فهرست مطالب

چغندر قند - سال سی و هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1400)

مجله چغندر قند
سال سی و هفتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1400)

  • تاریخ انتشار: 1401/11/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • عاطفه نصیری، اصغر میرزائی اصل*، محسن آقایی زاده، علی دلجو صفحات 139-151
    چغندر ماریتیما (Beta vulgaris ssp. maritima) نقش مهمی در برنامه های به نژادی چغندرقند دارد و تحقیق در مورد تنوع ژنتیکی آن اهمیت زیادی دارد. تعداد 13 نمونه چغندر ماریتیما شامل 10 نمونه ایرانی و سه نمونه اروپایی در این تحقیق ارزیابی شدند. دو نوع نشانگر مولکولی ISSR و ماهوارک (minisatellite) برای بررسی ژنوم هسته و میتوکندری مورد استفاده قرار گرفت. تعداد 176 مکان با 13 آغازگر شناسایی شد که 147 مورد (84/27 درصد) چندشکلی نشان دادند. نتایج مشخص نمود که در بین نمونه ها ارزش محتوای اطلاعات چند شکلی (PIC) به میزان 32درصد است.  آغازگرهای (AC)8YT و (GA) 8YC بیشترین میزان ارزش PIC (38%) را داشتند. آغازگر (CT)8RG با بیشترین شاخص نشانگر (MI) می تواند برای تجزیه های بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. بر اساس نتایج تجزیه های UPGMA و ANOVA همه نمونه ها به دو گروه اصلی تقسیم شدند. تجزیه به مولفه های اصلی (PCoA) با دندروگرام تنوع ژنتیکی نشان داد که نمونه های ایرانی و اروپایی از یکدیگر متفاوت هستند. برای مطالعه تنوع سیتوپلاسمی، از چهار نشانگر ماهوارک استفاده شد. نمونه ها به چهار گروه میتوکندریایی بر اساس تنوع آغازگرها تقسیم شدند. با توجه به نتایج توالی یابی برخی نمونه های ایرانی هتروپلاسمی بودند.
    کلیدواژگان: تنوع ژنتیکی، چغندر ماریتیما، ماهوارک، نشانگر ISSR، هتروپلاسمی
  • حمزه حمزه*، مهدی حسنی، حامد منصوری صفحات 153-165
    به منظور شناسایی لاین های اوتایپ چغندرقند مقاوم به پوسیدگی ریشه ریزوکتونیایی، تعداد 51 لاین اوتایپ به همراه شاهد مقاوم و حساس در میکروپلات های ایستگاه اکباتان مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی همدان در سال 1400 ارزیابی شدند. برای آلوده سازی مصنوعی بوته ها، جدایه Rh133 از قارچ Rhizoctonia solani- AG2-2 بر روی بذر ذرت تکثیر و در کنار ریشه های 63 روزه چغندرقند قرار داده شد. در پایان فصل، ریشه ها برداشت و بر اساس مقیاس یک تا نه نمره دهی انجام و شاخص بیماری و شاخص برداشت بر مبنای آن برآورد شدند. مقایسه میانگین ژنوتیپ ها نشان داد اوتایپ های شماره 9 (FCOT 990084) و 19 (FCOT 990094) به ترتیب با مقادیر 55/3و76/3 واحد کمترین مقدار شاخص بیماری و با مقادیر 49/82 و 49/32 درصد بالاترین شاخص برداشت را به خود اختصاص دادند. بر اساس نتایج تجزیه خوشه ای 48 ژنوتیپ چغندرقند تحت شرایط میکروپلات به پنچ گروه تقسیم شدند بین این گروه ها از نظر تعداد بوته، تعداد ریشه، شاخص بیماری و شاخص برداشت اختلاف معنی داری وجود داشت. اوتایپ های شماره4 (FCOT 990079)،9 (FCOT 990084)، 19 (FCOT 990094)، 30 (FCOT 990105)، 47 (FCOT 990122) و رقم شاهد مقاوم 52 (Check1) در گروه شماره 5 قرار گرفتند که بالاترین مقدار شاخص برداشت و پایین ترین شاخص بیماری را به خود اختصاص دادند. گروه بندی ژنوتیپ های اوتایپ بر اساس شاخص SIIG نشان داد ژنوتیپ های شماره 19 (FCOT 990094) و 9 (FCOT 990084)، 30 (FCOT 990105)، 4 (FCOT 990079)، 47 (FCOT 990122) به ترتیب با مقادیر0/854 و 0/824، 0/741، 0/708 و 0/701  نزدیک ترین ژنوتیپ ها به ژنوتیپ های ایده آل از لحاظ مقاومت به ریزوکتونیا بودند.
    کلیدواژگان: اوتایپ، پوسیدگی ریزوکتونیایی، چغندرقند، شاخص بیماری
  • محمد کریمی*، محمد جلینی صفحات 167-177

    هدف از انجام این تحقیق اندازه گیری حجم آب آبیاری، عملکرد ریشه، بهره وری آب و مقایسه میزان آب آبیاری با نیازآبی ناخالص چغندرقند در منطقه تربت حیدریه بوده است. مزارع در سال 1397 به کمک کارشناسان مدیریت و مراکز جهادکشاورزی به گونه ای انتخاب شدند که نماینده کل مزارع چغندرقند منطقه باشند. اطلاعات پایه شامل مشخصات و مختصات جغرافیایی مزارع، بافت خاک، هدایت الکتریکی آب آبیاری و عصاره اشباع خاک تعیین شدند. زمان کاشت، زمان برداشت، طول دوره رشد، رقم چغندرقند، متوسط عمق آب در هر بار آبیاری، تعداد کل نوبت های آبیاری انجام شده، حجم کل آب آبیاری و نیاز آبشویی اندازه گیری، محاسبه و یا از طریق پرسش از کشاورزان برآورد گردید. متوسط میزان آب آبیاری در مزارع چغندرقند در روش های آبیاری سطحی، بارانی و قطره ای به ترتیب برابر با 11468، 10054 و 10353 مترمکعب در هکتار بوده است. کمترین میزان عملکرد ریشه برابر با 29/5 و بیشترین آن 70 تن در هکتار بود. کمترین مقدار بهره وری آب برابر با 3/21 و بیشترین آن 7/01 کیلوگرم بر مترمکعب و هر دو مقدار در روش آبیاری سطحی به دست آمد. میانگین بهره وری آب در مزارع چغندرقند در روش آبیاری سطحی برابر با 4/19 و در روش های آبیاری بارانی و قطره ای به ترتیب 6/30 و 6/23کیلوگرم بر مترمکعب آب به دست آمد. با تغییر روش آبیاری از سطحی به بارانی و قطره ای، بهره وری آب به ترتیب 50/36 و 48/69 درصد افزایش پیدا کرده است. نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از آبیاری تحت فشار در کشت چغندرقند قابل توصیه است و توصیه می شود کشاورزان بر اساس دفترچه راهنما و طراحی اقدام به بهره برداری از سامانه آبیاری نمایند، همچنین برنامه ریزی آبیاری در مزرعه دقیقا با آنچه در دفترچه توصیه شده است، مطابقت داشته باشد.

    کلیدواژگان: آب آبیاری، بهره وری آب، چغندرقند، روش آبیاری، عملکرد
  • سید مهدی رضوی*، رضا آقایاری، پریسا نصرالهی صفحات 179-191
  • اکبر علی وردی*، نسرین زنده پاک صفحات 193-206
    انتخاب درست مقدار آب برای تهیه محلول سم پاشی، روشی در جهت بهینه سازی کارایی علف کش شاخ و برگ مصرف است ولی تاثیر آن بر کارایی تری فلوسولفورون-متیل مشخص نیست. از این رو، در آزمایشی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه بوعلی سینا در تابستان سال 1396، شش مقدار تری فلوسولفورون-متیل (سافاری) شامل (صفر، 1/125، 2/25، 4/5، 9 و 18 گرم ماده موثره در هکتار) با 10 مقدار آب سم پاشی (60، 80، 120، 160، 200، 240، 320، 400، 480 و 640 لیتر آب در هکتار که به ترتیب با کمک نازل بادبزنی استاندارد با شماره های 1100075، 11001، 110015، 11002، 110025، 11003، 11004، 11005، 11006 و 11008 حاصل شد) روی تاج خروس در مراحل رشدی یک، دو و سه برگی، پاشیده شدند. در آزمایشی مزرعه ای، مقدار 18 گرم تری فلوسولفورون-متیل در هکتار با 10 مقدار آب سم پاشی مذکور در مرحله رشدی دو الی سه برگ تاج خروس پاشیده شد. در مرحله یک برگی، کمترین و بیشترین مقدار تری فلوسولفورون-متیل لازم برای گیاه سوزی 50 درصدی (ED50) با شماره نازل های 1100075 و 11008 به ترتیب برابر 2/15 و 15/31 گرم ماده موثره در هکتار به دست آمد. در مرحله دو برگی، کمترین و بیشترین مقدار (ED50)  با شماره نازل های 1100075 و 11008 به ترتیب برابر 2/98 و 12/16 گرم ماده موثره در هکتار به دست آمد. در مرحله سه برگی، کمترین مقدار (ED50) با شماره نازل های 1100075 و 11001 به ترتیب برابر 3/86 و 3/37 گرم ماده موثره در هکتار حاصل شد. ولی بیشترین مقدار آن با شماره نازل های 11004، 11005، 11006 و 11008 به ترتیب برابر 8/51، 8/70، 9/62 و 9/84 گرم ماده موثره در هکتار به دست آمد. در کل، نتایج آزمایش مزرعه ای مشابه آزمایش گلخانه ای بود و ثابت کرد که برای کنترل بهتر تاج خروس با تری فلوسولفورون-متیل به مقدار آب سمپاشی کمتری نیاز است، یعنی هر چقدر قطرات پاشش ریزتر و غلیظ تر بودند، کارایی تری فلوسولفورون-متیل علیه تاج خروس بیشتر بود.
    کلیدواژگان: چغندرقند، حجم پاشش، علف کش، علف هرز
  • ولی الله یوسف آبادی*، محمدعلی جواهری صفحات 207-222

    به منظور بررسی اثرات روش های مختلف کشت بر خصوصیات کمی و کیفی محصول چغندرقند در قطعات کوچک (نظام های خرده مالکی)، تحقیقی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات چغندرقند مهندس مطهری واقع در کرج و مرکز تحقیقات کشاورزی استان کرمان طی سال های 1388 و 1389 اجرا شد. تیمارهای مورد بررسی شامل کشت سنتی (درهمپاش)، کشت با بذرکار جاندیر با فاصله ردیف 50 سانتی متر، کشت با بذرکار نیوماتیک با فاصله ردیف 50 سانتی متر، کشت با بذرکار دستی تک ردیفه با فواصل ردیف 30، 40 و 50 سانتی متر در زمین صاف و بدون ایجاد جویچه و پشته (فارو) و کشت با بذرکار دستی تک ردیفه با فواصل ردیف 40 و 50 سانتی متر بر روی پشته بود. لازم به ذکر است که در حال حاضر فاصله خطوط کشت در مزارع بزرگ که از بذرکارهای چند ردیفه استفاده می شود، 50 سانتی متر است. نتایج نشان داد که تیمارهای مورد بررسی و روش های مختلف کشت بر روی صفات کمی محصول ازجمله تراکم بوته در واحد سطح، عملکرد ریشه، عملکرد شکر و شکرسفید تاثیر معنی دار ولی بر صفات کیفی و ناخالصی های ریشه تاثیر معنی دار نداشت. در هر دو منطقه کمترین عملکرد ریشه و قند با کشت سنتی (شاهد آزمایش) تولید شد. در کرج کشت با بذرکار دستی یک ردیفه با فاصله ردیف 40 سانتی متر و در کرمان کشت با بذرکار دستی یک ردیفه با فاصله ردیف 30 سانتی متر بیشترین عملکرد ریشه و شکرسفید را نشان داد. تاثیر مکان بر بیشتر صفات کمی و کیفی معنی دار، ولی بر ناخالصی های ریشه تاثیر معنی دار نداشت. با توجه به تحلیل داده های به دست آمده می توان نتیجه گیری کرد که در نظام های خرده مالکی و قطعات کوچک، می توان با ایجاد فاصله خطوط کمتر کشت نسبت به اراضی بزرگ و متعاقبا با ایجاد تراکم بوته بیشتر و سطح پوشش یکنواخت تر با استفاده از دستگاه های کوچک، کارایی مصرف نهاده ها را افزایش داد.

    کلیدواژگان: بذرکار تک ردیفه، چغندرقند، کشت سنتی، کشت مکانیزه، مزارع کوچک
  • هادی اورک، سامان آبدانان مهدی زاده*، محمدامین آسودار، الهام الهی فرد صفحات 223-238

    کنترل علف های هرز در دوره رشد گیاهان بسیار مورد توجه بوده و روش های مختلفی بدین منظور توسعه یافته است. در مبارزه با این گیاهان ناخواسته با روش مرسوم تمام مزرعه و گیاه اصلی نیز مورد حمله علف کش قرار می گیرد که سبب مصرف بی رویه سموم نیز می شود. در این پژوهش یک سامانه سمپاش هوشمند به منظور تشخیص علف هرز و بررسی میزان کاهش مصرف سم، در مزرعه چغندرقند بر اساس فناوری بینایی ماشین  Machine Vision ارایه شد. به این منظور 49 ویژگی های ظاهری و رنگی چغندرقند و علف هرز از تصاویر استخراج و مورد بررسی قرار گرفتند. با پیاده سازی الگوریتم ژنتیک (GA) 11 ویژگی که بیشترین دقت در تشخیص را داشتند انتخاب و به منظور افزایش سرعت و بهترین عملکرد پنج ویژگی (ضریب شعاع ناحیه محدب هال، ضریب کرویت، ممان ششم، I1I2I3_I3 و Lch_c) که بیشترین تکرار را در انتخاب ویژگی داشتند، برگزیده شدند. الگوریتم توسعه یافته برای تشخیص علف هرز از چغندرقند، دقت بیش از 98 درصد داشت که نشان از قدرت تشخیص بالای این سامانه هوشمند می باشد. جهت بررسی میزان کاهش مصرف محلول سم، سامانه سمپاش هوشمند با سمپاش بافرآگری ((Buferagri مورد مقایسه قرار گرفت. سرعت حرکت هشت کیلومتر بر ساعت با تراکتور نوع جاندایر و مسافت پیموده شده 27 متر برای هر دو سمپاش ثابت در نظر گرفته شد. در یک مسافت مشخص میزان علف کش مصرفی اندازه گیری و در نهایت میزان مصرف محلول توسط سمپاش بافرآگری نسبت به سامانه سمپاش هوشمند بیش از 77 درصد بود. این مساله نشان از کارایی این سامانه نسبت به سمپاش های معمولی در کاهش مصرف علف کش است. نتایج نشان دادند که استفاده از سامانه ارایه شده به صورت سیستم سمپاش هوشمند در مزارع چغندرقند امکان پذیر است.

    کلیدواژگان: الگوریتم ژنتیک، بینایی ماشین، پردازش تصویر، چغندرقند، سمپاش هوشمند، کاهش مصرف سم
  • حسین نوروزی، حامد رفیعی*، سید صفدر حسینی، سعید یزدانی، امیرحسین چیذری صفحات 247-262

    واردات از دیرباز ابزاری برای دستیابی به محصولات با کمترین هزینه ممکن و تنظیم بازار بوده است. توجه به اهمیت تجارت بین الملل، تحلیل و شناخت روابط تجاری کشور و بررسی موانع و یا مشوق های آن، نقش موثری در جریان تجارت دارد. تحقیق و توسعه، نوآوری و تکنولوژی به عنوان مهم ترین عوامل ایجادکننده مزیت، نقش به سزایی در شکل دهی الگوهای تجارت دارند در پژوهش پیش رو عوامل موثر بر واردات شکر با تاکید بر نقش تحقیق و توسعه در قالب الگوی VECM در دوره زمانی 2019-2001 مورد بررسی قرار گرفته است. مطابق نتایج، تحقیق و توسعه، نسبت قیمت شکر داخلی به وارداتی، تولید چغندرقند، نرخ ارز و بارندگی سالانه بر واردات شکر اثر منفی و معنی داری دارند. هم چنین متغیر درآمدهای نفتی اثر مثبت بر میزان واردات شکر دارد. ضریب متغیر سرعت تعدیل تکانه ها (ECM) نشان دهنده ی آن است که در هر دوره 31 درصد از شوک های کوتاه مدت تعدیل خواهد شد. بنابراین در صورت بروز شوک ‎های کوتاه مدت جهت تعدیل آثار این شوک ها، بیش از سه دوره زمانی نیاز خواهد بود. با توجه به اثرگذاری منفی متغیرهای تحقیق و توسعه بر واردات، توجه ویژه به مطالعات کاربردی که منتج به افزایش بهره وری از طریق سیستم های آبیاری، بذرهای اصلاح شده و ماشین آلات جدید توصیه می گردد.

    کلیدواژگان: تجارت، چغندرقند، درآمدهای نفتی، قیمت کالای واردتی، نرخ ارز
  • مصطفی حسین پور*، محمدسعید حسنوندی، سعید یاراحمدی، علی جلیلیان، محسن بذرافشان، بابک بابائی صفحات 263-268

    سطح زیرکشت چغندرقند پاییزه در سال زراعی 1401-1400 نسبت به سال قبل در حدود پنج هزار هکتار (از 26 به 21 هزار هکتار) کاهش یافت که بخش عمده آن مربوط به استان خوزستان و ناشی از محدودیت منابع آب بود. عملکردریشه از 53 تن به 68 تن در هکتار افزایش و عیار قند از 14/81 به 14/64 درصد کاهش یافت. افزایش عملکرد باعث گردید با وجود کاهش سطح زیرکشت، چغندرقند تولیدی نسبت به سال قبل افزایش و از 1/41 به 1/43 میلیون تن رسید. فعالیت مجدد کارخانه قند اهواز بعد از 15 سال و افزایش دو برابری سطح زیرکشت در استان های کرمانشاه و فارس، افزایش عملکردریشه در کلیه مناطق و فعالیت کارخانه های قند اقلید و کوار در کشت پاییزه استان فارس از اتفاقات خوب دراین سال زراعی بود. طولانی شدن دوره برداشت تا 30 تیرماه در استان خوزستان، ساقه روی مزارع در استان کرمانشاه در نتیجه استفاده از رقم نامناسب و پایین تر بودن دمای هوا طی زمستان و نیز ساقه روی در برخی مناطق استان فارس ازجمله چالش های کشت پاییزه چغندرقند در سال زراعی 401-1400 بود. هزینه بالای تولید چغندرقند و پایین بودن میانگین عملکرد در مناطق جدید ازجمله مواردی است که ممکن است کشت پاییزه را در این مناطق با چالش مواجه سازد. از این رو توسعه و پایداری تولید چغندرقندپاییزه نیاز به کاهش هزینه های تولید، افزایش عملکردریشه، عیار و استفاده بهینه از منابع آب می باشد که با برنامه ریزی صحیح و انتقال یافته های تحقیقاتی به عرصه های تولید، قابل دستیابی خواهد بود.

    کلیدواژگان: تولید، درصد قند، سطح زیرکشت، کشت پاییزه چغندرقند، عملکرد
|