فائزه سعیدی
-
زمینه و هدف
انگیزش عامل کلی مولد رفتار به حساب می آید، درحالی که انگیزش تحصیلی تصور دانش آموز درباره خود و استعدادها و توانایی های فردی و کارآمدی خود است و در تعیین هدف و میزان موفقیت و شکست آن ها موثر است. هدف پژوهش حاضر مدل رابطه علی بین خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی تعامل معلم با شاگرد در دانش آموزان دختر شهر اهواز در سال 1402 بود.
روش پژوهش:
روش پژوهش حاضر با توجه به هدف آن، بنیادی، توصیفی و از نوع هم بستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان دختر ششم ابتدایی ناحیه 2 شهر اهواز به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول کرجسی و مورگان و نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه انگیزش تحصیلی هارتر (1980) (HEMS)، پرسش نامه خودکارآمدی عمومی شرر (1972) (GSE) و پرسش نامه تعامل معلم توسط لارداسمی و کنی (2001) بودند. داده ها با SPSS نسخه 26 و AMOS تحلیل شدند.
یافته هانتایج نشان داد ضرایب استاندارد مسیر بین خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی بین تعامل مثبت معلم شاگرد و انگیزش تحصیلی بین تعامل منفی معلم شاگرد و انگیزش تحصیلی معنی دار است. همچنین متغیر خودکارآمدی به واسطه تعامل مثبت معلم شاگرد با متغیر انگیزش تحصیلی رابطه غیرمستقیم معنی داری دارد و متغیر خودکارآمدی به واسطه تعامل منفی معلم شاگرد با متغیر انگیزش تحصیلی رابطه غیرمستقیم معنی داری دارد. با مقادیر قابل قبول شاخص های برازندگی، مشخص شد که مدل پیشنهادشده برازش قابل قبول و مناسبی با داده ها دارد. درنتیجه انگیزش تحصیلی براساس خودکارآمدی با میانجیگری تعامل معلم با شاگرد در دانش آموزان دختر شهر اهواز قابل پیش بینی است.
نتیجه گیرییافته های کلی این پژوهش نشان داد که درواقع بین خودکارآمدی و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی تعامل معلم با شاگرد رابطه معناداری وجود دارد. این امر از نیاز به تحقیقات بیشتر برای پر کردن شکاف بین انگیزش دانش آموزان و شناسایی متغیرهای تاثیرگذار بر انگیزش تحصیلی آن ها پشتیبانی می کند.
کلید واژگان: انگیزش تحصیلی, خودکارآمدی, تعامل معلم با شاگردBackground and AimMotivation is considered a general factor that generates behavior, while academic motivation is a student's perception of himself, his talents and abilities, and his efficiency. It is also effective in determining their goals and the extent of their success and failure. The present study aimed to model the causal relationship between self-efficacy and academic motivation with the mediating role of teacher-student interaction in female first-year high school students in Ahvaz city in Iran during 2023.
MethodsThe present research method followed a fundamental, descriptive, correlational, and structural equation model in terms of its purpose. The research population was all 500 female sixth-grade elementary school students in District 2 of Ahvaz; among them, 220 were selected as samples according to the Krejcie & Morgan table and multi-stage randomization sampling. The research tools were the questionnaires related to Harter's Educational Motivation Scale (HEMS, 1980), Sherer General Self-Efficacy Scale (GSE, 1972), as well as the Teacher Interaction Questionnaire designed and validated by Lardasmi and Kenny (2001). In addition, the data were analyzed using SPSS (version 26) and AMOS.
ResultsThe results indicated that the standard coefficients of the path between self-efficacy and academic motivation, between positive teacher-student interaction and academic motivation, and between negative teacher-student interaction and academic motivation are significant. Moreover, the self-efficacy variable has a significant indirect relationship with the academic motivation variable through positive teacher-student interaction, and the self-efficacy variable has a significant indirect relationship with the academic motivation variable through negative teacher-student interaction. With acceptable values of the fit indices, it was determined that the proposed model has an acceptable and appropriate fit with the data. As a result, academic motivation can be predicted based on self-efficacy through the mediation of teacher-student interaction in first-year female high school students in Ahvaz.
ConclusionOverall, it was indicated that there is indeed a significant relationship between self-efficacy and academic motivation with the mediating role of teacher-student interaction, which supports the need for further research to bridge the gap between student motivation and identifying variables that influence their academic motivation.
Keywords: Academic Motivation, Self-Efficacy, Teacher-Student Interaction -
زمینه و هدف
هر مکانی روح و ویژگی های خاص خود را دارد که بر مبنای آن خصلت ویژه خود را بروز می دهد. انسان نیازمند آن است تا حس مکان را درک کند . در نتیجه حس مکان نوعی تعامل صمیمی و هم ذات پنداری با مکانی است که انسان در آن سکونت دارد. با توجه به اینکه میدان ولیعصر از میادین قدیمی و پرتردد تهران بوده و دارای اهمیت زیادی است. از این رو در پژوهش حاضر به بررسی باز طراحی پیاده رو این میدان در جهت ارتقا حس مکان با حدفاصل میدان ولیعصر تا خیابان فاطمی پرداخته شده است.
روش تحقیق:
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر روش آمیخته ترکیب روش های تحلیل کمی و کیفی می باشد. این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای - اسنادی صورت گرفته است. جامعه آماری شهروندان منطقه 6 تهران و محدوده مورد مطالعه بوده که با فرمول کوکران و به طور تصادفی تعداد 384 نفر انتخاب شده اند. و تجزیه و تحلیل داده ها با spss و آزمون هایی همچون همبستگی، رگرسیون، جدول ضرایب و غیره انجام شده است.
یافته ها و نتیجه گیرینتایج تحقیق نشان میدهد که با طراحی پیاده رو در این محدوده، می توان موجبات ارتقای حس تعلق مکان را در میان شهروندان فراهم نمود. زیرا پیاده رو با توجه به ماهیت خود به عنوان یک فضای عمومی از کالبد و فعالیت محیط پیرامون خود تاثیر پذیرفته و متناسب با نیازهای هر مکان شکل می گیرد. طراحی پیاده رو در این منطقه فرایند پیچیده ای داشته که مبتنی بر شناسایی مشکلات و مسایل بالقوه و تحلیل جامع از شرایط کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و... در آن بوده است و براساس انتخاب زمان مناسب برای تبدیل مسیر به پیاده رو، مدیریت بهره برداری و نگهداری، هماهنگی با تمامی ارگان های متولی مسایل شهری، نداشتن نقش عمده در ساختار شبکه سواره اصلی شهر، دارا بودن ارزش های تاریخی، معماری و شهری بوده است.
کلید واژگان: بازطراحی, حس تعلق به مکان, پیاده رو, میدان فاطمی, هویت شهری, تهرانBackground and AimEvery place has its own soul and characteristics, based on which it expresses its special character. In fact, Human beings need to understand the sense of place in order to have an intimate interaction and identification with the place where a person lives. Due to the fact that Valiasr square is one of the oldest and crowded squares of Tehran, it has a great importance among urban public spaces of the city. Therefore, in this paper, the redesign of the sidewalk of this square has been investigated in order to improve the sense of place between Valiasr Square and Fatemi Street.
MethodsThe current research is practical in terms of its purpose and in terms of mixed methods, it is a combination of quantitative and qualitative analysis methods. This research has been done using the library-document method. The statistical population is the citizens of region 10 of Tehran and sample size is 384 people who were randomly attained using the Cochran formula. Data analysis has been done with SPSS and tests such as correlation, regression, table of coefficients, etc.
Findings and conclusionThe results of the research show that the design of the sidewalk in this area, as the results of the research have also shown, can provide the means to improve the sense of belonging to the place among its citizens, because the sidewalk, due to its nature as a space Public is influenced by the body and activity of its surrounding environment and is formed according to the needs of each place.
Keywords: redesign, sense of belonging to place, Sidewalk, Fatemi Square, Valiasr Street, Tehran -
اهدافبا توجه به پتانسیل وجود آلودگی های قارچی و نیز تماس نزدیک دندان پزشکان با حفره دهان بیماران خود، این سئوال مطرح است که آیا پرداختن به حرفه دندان پزشکی را می توان به عنوان یک عامل خطر برای آلودگی دهانی با کاندیدا آلبیکانس در نظر گرفت؟ هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین اشتغال در حرفه دندان پزشکی و کلونیزاسیون دهانی قارچ کاندیدا آلبیکانس بود.
ابزار وروش هاپژوهش توصیفی حاضر از نوع مورد- شاهدی در سال 1395 در بین 35 دندان پزشک شاغل در مطب از جامعه دندان پزشکان شاغل در شهر بیرجند (به عنوان گروه مورد) و 37 نفر از شاغلان غیربالینی در بخش های اداری دانشگاه علوم پزشکی بیرجند (به عنوان گروه شاهد) انجام شد که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. نمونه برداری شامل برداشت از ترشحات بزاقی و سطح پشتی زبان بود. افراد با نتایج کشت مثبت به عنوان حاملان دهانی کاندیدا آلبیکانس در نظر گرفته شدند. تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS 18 و از طریق آزمون های آماری مجذور کای و دقیق فیشر صورت گرفت.یافته هااگر چه تعداد موارد مثبت کشت کاندیدا آلبیکانس در نمونه های دهانی گروه دندان پزشکان (1/17%) بیشتر از دوبرابر کشت مثبت در گروه کنترل (1/8%) بود، اما تفاوت معنی داری بین این دو گروه مشاهده نشد (05/0p>).نتیجه گیریدندان پزشکان بیش از صاحبان مشاغل غیربالینی در معرض خطر آلودگی و کلونیزاسیون دهانی نیستند.کلید واژگان: دندان پزشکی, کاندیدا آلبیکانس, کلونیزاسیون دهانیAims: Considering the existence of fungal contamination and the close contact of dentists with the oral cavity of their patients, the question raised here is whether addressing the dental profession can be considered a risk factor for oral candidiasis with Candida albicans? This study aimed at investigating the relationship between dentistry and oral colonization of Candida albicans.Materials and MethodsThis case-control study was conducted among 72 individuals in Birjand, Iran in 2016; they were selected by random sampling method and divided into 2 groups: The case group consisted of 35 dentists working in Birjand and the control group consisted of 37 non-medical personnel of Birjand University of Medical sciences. The samples were obtained from rear surface of the tongue and salivary secretions. Individuals with positive culture results were considered Candida albicans oral carriers. The data were analyzed by SPSS 18 software, using Chi-square and Fisher exact tests.
Findings: Although the number of positive culture results in Candida albicans oral carriers (17.1%) was twice more than in control group (8.1%), there was no significant difference between two groups (p>0.05)ConclusionThe dentists are at risk of contamination and oral colonization of Candida albicans not more than what non-medical personnel are.Keywords: Dentistry, Candida albicans, Oral Colonization -
امروزه بهره برداری بیش از حد منابع از یک سو و آلودگی، ضایعات و پسماندهای تولیدی و مصرفی از سوی دیگر موانع اساسی را پیش روی توسعه کشورها قرار داده است. از جمله مخاطرات که اخیرا توجه جهانیان به آن معطوف شده، افزایش گازهای گلخانه ای، تخریب لایه اوزون، ذوب شدن یخ های قطبی، از دست دادن گونه ها و فرسایش زمین های کشاورزی است. مصرف از جمله علل کلیدی در تخلیه منابع طبیعی، انتشار گازهای گلخانه ای و تخریب محیط زیست است که باید در راستای توسعه پایدار مدیریت شود. در این مقاله با هدف بررسی اثر مصرف بر توسعه پایدار به پیروی از الگوی لامبرت (1985) و استوکی (1998)، از یک مدل کنترل بهینه که بر تعامل بین رفتار مصرف کننده و تخریب محیط زیست تمرکز دارد، استفاده شده است. به منظور حل عددی این مدل، تابع مطلوبیت با خاصیت ریسک گریزی نسبی ثابت در نظر گرفته شده و بر اساس اصل حداکثر پونتریاگین به بهینه سازی مدل و یافتن مقادیر بهینه مصرف و انتشار آلودگی در وضعیت پایدار پرداخته شده است. پارامترهای مدل با استفاده از روش کالیبراسیون مقدار دهی شده و در نهایت با طرح سناریو، نتایج حاصل از تغییر پارامترهای مدل ارزیابی شده است. پس از حل مدل، مسیر بهینه متغیرها و نحوه دستیابی به نقطه بهینه در حالت پایدار تعیین شده و نتایج در یک نمودار فازی تجزیه و تحلیل شده است. نتایج، حاکی از بالا بودن مصرف و انتشار وضعیت فعلی ایران نسبت به مقادیر بهینه است، به نحوی که ایران از وضعیت بهینه پایدار دور می شود. علت این نتایج، عدم پایداری الگوهای مصرف در ایران است.کلید واژگان: توسعه پایدار, مصرف پایدار, تخریب محیط زیست, بهینه یابی پویا, ایرانNowadays, excessive exploitation of resources, on the one hand, and pollution, wastes and waste production and consumption, on the other hand, have posed major obstacles to the development of countries. Among the risks that have recently attracted much attention, one can refer to increasing greenhouse gases, ozone destruction, melting of polar ice, loss of species, and erosion of agricultural land. The key cause of the depletion of natural resources, emissions, and environmental degradation is overconsumption, which must be managed for the sake of sustainable development. In this paper, we investigate the effect of consumption on sustainable development based on the pattern proposed by Lambert (1985) and Stokey (1998). To achieve this purpose, an optimal control model has been used that focuses on the interaction between the consumers behavior and environmental degradation. In order to solve the model in a numerical manner, a risk-averse utility function is taken into account, and the model is optimized in accordance to the principle of maximum Pentryagyn to find the optimal values of consumption and emissions studied in stable conditions. The model parameters are set using the calibration procedure, and, finally, the results of changing the parameters are evaluated by scenarios. After the model is solved, the optimal path of the variables and the way to achieve the optimal points in a steady state are determined. The results are analyzed in a phase diagram. Showing high consumption and emission values vis a vis the optimal situation in Iran, the results suggest that Iran is getting far from the optimal sustainable state. This is because of the lack of sustainability of consumption patterns in Iran.Keywords: Sustainable development, Sustainable consumption, Environmental degradation, Dynamic optimization, Iran
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.