فهرست مطالب

  • سال هفتاد و سوم شماره 1 (بهار 1399)
  • تاریخ انتشار: 1399/02/13
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مهران جواهری بابلی*، سارا فالحصیری صفحات 1-14

    در این تحقیق ویژگی های بافتی و تغییرات ترکیب اسید چرب عضله میگو سرتیز (Metapenaeus affinis) تحت تاثیر روش-های خشک کردن نورخوشید و آون مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور نمونه های میگو بعد از شستشو و آبکشی در دمای 31 درجه سانتی گراد با محلول 10-5 درصد نمک طعام به مدت 30 دقیقه پخته شدند و سپس بوسیله نور خورشید (دمای 29 درجه سانتی گراد برای 2 روز) و آون (دمای 61 درجه سانتی گراد به مدت 24 ساعت) خشک شدند و در بسته بندی پلی اتیلنی در دمای اتاق (میانگین 27 درجه سانتی گراد) به مدت شش ماه نگهداری شدند.. نتایج نشان دادند که خصوصیات سختی و وضعیت ارتجاعی عضله خشک شده میگو بوسیله دو روش تفاوت معنی داری را در زمان صفر با هم نداشتند (05/0>p). میزان مجموع اسید های چرب اشباع عضله میگوی خشک شده با روش نور خورشید و آون در طول دوره نگهداری روند ثابت و افزایشی را به ترتیب نشان دادند. میزان مجموع اسید های چرب تک غیر اشباع عضله میگو خام نسبت به میگوی خشک شده در هر دو روش تغییرات معنی داری را نشان ندادند (05/0<p) و میگوهای خشک شده با هر دو روش در زمان صفر تفاوت معنی داری باهم نشان ندادند (05/0>p). میزان مجموع اسیدهای چرب با یک پیوند دوگانه عضله میگوی خشک شده با روش نور خورشید و آون در طول دوره نگهداری روند افزایشی و ثابت را به ترتیب نشان دادند. مجموع اسیدهای چرب با چند پیوند دوگانه عضله میگو خام نسبت به میگوی خشک شده در هر دو روش کاهش معنی داری را نشان داد (05/0<p) ولی میگوهای خشک شده با هر دو روش در زمان صفر تفاوت معنی داری باهم نشان ندادند (05/0>p). به طور کلی تحقیق حاضر هر دو روش را جهت حفظ ترکیب اسیدهای چرب مفید و ویژگی های بافتی عضله میگو پیشنهاد داد.

    کلیدواژگان: اسید چرب، میگو سرتیز، (Metapenaeus affinis)، خشک کردن، ویژگیهای، بافتی
  • محمدحسن نادری*، مسعود پورغلام آمیجی، خالد احمدآلی، زانیار امیری، آلتین قجقی، لیلی قربانی مینائی صفحات 17-40

    در مطالعات برنامه ریزی توسعه پایدار منابع آب در حوضه های آبریز، بایستی ارزش های اکولوژیکی و تداوم حیات اکوسیستم های رودخانه ای به رسمیت شناخته شود. رژیم طبیعی جریان، نقش کلیدی در حفاظت از اجزای زیستگاه رودخانه و شکل گیری تنوع زیستی دارد. به این منظور، در پژوهش حاضر با محاسبات گام به گام، جریان اکولوژیکی رودخانه زرین گل استان گلستان با استفاده از روش های هیدرولوژیکی تنانت، تسمن، تگزاس و کمبود جریان اکولوژیکی تعیین شد و تحلیل زیستگاه گونه ماهی هدف با مدل اکوهیدرولیکی شبیه سازی فیزیکی زیستگاه (PHABSIM)، جهت ایجاد شرایط پایدار اکولوژیک، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد با انجام شبیه سازی هیدرولیکی و آنالیز سری زمانی دبی- فیزیک زیستگاه با استفاده از منحنی های شاخص مطلوبیت، محدوده رژیم جریان موردنیاز برای تامین پتانسیل اکولوژیکی زیستگاه گونه سگ ماهی جویباری (Paracobitis hicanica) بین 85/0 تا 42/4 مترمکعب برثانیه، با میانگین دبی سالانه 73/1 مترمکعب برثانیه (معادل 80 درصد جریان طبیعی رودخانه) بایستی در داخل رودخانه زرین گل برقرار باشد. انعطاف پذیری و اثربخشی رژیم جریان در روش های هیدرولوژیکی تنانت، تگزاس و تسمن برای حفاظت و احیا زیستگاه رودخانه مورد مطالعه کافی نیست. اما روش کمبود جریان اکولوژیکی با ارایه آمارهای جریان سازگار با محیط زیست، ضمن تامین نیازهای درون جریانی، تغییرات هیدرولوژیکی رژیم جریان رودخانه زرین گل را به خوبی توصیف می نماید. بر اساس نتایج بدست آمده، رژیم جریان مطلوب زیست محیطی اختصاص یافته با استفاده از روش شبیه سازی زیستگاه، قادر به حفاظت از رژیم جریان طبیعی برای نگهداری از ارزش های اکولوژیکی رودخانه، عملکرد مناسب زیستگاه های رودخانه ای و حفظ شرایط مورفولوژیکی بستر رودخانه می باشد. روش های مورد استفاده در این مطالعه و نتایج بدست آمده، در برنامه ریزی منابع آب و حفاظت اکوسیستم رودخانه ها، ارزشمند است.

    کلیدواژگان: جریان اکولوژیکی، سگ ماهی جویباری، مساحت قابل استفاده وزنی، مطلوبیت زیستگاه، میانگین جریان سالانه
  • هادی پورباقر*، غلامرضا رفیعی، کامران رضایی توابع، فاتح معزی صفحات 41-52

    از مشکلات آبزی پروری افزایش اثرات ورود پساب به محیط می باشد که انجام تصفیه می تواند در کاهش پیامدهای نامطلوب آن بر اکوسیستم های آبی موثر واقع شود. در مطالعه حاضر امکان استفاده یکپارچه از میکروارگانیسم های فیتو- و زیوپلانکتونی در یک سیستم پرورش ماهی به منظور تصفیه پساب مورد بررسی قرار گرفت. گونه های ماهی پرورشی و فیتوپلانکتون مورد استفاده به ترتیب عبارت بودند از: ماهی تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) و ریزجلبک آب شیرین Chlorella vulgaris. آرتمیا (Artemia franciscana) و روتیفر (Brachionus sp.) نیز گروه-های اصلی زیوپلانکتون های مورد استفاده بودند. اندازه گیری ها و محاسبات مربوط به پارامترهای کیفی آب شامل غلظت نیترات (NO3)، نیتریت (NO2)، آمونیوم (NH4) و فسفات (PO4)، اکسیژن محلول (DO)، pH، هدایت الکتریکی (EC)، مجموع مواد محلول (TDS)، مجموع مواد معلق (TSS)، تعداد سلول های فیتوپلانکتونی و زیوپلانکتون ها، پارامترهای عملکرد رشد ماهیان شامل افزایش وزن (WG)، ضریب چاقی (CF) و نرخ رشد ویژه (SGR) به صورت هفتگی در طول 6 هفته در اجزای مختلف سیستم صورت گرفت. سطوح ترکیبات مغذی نیترات، نیتریت و فسفات در طول دوره پرورشی در خروجی سیستم نسبت به سطوح آن در شرایط شاهد کمتر بود. مقادیر DO و pH اندازه گیری شده نیز در خروجی سیستم همواره در سطوح مطلوبی قرار داشت (DO > 6 mg.l-1 و pH = 7 - 8). مقادیر پارامترهای EC، TDS و TSS نیز در خروجی سیستم ترکیبی به شکل معنی داری (P < 0.05) کمتر از وضعیت شاهد بود. عملکرد رشد بهتری از نظر مقدار افزایش وزن برای ماهیان سیستم ترکیبی در مقایسه با شرایط شاهد مشاهده گردید (P < 0.05). بر اساس نتایج، استفاده همزمان از سطوح تروفی مختلف شامل فیتوپلانکتون، زیوپلانکتون و ماهی در یک سیستم یکپارچه پرورشی ماهی تیلاپیا سبب تصفیه مناسب پساب پرورش ماهی با سطح کیفیت بسیار مطلوب و با قابلیت استفاده مجدد بدون پیامدهای نامطلوب بر عملکرد رشد این ماهیان در مقایسه با شرایط شاهد شد.

    کلیدواژگان: آبزی پروری، تصفیه پساب، میکروارگانیسم ها، سیستم ترکیبی، ماهی تیلاپیا
  • مریم یاور، کامران رضایی توابع*، سارا کبیر، پوریا غلام زاده صفحات 53-65

    فرایند کلرزنی یک روش رایج برای ضدعفونی کردن پساب ها و فاضلاب در سراسر جهان، به ویژه کشورهای در حال توسعه، محسوب می شود. این فرآیند می تواند باعث ایجاد ترکیبات جانبی مضر سرطان زا مانند گروه هایتری هالومتان ها (THMs) و ورود آنها به منابع آبهای طبیعی شود. در این تحقیق، 400 لیتر پساب خروجی مزرعه تکثیر و پرورش ماهی قزل آلای رنگین کمان به آزمایشگاه منتقل و در واحد های آزمایشی شامل 15 ظرف 20 لیتری وارد شد. سپس غلظت های مختلف کلر (هیپوکلریت سدیم) به عنوان تیمارهای آزمایش، شامل پنج تیمار (شاهد)، 10، 20، 30 و 40 میلی گرم در لیتر به ظروف اضافه شد. هر تیماردارای سه تکرار بود و ظروف روی یک صفحه لرزان برای تهویه قرار داده شدند. طول دوره آزمایش24 ساعت بود. نتایج تحقیق نشان داد که با افزایش غلظت کلرزنی، تولید میزان ترکیبات جانبی تری هالومتان ها به شدت افزایش می یابد. به طوری که در تیمار 40 میلی گرم در لیتر کلرزنی میزان تری هالومتان کل 4±82 میکروگرم در لیتر و در تیمار شاهد این شاخص 2±15 میکروگرم در لیتر بود. همچنین علیرغم اینکه میانگین ترکیب کلرودی برومومتان تولید شده در بین تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی دار نشان ندادند (p>0.05) اما تیمارهای آزمایشی با تیمار شاهد تفاوت معنی دار داشتند. همچنین با افزایش غلظت کلرزنی ترکیبات دی کلروبرومومتان و کلروفرم روند افزایشی داشت و تفاوت بین تیمارها معنی دار بود؛ در حالیکه سطوح مختلف کلرزنی تآثیری بر افزایش غلظت ترکیب بروموفرم نداشت و تفاوت بین تیمارها معنی دار نبود. میزان تولید ترکیبات تری هالومتان در فرایند تصفیه فاضلاب آبزی پروری بخاطر بالا بودن سطح مواد آلی در این فاضلاب ها، به غیر از تیمار 10 میلی گرم در لیتر، بالاتر از استانداردهای بهداشتی جهانی است. لذا، بیشترین غلظت مجاز برای تصفیه فاضلاب آبزی پروری ماهیان سردآبی 10 میلی گرم در لیتر کلر مایع توصیه می شود.

    کلیدواژگان: کلرزنی، تصفیه فاضلاب، فاضلاب آبزی پروری، تری هالومتان، ماهیان سردآبی
  • مرتضی سوری، وحید یاوری، محمد ذاکری*، مهرداد محمدی دوست صفحات 65-80
    در مطالعه حاضر اثر سطوح مختلف پروتیین جیره غذایی و شوری آب بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی لاشه میگوی پاسفید (Litopenaeus vannamei) جوان مورد بررسی قرار گرفت. 350 قطعه میگو با متوسط وزن و طول اولیه 18/0±55/5 گرم و 15/0±81/8 سانتی متر، در 27 عدد مخزن بتنی با ظرفیت 10 تن آب توزیع گردیدند. تیماربندی براساس طرح ماتریکس (3×3) شامل سه سطح شوری 3-0، 15-12 و 35-32 قسمت در هزار در سه سطح پروتیین جیره غذایی 25، 35 و 45 درصد طراحی شد. غذادهی 4 بار در روز در ساعات 6، 12، 18 و 24 در حد سیری و به مدت 56 روز انجام گردید. براساس نتایج، بالاترین شاخص های رشد در هر سطح شوری آب در جیره غذایی حاوی 35% پروتیین مشاهده گردید که به لحاظ آماری اختلاف معنی داری با جیره غذایی حاوی 45% پروتیین نداشت. از طرفی بیشترین میزان درصد افزایش وزن بدن و نرخ رشد ویژه در بالاترین سطح شوری مشاهده گردید. همچنین بهترین ضریب تبدیل غذایی و کارایی غذایی در بالاترین سطح پروتیین جیره غذایی و شوری آب حاصل گردید. در شاخص های مورفومتریک، اختلاف معنی داری بین سطوح مختلف پروتیین جیره غذایی و شوری آب مشاهده نشد. بررسی نتایج ترکیبات بیوشیمیایی لاشه نیز نشان داد که افزایش سطوح پروتیین جیره غذایی و شوری آب تاثیر معنی داری بر پروتیین، رطوبت و خاکستر بدن نداشت، درحالی که بر چربی بدن به طور معنی داری (05/0>P) موثر بود و بیشترین میزان چربی در بالاترین سطح شوری و پروتیین مشاهده گردید؛ البته اختلاف معنی داری نیز بین سطوح 35 و 45 درصد پروتیین مشاهده نشد. بدین ترتیب براساس نتایج کسب شده در مطالعه حاضر سطح 35 درصد پروتیین رژیم غذایی جهت تغذیه این گونه در شوری آب 35-32 قسمت در هزار مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: پروتئین، شوری آب، رشد، شاخص های تغذیه، ترکیبات بیوشیمیایی لاشه، Litopenaeus vannamei
  • مینا بهادر، مهسا حقی*، پریتا کوچنین، عبدالعلی موحدی نیا، شفا حویزاوی صفحات 83-92

    خرچنگ شناگر آبی یکی از مهمترین سخت پوستان دارای ارزش تجاری و شیلاتی در آب های نیمه گرمسیری جهان است. در این مطالعه زیست شناسی تولیدمثل خرچنگ شناگر آبی (Portunus pelagicus) بررسی گردید. نمونه های خرچنگ به صورت ماهانه و از طریق صید ترال در سواحل خوزستان با تاکید بر صیدگاه بوسیف از فروردین تا اسفند ماه 1395 جمع آوری گردید. در مجموع 567 خرچنگ جمع آوری شد که از این میان 221 عدد نر و 346 عدد ماده بود. نسبت جنسی ماده به نر در این مطالعه به شکل 1 به 6/0 بود. دامنه عرض کاراپاس و وزن بدن به ترتیب بین 164- 9/60 میلی متر و بین 7/387 - 2/15 گرم در نرها و بین 174 - 5/67 میلی متر و بین 1/434 - 3/18 گرم در ماده ها و میانگین عرض کاراپاس در خرچنگ های نر و ماده به ترتیب 59/1 ± 37/119 و 32/1 ± 15/130 میلی متر و میانگین وزن بدن 92/5 ± 58/135 و 49/4 ± 54/156 گرم اندازه گیری شد. وزن بدن در خرچنگ های ماده به شکل معنی داری (حدود 15درصد) بیش تر بود (05/0P˂). شاخص گنادوسوماتیک در اسفند ماه بیش ترین مقدار را دارا بود. همچنین بیش ترین تعداد ماده های حاوی تخم متعلق به ماه های اردیبهشت و خرداد بود. نتایج مربوط به بررسی ارتباط میان وزن توده تخم و وزن کل بدن نشان داد که وزن توده تخم با وزن کل بدن ارتباط بیش تری نسبت به عرض کاراپاس دارد. در مجموع به نظر می رسد خرچنگ شناگر آبی در سواحل خوزستان در شرایط محیطی مناسبی از نقطه نظر تولیدمثلی قرار دارد و می تواند چند بار در طول یک سال در این سواحل تولیدمثل نماید. بنابراین این گونه می تواند به یک پتانسیل اقتصادی صادراتی و ارزآور تبدیل شود.

    کلیدواژگان: نسبت جنسی، مراحل بلوغ، P. pelagicus، ماده های حاوی تخم، تخم ریزی
  • هادی غفاری*، یزدان مرادی، ملیکا ناظمی، رضا صفری صفحات 91-99

    خیار دریایی، یکی از مهم ترین گونه های خارپوستان، متعلق به رده خیارسانان می باشد. ترکیبات زیست فعال شناخته شده آنها دارای اثرات ضد سرطانی، ضد انعقاد، ضد فشار خون، ضد التهاب، ضد میکروبی، آنتی اکسیدانی، ضد تصلب شرایین، ضد توموری و تسریع در بهبود زخم می باشد. در این پژوهش اثر ضد التهابی عصاره متانولی دیواره عضلانی بدن خیار های دریایی Holothuria leucospilota بر روی رتهای آلبینو (Albino rats) مورد بررسی قرار گرفت. خیارهای دریایی از جزیره هنگام جمع آوری، خشک و با هگزان، اتیل استات و متانول به صورت متوالی عصاره گیری شدند. عصاره ها بوسیله آزمایش مهارکننده آنزیم های لیپوکسیژناز در شرایط in vitro مورد ارزیابی قرار گرفت. در آزمایش های in vivo ، حیوانات به 5 گروه 6 تایی شامل: کنترل، تیمارشده با کاراگینان، تیمار شده با عصاره MEHL (mg/kg 200،100) و آسپرین mg/kg10 تقسیم شدند. به منظور ارزیابی التهاب از تست کاراگینان در روش Hind paw edema استفاده شد. در آزمایش های in vitro عصاره متانولی با 2/83±43/75 و عصاره اتیل استات و هگزان به ترتیب ترتیب 1/22± 12/92 و 1/57 ±9/74 درصد مهار کنندگی آنزیم های لیپوکسی ژناز را نشان دادند و عصاره متانولی (MEHL) Holothuria leucospilota با اثر مهارکنندگی بیشتر برای آزمایش in vivo انتخاب شد. در آزمایش های حیوانی MEHL با غلظت های 100 و 200 میلی گرم بر کیلوگرم، باعث مهار کنندگی ادم پا در ساعتهای 3 و 4 به ترتیب با 1/3 ±13/62 و 2/5 ±35/15 درصد و 1/7 ±18/41 و 3/2 ±45/22 درصد شد. عصاره متانولی خیار دریایی Holothuria leucospilota دارای ترکیبات ضد التهابی می باشد که در مقایسه با داروی ضد التهابی استیل سالیسیلیک اسید توانست اثرات ضد التهابی بهتری از خود نشان دهد.

    کلیدواژگان: ''خیار دریایی، ضدالتهاب، متابولیت های ثانویه، حلال، کاراگینان، خلیج فارس''
  • حجت جعفریان*، شمس الله کوهساریان، رحمان پاتیمار، حسین آدینه صفحات 101-112
  • عطا مولودی صالح، سهیل ایگدری*، کیوان عباسی، اکبر پورغلامی مقدم صفحات 113-122

    در طی سال‌های 1384 و 1385 به‌منظور بررسی برخی پارامترهای زیستی از جمله رابطه‌های طول- وزن، طول- طول و شاخص‌وضعیت ماش‌ماهی (Leuciscus aspius) در بخش جنوب‌غربی حوضه خزر تعداد 96 قطعه از رودخانه ارس، سواحل آستارا، انزلی و کیاشهر در استان گیلان توسط تورهای ساحلی صید شدند. نمونه‌ها پس از صید به صورت تازه به آزمایشگاه منتقل شدند. در آزمایشگاه طول کل، چنگالی و استاندارد و وزن بدن اندازه‌گیری و ثبت شدند. جهت بررسی رابطه طول-وزن از رابطه 〖W=aTL〗^b همچنین برای پارامترهای رابطه طول- طول از FL=a+bTL و SL=a+bFL استفاده شد. براساس نتایج، مقدار پارامتر b حاصل از رابطه طول–وزن بین 28/3-75/2 همچنین مقدار شاخص‌وضعیت 95/0-85/0 بود. بیشترین و کمترین مقادیر پارامتر b به ترتیب مربوط به جمعیت‌های آستارا و کیاشهر، همچنین بیشترین وکمترین مقدار شاخص وضعیت به ترتیب مربوط به جمعیت‌های آستارا و انزلی بود. الگوی رشد در تمام جمعیت‌های مورد مطالعه به جز کیاشهر آلومتریک مثبت مشاهده شد. مقدار ضریب رگرسیون حاصل از روابط طول-وزن و طول-طول بالاتر از 95/0 برآورد شد.

    کلیدواژگان: ماش ماهی، شاخص وضعیت، سواحل گیلان، طول کل، رابطه طول-وزن
|
  • Sara Falhasiri Pages 1-14

    In this study, the textual properties and changes in the composition of fatty acid of Metapenaeus affinis muscle were evaluated under the influence of light and moisture drying methods. For this purpose, shrimp samples were cooked after washing and rinsing at 31 ° C with 5-10% salt solution for 30 minutes and then by sunlight (29 ° C for 2 days) and oven (61 ° C for 24 hours) and stored in a polyethylene package at room temperature (average 27 ° C) for six months. The total amount of saturated fatty acids of shrimp muscle dried by sunlight and oven method showed a constant and incremental trend during the maintenance period. The total amount of unsaturated fatty acids of crude shrimp muscle was not significantly different from that of dried shrimp in both methods. Dry shrimps did not show any significant difference at zero time with both methods. The total amount of fatty acids with a double bond of shrimp muscle dried by sunlight and oven method during the maintenance period showed an incremental and constant trend, respectively. Total fatty acids with multiple dendrites' of shrimp muscle showed a significant decrease compared to dried shrimp in both methods. However, dried shrimp did not show any significant difference in both methods at zero time. The total amount of unsaturated fatty acids of muscle shrimp dried with sunlight showed a decreasing trend during the maintenance period. In the case of omega-3 fatty acids, the fresh samples showed a higher value compared to the dry specimen of zero and dry specimens in the sun and dried specimens in the oven in the 6th month. In general, the present research proposes both methods to maintain the composition of beneficial fatty acids and muscle tissue properties of shrimp.

    Keywords: Fatty acid, Metapenaeus, affinis, Drying, Tissue, Properties
  • MohammadHasan Naderi *, Masoud Pourgholam Amiji, Khaled Ahmadaali, Zaniar Amiri, Altin Ghojoghi, Leyli Ghorbani Minaei Pages 17-40

    In the studies of water resources sustainability and development planning in the watersheds, ecological values and continuance life cycle of the river ecosystems should be recognized. The natural flow regime, plays a key role in protecting river habitat components and biodiversity formation. For this purpose, in the present study, with step-by-step measuring and calculating the environmental flow of the Zarin_Gol River in Golestan province and using hydrological methods of Tennant, Tessman, Texas and Ecodeficit , the sustainable ecological conditions were studied and target fish habitat analysis with Ecohydraulic Habitat Physical Simulation Model (PHABSIM) compared. The results showed that by performing hydraulic simulation and analysis of habitat discharge-physics time series using curves Suitability Index, range of flow regime required to provide habitat ecological potential Paracobitis hicanica was between 0.85 to 4.42 m3/s, with Mean Annual Flow of 1.73 m3/s (equivalent 80 percent of natural stream of the river), It should have existed in inside the Zarin_Gol River. The flexibility and effectivenessof the flow regime of the hydrological methods of Tannant, Texas and Tessman were not sufficient for the conservation and restoration of the studied river habitat. But Ecodeficit method, by providing environmentally friendly flow statistics, while providing in-stream needs, well describes the hydrological changes of the Zarin_Gol River flow regime. According to the results, the ecological optimum flow regime assigned by habitat simulation method is able to protect the natural flow regime for preserving the ecological values of the river, Proper performance of river habitats and preservation of morphological conditions of river bed. The methods used in this study and the obtained results, provide a valuable reference for water resources planning and ecosystem protection in rivers.

    Keywords: Ecological Flow, Habitat Suitability, Mean Annual Flow, Paracobitis hicanica, Weighted Usable Area, Zarin-Gol River
  • Hadi Poorbagher *, Gholamreza Rafiee, Kamran Rezaei Tavabe, Fateh MoaZzi Pages 41-52

    Aquaculture development during the last decades has led to an increase in aquaculture effluents into water bodies. Treatment of these effluents and reusing them in culture systems can decrease the level of destructive impacts on aquatic ecosystems. The present study was conducted to investigate the possibility of using phyto- and zooplankton microorganisms to treat and reuse fish culture wastewater in an integrated culture system. The Nile tilapia (Oreochromis niloticus) and Chlorella vulgaris were used as fish and microalgae species. The main zooplankton classes were composed of artemia (Artemia franciscana) and rotifer (Brachionus sp.). Measured and calculated parameters were: nitrate (NO3), nitrite (NO2), ammonium (NH4), phosphate (PO4), dissolved oxygen (DO), pH, electrical conductivity (EC), total dissolved solids (TDS), total suspended solids (TSS), number of microalgae cells and zooplankton counts, and fish growth performance parameters include weight gain (WG), specific growth rate (SGR) and condition factor (CF). The results showed that nutrient levels (NO2, NO3, and PO4) were significantly (P < 0.05) lower at the system outlet than control condition during the study period. The DO and pH levels were observed at their optimum ranges (DO > 6 mg.l-1; pH = 7 - 8) during the study period. The levels of EC, TDS and TSS of the integrated system were significantly (P < 0.05) lower than the control condition. The growth performance (i.e. weight gain) of fish was significantly (P < 0.05) better in the integrated system compared to the control condition. It can be said, based on the obtained results, simultaneous use of microalgae, zooplankton, and fish in an integrated tilapia culture system was led to the appropriate treatment of fish culture effluent and significant improvement of water quality to reuse in the system without any undesirable effect on fish growth compared to the control condition.

    Keywords: Aquaculture, Wastewater treatment, microorganisms, integrated system, tilapia
  • Maryam Yavar, Kamran Rezaei Tavabe *, Sara Kabir, Pourya Gholamzadeh Pages 53-65

    Chlorination is a common method of water disinfection in the world, especially in developing countries. But this process can cause harmful compounds such as trihalomethanes. In this investigation, the importance of different levels of chlorination on aquaculture effluent (cold fish) to produce trihalomethane compounds (THMs) was determined. In this experiment, 400 liters of rainbow trout farm sevage were collected and transferred to Laboratory and divided into 15 containers with 20-liter capacity as experimental treatment. Then different concentrations of chlorine (sodium hypochlorite) were added to the containers, including five treatments (control), 10, 20, 30 and 40 mg / l. each treatment had 3 replications and shaker for ventilation. Experiment duration was 24 hours. The experiment result showed that the amount of trihalomethane increased with chlorination increasing. So that in the 40 mg / l chlorination treatment, the total trihalomethane concentration was 4 ± 82 μg / l but in the control treatment, was 15.2 μg / l. Also, although the mean of produced chloride-bromomethane did not show a significant difference between the experimental treatments (p> 0.05), the experimental treatments were significantly different compare with control treatment. Also, with increasing chlorination concentration, the compounds of dichlorobromethane and chloroform formed an increasing trend and the difference between treatments were significant, while different levels of chlorination had no effect on increasing the concentration of bromoform and the difference between treatments were not significant. The production of trihalomethanes in the process of aquaculture wastewater treatment due to the high level of organic matter in these effluents is higher than the global health standards, except in the 10 mg / l treatment. Therefore, due to the experiment results the maximum allowable concentration for process of aquaculture wastewater (cold-water fish), 10 mg per liter of liquid chlorine is recommended.

    Keywords: chlorination, Wastewater treatment, Aquaculture, Trihalomethane compounds, Rainbow trout
  • Morteza Souri, Vahid Yavari, Mohammad Zakeri *, Mehrdad Mohammadidoust Pages 65-80
    The effect of different dietary protein and salinity levels were evaluated on growth performances, feeding indices and carcass biochemical composition of the Litopenaeus vannamei. 350 shrimp with the initial average weight of 5.55±0.18 g and length of 8.81±0.15 cm were distributed randomly into 27 concrete experimental tanks. A 3×3 factorial experiment including three levels of salinity (0-3, 12-15 and 32-35 ppt) and three levels of dietary protein (25, 35 and 45%) was carried out for a period of 56 days. Experimental shrimps were fed at satiation 4 times a day throughout the experimental period. Based on the results, the highest indices of growth were observed in all the salinity levels in the experimental treatments fed diet containing 35% dietary protein. However, the highest body weight gain and specific growth rate were recorded at the highest levels of salinity (35-32 ppt). The best feeding indices were observed at the highest level of dietary protein and water salinity. No significant difference was observed in morphometric indices among different experimental treatments. The results of the body biochemical composition showed no significant difference in protein, ash and moisture content among treatments. However, higher lipid content was significantly observed in treatments with higher salinity and protein levels. Based on the results of this study, the economic point of view part of the protein diet with the 35% is suggested for L. vannamei cultured in 32-35 ppt salinity.
    Keywords: Protein levels, Water salinity, Growth, feeding indices, Carcass biochemical composition, Litopenaeus vannamei
  • Mina Bahador, Mahsa Haghi *, Preeta Kochanian, Abdolali Movahedinia, Shafa Hoveizavi Pages 83-92

    Blue swimming crab is one of the most important crustacean and known as a commercial species in subtropical areas. This study investigated the reproductive biology of blue swimming crab, Portunus pelagicus. Sampling was run monthly through trawl catches in the Khuzestan coast, most of the specimens were catch at the Bousif fishing site, from April to March 2017. A total of 567 crabs were collected of which 221 were males and 346 females, with a male: female ratio of 0.6:1. The carapace width and weight ranged from 60.9-164mm and 15.2-387.7g in males and 67.5-174mm and 18.3-434.1g in females, respectively. The mean carapace width was 119.37±1.59mm and 130.15±1.32mm and mean weight were 135.58±5.92g and 156.54±4.49g in male and female crabs, respectively. Body weight was significantly higher in female crabs (about 15%) (P<0.05). Gonadosomatic index was the highest in March. Also, the number of ovigerous females was the highest during May-June. The results of correlation between egg mass and total body weight showed that egg weight was more related to carapace width than body weight. Totally, it seems that the blue swimming crab has optimum reproductive environmental condition in Khuzestan coasts and could reproduce several times a year on these coastal waters. Therefore, it is possible to be a potential for export economy.

    Keywords: Sex ratio, maturation stages, P. pelagicus, ovigerous females, Spawning
  • Yazdan Moradi, MELIKA NAZEMI, Reza Safari Pages 91-99

    Sea cucumber is one of the most important species of Echinodermata, belongs to the category of Holothuroidea. Their well-known bioactive compounds have anti-cancer, anticoagulant, antihypertensive, anti-inflammatory, antimicrobial, antioxidant, anti-arterial, and wound-healing effects. In this study, the anti-inflammatory effect of methanolic extract on the muscular body wall of sea cucumbers Holothuria leucospilota on Albino rats was investigated. Sea cucumbers were collectted from the Hengam island, dried and extracted with hexane, ethyl acetate and methanol. The extracts were evaluated by lipoxygenase enzymes inhibition test in in vitro conditions. In in vivo experiments, the animals were divided into 5 groups of 6 rats, including: control, treated with carrageenan, treated with MEHL extract (100/200 mg / kg) and aspirin 10 mg/kg. In order to evaluate the inflammation, carrageenan test was used in Hind paw edema method. In in vitro experiments, methanolic extract (MEHL) with 43.75± 2.83 and ethyl acetate and hexane extract showed 12.92 ± 1.22 and 9.74 1.57 percent inhibition of lipoxygenase enzymes, respectively. Methanolic extract (MEHL) Holothuria leucospilota was selected for further in vivo testing. In animal experiments, MEHL, with concentrations of 100 and 200 mg/kg, inhibited hind paw edema at 3 and 4 hours, with 13.62 ± 1.3 and 35.15 ± 2.5 and , 18.41 ± 1.7 and 45.22 ± 3.2 percent, respectively. Holothuria leucospilota methanolic extract contains anti-inflammatory compounds that have shown better anti-inflammatory effects compared to the anti-inflammatory drug acetylsalicylic acid.

    Keywords: ''Sea Cucumber, Anti-Inflammatory, secondary metabolites, Solvent, Carrageenan, Persian Gulf''
  • Shamsollah Kohsaryan, Rahman Patimar, Hossein Adineh Pages 101-112

    This study aimed to evaluate the effects of using A-Max Ultra commercial prebioticin rainbow trout (Oncorhynchus mykiss) diet on the growth performance, hematological indices, and innate immune responses. Fish with initial weight of 18.03 ± 2.14 g were stocked into 12 Cage in dimensions a 0.6×0.6×1 m3 in four concrete ponds. Four experimental feeds (triplicate) contained A-Max Ultra at levels of 0.0 (control), 1.0 (T1), 2.0 (T2), and 3.0 (T3) g k-1 were tested for 45 days. Fish fed prebiotic of 2 gk-1 had significantly higher final body weight, weight gain, and specific growth rate when compared to the control group (P<0.05). Among hematological parameters, red blood cells (RBCs), hemoglobin (Hb), and hematocrit (HCT) were significantly increased in fish fed 2 gk-1 of prebiotic in T2. At the end of the experiment, serum immune parameters of those fish fed A-Max Ultra including total protein and glucose content, lysozyme activity were not significant difference among all treatments. The obtained results revealed that 2 g k-1 A-Max Ultra could be used as a beneficial prebiotic to improve the growth performance and haemato-immunological responses in rainbow trout culture.

    Keywords: A-Max Ultra, growth performance, hematological, Immunity, Oncorhynchus mykiss
  • Atta Mouludi Saleh, Soheil Eagderi *, Keyvan Abbasi, Akbar Pourgholami Pages 113-122

    During 2006-2007 in order to evaluate some biological parameters, including length-weight and length-length relationships, and condition factor of Leuciscus aspius, a total of 96 specimens were captured using seine net from Aras River, Astara, Anzali, Kiashahr coasts of Guilan Province, southern part of the Caspian Sea basin. All fresh samples were transferred to the Lab after anesthesia. In the Lab total, fork and standard lengths and total body weight were measured and recorded. To investigate the length-weight and length-length relationship parameters, 〖W=aTL〗^b and FL=a +bTL and SL=a +bFL were used, respectively. Base on the results, b-value is ranged 2.75 to 3.28 and condition factor 0.85-0.95. Maximus and minimum b parameter in Astara and Kiashahr populations, respectively, also maximum and minimum condition factor were to those to Astara and Anzali populations. Growth pattern was observed positive allometric except Kiashahr population. The regression coefficient values of length-weight and length-length relationships were estimated greather than 0.95.

    Keywords: Leuciscus aspius, Condition factor, Guilan coasts, Total length, Length-weight relationship