبدیل به پودر شدند. با مخلوط سازی پودر خالص میکروبی با افزایه‌های مغذی مناسب، فرمولاسیون نهایی پودر میکروبی تجزیه‌کننده آلودگی نفتی تولید شد. آزمون میدانی ارزیابی عملکرد این پودر میکروبی بر روی خاک های آلوده به نفت خام در جزیره خارک صورت گرفت. برای این منظور خاک‌های آلوده به نفت سنگین در دو بلوک مجزا شامل یک بلوک شاهد و یک بلوک تیمار به روش زیست‌افزاییمورد آزمون تجزیه زیستی مواد نفتی قرار گرفت و غلظت هیدروکربن های نفتی کل و تغییرات دمای خاک در دوره آزمون سنجش شد.

    نتایج و بحث

     میانگین میزان TPH در روز اول در نمونه‌های شاهد و مورد آزمایش 341 میلی‌گرم در هر گرم خاک بود. در نمونه شاهد کاهش هیدروکربن های نفتی بعد از دوره 14 روزه آزمایش به میزان 14/2%بود که می تواند به دلیل فعالیت جمعیت باکتری‌های بومی خاک و یا به سبب فرآیند‌های فیزیکوشیمیایی مانند تبخیر و فتواکسیداسیون باشد. در مقابل در خاک تیمار شده با فرمولاسیون پودری کنسرسیوم میکروبی تجزیه‌کننده آلودگی نفتی غلظت هیدروکربن های نفتی در پایان دوره آزمون با 6/70 % کاهش به 99 (mg/g) رسید. این نتایج نشان‌دهنده عملکرد بسیار سریع این کنسرسیوم میکروبی در تجزیه هیدروکربن های نفتی می باشد. همچنین به دلیل افزایش فعالیت باکتری‌ها و تجزیه هیدروکربن‌های نفتی دمای خاک در بلوک تیمار شده با پودر میکروبی با افزایشی معادل 11 درجه سانتی‌گراد همراه شد. افزایش دمای خاک بویژه در منطقه های سردسیر یا در فصل های سرد سال در نتیجه فعالیت باکتری ها خود می تواند سبب بالا رفتن متابولیسم جمعیت های میکروبی خاک و افزایش راندمان زیست پالایی شود. این موضوع بویژه در مورد آلودگی های نفتی در منطقه های قطبی اهمیت دوچندانی دارد.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از کنسرسیوم میکروبی برای زیست پالایی خاک های آلوده به غلظت های بسیار زیاد هیدروکربن های نفتی مانند آنچه در زمان نشت نفت خام از خطوط انتقال نفت ایجاد می شود، می تواند نتیجه بخش باشد. همچنین کاربرد محصو ل های پودری بدلیل سهولت انجام عملیات و عدم نیاز به تجهیز های پیچیده و گران قیمت یک راهکار موثر بحساب می آید. افزون بر این افزودن کنسرسیوم میکروبی بدلیل جمعیت اولیه مناسب باکتری های تجزیه‌کننده نفت می تواند سبب افزایش دمای خاک شده و فعالیت جمعیت های بومی خاک را نیز افزایش دهد.

    کلیدواژگان: زیست پالایی، آزمون پایلوت میدانی، کنسرسیوم میکروبی، فرمولاسیون پودری
  • سید محمدرضا مدنی، میر حسن سید سراجی، صادق پرتانی* صفحات 69-79
    سابقه و هدف

    به دلیل گسترش شهرها و افزایش مصرف سرانه آب، روزانه حجم زیادی پساب فاضلاب تولید می‌شود. استفاده از فاضلاب تصفیه شده در آبیاری فضای سبز، از آلودگی محیط زیست جلوگیری می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی اثرهای کاربرد فاضلاب تصفیه شده بر رشد گیاه خرزهره و تاثیر آن بر ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک صورت گرفت.

    مواد و روش‌ها

    پس از بررسی روی پژوهش های انجام شده در داخل و خارج از کشور و بررسی منطقه جغرافیایی و ارزیابی امکانات و تجهیزات و نیز هماهنگی با سازمان‌های مرتبط ضمن برنامه‌ریزی به صورت ماهیانه اقدام به انجام این پژوهش شد؛ بدین منظور، آبیاری گیاه خرزهره تحت اثر دو تیمار100درصد پساب و 0 درصد پساب (آب چاه) و بصورت طرح بلوک‌های به طور کامل تصادفی در بدنه اتوبان باقری استان تهران اجرا شد. با توجه به مصرف پساب تصفیه شده جهت آبیاری گیاهان فضای سبز، در این تحقیق ویژگی‌های فاضلاب تصفیه خانه شهرک اکباتان برای اعمال تیمارهای متفاوت آبیاری و اثرات استفاده میان مدت از پساب در دوره یک ساله بر ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک مورد بررسی قرار گرفت.

    نتایج و بحث

    با بررسی میدانی نقش و عملکرد پساب بر میزان رشد و نگهداری فضای سبز شهری در قالب یک پژوهش با طراحی آزمایش و ساخت بلوک بعنوان یک پایلوت واقعی، زمینه ارزیابی امکان استفاده مجدد از پساب تصفیه خانه شهرک اکباتان را فراهم کرده است. این تحقیق با هدف شناسایی منابع آب پایدار در راستای بازچرخانی حداکثری و آسیب‌شناسی پتانسیل استفاده از پساب شهر تهران جهت پیاده سازی اهداف اکولوژی انسانی توسعه پایدار، تاثیر آبیاری با پساب تصفیه شده برروی خصوصیات رویشی گونه گیاهی منتخب فضای سبز (خرزهره) بوسیله متر پارچه‌ای و کولیس هر سه روز یکبار با در نظر گرفتن قسمت‌های خمیده گیاه ثبت شد. با توجه به محدود بودن پارامترهای پساب مورد اندازه گیری و به منظور راستی آزمایی آن ها و دقیق کردن نتایج، ویژگی‌های کیفی آب فاضلاب در طی دوره آزمایش هر ماه در آزمایشگاه تصفیه خانه اکباتان اندازه گیری و ثبت گردید و با استاندارد سازمان محیط زیست ایران مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که پساب مورد استفاده در محدوده مجاز جهت آبیاری فضای سبز قرار دارد؛ از طرفی جهت بررسی تاثیر پساب تصفیه شده بر روی خاک قبل و بعد از دوره آزمایش، 18 نمونه خاک بصورت تصادفی (9 نمونه از عمق‌های 0تا 30سانتی‌متری و 9 نمونه از عمق30تا 60سانتی‌متری) برداشت و پس از اختلاط به آزمایشگاه منتقل شد. ویژگی‌های فیزیکی وشیمیایی خاک در هر دو عمق مورد اندازه گیری قرار گرفت. که غلظت این عناصر در حد مجاز هر عنصر در خاک بوده که شاهدی بر عدم آلودگی خاک توسط این عناصر می‌باشد. بعبارت دیگر استفاده از پساب جهت آبیاری منجر به آلودگی خاک نمی‌گردد و آبیاری با پساب موجب مغذی شدن و افزایش باروری خاک شده است و میزان رشد اندام‌های گیاه، بعنوان تابعی از شرایط تیمار، در طول آزمایش دارای تفاوت معنی داری در سطح 95 درصد اعتمادپذیری است.

    نتیجه گیری

    به طور کلی نتایج این بررسی نشان داد که میزان رشد پارامترهای فیزیولوژیکی گیاهان آبیاری شده با پساب بیشتر از آب چاه است. این میزان در ارتفاع تاج پوشش 50 درصد، در قطر تاج‌پوشش 100 درصد و در افزایش طول ساقه و ضخامت برگ به ترتیب 20 و 7 درصد بیش از آبیاری با آب چاه دیده شد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت استفاده از پساب جهت آبیاری فضای سبز میسر بوده و اثر منفی بر روی خاک ندارد.

    کلیدواژگان: خرزهره، پساب شهری، خاک، عملکرد محصول
  • رامین نیکان فر، ابوالفضل ناصری* صفحات 80-101
    سابقه و هدف

    در همه کشورها، تولید های کشاورزی وابستگی شدیدی به انرژی بویژه سوخت های فسیلی دارد. حدود 10 تا 20 درصد از کل انرژی مصرفی در کشورهای پیشرفته جهان صرف تولید غذا می شود. استفاده کارا از انرژی در بخش کشاورزی یکی از الزامات اساسی در گسترش کشاورزی پایدار بشمار می رود، چون افزایش کارآیی انرژی موجب حفظ سوخت های فسیلی و کاهش آلودگی های هوا می شود. نامشخص بودن میزان بهره ‏وری انرژی در تولید گندم در حاشیه دریاچه ارومیه از یک طرف و بروز بحران انرژی در سطح جهانی و ضرورت مصرف هدفمند انرژی در تولید محصول های کشاورزی از طرف دیگر، پژوهش در زمینه تحلیل بهره ‏وری انرژی در تولید گندم را ضروری می نماید؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و آینده ‏ پژوهی سنجه های انرژی شامل انرژی خالص، کارآیی انرژی، انرژی ویژه و بهره وری انرژی و بیان راهکارهای مناسب برای بهبود یا پیشرفت سنجه های انرژی در تولید گندم انجام شد.

    مواد و روش‏ ها

    در این پژوهش، بهره وری انرژی در دو سیستم خاک‌ورزی حفاظتی و مرسوم در تولید گندم در حاشیه دریاچه ارومیه در دو سال زراعی با اندازه گیری و گرد آوری داده های لازم، ارزیابی شد. سنجه های انرژی خالص، کارآیی انرژی، انرژی ویژه و بهره وری انرژی در تولید گندم تعیین گردید. با توجه به شرایط فعلی دریاچه ارومیه، منبع های آب در حوضه این دریاچه محدود بوده و ارزش آب آبیاری افزون بر جنبه اقتصادی از رویکرد محیطزیست‌ نیز قابل توجه است. بنابراین برای بازسازی شرایط مصرف انرژی در آینده برای تولید منطقه‌ای گندم از سناریوهای مدیریت آبیاری بعنوان شیوه آینده‌‌پژوهی استفاده گردید. سناریوهای مدیریت آبیاری شامل سه شرایط کم‌آبیاری، آبیاری کامل و بیش‌آبیاری مزرعه های گندم بود.

    نتایج و بحث

    بهره وری انرژی با کاربرد خاک‌ورزی حفاظتی و مرسوم بترتیب 210 و 170 گرم بر مگاژول به دست آمد. سناریوهای آینده‌‌پژوهی مدیریت آبیاری شامل سه شرایط کم‌آبیاری، آبیاری کامل و بیش‌آبیاری مزرعه های گندم بود. میزان انرژی مصرفی برای تولید گندم با سناریوهای گروه اول (آبیاری کامل و بیش‌آبیاری) و دوم (کم‌آبیاری) بترتیب 18/5 و 17/7گیگاژول در هکتار بود. میزان انرژی تولیدی دانه گندم با سناریوهای گروه اول و دوم بترتیب 67/5و 31/8گیگاژول در هکتار بود. میانگین کارآیی انرژی در تولید دانه با گروه‌های اول و دوم به ترتیب 3/7و 1/8 و بهره‌وری انرژی بترتیب 253 و 125 گرم بر مگاژول بود. استفاده از دستگاه های کم‌وزن، انتخاب مقدار مناسب بذر، پییشرفت بهره‌وری مصرف کود و آب، می تواند راهکارهای موثر برای افزایش بهره وری مصرف انرژی در تولید گندم آبی در شمال غرب کشور باشد.

    نتیجه ‏گیری

     یافته ها نشان داد از رویکرد سنجه‌های انرژی، استفاده از سیستم خاک‌ ورزی حفاظتی نسبت به خاک‌ورزی مرسوم در تولید دانه گندم ارجحیت دارد. هرچند در موارد متعدد تفاوت آماری سنجه های انرژی در تولید محصول معنی‌دار نبود. بنظر می رسد اجرای مناسب و درست عملیات خاک‌ورزی حفاظتی با انتخاب مناسب ادوات و تجهیز های موجب بهبودی سنجه‌های انرژی در تولید گندم شود.

    کلیدواژگان: بیلان انرژی، کارآیی انرژی، گندم آبی، کشاورزی حفاظتی
  • مجید خان علی، مهدیه محمدنیا، هما حسین زاده، اسدالله اکرم* صفحات 102-122
    سابقه و هدف

    توسعه پایدار ایجاب می کند که تامین انرژی مورد نیاز بصورت پایدار، با هزینه ای قابل قبول و با کمترین اثر های منفی اجتماعی و محیط زیستی صورت گیرد. بنابراین بهینه‌سازی مصرف انرژی و در نتیجه کاهش انتشار آلاینده های محیط زیستی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. هدف از این پژوهش بررسی میزان مصرف انرژی و انتشار آلاینده ها و در نهایت بهینه سازی مصرف انرژی با استفاده از روش های مرسوم بهینه سازی از جمله تحلیل پوششی داده ها و الگوریتم ژنتیک با هدف کاهش انتشارات محیط زیستی در صنعت تولید کیک در استان گیلان بود.

    مواد و روش ها

    با استفاده از مدل های تحلیل پوششی داده ها، واحدهای کارا و ناکارا در مصرف انرژی شناسایی شدند. براساس الگوی مصرف انرژی واحدهای کارا، الگوی مصرف بهینه انرژی برای دیگر واحدها بیان شد و ارزیابی محیط زیستی براساس الگوی بهینه انجام شد. در نهایت، با استفاده از روش الگوریتم ژنتیک و با در نظر گرفتن دو تابع هدف بمنظور افزایش عملکرد و کاهش شاخص گرمایش جهانی، الگوی بهینه مصرف انرژی در دیگر واحدهای تولید کیک بیان شد.

    نتایج و بحث

    نتایج این پژوهش نشان داد که میزان 260532/26مگاژول انرژی برای تولید روزانه 4157/14کیلوگرم کیک مصرف شده است. بیشترین سهم انرژی مصرفی به گاز طبیعی با 128582/1مگاژول اختصاص داشت. همچنین سنجه گرمایش جهانی برای تولید هر تن کیک kg CO2 eq.13099/49تعیین شد. بر اساس نتایج تحلیل پوششی داده ها، از مجموع 21 واحد تولیدی کیک، 17 واحد براساس مدل بازگشت به مقیاس متغیر کارا شناخته شدند. براساس نتایج مدل های تحلیل پوششی داده ها، میزان کل انرژی موردنیاز در حالت مصرف بهینه نهاده ها، درصد صرفه‌جویی انرژی و کاهش سنجه گرمایش جهانی بترتیب برابر 254929/28مگاژول در روز، 15/2 درصد و kg CO2eq. 550/18به ازای تولید یک تن کیک تعیین شدند. همچنین الگوی مصرف انرژی بیان شده توسط الگوریتم ژنتیک چند هدفه منجر به کاهش 36/30درصدی در مصرف انرژی شد که بیشترین درصد صرفه جویی در انرژی مربوط به نیروی کارگری بود. بر اساس نتایج بهینه سازی چندهدفه، میزان گرمایش جهانی به ازای تولید یک تن کیک برابر kg CO2eq. 10038/44تعیین شد.

    نتیجه گیری

    بهینه‌سازی چند هدفه با الگوریتم ژنتیک در مقایسه با بهینه سازی با تحلیل پوششی داده ها، منجر به کاهش بیشتر انرژی مصرفی، گرمایش جهانی، هزینه های تولید و بارهای محیط زیستی و همچنین افزایش بیشتر درآمد شد. بنابراین استفاده از روش الگوریتم ژنتیک، راه را برای رسیدن به توسعه پایدار در صنعت تولید کیک و باقی ماندن در عرصه رقابت با دیگر صنایع غذایی هموار خواهد کرد.

    کلیدواژگان: الگوریتم ژنتیک، انرژی، تحلیل پوششی داده ها، کیک، گرمایش جهانی
  • مریم حاتمی، عبدالرضا واعظی *، محمدحسن پور صفحات 123-136
    سابقه و هدف

    به ‌منظورکاهش تاثیر مخاطره های محیط زیستی، انجام ارزیابی های محیط زیستی برای تاسیس کارخانه‌های فرآوری و تولید فلزها یک ضرورت قانونی محیط زیستی است. هدف این پژوهش ارزیابی اثرهای محیط زیستی کارخانه مس کاتد سونگون به روش کوره فلش است تا میزان سازگاری آن با محیط زیست بررسی و معرفی گردد. بخش عمرانی این کارخانه در شمال استان آذربایجان شرقی و در مجاورت معدن مس سونگون در حال ساخت است. قرار گرفتن محل اجرای پروژه در مجاورت منطقه حفاظت شده ارسباران اهمیت آن را از نظر تاثیر بر محیط زیست اطراف دوچندان کرده است.

    مواد و روش ها

    در این مطالعه در گام نخست با توجه به وضعیت پروژه، داده ها و اطلاعاتی در زمینه ارزیابی اثرهای محیط زیستی به وسیله ی کارشناسان مربوطه جمع آوری و سپس ماتریس لئوپولد ایرانی (اصلاح شده لئوپولد) بعنوان روش ارزیابی انتخاب گردید. در گام بعدی، فعالیت‌ها در مرحله تاسیس و بهره‌برداری و پارامترهای محیط زیستی در هریک از محیط‌های فیزیکی، زیست شناختی و اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی پروژه تعیین شد. سپس فعالیت های پروژه و پارامترهای محیط زیستی به ترتیب در ستون و ردیف های این ماتریس قرار داده شد. این ماتریس دارای سلول هایی است که دو مقدار دامنه و بزرگی را در خود جای داده اند. مقدار عددی دامنه 1-5 و مقدار عددی بزرگی 5+ تا 5- است. با حاصل ضرب دو عدد دامنه و بزرگی امتیاز نهایی برای هر سلول به دست می آید که این امتیاز می تواند مثبت یا منفی باشد. با میانگین گیری امتیازها برای هر ردیف و ستون ماتریس ها امتیازهایی به دست می آید که بر اساس آن ها نتیجه گیری برای ماتریس صورت می گیرد.

    نتایج و بحث

     برای تصمیم گیری در مورد این ماتریس پنج حالت وجود دارد که این حالت ها عبارت اند از تایید یا رد پروژه، تایید فقط با گزینه های اصلاحی یا تایید فقط با گزینه های به سازی و حالت آخر تایید با هر دو گزینه. نتایج ارزیابی ها نشان داد که در حالت اصلی (بدون هیچ گونه اصلاح محیط زیستی)، میانگین رده‌ بندی تاثیر محیط زیستی در کمتر از 50 درصد موردها هم در ردیف‌ها و هم در ستون‌ها کمتر از (3/1-) بوده و در دو حالت اصلاح نسبی و کامل محیط زیستی میانگین رده‌بندی فقط در 50 درصد موردها و فقط در ردیف‌ها کمتر از (3/1-) به دست آمد. در حالت اصلی پروژه در رده "ارائه طرح‌های به سازی و گزینه‌های اصلاحی" قرار گرفت که نشان دهنده نبود امکان اجرای پروژه مس کاتد بدون کنترل اثرهای محیط زیستی است. در گام بعدی امکان تائید پروژه در دو حالت اصلاح نسبی و اصلاح کامل پارامترهای محیط زیستی، به طور مجدد بررسی گردید ولی نتایج محاسبه ها مجدد و با درنظرگرفتن اقدام های نسبی برای کنترل تاثیرات محیط زیستی، آلاینده هایی که منجر به تولید گاز، باطله ها و پساب های مضر و خطرناک می شوند، امتیازهای منفی شان تعدیل نشده و همچنان باقی می ماند.

    نتیجه گیری

    ارزیابی محیط زیستی تاسیس کارخانه فرآوری مس کاتد به روش کوره فلش به خاطر حجم وسیع آلودگی هایی که در این روش وجود دارد حتی پس از انجام دو مرتبه اصلاح های محیط زیستی (نسبی و کامل) رد شد. بنابراین پیشنهاد می شود مسئولان مربوطه امکان استفاده از سایر روش های تولید مس کاتد نظیر روش های هیدرومتالوروژی و روشی که اخیرا معرفی شده است (SKS) را نیزمورد ارزیابی قرار دهند.

    کلیدواژگان: ارزیابی اثرات محیط زیستی، ماتریس لئوپولد ایرانی، معدن سونگون، مس کاتد
  • نجم السادات موسوی، مریم شریفیان *، ساناز صنایع، غلام رضا قائد، آذر درویشی، فاطمه قمرزاد صفحات 137-151
    سابقه و هدف

    بخش عمده مشکلات موجود در محیط زیست، ریشه در نبود آگاهی لازم و ضعف فرهنگی در زمینه ارتباط انسان و طبیعت دارد، در واقع نوعی مشکل فرهنگی محسوب می شود. از آنجا که نهادینه کردن آموزش و فرهنگ محیط زیستی از زمان کودکی آغاز می شود، بنابراین دوره رسمی پیش دبستان می تواند یکی از مهمترین دوره های سرمایه گذاری آموزشی و فرهنگی در زمینه محیط زیست باشد. لذا هدف پژوهش حاضر، نیازسنجی و بررسی تاثیر دوره های آموزشی بر سطح نگرش، دانش و مهارت های محیط زیستی دانشجویان رشته ی رشد و پرورش کودکان پیش دبستان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بعنوان پیشگامان آموزش حفظ محیط زیست به کودکان پیش دبستانی است.

    مواد و روش ها

    برای دستیابی به هدف فوق، 55 نفر از دانشجویان دو ترم آخر رشته ی رشد و پرورش کودکان پیش دبستان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در سال تحصیلی 97-96 به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند. در این بررسی سه پرسشنامه 14 سوالی جهت سنجش سطح نگرش، دانش و مهارت نسبت به محیط زیست و مباحث مرتبط مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون t دو نمونه وابسته در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. جهت سطح بندی نمره نهایی پاسخ دهندگان از روش منطق 25 درصد ریاضی استفاده شد.

    نتایج و بحث


    روایی ابزارهای مورد استفاده از طریق روایی محتوا و با دو سنجه روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR)، و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرنباخ (همسانی درونی) و ضریب همبستگی درون طبقاتی (پایایی در طول زمان) مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج به دست آمده هر سه ابزار از روایی محتوای قابل قبول ، همسانی درونی و پایایی در طول زمان برخوردار بودند. مقادیر آلفای کرنباخ سه ابزار سنجش نگرش، دانش و مهارت به ترتیب برابر 0/702، 0/881 و 0/951 و مقادیر ضریب همبستگی درون طبقاتی سه ابزار به ترتیب برابر 0/665، 0/721 و 0/734 به دست آمد. با توجه به نتایج به دست آمده برگزاری دوره آموزشی موجب تغییر نگرش(t=2.39, p=0.023, Eta2=15.2)، بالابردن دانش (t=13.31, p<0.001, Eta2=84.7) و افزایش سطح مهارت (t=6.90, p<0.001, Eta2=59.8) آزمودنی ها شد. بر اساس نتایج توصیفی مشخص شد که قبل از مداخله 5/45 درصد آزمودنی ها نگرش بالا و بعد از مداخله 75/8درصد نگرش بالایی در خصوص محیط زیست داشتند. همچنین، قبل از مداخله سطح دانش 60/7 درصد آزمودنی ها در سطح پائین تا پائین-پائین در حالی که بعد از مداخله سطح دانش 84/8درصد آزمودنی ها در سطح بالا بود. در نهایت، قبل از مداخله سطح مهارت 36/6 درصد آزمودنی ها در سطح بالا در حالی که بعد از مداخله سطح مهارت 87/9 درصد در سطح بالا بود.

    نتیجه گیری

    بر اساس یافته های به دست آمده مشخص شد که برگزاری دوره آموزشی بیشترین تاثیر را به ترتیب بر افزایش سطح دانش نسبت به محیط زیست، و بعد از آن افزایش سطح مهارت و در نهایت تغییر نگرش داشته است. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که برگزاری دوره های آموزش محیط زیست باعث بهبود سطح نگرش، دانش و مهارت دانشجویان می شود.

    کلیدواژگان: دانش، نگرش، مهارت، محیط زیست، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
  • اسعد عینی، محسن تابان* صفحات 152-168
    سابقه و هدف

    شهرهای امروز به دلیل گستردگی بیش از حد با مشکلاتی مانند گرمای ناشی از تراکم شهری که باعث ایجاد جزیره های گرمایی و نیز مسئله های محیط زیستی می شود، رو به رو هستند که در بعضی از نقاط زندگی را با مشکل مواجه می کند. جریان باد در محیط شهری عامل مهم و تاثیرگذار روی تبادل گرما، رطوبت، انتقال ذرات و نیز تهویه محیط شهری است. .بررسی ها نشان می دهد عامل های کالبدی چون تغییر محصوریت، تغییر ارتفاع ساختمان ها و جهت گیری متفاوت گذرها در بافت شهری برروی سرعت و جهت جریان باد تاثیرگذار است. هدف از این مقاله تحلیل داده های اقلیمی مربوط به جریان باد در دو محدوده ی شهری دزفول و بررسی تاثیر محصوریت معابر بر جریان باد است.

    مواد و روش ها

    جهت انجام مطالعات، دو محدوده ی سیاه پوشان و گذر شاهی به دلیل وجود عامل های کالبدی مشابه و متفاوت نسبت به یکدیگر جهت تحلیل شرایط فیزیکی از طریق مقایسه داده های اقلیمی در محدوده ی بافت تاریخی دزفول انتخاب گردیدند. جهت انجام این پژوهش داده های شدت جریان باد و دمای محیط هر دو محدوده در پنج بازه زمانی 11-9 صبح، 1-11 قبل از ظهر، 4-2ظهر، 6-4 بعد از ظهر و 8-6 عصر و در دو فصل زمستان و تابستان برداشت شده اند. سپس محصوریت نقاط برداشت شده محاسبه گردید و با استفاده از تحلیل رگرسیون خطی رابطه ی بین محصوریت و سرعت جریان باد بدست آمد.

    نتایج و بحث

     نتایج به دست آمده نشان داد که سرعت جریان باد در گذرهایی با جهت گیری جنوب غربی _شمال شرقی به نسب دیگر جهت گیری ها بیشتر است. همچنین بررسی ها نشان می دهد که می توان با افزایش میزان مشخص محصوریت میزان سرعت جریان باد را به اندازه ی مشخصی افزایش داد که در گذر شاهی نتایج به دست آمده از نمودارهای رگرسیون در فصل زمستان نشان می دهد که محصوریت مقطع ها و سرعت باد دارای رابطه ی مستقیم هستند و با 1/5تا 3 برابر شدن محصوریت کمینه (0/35)، به سرعت اولیه جریان باد 31تا 121 درصد اضافه می شود. نتایج به دست آمده از نمودارهای رگرسیون خطی در محدوده سیاه پوشان نشان می دهد که با 2 تا 6 برابر کردن محصوریت 1/1تا 1/8 برابر بر سرعت جریان باد اضافه می شود. همچنین در فصل تابستان نتایج به دست آمده از نمودارهای رگرسیون خطی در گذر شاهی نشان می دهد که محصوریت گذرها و سرعت جریان باد دارای رابطه ی مستقیم هستند و با 5/1 تا 3 برابر شدن حداقل محصوریت (0/35)، 10 تا 40 درصد به سرعت اولیه جریان باد اضافه می شود. در محدوده سیاه پوشان نیز محصوریت گذرها و باد دارای رابطه ی مستقیم هستند. همچنین بررسی این رابطه ها نشان می دهد با افزایش 2 تا 6 برابری محصوریت سرعت جریان باد به ترتیب 1/03 تا 1/20 برابر افزایش پیدا می کند.

    نتیجه گیری

    افزایش سرعت باد باعث می شود تهویه در محیط شهری بهتر صورت بگیرد از طرف دیگر افزایش محصوریت باعث افزایش سرعت جریان باد می گردد. ساختمان های یکدست و نیز محصوریت منظم به گونه ای که دارای کمترین تغییرات باشد باعث می شود سرعت جریان باد افزایش پیدا کند و همچنین دچار تلاطم و اشقتگی کمتری گردد. بنابراین می توان با افزابش محصوریت و نیز ساخت ساختمان های منظم و یکدست در نهایت باعث تهویه بهتر محیط شهری شد.

    کلیدواژگان: تهویه محیط شهری، جریان باد، محصوریت، چهت گذر
  • آزاده بخشی، بهمن خسروی پور، منصور غنیان* صفحات 169-184
    سابقه و هدف

    در سال های اخیر مسئله خشکسالی های مداوم منجر به برداشت بی رویه بهره برداران کشاورزی از منبع های آب زیرزمینی شده است و متعاقبا تهدید کننده جدی کاهش سطح سفره های آب زیرزمینی و دوام جریان آن بوده است. از آنجا که رفتار انسان در صدر مشکل های محیط زیستی قرار دارد، تغییر رفتار بهره برداران نقش مهمی را در بهبود مدیریت منبع های طبیعی و پایداری محیطی ایفا می کند. بنابراین تحقیق حاضر با هدف تحلیل رفتار پایدار بهره برداران آب کشاورزی و شناسایی عامل های موثر بر آن بر مبنای تئوری رفتاری آیزن در استان خراسان جنوبی صورت گرفت.

    مواد و روش ها

    تحقیق حاضر به شیوه کمی و از طریق پیمایش صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش در برگیرنده کلیه بهره برداران کشاورزی آب چاه کشاورزی در هفت شهرستان استان با تعداد 49685 می باشد. روش نمونه گیری به شیوه هدفمند خوشه ایچند مرحله ای بوده است. همچنین بر طبق فرمول کوکران 381 نفر بعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. تعداد پرسشنامه های تکمیل شده نمونه مورد بررسی 273 نفر بوده است. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه ای ساختارمند استفاده شد، که میزان ضریب آلفای کرونباخ برای متغیر های مورد بررسی در دامنه 0/70 تا 0/88 به دست آمد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار22 SPSS و 22 AMOS تجزیه و تحلیل شدند.

    نتایج و بحث

     در حدود 80 درصد از جامعه مورد مطالعه سهمی از آب چاه را تحت مالکیت خود داشتند که از این بین 92/0درصد آن ها کمتر از 24 ساعت سهم آب از چاه کشاورزی داشتند و همچنین 96 /6درصد از بهره برداران چاه آب نظام خرده مالکی در زمین‌های کشاورزی داشتند. نتایج برازش مدل حاصل از تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که چهار سازه رفتار محیط زیستی برابری، صرفه جویی و بشردوستانه به خوبی رفتار پایدار را می سنجند. بطوری که بیشتر بودن TLI و CLI از 9/0 بیانگر آن است که مدل اندازه‌گیری از مدل استقلال فاصله گرفته است. همچنین نتایج برازش مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اموس گویای آن بود که متغیر قصد عمل با ضریب0/56 درصد واریانس رفتار پایدار آب زیرزمینی را تبیین می کند. همچنین چهار متغیر هویت محیط زیستی، نگرش نسبت به خشکسالی، هنجار ذهنی و الزام شخصی نیز بعنوان متغیر های تاثیر گذار بر قصد عمل و رفتار مورد بررسی قرار گرفتند. ضرایب به دست آمده حاکی از آن است که نگرش نسبت به خشکسالی 0/47درصد بر قصد عمل پایداری آب زیرزمینی بصورت مستقیم و مثبت تاثیر داشته است. همچنین هنجار ذهنی و الزام شخصی در سطح 0/05 اثر مثبت و غیر مستقیم و هویت محیط زیستی در سطح 0/05 اثر مثبت و مستقیم بر قصد عمل پایداری داشته است. از سوی دیگر مسیر هنجار ذهنی بر الزام شخصی اثر مستقیم و مثبت بوده است. همچنین دو متغیر قصد عمل پایداری و هویت محیط زیستی اثر مستقیم و معناداری بر رفتار پایدار آب زیرزمینی بهره بردار نشان دادند و از سوی دیگر بین مسیر متغیر های نگرش نسبت به خشکسالی، هنجار ذهنی و الزام شخصی اثر غیر مستقیم و معنادار به دست آمد.

    نتیجه گیری

    انجام اقدام های بنیانی در راستای هدف پایداری جریان دوام آب زیرزمینی موجود ضروری به نظر می رسد. از آنجا که تغییر رفتار بهره بردار بعنوان مهمترین عامل در رسیدن به این هدف شناخته شده است و همچنین با توجه به این که رسالت ترویج کشاورزی تغییر رفتار بهره برداران و کمک به تصمیم گیری آن ها در مدیریت منبع های طبیعی می باشد. با مشخص شدن تاثیر متغیر های مورد بررسی بر رفتار پایدار فرد نشان می دهد هر چه بهره بردار آب چاه بینش روشن تری نسبت به پدیده خشکسالی و پیامد های آن داشته باشد بر قصد عمل وی نسبت به مدیریت پایدار منبع های آب کشاورزی در سطح مزرعه تاثیر مثبت تری خواهد داشت. ارائه آموزش های کاربردی در راستای توسعه دانش فنی و نگرش بهره برداران در سه حیطه محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی نسبت به آب زیرزمینی متناسب با ویژگی های جمعیت شناختی بهره برداران می تواند یک عامل پیش برنده در بروز رفتارهای پایدارتر نسبت به آب زیرزمینی باشد.

    کلیدواژگان: رفتار پایدار، بهره بردار آب کشاورزی، آب زیرزمینی، معادلات ساختاری
  • داوود مختاری، علی اکبر رسولی، منیره موسی بیگی* صفحات 185-202
    سابقه و هدف

    از جمله عامل های موثر در ایجاد بحران سیلاب در سطح حوضه های آبریز می توان به کاربری های نامطلوب و غیر اصولی و یا بیشتر از قابلیت زمین استناد کرد. یکی از راهکارهای مدیریتی سیلاب، بهینه سازی تخصیص کاربری زمین با در نظر گرفتن اهداف و پارامترهای چندگانه نسبت به هم می‌باشد که بدین منظور می توان از قابلیت های سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) بعنوان یکی از روش های نوین علمی و فنی به همراه بهره گیری از قابلیت‌های هوش مصنوعی مانند الگوریتم ژنتیک چندهدفه بهره برد. هدف از این پژوهش مدل سازی تخصیص کاربری اراضی در بستر GIS با استفاده از الگوریتم NSGA-II به منظور مدیریت بحران سیل است.

    مواد و روش ها

    در مدل طراحی شده در ابتدا با استفاده ار روش مخدوم نقش توان اکولوژیک سرزمین استخراج و در ادامه با استفاده از قابلیت های الگوریتم NSGA-II کاربری های بهینه برای قسمت های مختلف منطقه با اهداف کاهش ارتفاع سیلاب و افزایش سطح منفعت اقتصادی با کمترین دشواری تغییر کاربری ها، به دست می آید. در مدل طراحی شده به منظور بررسی نقش کاربری زمین روی سیلاب از پارامتر شماره منحنی (CN) استفاده شده است.

    نتایج و بحث

     نتایج نهایی مدل طراحی شده بصورت چندین الگوی بهینه که دارای ارزش کاربردی یکسان می باشند، بیان می‌گردد که براساس شرایط موجود در منطقه مورد مطالعه و نظر کارشناسی، الگوی بهینه قابل انتخاب و اجرایی خواهد بود. به منظور بررسی قابلیت مدل طراحی شده، حوضه طالقان واقع در استان البرز انتخاب شد. میزان CN منطقه مورد مطالعه در شرایط کاربری فعلی، برای مناطق منتخب در فضای جستجو، 83 است، این در حالی است که در الگوهای خروجی مدل طراحی شده، کمترین مقدار CN با کاهش 11 درصدی نسبت به شرایط فعلی حدود 74/5 است. همچنین رشد سطح منفعت اقتصادی در این الگوی آمایش سرزمین 52/19 درصد بوده است.

    نتیجه گیری

    نتایج و دستاوردهای این مطالعه شامل نمایاندن یک مدل بهینه سازی کاربری زمین مبتنی بر الگوریتم ژنتیک چندهدفه بارویکرد کاهش سیل خیزی، مدیریت یکپارچه حوضه آبریز و نگارش برنامه به فرمی قابل گسترش در آینده به منظور استفاده در مطالعات آینده، است.

    کلیدواژگان: مدل سازی، بهینه سازی کاربری زمین، سیل خیزی، GIS، الگوریتم NSGA-II
  • سیده زهرا میرداداشی، صدیقه کیانی، محسن شاطریان* صفحات 203-224
    سابقه و هدف

    بسیاری معتقدند بروز مشکلات محیط زیستی به عامل های مختلفی از جمله میزان آگاهی، شرایط، بسترها و هنجارهای جامعه بستگی دارد. به همین دلیل باید دانست افراد درباره محیط زیست چگونه فکر می کنند، چه شناختی از آن دارند و تا چه اندازه، نسبت به طبیعت و محیط زیست دغدغه دارند. هدف این مقاله آگاهی از تاثیر دانش، نگرش و ارزش های محیط زیستی گردشگران شهر قم در بروز رفتار محیط زیستی آن ها است.

    مواد و روش ها

    پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را گردشگران شهر قم تشکیل داده اند. نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران، 386 نفر برآورد و 200 پرسشنامه بین گردشگران داخلی و 186 پرسشنامه بین گردشگران خارجی به طور تصادفی توزیع گردید. پژوهش طی فاصله زمانی زمستان 1395 و بهار و تابستان 1396 صورت پذیرفته است. ابزار تحقیق، پرسشنامه ای است که بوسیله ی محقق ایجاد شده است که روایی آن به روش صوری و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به میزان 0/762 مورد تایید قرار گرفت. برای انجام تحلیل های توصیفی و آزمون های آماری t تک نمونه ای و ضریب همبستگی اسپیرمن از نرم افزار SPSS و برای مدلسازی معادلات ساختاری از نرم افزار AMOS استفاده گردید.

    نتایج و بحث

     جهان در حالتی قرار دارد که متخصصان محیط زیست آن را در حالت فشار بیش از حد و سقوط می دانند. تغییر ویژگی ها و مشخصه های مشکل های محیط زیست از سطح ملی به سطح جهانی، از متمرکز به پراکنده، از کوتاه مدت به بلند مدت و از پیچیدگی کم به پیچیدگی زیاد ایجاب می کند که به عامل های اثر گذار در بروز رفتارهای محیط زیستی توجه بیشتری گردد. تجربه نشان داده است که در مکان هایی که گردشگری بدون چارچوب، برنامه ریزی و استراتژی مشخص توسعه یافته، مشکل های محیط زیستی و اجتماعی متعددی ظاهر شده است و در دراز مدت مشکل های گردشگری بیشتر از فایده های آن بوده است. بروز چنین رویدادهایی سبب شکل گیری جنبش های محیط زیستی گردیده است. به وجود آمدن اندیشه حمایت از محیط زیست ضرورت توجه به ارزش ها و رفتارهای محیط زیست را بیش از پیش نشان می دهد. بدیهی است که در فرایند شکل دهی به رفتار، عامل ها و متغیرهای بسیاری نقش دارند. به همین دلیل حرکت به سمت درک بیشتر پیچیدگی های ارزش ها، نگرش ها، زمینه ها و عوامل شخصیتی که رفتار خاصی را تحت تاثیر قرار می دهند ضروری است. در تحقیق حاضر نتایج حاصل از آزمون همبستگی اسپیرمن با سطح معناداری 0/796 نشان داد که بین مدت زمان اقامت گردشگران و رفتار محیط زیستی آن ها ارتباطی وجود نداشته است. نتایج آزمون t تک نمونه ای بیان می کند که گردشگران مذهبی از حضور در قم رضایت داشته و نسبت به آن وفاداری دارند. وجود بارهای عاملی به میزان 0/37، 0/41 و 0/14 برای متغیرهای پنهان دانش، نگرش و ارزش محیط زیستی گردشگران نشان داد که متغیرهای اشاره شده در سطح اطمینان 95 درصد بر بروز رفتارهای محیط زیستی گردشگران تاثیرگذار بوده اند. از بین عامل های مورد بررسی عامل نگرش محیط زیستی گردشگران نقش بیشتری در تبیین رفتارهای محیط زیستی آنان داشته است.

    نتیجه گیری

    باید بیان داشت در بین عامل های اثر گذار بر بروز رفتارهای محیط زیستی نگرش محیط زیستی گردشگران اثر بالاتری بر رفتارهای آنان داشته است. اثر ارزش های محیط زیستی بر رفتار محیط زیستی گردشگران دومین عامل اثر گذار بوده است و ارزش‌های محیط زیستی گردشگران در این بین کمترین اثر گذاری را به خود اختصاص داده است. علاوه بر آن مدت زمان اقامت گردشگران ارتباطی با رفتارهای محیط زیستی آنان نداشته است.

    کلیدواژگان: ارزش محیط زیستی، دانش محیط زیست، رفتار محیط زیستی، نگرش محیط زیست، مدلسازی معادله های ساختاری، شهر قم
  • الهام یوسفی *، فاطمه جهانی صفحات 225-241
    سابقه و هدف

    در حال حاضر آشکارسازی و مدل سازی تغییرات کاربری زمین ها با استفاده از تصویر های ماهواره ای ابزاری سودمند برای درک تغییرات آینده محیط زیستی مرتبط با فعالیت های انسانی بحساب می آیند. پایش این تغییر ها، ما را در درک درست از روند توسعه در گذشته و الگوهای آتی یاری می دهد و ابزار بسیار مهمی برای تجزیه و تحلیل دلیل ها و پیامدهای شکل گیری و گسترش کاربری ها بمنظور درک بهتر عملکرد سیستم‌های پوشش زمین ها، مدیریت پوشش زمین ها و شناسایی پهنه های حساس شناخته می شوند. ولی بکارگیری الگوهای پیش بینی شده نیازمند اعتبارسنجی و اصلاح مواردی است که مدل، قادر به پیش بینی آن‌ها نیست. در این پژوهش با استفاده از پردازش تصویر های ماهواره ای و مدل زنجیره خودکار مارکوف، تغییر های کاربری زمین ها برای حوضه آبخیز بیرجند در افق 1404 مدل‌سازی ، پیش بینی و اعتبارسنجی شده است.

    مواد و روش ها

    درتحقیق حاضر با استفاده از تصویر های لندست 7 ، سال 2000 و 2004 و لندست 8، سال 2014 به آشکارسازی و مدل‌سازی تغییرات کاربری زمین ها پرداخته شده‌ است. سپس به کمک مدل زنجیره خودکار مارکوف، تغییر های کاربری زمین ها در سال 2014 پیش بینی و مدل سازی شده است. به منظور اعتبارسنجی روش مدل سازی، میزان توافق و توافق نداشتن نقشه پیش بینی و نقشه طبقه بندی شده براساس ضرایب مختلف کاپا (کاپای استاندارد، کاپای مکانی در سطح سلول و کلاس) برآورد شده است. با اعتبارسنجی صورت گرفته تغییر ها در سال 2024 معادل با افق موردنظر با اعتبار نسبی بالایی، پیش بینی شد. در نهایت به کمک شناسایی پیشران ه ای اصلی توسعه، چهار سناریوی توسعه تدوین شد و از بین آن‌ها سناریوی محتمل مبتنی بر رشد جمعیت و میزان مساحت مورد نیاز انتخاب شد.

    نتایج و بحث

    نتایج گویای این پژوهش در فرآیندهای آشکارسازی، اعتبارسنجی مدل، پیش بینی و اصلاح آن توسط سناریونویسی نشان داد که مساحت افزایش یافته در کاربری کشاورزی 525/0 کیلومتر مربع و کاربری شهری 18/9 کیلومتر مربع خواهد بود و با صحت بالای 98 درصد شبیه سازی تغییرات کاربری آینده انجام شده است. از سویی دیگر با توجه به برآیند پیشران ها و مصاحبه با خبرگان متخصص، احتمال رخ دادن سناریوی شماره 3 (وقوع 70% تغییرات ادامه وضع موجود) بیشتر خواهد بود. همچنین از مقایسه ی دو نقشه در واحدهای مختلف روندی حاصل شد، که نشان دهنده ی آن بود که با افزایش واحدهای مقایسه و دانه درشت شدن آن، مقدار توافق نداشتن موجود به سمت توافق بیشتر پیش می رود. همچنین ملاحظه می شود، کاپای مکانی در سلول و کاپای مکانی در کلاس و کاپای عدم اطلاعات دارای اعداد یکسان و متفاوت از کاپای استاندارد هستند.

    نتیجه گیری

    با توجه به نتایج به دست آمده، بعد مکانی- فضایی برای پیشرفت شهری سمت شمال شهر و به درستی تشخیص داده شده است. در عین حال میزان تغییرات کاربری کشاورزی و شهری- روستایی به میزان کمی، کمتر پیش بینی شده که در مورد کاربری کشاورزی این میزان را می توان به احداث تصفیه خانه آب و فاضلاب شهر نسبت داد و در مورد کاربری شهری این میزان به رشد شهری متفاوت در بازه های مورد بررسی برمی‌گردد. همچنین با وجود بالابودن اعتبار و دقت پیش بینی، برخی پیشران های اصلی توسعه دارای قابلیت پیش بینی در آینده، توسط مدل را نداشته اند. بنابراین پیشنهاد می شود در پژوهش های مربوط به پیش بینی تغییرات، افزون بر اعتبارسنجی شیوه مدل سازی ، تنها به نتایج نهایی بسنده نشود، بلکه با درنظر گرفتن پیشران های توسعه به اصلاح نتایج حاصل از مدل نیز اقدام شود.

    کلیدواژگان: زنجیره خودکار مارکوف، اعتبارسنجی، پیش بینی، سناریو، حوضه آبخیز بیرجند
|
  • Amin Gharanjik, Jafar Kambouzia*, Saeed Soufizadeh Pages 1-14
    Introduction

    Plants show different morphological and phonological responses to ecological conditions within their tolerable range,which are in fact part of their heredity. These changes have a key role in species survival and ecosystems sustainability. Agricultural ecosystems are very fragiledue to the severe limitations of genetic diversity and biodiversity. In an agro- ecological approach, unlike current agriculture, careful consideration of the livelihood stages and other living organisms inthe ecosystem is of interest, and so it is attempted to manage productionas well as the optimal use of agricultural inputs.

    Material and methods

    In order to study the phonological changes in four bread wheat genotypes (Gonbad, Karim, Koohdasht, Morvarid), at different levels of urea fertilizer application (0, 66, 200 kg/ha), a factorial experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications in two crop years of 2014 and 2015 at Agricultural ResearchStation ofGonbad-e-kavoos.

    Results and discussion

    The results of this study showed that the length of vegetative and reproductive stages in these two years are different, and the effect of urea content on these stages is not the same in different ecological conditions. Therefore, it was concluded that under different temperature and humidity conditions. it is possible to apply fertilizer management, without having a significant effect on the length of the phonological periods.Observations of this experiment showed that the stalking stage is more stable compared to the previous steps, so that the length of this stage was only 0.63 day in two years, and changes in different levels of fertilizer application did not show any significant difference in two years. It seems that the length of this period is lessinfluenced by environmental factors than the other stages of wheat growth and in other words. it is expected to have a higher inheritance. Changes in the pregnancy stage are also relatively similar to the stalking stage. Even though the consumption of 200 kg/ha urea fertilizer slightly increased the change of the slope, in such a way that 68% slope the increase of the span of the period from the treatment until 66 kg/ha, urea fertilizer is changed into 111.9%, but the amount of this increase is only 0.75 day.It can be concluded that although the length of this stage of plant growth is
    more affected by environmental factors over the pregnancy stage, in general, the amount of this impact is not high. Observations of this study showed that the studied wheat cultivars (whether they are introduced for dry conditions or supplementary irrigation) during the course of their growth reached the stages of emergence of spike, flowering, and seedling 7.5 to 8.5
    days later in the second year (pluvious) than the first year (lower rainfall). So that the difference between these two years for the emergence of the spike on average was 8.33 day, for flowering stage 7.72 day, and for the processing stage 7.56 day. Changes in fertilizer use in these three steps were similar in both years.

    Conclusion

    This study is important in management and controlling the population of non-cultivated plant species, pathogens (fungi and bacteria), insects and other species in the amount and sustainability of crop production.

    Keywords: :Cereals, Ecosystems, Phenology, Sustainable production
  • Aynaz Halakouyi, Omid Ramezani, Hossein Kermanian, Faranak Mohammadkazemi, Amin Gharanjik, Jafar Kambouzia*, Saeed Soufizadeh Pages 15-31
    Introduction

    Due to the hydrophilic nature of cellulose, nanofibrillated cellulose (NFC) is supplied in low solid content and high viscosity. As a cost saving strategy, increasing the possible highest solid content is preferred, which is hardly feasible owing to the irreversible hydrogen bonding formation during drying. This phenomenon known as Hornification prevents the cellulose nanofibrils to be readily dispersed in water after being dried. This research assessed an environmentally friendly procedure for the production of water-dispersible nanofibrillated cellulose powder based on carboxymethyl cellulose (CMC) absorption.

    Material and methods

    The absorption of varying amounts of CMC (0, 20 and 40 ml to constant 100 ml NFC) on cellulose nanofibrils in different temperatures of 22 °C (ambient) and 121 °C (autoclave) was investigated using conductometric titration. As the innovative part of the project, hydrodynamic properties of the dispersed NFC suspension including viscosity, turbidity, hydrodynamic specific volume, and water uptake were explored. Besides, the size of powder particles was probed by Dynamic Light Scattering (DLS).

    Results and discussion

    The results indicated that in the highest addition level of CMC (40 ml) and autoclaving at 121 °C for 25 min, the highest absorption was observed, which yielded maximum results in all hydrodynamic properties compared to the control and other treated samples. On the contrary, data recorded for DLS signified that Poly Dispersity Index and the hydrodynamic diameter of the treated samples were bigger than untreated NFC, which was ascribed to the aggregation and agglomeration of cellulose particles in aqueous media.

    Conclusion

    Based on the method presented in this research, NFC powders with suitable dispersibility were obtained after oven-drying. It is concluded that the addition of adequate CMC to NFC results in increased dispersion and waster absorption capacity. The achievements of this novel method facilitates the production, handling, and storage of NFC in industrial applications.

    Keywords: Nanofibrillated cellulose (NFC), Hornification, Dispersibility, Carboxymethyl cellulose (CMC)
  • Parichehr Najafi, Masoud Fehresti*, Mohammad Reza Nazari, Akram Neshat Pages 33-44
    Introduction

    Considering the high transportation costs of sugar market (produced by sugar beet), the logistic management of its supply chain is of particular importance, which can reduce costs as well as air pollutants, and help with locating facilities, on-time delivery of services and customer satisfaction. Up until now, few studies have been conducted on the optimization of the distribution network of agricultural products in the supply chain, taking into account the economic and environmental impacts. Therefore, the present study aimed to optimize the sugar beet’s distribution network from production areas to refineries in Iran’s sugar supply chain and determine its economic and environmental impacts. In this study, in addition to comparing transport costs in the current and optimal distribution situation, changes in fuel consumption per shift in sugar beet’s distribution, reduced emissions due to the reform of the transportation network and its economic benefits in the country were also evaluated.

    Material and methods

    The present study was carried out using data obtained from Iran’s statistics center in 2014 for 10 provinces producing sugar beet’s sugar, including Western Azerbaijan, Kermanshah, Khuzestan, Fars, Yasuj, Lorestan, Semnan, Qazvin, Khorasan Razavi, and northern Khorasan and 24 demand centers. This study used a linear programming model to consider the simple transport model to analyze the data using GAMS software.

    Results and discussion

    The implementation results of optimal transportation plan showed that the implementation of the proposed program decreased the costs of about 4.5 billion USD, equivalent to 3.84%. Also, the implementation results of the optimal transportation plan considering the environmental impacts indicated two million and 177 thousand liters reduction of gasoline and 5.7 billion rials increase in environmental benefits.

    Conclusion

    It can be concluded that implementing an optimal transportation plan may reduce transportation costs as well as environmental pollution. Therefore, implementation of an optimal plan resulted in the reduction of transportation costs and consequently, on the final price of sugar. Based on results, it is suggested that, during transportation planning in the sugar supply chain, the proposed model in this study should be used for sugar beet transport

    Keywords: Transport Modeling, Mathematical programming, Fuel consumption, supply chain sugar
  • Hamidreza Kamyab*, Nasim Shabani Pages 44-57
    Introduction

    Ecosystems provide a wide range of services that vary in quantity and quality depending on the type of ecosystems and their status. Estimating the ecosystem services value (ESV) is very important to support land use planning processes. Ecosystem services are under great pressure due to urban growth and its effects. The human activities that reduce ecosystem services include land use/land cover (LU/LC) change driven by agricultural activities and urban growth. In this paper, we assessed LU/LC dynamics in Golestan Province using change detection and Markov chain as inputs for ESV of different land use types to estimate the amount of services. We also used sensitivity analysis to explore the robustness of results by 50% adjustment of value coefficients.

    Material and methods

    Golestan Province is one of the 31 provinces of Iran, located in the south of the Caspian Sea. In this study, multi-temporal data of LU/LC were produced from multispectral Landsat imagery acquired on two separate years (1984 and 2015). We also analyzed ecosystem service values for 2035. Markov chain was used for quantity forecasting. Markov Chain Analysis is a convenient tool for modeling land use change, when changes and processes in the landscape are difficult to describe. LU/LC data were analyzed using Ecosystem Services Value (ESV) for different biomes.

    Results and discussion

    Land cover classification indicated that settlements were the most increased land cover over the study period. From 1984 to 2014, ecosystem service values of forests decreased from 1722 to 952 million dollars. Annual value of 22 ecosystem services was estimated. In terms of the estimated ESV, food production, raw materials, climate regulation, nutrient cycling, biological control, genetic diversity and recreation were reduced while the rest of ESVs were increased/decreased. The effect of using different coefficients to evaluate the total ESV in Golestan Province was evaluated. The coefficient of sensitivity (CS) of these analyses was less than one in all cases.Our results of analyses indicated that the total ecosystem values estimated for Golestan Province were relatively inelastic, which also suggests that our ecosystem value evaluation is reasonable.According tothe LU/LC within the landscape, our results indicate that rangelands and forests
    provide a higher level of ecosystem service than others due to the relatively larger area coverage and higher value coefficients and hence a reduction in this particular component of the ecosystem hampers a balanced flow of services from the landscape.

    Conclusion

    Ecosystem service value estimation based on LU/LC analysis is very important to indicate the changes in the amount of services through urban growth on spatial and temporal scales. Such estimationsin local, regional and global scales are important in influencing land use planning processes through modifying national accounting systems to reflect the true values of ecosystem services so that it will be ultimately used as a basis for sustainable development. Another benefit could be related to land use optimization projects to increase ecosystem services.

    Keywords: Ecosystem services, Land use, land cover, Payment for ecosystem services, GolestanProvince
  • Ali Abolhasani, Mahnaz Mazaheri *, Seyed Omid Ranaei Pages 58-68
    Introduction

    Oil pollution can cause serious and long-term damage to the environment and the health of human communities. Hydrocarbon compounds can remain in nature for a long period and become environmental pollutants. The elimination of hydrocarbon contamination is still a challenge for researchers of different disciplines. Bioremediation is a branch of biotechnology that can be used to eliminate these contaminants. However, most findings on the evaluation of factors affecting oil bioremediation are obtained from laboratory studies, and research in this area is very limited in pilot or field scale studies. Studies show that bioremediation agents that are effective in vitro may be significantly less effective on a large scale because laboratory studies cannot always simulate the real world's conditions due to spatial heterogeneity, biological interactions, weather effects, and restrictions on access to mineral nutrients. In this study, the performance and effectiveness of a consortium of hydrocarbon-degrading bacteria were evaluated under natural conditions in a pilot scale.

    Material and methods

    To conduct this research, a bacterial consortium of five strains of bacteria including Alcanivorax dieselolei، Thalassospira xianheensis،Rhodococcus ruber ،Gracilibacillus dipsosauri and a Microbacterium sp. were proliferated in a 500-liters semi-industrial fermenter. Then, the microbial cells were dried by the spray-drying method after sedimentation in the fermenter and formulated on the diatomaceous powder as a stabilizing bed. By blending this microbial powder with appropriate nutrient supplements, the final formulation of the oil-degrading microbial powder was produced. A field test was conducted to evaluate the performance of this microbial powder on crude oil contaminated soils in Kharg Island. For this purpose, soils contaminated by heavy crude oil resulting from oil pipeline leakage were examined for 14 days in two separate blocks, including a control block and a bioaugmentation block treated by the petroleum-degrading microbial powder. Reduction of total petroleum hydrocarbons concentration and soil temperature changes were measured during the test period.

    Results and discussion

    The mean of TPH in the first day was 341 mg per gram soil. In the control block, the reduction of petroleum hydrocarbons after 14 days of the experiment was 14.2%, which could be due to the activity of the population of native soil bacteria or due to physico-chemical processes such as evaporation and photo-oxidation. In contrast, in the soil treated with the petroleum-degrading microbial powder, the concentration of hydrocarbons at the end of the test period was reduced by 70.6% to 99 mg per gram soil. These results indicate the very rapid performance of this microbial consortium in the decomposition of hydrocarbons. Also, due to the increased activity of bacteria and degradation of hydrocarbons, soil temperature was increased about 11 degrees Celsius in the block treated with microbial powder. Increasing the temperature of the soil as a result of the activity of bacteria, especially in cold regions or in the cold seasons, can lead to the further increase of soil microbial population’s metabolism and increase the biodegradation efficiency. This is especially important in the case of oil pollution in Polarregions.

    Conclusion

    The results of this study showed that the use of a microbial consortium for the biological treatment of contaminated soils with very high concentrations of petroleum hydrocarbons, such as crude oil spill from oil pipelines, could be beneficial. Also, the use of powdered products is an effective solution due to the ease of operation and independency from complex and expensive equipment. In addition, due to the high level of early population of bacteria that can degrade the oil, the addition of a microbial consortium can increase the temperature of the soil and increase the activity of native soil populations.

    Keywords: Bioremediation, Pilot test, Microbial consortium, Powder formulation
  • SadeghPertani*, Seyed Mohammad Reza Madany, Mir Hassan SeyedSeraji Pages 69-79
    Introduction

    Due to the development of cities and increasing water consumption per day, a large amount of wastewater is being daily produced. The use of refined sewage in irrigating the green space prevents environmental pollution. This research was carried out to investigate the effects of refined sewage treatment on plant growth and its effects on physical and chemical properties of soil.

    Material and methods

    After studying the research carried out inside and outside the country, a certain geographic area, facilities and equipment were evaluated.Then,with coordination with the related organizations, this study was carried outin ShahidBagheri highway in Tehran. Irrigation of the plants as treatments were done as a completely randomized block design (CRD) under through two treatments (100% wastewater and 0% wastewater (well water which is current irrigation system)). Considering the irrigations as treatments for green space plants, characteristics of the applied sewage which was provided from wastewater Ekbatantreatment plant the effects of midterm period use of effluent (in one-year) physical and chemical properties of soil was carried out.
    the effect of irrigation with treated wastewater on the vegetative characteristics of selected species of green space (donut) by clay meter was recorded every three days regarding to the curved parts of the plant. Due to the limited amount of wastewater parameters and in order to verify and evaluate the results, the quality of the waste water was measured monthly in Ekbatan’sWWTP laboratory and was compared to the standard of the Iranian Environment Organization.

    Results and discussion

    By studying the role of wastewater on the growth and maintenance of urban green spaces in the form of a pilotstudy, the possibility of reuse of the wastewater from the sewage treatment plant of Ekbatan town was assessed.
    The aim of this study was to identify sustainable water sources in order to maximize of the wastewater recycling for the implementation of human ecology goals for sustainable development. The results showed that the effluent was in the permitted range for irrigation of green space. On the other hand, to investigate the effect of treated wastewater on the soil before and after the experiment, 18 soil samples were randomly selected, nine of which were sampled from 0 to 30 cm depth and nine others from the depths of 30 to 60 cm.All samples were mixed and transferred to the laboratory. The physicochemical properties of the soil were measured at both depth ranges. The concentration of each element was within the standard limits, which is a proof of the non-contamination of the soil. In other words, the use of wastewater for irrigation does not lead to soil contamination and irrigation with wastewater causes an increase in the nutrition and fertility of the soil.Also, the growth rate of the organs as a function of the treatment conditions during the experiment had a significant difference.

    Conclusion

    In general, the results of this study showed that the amount of physiological parameters of plants irrigated with wastewater was greater than that of well water. Therefore, it can be concluded that the use of wastewater for irrigation of green space is possible and has no negative effect on soil.

    Keywords: Green space, Urban wastewater, Soil pollution, Irrigation efficiency
  • Abolfazl Nasseri*, Ramin Nikanfar Pages 80-101
    Introduction

    In all countries, agricultural production is dependent on energy, especially fossil fuels. About 10 to 20 percent of the total energy used in developed countries is consumed in food production. Efficient use of energy in the agricultural sector is one of the fundamental necessities for sustainable agriculture development, because increasing energy efficiency will save fossil fuels and reduce air pollution. In addition, the global energy crisis and the need for targeted energy consumption in agricultural production makethe research on energy efficiency analysis in wheat production necessary. Energy efficiency values in wheat production in the east of Urmia Lake have not been assessed so far. Therefore, the present study was conducted with the aim of evaluating future research of energy indices, including net energy, energy efficiency, specific energy, and energy productivity as well as providing suitable and applicable solutions for improving energy indices in wheat production.

    Material and methods

    In this research, energy productivity in two conservational and conventional tillage systems in wheat production in the east of Urmia Lake was evaluated for two years by measuring and collecting data. Energy indices such as net energy, energy efficiency, specific energy, and energy efficiency were determined in wheat production. According to the current conditions of Lake Urmia, water resources were limited and, therefore, the value of irrigation water was significant from the environmental and economic point of view. Consequently, in order to rebuild future conditions of energy consumption in wheat production, irrigation scenarios were applied as a future study strategy. Irrigation management scenarios included three conditions of full, deficit and excessive irrigation in wheat farms.

    Results and discussion

    Energy productivity from conservational and conventional tillage systems were 210 and 170 g MJ-1, respectively. Future study scenarios were comprised of three conditions of full, deficit and over-irrigation in wheat farms. The energy consumed to produce wheat with the first (full and over-irrigation) and second (deficit irrigation) scenarios were 18.5 and 17.7 GJ ha-1, respectively. The energy produced of wheat grains by the first and second group scenarios was respectively 67.5 and 31.8 GJ ha-1. The average energy efficiency in grain production with first and second groups was 3.7 and 1.8 and energy productivity was 253 and 125 g MJ-1, respectively. The effective strategies for increasing energy productivity in wheat production in the northwest of the country may include the application of light-weighted machinery, selection of the appropriate amount of seeds, and enhancement of fertilizer and water use efficiency.

    Conclusion

    Results revealed that in terms of energy indices, the application of the conservational tillage system is preferable over conventional tillage in wheat grain production. However, the energy indices by two tillage systems were not statistically different in wheat production. It seems that the appropriate practices of conservation tillage by appropriate selection of equipment would improve the energy indices in wheat production.

    Keywords: Energy balance, Energy efficiency, irrigated wheat, Conservational agriculture
  • Asadollah Akram*, Majid Khanali, Mahdieh Mohammadnia, Homa Hosseinzadeh Pages 102-122

     

    Introduction

    Sustainable development necessitates the supply of energy resources in a sustainable manner, with a reasonable cost and with minimum negative social and environmental impacts. Thus the optimization of energy consumption, and as a result, the reduction of environmental emissions is of particular importance. The purpose of this study was to assess the amounts of consumed energy and pollutant emissions, optimization of energy consumption, and reduction in environmental emissions in the cake production industry in Guilan Province using data envelopment analysis (DEA) and genetic algorithm (GA).

    Material and methods

    The efficient and inefficient units considering energy consumption were identified using DEA models. The optimal energy consumption pattern based on efficient units was presented for other cake production units, and the environmental assessment was performed based on the optimal pattern. Finally, using the multi-objective genetic algorithm (MOGA) and considering two objective functions aiming at increasing the yield and reducing the global warming (GW) index, the optimal energy consumption pattern in cake production units was presented.

    Results and discussion

    The results of this study showed that 260532.25 MJ of energy was consumed for a daily production of 4157.14 kg of cake. The highest share of energy consumption was allocated to natural gas with 128582.1 MJ. Also, GW index was calculated 13099.49 kg CO2 eq. per ton of produced cake. According to DEA results, from a total of 21 cake production units, 17 units were recognized efficient based on variable returns to scale model. Based on DEA results, the total energy consumption for optimum consumption of inputs, the energy saving percentage, and the reduction of GW index were determined 254929.28 MJ day-1, 2.15%, and 550.18 kg CO2 eq. per ton of produced cake, respectively. Also, the energy use pattern proposed by the MOGA resulted in 36.3% reduction of energy consumption, in which the highest percentage of energy savings was associated with human labor. Based on the optimization results of MOGA, GW index for
    production of one ton of cake was calculated 10038.44 kg CO2 eq.

    Conclusion

    MOGA optimization method in comparison to DEA, resulted in more reduction of energy consumption, GW index, production costs, and environmental burdens as well as higher income. Thus, the use of MOGA will pave the way for achieving sustainable development in cake production industry and staying in competition with other food industries.

    Keywords: Genetic algorithm, Energy, Data envelopment analysis, Cake, Global warming
  • Maryam Hatami, Abdorreza Vaezihir*, Mohammad Hasanpour Pages 123-136
    Introduction

    In order to reduce environmental hazards, Environmental Impact Assessment (EIA) is a legal requirement for the construction of metal processing and production factories. The purpose of this study was to assess the environmental impacts of the establishment of Sungun cathode copper factory using flash furnace method and also its compatibility with the environment was studied in this research. Civil part of the factory is under construction in the north of East Azarbaijan Province and is adjacent to Sungun copper mine. The location of the project site is in the vicinity of the Arasbaran Protected Area and is therefore important in terms of environmental impact in the area.

    Material and methods

    In this study, at first library studies were carried out and then, data and information on environmental impact assessment were collected by relevant experts, and eventually the Iranian version of the Leopold Matrix (modified Leopold) was selected as the evaluation method. Next, activities during the construction phase and environmental parameters in each of the physical, biological, and socio-economic and cultural aspects of the project were determined. Then, project activities and environmental parameters were placed in columns and rows of the matrix, respectively. This matrix was bearing cells containing two values of amplitude and magnitude of the impact. The numeric value for amplitude was 1-5 and for magnitud was 5+ to 5. With the production of two amplitude and magnitude, the final score was obtained for each cell with positive or negative scores. The mean scores for each row and column of the matrix were calculated, based on which conclusions were made for the matrix.

    Results and discussion

    In this study, at first library studies were carried out and then, data and information on environmental impact assessment were collected by relevant experts, and eventually the Iranian version of the Leopold Matrix (modified Leopold) was selected as the evaluation method. Next, activities during the construction phase and environmental parameters in each of the physical, biological, and socio-economic and cultural aspects of the project were determined. Then, project activities and environmental parameters were placed in columns and rows of the matrix, respectively. This matrix was bearing cells containing two values of amplitude and magnitude of the impact. The numeric value for amplitude was 1-5 and for magnitud was 5+ to 5. With the production of two amplitude and magnitude, the final score was obtained for each cell with positive or negative scores. The mean scores for each row and column of the matrix were calculated, based on which conclusions were made for the matrix.

    Conclusion

    Environmental assessment of the construction of a cathode copper processing plant using Flash Furnace was rejected because of the large volume of contamination even after two environmental reforms. Therefore we propose that, the athouriteis of the factory examin the possibility of other methods to produce cathode copper including hydromeatalurogic methods and a new introduced technology named SKS.

    Keywords: Environmental Impact Assessment, Iranian Leopold Matrix, Sungun mine, Cathode copper
  • Najmolsadat Mousavi, Maryam Sharifian*, Gholamreza Ghaedamini, Azar Darvishi, Fatemeh Ghamarzad, Sanaz Sanaye Pages 137-151
    Introduction

    The bulk of the existing environmental problems are rooted in the lack of awareness and cultural weakness in the relationship between human and nature, and it is, in fact, a kind of cultural problem. Since the institutionalization of environmental culture and education begins in childhood, the pre-school period can be one of the most important periods of educational and cultural investment in the context of the environment. The goal of the present study was to assess and evaluate the impact of educational courses on the attitudes, and environmental knowledge and skills of students who are getting a major in Growth and Training of pre-school children in the University of Social Welfare and RehabilitationSciences,who teach pre-school children to protect the environment.

    Material and methods

    To achieve the intended goal, 55 senior students of Growth and Training of pre-school children in the University of Social Welfare and RehabilitationSciences were selected by convenience sampling method.Three questionnaires were used to assess attitudes, knowledge, and skills about the environment and related issues. Data were ana lyzed using Paired-Sample T-Test in SPSS software. A 25% mathematical logic was used for categorizing final scores of
    each scale.

    Results and discussion

    Validity of the used tools was investigated by content validity index (CVI) and content validity ratio and their reliability were assessed by Cronbach’s alpha (internal consistency) and intra-class correlation coefficient (reliability during the time). According to the results, all three tools had accepted validity and reliability.Cronbach’s alpha values of attitude, knowledge, and skills were 0.702, 0.881, and 0.951, respectively. ICC of the three variables was calculated 0.665, 0.721, and 0.734, respectively. The results revealed that holding an educational course caused changes
    in the level of attitude (t=2.39, p=0.023, Eta2=15.2), increase in the knowledge level (t=13.31, p<0.001, Eta2=84.7) and increase in the skills of students (t=6.90, p<0.001, Eta2=59.8). According to descriptive results, it was revealed that before the intervention about 45.5% and after the intervention, 75.8% of subjects had positive attitudes towards the environment. It was also clear that before the intervention, 60.7% of the subjects had some and after the intervention 84.8% had high knowledge about the environment. It was also clear that before and after the intervention, 36.6% and 87.9% of the subjects, respectively,became highly skilled on environmental matters.

    Conclusion

    According to the results, holding an educational course had the most impact on the increasing of environmental knowledge, then environmental skills, and finally, changing attitudes. The results of this study showed that holding environmental education courses can improve the attitude, knowledge, and skill of students.

    Keywords: Knowledge, Attitude, Skill, Environment, Environmental education, University of Social Welfare, RehabilitationSciences
  • Asad Eyni, Mohsen Taban* Pages 152-168
    Introduction

    Nowadays, cities are facing problems such as overheating caused by urban congestion, causing thermal islands and environmental problems, which make life difficult in some places. The wind flow in the urban environment is an important factor affecting the exchange of heat and moisture, particle transport, and urban ventilation. Studies show that physical factors such as enclosure change, the elevation of buildings, and different orientations of passageways in urban texture affect the speed and direction of the wind flow. The purpose of this study was to analyze climate data related to wind flow in two urban areas of Dezful and investigate the effect of enclosure of passages on the wind flow.

    Material and methods

    In order to carry out the study, two areas of Siah-Pushan and Gozare-Shahi in the range of historical texture of Dezful, with similar and different physical factors, were selected for the analysis of physical conditions by comparing climate data. Data on the intensity of the wind and the ambient temperature of both areas in five periods of 9 -11 am, 11am-1 pm, 2-4 pm, 4-6 pm, and 6-8 pm, and in two seasons, winter and summer, were selected. Then, the enclosure of the collected points was calculated and using the linear regression analysis, the relationship between enclosure and wind speed was assessed.

    Results and discussion

    The results showed that the velocity of the southwest-northeast wind flow was more than other ori entations. Also, surveys showed that increasing the specific enclosure can increase the wind speed by a certain magnitude. In Gozare-Shahi, the results of the regression diagrams in the winter indicated that a direct relationship exists between the enclosure of the cross-sections and the velocity of the wind. With the minimum enclosure (0.35) increasing 1.5 to 3 times, the initial velocity of wind increased up to 31- 121 percent. The results of the linear regression diagrams in Siah-Pushan indicated that with 2 to 6 times increase in the enclosure, the wind speed increases up to 1.1 to 1.8 times. The results obtained  from the linear regression diagrams in Gozare-Shahi passage showed that the enclosure of passways and the velocity of the wind flow are directly correlated. With the minimum enclosure (0.35) increasing 1.5 to 3 fold, the initial velocity of the wind increased 10 to 40 percent. In Siah-Pushan range, the enclosure of transitions was directly correlated with the wind. Also, the results showed that by increasing the enclosure up to 2 to 6 times, the velocity of the wind increased 1.03 to 1.20 times.

    Conclusion

    Increasing the velocity of the wind led to better ventilation in the urban environment. On the other hand, increasing the enclosure increased the velocity. Uniform buildings, as well as regular enclosures with the least changes, will increase the velocity of the wind stream, as well as less turbulence. Thus, increasing enclosure, as well as regular buildings, can ultimately lead to better urban environments.

    Keywords: Ventilation, Urban environment, Wind flow, Enclosure, Direction of passage
  • Azadeh Bakhshi, Bahman Khosravipour, Mansour Ghanian* Pages 169-184
    Introduction

    Among numerous natural resources, the water accounts as an increasingly scarce resource in Iran. Especially, in South Khorasan, a province with low annual rainfall, groundwater is a vital resource for agricultural systems. In recent years, the frequent and prolonged droughts led to aquifer overexploitation by agricultural operators. Because human behavior is the most important issue in environmental challenges, changing operators’ behavior plays an important role in sustainable resource management. For this reason, the present study aimed to investigate agricultural operators’ sustainable behavior and its correlates in South Khorasan.

    Material and methods

    The present study is practical in terms of its nature and objectives, a descriptive survey in terms of data collection, and a correlation study in terms of analyzing the data. The total statistical population was the agricultural operators from the wells in seven counties (N=49685). A Purposive-quota sampling method was used (n=381) and the total data were gathered via the use of a research-based questionnaire.In total, 273 filled questionnaires were obtained. For assessing sustainable behavior based on Tapia-Fonllem research,four dimensions named pro-ecological, equity, frugality, and altruism were assessed. The reliability of the questionnaire was confirmed by calculating Cronbach’s alpha coefficient which was obtained 0.70-0.88. The data were analyzed using SPSSv.22and AMOSv.22.

    Results and discussion

    According to descriptive analysis, 84% of respondents were the owner of the farms and around 80% were the owner of the wells. However, 92% of them had lower than 24 hours share of the well’s water. Also, 96% of farm systems were peasant. Both dependent and independent variables were analyzed via Structural Equation Modeling (SEM). However, Confirmatory Factor Analysis (CFA) was used to confirm the goodness of the latent variables. According to the results, pro-environmental behavior, equity, frugality, and altruism initially showed fit-indices. In addition,the result of SEM showed that intention predicted 0.56 percent of variations in Sustainable groundwater behaviour(SGWB). Results of this study showed that attitudes towards drought had a positive and direct effectonthe intention by 0.47 percent. In addi tion, environmental identity hada direct and positive effect on intention too. Subjective norm and personal obligation had a positive and indirect effect on intention variable. Also, intention and environmental behavior had a positive and direct effect on SGWB.

    Conclusion

    It is necessary to do measures in order to conserve groundwater sustainability. Changing behavior is the most important factor to achieve this goal. According to the results of the present study, it could be concluded that if the operators of the wells have a clear attitude towards the drought and its effect, they can get a better decision on sustainable agricultural water management at farm level. In addition, if operators believe that their measures determine the sustainability of groundwater, they will try to improve their environmental identity and personal obligation. However, practical extension and education programs in environmental, social, and economic aspects can help to improve groundwater sustainable behavior among agricultural operators.

    Keywords: Sustainablebehavior, Agricultural water operators, Groundwater, Structural equation modeling
  • Davood Mokhtari, Ali Akbar Rasouli, Monireh Mosabeigi* Pages 185-202
    Introduction

    One of the most influential factors in the occurence of a flood in the spillway basins is proposed to be the unsuitable or exorbitanceuse use of lands. One of the flood management solutions is to optimize the land use allocation by considering multiple objectives and parameters. In this regard, GIS capabilities could be applied as one of the novel scientific and technical methods along with taking the advantage of Artifcial intelligence capabilities, such as multi-objective genetic algorithm. This research aimed to model the land use allocation in GIS platform using NSGA-II algorithm to monitor flood crisis.

    Material and methods

    In the designed model, using the interruptive method, land’s ecological capability was extracted and then using NSGA-II algorithm capabilities, optimal applications were obtained for various parts of the area in order to decrease the flood height as well as to increase the economic profit with the least difficult change of utilities. In the designed model, the curve number parameter (CN) was usedto investigate the role of land use on the flood.

    Results and discussion

    The results of the designed model are represented in several optimal patterns that have the same applicable value. Based on the present conditions of the studied region and the expert’s opinion, the optimal model could be executed. To evaluate the capability of the designed model, the Taleghan basin was selected which is located in Alborz Province; CN range of the study area was 83 in the searching space, while in designed output models, the lowest amount of CN, with 11% decrease compared to the current situation, was about 74.5%. Also, the economic profit growth was 52.19% in this land synthetic pattern.

    Conclusion

    The results and achievements of this study include proposing a land use optimization model based on a multi-objective genetic algorithm for flood reduction, integrated river basin management, as well as programming in an expansive form to use in future studies.

    Keywords: Modeling, Land use optimization, Flooding, GIS, NSGA-II algorithm
  • Mohsen Shaterian*, Sedighe Kiani, Seyede Zahra Mirdadashi Kari Pages 203-224
    Introduction

    Many believe that the occurrence of environmental problems depends on a variety of factors, including the level of awareness, and conditions and norms of the community. For this reason, it’s important to know how people think about the environment, how much they know it, and how much they are concerned about nature and the environment. The purpose of this study was to evaluate the impact of knowledge, attitude and environmental values of tourists on their environmentally friendly behavior in the city of Qom.

    Material and methods

    This research is a descriptive-analytical study. The statistical population of the study were tourists visiting the city of Qom. The sample size was estimated 386 individuals based on Cochran formula. In total, 200 and 186 questionnaires were randomly distributed among domestic and foreign tourists, respectively. This research was conducted during spring and summer of 2017. The research instrument was a questionnaire and its validity was confirmed by the formal method and its reliability was confirmed by Cronbach’s alpha coefficient (0.762). For descriptive analyzes, one-sample T-test and Spearman correlation coefficient were used with SPSS software and for structural equation modeling, AMOS software was used.

    Results and discussion

    Worsening of the environmental problems from national to global level and from short to long term, makes it more important to pay attention to the factors affecting the environment-friendly behaviours. Experiences have shown that there are numerous environmental and social problems in areas where tourism has been developed without a framework, planning and strategy, and in the long run, tourism has created more problems than benefits. The emergence of such problems has led to the formation of environmental movements. The emergence of the idea of protecting the environment further emphasizes on the need for attention to environmental values and behaviors. Obviously, in the process of shaping behavior, many factors and variables are involved. For this reason, it is necessary to move towards a greater understanding of the complexities of the values, attitudes, and personality factors that influence particular behaviors. In the current study, the results of Spearman correlation test with a significant level of 0.776 showed that there was no relationship between the duration of stay of tourists and their environmental behavior. The results of the one-sample T-test indicated that religious tourists are satisfied and are loyal to Qom. Existence of factor loadings of 0.37, 0.41 and 0.41 for the hidden variables of knowledge, attitude and environmental valueof tourists, respectively, showed that these variables had a positive effect on the environmental behaviors of tourists at 95% confidence level.

    Conclusion

    It should be noted that among the factors affecting the environmentally friendly behaviors, environmental attitudes of tourists have had a greater effect on their environment-frinedly behaviors. The environmental values were the second most influential factor, and the environmental values of tourists was the least influential factor on the environment- frinedly behaviors. In addition, the duration of stay was not related to the environmentally friendly behaviors of tourists.

    Keywords: Environmental values, Environmental knowledge, Environmental behaviors, Environmental attitude, Structural equation modeling, Qom city
  • Elham Yusefiroobiat*, Fatemeh Jahanishakib Pages 225-241
    Introduction

    Nowadays, detection and modeling land use changes using satellite imagery is a useful tool for understanding future environmental changes associated with human activities. Monitoring these changes will help us understand the development process in the past and future patterns. Land-cover change models are important tools for analyzing the causes and consequences of shaping and expanding land uses for a better understanding of the performance of land cover systems and management and identifying sensitive areas. But applying the predicted patterns requires validation and correction of cases that the model can’t predict.In this research, using satellite imagery processing and Cellular Automated Markov chain (CA-Markov) model, agriculture and urban land use changes of Birjand watershed were modeled and predicted in 1404.

    Material and methods

    In the present study, first land use changes wererevealed and modeled using Landsat 7 in 2000, and Landsat8 in 2014. Then, using the CA-MarkovModel, land use changes in 2014 were predicted and modeled. To validate the modeling method, the consistency and inconsistency between the predicted map and the classified map were estimated on different kappa(Kstandard, Kno, Klocation, and KlocationStrata) coefficients.Validation of the changes in 2024 was predicted with high relative validity.Finally, by identifying the main drivers of developments, four scenarios of development were developed. A probable scenario based on population growth and the required area was selected among them.

    Results and discussion

    The results of this research showed the detection, validation, prediction and correction of the model by scenario analysis. The increase inagricultural and urban lands will be 0.525 and 18.9 km2, respectively. Validating with an accuracy of over 98%, the simulation allowed prediction of future land use changes in 2024. From different scenarios, the probable scenario with an occurrence probability of 70% of the forecasted changes (scenario 3) resulting from the CA-Markovwas selected according to the documentations and experts’ opinions. Also, a comparison of two maps in different units resulted in a trend that by increasing the comparison units and coarse grain, the amount of the disagreement would go further towards the agreement. It is noted here that the Klocation in the cell, KlocationStrata, and Knohad the same numbers, and different from the Kstandard.

    Conclusion

    According to the results, the spatial dimension of urban development in the north of the city was correctly identified. At the same time, the level of agricultural and urban-rural changes was less predicted.In the case of agriculture land use, this lower prediction was due to the construction of urban sewage treatment andin the case of urban land use, this difference can also be attributed to different urban growth in different periods. Also, despite the credibility and accuracy of prediction, some of the main drivers of development have no predictability by the model in the future.Therefore, it is suggested that research in predicting changes, in addition to validating the modeling approach, not only satisfy the final results, but also modify the results of the model by taking into account development drivers.

    Keywords: Cellular Automated Markov, Validation, Prediction, Scenario, Birjand watershed