فهرست مطالب

  • پیاپی 14 (پاییز و زمستان 1398)
  • تاریخ انتشار: 1398/12/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مهدیه تجملیان، حمید سودائی زاده*، اصغر مصلح آرانی، محمدهادی راد، محمدعلی حکیم زاده اردکانی صفحات 1-14
    دو گونه شورپسند رمسHaloxylon salicornicum (Moq.) Bunge ex Boiss.  و سیاه تاغ Haloxylon aphyllum Iljin، در سطح گسترده ای در پلایا و تپه های ماسه ای رویش داشته و در تامین علوفه مورد نیاز دام به ویژه شتر نقش اساسی دارند. در تحقیق حاضر، تاثیر شرایط متفاوت خاک شور پلایا و خاک ماسه ای در ارگ بر کلروفیل، کاروتنوئید، آنتوسیانین، فنل، فعالیت آنتی اکسیدانی و گلاسین بتائین و در شرایط رویشگاه  طبیعی، در شهرستان بافق، استان یزد بررسی شد. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار کلروفیل a و کل به ترتیب با 35/4 و 72/5 میلی گرم بر گرم وزن تر مربوط به سیاه تاغ و پلایا و بیشترین کلروفیل b با 85/2 میلی گرم بر گرم وزن تر مربوط به رمس و پلایا بود. بیشترین میزان کاروتنوئید در رویشگاه پلایا و در سیاه تاغ بود. مقدار آنتو سیانین نیز در رویشگاه پلایا و سیاه تاغ دو برابر رویشگاه ماسه ای اندازه گیری شد. بیشترین مقدار فنل به مقدار 97/458 میلی گرم بر کیلوگرم وزن تر در رویشگاه پلایا و در گونه سیاه تاغ با 53/469 میلی گرم بر کیلوگرم وزن تر بود. درصد فعالیت آنتی اکسیدانی نیز در سیاه تاغ و پلایا به طور معنی داری بیشتر از گیاه رمس و رویشگاه ماسه ای است. گلوتامین بین دو رویشگاه اختلاف معنی داری نشان نداد، در حالی که گلاسین بتائین در رویشگاه ارگ بیشترین میزان را داشت. همچنین بیشترین میزان این دو اسید آمینه به گیاه رمس اختصاص داشت. نتایج نشان داد که رمس و سیاه تاغ می توانند با سازوکارهای مختلف از جمله بهبود شرایط بیوشیمیایی خود با شوری مقابله و از این طریق کیفیت علوفه را بهبود بخشیده و موجب افزایش ارزش رجحانی گردند.
    کلیدواژگان: تنش شوری، فعالیت آنتی اکسیدانی، آنتوسیانین، کلروفیل
  • لیلا قربانی*، رضا جعفری، حسین بشری صفحات 15-28
    بارندگی یکی از مهم ترین عامل های تاثیرگذار در تراکم و درصد تاج پوشش گیاهی، فرسایش و مخاطرات طبیعی است و برآورد آن به منظور مدیریت منابع آب دارای اهمیت است. به علت نبود دسترسی به برخی مناطق از جمله مناطق کوهستانی، مناطق خشک و نیمه خشک و بیابانی و نیز عدم پوشش کامل مکانی و زمانی بارندگی، محصولات ماهواره ای به عنوان جایگزین معرفی شده اند. در پژوهش حاضر، به منظور بررسی کارآیی تولیدات PERSIANN و PERSIANN-CDR، داده های ماهانه و سالانه این محصولات از نظر سه شاخص آماری ضریب همبستگی، خطای جذر میانگین مربعات و اریبی نسبی با داده های ایستگاه های استان چهارمحال و بختیاری در بازه زمانی سال 2010 تا 2016 مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هر دو مقیاس ماهانه و سالانه بیش ترین ضریب همبستگی، کم ترین  RMSE و کم ترین اریبی نسبی متعلق به PERSIANN-CDR بود. برآورد بارش توسط PERSIANN و PERSIANN-CDR در مقیاس ماهانه از دقت بیش تری نسبت به مقیاس سالانه برخوردار بود. در مورد PERSIANN، در مقیاس ماهانه ضریب همبستگی معادل 833/0 و در مقیاس سالانه معادل 465/0 به دست آمد و در مورد تولیدات PERSIANN-CDR ضریب همبستگی داده های ماهانه معادل 877/0 و برای داده های سالانه معادل 641/0 به دست آمد که از نظر آماری معنی دار بودند.  با توجه به عدم دسترسی به شبکه کامل ایستگاه هواشناسی در نقاط مختلف و لزوم بررسی میزان رواناب حوزه ها، بررسی دوره های خشکسالی و مطالعات پوشش گیاهی، استفاده از تولیدات ماهواره ای بارش با تفکیک مکانی و زمانی بالا می تواند به عنوان پایگاه اطلاعاتی مناسبی در مطالعات اقلیمی به خصوص در مناطق خشک و نیمه خشک ایران در نظر گرفته شود
    کلیدواژگان: بارش ماهواره ای، ضریب همبستگی، خطای جذر میانگین مربعات، اریبی نسبی
  • مژده محمدی خشویی*، محمدرضا اختصاصی، علی طالبی، سید زین العابدین حسینی صفحات 29-46
    توصیف کمی نیمرخ دره ها در تشخیص ویژگی های ژئومورفولوژیک و پویایی آن ها به منظور جداسازی فرآیندهای مختلف تشکیل آن ها، مفید است. بدین منظور، مقاطع طولی و عرضی تعداد 15 دره در سه سازند زمین شناسی کهر، آهک تفت و گرانیت شیرکوه در حوزه آبخیز دشت یزد- اردکان مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی مورفولوژی دره ها، از مطالعه ویژگی های برخالی آن ها در کنار توابع ریاضی و دو شاخص نسبت پهنای کف دره به عمق دره Vf و عرض دره در راس Fr استفاده شد. میانگین شاخص نسبت Vf، به ترتیب در سه سازند کهر، گرانیت شیرکوه و آهک تفت، 56/5، 52/3 و 38/1 محاسبه شد. هم چنین میانگین شاخص Fr نیز در این سه سازند، به ترتیب 07/0، 12/0 و 17/0 به دست آمد که نشان دهنده ناهمسانی در ترکیب سنگ شناسی و وضعیت ساختاری درها می باشد. نتایج نشان داد که گرایش شکل دره، از سازند کهر به سمت آهک تفت، از پروفیل U شکل به سمت V شکل است. به علاوه، نیمرخ های با انحنای کمتر با توابع خطی و دره های با انحنای طولی بیشتر با توابع چند جمله ای برازش بهتری نشان دادند. در ادامه، واکاوی چندبرخالی مقاطع عرضی دره، با بهره گیری از ابعاد عمومی Dq و طیف تکنیکی f(αq) نشان داد که این مقاطع از ماهیت تک برخالی به چند برخالی در گذر هستند. در این میان هیچ یک از مقاطع دره در سازند آهک تفت ویژگی چند برخالی ندارد. در تعدادی از مقاطع عرضی دره دو سازند گرانیت شیرکوه و کهر، رویکرد چندبرخالی مناسب تر به نظر می رسد. زیرا ممکن است شاخص های برخالی بسته به موقعیت و مکان متفاوت باشند. بنابراین، تحلیل چند برخالی شاخصی مناسب برای ارزیابی پیچیدگی های موجود در مقاطع دره است و قادر به تبیین ویژگی های بیشتری از دره و خصوصیات هیدرولوژیک و ژئومورفولوژیک حوزه آبخیز است.
    کلیدواژگان: توابع ریاضی، ژئومرفولوژی کمی، نیمرخ طولی و عرضی، طیف تکنیکی
  • نصرالله بصیرانی، عاطفه میر*، وحید فراشی کهنوج صفحات 47-62

    زهکلوت در شهرستان جیرفت کرمان یکی از مناطق با شرایط اقلیمی خشک در کشور است که به دلیل بهره برداری های نادرست، در سال های اخیر با مشکل بیابانی شدن روبرو است. با توجه به این که مسئله بیابان زایی به مشکلی حاد برای مردم این منطقه تبدیل شده است، لبه کارگیری مدل هایی برای بازسازی و احیاء  بیولوژیکی مناطق تخریب یافته و بیابانی شده، براساس شرایط محیطی و توان بالقوه اکولوژیکی ، ا ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام پژوهش حاضر ارائه مدلی برای تعیین توان سرزمین با توجه به عوامل محیطی، برای اجرای موفق طرح های مقابله با بیابان زایی است. این تحقیق  اقدام به ارائه مدلی برای احیاء مناطق بیابانی با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی باکلی نموده است. به این ین منظور، ابتدا به روش دلفی و به شیوه مقایسه زوجی، نظرات متخصصان نسبت به تعیین معیارهای تاثیرگذار و اولویت آنها ارزیابی شد. سپس با تشکیل ماتریس تصمیم گیری فازی و استفاده از روش ترکیب خطی وزنی، ضریب اهمیت معیارها مشخص شد. در آخر، نقشه نهایی تناسب اراضی برای احیاء با اعمال ضریب اهمیت هر معیار در نقشه طبقه بندی شده همان معیار و تلفیق نقشه ها با استفاده از عملگر گاما فازی تولید شد. نتایج نشان داد که تنها در حاشیه آبراهه ها  می توان با کاشت گونه های درختی سازگار و بومی، نسبت به احیاء اراضی اقدام کرد. این مناطق اراضی است که پیش بینی می شود به کارگیری عملیات بیولوژیک در آن ها با حداکثر احتیاط لازم همراه باشد به نحوی که هزینه های انجام شده را توجیه نماید. نتایج توانایی روش تحلیل سلسله مراتبی فازی و سامانه اطلاعات جغرافیایی را در ارزیابی تناسب اراضی برای احیاء با دیدگاه تصمیم سازی گروهی را نشان می دهد.

    کلیدواژگان: بیابان زایی، ترکیب خطی وزنی، تحلیل سلسله مراتبی فازی، عامل های محیطی، جیرفت
  • غلامحسن رنجبر، هادی پیراسته انوشه* صفحات 63-74
    به منظور مقایسه زیست توده، تجمع برخی عناصر و محتوی خاکستر شاخساره پنج گونه شورزی Salicornia bigelovii Torr.،S. sinus persica،Atriplex lentiformis Torr.، Halocnemum strobilaceum Bieb.وHalostachys caspica Botsch. تحت آبیاری با آب دریا، آزمایشی در سال 96-1395 در نوار ساحلی خلیج فارس انجام شد. نتایج نشان داد که بین گونه های شورزی مورد مطالعه از نظر غلظت یون های Na+، K+، Cl-، نسبت Na+ به K+، وزن تر، وزن خشک، محتوای رطوبت و خاکستر شاخساره تفاوت معنی دار وجود داشت. بیشترین و کمترین غلظت Na+به ترتیب در گونه های S. sinus persica و A. lentiformis به دست آمد، به طوری که مقدار Na+گونه S. sinus persica به مقدار 3/101% بیشتر از گونه A. lentiformis بود. بیشترین غلظت K+، Cl- و Na+/K+ به ترتیب در گونه A. lentiformis، و شاخسارهگونه های Salicornia  و گونه H. strobilaceumبه دست آمد. گونه A. lentiformis با تولیدی معادل 98/18 و 75/7 تن در هکتار به ترتیب دارای بیشترین مقدار زیست توده تر و خشک بود. کمترین مقدار زیست توده تر و خشک به ترتیب برابر با 13/10 و 49/2 تن در هکتار در S. bigeloviiمشاهده شد. بیشترین و کمترین محتوای خاکستر به ترتیب برابر با 8/48 درصد در گونه S. sinus persica و 5/37 درصد در گونه A. lentiformis بود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر گونه های Salicornia با توجه به غلظت بالای یون های Na+و Cl- در شاخساره دارای سازوکار ممانعت از ورود نمک به داخل گیاه نمی باشند. این گونه ها احتمالا از سازوکار تجمع نمک در بافت گیاه، با هدف تنظیم اسمزی برای بقا در شرایط بسیار شور تبعیت می کند. گونه A. lentiformis نیز بیشترین مقدار زیست توده را داشت، که می تواند به محتوی آب شاخساره کمتر در این گونه به دلیل وجود ساقه های خشبی در گیاه در مقایسه با ساقه های آبدار و محتوی بالاتر آب شاخساره گونه های دیگر ارتباط داده شود. با توجه به مقدار تولید و محتوای خاکستر، به نظر می رسد که گونه A. lentiformisگونه مناسبی برای تامین علوفه دام در مناطق با محدودیت آب شیرین باشد. همچنین گونه های Salicorniaنیز می توانند به عنوان بخشی از جیره غذایی دام در این مناطق درنظر گرفته شوند.
    کلیدواژگان: آتریپلکس، سالیکورنیا، هالکنموم، هالوستاخیس، هالوفیت
  • فرزانه فتوحی فیروزآباد*، حسین ملکی نژاد صفحات 75-92
    بررسی تغییر مکانی بیشینه بارش روزانه به منظور ارزیابی منابع آب و پیش بینی حوادث طبیعی از اهمیت زیادی برخوردار است. در پژوهش حاضر توزیع ویکبای به عنوان مناسب ترین توزیع احتمالاتی با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای برآورد بیشینه بارش روزانه در دوره بازگشت های 2، 5، 25، 50 و 100 سال به دست آمد. توزیع ویکبای بر داده های بیشینه بارش روزانه برازش داده شد. با استفاده از روش کریجینگ ساده مقدار نیم تغییرنما در دوره بازگشت های مذکور محاسبه و منحنی مربوط به آن ترسیم شد و مدل مناسبی به این نقاط برازش داده شد. سپس نقشه های خطوط هم مقدار  در دوره بازگشت های مذکور ترسیم شد. نتایج نشان داد که ساختار مکانی بیشینه بارش روزانه برای دوره های بازگشت 2، 5 و 25 سال از مدل گوسی و دوره های بازگشت 50 و 100 سال از مدل کروی پیروی می کند. مناسب بودن مدل نیم تغییرنماها با بهره گیری از روش اعتبارسنجی متقابل و محاسبه آماره های خطای بیشینه و درصد خطای جذر میانگین مربعات ارزیابی شد. معیار خطای جذر میانگین مربعات ارزیابی برای تمام دوره های بازگشت کمتر از 40% شد که نشانه دقت تخمین است. روش کریجینگ ساده برای پهنه بندی بیشینه بارش روزانه روش مناسبی است. در همه نقشه ها، نواحی مرکزی ایران نسبت به دیگر نقاط، کمترین بارش روزانه را دارا هستند. علت تفاوت مکانی در نقشه ها در دوره بازگشت های مختلف، تفاوت در مقدارهای بارش روزانه در دوره بازگشت های مورد نظر است. بدین معنا مناطقی که در یک محدوده همگن قرار گرفته اند از نظر مقدار بارش در هر دوره بازگشت، به یکدیگر نزدیک تر هستند.
    کلیدواژگان: درون یابی، دوره بازگشت، نیم تغییرنما، کریجینگ ساده
  • مسعود بازگیر*، کیانوش شادیوند، علی رستمی صفحات 93-106

    در مناطق خشک و نیمه خشک، درختان تاثیر زیادی بر توزیع عناصر غذایی خاک و فرآیندهای زیست شیمی دارند. شناخت و مدیریت درختچه گز Tamarix ramosissimia Ledeb در مناطق بیابانی کشور با توجه به قابلیت های آن و تاثیر بر ویژگی های خاک، از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر درختچه های گز پر شاخه طبیعی بر ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک و ترسیب کربن در منطقه بیابانی فرخ آباد دهلران صورت گرفت. به منظور بررسی ویژگی های خاک، نمونه برداری از عمق های سطحی 5-0 سانتی متری و تحتانی 20-5 سانتی متری خاک زیر تاج پوشش و خارج تاج پوشش درختچه های گز با بهره گیری از روش نظام مند (سیتماتیک) تصادفی انجام شد. در پژوهش حاضر، متغیرهای شیمیایی خاک مانند درصد ماده آلی، مقدار ترسیب کربن، pH، EC، N، P، K،CEC ، CaCO3، CaSO4 متغیرهای فیزیکی خاک شامل BD، BP، FC، PWP، SP و بافت اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که ویژگی های خاک نظیر مقدار ترسیب کربن، ماده آلی، pH، EC، CEC، N و درصد CaSO4 در زیر تاج پوشش درختچه گز با فضای باز و در عمق های سطحی و تحتانی خاک اختلاف معنی داری در سطح احتمال یک درصد نشان می دهد. نتایج رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که مقدار pH، K و سیلت از مهم ترین اجزای تاثیرگذار بر مقدار ترسیب کربن خاک در زیر تاج پوشش درختچه های گز هستند. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که درختچه گز از سازگاری مطلوبی با شرایط آب و هوایی منطقه برخوردار است. تاثیر مثبت این درختچه بر ویژگی های خاک با افزایش ماده آلی در سطح خاک می باشد که در طولانی مدت موجب بهبود ساختمان خاک می شود. همچنین درختچه گز موجب افزایش حاصلخیزی خاک منطقه با افزایش عناصر غذایی ضروری خاک مانند نیتروژن و فسفر شده است، بنابراین حفظ و احیاء این گیاه با ارزش برای منطقه و استان ایلام بسیار ضروری است.

    کلیدواژگان: منطقه خشک، ویژگی های خاک، کربن خاک، پوشش گیاهی، دهلران
  • زهرا جعفری، سیدحمید متین خواه، کیومرث ابراهیمی* صفحات 107-118
    خشکی یکی از مهم ترین تنش های محیطی است که مورفولوژی و فیزیولوژی گیاهان را زیر تاثیرخود دارد. پژوهش حاضر برای اندازه گیری برخی عوامل فیزیولوژیک چهار گونه از درختان مقاوم به خشکی در محدوده اراضی دانشگاه صنعتی اصفهان انجام شد. شاخص های فیزیولوژیک چهار گونه درخت عرعر(Mill) Swingle Ailanthus altissima، اقاقیاL.  Robinia pseudoacacia، توت سفید L.Morus alba و زیتون تلخ L.  Melia azedarach شامل پتانسیل آب برگ با بهره گیری از بمب فشار، هدایت روزنه ای از طریق پرومتر دستی و محتوی کلروفیل نسبی با بهره گیری از دستگاه اسپد قبل و بعد از آبیاری اندازه گیری شد. تحلیل داده ها و مقایسه میانگین شاخص های اندازه گیری شده به روش آزمون تی تست وابسته انجام شد. نتایج نشان داد که تنش خشکی بعد از آبیاری به طور معنی داری پتانسیل آب برگ رابه مقدار 56/11، 3/16، 54/14 و 54/13 "bar" و همچنین هدایت روزنه ای را معادل 93/6، 42/5، 39/6 و 98/9 "mmol m-2s-1" به ترتیب برای گونه های اقاقیا، عرعر، زیتون تلخ و توت سفید کاهش داد (P). شاخص کلروفیل نسبی برگ درختان پس از آبیاری به مقدار 5/1، 83/2، 16/2 و 24/2 "mg g-1" به ترتیب برای گونه های اقاقیا، عرعر، زیتون تلخ و توت سفید کاهش یافت، اما این کاهش از نظر آماری معنی دار نبود (P>0.05). بر پایه بررسی پاسخ های فیزیولوژیک درختان، نتیجه گیری شد که درختان اقاقیا، عرعر، زیتون تلخ و توت سفید به ترتیب گیاهان مقاوم به خشکی هستند که در مناطق خشک و نیمه خشک توصیه می شوند.
    کلیدواژگان: پتانسیل آب برگ، هدایت روزنه ای، محتوی کلروفیل، اقاقیا، تنش آبی
  • محمدرضا عظیمی سردری، ام البنین بذرافشان*، توماس پاناگوپولوس، الهام رفیعی سارودئی صفحات 119-132
    این پژوهش با هدف ارزیابی مقدار کمی فرسایش خاک در دوره حاضر و پیش بینی تاثیر تغییر اقلیم طی افق زمانی 2030 بر آن انجام شد. برایی این منظور از داده های بارش روزانه 1985 تا 2015 در ایستگاه های موجود و داده های NCEP بهره گیری شد. اقلیم دوره آینده از مدل های گردش عمومی جو CanESM2 و مدل ریزمقیاس نمایی آماری SDSM با سناریوهای RCP2.6، RCP4.5 و RCP8.5 شبیه سازی شد. مقدار عامل فرسایندگی باران در سناریوهای مختلف برآورد و در پایان مقدار فرسایش خاک توسط مدل RUSLE-3D برآورد شد. نتایج حاصل از پیش بینی بارش در آینده نشان دهنده افزایش آن از7/146 میلی متر به 61/178 میلی متر در دوره آینده است که با این وجود، به دلیل افزایش شدت بارندگی ها، در تمامی سناریوها مقدار عامل فرسایندگی باران در آینده بیش تر از دوره پایه خواهد شد. درواقع مقدار فرسایندگی باران به طور متوسط از MJ mm ha-1 h-1 y-178/28 به MJ mm ha-1 h-1 y-133/34 افزایش خواهد یافت. مقدار فرسایش در دوره پایه با استفاده از مدل، ton ha-1yr-1 16/10 برآورد شد، و با توجه به ثابت فرض کردن دیگر متغیرهای مدل RUSLE-3D و افزایش مقدار فرسایندگی باران در آینده، با سناریوهای RCP2.6، RCP4.5 و RCP8.5 به ترتیب 15%، 10 و 3درصد افزایش و مقدار فرسایش نیز به ترتیب به 7/11، 11 و 5/10 تن در هکتار در سال خواهد رسید. بنابراین ، افزایش مقدار بارش موجب افزایش عامل فرسایندگی باران و در نتیجه نرخ فرسایش خاک افزایش خواهد یافت. لذا، ارزیابی وضعیت حال و پیش بینی فرسایش خاک در آینده در حوزه آبخیز سد استقلال میناب، اطلاعات مفیدی را برای حفظ محیط طبیعی و حفاظت خاک ارائه می نماید.
    کلیدواژگان: هدررفت خاک، ریزمقیاس نمایی، مدل سازی فرسایش، پیش بینی بارش
  • محمد بهمنی جعفرلو، بابک پیله ور*، محمد مدرسی، مهدی محمدی صفحات 133-148
    درختچه استبرق افزون بر کارکردهای بوم شناختی دارای ارزش های صنعتی و دارویی ویژه ای است. این گیاه به طور گسترده در احیای مناطق خشک و بیابانی جنوب ایران کاشت می شود. در سال های گذشته با توجه به کمبود منابع آب شیرین، استفاده از آب دریا به عنوان گزینه آبیاری گیاهان متحمل به شوری مطرح است. در این پژوهش، هدف بررسی کارکرد آب دریا رقیق سازی شده بر شاخص های جوانه زنی بذر، صفت های رویشی و-فیزیولوژیک نهال استبرق است. به این منظور آزمایشی در قالب طرح کامل تصادفی با سه تکرار در دو طرح آزمایشی جداگانه؛ رشد و نهالستانی با نسبت های مختلف آب رقیق شده خلیج فارس شامل صفر، 5/12، 25 و 50 % انجام شد. نتایج آزمایش جوانه زنی نشان داد که با افزایش غلظت آب دریا بیش از 5/12 %، صفت های جوانه زنی و شاخص بنیه بذر، کاهش معنی داری پیداکردند. همچنین نتایج آزمایش نهالستانی آشکار کرد که سطح غلظت های مختلف آب دریا منجر به کاهش صفت های رویشی و فیزیولوژیک نهال های استبرق شده است. در غلظت های بیش از 25% آب دریا، عملکرد رشد و تبادل های گازی کاهش بیشتری را نشان داد. در تیمار 25 %، مقادیر زنده مانی 55%، ارتفاع 9/19 سانتی متر، سطح ویژه برگ 7/190 گرم بر سانتی متر مربع و طول ریشه 54/22 سانتی متر و فتوسنتز 83/2 میکرو مول، تعرق 42/0 میلی مول، کلروفیل 45/20 و محتوی نسبی برگ 95/43% مشاهده شد. از برآیند این پژوهش چنین بر می آید که عملکرد جوانه زنی بذرها و رشد نهال های گیاه استبرق به ترتیب در سطح های مختلف آب دریای کمتر از 5/12 % و  کمتر از 25 % مناسب است. بنابراین توصیه می شود که محققان و متولیان امر پژوهش گسترده تری پیرامون فیزیولوژی تحمل به شوری این گیاه دارویی ارزشمند انجام دهند تا اطلاعات جامع تری برایگسترش جنگل کاری حاصل شود.
    کلیدواژگان: بنیه بذر، زنده مانی، فتوسنتز، خلیج فارس، کشاورزی آب دریا
  • زهره ابراهیمی خوسفی*، مریم میراکبری صفحات 149-166
    تالاب ها یکی از مهم ترینبوم نظام های (اکوسیستم) طبیعی در مناطق خشک و نیمه خشک هستند که در دهه اخیر بیلان رطوبتی آن ها به دلیل تاثیرنامطلوب تغییر اقلیم و خشکسالی ها دچار نوسان منفی شده است. بنابراین لازم است اثر چنین رویدادی در بوم نظام های مختلف، به ویژه این بوم نظام های ارزشمند مورد ارزیابی قرارگیرد. در پژوهش حاضر وضعیت خشکسالی آینده تالاب جازموریان در شرایط افزایش دما با بهره گیریه از خروجی مدل گزارش پنجم IPCC ارزیابی شد. به این منظور شاخص بارش- تبخیرتعرق استانداردشده و شاخص شناسایی خشکسالی که تاثیر افزایش دمای ناشی از تغییر اقلیم آینده را بر خشکسالی در نظر می گیرند، استفاده شد. همچنین تاثیر افزایش دما بر خطر خشکسالی بر پایه دوره بازگشت بررسی شد. نتایج نشان داد شاخص بارش- تبخیرتعرق استانداردشده نسبت به شاخص شناسایی خشکسالی بهتر توانسته تاثیر تبخیرتعرق و افزایش دما را بر خشکسالی نشان دهد. بنابراین، شاخص بارش- تبخیرتعرق استانداردشده برای ارزیابی خشکسالی های آینده با سناریوهای RCP به کار گرفته شد. بر پایه سری های زمانی خشکسالی مشخص شد که با افزایش دما، خشکسالی های بلندمدت آینده دارای شدت و مدت بیشتری نسبت به دوره گذشته خواهند بود. تحلیل خطر خشکسالی نشان داد خطر خشکسالی به ترتیب در مقیاس های 3، 6 و 12 ماهه، روند کاهشی خواهد داشت. همچنین درسناریوهای RCP2.6، RCP4.5 وRCP8.5 خطرخشکسالی در مقیاس های زمانی مورد بررسی روند افزایشی خواهد داشت. ب یافته های حاصل از پژوهش حاضر می تواند برای ارزیابی تغییر عناصر اقلیمی و همچنین ارائه راهکارهای مناسب مدیریت منابع آب در مناطق خشک مفید باشد.
    کلیدواژگان: من- کندال، مدل اقلیمی، شاخص بارش- تبخیر تعرق استانداردشده، شاخص شناسایی خشکسالی
  • زینب جعفریان*، مصطفی گلدان ساز، روجا صفاییان، علی سنبلی، منصوره کارگر صفحات 167-180
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر برخی عامل های محیطی بر مقدار مواد موثره گیاه دارویی پونه سای کرک ستاره ای -Nepeta asterotricha Rech.f- در هشت رویشگاه استان یزد انجام شد؛ و در پایان بهترین رویشگاه دارویی آن تعیین شد. به این منظور ویژگی های خاکی در سه تکرار از هر رویشگاه، شامل ازت، فسفر، پتاسیم، اسیدیته، شوری، بافت خاک اندازه گیری شدند. همچنین ویژگی های توپوگرافی شامل ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهت آن در رویشگاه ها اندازه گیری گردید. برای بررسی اسانس، نمونه های گیاهی در هشت منطقه با سه تکرار جمع آوری و پس از خشک کردن در شرایط آزمایشگاهی و سایه، اسانس گیری به مدت سه ساعت انجام گرفت. برای بررسی رابطه بین متغیرهای محیطی و مواد موثره از تحلیل کاهشی RDA استفاده شد. مقایسه میانگین ها با بهره گیری از آزمون توکی و سطح معنی داری 05/0 انجام شد. 31 ترکیب شیمیایی در مواد موثره شناسایی شد که 24 ترکیب در  رویشگاه های مختلف با هم اختلاف داشتند. نتایج نشان داد که مواد موثره موجود در گونه مورد بررسی، از جمله α-Thujene،α-Terpinene، p-Cymene، (Z)-β-Ocimene، γ-Terpinene، terpinen-4-ol، cis-Sabinene hydrate،α-Terpinolene، 4aβ,7α,7aα-nepetalactone و 4aα,7α,7aβ-nepetalactone در دو مرحله رشد رویشی و گلدهی، و هشت رویشگاه، اختلاف معنی داری در سطح 95 درصد داشتند. در مرحله رویشی مواد موثره 1,8-Cineole، cis-Sabinene hydrate، trans-Caryophyllene و Limonene و در مرحله گلدهی، مواد موثره Rose furan epoxide ، 4 aβ,7α,7aα-nepetalactone، α-Pinene، cis-Linalool oxide، α-Terpinolene دارای بیشترین مقدار بودند. در بین متغیرهای محیطی نیز هدایت الکتریکی، پتاسیم، شن و ارتفاع تاثیر بیشتری در مرحله گلدهی داشتند. از آنجایی که رویشگاه های ده بالا و تقی آباد دارای شرایط بهتری از نظر این متغیرها بود و مقدار مواد موثره اسانس گیاه مورد بررسی در آن ها بیشتر بود، بنابراین پیشنهاد می شود از پایه های گیاهی این مناطق برای احیاء مناطقی با شرایط محیطی مشابه استفاده شود. همچنین این رویشگاه ها به عنوان رویشگاه های بهینه این گونه در استان یزد تعیین شدند.
    کلیدواژگان: متغیرهای محیطی، منطقه خشک، مواد موثره، گیاه دارویی
|
  • Mahdieh Tajamoliyan, Hamid Sodaiezadeh *, Asghar Mosleharani, Mohammad Hadi Rad, Mohhamad Ali Hakimzadeh Pages 1-14
    Haloxylon salicornicum (Moq.) Bunge ex Boiss and Haloxylon aphyllum Iljin are two important halophytes in desert. Hammada salicornicum and Haloxylon aphyllum Iljin have grown extensively in playa and sand dunes and are essential for supplying of forage for livestock, especially camels. The present study investigated the effects of different soil conditions in two areas (soil saline-sodic of playa and sandy soil in erg), on antioxidant activity, pigments characteristics, total phenolics, glycine and glutamine. The results showed that the highest amounts of chlorophyll a and total chlorophyll were measured 4.35 and 5.72 mgg-1fw in H. aphyllum and playa habitats, respectively. The highest amounts of chlorophyll b with 2.85 mg/g fresh weight were measured in H. salicornicum in playa habitats. The amount of anthocyanin was double in the playa habitats and was more than these two plants. The highest amounts of phenol with 458.97 mg/g fresh weight was measured in playa habitats and in H. aphyllum with 469.53 mg/g fresh weight. The amounts of antioxidant activity in playa habitats and H. aphyllum were significantly more than the erg habitat H. Salicornicum. Glutamine was not significantly different between the two habitats. The highest amounts of glycine betaine were measured in sandy habitats in H. Salicornicum. H. Salicornicum and H. aphyllumknown as halophytes can be countered salinity by various mechanisms, such as improving their biochemical conditions, and thus improving the quality of forage and increasing the foliage preference value.
    Keywords: Salinity stress, Antioxidant Activity, Anthocyanins, Chlorophyll
  • Leila Ghorbani *, Reza Jafari, Hossein Bashari Pages 15-28
    Rainfall is one of the most important environmental factors affecting the density and canopy cover percentage of plant species, erosion, and natural hazard status and its measurement is important for achieving appropriate water management. Satellite products have been introduced as an alternative method for ground-based measurements due to inaccessibility of some areas such as arid, semi-arid and mountainous areas and lack of temporal and spatial rainfall data. This study aimed to investigate the efficiency of PERSIANN and PERSIANN-CDR satellite products to measure monthly and annual rainfall in Chaharmahal and Bakhtiari province in time span of 2010 and 2016, using correlation coefficient, root means square error and relative bias. Results showed that PERSIANN-CDR yielded the highest correlation coefficient, lowest RMSE and lowest relative bias in both monthly and annual scales. Estimations of rainfall by both PERSIANN and PERSIANN-CDR products were more accurate in monthly scale compared to annual scale. The correlation coefficient of PERSIANN monthly and annual rainfall respectively were 0.833 and 0.465. These correlations for PERSIANN-CDR were 0.877 and 0.641, and statistically significant for monthly and annual rainfall data, respectively. Due to limited numbers of rainfall gauges and inappropriate distribution and their importance in watershed runoff studies, drought and vegetation studies, and using satellite rainfall products with high spatial and temporal coverage can be considered as a suitable data source in climate studies, especially in arid and semi-arid regions of Iran.
    Keywords: Satellite rainfall products, Correlation Coefficient, Root Mean Square Error, Relative bias
  • Mojdeh Mohammadi *, Mohammad Reza Ekhtesasi, Ali Talebi, Seyed Zeinolabedin Hosseini Pages 29-46
    Quantitative description of valley profiles can help us to identify its geomorphologic and dynamic properties and a useful tool for separating the valleys created by various processes. In this study, the Longitudinal and Cross-sections of 15 valleys were investigated in three geological formations of Kahar, Taft and Granite. Fractal properties of valleys along with the mathematical functions and two Vf and Fr indicators were used to study valley morphology. The average of Vf index was calculated in Kahar, Taft and Granit formations 5.56, 3.52 and 1.38, respectively. Also, the average of Fr index in three formations was calculated 0.07, 0.20, and 0.17, respectively. The results indicated heterogeneity in the lithology and structural status of valleys. According to the results, the shape of the valley, from Kahar to Taft formation, is U profile to V-shaped profile. The results showed that less curvature profiles are fitted with linear functions and profiles with more curvature fitted with polynomial functions. In fact, the polynomial functions, especially the fourth order, have high ability in modeling the Longitudinal and Cross-sections of the valleys. Subsequently, multifractal analysis of cross-sectional valley, Using the general multifractal dimensions (Dq) and the technical spectrum f(αq), showed that these sections are transmitted from mono-fractal to multifractal. None of the valley sections in Taft formation has multifractal properties. In a number of Cross-section valleys of Granite and Kahar formations, the multifractal approach seems to be more appropriate. Because of the fractal parameters may vary depending on the locations.
    Keywords: Mathematical functions, Valley floor width, valley height ratio, Longitudinal, Cross-sections, Technical spectrum
  • Nasrollah Basyrani, Atefeh Mir *, Vahid Farashi Kahnoj Pages 47-62

    Zehkalut in Jiroft, is one of the arid lands in the country, has been facing desertification problem in recent years, due to the improper exploitation of natural resources. As desertification has become a serious problem in this region, it seems necessary to use models for rehabilitation and biological restoration of the degraded areas, based on environmental conditions and ecological potential. The main aim of this study is to provide a model to determine an appropriate method of reclamation and rehabilitation of desert (desertification) considering all environmental factors for successful implementation of projects. A model for desert reclamation using Fuzzy AnalyticalHierarchy Process (FAHP) model has offered in this research. For this purpose, opinions of experts to determine the effective criteria and their priorities were evaluated by using Delphi method and pairwise comparisons. Then, by developing Fuzzy decision-making matrix and using weighted linear combination method, the coefficient of significance of the criteria was determined. Final land suitability map for land reclamation of the area was produced by applying the coefficient of significance of each criterion to the classified map of the same criterion and integrating the maps using a fuzzy gamma operator. Results showed that reclamation of degraded areas could be done only in margins of the watercourses by planting compatible and native tree species. This area include the lands that are predicted to be used with the utmost caution in biological operations, to justify the costs incurred. The results show the ability of the Fuzzy AnalyticalHierarchy Process and GIS in assessing land suitability for reclamation considering a group decision-making approach.

    Keywords: Desert reclamation, Weighted Linear Combination, Fuzzy analytical hierarchy process, Land suitability, Jiroft
  • G.H. Ranjbar, Hadi Pirasteh, Anosheh * Pages 63-74
    To comparison biomass production, accumulation of some elements and ash content of shoots in five halophytes species including Salicornia bigelovii Torr., S. sinus persica, Atriplex lentiformis Torr., Halocnemum strobilaceum Bieb., and Halostachys caspica Botsch irrigated with seawater, a research was conducted at Salinity Research Station in Bushehr province. The results showed that there was a significant difference between the halophytes species in terms of concentration of Na+, K+, Cl-, Na+/K+ ratio, fresh weight, dry weight, shoot water content and ash. The highest and lowest Na+ concentrations were obtained in S. sinus persica and A. lentiformis species, respectively, whereas the rate of shoot Na+ in S. sinus persica was more than A. lentiformis by 101.3%. The highest concentration of K+, Cl- and Na+/K+ were obtained in leaves of A. lentiformis and shoots of two species of Salicornia and H. strobilaceum species, respectively. A. lentiformis with the production of 18.98 and 7.75 ton ha-1, had the highest fresh and dry biomass, respectively. The lowest fresh and dry biomass were also found in S. bigelovii by 10.13 and 2.49 ton ha-1, respectively. The highest and lowest ash content were related to shoots of S. sinus persica equal to 48.8% and leaves of Atriplex lentiformis equal to 37.5%, respectively. According to the results, Salicornia species has no mechanism of preventing salt entrance in the plant due to high concentration of Na+ and Cl- ions in their shoots. These species follow the mechanism of salt accumulation in plant tissues with the aim of osmotic regulation for survival in high saline conditions. Atriplex lentiformis also produced the highest amount of biomass, which could attributed to the low shoot water content of this species due to the presence of hard stems in the plant in comparison to the succulent stems and higher shoots water content in the other species. According to the production amount and ash content, it seems that A. lentiformis is a suitable species for forage producing in the regions with limited freshwater. Furthermore, Salicornia species could be also considered as part of a livestock diet in this regions.
    Keywords: Atriplex, Halocnemum, Halophyte, Halostachys, Salicornia
  • Farzaneh Fotouhi Firoozabad *, Hossein Malekinejad Pages 75-92
    Investigation of spatial variability of maximum 24-hour rainfall is very important for assessment of water resources and forecasting of natural disasters. In this research, the most appropriate probability distribution to estimate the maximum daily rainfall in return periods of 2, 5, 25, 50 and 100 years using Easyfit software based on Kolmogorov-Smirnov test is Wakeby distribution. Wakeby distribution was fitted to maximum daily rainfall. Semi-variogram values for mentioned return periods were calculated and plotted using simple kriging method and were fitted to an appropriate model. Then Maps of isohyetal line were drawn for different return periods. Results of semi-variogram showed that fitted model to variogram of the maximum 24-hour rainfall in return periods of 2, 5, and 25 is Gaussian and in return periods of 50 and 100 is spherical distribution. Suitability of variogram model was evaluated with cross validation method and calculating ME and RMSE statistics. RMSE criteria was obtained less than %40 for all of return periods that shows the accuracy of estimatings. Simple kriging method is suitable for zonation of the maximum daily rainfall. Central Iran in all of the produced maps have lowest daily rainfall than other regions. Reason of differences in maps at different return periods is differences of rainfall values in mentioned return periods. In the other hand, homogeneous areas are closer to each other in terms of rainfall amounts in a return period.
    Keywords: Zonation, Return period, Semivariogram, Simple Kriging
  • Masoud Bazgir *, Kianoosh Shadivand, Ali Rostami Pages 93-106

    In arid and semi-arid regions, trees have a great influence on distribution of soil nutrient elements and biochemical processes. Considering the capabilities of Tamarix ramosissimia Ledebshrub in affecting soil properties, identification and management of this shrub will be important in deserts of Iran. The aim of this study was to investigate the effect of Tamarix shrub on soil physical and chemical properties and carbon sequestration in Farokhabad desert region of Dehloran. In order to study soil characteristics, soil sampling carried out from topsoil 0-5 cm and subsoil 5-20 cm under canopy cover and open area by using systematic randomized method. In this research, soil chemical parameters including organic matter percentage, carbon sequestration amount, pH,EC,N,P,K, CEC, CaCO3, and CaSO4 and soil physical parameters including texture, BD، BP,، FC, PWP, andSP were measured. Results showed that there was significant difference at 1% probability level among soil properties such as soil carbon sequestration, organic matter, pH, EC, CEC, N concentration and CaSO4 percentage between under canopy and open area and even in different soil depths. The results of stepwise regression showed that pH, silt and K are one of the most important components affecting the amount of carbon sequestration in the soil under the canopy of Tamarix shrub. In general, climate condition of the study area is suitable for Tamarix shrub which has a positive effect on soil properties by increasing organic matter and improvement of soil structure. As well as, Tamarix shrub increased soil fertility by increasing nutrient elements of soil, hence protection and reclamation of this species is essential for Ilam province.

    Keywords: Arid regions, Soil properties, Soil carbon, Vegetation cover, Dehloran
  • Zahra Jafari, Sayed Hamid Matinkhah, Kumars Ebrahimi * Pages 107-118
    Drought is one of the most important environmental stresses that affects plant morphology and physiology. The present study was carried out to measure some physiological indices of four drought resistance trees at ​​Isfahan University of Technology and aimed at managing desert. Physiological parameters of Ailanthus altissima, Robinia pseudoacacia, Morus alba and Melia azedarach including leaf water potential using pressure bomb, stomatal conductance through hand-held Porometer and chlorophyll content using SPAD were measured before and after irrigation. Data analysis and comparison of means was performed using SPSS 22.0 software, dependent T-Test. The results that showed that drought stress significantly reduced the leaf water potential by 11.56, 16.3, 14.54 and 13.54 bar as well as the stomatal conductance by 6.93, 5.42, 6.39 and 9.98 mmol m-2s-1 after irrigation for Robinia pseudoacacia, Ailanthus altissima, Melia azedarach and Morus alba, respectively. The chlorophyll content was also decreased by 1.5, 2.83, 2.16 and 2.24 mg g-1 after irrigation for Robinia pseudoacacia, Ailanthus altissima, Melia azedarach and Morus alba, respectively, but this was not statistically significant (P>0.05). According to the physiological responses of the trees, it can be concluded that Robinia pseudoacacia, Ailanthus altissima, Melia azedarach and Morus alba are drought resistance trees, respectively that are recommended in arid areas.
    Keywords: Leaf water potential, Stomatal conductance, Chlorophyll content, Robinia pseudoacacia, Water stress
  • Mohamadreza Azimi Sardari, Omolbanin Bazrfshan *, Thomas Panagopolus, Elham Rafiee Sardoei Pages 119-132
    The purpose of this study was to evaluate soil erosion in the present period and to predict soil erosion potential under the impact of climate change over time horizon of 2030. Daily rainfall data and NCEP data during 1985-2015 were used. The future climate was projected using the second generation earth system model (CanESM2) and downscaled using the SDSM model under RCP2.6, RCP4.5, and RCP8.5 scenarios. Rainfall erosivity (R-factor) was estimated for different scenarios and soil erosion were simulated using RUSLE 3D. Results showed that rainfall increases from 146.7 to 178.61 mm in the future and R-factor increases from 28.7 to 34.33 MJ mm ha-1 y-1, respectively. However, due to increasing rainfall intensity in all scenarios and stations, the amount of rainfall erosivity in the future is more than the baseline period. The amount of soil erosion is estimated 10.16 ton ha-1 y-1 at baseline period. Considering the constant assumption of other variables in the RUSLE 3D model and the increase in future rainfall erosivity, the erosion rate under RCP2.6 scenarios increased to 15%, RCP4.5 to 10% and RCP8.5 to 3%, respectively.. Accordingly, the increase of rainfall increases the rainfall erosivity factor and consequently increases the erosion rate. Therefore, assessing the present and predicting future soil erosion in the Minab Esteglal dam watershed, provides useful information for environmental and soil conservation.
    Keywords: Soil erosion, Downscaling, Erosion modeling, Rainfall prediction
  • Mohammad Bahmani Jafarlou, Babak Pilehvar *, Mohammad Modaresi, Mehdi Mohammadi Pages 133-148
    The milkweed shrub, in addition to ecological functions, has special industrial and medicinal values. This plant is widely planted for afforestation in arid lands in the south of Iran. Regard to scarcity of fresh water, using of seawater as a vital and alternative source of water for irrigating of halophyte plants was suggested. Thus, the current research was carried out to investigate the efficiency of diluted seawater on seed germination, growth and physiology parameters of milkweed seedling. For this purpose, an experiment was conducted in completely randomized design with three replications in two separate experiments; in vitro and nursery, with different levels of diluted seawater i.e. 0, 12.5, 25 and 50% using saline meter. The results of seed germination test showed that germination parameters and seed vigor index significantly decreased by increasing seawater concentration to more than 12.5%. The results of nursery experiment revealed that concentrations of more than 25% of seawater significantly reduced growth performance and gas exchange of seedling. The survival rate 55%, height 19.9 cm, specific leaf area 190.7 g/cm2 and root length 22.54 cm as well as photosynthesis rate 2.83 µmol, transpiration rate 0.42 mmol, chlorophyll 20.45% and relative water content 43.95% were observed in 25% seawater treatments. It is recommended that researchers conduct a broader study of the salinity-tolerant physiology of this valuable medicinal plant to obtain more comprehensive information for afforestation programs.
    Keywords: Seed Vigor Index, Survival, Photosynthesis, Persian Gulf, Seawater Agriculture
  • Zohreh Ebrahimi Khusfi *, Maryam Mirakbari Pages 149-166
    Wetlands are one of the most important natural ecosystems in arid and semi-arid regions that their moisture content has decreased in recent years due to the adverse effects of climate changes and droughts. It is necessary to evaluate the impact of such events on different ecosystems, especially these valuable ecosystems. In this study, the future drought status of Jazmourian wetland under elevated temperature was evaluated using the output of the IPCC Fifth Report Model. For this purpose, the standardized precipitation-evapotranspiration index and reconnaissance droughtindex, which take into account the impact of rising temperatures due to future climate change on droughts, were used. The effect of increasing of temperature on drought risk was studied by using the return period of drought. Results showed that the standardized precipitation- evapotranspiration index was better able to show the effect of increasing of the evapotranspiration and temperature on drought than the reconnaissance droughtindex. Therefore, Standardized precipitation- evapotranspiration was used to evaluate the future droughts under RCP scenarios. Based on the drought time series, by increasing temperatures, the future long-term droughts might be more intense and longer period than the historical period. Analysis of drought showed that drought risk would decrease on 3, 6 and 12-monthly time scales, respectively. Under the RCP2.6, RCP4.5 and RCP8.5 scenarios, the risk of drought will increase at all study time scales. In general, these results can be useful for assessing climate change and managing of water resources in arid regions.
    Keywords: Mann-Kendall_Climate Model_Standardized Precipitation - Evapotranspiration Index_Reconnaissance Drought Index
  • Zeinab Jafarian *, Mostafa Goldansaz, Roja Safaeeian, Ali Sonboli, Mansoureh Kargar Pages 167-180
    Nepeta asterotricha Rech.f. is a medicine plant. The goal of this research is to investigate the effect of some environmental factors on amount of essential oil of Nepeta asterotricha Rech.f at 8 habitats in Yazd province to determine optimal environmental factors for rangeland management and reclamation. Soil samples were collected and measured phosphorus, nitrogen, and potassium and pH, electrical conductivity, and sand, silt, and clay (Hydrometric) at three replications from each habitat. Topographic factors including elevation, slop, and aspect were recorded in habitats. Plant samples in three replications in 8 habitat and essential oils were obtained by hydro distillation for 3 hours. Investigation on the correlation between essential oils and some ecological factors were done by using Redundancy Analysis v. 4. Comparison of means were done using Tukey tests (p≤ 0.05). Number of identified chemical compounds were 31 that 24 components had different between habitats. Results showed that the active ingredients in Nepeta asterotricha Rech.f including α-Thujene, α-Terpinene, p-Cymene, (Z) -β-Ocimene, γ-Terpinene, terpinen-4-ol, cis-Sabinene hydrate, α-Terpinolene, 4aβ, 7α, 7aα-nepetalactone and 4aα, 7α, 7aβ-nepetalactone had significant differences at 95% level in growing and flowering phases, and 8 habitats.The active substances of 1, 8-Cineole, cis-Sabinene hydrate, trans-Caryophyllene and Limonene had most of amount in the growing phase and the Rose furan epoxide, 4 aβ, 7α, 7aα-nepetalactone, α-Pinene, cis-Linalool oxide, α -Terpinolene in the flowering phase.Eelectrical conductivity, potassium, sand and elevation from sea level among environmental factors,had more effects in flowering phase. Scine, Thghiabad and Dehbala habitats had better situations of environmental factors and the essential oil are recommended to ude from the species of these habitats for reclamation of regions with similar environmental factors. Also these habitats were determined as the optimal habitats for this species in Yazd province.
    Keywords: Environmental factors, Arid Region, The amount of Essence, Medicinal plant