به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
فهرست مطالب نویسنده:

علی مرادی

  • میترا رضازاده، اکرم کرانی*، علی مرادی
    کارکرد اقناع به عنوان کنش زبان شناختی، تغییر نگرش و رفتار مخاطب یا تقویت باورهای اوست.  به طور کلی اقناع هدف اساسی و غایی همه نوع رفتارهای ارتباطی است. این گونه اقناع در قالب شگردهای زبانی اعمال می شود و پدیده اقناع در درون کلام حضور فعال دارد. مطالعه شیوه ها و ابزار زبانی دخیل در اقناع، به بررسی مساله قدرت و چگونگی سلطه بر ذهن منتهی می شود و این خود سرآغاز مباحث تحلیل گفتمان انتقادی است. تحلیل گفتمان انتقادی بر نظریه های روشمندی تکیه دارد. نظریه لاک لا و موفه صورت بندی نظام مندی در این حوزه ارائه کرده است. گفتمان نتیجه ارتباط و تعامل مباشران کلام در بافتی اجتماعی و فرهنگی است. گفتمان حقوقی، به دلیل ماهیت ذاتی ارتباط با مخاطبان از راه «زبان»، شیوه های مختلفی را برای اقناع در بردارد که تحلیل گفتمان می تواند بسیاری از آن ها را کشف کند. شورای حل اختلاف به عنوان نهاد حقوقی-قضایی، با استفاده از انواع کارکردهای زبان به عنوان ابزار اصلی، گفتمان حقوقی ویژه ای را ایجاد کرده است. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز تحلیل گفتمان حقوقی این شورا و بررسی نقش کاربرد دانش زبان شناختی در شیوه های اقناع آن است. در این پژوهش داده ها به روش میدانی و مشاهده مستقیم، از 20 جلسه شعب سازشی شورای حل اختلاف شهرستان اسلام آباد غرب گردآوری شده است. داده ها درمجموع 1273 پاره گفتار را شامل می شود که پیکره زبانی پژوهش را تشکیل داده اند و به شیوه توصیفی-تحلیلی، بر اساس نظریه لاک لا و موفه تحلیل شده اند. پرسش پژوهش این است که یافته های زبان شناسی بر اساس نظریه لاک لا و موفه که در فرایند اقناع طرفین دعوا در گفتمان اعضای شورای حل اختلاف می توانند موثر واقع شوند، کدام اند؟ نتیجه تحقیق نشان می دهد که جهت اقناع طرفین دعوا، ابزار زبانی برجسته سازی، و حاشیه رانی، رابطه دال و مدلولی، و هژمونی، به ترتیب نزولی، در گفتمان اعضای شورای حل اختلاف نقش موثر داشته اند. در این گفتمان، اعضای شورا با استفاده از تثبیت نظام معنایی واژگان موثر متعدد، به عنوان عناصر اقناع کننده بهره گرفته اند که هریک با دال های مشخص مفاهیم خاص داشته اند
    کلید واژگان: اقناع, تحلیل گفتمان انتقادی, شورای حل اختلاف, لاک لا و موفه
    Mitra Rezazadeh, Akram Korani *, Ali Moradi
    The function of persuasion as a linguistic action is to change the audience's attitude and behavior or strengthen his beliefs. In general, persuasion is the basic and ultimate goal of all types of communication behaviors. This kind of persuasion is applied in the form of language tricks and the phenomenon of persuasion has an active presence in speech. The study of linguistic methods and tools involved in persuasion leads to the examination of the issue of power and how to dominate the mind, and this itself is the beginning of critical discourse analysis. Critical discourse analysis relies on methodological theories. The theory of LacLau and Mouffe has presented a systematic formulation in this field. Discourse is the result of the communication and interaction of the speakers in a social and cultural context. Legal discourse, due to the inherent nature of communication with the audience through "language", contains various methods of persuasion, which discourse analysis can discover many of them. The Dispute Resolution Council, as a legal-judicial institution, has created a special legal discourse by using various functions of language as the main tool. The main goal of the current research is to analyze the legal discourse of this council and examine the role of linguistic knowledge in its persuasion methods. In this research, the data has been collected by field method and direct observation, from 20 sessions of conciliation branches of the Dispute Resolution Council of Islamabad Gharb city. The data includes a total of 1,273 parts of speech, which formed the linguistic body of the research and were analyzed in a descriptive-analytical way, based on the theory of Laclau and Mouffe. The research question is, what are the findings of linguistics based on the theory of Laclau and Mouffe that can be effective in the process of persuading the parties to the dispute in the discourse of the members of the dispute resolution council? The result of the research shows that in order to convince the parties to the dispute, the linguistic tools of highlighting, the relationship between the signifier and the signified, backgrounding and hegemony, in descending order, have played an effective role in the discourse of the dispute resolution council members. In this discourse, the members of the council have used several effective words as persuasive elements by fixing the semantic system, each of which has specific meanings with specific signifiers
    Keywords: Patterns, Persuasion, Discourse, Analysis, Council, Lakla
  • سعی دارم عامل به آموزه های قرآنی باشم / گف تو گو با»علیرضا جودکی«، فرزند»محمود جودکی«از کارکنان پشتیبانی منطقه سوم شهید یداللهی نیروی زمینی ارتش
    علی مرادی
  • علی مرادی، کریم آق آرکاکلی، علی اکبری، اکرم ثناگو، مریم ابوالقاضی*
    مقدمه

    مسمومیت با متانول می تواند باعث طیف وسیعی از تظاهرات عصبی، گیجی، کما و از دست دادن بینایی شود. هدف از این مطالعه گزارش یک مورد نابینایی حاصل از مسمومیت الکل است.

    گزارش مورد:

     بیمار، یک آقای 19 ساله، با شکایت سرگیجه، تاری دید، ضعف، بی حالی و تهوع به اورژانس بیمارستان مراجعه کرد. بیمار تاری دید شدید داشت و علت آن مصرف مشروبات الکلی(متانول) دو روز قبل از مراجعه به بیمارستان بیان شد. بیمار از اورژانس به ICU منتقل گردید. نتایج آزمایشات حاکی از اسیدوز شدید بوده است. برای بیمار، کاتتر ورید مرکزی (شالدون) در ناحیه فمورال تعبیه شد و تحت درمان اتانول خوراکی، قرص اسیدفولیک و دیالیز قرار گرفت.

    نتیجه گیری

    بیمار باوجود تشخیص مسمومیت و اقدام های درمانی لازم، درنهایت بینایی خود را به طور کامل از دست داد و به علت شوک حاصل از نابینا شدن در سن پایین، از انجام مشاوره و پیگیری درمان خودداری کرد و  با رضایت شخصی از بیمارستان مرخص شد.

    کلید واژگان: گزارش مورد, نابینایی, مسمومیت الکل
    Ali Moradi, Karim Aqerkakli, Ali Akbari, Akram Sanagoo, Maryam Abolghazi*
    Introduction

    Methanol poisoning can cause a wide range of neurological manifestations, confusion, coma, and vision loss. The present study aimed to report a case of blindness caused by alcohol poisoning.

    Case Report: 

    The patient, a 19-year-old man, refereed to the emergency department of the hospital with complaints of dizziness, blurred vision, weakness, lethargy, and nausea. The patient had severe blurred vision caused by alcohol consumption (methanol) two days before referring to the hospital. The patient was transferred from the emergency room to the ICU. The results of the tests indicated severe acidosis. A central venous catheter (Shaldon) was placed in the femoral area for the patient and he was treated with oral ethanol, folic acid tablets, and dialysis.

    Conclusion

    Despite the diagnosis of poisoning and necessary treatment measures, the patient finally lost his eyesight completely, and due to the shock of becoming blind at a young age, he was refused to a consultant for follow up the treatment and was discharged from the hospital with his personal consent.

    Keywords: Alcohol Poisoning, Blindness, Case Report
  • سولماز سامفر، حجت اله لطیف منش*، علی مرادی، امین میرشکاری، حمید اله دادی

    لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) از مهم ترین حبوبات است که به دلیل محتوای بالای پروتئین و فواید تغذیه ای خود در سطح جهانی و به ویژه در ایران ارزش زیادی دارد. در سال های اخیر، افزایش تقاضای جهانی برای غذاهای غنی از پروتئین، اهمیت کشت لوبیا را بیشتر کرده است. با این حال، بحران کمبود آب به عنوان یک چالش جدی برای تولید غذا و امنیت غذایی در سطح جهانی مطرح است. این مشکل به خصوص در ایران که در ناحیه بیابانی قرار دارد و میزان بارش آن کمتر از یک سوم میانگین جهانی است، حادتر است. در این شرایط، استفاده از روش های نوین کشاورزی می تواند به بهبود عملکرد محصولات کمک کند. براسینواستروئیدها به عنوان تنظیم کننده های رشد گیاهی، با بهبود فعالیت های فیزیولوژیکی گیاهان، می توانند مقاومت آن ها را در برابر تنش های محیطی افزایش دهند. به منظور بررسی برخی پارامترهای فیزیولوژیکی و امکان افزایش عملکرد دانه در لوبیا چیتی، پژوهشی با استفاده از 24-اپی براسینولید تحت شرایط تنش کم آبی انجام شد. این تحقیق به صورت کرت های یکبار خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 1401، در مزرعه ای واقع در شرق شیراز انجام شد. در این تحقیق، رژیم آبیاری در سه سطح: آبیاری کامل (100 درصد نیاز رطوبتی) و تنش کم آبی در سطوح 80 و 60 درصد نیاز رطوبتی به عنوان عامل اصلی و چهار غلظت 24-اپی براسینولید (شامل شاهد با آب مقطر، 05/0، 1/0 و 2/0 میلی گرم بر لیتر) به عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شد.نتایج نشان داد که تنش کم آبی و محلول پاشی 24-اپی براسینولید تاثیر معنی داری بر تمامی صفات داشتند. کاربرد 24-اپی براسینولید با غلظت 2/0 میلی گرم بر لیتر موجب افزایش شاخص کلروفیل و محتوای نسبی آب برگ ها به ترتیب به میزان 42/7 درصد و 77/11درصدنسبت به تیمار شاهد (بدون کاربرد هورمون) شد. با معنی داری برهمکنش رژیم آبیاری و محلولپاشی هورمون، در سطوح 60 و 80 درصد نیاز آبی، کاربرد 2/0 میلی گرم بر لیتر 24-اپی براسینولید آنتی اکسیدان های آنزیمی کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز را در مقایسه با تیمار شاهد به ترتیب 172، 105، 35/0 و 131، 115 و 45/0 درصد افزایش داد. در همین راستا کاربرد بالاترین سطح هورمون در سطوح 100، 80 و 60 درصد نیاز آبی به ترتیب موجب افزایش 38/72، 02/56 و 35/44 درصدی عملکرد دانه در مقایسه با تیمار شاهد شد. بنابراین کاربرد 24-اپی براسینولید (به میزان 2/0 میلی گرم بر لیتر) به جهت کاهش رادیکال های آزاد اکسیژن و جلوگیری از آسیب دیواره سلولی و تخریب درشت مولکول ها، به عنوان راهکاری برای افزایش عملکرد دانه لوبیا تحت شرایط آبیاری کامل و تنش کم آبیاری (60 و 80 درصد نیاز آبی) پیشنهاد می شود.

    کلید واژگان: 24-اپی براسینولید, آنتی اکسیدان های آنزیمی, لوبیا, عملکرد دانه
    Sulmaz Samfar, Hojatolah Latifmanesh *, Ali Moradi, Amin Mirshekari, Hamid Alahdadi
    Introduction

    Beans (Phaseolus vulgaris L.) are among the most valuable and strategic legumes globally and in Iran, primarily due to their high protein content and nutritional benefits. Growing global demand for protein-rich foods highlights the importance of enhancing bean production. However, water scarcity, exacerbated by Iran's location along the global desert belt and receiving less than one-third of the global average rainfall, poses significant challenges to sustainable agriculture and food security.  Brassinosteroids, a class of plant growth regulators, have emerged as a promising solution to mitigate environmental stresses like drought while improving crop growth and yield. This study aims to evaluate the effects of foliar application of 24-epibrassinolide hormone on various physiological traits, enzymatic and non-enzymatic defense mechanisms, and gain yield of pinto beans under low irrigation stress.

    Materials and Methods

    A field experiment was conducted during the 2022 growing season on a farm in eastern Shiraz, using a split-plot design within a randomized complete block design with three replications. The irrigation regime was applied at three levels: full irrigation (100% of the moisture requirement) and low irrigation stress (80% and 60% of the moisture requirement), as the main factor. Four concentrations of 24-epibrassinolide, including control (distilled water), 0.05, 0.1, and 0.2 mg/L were applied as the subplot factor. The experiment aimed to assess physiological traits such as chlorophyll index, relative water content, antioxidant enzyme activity (catalase, peroxidase, and superoxide dismutase), grain yield under different irrigation and hormone treatments.

    Results and Discussion

    The results revealed that both low irrigation stress and 24-epibrassinolide application significantly influenced all measured traits. Foliar application of 0.2 mg/L 24-epibrassinolide increased the chlorophyll index and leaf relative water content by 7.42% and 11.77%, respectively, compared to the control. Significant interactions between irrigation regimes and hormone concentrations were observed. At 60% and 80% moisture levels, the 0.2 mg/L hormone treatment increased antioxidant enzyme activities as follows (compared to the control): catalase (172% (60%) and 131% (80%)), peroxidase (105% (60%) and 115% (80%)), and superoxide dismutase (0.35% (60%) and 0.45% (80%). Similarly, seed yield improved significantly with 24-epibrassinolide application. Under 100%, 80%, and 60% irrigation levels, 0.2 mg/L application resulted in yield increases of 72.38%, 56.02%, and 44.35%, respectively, compared to the control.

    Conclusion

    The application of 24-epibrassinolide at a concentration of 0.2 mg/L effectively enhances the antioxidant defense system, reduces reactive oxygen species, prevents cell wall damage, and minimizes macromolecule degradation in pinto beans. These effects contribute to improved grain yield, under both full and low irrigation conditions. This approach offers a promising solution for mitigating water stress and promoting sustainable bean production in arid and semi-arid regions.

    Keywords: 24-Epibrassinolide, Antioxidant Enzymes, Beans, Grain Yield
  • علی مرادی، سحر کاوندی*، محسن جاهد
    در اندیشه ی آگوستین، طبیعت انسان به واسطه ی گناه نخستین، بیمار است و این بیماری اراده ی انسان را نیز دستخوش ناتوانی برای نیل به رستگاری و انجام اعمال خیر کرده است؛ لذا به عاملی بیرونی برای تقویت نیاز دارد که آن فیض است. نتیجه ی این اعتقاد آگوستین این است که در چنین شرایطی، نوزادان به دلیل تولد جسمانی گناهکارند. در این بین، پلاگیوس معتقد است که رویکرد آگوستین نتایجی را به دنبال دارد که باعث خدشه به لوازم اصول اعتقادی مسیحیت می شود: اولا موجب سلب صفت عدل و قدرت از خدا می شود، درحالی که کتاب مقدس خدا را عادل برمی شمرد و در پی عادل شمردگی انسان است و ثانیا باعث تفسیری ناروا از فیض می شود که سایر ساحت های درونی انسان را به چالش می کشد و به نوعی ناکارآمدی تنزل می دهد؛ لذا پلاگیوس برای حل این مشکل، ابتدا اراد ه ی انسان را آزاد می داند و در گام بعدی، طبیعت انسان را پاک معرفی می کند و به شرح آنها می پردازد و با رویکردی آریوسی ابتدا به تبیین فیض می پردازد و سپس با تفسیر آگوستین از پولس به مقابله برمی خیزد و شواهد آگوستین از کتاب مقدس را نیز استعاری می داند و در نتیجه نوزادان را عاری از هرگونه گناه اعلام می کند. در این پژوهش قصد داریم به گونه ی توصیفی تحلیلی و با مراجعه به منابع اصیل، به بررسی این مسئله بپردازیم.
    کلید واژگان: آگوستین, پلاگیوس, اراده, گناه, فیض, نوزادان, طبیعت, مسیح
    Ali Moradi, Sahar Kavandi *, Mohsen Jahed
    In Augustine's thought, human nature is sick because of original sin, and this disease has also made humans incapable of achieving salvation and doing good deeds. Hence, it needs an external factor to be strengthened: grace. The result of Augustine's belief is that babies are guilty of physical birth in such a situation. In the meantime, Pelagius believes that Augustine's approach has results that undermine the tenets of Christian doctrinal principles. First, it deprives God of the attributes of justice and power, while the Bible considers God to be just because the Bible considers God to be Just and seeks a conception of man as a just creature. Secondly, It causes an unfair interpretation of Divine Grace that challenges other inner areas of human beings and reduces them to inefficiency. Therefore, to solve this problem, Pelagius first considers the human will to be free, and in the next step, he introduces human nature as pure and explains it with an Arian approach; he first explains grace and then confronts Augustine's interpretation of Paul. He also considers Augustine's evidence from the Bible metaphorical, thus declaring the infants free from any sin. In this study, we intend to investigate this issue descriptively and refer to original sources.
    Keywords: Augustine, Pelagius, Will, Sin, Grace, Infants, Nature, Christ
  • سمیه آزرمی، محمد جعفری، علی مرادی*
    زمینه و هدف

    آمادگی اضطراری برای حوادث پرتوی ضروری است و بر لزوم طراحی و تسهیل انواع تمرین های پیشرونده برای افزایش آمادگی در این حوادث تاکید شده است. استفاده از روش نمایش با استفاده از شبیه سازی، روش موثری برای آموزش در این زمینه است. به همین منظور جهت آموزش تعدادی از دانشجویان کارشناسی ارشد پرستاری نظامی در زمینه مراقبت از مصدومین پرتوی، برنامه ریزی جهت بازدید از یک کلینیک تخصصی مراقبت از مصدومین پرتوی انجام و دانشجویان آموزش های لازم در این زمینه را به روش شبیه سازی دریافت کردند.

    روش ها

    این مقاله حاصل یک مطالعه موردی است که از طریق انجام عملیات میدانی، سازماندهی و توصیف داده ها انجام شده و در آن محقق، در جریان طبیعی یک رویداد به جمع آوری اطلاعات پرداخت. در این مطالعه مشاهده و توصیف، عنصر اصلی را تشکیل می دهد و از تکنیک های مشاهده و مصاحبه جهت دست یابی به دانش موردنظر و فرایندهای اندیشیدن درباره اطلاعات استفاده شده است.

    یافته ها

    آموزش مراقبت از مصدوم پرتوی به روش شبیه سازی با مولاژ مصدوم ترکیبی (تروما و آلودگی پرتوی) توسط کارشناس متخصص کلینیک مراقبت پرتوی، به دانشجویان ارائه گردید. مصدوم فرضی پس از تریاژ و رفع آلودگی کامل، جهت پایش علائم بالینی و دریافت مراقبت های پزشکی و پرستاری لازم به بخش بستری منتقل گردید. طراحی مراکز تخصصی مراقبت و درمان مصدومین هسته ای و پرتوی، نسبت به سایر بیمارستان ها و مراکز درمانی، مقداری متفاوت است و این مراکز دارای قسمتی خاص جهت نصب وسایل آلودگی زدایی و سیستم فاضلاب جدا برای ذخیره آب آلوده می باشند. همچنین کارکنان درگیر در ارائه مراقبت های درمانی به مصدومین پرتوی باید به توانایی علمی و مهارت های عملی مورد نیاز مجهز باشند و آمادگی مواجهه با حوادث پرتوی را داشته باشند.

    نتیجه گیری

    با توجه به اهمیت و لزوم آموزش های میدانی و حضور در عرصه های واقعی مواجهه با شرایط بحرانی و جنگ و به منظور ارتقاء سطح آموزش و مهارت دانشجویان کارشناسی ارشد پرستاری نظامی، توصیه می گردد برنامه ریزی و هماهنگی های لازم جهت حضور و مشارکت دانشجویان فوق الذکر در مراکز درمانی و موسسات مربوطه و ماموریت های مشابه در آینده به عمل آید.

    کلید واژگان: پرستار, رادیواکتیو, شبیه سازی, مصدوم پرتوی
    Somayeh Azarmi, Mohamad Jafari, Ali Moradi *
    Background and Aim

    Emergency preparedness for radiation accidents is essential, and the need to design and facilitate various progressive exercises to increase preparedness in these accidents has been emphasized. Using the demonstration method with simulation is an effective teaching method in this field. To train military nursing master's students in caring for radiation victims, a plan was made to visit a specialized clinic for radiation victim care. The students received necessary training through simulation.

    Methods

    This article presents the findings of a case study conducted through field operations, data organization, and description of data collected during the natural course of an event by researchers. Observation and description were the primary elements of this study, and observation and interview techniques were utilized to gather the necessary knowledge and insights about the information.

    Results

    Radiation casualty care training was presented to the students using a simulation method with combined casualties (trauma and radiation contamination) by an expert from the radiation care clinic. After triage and complete decontamination, the hypothetical victim was transferred to the inpatient ward to monitor clinical symptoms and receive the necessary medical and nursing care. The design of specialized centers for the care and treatment of nuclear and radiation victims is somewhat different from other hospitals and medical centers. These centers have a special section for installing decontamination devices and a separate sewage system for storing polluted water. Also, the staff involved in providing medical care to radiation victims should be equipped with the required scientific ability and practical skills and be prepared to face radiation accidents.

    Conclusion

    Considering the importance and necessity of field training and presence in real arenas facing critical conditions and war, and in order to improve the level of education and skills of military nursing master's students, it is recommended that necessary planning and coordination be made for the presence and participation of students in medical centers, related institutions, and similar missions in the future.

    Keywords: Nurse, Radioactive, Simulation, Radiation Victim
  • علی مرادی، سحر کاوندی*، محسن جاهد
    ساختار نظام الهیاتی آگوستین در پی حل مسئله رستگاری انسان است. آگوستین از حیث هستی شناختی و معرفت شناختی عناصری را در تحقق رستگاری انسان دخیل می داند که از جمله مهم ترین آن عناصر، روح القدس است. به نظر می رسد بر اساس نظام الهیاتی آگوستین، روح القدس در سه ساحت به نقش آفرینی در رستگاری انسان می پردازد: الف) شناساندن مسیح به دیگران؛ ب) زایش ایمان در قلوب مومنان؛ ج) تحقق بخشی زمینه های شکل گیری فضائل اخلاقی در مومنان. روح القدس در این سه ساحت، به ویژه در تحقق فضائل اخلاقی نقشی کلیدی برای رستگاری انسان ایفا می کند. با وجود آنکه آگوستین در مورد روح القدس و کارکرد های او در نظام هستی بسیار سخن گفته و تامل ورزیده است، اما در طراحی نظام خود نسبت به این جایگاه اعتنایی نداشته و آن را در صورت بندی رستگاری انسان منعکس نساخته است که این خود، باعث نقص در تحقق رستگاری انسان می شود. از این روی پژوهش حاضر سعی دارد با مراجعه مستقیم به آثار آگوستین و با رویکرد تحلیلی- توصیفی، جایگاه روح القدس را در نظام رستگاری تحلیل و بررسی کند.
    کلید واژگان: آگوستین, روح القدس, رستگاری, فضائل اخلاقی, ایمان, مسیح
    Ali Moradi, Sahar Kavandi *, Mohsen Jahed
    The structure of Augustine's theological system seeks to solve the problem of human salvation. From the ontological and epistemological point of view, Augustine considers elements involved in the realization of human salvation, among which the most important elements are the Holy Spirit. It seems that according to Augustine's theological system, the Holy Spirit plays a role in human salvation in three areas: a- introducing Christ to others; B- Birth of faith in the hearts of believers; C- Partial realization of the grounds for the formation of moral virtues in believers. The Holy Spirit plays a key role for human salvation in these three areas, especially in the realization of moral virtues. Although Augustine has talked and reflected a lot about the Holy Spirit and his functions in the system of existence, he did not pay attention to this position in the design of his system and did not reflect it in the formulation of human salvation, which itself causes defects. He becomes human in the realization of salvation. Therefore, the current study tries to analyze and examine the place of the Holy Spirit in the salvation system by referring directly to Augustine's works and with an analytical-descriptive approach.
    Keywords: Augustine, Christ, Holy Spirit, Salvation, Moral Virtues, Faith
  • نعیمه کلالی، سوگند میرشاه، محمدحسین ابراهیم زاده، بی بی فاطمه کلالی نیا، علی مرادی، آذر قریب، نفیسه جیرفتی*

    بیش از نیم قرن است که از سیمان های استخوانی جهت محکم شدن مفاصل مصنوعی استفاده می شود. نقش اولیه سیمان استخوان پر کردن فضای آزاد بین پروتز و استخوان است که با ایجاد یک ناحیه الاستیک نیروهای وارد بر مفصل را جذب می کند. این امر علاوه بر تضمین پایداری ایمپلنت مصنوعی، بهبود استخوان آسیب دیده را نیز به همراه دارد. سیمان های استخوانی پلیمری از یک ماتریکس پلیمری به نام پلی متیل متاکریلات (PMMA) و یک مونومر مایع به نام متیل متاکریلات (MMA) تشکیل شده اند، در اثر ترکیب این دو جزء با هم واکنش پلیمریزاسیون رادیکال آزاد رخ می دهد و منجر به سخت شدن سیمان می گردد. خواص سیمان های استخوانی از جمله استحکام مکانیکی، زیست سازگاری و ویژگی های جابه جایی را می توان با ترکیب پارامترهای موثر در پلیمریزاسیون تنظیم کرد. سیمان های استخوانی سرامیکی، از ذرات سرامیکی مانند کلسیم فسفات و کلسیم سولفات تشکیل شده اند که در یک ماتریکس پلیمری پراکنده اند. ذرات سرامیکی استحکام مکانیکی و زیست فعالی را فراهم می کنند، درحالی که ماتریکس پلیمری خواص حمل ونقل سیمان را افزایش می دهد. ترکیب این مواد امکان ایجاد سیمانی را فراهم می کند که زیست سازگار، رسانای استخوانی و از نظر مکانیکی پایدار باشند. با پیشرفت مداوم در مواد زیستی، سیمان های استخوان سرامیکی و پلیمری می توانند انقلابی در زمینه جراحی ارتوپدی ایجاد کنند و نتایج عملکردی بیماران را بهبود بخشند. اخیرا، محققان جهت افزایش عملکرد سیمان های استخوانی و رفع محدودیت های فعلی در کاربردهای ارتوپدی، روی توسعه سیمان های استخوانی جدید با خواص بهبودیافته، مانند زیست فعالی، فعالیت ضدباکتریایی و قابلیت های انتقال دارو تمرکز کرده اند. در مطالعه پیش رو، به تفضیل به جزییات انواع سیمان های استخوانی، خواص مکانیکی، بیولوژیکی، ساختاری و نحوه ی بهینه سازی آنها می پردازیم.

    کلید واژگان: سیمان استخوانی, سیمان های استخوانی بر پایه سرامیک, جراحی ارتوپدی, سیمان های استخوانی برپایه پلیمر
    Naeemeh Kalali, Sogand Mirshah, Mohammad Hossein Ebrahimzadeh, Bibi Fatemeh Kalalinia, Ali Moradi, Azar Gharib, Nafiseh Jirofti*

    For over 50 years, bone cement has been used to strengthen artificial joints like hip, knee, shoulder, and elbow joints. The main purpose of bone cement is to fill the space between the prosthesis and the bone. This absorbs the forces on the joint by creating an elastic area. Besides ensuring the long-term stability of the artificial implant, it also improves the damaged bone. Polymeric bone cement consists of a polymer matrix known as polymethyl methacrylate (PMMA) and a liquid monomer called methyl methacrylate (MMA). When these two components are mixed, a free radical polymerization reaction occurs, leading to the cement's hardening at the place of use. The properties of bone cement, such as mechanical strength, biocompatibility, and handling characteristics, can be adjusted by combining the effective polymerization parameters. However, there are some challenges, such as heat generation during polymerization.
    Ceramic bone cement is a composite material of ceramic particles dispersed in a polymer matrix, including calcium phosphate and calcium sulfate. The ceramic particles provide strength and bioactivity, while the polymer matrix enhances the transport properties of the cement. This combination results in a mechanically stable, bone-conductive, and biocompatible cement. Moreover, ceramic bone cement can be engineered to release therapeutic agents, such as antibiotics or growth factors, to prevent infection and foster bone regeneration. Ceramic bone cement is a promising alternative material for bone cement in joint replacement. However, more research and development are required to optimize the properties of bone cement and overcome the challenges associated with its use. With continued advancements in biomaterials, ceramic and polymer bone cement could revolutionize the field of orthopedic surgery and improve patient outcomes. Recent research has focused on developing new bone cement with improved properties like bioactivity, antibacterial activity, and drug delivery capabilities. These developments aim to enhance the performance of bone cement and remove the current limitations in orthopedic applications. In this review study, we will focus on the types of bone cement, their mechanical, biological, and structural properties, and how to optimize them.

    Keywords: Bone Cement, Ceramic-Based Bone Cements, Orthopedic Surgery, Polymer-Based Bone Cements
  • پری ماه شکوهی نسب، حمیدرضا بلوچی*، علی مرادی، محسن موحدی دهنوی
    این آزمایش به منظور بررسی اثر پوشش دار کردن بذر با بیوچار و کربن فعال بر برخی شاخص های جوانه زنی بذر کینوا، انجام شد و به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار در سال 1399، در دانشگاه یاسوج به اجرا درآمد. عامل اول پوشش دار کردن بذر در چهار سطح (بدون پوشش، پوشش دار کردن با کربن فعال، پوشش دار کردن با بیوچار و پوشش دار کردن با کربن فعال+ بیوچار) و عامل دوم شامل تنش شوری در 4 سطح (صفر، 75، 150 و 225 میلی مولار کلرید سدیم) بود. نتایج برهم کنش تنش شوری و پوشش دار کردن بذر نشان داد، بیشترین محتوای قند محلول (578/28 میلی گرم بر گرم وزن تر بذر) و مالون دی آلدهید (97/2 میکرومول بر گرم وزن تر بذر) با پوشش دار کردن بذر با کربن فعال در سطح 150 میلی مولار تنش شوری مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار پراکسید هیدروژن (18/0 میکرومول بر گرم وزن تر بذر) و پرولین بذر (49/10 میکرومول بر گرم وزن تر بذر) در سطح 225 میلی مولار کلرید سدیم به ترتیب با پوشش دار کردن بذر با بیوچار و کربن فعال بود. پوشش دار کردن بذر با کربن فعال و بیوچار منجر به افزایش طول ریشه چه و ساقه چه در شرایط تنش شوری گردید. اما در شرایط تنش شوری وزن ریشه چه و شاخص طولی بنیه بذر با پوشش دار کردن بذر با کربن فعال بیشتر بهبود یافت. می توان بیان نمود که پوشش دار کردن بذر می تواند به میزان زیادی اثرات مضر ناشی از تنش اسمزی بر صفات جوانه زنی و بیوشیمیایی را در گیاهچه کینوا کاهش داده و رشد گیاهچه را بهبود بخشد.
    کلید واژگان: پراکسید هیدروژن, پرولین, پوشش بذر, درصد جوانه زنی, کلرید سدیم
    Parimah Shokouhi Nasab, Hamidreza Balouchi *, Ali Moradi, Mohsen Movahhedi Dehnavi
    This experiment was conducted in order to investigate the effect of seed coating with biochar and activated carbon on some quinoa seed germination indicators, and it was implemented as a factorial in the form of a completely randomized design with four replications in 2019, in Yasouj University's Faculty of Agriculture. The first factor is seed coating in four levels (no coating, coating with activated carbon, coating with biochar and coating with activated carbon + biochar) and the second factor includes salinity stress in four levels (zero, 75, 150 and 225 mM sodium chloride). The results of the interaction of salinity stress and seed coating showed that the highest content of soluble sugar (28.578 mg/g seed FW) and malondialdehyde (2.97 µmol/g seed FW) was obtained by coating with activated carbon in 150 mM salinity stress. Also, the highest amount of seed hydrogen peroxide (0.18 μmol/g seed FW) and proline (10.49 μmol/g seed FW) at the level of 225 mM sodium chloride was obtained by covering the seeds with biochar and active carbon, respectively. Covering seeds with activated carbon and biochar led to an increase in the length of root and shoot under salt stress conditions. However, under salinity stress conditions, root weight and length vigor index of seed improved more by coating seeds with activated carbon. It can be stated that seed coating can greatly reduce the harmful effects of osmotic stress on germination and biochemical traits in quinoa seedlings and improve seedling growth.
    Keywords: Hydrogen Peroxide, Proline, Seed Coat, Germination Percentage, Sodium Chloride
  • علی مرادی، اکرم ثناگو*، لیلا جویباری

    سردبیر گرامی هدف از این پژوهش، آشنایی بیشتر اساتید و دانشجویان علوم پزشکی با مفهوم گروه های بالینت است. مایکل بالینت (Michael Balint) در سال 1957 به منظور درک بهتر روابط بین پزشک خانواده و بیمارانشان، گروه های بالینت (The Balint Group's) را ایجاد کرد (2، 1). به اعتقاد مایکل بالینت، پزشکان علاوه بر تحصیلات پزشکی، باید ویژگی ها و مهارت های ارتباطی مناسب با بیماران را نیز داشته باشند (3، 2). گروه های بالینت یکی از روش های موثری است که برای بهبود روابط درمانگر- مراجع در قالب جلسات نود دقیقه ای، به صورت هفتگی تا ماهانه طی چندین سال برگزار می شود(5، 4). هر گروه بالینت شامل 6 تا 10 عضو است که یک تا دو رهبر یا تسهیل کننده دارد. در این گروه ها معمولا یک نفر موضوع موردنظر خود را که می تواند وضعیت یک بیمار باشد، در مدت زمان 3 تا 5 دقیقه ارائه می دهد و در مورد موضوع موردنظر به مدت یک ساعت یا بیشتر بحث می شود. تمامی مطالب مطرح شده در گروه به صورت محرمانه است و رهبر گروه نیز بر ایجاد یک فضای ایمن همراه با اعتماد و پذیرش تاکید دارد. اعضای گروه به نوبت نظرات خود را درمورد موضوع موردنظر بیان می کنند و درنهایت مدیر گروه نظرات را جمع بندی می کند و نتیجه نهایی حاصل می شود (6). پزشکان در این گروه ها ملاقات هایی به منظور بحث درباره عملکرد خود، جنبه های روان شناختی کار خود و روابط بین پزشک و بیمار دارند (1، 7). از اهداف گروه های بالینت می توان به افزایش دانش فرد ازطریق گزارش گرفتن از بیمار خود، گفت وگو پیرامون موضوع مدنظر در محیط امن، پیدا کردن اشتباهات خود براثر بازخورد سایرین و اصلاح تجربیات عاطفی خود در ارتباط با بیمار اشاره کرد. اعضای گروه بالینت برای اینکه بتوانند درمورد یک موضوع صحبت کنند، تجربیات و احساسات درونی خود را آشکار می کنند. به این ترتیب، اعضا در یک محیط بدون قضاوت، مطالب خود را در معرض دید سایر اعضای گروه قرار می دهند. اعضای گروه از بازخورد دیگران و مقایسه تجربیات خود با مطالب سایر همکاران بهره می برند (8). بحث های گروهی درمورد احساسات این فواید را دارد که فرد را نسبت به احساسات بیشتر آگاه کند. بنابراین آن ها را قادر می سازد که اطلاعات خود را تجزیه وتحلیل و سازمان دهی کنند. عواطف و احساسات در کار بالینی در صورتی می توانند برای بیماران مفید باشند که توسط پزشک تحمل و درک شوند (9). با توجه به پیشرفت سریع تکنولوژی و ارتقای شیوه های آموزشی و توجه به نیازهای بیماران، اهمیت گروه بالینت به دلیل تغییر در ویژگی های جمعیت شناختی باید بیشتر موردتوجه قرار گیرد (1). درنتیجه به مرور گروه های بالینت در آموزش پزشکی موردتاکید قرار گرفتند (10). در گروه های بالینت با مشارکت دانشجویان، مدت زمان کوتاه تر از گروه های بالینت عادی است و رهبر ممکن است در توصیف تجربیات خود فعال تر باشد (11). حضور دانشجو در گروه های بالینت به توسعه مهارت های همدلی بین دانشجویان علوم پزشکی منجر می شود (12). برای مثال، دانشجویان را در یک موقعیت بالینی واقعی و ناراحت کننده قرار می دهند تا واکنش آنان را مشاهده کنند و توانایی های همدلانه دانشجویان افزایش یابد. درنتیجه دانشجویان بیمارمحورتر می شوند (13، 12). مطالعات نشان می دهد پزشکانی که در دوره دانشجویی خود جزء گروه های بالینت بودند، احساس کنترل و رضایت بالاتری در محیط کار خود دارند. همچنین این گروه ها موجب بهبود مهارت دادن خبر بد در دانشجویان می شوند (11). دانشجویان با حضور در این کلاس ها می توانند از تجارب اساتید (درمورد مسائل مشکل ساز در برخورد با بیماران که در طول تحصیل خود مشاهده نکردند) استفاده کنند. بهبود روابط پزشک با بیمار، کاهش فرسودگی شغلی، مدیریت استرس و اضطراب از دیگر فواید شرکت در گروه های بالینت است (1). دانشکده های پزشکی باید محیطی را برای دانشجویان ایجاد کنند که موجب پیشرفت در فرایند اجتماعی شدن آن ها شود (14). بنابراین پیشنهاد می شود که از گروه های بالینت برای بهبود روابط استاد و دانشجو در آموزش پزشکی استفاده گردد.

    کلید واژگان: آموزش پزشکی, ارتباط حرفه ای, گروه های بالینت
    Ali Moradi, Akram Sanagoo*, Leila Jouybari

    Dear Editor The purpose of this research is to familiarize professors and students of medical sciences with the concept of Balint groups. Michael Balint created the Balint groups in 1957 in order to better understand the relationships between family doctors and their patients (1, 2). According to Michael Balint, in addition to medical education, doctors should also have proper communication skills and characteristics with patients (2, 3). Balint groups are one of the effective methods to improve therapist-client relationships in the form of 90-minute sessions, held weekly to monthly, over several years (4, 5). Each Balint group consists of 6 to 10 members with one to two leaders or facilitators. In these groups, usually, one person presents the desired topic, which can be the condition of a patient, in a period of 3 to 5 minutes, and the desired topic is discussed for an hour or more. All topics discussed in the group are confidential, and the leader emphasizes creating a safe environment that is based on trust and acceptance. The members of the group take turns expressing their opinions on the topic, and finally, the group leader summarizes the opinions, and the final result is obtained (6). Doctors in these groups have meetings to discuss their performance, the psychological aspects of their work, and the relationship between the doctor and the patient (1, 7). One of the goals of Balint groups is to increase one's knowledge by reporting on one's patient, discussing the topic in a safe environment, finding one's mistakes due to the feedback of others, and correcting one's emotional experiences in relation to the patient. Balint group members reveal their innermost feelings and experiences in order to be able to talk about a topic. In this way, members share their content with other group members in a non-judgmental environment. The group members benefit from the feedback of others and compare their experiences with the contents of other colleagues (8). Group discussions about feelings have the benefit of making people more aware of their feelings, thus enabling them to analyze and organize their information. Emotions and feelings in clinical work can be useful for patients if they are tolerated and understood by the doctor (9). Due to the rapid development of technology, the improvement of educational methods, and attention to the needs of patients, the importance of the Balint group should be given more attention due to the change in demographic characteristics (1). As a result, Balint groups have gradually been emphasized in medical education (10). In Balint groups, with the participation of students, the duration is shorter than in normal Balint groups, and the leader may be more active in describing their experiences (11). The presence of students in Balint groups leads to the development of empathy skills among medical students (12). For example, students are placed in a real and uncomfortable clinical situation to observe their reactions and increase their empathetic abilities, thus becoming more patient-centered (12, 13). Studies show that doctors who were part of Balint groups during their student period have a higher sense of control and satisfaction in their work environment. Also, these groups improve the skills of giving bad news in students (11). By attending these classes, students can use the professors' experiences with problematic issues in dealing with patients, which they have not observed during their studies. Improving doctor-patient relationships, reducing job burnout, and managing stress and anxiety are other benefits of participating in Balint groups (1). Medical schools should create an environment for students that will lead to progress in their socialization process (14). Therefore, it is suggested that Balint groups be used to improve teacher-student relationships in medical education.

    Keywords: Balint Groups, Medical Education, Professional Communication
  • سلمان امیری لرگانی، محمد میرزایی*، علی مرادی

    هدف پژوهش حاضر، شناسایی و ارائه راه کارهای ارتقاء فرهنگ مشارکت سازمان های مردم نهاد در پیش گیری از جرائم خشن در شهر همدان است. این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، کیفی است. جامعه آماری پژوهش را فرماندهان انتظامی استان همدان تشکیل دادند و حجم نمونه به صورت هدفمند و تا اشباع نظری که 25 مورد بود، ادامه یافت. برای گردآوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی مبتنی بر مصاحبه نیمه ساختاریافته از خبرگان استفاده گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون با استفاده از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافته ها نشان می دهند که هر چه مشارکت بین سازمان های مردم نهاد با فراجا بیشتر باشد، پیشگیری از جرم بهتر صورت می گیرد، بر این اساس، چهار شیوه کلی به عنوان راه کارهای ارتقاء فرهنگ مشارکت سازمان های مردم نهاد در پیش گیری از جرائم خشن در شهر همدان شناخته شدند که عبارتند از: 1- راه کارهای آگاهی محور با 20 شاخص (مضمون سازمان دهنده: آگاهی بخشی، آموزش دهی و ترویج سازمان های مردم نهاد)، 2- راه کارهای اعتمادمحور با 26 شاخص (ارتباط سازی، تعامل بین بخشی و برون بخشی و اعتمادسازی)، 3- راه کارهای عملیاتی با 40 شاخص (اجرای طرح های اجتماعی، کمک اقتصادی، تفویض اختیار و بسترسازی عملیاتی) و 4- راه کارهای قانونی و حقوقی با 19 شاخص (مداخله قانونی و پشتیبانی و بسترسازی حقوقی).

    کلید واژگان: سازمان های مردم نهاد, پیشگیری, جرایم خشن, استان همدان
    Salman Amiri Largani, Mohammad Mirzaei *, Ali Moradi

    This research aims to identify and present strategies to promote the culture of participation of non-governmental organizations in the prevention of violent crimes in Hamadan city. This research is practical in terms of purpose and qualitative in terms of approach. The statistical population of the research was formed by the police chiefs of Hamedan province and the sample size continued in a purposeful manner until theoretical saturation, which was 25 cases. Two library and field methods based on semi-structured interviews of experts have been used to collect the data. In order to analyze the data, thematic analysis method was used using MAXQDA software. The findings show that the greater the participation between non-governmental organizations and Faraja, the better the prevention of crime. Based on this, four general methods as strategies to promote the organization's culture of participation were recognized in the prevention of violent crimes in Hamedan city, as follows: 1- Awareness-oriented strategies with 20 indices (the theme of the organizer: awareness, training and promotion of people's organizations institution), 2- trust-oriented strategies with 26 indices (communication, inter-departmental and intra-departmental interaction, and trust building), 3- operational strategies with 40 indices (implementation of social plans, economic assistance, delegation authority and operational infrastructure), and 4- legal and law-oriented strategies with 19 indices (legal intervention and support and legal infrastructure).

    Keywords: Non-Governmental Organizations, Violent Crimes, Hamadan Province
  • علی مرادی*، سحر کاوندی، محسن جاهد
    رستگاری و سعادت انسان از جمله مهم ترین موضوعاتی است که فیلسوفان اسلامی به آن پرداخته اند. ملاصدرا نیز به عنوان فیلسوفی که در بستر سنت دینی و عقلانی شیعی بالیده است، در نظام الهیاتی و فلسفی که در کتاب الاسفار الاربعه طراحی می کند به دنبال چگونگی تحقق رستگاری انسان است. با توجه به بررسی های انجام شده شاهد آن هستیم که ملاصدرا رستگاری انسان را در گرو دو مولفه می داند که عبارتند از: فرشتگان و نبی اسلام. این رویکرد ملاصدرا این نتیجه را به دنبال دارد که فرشتگان باتوجه به جایگاه هستی شناختی و معرفت شناختی که دارند در دو ساحت علمی و عملی، دو بال اصلی رستگاری انسان را مهیا می کنند و هویت انسان رستگار را تشخص می بخشند و انسان را به موجودی فرشته وار مبدل می سازند. در عین حال، در عرصه بال عملی با دو عنصرانتقال وحی و نیز یاری رسانی کلی به انسان مواجهیم که نقش نبی اسلام در عرصه وحی بسیار مشهود و اثرگذار است. به زعم ملاصدرا فرشتگان هویت سازی انسان را بر عهده دارند و رستگاری عبارت از تحقق کمال علمی و عملی مومن است که در اتصال و اتحاد با عقل فعال و عمل به شریعت حاصل می شود. در این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی و بر مبنای آثار ملاصدرا به بررسی این مساله می پردازیم که نقش فرشتگان در رستگاری انسان در اندیشه ملاصدرا چیست و چگونه حاصل می شود.
    کلید واژگان: ملاصدرا, فرشتگان, نبی اسلام, عقل فعال, وحی, معرفت
    Ali Moradi *, Sahar Kavandi, Mohsen Jahed
    Human salvation and redemption are among the most important topics that Islamic philosophers have addressed. Mulla Sadra, as a philosopher who is based on the religious and intellectual tradition of Shia, is looking for how to realize the salvation of man in the theological and philosophical system that he designs in the book of the Al Asfar AlArbaa. According to the studies done, we see that Mulla Sadra believes that the salvation of man depends on two components, which are: angels and the Prophet of Islam. This approach of Mulla Sadra leads to the conclusion that angels, according to their ontological and epistemological position in both scientific and practical fields, provide the two main wings of human salvation and identify the redeemed human identity and make man an angelic being. They make a change. At the same time, in the field of practical wing, we are faced with the two elements of transmission of revelation and general assistance to humans, which the role of the Prophet of Islam in the field of revelation is very visible and effective. According to Mulla Sadra, angels are in charge of creating a human identity, and salvation is the realization of the believer's scientific and practical perfection, which is achieved by connecting and uniting with the active intellect and practicing the Sharia. In this research, in an analytical-descriptive way and based on Mulla Sadra's works, we investigate the issue of what is the role of angels in the salvation of man in Mulla Sadra's thought and how is it achieved.
    Keywords: Mulla Sadra, Angels, Prophet Of Islam, Active Intellect, Revelation, Knowledge
  • علی مومنی، غلیرضا یدوی*، علی مرادی، اکبر همتی

    به منظور تعیین تاریخ کاشت مناسب و بررسی اثر منابع مختلف کود نیتروژنه بر کاملینا در شهرستان اقلید این آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه ی بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. عامل اصلی شامل کودهای مختلف نیتروژنه در 4 سطح (100 درصد شیمیایی (250 کیلوگرم اوره در هکتار)، 50 درصد شیمیایی (125 کیلوگرم اوره در هکتار)+ کود زیستی نیتروژنه، 75 درصد شیمیایی (187 کیلوگرم اوره در هکتار برای تیمار 75 درصد)+ کود زیستی نیتروژنه و عدم مصرف کود نیتروژنه) بود. عامل فرعی شامل چهار تاریخ کاشت (20 شهریور ، 4 مهر ، 20 فروردین و 4 اردیبهشت) بود. نتایج نشان داد که در تاریخ کاشت 20 شهریور، بیشترین ارتفاع بوته (49/7 سانتی متر) حاصل شد اما بیشترین شاخص کلروفیل برگ (69/0)، درصد روغن دانه (28/2 درصد) و تعداد خورجین در بوته (393 عدد) از تاریخ کاشت 4 مهر ماه به دست آمد. همچنین با کاربرد 75 درصد کود شیمیایی+ کود زیستی نیتروژنه در هر چهار تاریخ کاشت بیشترین عملکرد دانه و عملکرد زیستی حاصل شد که بیشترین آن به ترتیب با میانگین های 2791  6749 کیلوگرم در هکتار مربوط به تاریخ کاشت چهار مهرماه بود. همچنین نتایج نشان داد در اکثر صفات مورد بررسی بین تیمار کاربرد 75 کیلوگرم کود شیمیایی+ کود زیستی نیتروژنه و کاربرد 100 درصد کود شیمیایی نیتروژن تفاوت معنی داری وجود نداشت. با توجه به نتایج حاصله احتمالا کاربرد 75 درصد کود شیمیایی نیتروژنه + کود زیستی نیتروژنه و تاریخ های کاشت چهارم مهرماه برای کاملینا می تواند در منطقه اقلید قابل توصیه باشد.

    کلید واژگان: ازتوباکتر, آزوسپریلییوم, درجه روز رشد, روغن, عملکرد دانه
    A. Momeni, A. Yadavi*, A. Moradi, A. Hemmati
    Introduction

    With the increase in population and improvement in diet diversity, there is a growing need for the quantitative and qualitative development of oil seeds. Camelina (Camelina sativa), an oil seed plant from the Brassicaceae family, is an ideal candidate as it contains 50 to 60% unsaturated fatty acids and omega-3 fatty acids, and has the ability to thrive in adverse environmental conditions. By introducing this new oil plant into cultivation programs, it can significantly contribute to the production of high-quality edible or non-edible oil in the developing countries such as Iran. However, achieving maximum grain yield and appropriate fatty acid composition in camelina oil relies heavily on selecting the appropriate planting date. Additionally, providing necessary nutrients, particularly nitrogen, to the plants is a key aspect of agricultural management to achieve desired quality and quantity of crop products. This research aims to investigate the impact of planting date and different levels of chemical and biological nitrogen fertilizers on the growth characteristics, yield, and oil content of camelina plants in the Eghlid, south of Iran.

    Materials and Methods

    This research was conducted in the cropping year of 2021-2022 at the Eghlid Agricultural Research Station in Fars province, south of Iran (Long. 52 42, Lat. 30 55, and Alt. 2375 m above sea level). The experiment was performed as a split-plot design based on a randomized complete block design with three replications. The main plots included different nitrogen fertilizers at four levels: 100% chemical nitrogen (250 kg/ha urea), 75% chemical nitrogen (187 kg/ha urea) + nitrogen biofertilizer, 50% chemical nitrogen (125 kg/ha urea) + nitrogen biofertilizer, and non-use of nitrogen fertilizer (control). The sub-plots included four planting dates: September 11, 2021, September 26, 2021, April 9, 2022, and April 24, 2022. The experimental plots (sub-plots) were determined to be 5 x 2 meters. Each plot consisted of 4 stacks with a distance of 50 cm between them. The distance between sub-plots was 50 cm, the distance between main plots was 150 cm, and the distance between replications (blocks) was 300 cm. On both sides of each stack, seeds were planted in two rows with a distance of 25 cm to achieve a density of 120 plants/m2. One-thirds of the urea nitrogen fertilizer was added to the plots of each treatment before planting, one-thirds at the 6-8 leaf stage, and the remaining third at the stemming stage of camelina. In the biofertilizer treatment, the camelina seeds were inoculated with biofertilizer containing Azotobacter sp. and Azospirillum sp. before being sown. The cumulative growth degree days of seedling emergence, flowering, and ripening, as well as plant height, chlorophyll index, grain yield, yield components and seed oil percentage were evaluated.

    Results and Discussion

    With delaying planting from September 11, 2021, to April 24, 2022, the GDD (Growing Degree Days) for camelina emergence decreased, additionally, a delay in planting led to a shorter growth period until full flowering of the camelina plants. Planting in September 26, 2021, led to the longest growth period until full maturity of the camelina plants, while spring planting resulted in a decreased length of the growth period until maturity. The highest plant height (43 cm) was achieved in the presence of 75% chemical fertilizer + biofertilizer nitrogen and the lowest (41 cm) was in the absence of nitrogen fertilizer application. The planting date of September 11, 2021 and April 24, 2022 showed the highest (43 cm) and lowest (37 cm) plant height of camelina. The decrease in plant height during the late planting date was primarily due to the decrease in internode elongation as a result of changes in day length and a shorter vegetative growth period. The highest chlorophyll index (66) was achieved by using 100% nitrogen chemical fertilizer, while the lowest chlorophyll index (52) was observed in the control, lack of fertilizer application. This trait decreased when the planting was delayed. The delay in planting led to a decrease in leaf area, resulting in a decrease in the chlorophyll index during the late planting date. No application of nitrogen fertilizer had the highest seed oil percentage (29.4%), while the application of 75% chemical fertilizer + biofertilizer nitrogen resulted in the lowest oil percentage (18.5%). The delay in planting from early autumn to late spring led to a decrease in the seed oil percentage. This decrease can be attributed to increase in nitrogen content, which promotes the formation of nitrogenous protein precursors. Consequently, more photoassimilates are allocated to protein formation, reducing the available photoassimilates for fatty acid synthesis and, ultimately, limiting oil production capacity. The decrease in oil percentage observed in the most delayed planting dates is likely due to the increase in temperature during the seed filling stage and the reduction in net photosynthesis.
    Mean comparison of the interaction between nitrogen fertilizer and planting date on camelina grain yield showed that applying 75% chemical fertilizer + biofertilizer nitrogen, compared to no nitrogen fertilizer, on planting dates of September 11, 2021, September 26, 2021, April 9, 2022, and April 24, 2022, increased grain yield of camelina by 80, 100, 150, and 190 percent, respectively.

    Conclusions

    The Findings show that in the Eghlid region, autumn-sown camellia out-yields spring-sown one. Additionally, by using a combination of 75% chemical fertilizer and nitrogen biofertilizer, a higher grain yield is achieved compared to using 100% nitrogen chemical fertilizer alone. Considering the importance of production of oilseed plants, like camellia, in Iran and the need for sustainable plant production programs, it appears that growth-promoting bacteria can play a significant role in reducing the need for nitrogen fertilizers.

  • مریم مالمیر*، حمیدرضا سعیدی نژاد، سیامک بهرامی، ایرج رنجبر، علی مرادی

    در این مقاله با رویکردی تاریخی به تاثیر نهاد مذهب بر تغییر اذهان جامعه ترکیه وپذیرش توسعه خواهیم پرداخت. مساله اصلی این است که ویژگی های نهاد مذهب در مقابل اصلاحات و نوسازی چگونه بوده است که بعنوان نهادی تاثیر گذار بر بطن جامعه ترکیه، پذیرش نوسازی و عبور از سنت را تا حدودی از طرف جامعه تسهیل کرده است ، سوال اصلی پژوهش حاضر این است که ، نهاد مذهب چگونه جامعه ترکیه را برای پذیرش نوسازی و مدرنیته آماده کرده است ؟ در پاسخ فرضیه اولیه این است که ویژگی ها مذهب حنفیه (مذهب غالب ترکیه) با تاکید بر اصل استحسان و مسالحه و مدارا با نوسازی باعث پذیرش راحت آن از طرف جامعه ترکیه بوده است . نهاد مذهب به عنوان متغیر مستقل و توسعه متغییر وابسته در این تحقیق بر اساس تغییرات اجتماعی گی روشه مورد واکاوی قرار گرفته اند. و این تحقیق براساس روش توصیفی - تحلیلی و بهره گیری از منابع و اسناد کتابخانه ای تنظیم شده است . و در چهار بخش ، چهارچوب نظری ، نوسازی و اصلاحات از امپراتوری عثمانی تا جمهوری آتاتورک ، ویژگی های نهاد مذهب (طریقت ها ومذاهب) در ترکیه در مواجهه با نوسازی ، نتیجه گیری سازماندهی شده است .

    کلید واژگان: توسعه, سنت, تغییرات اجتماعی, مذهب حنفیه, اسلام اجتماعی.
    Maryam Malmir*, Hamidreza Saeedynezhad, Siamak Bahrami, Iraj Ranjbar, Ali Moradi

    In this article, with a historical approach, we will discuss the influence of the institution of religion on changing the minds of Turkish society and accepting development. The main issue is what are the characteristics of the institution of religion in contrast to reforms and modernization, which as an institution that has an impact on the heart of Turkish society, has facilitated the acceptance of modernization and the passing of tradition to some extent by the society, the main question of the present research is that How has the institution of religion prepared the Turkish society to accept modernization and modernity? The answer to the initial hypothesis is that the characteristics of the Hanafi religion (dominant religion in Turkey) with emphasis on the principle of approval and peace and tolerance with modernization have caused its easy acceptance by the Turkish society.The institution of religion as an independent variable and development as a dependent variable have been analyzed in this research based on social changes. And this research is based on the descriptive-analytical method and the use of library sources and documents. And in four parts, the theoretical framework, modernization and reforms from the Ottoman Empire to the Republic of Atatürk, the characteristics of the institution of religion (methods and religions) in Turkey in the face of modernization, the conclusion is organized.

    Keywords: Development, Tradition, Social Changes, Hanafi Religion, Social Islam
  • علی رست، علی مرادی*
    زمینه و هدف

    گردشگری با رعایت اصول و مبانی مورد انتظار آن یکی از شاخص های توسعه اجتماعی و اقتصادی است. هدف این پژوهش، مطالعه جامعه شناختی و اولویت بندی شاخص های امنیت اجتماعی در مناطق گردشگری شهر کرمانشاه است.
    روش شناسی: این مطالعه با رویکرد کمی، روش توصیفی پیمایشی، ابزار پرسش نامه انجام و جامعه آماری 7681 گردشگر در سال 1401 شهر کرمانشاه که 360 نفر آنها با روش تصادفی در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از همبستگی، تحلیل واریانس و رگرسیون و برای پردازش داده ها، از نرم افزار SPSS استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج نشان می دهد رضایت از حضور پلیس (80/45)، امنیت جانی و مالی (52/31)، رضایت از برخورد ساکنان محلی (85/25)، امکانات رفاهی و بهداشتی (19/17) و امنیت ارتباطی (54/15) به ترتیب پراهمیت ترین شاخص های امنیت در مناطق گردشگری کرمانشاه از نظر پاسخگویان هستند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد طبقه اجتماعی گردشگران (47/8 =T)؛ میزان درآمد (325/7 =T)؛ وضعیت تاهل (823/3 =T)؛ وضعیت شغلی (321/3 =T)؛ قومیت (740/2 =T) و جنسیت (085/2 =T) مقدار 545/0 امنیت اجتماعی گردشگران را تبیین می کنند.

    نتیجه گیری

    امنیت گردشگران به مولفه هایی مانند رضایت از برخورد ساکنان محلی، امنیت جانی و مالی، ارتباطی، میزان رضایت از حضور پلیس، امکانات رفاهی منطقه و امنیت بهداشتی مربوط می شود و برنامه ریزی برای این مولفه ها با همکاری بین بخشی امکان پذیر است. لازم است شرایط مناسبی در کشور فراهم کنیم تا جایگاه خود را در جهان متناسب با ظرفیت هایی که در صنعت گردشگری داریم، به دست آوریم.

    کلید واژگان: گردشگری, امنیت اجتماعی, نقش پلیس, کرمانشاه
    Ali Rost, Ali Moradi *
    Background and objectives

    Tourism is one of the indicators of social and economic development in accordance with its expected principles and foundations. The purpose of this research is sociological study and prioritization of social security indicators in the tourist areas of Kermanshah city.

    Methodology

    This study was conducted with a quantitative approach, a descriptive-survey method, and a statistical population of 7,681 tourists in Kermanshah city in 1401, of whom 360 were randomly selected. Correlation, analysis of variance, and regression were used for data analysis and SPSS software was used for data processing.

    Findings

    The results show that the satisfaction with police presence (45/80), life and financial security (31/52), satisfaction with the treatment of local residents (25/85), comfort and health facilities (17/19), and communication security (15/54) are, respectively, the most important security indicators in the tourist areas of Kermanshah according to the respondents. The results of multiple regression show that the social class of tourists (T = 8.47), level of income (T = 7.325), marital status (T = 3/823), employment status (T = 3.321), ethnicity (T = 2.740) and gender (T = 2.085) explain the value of 0.545 of tourists' social security.

    Results

    The safety of tourists is related to components such as satisfaction with the treatment of local residents, life and financial security, communication, the level of satisfaction with the presence of the police, regional amenities and health security, and planning for these components is possible with inter-departmental cooperation. It is necessary to provide suitable conditions in the country in order to gain our place in the world according to the capacities we have in the tourism industry.

    Keywords: Tourism, Social Security, Role Of Police, Kermanshah
  • سیمین تاج شریفی فر، مریم مرادی*، علی مرادی
    مقدمه

    بلایا در سراسر جهان در حال افزایش است و زندگی انسان ها را متاثر از خود ساخته است. در بسیاری از این موقعیت ها، نابرابری های جنسیتی، تاثیرگذاری و کنترل زنان و دختران را در تصمیم گیری های حاکم بر زندگی شان محدود می کند. هدف از این مطالعه، بررسی و تحلیل فرصت ها و چالش های مرتبط با تاب آوری زنان حاشیه نشین در برابر انواع مختلف بلایا می باشد.

    روش کار

    در این مطالعه مروری، به منظور یافتن منابع و مطالعات مرتبط، مقالات، دستورالعمل ها، کتابچه های راهنمای مربوطه از ژانویه 2006 تا مارس 2021 استخراج شدند. جستجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر علمی مانند پایگاه های، PubMed, Sid, Google Scholar, Scopus, science direct, Medline, Ovid, Web of knowledge با ترکیبی از کلمات کلیدی زنان، تاب آوری، فاکتورهای اجتماعی، حاشیه نشینی، بلایا و اصطلاحات لاتین، women، Resilience ،Social Factors ،Marginalization ،Disastersجستجویی هدفمند به دو زبان فارسی و انگلیسی انجام شد.

    یافته ها

    از مجموع 76مطالعه به دست آمده، بر اساس معیارهای ورود و خروج و حذف مطالعات تکراری 23مقاله که مرتبط با هدف مطالعه بودند مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مطالعات مورد بررسی نشان داد که میزانی از آسیب پذیری اجتماعی هنگام رخداد بلایا به عنوان "آسیب پذیری مضاعف" برای زنان مطرح می شود. مطالعات نشان داد تلاش برای غلبه بر پیامدهای مخاطرات از طریق بسیج و ادغام شبکه های اجتماعی برای رسیدگی به اختلافات جنسیتی ناشی از بلایا،ضروری است. روش (GHROW) یا جعبه تاب آوری جهانی مخاطرات از طریق فرصت برای زنان، جهت توانمندسازی زنان حاشیه نشین برای عمل و بهبود پیامدها برای خود، خانواده و اجتماعاتشان طراحی شده است.

    نتیجه گیری

    توانمندسازی زنان برای ارتقای کاهش خطر بلایا و نیز تاب آوری در برابر بلایا برای همه جوامع به ویژه برای جوامع حاشیه نشین بسیار مهم بوده و مشارکت جوامع برای ایجاد تاب آوری در برابر بلایا ضروری است.

    کلید واژگان: زنان, حاشیه نشینی, بلایا, تاب آوری, فاکتورهای اجتماعی
    Simintaj Sharififar, Maryam Moradi*, Ali Moradi
    Introduction

    Disasters are increasing all over the world and have affected people's lives. In many of these situations, gender inequalities limit the influence and control of women and girls in the decisions governing their lives. The purpose of this study is to investigate and analyze the opportunities and challenges related to the resilience of marginalized women against different types of disasters.

    Methods

    In this review, in order to find related sources and studies, relevant articles, guidelines, manuals were extracted from January 2006 to March 2021. Searching in reliable scientific databases such as PubMed, Sid, Google Scholar, Scopus, science direct, Medline, Ovid, Web of knowledge with a combination of keywords women, resilience, social factors, marginalization, disasters and Latin terms, women, Resilience, Social Factors, Marginalization, Disasters, a targeted search was conducted in Persian and English languages.

    Results

    From the total of 76 collected studies, based on the inclusion and exclusion criteria, 23 articles that were related to the purpose of the study were examined. The results of the reviewed studies showed that a degree of social vulnerability during disasters is presented as a "double vulnerability" for women. Studies have shown that efforts to overcome the consequences of hazards through the mobilization and integration of social networks are necessary to address gender differences due to disasters. The GHROW method or Global Risk Resilience Box through Opportunity for Women is designed to empower marginalized women to act and improve outcomes for themselves, their families, and their communities.

    Conclusions

    Empowering women to promote disaster risk reduction and disaster resilience is very important for all societies, especially for marginalized societies. The participation of communities solves this problem and is a collective effect, and it is necessary to create resilience against disasters.

    Keywords: Women, Marginalization, Disasters, Resilience, Social Factors
  • مهناز بزمی*، علی مرادی، سید کمال حسینی
    مطالعه اوقات فراغت و نحوه گذران آن یکی از مقولات فرهنگی - اجتماعی مهم در جامعه معاصر است و توجه به مقوله فراغت در سیاستگذاری های فرهنگی عامل بسیار موثری در فرایند جامعه پذیری است. هدف اصلی این پژوهش شناخت وضعیت گذران اوقات فراغت دانشجو معلمان به منظور دستیابی به فهم جامعه شناختی گذران اوقات فراغت است. پژوهش با روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه و شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص متناسب به منظور تعیین حجم نمونه از جامعه آماری (کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان پردیس های مشهد) صورت گرفت. برای روایی صوری بر مبنای چارچوب نظری و مراجعه به نظر متخصصان، گویه های مورد استفاده برای سنجش متغیرها مورد اجماع قرار گرفتند. برای محاسبه پایایی ابزار پژوهش از آلفای کرونباخ استفاده گردید که برای متغیر اوقات فراغت برابر 79/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS در دو بعد توصیفی و استنباطی استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد میانگین گذران اوقات فراغت در کل برای دانشجو معلمان برابر 43/107 است؛ که این میانگین در مقایسه با میانگین مورد انتظار (114) پایین تر است و نشان می دهد که وضعیت گذران اوقات فراغت دانشجو معلمان از حد متعادل و مورد انتظار جامعه پایین تر است. نتایج نشان می دهد که رشته تحصیلی، تحصیلات همسر، وضعیت تاهل و محل سکونت، تاثیری بر فعالیت های فراغتی نداشت. اما جنسیت، تحصیلات پدر و مادر، درآمد و سرگرمی تاثیر معنادار داشت. در نهایت سبک زندگی دانشجو معلمان غیرفعال است.
    کلید واژگان: اوقات فراغت, سبک زندگی, ذائقه فرهنگی, فراغت فعال, فراغت غیر فعال
    MAHNAZ BAZMI *, Ali Moradi, Seyed Kamal Hosseini
    The main goal of this research is to know the status of student teachers' leisure time in order to achieve a sociological understanding of leisure time. In addition, knowing the lifestyle of student teachers (active, inactive) through the analysis of leisure time indicators (as the main variable of lifestyle identification based on Bourdieu's theoretical perspective) is the aim of this research. Leisure activities were divided into six categories: sports, religious, cultural, entertainment, family, and staying and resting at home and divided into active and inactive parts.The research was conducted with a survey method using a questionnaire and stratified random sampling method with proportional allocation in order to determine the sample size from the statistical population (all students and teachers of Farhangian University of Mashhad campuses). Validity based on the theoretical framework and referring to the opinion of experts (face validity) and reliability of Cronbach's alpha coefficient and data analysis from statistical tests of percentage, mean, comparison of means (analysis of variance), Anova, T test using software spss done. The research showed that the lifestyle of student teachers is inactive according to the results of the research.
    Keywords: Leisure Time, Lifestyle, Cultural Taste, :, Active Leisure, :, Inactive Leisure
  • رمضان سعیدیان، علی مرادی*

    در تمام جوامع بشری، خانواده به منزله اصلی ترین نهاد اجتماعی، زیربنای جوامع و خاستگاه فرهنگ ها، تمدن ها و تاریخ بوده است این پژوهش باهدف عوامل موثر بر کاهش شب نشینی خانوادگی در زندگی امروزه شهری در بین خانواده های شهر اسلام آباد غرب انجام پذیرفته است. این پژوهش با رویکرد کمی و روش توصیفی از نوع پیمایشی انجام گرفت. داده های موردنیاز از راه پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل افراد 20 تا 60 سال ساکن شهر اسلام آباد غرب با 90559 نفر که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 312 نفر مشخص و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و ساده موردمطالعه قرار گرفتند. برای روایی ابزار پژوهش از روایی صوری و برای برآورد پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده گردید که بیشتر متغیرها سطح آلفای بالای 75‏/0 را داشتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS استفاده شده است. نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان می دهد متغیرهایی مانند فناوری اطلاعات و دنیای مجازی (336‏/0 = Beta)، فرزند محوری (240‏/0 = Beta) و افزایش تورم و کاهش قدرت خرید (161‏/0 = Beta) ازجمله عواملی هستند که در کاهش دورهمی خانوادگی و شب نشینی های سنتی تاثیرگذار بودند و آن ها را تقلیل دادند. نتایج نشان داد که کاهش روابط خویشاوندی در بین شهروندان اسلام آباد غرب تحت تاثیر سه مولفه فناوری اطلاعات و فرزند محوری و افزایش تورم و کاهش قدرت خرید است.

    کلید واژگان: خانواده, روابط خویشاوندی, فرزند محوری, فناوری, شب نشینی
    Ramazan Saeidian, Ali Moradi *

    This study was conducted to the Factors affecting the reduction of family overnight stays in today's urban life: the case study of the city of Islam Abade Gharb. This research was conducted with a quantitative approach and a descriptive survey method. The required data were collected through a researcher-made questionnaire. The statistical population of this study includes people aged 20 to 60 years living in the city of Islamabad Gharb with 90,559 people who were identified using the Cochran's formula, 312 people and their simple and cluster randomization method was studied. Formal validity was used for the validity of the research instrument and Cronbach's alpha was used to estimate its reliability. Most of the variables had an alpha level above 0.75. SPSS statistical software was used to analyze the data. The results of multivariate regression show that the beta coefficient for the IT and virtual world variables (Beta = 0.336), is the pivotal child (Beta = 0.240) and increases inflation and decreases purchasing power (Beta = 0.161). The results showed that the decrease in kinship relations among the citizens of Islamabad West is influenced by the three components of information technology and child-centeredness and the increase in inflation and the decrease in purchasing power.

    Keywords: Family, Kinship, Child-Centeredness, Technology, Night Stay
  • علی مرادی*، حبیب الله بابایی، سید ضیاالدین میر محمدی

    آنچه امروزه درباره «نظم جهانی» گفته می شود بیش از آنی که معطوف به نظم جامع تمدنی و نظم فرهنگی امروز دنیا باشد، معطوف به نظم سیاسی و نظم در روابط بین ملت ها و بلکه دولت هاست. آنچه مارشال هاجسن در کتاب «اعجاز اسلام» در پی آن رفته است، اثبات نظم تمدنی مسلمانان بر اساس اصول انسانی-دینی و با رویکردی اخلاقی و معنوی است. اهمیت ایده هاجسن در این است که او به دنبال اثبات نقش موثر دین به عنوان امری معنوی برای پیوند میان عناصر تمدنی است. سوالی که هاجسن به دنبال پاسخ به آن است این است که چگونه دین و اخلاق می تواند به عنوان عاملی برای ثبات نظم تمدنی باشد. از منظر مارشال هاجسن، نظم تمدنی تمدن اسلامی از دین به عنوان امری الهی و اخلاقی شروع شده و تا زمان معاصر بر اساس معیارهای انسانی و اخلاقی امتداد پیدا کرده است. هاجسن روش شناسی انسان گرایانه را مورد توجه قرار می دهد که اصول تمدن باید بر اساس آگاهی تاریخی انسان که اخلاق و دین از مهمترین ارکان آن است تاسیس شود و هدف از نظم اخلاقی تمدن رسیدن به صلح جهانی است. در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است.

    کلید واژگان: نظم دینی, نظم اخلاقی, نظم تمدنی, مارشال هاجسن
    Ali Moradi *, Habiballah Babaei, Seyyed Ziauddin Mir Mohammadi

    What is said about the "world order" today is more about the political order and the order in the relations between the nations and the governments than the comprehensive order of civilization and the cultural order of the world. What Marshall Hodgson has sought in the book "Miracle of Islam" is to prove the order of Muslim civilization based on human-religious principles and with a moral and spiritual approach. The importance of Hodgson's idea is that he seeks to prove the effective role of religion as a spiritual matter for the connection between civilizational elements. The question that Hodgson seeks to answer is how religion and ethics can be a factor in the stability of the civilizational order. From Marshall Hodgson's point of view, the civilizational order of Islamic civilization started from religion as a divine and moral thing and has been extended until modern times based on human and moral standards. Hodgson pays attention to the humanistic methodology that the principles of civilization must be established based on the historical awareness of man, in which ethics and religion are the most important elements, and the goal of the moral order of civilization is to achieve world peace.

    Keywords: Religion, CIVILIZATION, Hodgson, Ethics, Discipline
  • سمیه آزرمی، سیمین تاج شریفی فر، یزدان احمدی، علی مرادی، فائضه بنی یعقوبی، سعید نظری، مریم شعبانی*
    زمینه و هدف
    واکسن باسیلوس کالمت-گرین (ب ث ژ)، ایمنی غیر اختصاصی در برابر سایر عفونت های دستگاه تنفسی همچون ویروس کرونا ایجاد می کند. با توجه به کمبود شواهد کافی در این زمینه مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین واکسن ب ث ژ با فراوانی و شدت بیماری کرونا در ایران انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع توصیفی-مقطعی بود .شرکت کنندگان در این مطالعه، کلیه بیماران بستری مشکوک به بیماری کرونا (کووید-19) در بیمارستان های نظامی منتخب تهران بودند. نمونه گیری در دسترس با توجه به معیارهای ورود به مطالعه انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل فرم اطلاعات دموگرافیک-بالینی بود. همچنین، برای تایید واکسیناسیون ب ث ژ؛ اسکار واکسیناسیون روی بازو و کارت واکسیناسیون چک شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS(v.22.0) تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    در این مطالعه 400 بیمار پرسشنامه را تکمیل کردند. اکثر بیماران مرد بودند. میانگین سنی شرکت کنندگان 6/98±52/35 سال و اکثر آن ها به کووید-19 همراه با سایر بیماری ها دچار بودند. نتایج رابطه معنی داری بین سابقه واکسیناسیون ب ث ژ و عفونت کووید-19 نشان نداد، اما ارتباط معنی داری بین واکسیناسیون ب ث ژ و شدت بیماری مشاهده شد (0/015=P). همچنین نتایج رابطه معنی داری بین سن و شدت کووید-19 (0/034=P) و بین شدت کووید-19 با سابقه بیماری های زمینه ای نشان داد (0/031=P).
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه واکسن ب ث ژ  یکی از رایج ترین راهبردهای مورد استفاده در سراسر جهان است، استفاده از آن ممکن است برای پیشگیری از انواع شدید عفونت های دستگاه تنفسی مفید باشد. بهتر است مطالعات آینده بروی انواع مختلف جمعیت های انسانی دیگر همچون کودکان و زنان باردار انجام شود.
    کلید واژگان: کووید-19, عفونت ویروسی, واکسن, ب ث ژ, باسیلوس کالمت-گرین
    Somayeh Azarmi, Simintaj Sharififar, Yazdan Ahmadi, Ali Moradi, Faeze Baniyaghoobi, Saeed Nazari, Maryam Shabany *
    Background and Aim
    Bacillus Calmette-Guérin (BCG) vaccine endows non-specific immunity against other respiratory tract infections (RTIs) such as Coronavirus. According to the lack of sufficient evidence in this field, the present study was to determine the correlation between BCG vaccination with frequency and the severity of the pandemic in Iran.
    Methods
    This was a cross-sectional study. The study participants were comprised of all hospitalized patients with suspected coronavirus disease (COVID-19) in selected military hospitals in Tehran. Convenience sampling was also operated with regard to the inclusion criterion in the study. The data collection tool was a demographic-clinical information form. Also, checking the vaccination scar on the upper arm, interviewing, and asking patients or their companions to self-report the history of vaccination were the techniques to confirm BCG vaccination in the patients. The data were analyzed using the IBM SPSS Statistics (v.22.0) software package.
    Results
    In this study, 400 patients completed the questionnaires. The results of this study showed that most of the patients were male. The mean age of the participants was 52.35±6.98 years. The majority of the participants were infected with COVID-19 and other underlying diseases. The test results showed no significant relationship between the history of BCG vaccination and COVID-19 infection, but a significant correlation was detected between BCG vaccination and the disease severity (P=0.015). The test results also showed a significant relationship between age and COVID-19 severity (P=0.034). A significant relationship was further spotted between the COVID-19 severity and the history of underlying diseases (P=0.031).
    Conclusion
    Considering that BCG vaccine is one of the most common strategies applied across the world; it was suggested to use it to prevent severe types of respiratory tract infections. Future studies should be conducted on different types of human populations such as children and pregnant women.
    Keywords: Covid-19, Virus Infection, BCG Vaccine, Bacillus Calmette- Guerin Vaccine
  • صابر دوغایی مقدم، سپیده حجازی، علی مرادی، آناهیتا برقی، سحر روان شاد*

    سندرم نورولپتیک بدخیم (NMS) یک وضعیت اورژانسی ما بین بیماریهای عصبی می باشد که ممکن است در نتیجه تجویز داروهای انتی سایکوتیک ایجاد شود، اما تنها داروهای انتی سایکوتیک نیستند که می توانند عامل بروز این سندرم باشند. این سندروم با تب ، سفتی عضلانی و کاهش سطح هوشیاری اغلب تظاهر پیدا می کند. افزایش انزیمهای عضلانی و لوکوسیتوز جزو دیگر تظاهرات این بیماری می باشد.در این گزارش بیماری معرفی می شود که در نتیجه مصرف دارویی که جزو عوارض نادر ان این سندروم می باشد، متاسفانه مبتلا به NMS شده است. این بیمار به دنبال مصرف کلومیپرامین با تغییر وضعیت ذهنی و تب شدید ، سفتی عضلانی، کاهش پاسخ دهی و بی اختیاری ادرار مراجعه کرد. تشخیص قطعی NMS انجام شد و درمان با بروموکریپتین و لورازپام آغاز شد. در عرض چند روز، بیمار به طور قابل توجهی بهبود یافت و سطح CPK پس از 5 روز به حالت عادی بازگشت.

    کلید واژگان: سندروم نورولپتیک بدخیم, انتی سایکوتیک, کراتینین کیناز, کلومیپرامین
    Saber Dooqaei Moghadam, Sepide Hejazi, ALI Moradi, Anahita Barqi, Sahar Ravanshad *

    Neuroleptic malignant syndrome (NMS) is a neurologic emergency condition that may arise as a result of the administration of potent psychotropic agents but it is not only antipsychotics alone that should be blamed for being behind the occurrence of this syndrome . This syndrome is characterized by fever and rigidity. Further symptoms include impaired consciousness, autonomic dysfunction, increased creatine kinase (CK), and leukocytosis. We report a case of a middle age woman with a past medical history of depression presented to the emergency room with alteration of mental status , neuromuscular hyper excitability, pyrexia, muscle rigidity and urinary incontinence following ingestion of clomipramine, a drug not noted for dopamine blockade. A firm diagnosis of NMS was made . After discontinue medication, therapy with Bromocriptine and Lorazepam was started. Within a few days, the patient improved significantly and CPK level returned to normal after 5 days.It is necessary to mention that the use of drugs other than antipsychotic agents can lead to NMS. Likely, the number of agents that can precipitate this syndrom will most probably increase by years.

    Keywords: Neuroleptic Malignant Syndrome, Antipsychotics, Creatine Kinase, Clomipramine
  • سمیه ملکی نژاد، علی مرادی*
    پژوهش حاضر به دنبال بررسی تاثیر شهادت سردار سلیمانی در ایجاد وحدت و آگاهی و مشارکت سیاسی شهروندان با تمرکز بر شهر کرمانشاه است. روش پژوهش کمی و تکنیک مورداستفاده پیمایش، ابزار مورداستفاده برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری شهروندان 20 سال به بالای شهر کرمانشاه در سال 1398 برابر با 1952434 هزار نفر و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر 384 نفر است. تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری توصیفی و استنباطی انجام گرفت. ضرایب رگرسیون نشان می دهد؛ آگاهی سیاسی (492/0=B)، وحدت سیاسی (354/0=B) به ترتیب از وزن B بالاتری برخوردارند. طبق یافته های رگرسیون چندگانه از بین همه متغیرهای تحقیق، متغیر آگاهی سیاسی با 564/0=B بیش ترین تاثیر را از شهادت سردار سلیمانی پذیرفته است. می توان نتیجه گرفت که جامعه ایرانی بخصوص جامعه موردمطالعه (شهروندان کرمانشاه) برمدار صلح و آشتی شکل گرفته است. شهادت حاج قاسم سلیمانی می تواند به عنوان یک پیونددهنده اجتماع و حاکمیت عمل کند.
    کلید واژگان: آگاهی سیاسی, رضایتمندی سیاسی, شهادت سردار سلیمانی, وحدت سیاسی, مشارکت سیاسی
    Somayeh Malekinejad, Ali Moradi *
    The purpose of this article is to investigate the role of Sardar Soleimani's martyrdom on the unity and political awareness and participation of the people of Kermanshah. Quantitative research method and survey technique are the tools used in the questionnaire. The statistical population of citizens 20 years and older in Kermanshah in 1398 is equal to 1952434 thousand people and the sample size using Cochran's formula is equal to 384 people. Show regression coefficients; Political awareness (B = 0.492) and political unity (B = 0.354) have a higher weight of B, respectively. According to the findings of multiple regression, among all research variables, the political awareness variable with B = 0.564 has the most impact from the testimony of Sardar Soleimani. It can be concluded that the Iranian society, especially the studied society (citizens of Kermanshah) has been formed on the path of peace and reconciliation. The martyrdom of Haj Qasem Soleimani can act as a link between society and the government.
    Keywords: Political Awareness, Political Unity, Political Participation, Political Satisfaction, Martyrdom Of Sardar Soleimani
  • علیرضا رفعتی نوایی*، فرخنده جمشیدی، علی مرادی
    مقدمه

    با توجه به اینکه داشتن اخلاق حرفه ای در حیطه بالین یک اصل مهم برای برقراری ارتباط بین تیم بالین و بیماران می باشد این مطالعه با هدف بررسی میزان پایبندی کارآموزان پزشکی دانشگاه جندی شاپور اهواز به اصول اخلاق حرفه ای بالینی انجام شد.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی مقطعی بر روی 121 نفر ازکاراموزان پرشکی دانشگاه جندی شاپور در سال 1401 انجام شد.نحوه نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام گرفت. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد اخلاق حرفه ای قاسم زاده استفاده شد که دارای 16 سوال در 8 بعد می باشد. P Value در این مطالعه کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.

    نتایج

    در جامعه آماری مورد مطالعه (2/56) 68 نفر آنها مرد بودند، 108 (3/89) نفر مجرد و (7/10) 13 نفر متاهل بودند. میانگین سنی 20/24 بود ،در کسانی که درس اخلاق پزشکی را قبول شدند میانگین نمره کل و همچنین در دو بعد عدالت و مسولیت پذیری بیشتر از افرادی بود که این درس را نگذرانده بودند (010/0 =P).کارآموزان در بعد مسولیت پذیری (8/6) کمترین نمره و در بعد صادق بودن (9/7) بیشترین نمره را کسب کردند.

    نتیجه گیری

    آزمون های آماری نشان داد که میزان رعایت تمامی مولفه های اخلاق حرفه ای در این پژوهش در کارآموزان پزشکی در حد قوی می باشد، همچنین درس اخلاق پزشکی باعث افزایش سطح اخلاق حرفه ای می شود در نتیحه می توان با ارتقا آموزش اخلاق حرفه ای باعث افزایش سطح دانش و رعایت این مهم توسط دانشجویان شد.

    کلید واژگان: اخلاق حرفه ای, کارآموز پزشکی, پزشکی
    Alireza Rafati Navaei *, Farkhondeh Jamshidi, Ali Moradi
    Introduction

    Considering that having professional ethics in the clinical area is an important principle for establishing communication between the clinical team and patients, this study was conducted with the aim of investigating the adherence of medical interns of Jundishapur University of Ahvaz to the principles of clinical professional ethics.

    Methods

    This cross-sectional descriptive study was conducted on 121 paragliding students of Jundishapur University in 2022. And the sampling method was done in a simple random way. In order to collect information, the Qasimzadeh standard professional ethics questionnaire was used, which has 16 questions in 8 dimensions. In this study, P value less than 0.05 was considered significant.

    Results

    In the studied statistical population (56/2), 68 of them were men, 108 (89/3) were single, and 13 (10/7) were married. The average age was 24.20, in those who accepted the medical ethics course, the average total score and also in the two dimensions of justice and responsibility were higher than those who did not take this course (P=0.010). Agreeableness (6.8) got the lowest score and honesty dimension (7.9) got the highest score.

    Conclusion

    The statistical tests showed that the level of compliance with all the components of professional ethics in this research among medical trainees is strong, also the medical ethics course increases the level of professional ethics. As a result, by promoting professional ethics education, it is possible to increase the level of knowledge and compliance with this importance by students.

    Keywords: Professional Ethics, medical intern, Medicine
  • محسن صفاریان *، علی مرادی

    این مطالعه به بررسی رابطه بین میزان آگاهی مردم از حقوق شهروندی و تمایل آن ها به مشارکت اجتماعی با تاکید بر شهروندان بالای 21 سال شهر کرمانشاه می پردازد. روش مورد استفاده در این پژوهش از لحاظ رویکرد کمی است و از نظر هدف کاربردی است. به لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه شهروندان بالای 21 سال شهر کرمانشاه هستند که با توجه به گستردگی جامعه آماری؛ تعداد 400 نفر با استفاده از نرم افزار SPSS Sample Power انتخاب شدند و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات از پاسخگویان، پرسشنامه محقق ساخته بود که برای روایی آن از روایی صوری و روایی سازه و برای پایایی آن از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج همبستگی نشان می دهد بین تمایل به مشارکت اجتماعی و میزان آگاهی مردم از حقوق شهروندی در بعد حقوق مدنی، همبستگی معنی دار مستقیم اما ضعیف (202/0=r) ، بعد حقوق سیاسی، همبستگی معنی دار مستقیم اما ضعیف (162/0=r)، بعد حقوق اقتصادی اجتماعی (04/0=r) عدم همبستگی و بعد حقوق فرهنگی گروهی برابر (50/0=r) همبستگی معنی دار متوسط و مستقیم وجود دارد. در نهایت همبستگی بین میزان آگاهی از حقوق شهروندی و میزان مشارکت اجتماعی برابر (31/0=r) بوده است که این همبستگی معنی دار مستقیم اما ضعیف است. می توان نتیجه گرفت که مقدار مذکور با صفر دارای تفاوت معنادار بوده و نتایج به دست آمده از نمونه؛ به دلیل این که روش نمونه گیری احتمالی می باشد، قابلیت تعمیم به جامعه آماری را دارد. نتایج حاصل از معادله رگرسیونی نشان می دهد متغیر آگاهی مردم از حقوق شهروندی میزان 31/0 از تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کند.

    کلید واژگان: مشارکت اجتماعی, آگاهی مردم از حقوق شهروندی, سنت های مدنی, الگوهای فرهنگی
    Mohsen Safarian *, Ali Moradi

    This study examines the relationship between people's awareness of citizenship rights and their desire for social participation, with an emphasis on citizens over 21 years of age in Kermanshah. The method used in this research is quantitative approach and in terms of practical purpose, it is a description of the survey type. The studied population is the citizens over 21 years of age of Kermanshah city, which according to the extent of the statistical population; 400 people were selected using SPSS Sample Power software and studied by cluster random sampling method. The tool for collecting information from the respondents is a researcher-made questionnaire, which is obtained using construct validity. The reliability is obtained using Cronbach's alpha technique. The data has been later analyzed using SPSS statistical software. The results show that the social participation rate of the respondents is 149.77 and the citizenship rights average is 80.53, which is compared to the expected citizenship rights average of 99. The correlation results show that there is a significant relationship between the level of awareness of citizenship rights in the dimension of civil rights, political rights, socio-economic dimension and group cultural rights with the desire for social participation. The results of the regression equation also show that the citizenship rights variable explains 0.31 of the changes in the dependent variable.

    Keywords: Citizenship Rights, Civil Traditions, Cultural Patterns, Social Participation
نمایش عناوین بیشتر...
سامانه نویسندگان
  • دکتر علی مرادی
    دکتر علی مرادی
    دانشیار جامعه شناسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
  • دکتر علی مرادی
    دکتر علی مرادی
    استادیار
  • علی مرادی
    علی مرادی
    (1397) کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه بوعلی سینا
  • علی مرادی
    علی مرادی
    دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
  • دکتر ظهیر علی مرادی
    دکتر ظهیر علی مرادی

  • علی مرادی
    علی مرادی
    دانش آموخته دکتری دانشکده پرستاری، دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله، تهران، ایران
  • دکتر علی مرادی
    دکتر علی مرادی
    دانش آموخته دکتری گروه مدیریت آموزشی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
  • دکتر زینب علی مرادی
    دکتر زینب علی مرادی
    دانشیار مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی قزوین، قزوین، ایران
  • دکتر علی مرادی
    دکتر علی مرادی
    دانشیار ژئوفیزیک، زلزله شناسی، موسسه ژئوفیزیک، دانشگاه تهران، تهران، ایران
  • علی مرادی
    علی مرادی
    دانشجوی کارشناسی کمیته تحقیقات پرستاری گلستان، دانشگاه علوم پزشکی گلستان، گرگان، ایران
  • دکتر علی مرادی
    دکتر علی مرادی

اطلاعات نویسنده(گان) توسط ایشان ثبت و تکمیل شده‌است. برای مشاهده مشخصات و فهرست همه مطالب، صفحه رزومه ایشان را ببینید.
بدانید!
  • در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو می‌شود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشته‌های مختلف باشد.
  • همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته می‌توانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال