فهرست مطالب

نشریه رویش روان شناسی
سال یازدهم شماره 5 (پیاپی 74، امرداد 1401)

  • تاریخ انتشار: 1401/06/29
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مهرنوش جوائزی شیشوان، علی زینالی* صفحات 1-12

    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی صفات چهارگانه تاریک شخصیت بر اساس طرحواره های هیجانی و سرشت و منش در دانشجویان انجام شد. این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد 17020 نفر بودند که حجم نمونه طبق جدول کرجسی و مورگان 375 نفر برآورد که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده های پژوهش با نسخه دوم مقیاس طرحواره های هیجانی (ESS-II، لیهی، 2012)، پرسشنامه سرشت و منش (TCQ، کلونینجر، 1994) و مقیاس صفات چهارگانه تاریک شخصیت (DTPTS، پلوف و همکاران، 2017) جمع آوری و با روش رگرسیون چندگانه با مدل همزمان در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که طرحواره های عدم درک، احساس گناه، ساده انگاری، فقدان کنترل، کرختی، عدم پذیرش، نشخوار فکری و احساس شرم و سرشت های نوجویی، پاداش وابسته و پشتکار با صفات چهارگانه تاریک شخصیت در دانشجویان رابطه مثبت و معنی دار و طرحواره های فقدان ارزشیابی، منطقی بودن و اظهارگری ضعیف و و منش های همکاری، خودراهبری و خودفراروی با صفات چهارگانه تاریک شخصیت آنان رابطه منفی و معنی دار داشتند (01/0>P). همچنین، طرحواره های هیجانی و سرشت و منش به طورمعنی داری توانستند 6/24 درصد از تغییرات صفات چهارگانه تاریک شخصیت در دانشجویان را تبیین نمایند (001/0>P). با توجه به نتایج پژوهش حاضر، برای کاهش صفات چهارگانه تاریک شخصیت در دانشجویان می توان زمینه را برای تعدیل طرحواره های هیجانی و سرشت و منش مرتبط با آن فراهم کرد.

    کلیدواژگان: چهارگانه تاریک شخصیت، دانشجویان، سرشت و منش، طرحواره های هیجانی
  • احسان گلستانی، اکبر عطادخت*، محمد نریمانی صفحات 13-22

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های ذهن آگاهی بر علایم بی توجهی و بیش فعالی در دانش آموزان بیش فعال انجام شد. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر اردبیل در سال تحصیلی 1397-1398 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از میان مناطق پنج گانه آموزش پرورش شهر اردبیل، منطقه یک آن انتخاب و از میان 8 مدرسه متوسطه اول در این منطقه دو مدرسه و سپس تعداد 36 دانش آموز با نشانه های بیش فعالی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 18 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند. برای سنجش و جمع آوری داده ها از مقیاس درجه بندی اختلال نارسا توجه/فزون کنشی نسخه چهارم SNAP-IV (سوآنسون، نولان و پلهام، 2001) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس انجام گرفت. نتایج نشان داد که متغییرهای بی توجهی (441/24=F) و بیش فعالی (195/74=F) در سطح آلفای 05/0 تفاوت معنی داری را بین گروه های آزمایش و گواه دارند و نشان می دهد که آموزش مهارت های ذهن آگاهی در کاهش علایم بی توجهی و بیش فعالی تاثیر دارد. این نتایج بیان می کند که آموزش مهارت های ذهن آگاهی می تواند با کمک تکنیک های صحیح توجه کردن به تمام لحظات زندگی باعث کاهش علایم بی توجهی و بیش فعالی در دانش آموزان بیش فعال شود.

    کلیدواژگان: ذهن آگاهی، بی توجهی، بیش فعالی، دانش آموزان
  • فاطمه محمدی، عاطفه محمدی، ایمان اسماعیلی سودرجانی، ملوک نصرتی، میلاد بزی* صفحات 23-32

    این پژوهش با هدف ارزیابی مدل ساختاری تنظیم هیجان و خوردن هیجانی در افراد مبتلا به چاقی با نقش واسطه ای ذهنی سازی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمام نوجوانان مبتلا به چاقی مراجعه کننده به مراکز رژیم درمانی و خانه های سلامت شهر شیراز در سال 1400 بود. که از این بین  تعداد 361 نفر نوجوان مبتلا به چاقی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه ی خوردن هیجانی (EEQ، داچ، 1986)، چک لیست تنظیم هیجانی کودکان و نوجوانان (ERC، شیلد و کیکتی، 1997) و پرسشنامه ی ذهنی سازی (MQ، دیمیتروویچ، 2017) را تکمیل کردند.. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد تنظیم هیجان با ذهنی سازی ارتباط مستقیم معنادار (01/0<p) و ذهنی سازی با خوردن هیجانی ارتباط منفی معنادار (01/0<p) و تنظیم هیجان با خوردن هیجانی از طریق ذهنی سازی دارای ارتباط غیر مستقیم و معناداری (01/0<p) بودند. نتایج این پژوهش نشان داد تنظیم هیجان با میانجی گری ذهنی سازی خوردن هیجانی را تبیین می کند و اینکه مدل از برازش مطلوبی برخوردار بوده است. یافته های این پژوهش می تواند در پیشگیری و درمان چاقی مورد استفاده ی متخصصان حوزه های بهداشت و روان قرار گیرد.

    کلیدواژگان: خوردن هیجانی، تنظیم هیجان، چاقی، ذهنی سازی
  • زینب بیرانوند، عزت الله قدم پور*، مسعود صادقی، محمدرضا حسنی جلیلیان صفحات 33-44

    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر بر معنای زندگی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دختر درگیر بحران هویت بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه دهم شهرستان پردیس در سال تحصیلی 1401- 1400 بود. به منظور انتخاب نمونه ابتدا با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 246 نفر انتخاب سپس ابزار بحران هویت بر روی 240 نفر اجرا  و تعداد 30 نفر که دارای بحران هویت بودند به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. داده های پژوهش به کمک پرسشنامه های بهزیستی روا ن شناختی (PWBQ، ریف، 1989)، معنای زندگی (MLQ، استگر و همکاران، 2006) و پرسشنامه بحران هویت (ICQ، احمدی، 1387) جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری صورت گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر در متغیرهای معنای زندگی و بهزیستی روان شناختی در دو گروه آزمایشی و گواه در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری دارد (34/40=F، 001/0>P). بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر بر معنای زندگی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دختر درگیر بحران هویت موثر بوده است.

    کلیدواژگان: امیددرمانی اسنایدر، بهزیستی روان شناختی، بحران هویت، معنای زندگی
  • ساره طیبی، مهشید زمانی، پریسا سادات سیدموسوی* صفحات 45-58

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی رفتارهای مراقبتی در ارتباط بین روابط موضوعی و صمیمیت زناشویی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش زنان و مردان متاهل شهر تهران در سال 1399 بودند که بیش از دوسال از زندگی مشترک آنها گذشته بود؛400 نفر به روش نمونه گیری دردسترس (200 زن و 200 مرد) انتخاب و مقیاس صمیمیت تامپسون و واکر (1983) (MBI)، پرسشنامه ی رفتارهای مراقبتی کانس و شاور (1994) (CBQ)  و پرسشنامه ی روابط موضوعی بل (1995) (BORRTI) را به صورت آنلاین تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاکی از برازش مطلوب مدل پژوهش بود؛ نتایج نشان داد که بین روابط موضوعی با صمیمیت زناشویی و رفتارهای مراقبتی همبستگی منفی معنادار (01/0>P) و بین صمیمیت و زیرمقیاس رفتار مراقبتی حفظ نزدیکی، رفتار مراقبتی حساس و وسواس گونه همبستگی مثبت معنادار (01/0>P) وجود دارد. یافته های تحلیل مسیر موید نقش میانجی رفتارهای مراقبتی در رابطه ی روابط موضوعی و صمیمیت زناشویی بود که زیرمقیاس رفتار مراقبتی حفظ نزدیکی، حساس و وسواس گونه (01/0>P) به ترتیب بیشترین نقش را داشتند. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد که هرچه فرد روابط دلبسته مدار ناایمن تری را تجربه کرده باشد، به واسطه رفتارهای مراقبتی کمتر یا استفاده از اشکال نامناسب رفتارهای مراقبتی (از جمله استفاده از رفتارهای مراقبتی کنترل کننده) در روابط بعدی، صمیمیت کمتری را در زندگی زناشویی خود تجربه می کند.

    کلیدواژگان: رفتارهای مراقبتی، روابط موضوعی، صمیمیت
  • آسیه عسگری، لیلا سادات عزیزی ضیابری*، جوانشیر اسدی، علی حسینائی صفحات 59-68

    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر تمایزیافتگی و تنظیم هیجان زنان آسیب دیده از بی وفایی زناشویی انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون -پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی زنان آسیب دیده از بی وفایی زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره ی شهر گرگان در 9 ماهه ی اول سال 1399 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش، زوج درمانی هیجان مدار را در 12 جلسه ی 90 دقیقه ای دوبار در هفته دریافت کرد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش پرسش نامه های تمایزیافتگی خود (DSI) اسکورون و فرید لندر (1998) و تنظیم شناختی هیجان (CERQ) گارنفسکی و همکاران (2002) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و آزمون تعقیبی بنفرونی با استفاده از نرم افزار 16-SPSS در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار بر تمایزیافتگی (48/28=F ، 001/0>P) و تنظیم هیجان (39/21=F، 001/0>P) تاثیر معناداری دارد. با توجه به نتایج می توان بیان نمود که زوج درمانی هیجان مدار می تواند به عنوان یک مداخله ی موثر به منظور بهبود تمایزیافتگی و تنظیم هیجان در زنان آسیب دیده از بی وفایی زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.

    کلیدواژگان: زوج درمانی هیجان مدار، تمایزیافتگی، تنظیم هیجان
  • مهسا ترابی*، علی اکبر ملکی راد صفحات 69-78

    پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس دانش جنسی و طرحواره های جنسی در زنان متاهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری  شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره بهزیستی شهر اراک در ماه های خرداد و تیر سال 1398 بودند. به روش نمونه گیری دردسترس، 110 نفر از مراجعه کنندگان به این مرکز به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های رضایت زناشویی EMS-S  (انریچ، 1989)، دانش جنسی SKS  (آن هوپر، 1992) و طرحواره های جنسی SSS (اندرسون و سیووانسکی، 1994)، استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون به کمک نرم افزار SPSS نسخه 23، تحلیل شد.  یافته های حاصل از تحلیل داده های پژوهش نشان داد که بین دانش جنسی، طرحواره های جنسی و رضایت زناشویی همبستگی معنی دار وجود دارد (05/0<p). همچنین، شاخص ضریب تعیین چندگانه اصلاح شده، نشان داد که متغیرهای پیش بین شامل دانش جنسی و طرحواره های رمانتیک، صریح و خجالتی، می توانند در مجموع 35%  از رضایت زناشویی را پیش بینی کند. با توجه به نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که رضایت زناشویی در زنان متاهل با عواملی از جمله دانش جنسی و طرحواره های جنسی در ارتباط است؛ بنابراین، برنامه های توانمندسازی و آموزشی با هدف دانش افزایی جنسی و افزایش علاقه بین زوجین، می تواند نقش موثری در بهبود کیفیت زناشویی و افزایش رضایت از زندگی را به همراه داشته باشد.

    کلیدواژگان: رضایت زناشویی، دانش جنسی، طرحواره های جنسی، زنان متاهل
  • زینب قاسمی، مریم عباسی سورشجانی*، زهرا نقش صفحات 79-90

    پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی شفقت به دیگران در رابطه تجارب اولیه شرم و امنیت با خستگی ناشی از شفقت در روان درمانگران انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه روان درمانگران، مشاوران و متخصصین سلامت روان در تابستان سال 1400 تشکیل دادند. تعداد 200 نفر به روش در دسترس از اعضای گروه ها و صفحات شبکه های اجتماعی مرتبط با روانشناسی و مشاوره انتخاب شدند و مقیاس های خستگی ناشی از شفقت (CFST؛ فیگلی، 1995)، شفقت به دیگران (گو و همکاران، 2020)، خاطرات اولیه محبت و امنیت (EMWSS؛ ریچتر و همکاران، 2009) و مقیاس تاثیر رویداد تجدیدنظر شده IES-R)؛ ویس و مامار 1997؛ نسخه سازگارشده با خاطرات شرم توسط ماتوس و پینتو-گوویا، 2011) را تکمیل کردند. درنهایت داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری به کمک نرم افزارهای 26-SPSS و 3-PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که خاطرات اولیه محبت و امنیت به طور مستقیم (05/0< P) و غیرمستقیم از طریق شفقت به دیگران (01/0< P) با خستگی ناشی از شفقت رابطه منفی و معنادار داشت. خصوصیات تروماتیک خاطرات شرم فقط به طور مستقیم با خستگی ناشی از شفقت رابطه مثبت و معنادار (01/0< P) داشت. همچنین مدل به دست آمده از پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. درمجموع یافته ها نشان دادند شفقت به دیگران نقش میانجی معنی داری در رابطه تجربیات اولیه محبت و امنیت و خستگی ناشی از شفقت در روان درمانگران دارد، اما در رابطه ی بین تجربیات شرم تروماتیک اولیه و خستگی ناشی از شفقت نقش میانجی معنی داری ندارد.

    کلیدواژگان: خستگی ناشی از شفقت، تجارب شرم، امنیت
  • الهام مصباحی، مجتبی امیری مجد*، محمد قمری، سعیده بزازیان صفحات 91-100

    هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش دلبستگی به والدین و ادراک ترومای عشق با میانجی گری طرحواره های ناسازگارانه حوزه طرد و بریدگی بود. این پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد مجردی بودند که با تجربه شکست عاطفی به مراکز مشاوره دانشگاه های علوم پزشکی ایران، تهران و آزاد اسلامی رودهن در سال 1399 مراجعه کردند که به شیوه در دسترس 200 نفر به عنوان نمونه مشارکت داشتند. جمع آوری داده ها با استفاده از نسخه کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ (YSQ-SF) (یانگ، 1998)، پرسشنامه دلبستگی والدین و همسالان (IPPA) (آرمسدن و گرینبرگ، 1987) و پرسشنامه ضربه عشق (LTI) (راس، 1999) انجام شد. روش تحلیل این پژوهش، مدل معادلات ساختاری بود. پس از اصلاح مدل و حذف روابط غیرمعنادار، نتایج نشان داد که ارتباط با والدین بر ادراک ترومای عشق اثر منفی دارد. همچنین اعتماد به والدین و بیگانگی از والدین  بر طرحواره های حوزه طرد اثر مستقیم و معنادار دارند (05/0>P). طرحواره های حوزه طرد بر ادراک ترومای عشق اثر مثبت و معنادار دارند. همچنین نتایج نشان داد که اعتماد به والدین و بیگانگی از والدین با میانجی گری طرحواره های حوزه طرد بر ادراک ترومای عشق به ترتیب اثر منفی و مثبت معنادار دارند (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ادراک ترومای عشق تحت تاثیر دلبستگی به والدین و طرحواره های حوزه طرد بود، بنابراین اجرای مداخلات درمانی با هدف بهبود این عوامل پیشنهاد می شود.

    کلیدواژگان: طرحواره، طرد و بریدگی، سندرم ترومای عشق، دلبستگی
  • نرگس امینی شیرازی، مهسا سوادکوهی، پرستو شیرزادی*، زهرا اصغرپور لشکامی صفحات 101-110

    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی موسیقی درمانی آنلاین بر اضطراب کرونا و تعامل والد-کودک در مادران بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. روش نمونه گیری هدفمند بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند 6 تا 12 ساله شهر تهران در سال 1399 بودند که دارای علایم اضطراب کرونا بوده و از پرسشنامه اضطراب کرونا (علی پور و همکاران، 1398) نمره بیشتر از میانگین  به دست آوردند، تعداد 30 نفر که واجد معیارهای ورود به پژوهش بودند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب کرونا ویروس (CDAS) (علی پور و همکاران، 1398) و  مقیاس رابطه والد-کودک (CPRS) (پیانتا، 1994) استفاده شد. پس از آن گروه آزمایش طی 21 جلسه 25 دقیقه ای (هر روز به مدت سه هفته)  موسیقی درمان فعال با رویکرد برین دنس را دریافت نمودند، این در حالی بود که افراد گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با نرم افزار SPSS-24 و تحلیل کواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که موسیقی درمانی بر کاهش ابعاد جسمانی و روانی و نیز نمره کلی اضطراب کرونا؛ و همچنین  بهبود تعامل والد- کودک در ابعاد نزدیکی، تعارض، وابستگی و نیز نمره کلی تعامل والد- کودک موثر بوده و این تاثیر از نظر آماری معنادار است (05/0>P). بنابراین می توان از موسیقی درمانی جهت کاهش اضطراب کرونا و بهبود تعامل والد- کودک استفاده نمود.

    کلیدواژگان: ویروس کرونا، اضطراب کرونا، تعامل والد- کودک، موسیقی درمانی
  • نسرین رهبری غازانی*، نادر حاجلو، سیف الله آقاجانی صفحات 111-124

    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توانمندسازی خانواده با درمان راه حل محور کوتاه مدت بر ابرازگری هیجانی و پریشانی روانشناختی در نوجوانان دارای والدین مبتلا به سوء مصرف مواد بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل و پیگیری بود و جامعه آماری آن را نوجوانان دارای والدین وابسته به مواد شهر تبریز که در پاییز 1400 جهت ترک اعتیاد به مراکز ترک اعتیاد دارویی شهر تبریز مراجعه کرده بودند تشکیل داده بود که از بین آنها 30 نفر به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ) کینگ و ایمونز (1990) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) لاویبوند و لاویبوند (1995) گردآوری و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که توانمندسازی خانواده بر ابرازگری هیجانی و افسردگی، اضطراب و استرس نوجوانان دارای والدین وابسته به مواد اثربخش بوده (01/0>P) و این اثربخشی در پیگیری سه ماهه پایدار است (01/0>P). با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که توانمندسازی خانواده با درمان راه حل محور کوتاه مدت جزو درمان های اثربخش بر ابرازگری هیجانی و آسیب های روانی نوجوانان است.

    کلیدواژگان: ابرازگری هیجانی، پریشانی روانی، توانمندسازی خانواده، درمان راه حل محور کوتاه مدت، سوء مصرف مواد
  • راحیل اکبری، شیما پرندین* صفحات 125-134

    هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تنیدگی ناشی از کرونا بر اساس تاب آوری و بهزیستی روانی در بین بیماران مبتلا به کووید-19 شهر کرمانشاه بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع روش تحقیق توصیفی -همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مبتلا به کووید-19 که از ابتدای بهمن 1399 تا پایان فروردین1400 به بیمارستان مراجعه نمودند. حجم نمونه 150 نفر بود که با توجه به معیارهای ورود به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس استرس کرونا (Css، سلیمی و همکاران، 1399)، مقیاس تاب آوری (CD-RISC، کونور و دیویدسون ،2003) و پرسشنامه بهزیستی روانی (ریف، 1989) بود. جهت بررسی فرضیه های پژوهش از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایچ پژوهش نشان داد که کاهش میزان تاب آوری و کاهش بهزیستی روانی در بین بیماران مبتلا به کووید-19 می تواند افزایش تنیدگی در آنها را پیش بینی  کند. در نتیجه با افزایش میزان تاب آوری و بهزیستی روانی می توان کاهش تنیدگی را در بیماران پیش بینی کرد و پیشنهاد می شود در مراکز درمانی آموزشهای مناسبی در زمینه افزایش تاب آوری و بهزیستی روانی صورت پذیرد تا میزان تنیدگی ناشی از بیماری کاهش پیدا کند.

    کلیدواژگان: تنیدگی ناشی از کرونا، تاب آوری، بهزیستی روانی، کووید-19
  • مینو بختیارزاده*، مژگان خواجه گودری، ایوب صباح، ژیلا نیازی میرک صفحات 135-146

    هدف اصلی این پژوهش تعیین اثربخشی  رفتار درمانی عقلانی_هیجانی (REBT) بر تکانشگری، عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده با مشکلات زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده شهر تهران مناطق 10 و 11 در 6 ماهه دوم سال 1400 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای اندازه گیری مقیاس تکانشگری (BIS-11) (بارت و همکاران، 2004)، مقیاس تحمل نکردن بلاتکلیفی (IUS) (فریستون و همکاران، 1994) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان (DERS) (گراتز و رویمر، 2004) بودند. گروه ازمایش درمان REBT را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای دو بار بار دریافت کردند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که مشاوره گروهی با رویکرد REBT بر کاهش نشانه های تکانشگری، عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان تاثیر داشته است (05/0 <p). با توجه به اثربخشی رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی بر نشانه های تکانشگری، عدم تحمل بلاتکلیفی و دشواری در تنظیم هیجان اجرای کارگاه های آموزشی مبتنی بر این مفاهیم در مراکز مشاوره خانواده توصیه می شود.

    کلیدواژگان: تکانشگری، دشواری در تنظیم هیجان، رویکرد REBT، عدم تحمل بلاتکلیفی
  • سمیه سعیدا، مالک بسطامی، فرشته موتابی، فاطمه صفرپور* صفحات 147-160

    هدف از پژوهش حاضر پیش بینی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر اساس سبک های دلبستگی با نقش واسطه ای شفقت به خود بود. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری  بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد در بازه سنی 18 تا 64 سال در سال 1400 در شهر تهران بود. تعداد 412 شرکت کننده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ - short، گارنفسکی، کرایج و اسپینهوون، 2002)، مقیاس دلبستگی بزرگسالان (RAAS، کولینز و رید، 1990) و مقیاس شفقت به خود (SCS، نف، 2003) گردآوری شد. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS  23و AMOS  26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد مدل فرضی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. اثر غیرمستقیم سبک دلبستگی اضطرابی بر تنظیم شناختی هیجان سازش یافته از طریق شفقت به خود معنا دار بود (05/0 <p). همچنین اثر غیرمستقیم سبک دلبستگی اضطرابی بر تنظیم شناختی هیجان سازش نایافته نیز از طریق شفقت به خود معنا دار بود (05/0 <p).  علاوه بر این اثر غیر مستقیم سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی بر راهبرد های تنظیم شناختی هیجان از طریق شفقت به خود معنادار نبود (05/0 > p). بر اساس نتایج شفقت به خود می تواند در رابطه بین سبک های دلبستگی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نقش واسطه ای ایفا کند.

    کلیدواژگان: تنظیم شناختی هیجان، سبک های دلبستگی، شفقت به خود
  • روشنک زلال، امیر پناه علی*، مجید محمودعلیو، اکبر رضایی صفحات 161-170

    هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای مدیریت هیجان و ایمن سازی در مقابل استرس بر سرمایه روانشناختی زنان زندانی شهرستان تبریز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را زنان زندانی در ندامتگاه مرکزی استان آذربایجان شرقی در سال 1398 به تعداد 654 نفر تشکیل دادند. از بین آن ها 60 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در یک گروه گواه و دو گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران (2007) استفاده شد. شرکت کنندگان گروه آزمایش اول و دوم هر یک به ترتیب آموزش راهبردهای مدیریت هیجانات (8 جلسه 90 دقیقه ای هر هفته دو جلسه) و ایمن سازی در برابر استرس (8 جلسه 90 دقیقه ای و هر هفته دو جلسه) دریافت کردند و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS21 انجام  گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش راهبردهای مدیریت هیجانات و ایمن سازی در برابر استرس به طور معناداری باعث افزایش سرمایه روانشناختی شده است (01/0>P). نتایج نشان داد آموزش ایمن سازی در مقابل استرس اثربخشی بیشتری نسبت به راهبردهای مدیریت هیجانات بر سرمایه روانشناختی دارد (001/0>P). با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان از آموزش ایمن سازی در برابر استرس جهت افزایش سرمایه روانشناختی به طور موثرتری نسبت به راهبردهای مدیریت هیجانات در زنان زندانی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: سرمایه روان شناختی، مدیریت هیجانات، ایمن سازی، استرس، زنان زندانی
  • امیر امیری، محبوبه کدخدایی، مهدی درخشانی، زهره خیرآبادی، محمدجواد لواف آرانی* صفحات 171-182

    پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی تیاتر درمانی بر روی حساسیت اضطرابی، تنظیم هیجان و اضطراب تعامل اجتماعی بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی صورت گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه با دوره های پیگیری 2 ماهه و 6 ماهه بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانشجویان شهر تهران در سال 1398 و 1399 بود که از بین آن ها 40 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تخصیص یافتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب تعامل اجتماعی (SIAS) هیمبرگ و همکاران (1992)، مقیاس حساسیت اضطرابی-3 (ASI-3) تیلور و کاکس (1998) و پرسشنامه ی تنظیم هیجان (ERQ) گراس و جان  (2003) بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تیاتر درمانی منجر به بهبود معنادار تنظیم هیجان، اضطراب تعامل اجتماعی و حساسیت اضطرابی می شود (05/0<p)  از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت از تیاتر درمانی می توان به عنوان رویکردی جذاب و عاری از عارضه برای بهبود مشکلات روانشناختی بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی استفاده کرد.

    کلیدواژگان: اضطراب تعامل اجتماعی، حساسیت اضطرابی، تنظیم هیجان، تئاتر درمانی
  • اعظم نوروزی، نادر منیرپور*، حسن میرزاحسینی صفحات 183-196

    این پژوهش با هدف بررسی مدل پایداری ازدواج بر اساس کیفیت رابطه والدین و دلبستگی با نقش میانجی خود شیفتگی، بیگانگی و تجربه مایی انجام شد. روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم در سال تحصیلی 1400-1399 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری دردسترس 325 نفر انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های شاخص عدم ثبات زناشویی (MII) ادواردز و همکاران (1987)، شخصیت خودشیفته (NPI-16) آمز و همکاران (2006)، اتحاد زناشویی (MAQ) چراغی و همکاران (1396)، کیفیت رابطه والدین (PRQS) آذرین و همکاران (1973) و خرده مقیاس های دلبستگی و از خودبیگانگی در پرسشنامه روابط موضوعی بل (BORRTI) (1995) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل مسیر و نرم افزارهای آماری spss 27 و Lisrel 8.8 انجام شد. در این مدل کیفیت رابطه والدین رابطه مستقم و معناداری با پایداری ازدواج داشت (01/0<p) و دلبستگی رابطه مستقم و معناداری با پایداری ازدواج نداشت (05/0< P)، همچنین کیفیت رابطه والدین و دلبستگی بصورت غیرمستقیم بواسطه از خودبیگانگی، تجربه مایی و خودشیفتگی قادر به پیش بینی پایداری ازدواج بود (05/0<p). یافته ها نشان دادند که مدل مفروض برازش مطلوبی دارد. بنابراین یافته های پژوهش مبنی بر ارتباط کیفیت رابطه والدین و دلبستگی با پایداری ازدواج بواسطه از خودبیگانگی، تجربه مایی و خودشیفتگی می باشد.

    کلیدواژگان: از خودبیگانگی، پایداری ازدواج، تجربه مایی، دلبستگی، شخصیت خودشیفته، کیفیت رابطه والدین
  • سحر علیقلی زاده مقدم، رضا کاظمی*، سمیه تکلوی، وکیل نظری آلیله صفحات 197-208

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد بر کاهش علایم افراد دچار استرس پس از سانحه انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مراجعه کننده به بیمارستانی ایثار شهر اردبیل در سال 1400 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 نفر انتخاب و در سه گروه 15 نفری به صورت تصادفی جایگذاری شدند. یک گروه 8 جلسه 75 دقیقه ای مداخله ی حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد و گروه دیگر 8 جلسه 75 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری دریافت کردند. برای گردآوری داده ها از مقیاس اختلال استرس پس از ضربه PCL، (ویدرز و همکاران، 1992) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS 22 و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام گرفت. یافته ها نشان داد هر دو درمان شناختی-رفتاری و حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد بر کاهش علایم افراد دچار استرس پس از سانحه تاثیر معناداری داشتند (01/0<p). نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که مداخله حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد تاثیر بیشتر بر کاهش علایم افراد دچار استرس پس از سانحه داشت (01/0<p). نتایج حاصله بر استفاده بیشتر از مداخله حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد برای علایم استرس پس از سانحه اشاره دارد.

    کلیدواژگان: استرس پس از سانحه، درمان شناختی-رفتاری، حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد
  • نصیبه پروین، حیدرعلی زارعی*، سمیه تکلوی صفحات 209-220

    پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی برنامه ارزیابی رفتاری مبتنی بر مدل دیسک ویلیام و آموزش تنظیم هیجان بر اضطراب تحصیلی نوجوانان همراه با بیمار کرونایی انجام پذیرفت. طرح پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 ساله ساکن شهرستان نقده که در بین اعضای خانواده خود فرد مبتلا به کووید 19 در سال 1400 داشتند، بود. حجم نمونه آماری، 60 نفر از جامعه آماری مذکور بود که به شیوه نمونه گیری در هدفمند گزینش و به صورت تصادفی در سه گروه مدل دیسک، گروه تنظیم هیجان و گروه گواه گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب تحصیلی (AAS، آلپرت و هابر، 1960) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین اضطراب تحصیلی در گروه های آزمایشی و گروه گواه تفاوت معنی داری به لحاظ آماری وجود دارد (001/0<p). همچنین نتایج نشان داد که مداخله مدل دیسک و آموزش تنظیم هیجان به یک میزان باعث کاهش اضطراب تحصیلی نوجوانان شده است (001/0<p). شواهد به دست آمده نشان می دهد که مداخله مدل دیسک و آموزش تنظیم هیجان در کاهش اضطراب تحصیلی نوجوانان با بیمار کووید 19موثر هستند.

    کلیدواژگان: اضطراب سلامت، اضطراب تحصیلی، مدل دیسک، نوجوانان، کووید 19
  • لیلا سفیداری، علی محمدزاده ابراهیمی*، پروین همت افزا صفحات 221-230

    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی خانواده درمانی ساختاری مینوچین بر اضطراب مزمن و تمایزیافتگی در مبتلایان به اختلالات روان تنی بود.  پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به سه نوع اختلال روان تنی شامل میگرن، اختلال گوارشی و اختلالات قلبی عروقی مراجعه کننده به مراکز درمانی بیمارستان شریعتی تهران و مرکز قلب تهران، در سال 1399 تشکیل داد که از بین آن ها تعداد 30 نفر از افراد واجد ملاک های ورود و خروج از پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه گمارده شدند. همه آن ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه های اضطراب (BAI)  بک (1990) و فرم کوتاه تمایز خود (DSI-FH) اسکورون و فریدلندر (1998) را تکمیل کردند. گروه آزمایش تحت مداخله خانواده درمانی ساختاری مینوچین قرار گرفت. در نهایت پس از جمع آوری اطلاعات برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری به کمک نرم افزار SPSSV19 استفاده شد. نتایج نشان داد در هر دو متغیر اضطراب و تمایزیافتگی و همه مولفه های آن ها بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0>P). به این معنی که مداخله خانواده درمانی ساختاری مینوچین باعث کاهش اضطراب و افزایش تمایزیافتگی گروه آزمایش شد. در نهایت می توان گفت روش خانواده درمانی ساختاری مینوچین یک روش مناسب برای درمان اضطراب مزمن و تمایزیافتگی بیماران روان تنی بوده است.

    کلیدواژگان: اضطراب مزمن، اختلالات روان تنی، تمایزیافتگی، خانواده درمانی مینوچین
|
  • Mehrnoush Javaezi Shishavan, Ali Zeinali* Pages 1-12

    The present research aimed to predict the dark tetrad personality traits based on emotional schemas and temperament and character in students. This study was a cross-sectional type of correlation. The research population was the students of the Islamic Azad University of Urmia branch in the academic years of 2019-20 with a number of 17020 people, which the sample size based on Krejcie and Morgan table estimated 375 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. Research data were collected by the emotional schemas scale II (ESS-II; Leahy, 2012), temperament and character questionnaire (TCQ; Cloninger, 1994), and dark tetrad personality traits scale (DTPTS; Plouffe et al., 2017) and analyzed by multiple regression with entering model method in SPSS software version 22. The findings showed that the schemas of lack of understanding, guilt, simplification, lack of control, numbness, rejection, rumination and shame and temperaments of innovations, dependent reward, and perseverance had a positive and significant relationship with dark tetrad personality traits in students and the schemas of the lake of evaluation, rationality and weak expression and characters of cooperation, self-direction and self-transgression had a negative and significant relationship with their dark tetrad personality traits (P<0.01). Also, emotional schemas and temperament, and character significantly could explain 24.6 percent of changes in dark tetrad personality traits in students (P<0.001). According to the results of the present research, reducing the dark tetrad personality traits in students can provide the basis for modifying the related emotional schemas and temperament, and character.

    Keywords: Dark Tetrad Personality, Students, Temperament, Character, Emotional Schemas
  • Ehsan Golestani, Akbar Atadokht*, Mohammad Narimani Pages 13-22

    This study aimed to investigate the effectiveness of teaching mindfulness skills to hyperactivity and inattention symptoms were done in hyperactive students. The method of this study was quasi-experimental with a pretest-posttest design and a control group. The statistical population of this study was all students of the first high school of Ardebil in the academic year 1397-1398. Using the purposive sampling method, among the five education areas of Ardabil city, area number one and among of 8 high schools in that area, 2 high schools were selected, and then 36 students with hyperactive symptoms were selected and were randomly assigned to two groups of 18 experiments and controls. For collecting data, the Attention Deficit / Hyperactivity Disorder Rating Scale-IV (Swanson, Nolan & Pelham, 2001)  was used. Data were analyzed by covariance analysis. The results showed that the variables of inattention (F=24.441) and hyperactivity (F=74.195) at the alpha level of 0.05 had a significant difference between the experimental and control groups and indicating that the training of mindfulness skills has an effect on reducing inattention and hyperactivity symptoms. These results state that the training of mindfulness skills can help with the proper techniques to attention in all moments of life and reduce the inattention and hyperactivity symptoms of hyperactive students.

    Keywords: Mindfulness, Inattention, Hyperactivity, Students
  • Fateme Mohammadi, Atefe Mohammadi, Iman Esmaili Souderjani, Molouk Nosrati, Milad Bazzi* Pages 23-32

    This study has been conducted with the aim of assessing the structural model of emotion regulating and emotional eating in obese individuals with mediating role of mentalization. The research method was descriptive and correlational. The statistical population of the study included all obese teenagers who were referred to diet therapy centers in Shiraz in 2021. Among them, 361 obese teenagers were chosen by convenient method, and filled in the emotional eating questionnaire (EEQ, Dutch, 1986), the children and teenagers emotional checklist (ERC, shield and kickty, 1997), and the mentalization questionnaire (MQ, Dimitrovi, 2017). Data analysis by structural equation modeling illustrated emotion regulating had a straight, significant relation with mentalization(p< 0/01), mentalization had a straight, negative but significant relationship with emotional eating(p< 0/01), and emotion regulating had a non-straight, negative but significant relationship with emotional eating(p< 0/01). The obtained results demonstrated that "emotion regulating" explains itself with the help of mentalization, and that the model had a good fit. Therefore the findings of the research could be used by health and psych experts.

    Keywords: emotional eating, Emotion Regulation, Obese, Mentalization
  • Zeynab Beyranvand, Ezatolah Ghadampour*, Masoud Sadeghi, MohammadReza Hassani Jalilian Pages 33-44

    The aim of this study was to determine the effectiveness of group  training based on Snyder's theory of hope on the meaning in life and psychological well-being of female students in an identity crisis. The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest design with a control group. The statistical population included all tenth-grade female students in Pardis city in the academic year 2020-2021. In order to select the sample, first 246 people were selected using a multi-stage cluster sampling method, then the identity crisis tool was performed on 240 people and 30 people who had identity crises were selected by the purposive sampling method and randomly in two experimental groups, and control was replaced. Research data were collected using the Psychological well-being Questionnaire (PWBQ, Ryff, 1989), the Meaning Life (MLQ,  Steger et al., 2006), and the Identity Crisis Questionnaire (ICQ, Ahmadi, 2008). Data were analyzed by multivariate analysis of covariance.  The results of multivariate analysis of covariance showed that group training based on Snyder's theory of hope in the variables of the meaning of life and psychological well-being in the experimental and control groups in the post-test stage is significantly different. (P <0.001, F=40/34). Therefore, it can be concluded that group training based on Snyder's theory of hope had an effect on the meaning in life and psychological well-being of female students in an identity crisis.

    Keywords: Snyder Hope Therapy, Psychological Well-Being, Identity Crisis, Meaning in Life
  • Sareh Tayebi, Mahshid Zamani, Parisa Sadat Seyed Mousavi* Pages 45-58

    The aim of this study was to explain the mediating role of caring behaviors in the relationship between object relationships and marital intimacy. The method of the present study was correlational and the statistical population of this study was married women and men in Tehran who have been married for over two years. 400 people were selected by convenience sampling (200 females and 200 males) and completed the Thompson and Walker Intimacy Scale(1983)(MBI), the Care Behavior Questionnaire(1994)(CBQ), and the Bell Thematic Relationships Questionnaire(1995)(BORRTI) via online networks. path analysis was used to analyze the data. The results indicated a good fit for the research model. Data analysis showed that there is a significant negative correlation between object relations with marital intimacy and caregiving behaviors (P<0/01), and a significant positive correlation between intimacy and subscale of caregiving behaviors, proximity maintenance, sensitivity, and obsessive caregiving behaviors(P<0/01). By analyzing the path to the subscales of the variables of this research, the findings confirm the mediating role of caregiving behaviors in the relationship between object relationships and marital intimacy(P<0/01), and the mediating role of subscales proximity maintenance, sensitivity, obsessive and controlling caregiving behaviors was higher respectively. In general, research data suggests that as a person experiences insecurity in attachment relationships, he feels less intimate in his marital life due to less caring behaviors or the use of inappropriate forms of caring behaviors (including the use of controlling caring behaviors).

    Keywords: caregiving behaviors, intimacy, object relations
  • Asiye Asgari, Leilasadat Azizi Ziabari*, Javanshir Asadi, Ali Hosseinae Pages 59-68

    The aim of this study was to determine the effectiveness of emotionally-focused couple therapy (EFCT) on differentiation and emotion regulation of women affected by marital infidelity. The method of the study was semi-experimental with pre-test and post-test with a control group. The statistical population included all women affected by marital infidelity who were referred to counseling centers in Gorgan in the first 9 months of 1399. Using the purposive sampling method, 30 people were selected and randomly divided into experimental (15 people) and control (15 people) groups. The experimental group received emotionally-focused couple therapy in 12 sessions of 90 minutes twice a week and The control group did not receive any intervention. The research instruments were the Differentiation of Self Inventory (DSI) of Scorron and Fried Lander (1998), and the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) of Garnfsky et al (2002). Data were analyzed by multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and Beferroni post hoc test using SPSS-16 software at a significance level of 0.05. Findings showed that EFCT had a significant effect on differentiation (F=28/48, P<0.001) and emotion regulation (F=21/39, P<0.001). According to the results, it can be stated that emotionally-focused couple therapy can be used as an effective intervention to improve differentiation and emotion regulation in women affected by marital infidelity.

    Keywords: Emotionallay-Focused Couple Therapy, differentiation, emotion regulation
  • Mahsa Torabi*, AliAkbar Maleki Rad Pages 69-78

    The aim of this study was to predict marital satisfaction based on sexual knowledge and sexual schemas in married women. The research method was descriptive-correlational. The statistical population included all women who were referred to the Welfare Counseling Center in Arak in June and July 2018. Using the available sampling method, 115 patients referred to this center were selected as the research sample. In order to collect information, Enrich (1989) Marital Satisfaction Questionnaire, Anhopper (1992) Sexual Knowledge Questionnaire, and Anderson and Sivansky's (1994) Sex Schemas were used to collect data. Data were analyzed using a regression analysis test using SPSS software version 23. Findings from the analysis of research data showed that there is a significant correlation between sexual knowledge, sexual schemas, and marital satisfaction (P <0/05). Also, the modified multiple determination coefficient indexes showed that predictor variables, including sexual knowledge and romantic, explicit, and shy schemas, can predict a total of 35% of marital satisfaction. According to the results of this study, it can be concluded that marital satisfaction in married women is related to factors such as sexual knowledge and sexual schemas; Therefore, empowerment and educational programs with the aim of increasing sexual knowledge and increasing interest between couples can play an effective role in improving the quality of marriage and increasing life satisfaction.

    Keywords: Marital Satisfaction, Sexual Knowledge, Sexual Schemas, Marriage Women
  • Zeinab Ghasemi, Maryam Abbasi Sooreshjani*, Zahra Naghsh Pages 79-90

    The aim of this study was to investigate the mediating role of compassion for others in the relationship between early experiences of shame and safety with compassion fatigue in psychotherapists. The study population consisted of all psychotherapists, counselors, and mental health specialists in Iran in the summer of 1400. A convenient sample of (N=200) counselors and psychologists who were members of groups on social media completed the scales of Compassion Fatigue Self-Test (CFST; Figley, 1995), Compassion for Others (Goe et al., 2020), Early Memories of Warmth and Safeness (EMWSS; Richter et al., 2009) and the Revised Impact of Event Scale (IES-R; Weiss & Mamar 1997; Shame Memories Adapted by Matos and Pinto-Goya, 2011). Finally, the collected data were analyzed using structural equation analysis by SPSS-26 and PLS-3 software. Results showed that early memories of warmth and safety directly (P<0.05) and indirectly through compassion for others (P<0.01) had a negative and significant relationship with compassion fatigue. The traumatic qualities of shame memories only had a direct and meaningful positive relationship with compassion fatigue (P <0.01). Overall, the findings showed that compassion for others could play an important mediating role in the relationship between early experiences of warmth and safety and compassion fatigue in psychotherapists but in the relationship between early shame and traumatic experiences and Compassion fatigue does not play a significant mediating role.

    Keywords: compassion fatigue, shame experiences, safeness
  • Elham Mesbahi, Mojtaba Amirimajd*, Mohammad Ghamari, Saeedeh Bazazian Pages 91-100

    The aim of this study was to investigate the role of attachment to parents and the perception of love trauma: mediated by maladaptive schemas domain of disconnection and rejection. This study was descriptive-correlation. The statistical population of this study included all single people with experience of emotional failure referred to the counseling centers of Iran University of Medical Sciences, Tehran university, and Roodehen Islamic Azad University in 2021, by convenience sampling method 200 people participated as a sample. Data collection was performed using the short version of the Young Schema Questionnaire (YSQ-SF) (Young, 1998), Inventory for Parent and Peer Attachment (IPPA) (Armsden & Greenberg, 1987), and Love Trauma Inventory (LTI) (Rosse, 1999). The method of analysis of this research was the structural equation model. After modifying the model and eliminating non-significant relationships, the results showed that communication with parents has a negative effect on love trauma. Also, trust in parents and alienation from parents have a direct and significant effect on the schemas of exclusion. Rejection schemas have a positive and significant effect on love trauma. The results also showed that trust in parents and alienation from parents through the mediation of exclusion schemas have significant negative and positive effects on love trauma, respectively (P<0.05). From the above findings, it can be concluded that love trauma was influenced by attachment to parents and maladaptive schemas domain of disconnection and rejection, so it is recommended to implement therapeutic interventions to improve these factors.

    Keywords: Schema, disconnection, rejection, love trauma syndrome, attachment
  • Nargess Amini Shirazi, Mahsa Savadkoohi, Parastoo Shirzadi*, Zahra Asgharpour Lashkami Pages 101-110

    The aim of this study was to determine the effect of music therapy on coronavirus anxiety and parent-child interaction in mothers. The research design was semi-experimental as a pretest-posttest with a control group. Sampling method was purposive. For this purpose, among the statistical population of the study, including all mothers with children aged 6 to 12 years in Tehran who had symptoms of coronary anxiety and obtained a score higher than the average from the Coronavirus Anxiety Inventory (CDAS), 30 people who met the inclusion criteria were selected and randomly assigned to the experimental and control groups. The questionnaires were the Corona Disease Anxiety Scale (Alipour et al., 1398) and the Child-Parent Relationship Scale (CPRS) (Pianta, 1994). After that, the experimental group received active music therapy with a Brain Dance approach for 21 sessions of 25 minutes (every day for 3weeks), while the controls did not receive any intervention. Finally, the data were analyzed by SPSS-24 and multivariate analysis of covariance. The results of data analysis showed that music-therapy is effective on reduction of the physical and mental dimensions as well as the overall score of coronary anxiety; and also, the improvement of parent-child interaction in the dimensions of closeness, conflict, dependence and also the overall score of parent-child interaction and this effect is statistically significant (P <0.05). Therefore, music therapy can be used to reduce corona anxiety and improve parent-child interaction.

    Keywords: Coronavirus, Coronary Anxiety, Parent-Child Interaction, Music Therapy
  • Nasrin Rahbari Ghazani*, Nader Hajloo, Seyfollah Aghajani Pages 111-124

    The aim of this study was to evaluate the effectiveness of family empowerment with short-term solution-oriented therapy on emotional expression and psychological distress in adolescents with substance- abuse parents. The method of the present study was quasi-experimental with a pre-test-post-test design and a control and follow-up group. 30 of them were sampled in a purposeful and accessible manner and were randomly assigned to the experimental and control groups. Research data were collected using the King and Emmons (1990) Emotional Expression Questionnaire (EEQ) and the Lovibond and Lovibond (1995) Depression, Anxiety and Stress Scale (DASS-21) and analyzed by repeated measures analysis of variance. The results of the present study showed that family empowerment is effective on emotional expression and depression, anxiety, and stress of adolescents with substance-dependent parents. This effectiveness is stable in quarterly follow-ups. According to the results of the present study, it can be concluded that family empowerment with short-term solution-oriented therapy is one of the effective therapies for adolescents' emotional expression and psychological distress.

    Keywords: Emotional Expression, psychological distress, Family Empowerment, Short-Term Axis Therapy, Substance Dependence
  • Rahil Akbari, Shima Parandin* Pages 125-134

    The aim of this research is to predict the tension results from Coronavirus based on resilience and psychological well-being among patients with Covid-19 in Kermanshah. The present study has a functional goal and descriptive – correlational research methodology. The statistical population of it includes the patients with Covid-19 from the first of Bahman 1399 to the end of Farvardin 1400. The sample size was 150 people who were selected according to the criteria of the conventional method. Data collection tools contained Corona Stress Scale (CSS. Salami et al 1399), the Resilience Scale (CD-RISC, Conner and Davidson, 2003), and Mental Well-being Questionnaire (keef. 1989). Person correlation Coefficient and Multiple Regression Statistical Method were used to test the research hypothesis. the results showed that the decrease in resilience rate and mental well-being among patients with Covid-19 can lead to an increase in tension among them. it is suggested that appropriate training be provided in medical to increase resilience and mental well-being to reduce the tension caused by this disease.

    Keywords: Corona Tension, Resilience, Mental, Well-being, Covid-19
  • Minoo Bakhtiarzadeh*, Mozhgan Khajeh Goodari, Ayub Sabah, Jila Niazi Mirak Pages 135-146

    The main purpose of this study was to determine the effectiveness of rational-emotional behavior therapy (REBT) on impulsivity, intolerance of uncertainty, and difficulty in regulating emotion in women referring to family counseling centers with marital problems. The research method was quasi-experimental with a pre-test-post-test design with a control group. The study's statistical population included women with marital problems who were referred to family counseling centers in Tehran, regions 10 and 11 in the second half of 1400. Using the available sampling method, 30 people were selected and randomly divided into two experimental groups. And witnesses (15 people in each group) were assigned. The instruments were the Impulsivity Scale (BIS-11) (Bart et al., 2004), the Uncertainty Intolerance Scale (IUS) (Freeston et al., 1994), and the Emotion Difficulty Questionnaire (DERS) (Graz and Roemer, 2004). The experimental group received REBT treatment in 8 sessions of 90 minutes twice a week. The results of multivariate analysis of covariance showed that group counseling with the REBT approach reduced impulsivity symptoms, intolerance of uncertainty, and difficulty in emotion regulation (P <0.05). Due to the effectiveness of rational-emotional behavior therapy on the symptoms of impulsivity, intolerance of uncertainty, and difficulty in regulating emotion, it is recommended to conduct training workshops based on these concepts in family counseling centers.

    Keywords: Impulsivity, Difficulty in emotion regulation, REBT approach, Uncertainty intolerance
  • Somayeh Saeeda, Malek Bastami, Fereshteh Mootabi, Fatemeh Safarpour* Pages 147-160

    The aim of this study was to predict cognitive emotion regulation strategies based on attachment styles with the mediating role of self-compassion. This study is of descriptive method and the design is correlational based on structural equation modeling. The statistical population included all people between the age range of 18 to 64 years in 2021. 412 participants were selected by the available sampling method. Research measures included: Cognitive Emotion Regulation Questionnaire-Short form (CERQ - short, Garnefski., Kraai., & Spinhoven, 2002), Adult Attachment Scale (RAAS, Collins., & Read 1990), and Self-Compassion Scale (SCS, Neff 2003). Data were analyzed using structural equation modeling and SPSS 23 and AMOS 26 software. The findings indicated that the hypothetical research model had a good fit. The indirect effect of the anxiety attachment style on the cognitive emotion regulation strategies through self-compassion was significant (p < 0/05). The indirect effect of the secure and avoidant attachment style on the cognitive emotion regulation strategies through self-compassion was not significant (p < 0/05). The results indicated that self-compassion can play a mediating role in the relationship between attachment styles and cognitive emotion regulation strategies.

    Keywords: Cognitive Emotion Regulation Strategies, Attachment Styles, Self-Compassion
  • Roshanak Zolal, Amir Panahalai*, Majid Mahmood Aliloo, Akbar Rezai Pages 161-170

    The aim of this study was to compare the effectiveness of training in emotion management and immunization strategies against stress on the psychological capital of women prisoners in Tabriz. The research method is quasi-experimental with a pretest-posttest design with a control group. The statistical population of the study consisted of 654 women prisoners in the central penitentiary of East Azerbaijan province in 2019. Among them, 60 people were selected by purposive sampling method and were randomly replaced in a control group and two experimental groups (20 people in each group). To collect data from Lutans et al.'s (2007) Psychological Capital Questionnaire, participants in the first and second experimental groups were each trained in emotion management strategies (8 sessions of 90 minutes, two sessions per week) and immunization against stress (8 sessions of 90, respectively). Received one minute and two sessions per week) and the control group did not receive training. Data analysis was performed by analysis of covariance in SPSS21 software. The results showed that teaching emotion management and immunization strategies against stress has significantly increased psychological capital (P <0.01). The results showed that stress immunization training was more effective on psychological capital than emotion management strategies (P <0.001). According to the results of the present study, stress immunization training can be used to increase psychological capital more effectively than emotion management strategies in women prisoners.

    Keywords: psychological capital, Emotion Management, Stress, Immunization, Women prisoners
  • Amir Amiri, Mahboobeh Kadkhodai, Mehdi Derakhshani, Zohre Kheirabadi, MohammadJavad Lavaf Arani* Pages 171-182

    The present study was conducted to evaluate the effectiveness of theater therapy on anxiety sensitivity, emotion regulation, and social interaction anxiety of patients with social anxiety. The research method was quasi-experimental with pre-test, post-test, and control groups with 2-month and 6-month follow-up periods. The population included all students in Tehran in 1398 and 1399, in which 40 people were selected in a Purposive sampling manner and were randomly assigned to two experimental and control groups. Research tools included the Social Interaction Anxiety Scale (SIAS) of Heimberg et al (1992), the Anxiety Sensitivity Index-3 (ASI-3) of Taylor and Cox (1998), and the Emotion Regulation Questionnaire of Gross and John (2003). Data were analyzed using repeated measures analysis of variance and SPSS-24 software The results showed that theater therapy led to a significant improvement in anxiety sensitivity, emotion regulation, and social interaction anxiety (P< 0/05). From the above findings, it can be concluded that theater therapy can be used as an attractive and uncomplicated approach to improve the psychological problems of patients with social anxiety.

    Keywords: Social Anxiety, Theater Therapy, Social Interaction Anxiety, Anxiety Sensitivity, Emotion Regulation
  • Azam Norouzi, Nader Monirpour*, Hasan Mirzahoseini Pages 183-196

    The aim of this study was to investigate the model of marriage stability based on the quality of parental relationship and attachment with the mediating role of narcissism, alienation, and Experience of Usness. The research method was a descriptive correlation. The statistical population included all married students of the Islamic Azad University of Qom branch in 2020-2021, from which 325 people were selected by available sampling. To measure the research were used the Marital Instability Index (MII) Questionnaire of Edwards (1987), the narcissistic personality questionnaires of Amz (2006), the Marital Alliance Questionnaire (MAQ) by Cheraghi et al (2017), the Parent Relationship Quality Scale, Azrin and et al (2008), and attachment subscales and alienation of Bell subject relations questionnaire (1995). Data were analyzed using descriptive and inferential statistical methods (path analysis) using SPSS27 and Lisrel8.8 software. In this model, the quality of the parent's relationship had a direct and significant relationship with the stability of the marriage (P <0.01). And attachment had no direct and significant relationship with the stability of marriage (P>0.05). the quality of parental relationships and attachment relationships indirectly by mediating the role of alienation, the experience of usness, and narcissism predict the stability of marriage (P<0/05). The results showed that the hypothesized model has a good fit. Therefore, the research findings are based on the relationship between the quality of the parent-child relationship and attachment with the stability of marriage with the mediating role of alienation, the experience of usness, and narcissism.

    Keywords: Alienation, Marriage stability, Experience of Usness, attachment, Narcissism, Quality of parental relationship
  • Sahar Aligholizadeh Moghadam, Reza Kazemi*, Somayyeh Taklavi, Vakil Nazari Aleileh Pages 197-208

    The aim of this study was to compare the effectiveness of cognitive-behavioral therapy and eye movement desensitization & reprocessing in reducing the symptoms of post-traumatic stress disorder. The research method was a quasi-experimental pre-test-post-test with a control group. The statistical population of the study included people with post-traumatic stress disorder referred to Isar Hospital in Ardabil in 2022. 45 people were selected by purposive sampling method and randomly assigned to three groups of 15 people. One group received 8 sessions of 75 minutes of and eye movement desensitization & reprocessing and the other group received 8 sessions of 75 minutes of cognitive-behavioral therapy. The Post-Traumatic Stress Disorder Scale (PCL) (Weathers et al., 1992) was used to collect data. Data were analyzed by SPSS 22 software using multivariate analysis of covariance. Both cognitive-behavioral therapy and eye movement desensitization & reprocessing had a significant effect on reducing the symptoms of post-traumatic stress disorder (p<0.01). Reprocessing had a greater effect on reducing the symptoms of post-traumatic stress disorder.

    Keywords: cognitive-behavioral therapy, eye movement desensitization & reprocessing, post-traumatic stress disorder
  • Nasibeh Parvin, Haidar Ali Zarei*, Somayyeh Taklavi Pages 209-220

    The aim of this study was to the comparison of the effectiveness of William’s DISC model and emotion regulation intervention on academic anxiety of adolescents with the covid-19 patients. The research was a quasi-experimental design with pre-test and post-test and control groups and the statistical population included adolescents aged 13 to 18 years living in Naghadeh who had a person with Covid-19 in their family in 2021. The statistical sample size was 60 people from the statistical population who were selected by purposive sampling method and randomly assigned to three groups DISC model, emotion regulation group, and control group. In this study, an academic anxiety scale (AAS, Alpert & Haber, 1960) was used to collect data. The collected data were analyzed using the analysis of MANCOVA. The results showed that there was a statistically significant difference between academic anxiety in the experimental groups and the control group (P <0.001). The results also showed that disk model intervention and emotion regulation training reduced adolescents' academic anxiety to some extent (P <0.001). The obtained results show that DISC model intervention and emotion regulation intervention are effective in reducing academic anxiety in adolescents with Covid-19 patients in both stages and the difference between the DISC model and emotion regulation groups is not significant (p <0.05).

    Keywords: Health Anxiety, Academic Anxiety, William Moulton Marston’s DISC model, Adolescents, COVID-19
  • Lila Sefidari, Ali Mohammadzadeh Ebrahimi*, Parvin Hemat Afza Pages 221-230

    The aim of the present study was to determine the effectiveness of Minuchin's structural family therapy on chronic anxiety and differentiation in patients with psychosomatic disorders. The present study was conducted by quasi-experimental method with a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population of this study consisted of all patients with three types of psychiatric disorders including migraine, gastrointestinal disorders, and cardiovascular disorders referred to Shariati Hospital and Tehran Heart Center in 2020, of which 30 people Eligible inclusion and exclusion criteria were selected by available sampling method and randomly assigned to the two groups. All of them completed Skowron and Friedlander's and Beck Anxiety Inventory and the short form of differentiation in the pre-test and post-test stages. The experimental group was exposed to Minochin structural family therapy intervention. Finally, after data collection, a multivariate analysis of covariance was used to analyze the data using SPSSV19 software. The results showed that there was a significant difference between the two groups in both variables of anxiety and differentiation and all their components (P<0.01). This means that Minochin structural family therapy intervention reduced anxiety and increased differentiation in the experimental group. Finally, it can be said that Minochin structural family therapy is a suitable method for treating chronic anxiety and differentiation of psychiatric patients.

    Keywords: Chronic Anxiety, Psychotropic Disorders, Differentiation, Minochin Family Therapy