seyed zeinolabedin hosseini
-
مجله مخاطرات محیط طبیعی، پیاپی 43 (بهار 1404)، صص 155 -180
خشکسالی یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی است که برآورد و پایش صحیح آن تاثیر زیادی بر مدیریت و کاهش خسارات ناشی از این پدیده دارد. امروزه علاوه بر شاخصهای خشکسالی مبتنی بر داده های اقلیمی، شاخص های سنجش از دوری خشکسالی نیز به طور گسترده خصوصا در مناطقی که با کمبود داده های اقلیمی مواجه هستند، مورد استفاده قرار می گیرند. با توجه به دسترسی مناسب به تصاویر ماهواره ای و اطلاعات قابل توجه ارائه شده توسط این تصاویر، این شاخص ها عملکرد نسبتا مناسبی را ارائه می دهند. همچنین شاخص های ترکببی سنجش از دوری شاخص های نسبتا جدید و چند متغیره ای هستند که برای پایش خشکسالی، تلفیقی از شاخص های سنجش از دوری را در نظر می گیرند. مطالعات نشان داده است اثربخشی این شاخص ها می تواند تحت تاثیر منطقه مورد مطالعه نیز قرار گیرد. با توجه به اهمیت ارزیابی کارآیی روش های نوین در پایش خشکسالی، عملکرد شاخص ترکیبی سنجش از دور CDI با شاخص های سنجش از دوری VCI، TCI، VHI و PCI در استان چهارمحال و بختیاری مقایسه گردید. شاخص CDI ترکیبی از شاخص های VCI، TCI و PCI می باشد. بدین منظور مقادیر شاخص های مذکور با مقادیر شاخص خشکسالی اقلیمی SPI در دوره آماری 2020-2001 و با در نظر گرفتن تاخیر زمانی 0 تا 8 ماه از طریق محاسبه ضریب تعیین مقایسه شدند. برای هر شاخص تاخیر زمانی که بالاترین ضریب تعیین را ارائه نمود، مشخص شد. برای محاسبه SPI، از داده های بارش 19 ایستگاه باران سنجی منطقه مطالعه در مقیاسهای زمانی 3 و 6 ماهه استفاده شد. نتایج نشان داد شاخص ترکیبی CDI با اختلاف قابل توجه بیشترین تطابق را با مقادیر SPI ارائه می دهد. بر اساس نتایج، بالاترین ضریب تعیین برای شاخص VCI در مقیاس زمانی شش ماهه با تاخیر زمانی 3 ماه به طور میانگین برابر 0.30 می باشد. برای شاخص TCI، مقدار R2 میانگین برابر 0.50 در هر دو مقیاس سه و شش ماهه و بدون تاخیر زمانی می باشد. R2 میانگین برای شاخص VHI در مقیاس شش ماهه با تاخیر دو ماه برابر 0.41 محاسبه شد. ضریب تعیین میانگین برای PCI در مقیاس سه ماهه و بدون تاخیر زمانی برابر 0.32 به دست آمد. در نهایت شاخص CDI عملکرد بسیار بهتری را ارائه کرد. مقادیر R2میانگین در هر دو مقیاس زمانی سه و شش ماهه و بدون تاخیر زمانی برابر 0.83 به دست آمد. بنابراین در حالیکه هر یک از سه شاخص VCI، TCI و PCI به صورت مجزا تطابق نسبتا ضعیفی را با SPI ارائه کردند، تلفیق آنها در قالب شاخص CDI تطابق فابل توجهی را با SPI ارائه کرد.
کلید واژگان: خشکسالی, چهارمحال و بختیاری, شاخص های ترکیبی سنجش از دوری خشکسالی, سنجنده مودیسDrought is a significant natural disaster that requires monitoring to control and minimize its damages. In addition to climate-based drought indices, remote sensing drought monitoring indices are widely used today, especially in regions with limited climate data. These indices utilize satellite images and provide valuable information, resulting in relatively good performance. Furthermore, composite drought indicators are relatively new and multi-variable indices that combine remote sensing indicators for monitoring drought. Studies have shown that the effectiveness of these indicators can also be influenced by the study region. Given the importance of evaluating the performance of new methods in monitoring drought, this study compared the performance of a composite drought monitoring index, CDI, with the VCI, TCI, VHI, and PCI in Chaharmahal and Bakhtiari Province, Iran. CDI is a combination of VCI, TCI, and PCI. The values of the indices were compared with the SPI for the period of 2001-2020, with a time lag of 0 to 8 months by calculating the determination coefficient. For each index, the lag time that provided the highest R2 was identified. Precipitation data from 19 rain gauge stations in the study area were used to calculate the SPI on 3 and 6-month time scales. The results showed that the CDI presents by far the highest correlation with SPI values. The coefficient of determination for the VCI on a 6-month time scale with a 3-month time lag was on average 0.30. For the TCI, the average R2 is 0.50 in both the 3 and 6-month time scales without a time lag. The average R2 for the VHI on a 6-month time scale with a 2-month time lag was 0.41. The average coefficient of determination for the PCI index on a 3-month time scale without a time lag was just 0.32. The CDI index provided the best performance, with an average R2 of 0.73 in both the 3 and 6-month time scales without a time lag. While VCI, TCI, and PCI individually showed weak matching with the SPI, combining them into the CDI resulted in a significant correlation with the SPI.
Keywords: Drought, Chaharmahal, Bakhtiari, Remote Sensing Composite Drought Indices, MODIS, CDI -
توصیف کمی نیمرخ دره ها در تشخیص ویژگی های ژئومورفولوژیک و پویایی آن ها به منظور جداسازی فرآیندهای مختلف تشکیل آن ها، مفید است. بدین منظور، مقاطع طولی و عرضی تعداد 15 دره در سه سازند زمین شناسی کهر، آهک تفت و گرانیت شیرکوه در حوزه آبخیز دشت یزد- اردکان مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی مورفولوژی دره ها، از مطالعه ویژگی های برخالی آن ها در کنار توابع ریاضی و دو شاخص نسبت پهنای کف دره به عمق دره Vf و عرض دره در راس Fr استفاده شد. میانگین شاخص نسبت Vf، به ترتیب در سه سازند کهر، گرانیت شیرکوه و آهک تفت، 56/5، 52/3 و 38/1 محاسبه شد. هم چنین میانگین شاخص Fr نیز در این سه سازند، به ترتیب 07/0، 12/0 و 17/0 به دست آمد که نشان دهنده ناهمسانی در ترکیب سنگ شناسی و وضعیت ساختاری درها می باشد. نتایج نشان داد که گرایش شکل دره، از سازند کهر به سمت آهک تفت، از پروفیل U شکل به سمت V شکل است. به علاوه، نیمرخ های با انحنای کمتر با توابع خطی و دره های با انحنای طولی بیشتر با توابع چند جمله ای برازش بهتری نشان دادند. در ادامه، واکاوی چندبرخالی مقاطع عرضی دره، با بهره گیری از ابعاد عمومی Dq و طیف تکنیکی f(αq) نشان داد که این مقاطع از ماهیت تک برخالی به چند برخالی در گذر هستند. در این میان هیچ یک از مقاطع دره در سازند آهک تفت ویژگی چند برخالی ندارد. در تعدادی از مقاطع عرضی دره دو سازند گرانیت شیرکوه و کهر، رویکرد چندبرخالی مناسب تر به نظر می رسد. زیرا ممکن است شاخص های برخالی بسته به موقعیت و مکان متفاوت باشند. بنابراین، تحلیل چند برخالی شاخصی مناسب برای ارزیابی پیچیدگی های موجود در مقاطع دره است و قادر به تبیین ویژگی های بیشتری از دره و خصوصیات هیدرولوژیک و ژئومورفولوژیک حوزه آبخیز است.کلید واژگان: توابع ریاضی, ژئومرفولوژی کمی, نیمرخ طولی و عرضی, طیف تکنیکیQuantitative description of valley profiles can help us to identify its geomorphologic and dynamic properties and a useful tool for separating the valleys created by various processes. In this study, the Longitudinal and Cross-sections of 15 valleys were investigated in three geological formations of Kahar, Taft and Granite. Fractal properties of valleys along with the mathematical functions and two Vf and Fr indicators were used to study valley morphology. The average of Vf index was calculated in Kahar, Taft and Granit formations 5.56, 3.52 and 1.38, respectively. Also, the average of Fr index in three formations was calculated 0.07, 0.20, and 0.17, respectively. The results indicated heterogeneity in the lithology and structural status of valleys. According to the results, the shape of the valley, from Kahar to Taft formation, is U profile to V-shaped profile. The results showed that less curvature profiles are fitted with linear functions and profiles with more curvature fitted with polynomial functions. In fact, the polynomial functions, especially the fourth order, have high ability in modeling the Longitudinal and Cross-sections of the valleys. Subsequently, multifractal analysis of cross-sectional valley, Using the general multifractal dimensions (Dq) and the technical spectrum f(αq), showed that these sections are transmitted from mono-fractal to multifractal. None of the valley sections in Taft formation has multifractal properties. In a number of Cross-section valleys of Granite and Kahar formations, the multifractal approach seems to be more appropriate. Because of the fractal parameters may vary depending on the locations.Keywords: Mathematical functions, Valley floor width, valley height ratio, Longitudinal, Cross-sections, Technical spectrum
-
شاخص تفاوت پوشش گیاهی نرمال شده (NDVI)، یکی از شاخص های گیاهی است که در زمینه مطالعه پایش تغییرات پوشش گیاهی در طول زمان، کاربردهای فراوانی دارد. باید توجه داشت که این شاخص، نیازمند داده های زمانی پیوسته و کامل در یک بازه زمانی مورد نظر می باشد. بااین حال در مواردی گردوغبارهای جوی، ذرات معلق در هوا، عدم کارایی سنجنده، گازها به ویژه حضور ابرها، به طور قابل توجهی بر انرژی بازتابنده از سطح به ویژه در محدوده ی طول موج های کوتاه و مادون قرمز اثر می گذارد و منجر به ایجاد تصاویری با داده های ازدست رفته و یا مقادیر غیرقابل قبول می شود. در این مطالعه، به منظور رفع مشکل داده های جاافتاده و دورافتاده، در سری های زمانی شاخص NDVI سنجنده MODIS طی سال های 2001 تا 2005، از الگوریتم تجزیه وتحلیل هارمونیک سری های زمانی (HANTS) استفاده می شود. این الگوریتم برای اجرای دو کار طراحی شده است: 1- شناسایی و از بین بردن نقاط دورافتاده و مشاهدات ابری، 2- پر کردن فاصله باقی مانده بین مشاهدات معتبر توسط درون یابی زمانی. ارزیابی نتایج الگوریتم HANTS نشان می دهد که خطای جذر میانگین مربعات (RMSE)، بین داده های اصلی و بازسازی شده در سری های زمانی یک ساله و پنج ساله، به ترتیب کمتر از 02/0 و 03/0 واحد NDVI می باشند. به طورکلی نتایج این پژوهش نشان می دهد که الگوریتم HANTS، در رفع مشکل داده های ازدست رفته و داده های دورافتاده در سری های زمانی NDVI، می تواند موثر واقع شود.کلید واژگان: تجزیه وتحلیل هارمونیک, تبدیل فوریه سریع, سری های زمانی, NDVI, سنجنده مودیس
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.