به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "تفکر" در نشریات گروه "علوم انسانی"

  • احمد بهرام زاده*، محمدصادق شجاعی

    پژوهش حاضر به منظور دستیابی به مدل مفهومی تفکر انتقادی در منابع اسلامی، انجام شده است. روش پژوهش تحلیل کیفی محتوای متون دینی (شجاعی، 1399) بود که برای فهم و استنباط آموزه های روان شناختی از منابع اسلامی به کار می رود. برای دستیابی به این هدف ابتدا مفاهیم و گزاره های مرتبط با تفکر انتقادی از منابع اسلامی گردآوری و با استفاده از اصول پیش پردازش متن مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد محتوای استنباطی هر گزاره روی یک فرم ثبت و بعد از تکمیل شدن برای اعتبارسنجی در اختیار 13 نفر از کارشناسان قرار گرفت تا  نظر خود را در مورد برداشت های انجام شده از آیات و روایات در یک مقیاس چهار درجه ای از کاملا موافقم تا کاملا مخالفم اعلام کنند. سپس بر اساس نظر کارشناسان دو شاخص نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) محاسبه و با توجه به معیارهای در نظر گرفته شده و نتایج به دست آمده در این مرحله، 11 مولفه برای تفکر انتقادی شامل استفاده از منابع معتبر، ارائه تبیین واضح و روشن، ارزیابی منطقی ایده ها، ادله و ادعاها، علم محوری، داشتن ذهن باز، عاقبت اندیشی، استدلال، جامع نگری، پرسشگری، اندیشه ورزی و پرهیز از قضاوت نسنجیده به دست آمد. در پایان مدل مفهومی تفکر انتقادی با استفاده از مولفه های به دست آمده در مراحل قبل ترسیم و گزارش نهایی تهیه شد.

    کلید واژگان: تفکر, تفکر انتقادی, مدل مفهومی, منابع اسلامی
    Ahmad Bahramzade *, Mohammadsadiq Shujaei

    This study aims to develop a conceptual model of critical thinking based on Islamic sources. The research employs qualitative content analysis of religious texts (Shujaei, 2020), a method used to derive psychological insights from Islamic teachings. To achieve this objective, relevant concepts and propositions related to critical thinking were collected from Islamic sources. The gathered texts underwent pre-processing for analysis. Next, inferential content from each proposition was recorded on a structured form. To ensure validity, the findings were evaluated by 13 experts, who expressed their opinions on the interpretations of Quranic verses and hadiths using a four-point Likert scale ranging from "strongly agree" to "strongly disagree." Based on expert feedback, two validity indices—Content Validity Ratio (CVR) and Content Validity Index (CVI)—were calculated. After applying the specified criteria and analyzing the results, 11 key components of critical thinking were identified: Use of Reliable Sources, Clear and Coherent Explanation, Logical Evaluation of Ideas, Evidence, and Claims, Scientific Approach, Open-Mindedness, Foresight and Consideration of Consequences, Reasoning and Rational Argumentation, Comprehensive Analysis, Inquiry and Questioning, Reflective Thinking and Avoidance of Hasty Judgments. Finally, a conceptual model of critical thinking was developed using these components, and the final report was compiled.

    Keywords: Thinking, Critical Thinking, Conceptual Model, Islamic Sources
  • ناصر یگانه چنزق

    این مقاله به بررسی موضع گیری کافران در برابر آیات الهی و واکنش های آن ها نسبت به دعوت های دینی می پردازد. کفر، به معنای انکار و عدم پذیرش حقایق الهی، در قرآن کریم به طور بارزی تبیین شده است و انواع مختلفی از واکنش ها، از جمله انکار، تمسخر و حتی مقابله، در برابر پیامبران الهی مشاهده می شود. این رفتارها نه تنها ریشه در باورهای اعتقادی دارند، بلکه تحت تاثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز قرار دارند. از جمله این عوامل می توان به ترس از تغییرات اجتماعی، فشار گروهی و جاذبه های مادی اشاره کرد که کافران را از پذیرش حقایق الهی بازمی دارد.
    مقاله به تحلیل و تبیین این واکنش ها پرداخته و تاثیر آیات الهی بر کافران را بررسی می کند، به ویژه اینکه چگونه این آیات می توانند موجب بیداری و تفکر در میان آن ها شوند. همچنین، به عواقب کفر و تبعات آن در زندگی فردی و اجتماعی پرداخته و دعوت به تفکر درباره آیات الهی را مورد تاکید قرار می دهد. در نهایت، هدف این پژوهش، درک عمیق تر از چالش های ایمان و کفر در جوامع مختلف و اهمیت پذیرش حقیقت های دینی است.

    کلید واژگان: آیات الهی, موضع گیری کافران, عوامل فرهنگی, انصاف, همدلی, آرامش, تفکر, انکار
  • ابراهیم نجفی، حکمت داج لیری*
    تمدن اسلامی در طول تاریخ فراز و فرودهای مختلفی داشته است. انقلاب اسلامی نقطه عطفی است در احیاء و شکل گیری مجدد تمدن اسلامی که از اساسی ترین آرمان های انقلاب اسلامی بوده است. در سالیان اخیر مقام معظم رهبری از آن به عنوان تمدن نوین اسلامی نام برد و سیر تشکیل آن را در 5 مرحله انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی مشخص فرمودند.هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه بین فرهنگ و تفکر بسیجی و بعد نرم افزاری تمدن نوین اسلامی بود که به لحاظ نوع، کاربردی- توسعه ای و به لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آمیخته بوده است. روش گردآوری داده ها میدانی و کتابخانه ای و ابزار گردآوری داده ها فیش برداری، مصاحبه و پرسشنامه بوده است. با تعداد 17 نفر از نخبگان مصاحبه گردید جامعه آماری تحقیق 53 نفر از صاحب نظران این حوزه ها بوده که بصورت هدفمند انتخاب شده اند. تحلیل داده های کیفی با استفاده از نرم افزار آماری مکس کیودا صورت پذیرفت. و برای داده های کمی از روش تجزیه و تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار smart pls استفاده شد.  قلمرو تحقیق به لحاظ زمانی (از نظر زمان جمع آوری داده ها از سال 1398 تا 1402 و به لحاظ استفاده از نتایج،  تا پایداری نتایج تحقیق) و به لحاظ مکان جمع آوری داده ها، کشور جمهوری اسلامی ایران و به لحاظ موضوعی، حوزه فرهنگ و تفکر بسیجی و تمدن نوین اسلامی بوده است.نتایج تحقیق حاکی از آن است که فرهنگ وتفکر بسیجی با داشتن مقادیر t (267/9) و مقدار ضریب مسیر (571/0) و همین طور سطح معنی داری (000/0) با بعد نرم افزاری معنادار است. بنابراین با اطمینان 95% فرهنگ وتفکر بسیجی بر بعد نرم افزاری تاثیر معنی دار مثبت غیر مستقیم دارد.
    کلید واژگان: فرهنگ, تفکر, فرهنگ و تفکر بسیجی, تمدن, تمدن نوین اسلامی
    Ebrahim Najafi, Hikmat Daj Liri *
    The Islamic civilization has experienced various ups and downs throughout history. The Islamic Revolution marks a turning point in the revival and reformation of Islamic civilization, which has been one of the fundamental ideals of the revolution. In recent years, the Supreme Leader has referred to it as the "New Islamic Civilization" and has outlined its formation in five stages: the Islamic Revolution, Islamic System, Islamic Government, Islamic Society, and the New Islamic Civilization.The aim of this research is to examine the relationship between the culture and thinking of the Basij (volunteer force) and the software dimension of the New Islamic Civilization. The study is applied-developmental in nature, and its methodology is descriptive-analytical with a mixed approach. Data collection was done through fieldwork and library research, using tools such as note-taking, interviews, and questionnaires. The research sample consisted of 53 experts from these fields, selected purposively, and 17 individuals were interviewed. Qualitative data were analyzed using MAXQDA software, while structural equation modeling for quantitative data was conducted using Smart PLS software.The time frame of the study ranged from 2019 to 2023 for data collection, and the research results are intended to be applied until the sustainability of the research findings. The geographical scope of the research is the Islamic Republic of Iran, and the thematic focus is on the culture and thinking of the Basij and the New Islamic Civilization.The results of the study show that the culture and thinking of the Basij have a significant relationship with the software dimension, with a t-value of 9.267, a path coefficient of 0.571, and a significance level of 0.000. Therefore, with 95% confidence, it can be stated that the culture and thinking of the Basij have a significant positive indirect impact on the software dimension
    Keywords: Culture, Thinking, Culture, Thinking Of The Basij, Civilization, New Islamic Civilization
  • آلا پورمحمدی، امین نیک پور *، عباس بابایی نژاد، حجت طالبی
    زمینه و هدف

    تفکر انتقادی  فرایندی است که فرد را قادر می سازد بر اساس دلایل معتبر، جنبه های مختلف یک مسئله را  قضاوت نماید. هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی پیشایندها و پسایندهای تفکر انتقادی کارکنان در سازمان های دولتی ایران می باشد.

    روش تحقیق:

     در این پژوهش از رویکرد آمیخته استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی، اساتید مدیریت و مدیران ارشد سازمان های دولتی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند، 18 نفر انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی، شامل مدیران و کارشناسان سازمان های دولتی ایران بودند که حجم نمونه بر اساس جدول کوهن 176 نفر  به صورت خوشه ای دومرحله ای برآورد شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای NVIVO و SMART PLS استفاده گردید.

    یافته‎ ها: 

    یافته ها 9 مضمون را شناسایی کردند. جو و فرهنگ سازمانی، آموزش و توسعه منابع انسانی، شایستگی کارکنان، و انگیزه کارکنان پیشایندهای تفکر انتقادی و تصمیم گیری بهتر و توانایی حل مسئله،  حفظ و نگهداشت منابع انسانی، بهره وری و تعالی سازمانی، خلاقیت و نوآوری، و آینده نگری پسایندهای تفکر انتقادی معرفی شدند.

    نتیجه گیری

    جهت ارتقای تفکر انتقادی در کارکنان سازمان های دولتی، تمرکز بر پیشایندهای شناسایی شده از سوی مدیران، و نهادینه کردن آنها در محیط کار حائز اهمیت می باشد.

    کلید واژگان: تفکر, تفکر انتقادی, سازمان های دولتی ایران
    Ala Pourmohammadi, Amin Nikpour *, Abbas Babaei Nejad, Hojjat Talebi
    Background and purpose

    Critical thinking is a cognitive process that allows an individual to evaluate various facets of a problem using well-founded reasoning. The objective of the present study is to design a model for the antecedents and consequences of employees' critical thinking in public organizations in Iran

    Research method

    In this study, a mixed-methods approach was employed. The qualitative component's statistical population comprised management professors and senior managers from government organizations, with a purposive sampling method yielding a sample size of 18 participants. The statistical population for the quantitative segment included managers and experts from Iranian government organizations, with the sample size determined to be 176 individuals through two-stage cluster sampling based on Cohen's statistical table. Data analysis was conducted utilizing NVIVO and SMART PLS software.

    Findings

    The analysis identified nine themes: organizational atmosphere and culture, human resource training and development, employee competence, and employee motivation are acknowledged as antecedents to critical thinking, enhanced decision-making, and problem-solving capabilities. Additionally, the sustained management of human resources, productivity, organizational effectiveness, creativity, innovation, and foresight regarding the implications of cognitive processes are critically examined.

    Conclusion

    To foster critical thinking among employees in government organizations, it is essential to concentrate on the antecedents identified by management and to institutionalize these factors within the organizational environment.

    Keywords: Thinking, Critical Thinking, Public Organizations Of Iran
  • علی مرادی بهمئی

    هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل و موانع موثر بر رشد تفکر نقادانه در اندیشه اسلامی است. طبق تعالیم دین اسلام پرورش قوه نقادی اهمیت ویژه ای دارد؛ به طوری که در دستورات و در عمل بزرگان دینی رواج داشته است و علمای دینی در حوزه تربیت عقلانی از ضرورت آن سخن بسیار گفته اند. بر این اساس، سوال اصلی این مقاله آن است که چه عواملی و موانعی طبق اندیشه اسلامی بر رشد تفکر نقادانه موثر هستند؟ این پژوهش، پژوهش بنیادی با روش توصیفی تحلیلی می باشد که با مطالعه متون و منابع دینی نظیر قرآن کریم و روایات و احادیث معصومین علیهم السلام به دست آمده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که عوامل موثر بر رشد تفکر نقادی نظیر تفکر، علم، تزکیه نفس، مشورت و شرح صدر می باشد که قدرت تجزیه وتحلیل مباحث علمی و بالطبع توانایی نقد اندیشه را بالا می برد که با عنایت به آن ها می توان دستورالعمل هایی برای رشد انسان نقاد به دست آورد. مهم ترین موانع تفکر نقادانه هم از نگاه قرآن کریم مواردی همچون هوای نفس، دل بستگی ها، پیروی از ظن و گمان، ضعف علم، تقلید کورکورانه، ضعف توجه و موانع جسمی هستند.

    کلید واژگان: نقد, تفکر, تفکر نقادانه, اندیشه اسلامی, مشورت, ضعف علم
    Ali Moradi Bahmaei

    The purpose of the current research is to investigate the factors and obstacles affecting the development of critical thinking in Islamic thought. According to the teachings of Islam, cultivating the critical faculty is particularly important; So that it has been prevalent in the orders and practices of religious elders, and religious scholars have spoken a lot about its necessity in the field of intellectual education. Based on this, the main question of this article is what factors and obstacles are effective on the growth of critical thinking according to Islamic thought? This research is a fundamental research with a descriptive analytical method, which was obtained by studying religious texts and sources such as the Holy Quran and the traditions and hadiths of the infallible Prophets. The results of the research show that the factors that influence the development of critical thinking are thinking, science, self-cultivation, consultation and interpretation, which increase the ability to analyze scientific topics and, of course, the ability to criticize thought, which can provide guidelines for the development of critical thinking. brought The most important obstacles to critical thinking from the point of view of the Holy Qur'an are things like ego, attachments, following suspicions, weakness of knowledge, blind imitation, weakness of attention and physical obstacles.

    Keywords: Criticism, Thinking, Critical Thinking, Islamic Thought, Consultation, Weakness Of Science
  • حسین رفیعی، سیده اکرم اصحابی*، حسین سلیمانی

    شناخت ما نسبت به حقایق عالم هستی و حتی علت هستی، علی رغم بهره مندی از ابزارهای مشترکی چون؛ حس، عقل و قلب متفاوت است. این تحقیق به روش تحلیلی - توصیفی درپی بیان چرایی اختلاف در شناخت است.ممکن است علت اختلاف در معرفت ها، ابزارهای شناخت باشد که قادر نیست همه ما را به شناختی مشترک رهنمون سازد. تامل در آیات قرآن و بررسی مکتب رئالیسم ادبی نشان می دهد استدلال (تفکر) ابزار شناخت است. و حس، عقل و قلب منبع شناخت اند و همه ی معرفت ها نشان توامان عقل و تجربه را به همراه داشته و اکثر معارف تجربی هم از راه چشم و گوش که به عنوان مهارتهای زبانی مطرح اند، حاصل می شود. بنابراین مهارتهای زبانی و استلال یا همان زبان و تفکر (توانایی ذهن) ابزارهای مشترک شناخت بوده که بررسی رابطه ی زبان و تفکر ما را به نتایج ذیل می رساند.1- زبان و تفکر یکی بوده و گوناگونی تفکر عامل اختلاف معرفت ها است.2- قرآن، اولوا الباب را صاحبان اندیشه مشترک معرفی می کند.3- اکتساب ویژگی های اولوا الباب ما را به تفکر مشترک می رساند.

    کلید واژگان: زبان, تفکر, رابطه ی زبان و تفکر, اولولالباب, رئالیسم ادبی
    Hossein Rafeie, Seydeh Akram Ashabi *, Hosain Soleimani

    Despite having common perceptive tools such as the senses, intellect, and intuition, our understanding of the truths of the universe and the cause of its existence varies. This research, using a descriptive-analytical method, seeks to explain the reason for such differences in cognition. As such, it suggests that the tools of recognition may not be able to lead us all to shared knowledge and understanding. Reflecting on Quranic verses and examining the tenets of the school of literary Realism show that reasoning is a means of cognition. Human senses, intellect, and intuition are the sources of knowledge, and all knowledge involves a combination of intellect and experience. Most experiential knowledge – linguistic skills – is obtained through eyes and ears. Therefore, linguistic skills and reasoning – or language and thinking (mental ability) – are shared tools of cognition. Investigating the relationship between language and thinking leads to the following conclusions 1. Language and thought are one, and the diversity of thought causes differences in knowledge. 2. The Quran introduces the intelligent as the owners of shared understanding. 3. Acquiring the features of intelligent individuals leads us to shared understanding.

    Keywords: Language, Thinking, Relationship Between Language, Intellectuals, Literary Realism
  • معصومه رودی، مرتضی حسینی شاهرودی، غلامرضا خادمی*، حسین سراجی
    حکمت بروز بیماری از مسائل پیچیده انسان در اعصار مختلف بوده است. در متون انسان شناسی سلامتی را برای تعالی انسان ضروری می دانند و بیماری را سدی برای پیشرفت بشر می شناسد. اما در روایات اسلامی به سازنده بودن بیماری اشاره شده است. این مقاله به تحلیل تاثیر بیماری بر تعالی انسان با نظر به فلسفه متعالیه همت گماشته است تا گامی در جهت غایت شناسی بیماری باشد. بنابراین به روش کتابخانه ای و با در نظر داشتن اصول فلسفی، حکمت متعالیه به تحلیل اثر یا اثرات بیماری بر انسان می پردازد. این تحقیق روشن می سازد که برخلاف نظر بسیاری از پزشکان و فلاسفه که بیماری را مخل رشد و تعالی انسان معرفی می کنند؛ بر اساس اصول حکمت متعالیه بیماری می تواند یکی از مهم ترین ابزار صعود و تعالی نفس انسان باشد. به عبارتی بیماری در همان نقش هایی که برای تعالی انسان مضر به نظر می رسد، می تواند یاری گر ارتقای او باشد. بر این اساس بیماری می تواند حداقل بر علم آموزی، عبادت، ذکر، تفکر و رای، درک لذات، کنترل تشویش و اضطراب اثراتی مفید داشته باشد و حتی بهتر از سلامتی انسان را متنبه نموده، تعالی بخشد.
    کلید واژگان: بیماری, حکمت متعالیه, تعالی, علم, عبادت, تفکر
    Masoumeh Roudi, Seyyed Mortaza Hosseini Shahrudi, Gholamreza Khademi *, Hossein Seraji
    The occurrence of illness has been a complex issue for humanity throughout the ages. Philosophical psychologies consider health essential for human growth and development, viewing illness as an obstacle to human progress. However, Islamic traditions emphasize the constructive nature of illness. This research delves into the analysis of illness's impact on human spiritual growth from the perspective of Transcendent Philosophy, aiming to contribute to the understanding of illness' ultimate purpose. Through a library-based approach and considering the philosophical principles of Transcendent Philosophy, this study examines the effects of illness on humans. Contrary to the views of many physicians and philosophers who perceive illness as a hindrance to human growth and development, based on the principles of Transcendent Philosophy, illness can be one of the most important tools for the ascension and spiritual growth of the human soul. In other words, illness, in the very roles that seem detrimental to human growth, can aid in its advancement. Accordingly, illness can have beneficial effects on at least learning, worship, remembrance, thought and judgment, experiencing pleasure, and controlling anxiety. It can even, better than health, awaken humans and lead to their spiritual growth.
    Keywords: Illness, Transcendent Philosophy, Ascension, Knowing, Worship, Thought
  • الهه عبداللهی، علی مرادخانی *، فاطمه احمدبیگی

    هدف در این مقاله، بررسی آراء جان دیویی پیرامون «تعلیم و تربیت» و «اخلاق» و تلاش او در جهت به کارگیری این دو مقوله در حل مسائل جامعه است. دیویی«حل مسئله» را به عنوان روشی کاربردی در تعلیم و تربیت معرفی می کند و معتقد است این روش در جهت تحقق اهداف اجتماعی، نقشی موثر دارد. اگرچه دیویی در فلسفه اخلاق خویش به صراحت از روش«حل مسئله»یاد نمی کند، اما به نظر می رسد در تلاش است در این حیطه و به ویژه تربیت اخلاقی، روش مشابهی را عرضه کند. وی به منظور تحقق این هدف، اصول اخلاقی ثابت را به حاشیه می راند و قضاوت اخلاقی را به ارزیابی هر موقعیت و لحاظ اوصاف منحصر به فرد آن وابسته می کند. دیویی معتقد است ارائه دروس اخلاق توسط مربیان و یادگیری اصول اخلاقی از سوی دانش آموزان، نتیجه ای به دنبال ندارد و باید مقدمات کارآمدی اخلاق را در حیطه «عمل» فراهم کرد.
    مسئله اصلی در مقاله حاضر این است که دیویی چگونه درصدد است روشی همچون«حل مسئله»را در حوزه اخلاق و تربیت اخلاقی عرضه کند، روشی که به منظور حل موقعیتی پیچیده که فرد در آن گرفتار است، کاربرد داشته باشد.نتایج این پژوهش بیانگر آن است که دیویی به عنوان یکی از پیشتازان پراگماتیسم و ابزارانگاری، با تلقی اخلاق به عنوان یک «علم»، اصول اخلاقی را مانند «فرضیه»هایی می داند که برای استفاده در موقعیت جدید به ارزیابی مجدد نیاز دارند. بنابراین تربیت اخلاقی را به «پژوهش عقلانی»، «تفکر»، «تحقیق» و «تجربه» وابسته می کند، عناصری که«حل مسئله»در فلسفه تعلیم و تربیت دیویی را در ذهن تداعی می کند.

    کلید واژگان: حل مسئله, تعلیم و تربیت, تربیت اخلاقی, تفکر, جان دیویی
    Elaheh Abdollahi, Ali Moradkhani *, Fatemeh Ahmadbeigi

    The purpose of this article is to examine John Dewey's views on "education" and "ethics" and his efforts to apply these two categories in solving society's problems. Dewey introduces "problem solving" as a practical method in education and believes that this method plays an effective role in achieving social goals. Although Dewey does not explicitly mention the "problem solving" method in his moral philosophy, he seems to be trying to present a similar method in this area, especially moral education. In order to achieve this goal, he pushes fixed moral principles to the sidelines and makes moral judgment dependent on the evaluation of each situation and its unique characteristics. Dewey believes that the presentation of ethics lessons by educators and the learning of ethical principles by students does not lead to any results, and the prerequisites for the effectiveness of ethics should be provided in the field of "action". The main issue in this article is how Dewey tries to present a method such as "problem solving" in the field of ethics and moral education, a method that is used to solve a complex situation in which a person is caught. The results of this research show that Dewey, as one of the pioneers of pragmatism and instrumentalism, considering ethics as a "science", considers moral principles as "hypotheses" that need to be re-evaluated to be used in a new situation. Therefore, moral education depends on "rational inquiry", "thinking", "research" and "experience", elements that evoke "problem solving" in Dewey's philosophy of education.

    Keywords: Problem Solving, Education, Moral Education, Thinking, John Dewey
  • احمد فرحانی، احمدرضا ساعدی بیدگلی

    تعریف برهان یعنی "قیاس موتلف یقینی" بیانگر این امر مهم است که راز رفعت و عظمت این صناعت در دانش منطق را باید از سویی در رابطه غرض آن با غرض تدوین منطق و از سوی دیگر در راز صدق وصول به غرض صناعت برهان در صورت رعایت قوانین مندرج در آن جستجو کرد. در این نوشتار با روش تحلیلی-استدلالی این نتیجه به دست می آید که اولا دانش "منطق" با غرض تجمیع قواعد عاصم ذهن از خطا در تفکر تدوین شد و صناعت "برهان" با غرض تجمیع قواعد روش کسب علم ممتنع الخطا در این دانش جای گرفت، و ثانیا از آنجا که کسب "یقین" در گرو دو اصل "تفکر بر مدار واقع" و "استعمال عنصر ضرورت در تفکر" است و قانون علیت تنها قانون تامین کننده این دو اصل است، بلندمرتبگی "برهان" به ابتناء آن بر قانون "علیت" باز می گردد.

    کلید واژگان: منطق, برهان, علیت, تفکر, یقین
  • سیده الهام آقایی ابرندآبادی*، علی ستاری، سیده جمیله علم الهدی، هادی بهرامی احسان
    این پژوهش با هدف تبیین مدل مفهومی رابطه زبان و تفکر براساس قرآن و استخراج دلالت های تربیتی آن برای پرورش فکری کودکان صورت گرفته است. بنابراین با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی- استنباطی؛ نخست کلیدواژگان پرکاربرد ناظر به زبان و تفکر در قرآن معادل یابی گردید که عبارتند از نطق، قول و کلام، سپس ویژگی های هر کدام براساس آیات ناظر به کلیدواژگان تحلیل، آنگاه رابطه میان زبان و تفکر تبیین فلسفی شده و این نتیجه حاصل شد که مراحل طی شده در تفکر، متناظر با پدیده های زبانی نطق، کلام و قول است. با زاویه دید دیگری هر کدام از پدیده های زبانی نطق، کلام و قول نیز قابل انطباق با فرایند تفکر می باشد. در ادامه مدل مفهومی این رابطه براساس قرآن ترسیم و در نهایت دلالت های تربیتی رابطه زبان و تفکر برای پرورش فکری کودکان استخراج گردید. با توجه به اینکه بهترین رویکرد تربیتی در رابطه با کودک، می تواند رویکرد زیبایی-شناختی باشد؛ به وسیله محرک های کلامی مطلوب، کودک به سمت ارزش ها و نیازهای حقیقی سوق پیدا کند. برای فعال سازی تفکر صحیح در کودک باید او را در معرض کلام حق قرار داد و با استفاده از قدرت اثرگذاری کلام الهی در قالب های هنری و زیبایی شناسانه بکار رفته آن، می توان شیوه های کلام آموزی را به کودکان آموزش داد.
    کلید واژگان: زبان, تفکر, دلالت های تربیتی, قرآن, کودکان
    Seyedeh Elham Aghaei Abrandabadi *, Ali Satari, Seyedeh Jamile Alamolhoda, Hadi Bahrami Ehsan
    This research has been done with the aim of explaining the conceptual model of the relationship between language and thinking based on the Qur'an and extracting its educational implications for children's intellectual development. Therefore, using the descriptive-analytical-inferential method; First, the frequently used keywords referring to language and thinking in the Quran were equated, which include Notgh, Ghol and Kalam.Then the characteristics of each one are based on the verses related to the key words of the analysis, then the relationship between language and thinking is explained philosophically and it was concluded that the steps taken in thinking correspond to the linguistic phenomena of Notgh, Kalam and Ghol. From another point of view, each of the linguistic phenomena of Notgh, Kalam and Ghol can be adapted to the process of thinking. In the following, the conceptual model of this relationship was drawn based on the Qur'an, and finally, the educational implications of the relationship between language and thinking for children's intellectual development were extracted. Considering that the best educational approach in relation to a child can be an aesthetic approach; By means of favorable verbal stimuli, the child should be directed towards real values and needs. In order to activate the correct thinking in the child, he should be exposed to the word of truth, and by using the power of the divine word in its artistic and aesthetic forms, it is possible to teach children the ways of learning the word.
    Keywords: language, thinking, educational implications, Quran. children
  • زینب مقدس، آزاده شاهچراغی*، حسین ذبیحی
    هدف

    هدف از این پژوهش شناسایی مولفه های موثر بر افزایش کیفیت آموزش طراحی معماری به هنرجویان هنرستان ها است. 

    روش شناسی:

     این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بوده و با استفاده از سنتزپژوهی و فراترکیب انجام شده است. در این راستا چند پایگاه داده بر مبنای روش شش مرحله ای ساندلوسکی و بارسو بررسی شد و 66 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت. جهت تحلیل یافته ها از الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس با استفاده از روش های کدگذاری باز و محوری استفاده شد.یافته ها بر پایه بازکاوی داده های آماری، عوامل آموزش، دانش، مهارت و سنجش از بعد پداگوژی عمومی و عوامل تفکر خلاقانه، تفکر طراحانه، تفکر نقاد و تفکر تاملی از بعد تفکر و عوامل تفاوت های شناختی، روان شناسی یادگیری و توانایی فردی از بعد روان شناسی نوجوان بیشترین تاثیر را بر بهبود کیفیت آموزش طراحی معماری داشته و بازدهی آموزش را افزایش می دهند.

    نتیجه گیری و پیشنهادات:

     یافته های این پژوهش نشان داد که باید پذیرفت که امروزه رویکردهای یاددهی و یادگیری دچار تحول شده است، فراگیران بیشتر ترجیح می دهند که در کلاس درس و یادگیری نقش فعالی داشته باشند؛ بنابراین در زمان حال متناسب با این تحولات صورت گرفته یکی از مهم ترین مواردی که باید در رویکردهای یاددهی-یادگیری به آن توجه کرد، خلق موقعیت های یادگیری جذاب می باشد. یافته های این مطالعه دستاوردهای کاربردی مناسبی را به منظور بهبود یادگیری هنرجویان ارائه داده و می تواند بستر لازم را جهت ارتقای کیفیت آن فراهم نماید.

    نوآوری و اصالت: 

    مطالعه میان رشته ای و شناسایی مضامین کیفیت بخش بر بهبود کیفیت آموزش طراحی معماری در سه حوزه متفاوت و ترکیب آن ها.

    کلید واژگان: پداگوژی آموزشی, مهارت, طراحی معماری, تفکر, روانشناسی یادگیری
    Zeynab Moghadas, Azadeh Shahcheraghi *, Hossein Zabihi
    Aim

    The present research aims to identify the components that can increase the quality of architectural design education for conservatory students.

    Methodology

    This study is applied in terms of purpose and qualitative in terms of execution method, and it was done using synthesis research and meta-synthesis. In this regard, several databases were reviewed based on the six-step method of Sandelovski and Barso, and 66 related research sources were used for analysis. In order to analyze the findings, Roberts' six-stage synthesis model was used utilizing open and axial coding methods.

    Findings

    Based on the analysis of statistical data, the factors of education, knowledge, skill, and measurement from the dimension of general pedagogy, factors of creative thinking, design thinking, critical thinking, and reflective thinking from the dimension of thinking, and factors of cognitive differences, learning psychology, and individual ability from the dimension of adolescent psychology have the greatest effect on improving the quality of architectural design education and increase the efficiency of education.Conclusion and suggestions: The findings of this research showed that it should be accepted that teaching-learning approaches have changed today. Learners prefer to play an active role in the classroom and learning. Therefore, one of the most important things to pay attention to in teaching-learning approaches is creating attractive learning situations. The findings of this study have provided appropriate practical achievements to improve students' learning and can provide the necessary platform to improve its quality.

    Innovation and originality:

     An interdisciplinary study and identification of the quality themes of the department on improving the quality of architectural design education in three different areas and their combination are the innovations of the present research.

    Keywords: Educational Pedagogy, Skills, Architectural Design, Thinking, Learning Psychology
  • اعظم رحیمی، فاطمه وجدانی*، محمدتقی بیگدلی

    ایجاد «گرایش به تفکر» رویکردی است که اخیرا برای پرورش تفکر در نظام های آموزشی جهان مورد توجه قرار گرفته است؛ چرا که صرفا با آموزش «مهارت» اندیشیدن به فراگیران، نمی توان اندیشه ورز شدن آنها را تضمین کرد. از آنجا که گرایش فکری پدیده فرهنگی است و از تعامل با باورها، ارزش و هنجارهای محیطی نشیت می گیرد، توجه به عناصر فرهنگی در «گرایش به تفکر»، بسیار حایز اهمیت است؛ از این رو، هدف در پژوهش حاضر،  شناسایی عوامل و موانع گرایش به تفکر، براساس قرآن کریم و ارایه پیشنهاداتی برای نظام های تربیتی، بود. برای این منظور 232 آیه که حیطه مفهومی و مضامین آنها نمایان گر موضوع تفکر در قرآن کریم بودند، شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفتند. پس از استخراج مفاهیم اولیه (28 مفهوم پایه)، در نهایت، 4 محور کلیدی برای عوامل و موانع «گرایش به تفکر»، از دیدگاه قرآن کریم، شناسایی شد. نتایج پژوهش حاضر، از نگاه قرآن کریم، بیانگر آن است که به جریان انداختن تفکر نیازمند عواملی چون منابع و موضوعاتی برای تفکر، روش مناسب، مصون‏ سازی تفکر از عوامل بازدارنده (موانع) و تقویت و راهبری تفکر، از طریق عوامل تسهیل ‏کننده، است. بر همین اساس، لازم است مربیان با ایفای نقش الگویی برای تفکرورزی، تهیه محتوای غنی و نافع، فراهم کردن فرصت ها و فعالیت هایی برای تفکر و چالش های فکری، فرضیه آزمایی، گسترش ظرفیت درک شهودی و باطنی، تربیت اخلاقی و تهذیب نفس و زمینه گرایش به تفکر را در فراگیران فراهم نمایند.

    کلید واژگان: تفکر, دلالت های تربیتی, «گرایش به تفکر», قرآن کریم
    Azam Rahimi, Fatemeh Vojdani *, Mohammadtaghi bigdeli

    Creating "disposition to thinking" is an approach that has recently been taken into consideration for cultivating thinking in the world's educational systems; because simply by teaching the "skill" of thinking to the learners, it is not possible to guarantee becoming a thinker. Since intellectual disposition is a cultural phenomenon and originates from interaction with environmental beliefs, values and norms, it is very important to pay attention to cultural elements in the disposition to think. Therefore, the research aim is to identify the strengthening factors and barriers to the disposition to think based on the Holy Qur'an, and as a result, some suggestions for educational systems. For this purpose, 232 verses whose conceptual scope and themes represented the topic of thinking in the Holy Quran were identified and analyzed. After extracting the basic concepts (28 basic concepts), finally, 4 key axes for the strengthening factors and barriers to the disposition to think from the perspective of the Holy Quran were obtained. The results of the present research, from the perspective of the Holy Quran, indicated that making thinking flow requires factors such as: sources and topics for thinking, appropriate methods, protecting thinking from inhibiting factors (obstacles) and strengthening and guiding thinking through facilitating factors. Based on this, it is necessary for educators to play the role of a model for thinking, providing rich and useful content, providing opportunities and activities for thinking and intellectual challenges, hypothesis testing, expanding the capacity of intuitive and esoteric understanding, moral education and refinement of the self can provide the students with a disposition to think.

    Keywords: thinking, educational implications, disposition to think, Holy Quran
  • یوسف سیف زاد آبکنار، بهمن پازوکی*
    بسیاری از فیلسوفان معاصر از آثار هیدگر در اندیشه خویش بهره برده اند؛ بنابراین بررسی اندیشه هیدگر و تعیین چارچوب تفکر وی راهگشای این تاثیرپذیری ها خواهد بود. چنانکه مرز میان تفکر محاسبه ای و تفکر انکشافی نشان گر این تفاوت خواهد بود. در این مقاله با روش تحلیلی، به بررسی آثار هیدگر پرداخته ایم که وی میان فلسفه ای که وجوداندیش است و فلسفه ای که به موجوداندیشی دچار شده و از وجوداندیشی غفلت ورزیده است، تمایز قایل می شود. سپس چنین تبیین کرده ایم که وی انسان را در ساحتی می بیند که با فراخوانده شدن از سوی وجود، پرسش گری می کند. پس هیدگر خود را در راه می بیند و در انتظار ندای وجود است. درنتیجه چنانکه نشان داده شده است، هیدگر اعتقاد به نوع دیگری از تفکر دارد؛ یعنی تفکری که با نوعی رهایی به دست آمده و انسان در پرتو آن در مسیرهای ناهموار اندیشیدن، به حقیقت که نوعی انکشاف و فتوح است، رسیده و با زبان شاعرانه همان را که یافته است، بیان می دارد. از این منظر، وجود با تفکر معنوی نسبت برقرار می کند و در زبان، یعنی خانه وجود سکنا می گزیند. هیدگر خود نیز بارقه ای از حقیقت را شهود کرده است.
    کلید واژگان: مابعدالطبیعه, تفکر, تفکر حسابگرانه, تفکر شهودی, هیدگر
    Yousef Seifzad Abkenar, Bahman Pazuki *
    Numerous contemporary philosophers have found inspiration in Heidegger's body of work, incorporating his ideas into their own philosophical reflections. Consequently, a comprehensive examination of Heidegger's perspectives and intellectual framework reveals these influences, notably demarcated by the distinction between calculative thinking and disclosure thinking. Employing an analytic approach, this article delves into Heidegger's oeuvre, where he delineates philosophies concerned with existence as opposed to those focused on existents, often neglecting existence itself. It explicates his portrayal of humans as beings summoned by existence, embarking on a journey of inquiry and questioning. Heidegger perceives himself in a state of anticipation, awaiting the summons of existence. As elucidated, Heidegger espouses an alternative form of thinking, one achieved through a liberating process wherein individuals traverse arduous paths of contemplation to unveil reality as a mode of disclosure and revelation. The articulation of these discoveries is expressed through a poetic language. From this standpoint, existence establishes a profound connection with spiritual thinking, finding its dwelling in language as the very abode of existence. Notably, Heidegger himself intuits a spark of reality within this framework.
    Keywords: Metaphysics, Thinking, calculative thinking, intuitive thinking, Heidegger
  • مریم روحی، مرضیه دهقانی*، محدثه خطاط

    هدف از این مطالعه بیان ویژگی ها، قابلیت ها و مولفه های تفکر محاسباتی به عنوان یکی از مهارت های اساسی یادگیری در دوره ابتدایی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. برای جستجوی مقالات مرتبط جهت تحلیل و بررسی از کلیدواژه های فارسی «تفکر، مهارت های تفکر، تفکر محاسباتی در دبستان، تفکر محاسباتی در دانش آموزان» و معادل انگلیسی آن ها در پایگاه های داده مگ ایران، سید، سیویلیکا، ساینس دایرکت و اسکوپوس، انستیتوی مهندسان برق و الکترونیک  بین سال های 1390 تا 1399 و 2000 تا 2021، استفاده شده است. داده ها براساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع فراترکیب و با استفاده از گام های هفتگانه سندلوسکی و باروسو، جمع آوری شده اند. انتخاب نمونه با استفاده از معیارهای پذیرش و عدم پذیرش و برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی صورت گرفت. جهت بررسی قابلیت اعتبار یافته ها از معیارهای خودبازبینی محقق؛ مرور همتایان و نظرسنجی متخصصان بهره گرفته شد. در بررسی اولیه 1643 مقاله استخراج شده که از این تعداد 1533 مقاله براساس عنوان، 35 مقاله براساس چکیده و 51 مقاله براساس محتوا غربال شده و در نهایت 24 مقاله نهایی استخراج و مورد بررسی قرار گرفت. طبق یافته های پژوهش و بررسی های نهایی، مولفه های تفکر محاسباتی را می توان در نوزده طبقه کلی دسته بندی و متناسب با آن ماهیت عناصر آن را نمایان کرد. نتایج حاکی از این پژوهش نشان دهنده سه مقوله اساسی از این نوع مهارت تفکر و اهمیت پرورش آن در مدارس به ویژه از دوران کودکی و سال های اولیه دبستان است؛ این مقوله ها شامل مهارت های شناختی، مهارت های ارتباطی و اطلاعاتی (فناوری) و علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضی است. نتایج پژوهش نشان دهنده هم پوشانی بالای این عناصر، مولفه ها و مقوله ها و رابطه مثبت میان آن هاست. نتایج حاکی از آن است که تفکر محاسباتی به عنوان یکی از مهارت های نوظهور و یکی از مهارت های حل مسیله به شمار آمده و با استفاده از فناوری و علوم کامپیوتر در سال های اولیه کودکی در مدارس دنیا در حال آموزش و یادگیری بوده و به عنوان مجموعه ای از مهارت ها و دانش های عرضی برای همگان لازم و ضروری است.

    کلید واژگان: تفکر, تفکر محاسباتی, دانش آموز, دوره ابتدایی, مهارت های تفکر
    Maryam Roohi, Marziyeh Dehghani, Mohadeseh Khattat

    The purpose of this study was to identify and explain the features, capabilities, and components of computational thinking as one of the basic learning skills at the primary school level. This qualitative study used meta-analysis to identify the components of computational thinking. For this purpose, Persion keywords such as “thinking”, “thinking skills”, “computational thinking in primary school”, and “computational thinking in students”, together with their equivalents in English, were searched in MagIran, Sid, Civilica, ScienceDirect, Scopus databases, Institute of Electrical and Electronics Engineers from 1390 to 1399 and 2000 to 2021 in Persian and English sources, respectively. Data were collected using Sandelowski and Barroso’s seven-stage metasynthesis method. The sample was selected using acceptance and non-acceptance criteria and Critical Appraisal Skills Programme. The credibility of the results was checked using the researcher’s self-monitoring, peer review, and expert survey. Initially, 1643 articles were extracted, of which 1533 were screened based on the title, 35 based on the abstract, and 51 based on the content. Finally, 24 articles were selected as the study sample and analyzed. Based on the findings, the components of computational thinking can be classified into nineteen general categories. The results, furthermore, highlighted the importance of the following three basic categories in cultivating computational thinking in schools, especially during childhood and the early years of primary schooling: cognitive skills, communication and information skills (technology), and skills related to science, engineering, and mathematics. There was a high level of overlap and a positive relationship between the identified components and categories of computation thinking. In sum, it can be stated that computational thinking is an emerging problem-solving skill that should be taught and learned through technology and computer science in early childhood and primary schools.

    Keywords: cognitive skills, computational thinking, learning skills, primary school
  • سمیه کرمی *، سرفراز شهبازی

    تفکر مهارتی است عملی که از طریق آن هوش بر تجربه تاثیر می گذارد. هوش یک توانش است و فکر کردن یک مهارت . امروزه در نظامهای تعلیم و تربیت توجه زیادی به پرورش مهارت های تفکر می شود و دانش آموزان آموزش می بینند که چگونه با استفاده از فکر خود زندگی کنند. خلاقیت نیز به عنوان یکی از اصول یادگیری، به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید است که برخی نیز آن را به ترکیب ایده ها یا ایجاد پیوستگی بین ایده ها تعبیر نموده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی راهکارهایی جهت فکر کردن ایده و خلاقیت به جای حفظ کردن در آموزش و پرورش و به روش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در راستای تربیت صحیح و کارآمد دانش آموزان، می بایست دانش اموزان افرادی متفکر، خلاق، منتقد و دارای بینش علمی پرورش یابند و این تنها از طریق انتقال مفاهیم به ذهن آنها بدست نمی آید، بلکه لازم است در برنامه های درسی مدارس گنجانده شود تا از این شیوه دانش آموزان قابلیت های چگونه آموختن را از طریق نظم فکری بیاموزند و در زندگی روزمره خود به کار برند. ضرورت پرورش تفکر و خلاقیت در دانش آموزان از ان جهت است که پایه و اساس یادگیری و ادراک را تفکر تشکیل می دهد و پیشرفت انسان ها در زمینه های علمی، ادبی، هنری و اخلاقی و معنوی در نتیجه تفکر و اندیشیدن و خلاقیت به وجود می آید.

    کلید واژگان: تفکر, خلاقیت, دانش آموزان, آموزش
  • امیرمحسن عرفان
    هدف

    این پژوهه با هدف اکتشاف مهم ترین برون دادهای کاربست تفکر خلاق در هنرمند مهدوی سامان یافته است.

    روش

    این تحقیق روش تبیینی _ تحلیلی را در پردازش محتوا مبنا قرار داده است، و بر حسب دستاورد یا نتیجه تحقیق از نوع توسعه ای _ کاربردی و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده، یک تحقیق کیفی است. روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ای و در استکشاف از توصیف بهره برده شده است.

    یافته ها

    مهم ترین نقش تفکر خلاق در توانمندسازی فردی هنرمند است. این توانمندسازی در دو ساحت انگیزشی و مهارتی قابل رصد است. غلبه ریشه یابی بر عارضه بینی، خلق احساس خود اثربخشی، تعهد پایدار و درک هوشمندانه تفاوت های فردی در انتقال پیام مهدوی مهم ترین یافته های تحقیق در توانمندسازی انگیزشی و روانی هنرمند مهدوی است. طراحی نوآورانه اثر هنری و رشد ابتکارات احساسی نیز در توانمندسازی مهارتی هنرمند در عرصه آموزه مهدویت موثر است.

    نتیجه

    نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان که تفکر خلاق، ارتقای قدرت انگیزشی، نوآوری و عزت نفس در حوزه توانمندسازی فردی هنرمند مهدوی را ارتقا می دهد.

    کلید واژگان: تفکر, خلاقیت, توانمندسازی, هنر, هنرمند, مهدویت
    AmirMohsen Erfan
    Purpose

    This study was organized with the purpose of discovering the most important outputs of creative thinking in the artist Mahdavi.

    Method

    This research is based on the explanatory-analytical method in content processing, and according to the achievement or result of the research, it is a developmental-applied type and in terms of the type of data used, it is a qualitative research. The method of collecting information is library type and description is used in exploration.

    Findings

    The most important role of creative thinking is in empowering the individual artist. This empowerment can be observed in two fields of motivation and skill. Overcoming the rooting problem, creating a sense of self-efficacy, stable commitment and intelligent understanding of individual differences in conveying Mahdavi's message are the most important research findings in the motivational and psychological empowerment of Mahdavi artist. The innovative design of the artwork and the growth of emotional initiatives are also effective in empowering the artist in the field of Mahdavit doctrine.

    Result

    The results of the analysis and combination of the collected data show that it promotes creative thinking, promotion of motivational power, innovation and self-esteem in the field of personal empowerment of Mahdavi artist.

    Keywords: thinking, creativity, Empowerment, art, artist, Mahdaviiat
  • داوود فرهمندکیا

    با پیشرفت روز افزون دانش و تکنولوژی و جریان گسترده اطلاعات، امروزه جامعه ما نیازمند مهارت هایی خواهد بود که باید همگام با توسعه علم و فناوری پیش رود. هدف پژوهش حاضر تاثیر استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات بر رشد تفکر خلاق دانش آموزان دوره متوسطه می باشد. این پژوهش به روش شبه تجربی و با استفاده از آزمون استاندارد تورنس و با گروه کنترل انجام گردید و جامعه آماری آن کلیه دانش آموزان پسر دبیرستان های شهرستان ساری بوده است که حجم نمونه از یک کلاس 30 نفری از مدارس عادی به عنوان گروه کنترل ویک کلاس30 نفری از مدرسه هوشمند به عنوان گروه آزمایش انتخاب گردید ، ضریب پایایی این آزمون 0/8 تا 0/9 برآورد شده است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از دو روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. برای مشخص کردن معنا دار بودن اختلاف، از آزمون تی مستقل برای محاسبه تفاوت میان میانگین های گروه کنترل و آزمایش استفاده شد و نتایج بدست آمده استفاده از فناوری اطلاعات وارتباطات را در رشد تفکر خلاق (سیالی،ابتکار،انعطاف پذیری،بسط) دانش آموزان موثر می داند.

    کلید واژگان: فناوری, اطلاعات, ارتباطات, تفکر, تفکر خلاق, دانش آموزان
  • نسترن پورصالحی*

    کتاب کودک بر رشد زبانی، شناختی، شخصیتی و اجتماعی کودکان اثرگذار است. داشتن تعریف دقیق از این مفهوم می تواند به رشد همه جانبه کودک کمک نماید. به این ترتیب هدف از این پژوهش آن بود که بر مبنای تعریفی که علامه طباطبایی از کتاب در قرآن ارایه کرده است، به مفهوم کتاب کودک دست پیدا کنیم. برای این منظور از روش کتابخانه ای و گروه کانونی استفاده شد. 6 نفر از متخصصان که مطالعات قرآنی داشتند در گروه کانونی مشارکت داده شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های کیفی، سه نوع کتاب را در زندگی کودک شناسایی کرد: کتاب فیزیکی دربردارنده خاطرات و تجربیات کودک و تثبیت باورها از طریق آن؛ کتاب والدین و سبک زندگی آنان (رفتار و گفتار والدین و اطرافیان کودک، امکانات و محل زندگی او)؛ کتاب طبیعت و پدیده های طبیعی. به این ترتیب بر اساس یافته ها پیشنهاد می شود والدین از اثر ارتباطی خود بر کودک غافل نبوده و تلاش نمایند از طریق انواع کتاب های شناسایی شده رشد همه جانبه ای را برای کودک فراهم آورند.

    کلید واژگان: کلام, تفکر, کتاب کودک, سبک زندگی, طبیعت, والدین
    Nastaran Poursalehi*

    Children's books affect children's language, cognitive, personality, and social development. The presence of an accurate definition of this concept can help the child's holistic development. The present study aimed to reach the concept of children's books based on the definition, that Allameh Tabatabai provided from the Qur'an. The library method and focus group have been used. Six experts who had Quranic studies were included in the focus group. The qualitative data analysis identified three types of books in a child's life: 1) a physical book contains the child's memories and experiences and establishing beliefs through it, 2) The book "Parents and their lifestyles" (behavior and speech of the parents and the child's surroundings, facilities and place of his life), 3) a book about nature and natural phenomena. Based on the findings, parents should not ignore the effect of their communication with the child and try to provide holistic development for the child through the three types of books.

    Keywords: Language, Thinking, Children's Book, Lifestyle, Nature, Parents
  • سعید گراوند، مریم جبارپور، آذین مرندی

    در تفکر فلسفی هند، فلسفه عبارت است از تبیین سرشت باطنی-ترین ذات جهان. در این شیوه از تفکر شرقی، فلسفه عبارت است از برهما ویدیا یا آگاهی از برهمن. فلسفه هندی نه فقط فلسفه است بلکه طریق رستگاری نیز است. در واقع، هندوها واژه "درشنه"را برای فلسفه به کار می برند که در تفکر فلسفی هند نوعی تفکر و بینش (بصیرت) است که بیش از هر چیز مبتنی است بر اشراق و شهود. هندوها واژه"دهرمه"یعنی طریق و نظم و هماهنگی درست در جهان را نیز برای فلسفه به کار می برند. به همین دلیل است که متفکران هندی معتقدند حکمت و فلسفه هند، حکمتی -است که در راستای دهرمه و نظم و هماهنگی درست جهان شکل گرفته است.از مشخصه های ایجابی تفکر فلسفی هند می توان به اهتمام برای کشف حقیقت، پیوند و آشتی با طبیعت، حضور شهود به جای توجه به عقل و استدلال، تنوع و گوناگونی مکاتب، وحدت در مسایل اخلاقی و معنوی، توجه به مساله هنر اصیل، توجه به زبان و علوم باطنی و روانشناسی ژرفا، و فهم مطلق به صورت سلبی و برتری خود کلی بر خود فردی اشاره کرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که حکمت و تفکر فلسفی هند در کشف حقایق بیشتر از روش شهودی بهره گرفته و برهان و استدلال حتی برای اثبات وجود خدا در آن جایگاه چندانی ندارد. عدم رشد علوم طبیعی، ریاضت طلبی و انکار واقعیت های عینی جهان و عدم توجه به دنیا و علوم دنیوی، غفلت از تاریخ و فلسفه تاریخ از مشخصه-های سلبی حکمت و فلسفه هند است.

    کلید واژگان: تفکر فلسفی هند, فلسفه هند, تفکر, حکمت, شهود
    Saeed Geravand

    In Indian philosophical thinking, philosophy is the explanation of the nature of the innermost essence of the world. In this way of eastern thinking, philosophy is Brahmavidya or knowledge of Brahman. Indian philosophy is not only a philosophy but also a way of salvation. In fact, Hindus use the word "darshan" for philosophy, which in Indian philosophical thinking is a type of thinking and insight (insight) that is based on intuition more than anything else. Hindus also use the word "dharma" for philosophy, which means the right way and order and harmony in the world. This is the reason why Indian thinkers believe that the wisdom and philosophy of India is a wisdom that has been formed in line with dharma and the correct order and harmony of the world. One of the positive characteristics of Indian philosophical thinking is the effort to discover the truth, connection and reconciliation with Nature, the presence of intuition instead of paying attention to reason and reasoning, diversity and variety of schools, unity in moral and spiritual issues, attention to the issue of original art, attention to language and esoteric sciences and deep psychology, and absolute understanding in its negative form and superiority Kelley pointed at Freddie himself. The findings of the research show that Indian wisdom and philosophical thinking use more intuitive methods in discovering truths, and arguments do not have much place in it even to prove the existence of God. Lack of development of natural sciences, austerity and denial of the objective realities of the world, lack of attention to the world and worldly sciences, neglect of history and philosophy of history are negative characteristics of Indian wisdom and philosophy.

    Keywords: Indian philosophical thinking, Indian philosophy, thinking, wisdom, intuition
  • احسان کاظمی*، محسن جمشیدی، عبدالله بیننده
    بحث در خصوص ماهیت و ابعاد تفکر و تعقل به عنوان موضوعی بنیادین، همواره دغدغه نوع انسان و به خصوص فیلسوفان بوده است. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن بحث از تفکر به معنای لغوی و اصطلاحی، جایگاه آن در فلسفه و فلسفه سیاسی اسلامی موردبررسی قرار گیرد و برای این منظور به آرای فارابی و ملاصدرا رجوع شده است. نتیجه آنکه، در فلسفه اسلامی، تفکر در نسبت با هستی شناسی و قراردادن انسان به عنوان بخشی از هرم هستی قابل درک است و تفکر او در چنین منظومه ای معطوف به سعادت است. فارابی این مسیله را ذیل بحث از سلسله عقول و مراتب آن موردبحث قرار داده است و ریاست مدینه فاضله را از آن کسانی می داند که به مرتبه «عقل مستفاد» رسیده باشند و نیل به همین مرتبه را مقسم انواع مدینه قرار داده است. ملاصدرا نیز، به صورتی دیگر به همین نکته رهنمون شده است با این تفاوت که برای او عقلانیت در کنار اشراق و وحی مطرح شده است و تفکر یکی از این ارکان سه گانه است و اندیشه سیاسی او نیز به تبع این تحول در مبادی به سوی نوعی حکومت شرعی متمایل شده است که او از آن به «علمای اهل معرفت» تعبیر کرده است.
    کلید واژگان: تفکر, سیاست, فلسفه اسلامی, فلسفه سیاسی, فارابی
    Ehsan Kazemi *, MOHSEN JAMSHIDI, ABDOLAH BINANDE
    The discussion about the nature and dimensions of thinking/reasoning as a fundamental issue has always been the concern of human beings and especially philosophers. In this article, an attempt has been made to discuss thinking in the literal and idiomatic sense, its place in Islamic philosophy and political philosophy, and for this purpose, the opinions of Farabi and Mulla Sadra have been referred to. The result is that, in Islamic philosophy, thinking can be understood in relation to ontology and placing man as a part of the pyramid of existence, and his thinking in such a system is aimed at happiness. Al-Farabi has discussed this issue under the discussion of the chain of intellects and its levels, and he considered the head of Madinah Utopia to be one of those who have reached the rank of "utilized intellect" and has divided the attainment of this rank into the types of Madinah. Mulla Sadra has also been guided to the same point in another way,
    Keywords: thought, Politics, Islamic Philosophy, political philosophy, Farabi
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال