به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "روش شناسی" در نشریات گروه "علوم انسانی"

  • محمدحسین صاعد رازی*

    برای مرجعیت منبع جامع و خطاناپذیر قرآن، در علوم انسانی، می توان با مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی زمینه های اولیه را فراهم کرد و با توجه به تفاوت روش شناسی تحقیق در علوم انسانی با روش شناسی تحقیق در قرآن کریم، لازم است یک روش شناسی مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی برای ارتباط معرفتی میان این دو عرضه شود. برای رسیدن به این هدف، باید با توجه به روش شناسی متفاوت علوم انسانی موجود و مطالعات قرآنی، روش هایی که می توان به وسیله آن روش ها، ارتباط معرفتی میان داده های علوم انسانی موجود و داده های قرآنی ایجاد کرد، مورد بررسی قرار دهیم و در نهایت روش مطلوب عرضه شود. روش هایی همچون «کشف و استنباط»، «تایید و تکمیل»، «داوری و تهذیب»، «تکیه بر پیش فرض های قرآنی برای تاسیس علوم انسانی دینی»، «فرضیه انگاری تعالیم قرآن» و «تاثیر غیرمستقیم و عدم مداخله» و «تولید علوم انسانی با پشتوانه تعالیم بنیادی قرآن به مثابه مفروضات نظری» قابل عرضه است، اما هیچ یک از این روش ها کامل نبوده و از وجاهت لازم برخوردار نیست. بر این اساس این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، به این پرسش پاسخ خواهد داد که مرجعیت علمی قرآن در عرصه مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی با چه روشی امکان پذیر است؟ نتیجه و دستاورد این تحقیق، عرضه روشی مستدل و قابل قبول برای مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی است.

    کلید واژگان: روش شناسی, مرجعیت علمی قرآن, مطالعات میان رشته ای, علوم انسانی
    Mohmmadhossein Saedrazi *

    To establish the authority of the Quran as a comprehensive and infallible source in the humanities, interdisciplinary studies between the Quran and the humanities can lay the initial groundwork. Given the differences in research methodology between the humanities and the Quran, it is necessary to develop a methodology for interdisciplinary studies that facilitates epistemic connections between the two fields. To achieve this goal, considering the differences between existing humanities methodologies and Quranic studies, it is necessary to examine the methods through which an epistemic connection can be established between the data of the humanities and Quranic knowledge, and ultimately, an appropriate methodology should be presented. Methods such as discovery and inference, confirmation and completion, evaluation and refinement, reliance on Quranic presuppositions for the establishment of Islamic humanities, hypothesis formation based on Quranic teachings, indirect influence and non-intervention, and the production of humanities knowledge with Quranic fundamental teachings as theoretical premises are among the proposed approaches. However, none of these methods are complete or possess the necessary validity. Accordingly, this article, using a descriptive-analytical method, seeks to answer the question: Through what methodology can the scientific authority of the Quran be established in interdisciplinary studies of the Quran and the humanities? The findings of this research present a well-reasoned and acceptable methodology for interdisciplinary studies of the Quran and the humanities.

    Keywords: Methodology, Scientific Authority Of The Quran, Interdisciplinary Studies, Humanities
  • روش شناسی در علوم سیاسی بر مبنای تفکر شارحان مکتب صدرایی
    سید امین تقوی فر *

    در میان همه نظریه ها، نظریه حکمت صدرایی جایگاه ویژه ای دارد. گستردگی مولفه ها و تکثر مفاهیم در آن موجب توانمندی و چندجانبگی این نظریه شده است. هدف از مقاله حاضر آن است تا بر اساس حکمت صدرایی یک روش شناسی جدید ارائه شود. از آنجا که هر نظریه بر اساس مبانی اپیستمولوژیک و معرفت شناختی خود روش خاصی را شناسایی یا توصیه می کند از این روی پژوهش حاضر می کوشد، با برجسته سازی مفاهیم اصلی فلسفه صدرایی و قرار دادن سایر مفاهیم و مولفه ها ذیل آن ها، فهم و چگونگی به کارگیری این نظریه را در موضوعات گوناگون فلسفی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی در چارچوب یک روش شناسی جدید ارائه دهد. هرچند انتخاب یک روش از میان روش های دیگر گزینشی و اختیاری است، اما انتخاب هر روش برای هر موضوعی صحیح نبوده و نمی تواند بدون دلیل و مبنا باشد، بنابراین نظریه صدرایی در بیشتر موارد به دنبال رد سایر نظریات نیست بلکه به دنبال اصلاح آنهاست. در این مقاله از روش تحقیق کیفی استفاده شد و شیوه جمع آوری اطلاعات به صورت فیش برداری و روش تجزیه و تحلیل داده ها به صورت توصیفی تحلیلی می باشد. آنچه این مقاله را متمایز می کند استفاده از آخرین نظریات اساتید متاله و شارحان مکتب صدرایی در این زمینه است.

    کلید واژگان: روش شناسی, حکمت صدرایی, متودولوژی, علوم سیاسی, علوم اجتماعی
    Methodology in political science on the separation of the interpretations of the Sadrai school
    Seyed Amin Taghavifar *

    Among all theories, wisdom Sadraei's theory has a special place. The wide range of components and the multitude of concepts in it have made this theory powerful and versatile. The purpose of this article is to present a new methodology based on wisdom Sadraei. Since each theory identifies or recommends a specific method based on its epistemological and epistemological foundations, the present research tries to understand and how to apply this theory by highlighting the main concepts of Sadra's philosophy and placing other concepts and components under them. To present various philosophical, social, legal and political issues in the framework of a new methodology. Although the choice of one method among other methods is selective and optional, but the choice of each method is not correct for any subject and cannot be without reason and basis, therefore Sadra'i theory in most cases does not seek to reject other theories but seeks to modify them. In this article, a qualitative research method was used, and the method of data collection is a survey and the method of data analysis is descriptive and analytical. What differentiates this article is the use of the latest ideas of Mutalaeh professors and commentators of the Sadrai school in this field.

    Keywords: Methodology, Hakmat Sadraei, Political Sciences, Social Sciences
  • اسماعیل کلانتری*

    هدف این پژوهش، توسعه سناریونگاری به عنوان روشی برای آزمایشگاه سیاستی است. به این منظور ساختار نهادی سیاست علم و فناوری در ایران به عنوان مورد مطالعه، انتخاب و با 20 نفر از خبرگان و مطلعین سیاست علم وفناوری در ایران، مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. همچنین برای سناریونگاری از روش هشت مرحله ای شوارتز استفاده شد. بر این اساس، دو عدم قطعیت کلیدی، 1- ساختار (باز/ بسته) و 2- قواعد رفتار (مشارکت همکارانه و مجادله منازعانه) و چهار سناریوی، 1- شبکه سیاستی مشارکتی، 2- نظام دولتی، 3- رویکرد رفع تکلیفی و 4- ساختار جزیره ای، شناسایی شد. همچنین پیامدهای هر سناریو، احصا و سناریوی مطلوب (سناریوی شبکه سیاستی مشارکتی) انتخاب شد. به این ترتیب، نشان داده شد که سناریونگاری به عنوان یک روش متداول در مطالعات آینده پژوهی می تواند با شناسایی پیامدهای یک سیاست، به مثابه روشی برای آزمایشگاه سیاستی نیز مورد استفاده قرار  گیرد. این ادعا از طریق بررسی یک مورد واقعی (ساختار نهادی سیاست علم وفناوری در ایران) به آزمایش گذاشته شد. به این ترتیب، مفهوم آزمایشگاه سیاستی به لحاظ روش شناسی، توسعه پیدا کرد. بر این مبنا، توصیه می شود که سیاست گذاران علم و فناوری پیش از اجرای هر سیاست در گستره جامعه و آزمون و خطای آن در عرصه عمومی، به ارزیابی پیامدهای آن در آزمایشگاه سیاستی، به روش های مختلف ازجمله روش سناریونگاری بپردازند.

    کلید واژگان: آزمایشگاه سیاستی, سناریونگاری, روش شناسی, سیاست علم وفناوری, ساختار نهادی
    Esmaeel Kalantari *

    This study aims to develop scenario planning as a method for policy laboratories. The institutional structure of science and technology policy in Iran was selected as the case study, with in-depth, semi-structured interviews conducted with 20 experts and informants in Iranian science and technology policy. Schwartz’s eight-step scenario planning method was applied. Based on this, two key uncertainties—1) Structure (open/closed) and 2) Rules of Conduct (collaborative participation vs. contentious dispute)—were identified, leading to four scenarios: 1) Collaborative Policy Network, 2) Government System, 3) Obligation-Relief Approach, and 4) Island Structure. The outcomes of each scenario were evaluated, and the most desirable scenario, the Collaborative Policy Network, was selected. This study demonstrates that scenario planning, a widely used method in foresight studies, can also function as a policy laboratory by assessing the potential consequences of a policy. It is recommended that science and technology policymakers evaluate policy outcomes in a policy laboratory through methods like scenario planning before implementing them broadly and subjecting them to public trial and error.

    Keywords: Policy Laboratory, Scenario Planning, Methodology, Science, Technology Policy, Institutional Structure
  • مرتضی عباسی

    پژوهش حاضر به بررسی روش های پاسخگویی به شبهات از دیدگاه آیت الله خامنه ای می پردازد. شبهات، در دنیای امروز، به عنوان جایگزینی جدی برای جنگ نظامی مطرح هستند و همچون تیرهای زهرآگین بر پیکره عقاید مومنان فرود می آیند و رفته رفته به کاهش اثرگذاری آن ملت الهی منجر می شوند. این مقاله به تحلیل روش های پاسخگویی عالمی می پردازد که به دلیل نوع مسئولیت هایش همواره در خط مقدم پاسخگویی به شبهه افکنان قرار دارد و توانمندی های او بر کسی پوشیده نیست. نگارنده به بیان روش های ترکیبی پاسخگویی ایشان که شامل پاسخ به اصل شبهه با مخاطب شناسی دقیق، ملاحظه زمان و مکان و همچنین پیشگیری و پیش بینی هوشمندانه، می پردازد. همچنین، استفاده از رسانه های نوظهور و هنرهای جذاب متناسب با ذائقه مخاطب در انتقال مطالب و پاسخگویی به شبهات از دیگر مواردی است که ایشان بر آن تاکید دارند. برنامه ریزی دقیق و به‎کارگیری تمامی ظرفیت های سازمانی و غیرسازمانی را در رفع شبهات لازم می داند. این تحقیق برای تلاشگران حوزه پاسخگویی به شبهات، دریچه ای جدید ایجاد کرده و مطالبی را در اختیارشان قرار می دهد تا با استفاده از این روش ها، صرفا به پاسخگویی اکتفا نکرده و از عوامل مفید دیگر غفلت نکنند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، برگرفته از بیانات و کتب مرتبط با سخنان ایشان است.

    کلید واژگان: روش شناسی, روش پاسخگویی, شبهات, آیت الله خامنه ای
  • سید حسن موسوی اصل*، محمدحسین نصیری

    پژوهشگران پس از اطلاع از منابع معرفتی دانشی که مطالعه می نماید، برای سامان دهی به ساختار علمی ذهن خود یا مواجهه با نظریات و دیدگاه های مخالف، نیاز به روشی مطلوب دارد. علم روش شناسی می تواند دیدگاه روشنی از معیارها و موازین هر علم را برای مخاطبان روشن سازد. برای انتخاب روشی صحیح و ثمربخش، ابتدا باید تا حدودی روش های گوناگون را بررسی کرد تا به انواع آن احاطه پیدا کرد.این نوشتار با روش تحلیلی-نظری به روش شناسی علمای امامیه در اعتبارسنجی احادیث و نقد و اثبات شان نزول آیه ولایت می پردازد. علمای امامیه در این مسیر علاوه بر اثبات صدور روایت، از روش های جدلی مانند تواترسازی بر مبنای دیدگاه های برخی از علمای بزرگ اهل سنت، برای اتمام حجت بر مخالفین استفاده نموده اند. نتیجه این بررسی ها نشان می دهد که علمای امامیه به طور حداکثری از ابزار حدیثی و علمی برای اثبات صدور روایت و نقد روایات معارض بهره برده اند.

    کلید واژگان: روش شناسی, نقد سند, تواترسازی, تعارض روایات, نقد متن محور
    Seyyed Hasan Mousavi Asl *, Mohammadhosein Nasiri

    After researchers are informed about the epistemological sources of the subject they are studying, they require an appropriate methodology to organize their intellectual structure or to engage with opposing viewpoints. The science of methodology can provide clarity on the criteria and standards of any field for its audience. To choose the correct and effective method, it is necessary to first examine various methodologies to gain a comprehensive understanding of them. This paper, using an analytical-theoretical approach, examines the methodology employed by Imami scholars in validating narrations and the critical analysis of the occasion of revelation (Shan-e-Nuzul) of the Verse of Wilayah. In this process, Imami scholars, in addition to proving the authenticity of the narrations, have utilized dialectical methods, such as making the narrations “mutawatir” (widely transmitted) based on the views of some prominent Sunni scholars, to refute opponents. The results of this analysis show that Imami scholars have extensively used both textual and scholarly tools to prove the authenticity of the narrations and critique opposing narrations.

    Keywords: Methodology, Narration Criticism, Mutawatir (Widely Transmitted Narration), Conflict Of Narrations, Text-Centered Criticism
  • محمدباقر عالی*، مهدی غضنفری، ناصر پورصادق، علی اصغر پور عزت

     علاقه فزاینده در مورد حکمرانی در جامعه نیازمند فهم و بهبود روش های کسب معرفت در دانش حکمرانی است. این پژوهش باهدف بررسی روش شناسی رساله های دکتری در موضوع حکمرانی سازماندهی شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی، و از جنبه ماهیت داده ها و شیوه تحلیل در زمره پژوهش های کیفی است. در این تحقیق داده های پژوهش با استفاده از فن فراترکیب (روش هفت مرحله ای ساندولسکی و باروسو) جمع آوری و تحلیل شده است. در این پژوهش واحد ثبت، مستندات (رساله ها) و واحد تحلیل، بند است. از پایگاه های داده معتبر تعداد 425 مستند به عنوان جامعه آماری انتخاب و با روش نمونه گیری هدفمند، غربالگری و تعداد 40 مستند (نمونه پژوهش) برای تحلیل انتخاب شدند. برای تحلیل مضمون اسناد از نرم افزار مکس کیودی ای 2020 استفاده شد.بر اساس نتایج حاصله، روش شناسی مورداستفاده در بسیاری از پژوهش ها، روش کیفی است. بیشتر این تحقیقات کاربردی بوده، از روش کتابخانه ای و مصاحبه برای جمع آوری داده ها و برای انتخاب جامعه آماری، از خبرگان بهره گرفته و از روش هدفمند غیرتصادفی برای انتخاب نمونه آماری استفاده کرده اند. رساله های بررسی شده عمدتا از روش تحلیل مضمون به عنوان راهبرد پژوهش و از روش مصاحبه مجدد برای اعتبارسنجی استفاده نموده اند. باتوجه به یافته های تحقیق، توصیه می شود انجام پژوهش در قلمروهای غیراقتصادی معطوف به مسائل واقعی حکمرانی کشور، توجه به بافتار بومی کشور در روش شناسی و مطالعات حکمرانی و گنجاندن تحقیقات حکمرانی در بودجه های پژوهشی موردتوجه پژوهشگران و کنشگران حکمرانی قرار گیرد.

    کلید واژگان: روش شناسی, روش شناسی رساله های دکتری, مطالعات حکمرانی, فراترکیب
    Mohammadbagher Aali *, Mehdi Ghazanfari, Naser Poursadegh, Aliasghar Pourezzat

    The growing interest in governance in society requires understanding and improving the methods of acquiring knowledge in the governance discipline. This research was organized to examine the methodology of Ph.D. dissertations on the subject of governance. In terms of purpose, this research is applied, and in terms of the nature of data and method of analysis, it is among qualitative research. In this research, research data has been collected and analyzed using meta-synthesis (Sandolski and Barroso's seven-step method). In this research, the registration unit is dissertations  and the unit of analysis is the clause. 425 dissertations  were selected as the statistical population from valid databases and were selected by targeted sampling method, screening and 40 documents (as research samples) for analysis. MAXQDA 2020 software was used to analyze the content of the documents. Based on the results, the methodology used in many research is the qualitative method. Most of these researches have been applied, they have used the library method and interviews to collect data and to select the statistical population, experts have been used, and they have used a targeted non-random method to select the statistical sample. The examined treatises mainly used the thematic analysis method as a research strategy and re-interview method for validation. According to this research, it is recommended to conduct research in non-economic areas focused on the real issues of governance in the country, to pay attention to the country's native context in governance studies and methodology, and to include governance research in research budgets.

    Keywords: Methodology, Phd Dissertation Methodology, Governance Studies, Metasynthesis
  • مجید غمامی*، حسن محسنی، نیما رحمانی فرد
    یکی از مشکلات فراروی پژوهشگران مطالعات حقوق تطبیقی، فقدان اجماع برای انتخاب یک روش خاص جهت انجام این مطالعات است. از یک سو، «حقوق تطبیقی» و به ویژه «روش شناسی آن» علمی جوان و نوپا بوده و در دهه های اخیر همواره مورد نقد و تغییرات گسترده قرار گرفته است. از سوی دیگر، تفکیک مطالعه تطبیقی از بررسی بستر تاریخی، اجتماعی و فرهنگی کشورهای مورد مطالعه ممکن نیست. این امر، انتخاب روشی مناسب برای مطالعه تطبیقی را به جهت جنبه چندوجهی بودن آن، با دشواری مضاعف مواجه نموده است. در این پژوهش پس از تبیین مفاهیم بنیادین مربوط به روش شناسی حقوق تطبیقی، بستر تاریخی و روند شکل گیری آیین دادرسی مدنی ایران بررسی شده است. با توجه به نوپابودن موضوع «روش شناسی حقوق تطبیقی» به طور ویژه و به طور کلی نو پدید بودن «حقوق تطبیقی» به عنوان رشته ای مستقل از سایر رشته های مطالعات حقوقی، نظام آیین دادرسی مدنی ایران علی رغم تلاش های قابل ستایش اندیشمندان، نتوانسته است بهره کافی را از مطالعات حقوق تطبیقی، به ویژه در حوزه نظام قانون گذاری آیین دادرسی مدنی برده باشد.
    کلید واژگان: حقوق تطبیقی, روش شناسی, روش ها, مطالعات تطبیقی, حقوق آیین دادرسی مدنی
    Majid Ghamami *, Hassan Mohseni, Nima Rahmani Fard
    One of the challenges encountered by researchers in comparative law studies is the lack of consensus regarding the selection of a specific methodology for conducting these studies. On one hand, “comparative law” and especially “its methodology” is a relatively young and evolving field that has faced numerous criticisms and evolutions in recent decades. On the other hand, it is essential to separate a comparative study from the historical, social, and cultural context of the countries under study, as these factors cannot be separated from a comparative analysis. This complexity has made it difficult to identify an appropriate method for conducting comparative studies due to their multifaceted nature. In this study, we first explain the fundamental concepts related to the methodology of comparative law, the historical context and the development of Iranian civil procedure. Given the nascent nature of the subject of “comparative law methodology” in particular and the recent emergence of “comparative law” as an independent field of legal studies more broadly, the Iranian civil procedure system, despite the commendable efforts of scholars, has not sufficiently from comparative law studies, particularly in the area of the legislative framework of civil procedure law.
    Keywords: Comparative Law, Methodology, Methods, Comparative Studied, Civil Procedural Law
  • امین نواختی مقدم*
    متافیزیک در تاریخ فلسفه پیشینه ای دیرینه دارد. هرچند که به قدمت خود فلسفه نمی رسد، همواره بخشی اساسی از نظام های فلسفی بوده و به عنوان فلسفه اولی، یعنی برترین بخش دانش عقلی، شناخته شده است. گاه نیز متافیزیک مترادف با فلسفه در نظر گرفته شده و به بررسی مسائل بنیادین، جوهر و واقعیت امور یا همان هستی محض پرداخته است. با این حال، در نتیجه تحولات فکری، متافیزیک با انتقادهای جدی و حتی انکار مواجه شده است. ایمانوئل کانت و رودلف کارناپ، دو فیلسوف برجسته از دو جریان اصلی فلسفی، دیدگاه های انتقادی ای نسبت به متافیزیک اتخاذ کردند که تحولات عمیقی در این حوزه پدید آورد. کانت با طرح انقلاب کپرنیکی و تمایز میان گزاره های تحلیلی/تالیفی و مفاهیم پیشینی/پسینی، امکان پذیری متافیزیک را مورد بررسی قرار داد. در مقابل، کارناپ، از چهره های شاخص حلقه وین، با ارائه نظریاتی درباره احکام تحلیلی/تالیفی و نسبت آن ها با تجربه، نظامی معرفت شناختی بنا کرد که گزاره های متافیزیکی را بی معنا تلقی می کرد .این مقاله به دنبال پاسخ به پرسش های زیر است: کدام جنبه از فلسفه کانت موجب احیای فلسفه و تاثیر بر کارناپ و پوزیتیویسم منطقی حلقه وین شده است؟ نقد و تبیین کانت از متافیزیک چگونه بوده است؟فلسفه عقل گرای کانت چه تاثیری بر تجربه گرایی پوزیتیویست های منطقی داشته است؟ مقایسه دیدگاه های این دو فیلسوف نشان می دهد که کارناپ از فلسفه کانت الهام گرفته است. با این حال، تفاوتی بنیادین میان آن ها وجود دارد: کانت تلاش کرد متافیزیک را از چارچوب سنتی آن رها کرده و به شکلی علمی و استوار بازتعریف کند؛ درحالی که کارناپ، با تاکید بر تجربه گرایی و انکار ارزش متافیزیک، در پی حذف آن و علمی کردن معرفت بشری بود.
    کلید واژگان: روش شناسی, معرفت شناسی, علم مدرن, احکام تحلیلی, احکام پسینی, متافیزیک, فلسفه تحلیلی, کانت, کارناپ
    Amin Navakhti Moghaddam *
    Metaphysics has a long-standing history in philosophy. Although it does not date back as far as philosophy itself, it has always been a fundamental part of philosophical systems and is regarded as "first philosophy", the highest domain of rational knowledge. At times, metaphysics has been considered synonymous with philosophy, addressing fundamental questions about the essence and reality of things, or pure being. However, as intellectual developments have progressed, metaphysics has faced serious criticism and even outright rejection. Immanuel Kant and Rudolf Carnap, two prominent philosophers from distinct philosophical traditions, adopted critical stances toward metaphysics, resulting in profound transformations within this field. Kant, through his Copernican Revolution and his distinction between analytic/synthetic propositions and a priori/a posteriori concepts, examined the conditions under which metaphysics could be considered possible. In contrast, Carnap, a leading figure of the Vienna Circle, developed theories on analytic/synthetic judgments and their relationship to experience, establishing an epistemological framework that dismissed metaphysical propositions as meaningless. This article seeks to address the following questions: Which aspects of Kant’s philosophy revitalized philosophical thought and influenced Carnap and the logical positivism of the Vienna Circle? How did Kant critique and redefine metaphysics? How did Kant’s rationalist philosophy shape the empiricism of the logical positivists? A comparison of these two philosophers’ perspectives reveals that Carnap drew significant inspiration from Kant’s philosophy. Nevertheless, a fundamental difference exists between them: Kant sought to liberate metaphysics from its traditional framework and redefine it in a scientific and rigorous manner. In contrast, Carnap, emphasizing empiricism and dismissing metaphysics as futile, aimed to abolish it entirely and pave the way for the scientific advancement of human knowledge.
    Keywords: Analytical, Synthetic, Kant, Carnap, Epistemology, Metaphysics, A Posteriori, A Priori
  • مجید احمدپور*، یحیی بوذری نژاد

    ژوهش حاضر درصدد بررسی «روش شناسی حکمت عملی تدبیر معماری در فرهنگ ایرانی اسلامی» است. زیرا به یک معنا، معماری را می توان در زمره «حکمت» به حساب آورد؛ زیرا هم در بستری از «دانش» تحقق می یابد و هم نیازمند «تدبیر» است؛ معماری ظهور سنخی از جهان نگری است که محصول فرهنگ جوامع انسانی تلقی می شود و همزمان «انتقال دهنده فرهنگ» نیز می باشد. سئوال اصلی تحقیق حاضر آن است که مکتب حکمی، جهان نگری و نظام ارزشی اسلامی با چه روشی امر معماری را در فرهنگ ایرانی در دو حوزه نظر و عمل تدبیر کرده است؟ در پاسخ، فرهنگ اسلامی، معیارهایی برای حکیمانه بودن امور مربوط به زیست انسانی تعیین کرده است که قاعدتا امر معماری نیز نمی تواند فارغ از آن معیارها باشد؛ از یک سو متعالی بودن حکمت به اتصال آن به عالم امر و دریافت افاضه و رحمت الهی تلقی شده است و از سوی دیگر با جریان های رقیب خود درگیر می شوند و نظام تدبیری خاصی را پیش می کشند. سازگاری عقل و وحی از مشخصه های حکمت عملی اسلامی در تدبیر امر معماری تلقی می گردد. نظام تدبیری که بر اثر اتصال به منظومه ی معرفتی وحیانی تعارضی با دستاوردهای عقلانی بشری پیدا نمی کند. به طور خاص، در ایران به دلیل عقبه شیعی خود و حوزه تعامل بین نقل و عقل و شهود که حکیمان مسلمان، دائما آن را تئوریزه کرده و حکمت را در ابعاد مختلف حیات انسانی امتداد داده و با آن زندگی کرده اند ظرفیت قابل توجهی را برای پی افکندن تدابیر حکیمانه زیست انسانی پیش روی نظام حکمرانی جامعه اسلامی قرار داده است.در این پژوهش به روش شناسی حکمت عملی تدبیر معماری در فرهنگ ایرانی اسلامی می پردازیم..

    کلید واژگان: روش شناسی, حکمت عملی, تدبیر معماری, فرهنگ ایرانی اسلامی, معماری ایرانی اسلامی
    Majid Ahmad Pour *, Yahya Bouzarinejad

    The current research aims to investigate the "methodology of architectural planning in Iranian Islamic culture". Because in a sense, architecture can be considered as "wisdom"; Because it is realized both in the context of "knowledge" and it requires "planning"; Architecture is the emergence of a worldview that is considered a product of the culture of human societies and at the same time it is also a "transmitter of culture". The main question of the current research is that, in what way has Islamic school of thought, worldview and value system devised the matter of architecture in Iranian culture in two fields of opinion and practice? In response, Islamic culture has determined criteria for the wisdom of matters related to human life, which, as a rule, architecture cannot be independent of those criteria; On the one hand, the transcendence of wisdom is considered to be its connection to the world of affairs and the receipt of God's grace and mercy, and on the other hand, they are involved with their rival currents and propose a special planning system. The compatibility of reason and revelation is one of the characteristics of Islamic practical wisdom in planning. It is considered an architectural matter. A strategic system that does not conflict with human rational achievements due to its connection to the epistemic system of revelation. In particular, in Iran, due to its Shiite background and the field of interaction between narration, reason and intuition, which Muslim sages have constantly theorized and extended wisdom in different dimensions of human life and lived with it, it has a significant capacity to find measures. Wisely, human life has placed before the governance system of Islamic society. In this research, we will discuss the practical wisdom of architectural planning in Iranian Islamic culture

    Keywords: Methodology, Practical Strategy, Architectural Planning, Iranian Islamic Culture, Iranian Islamic Architecture
  • علی محمدی هوشیار*

    مطالعه زیست جهان آسیب دیدگان و پیروان جریان ها و فرقه های انحرافی نیازمند روش و اصول منسجمی است تا درمانگر را در مرحله پیشادرمان یاری کند. زیست جهان یا جهان زندگی همان ذهنیت ها و آگاهی هایی است که در واکنش به حوادث و اقتضائات زمان در نهان انسان ساخته شده است و با فراهم کردن زمینه و بافتارها، رفتارهای بعدی انسان را مدیریت خواهد کرد. درمانگر برای آنکه اطلاع کافی از زمینه و علت های انحراف یا بیماری اندیشه ای به دست آورد، ابتدا ملزم به مطالعه زیست جهان بیمار به مثابه انجام آزمایش یا عکس برداری در علوم پزشکی است. در این فرایند، جهان درمانگری، جهان بیمار، جهان تعارضات، جهان اشتراکات و دیگرجهان به منزله جهان زندگی فرقه ای، به طور دقیق مطالعه می شوند. آنچه در دیگرجهان، به منزله جهان پنجم مورد مطالعه قرار می گیرد، مطالعه نوع بیماری پس از مطالعه زمینه و علل بیماری است. همه این مراحل، مقدمه و بستر مناسبی برای آغاز روند درمانی توسط درمانگر است. پس از پذیرش ضرورت مطالعه زیست جهان آسیب دیدگان فرقه ای برای استفاده در روند درمانی، چگونگی این مطالعه، پرسش اصلی نوشتار حاضر را شکل داده و در قالب پژوهش کاربردی -  توسعه ای در پی پاسخ به آن است.

    کلید واژگان: روش شناسی, زیست جهان, فرقه, جریان, انحراف, آسیب دیدگان
    Ali Mohammadi Hoshyar *

    Studying the lifeworld of victims and followers of deviant movements and sects requires a structured methodology and principles to assist therapists in the pre-treatment phase. The "lifeworld" refers to the mental frameworks and awareness formed in response to events and temporal circumstances, which create the contexts and foundations that govern an individual's subsequent behaviors. To gain sufficient insight into the causes and contexts of ideological deviation or illness, the therapist must first study the patient's lifeworld, akin to conducting tests or imaging in medical sciences. In this process, various dimensions of the lifeworld are examined in detail: the world of therapy, the world of the patient, the world of conflicts, the world of commonalities, and "the other world" as the sectarian lifeworld. The "other world," considered the fifth world, focuses on analyzing the type of illness after understanding its causes and context. These steps provide the foundation and framework necessary for the therapist to initiate the treatment process. Acknowledging the importance of studying the lifeworld of sectarian victims as a prerequisite for effective therapeutic intervention, this article addresses the central question of how such a study should be conducted. Employing an applied-developmental research approach, it seeks to provide answers to this critical inquiry.

    Keywords: Methodology, Lifeworld, Sect, Movement, Deviation, Victims
  • امیرحسین حاتمی*
    تاریخ فرهنگی یکی از انواع و شاخه های دانش تاریخ است که در طول سده بیستم میلادی به تدریج شکل گرفت و گسترش یافت. تاریخ فرهنگی به طور مشخص به موضوع شدن «فرهنگ» در تاریخ یا داشتن رویکردی فرهنگ گرا به تاریخ اشاره دارد. پیدایش و تکامل تاریخ فرهنگی طی مراحل مختلفی صورت گرفت. امروزه شکل مسلط این گونه از دانش تاریخ، «تاریخ فرهنگی جدید» (NCH) است که در طول دهه 80 میلادی پدید آمد و خیلی زود به یکی از پررونق ترین حوزه‍ های پژوهشی تاریخ بدل شد، اما با وجود داشتن صفت «جدید»، این گونه از دانش تاریخ بر زمینه ها و بنیان های کلاسیکی مبتنی بود که بدون آگاهی از آن، شناخت تاریخ فرهنگی جدید نیز میسر نخواهد بود؛ با این وصف در این مقاله بدون واردشدن به مجادلات مربوط به تشریح و توضیح مفهوم تاریخ فرهنگی جدید، به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی هستیم که مهم ترین زمینه ها و بنیان های کلاسیک تاریخ فرهنگی جدید کدام اند؟ بر پایه یافته های پژوهش، بنیان های کلاسیک تاریخ فرهنگی جدید هم از جنبه معرفت شناسی و هم از جنبه روش شناسی قابل شناسایی اند؛ از جنبه معرفت شناسی، تاریخ فرهنگی جدید بر تمایز اساسی استوار است که در قرن نوزدهم میان علوم طبیعی و علوم روحی/ فرهنگی نهاده شد. از منظر روش شناسی نیز تاریخ فرهنگی جدید مبتنی بر روش های تفسیری هرمنوتیکی است که از اواخر سده هجدهم و سراسر سده نوزدهم از سوی نظریه پردازان علوم فرهنگی تئوریزه شد؛ همچنین مورخان بزرگ فرهنگی در سده نوزده و ابتدای سده بیستم نظیر بورکهارت، هویزینگا، وبر و دیگران آثار کلاسیکی در تاریخ فرهنگی پدید آوردند که همگی زمینه ای تاریخی برای ظهور تاریخ فرهنگی جدید فراهم کردند.
    کلید واژگان: تاریخ فرهنگی, تاریخ فرهنگی جدید, بنیان های کلاسیک, معرفت شناسی, روش شناسی
    Amir Hossein Hatami *
    Cultural history is one of the types and branches of historical knowledge that was gradually formed and expanded during the 20th century. Cultural history specifically refers to becoming “culture” a subject in history or having a culturalist approach to history. The emergence and evolution of cultural history took place during different stages. Today, the dominant form of this type of historical knowledge is “New Cultural History” (NCH), which emerged during the 1980s and soon became one of the most prosperous research fields in history, but despite having the attribute “new”, this kind of knowledge of history was based on classical contexts and foundations, without being aware of which, knowledge of new cultural history will not be possible; With this description, in this article, without entering into the controversies related to the description and explanation of the concept of new cultural history, we are looking for an answer to the main question, which are the most important fields and classical foundations of new cultural history? Based on the findings of the research, the classical foundations of modern cultural history can be identified both from the epistemological and methodological aspects; from the aspect of epistemology, the new cultural history is based on the basic distinction that was established in the 19th century between natural sciences and the spiritual / cultural sciences. From the methodological point of view, the new cultural history is based on interpretative-hermeneutic methods that were theorized by cultural science theoreticians from the end of the 18th century and throughout 19th century. Also, great cultural historians in the nineteenth century and the beginning of the twentieth century, such as Burckhardt, Huizinga, Weber and others, wrote classic works in cultural history, which all provided a historical background for the emergence of new cultural history.
    Keywords: Cultural History, New Cultural History, Classical Foundations, Epistemology, Methodology
  • علی شهبانی نصری، محمدامیر احمدزاده*
    ایرج افشار را بیشتر در جایگاه یک ایران شناس، نسخه شناس و کتابدار می شناسند؛ بااین حال بخش گسترده ای از فعالیت های ایران شناسانه و نسخه شناسانه او ذیل فعالیت تاریخ نگارانه نیز قرار می گیرد. او مانند هر تاریخ نگار و تاریخ پژوه پرتوان، جدی و فعال دیگر روش های مقبول خود را در پژوهش تاریخی به کار می بست و در کنار میراث دیگر خود، توانست از نظر روش شناسی نیز بر بسیاری از همکاران هم نسل و نسل های بعدی تاثیر بگذارد و آنان از وی بسیار آموختند که چگونه سرگذشت آدمی را پژوهش کنند تا به درک بهتری از واقعیت گذشته دست یابند؛ به همین دلیل شناخت روش ها و گرایش های وی در تاریخ نگاری و تاریخ پژوهی حائز اهمیت بسیار است. در این مقاله کوشش شده است این روش ها بهتر شناخته شود و پاسخی به این پرسش داده شود که ایرج افشار چگونه تلاش می کرد که واقعیت گذشته ایران را بهتر بشناسد.
    کلید واژگان: ایرج افشار, روش شناسی, تاریخ نگاری, نسخه شناسی
    Ali Shahbani Nasri, Mohammad Amir Ahmadzadeh *
    Iraj Afshar is mostly known as an Iranologist, Manuscript expert and bibliographer; However, a large part of his Iranological and manuscript studies activities is also included under historiographical activity. Like every capable, serious and active history researcher and historian, he used his preferred methods in historical research, and along with his other legacy, he influenced many colleagues of the same generation and subsequent generations in terms of methodology. They learned a lot from him; including how to research human history to achieve a better understanding of the past. For this reason, it is very important to know his methods and tendencies in historiography and historical research. In this article, has been tried to achieve a better understanding of these methods and to give an answer to the question of how Iraj Afshar tried to better understand the reality of Iran's past.
    Keywords: Iraj Afshar, Methodology, Historiography, Manuscript Studies
  • ابوذر رجبی*، سید عبدالله هاشمی

    پژوهش حاضر با روش توصیفی، تحلیلی انتقادی و براساس یافته های کتابخانه ای مدعای «تجربه انگاری وحی» آقای سروش در کتاب «کتاب بسط تجربه نبوی»را از منظرروش شناختی، مورد ارزیابی قرار می دهد. ازجمله محورهای نقد و بررسی یک نظریه، کشف روش طرح و اثبات نظریه و مقایسه آن با روش علمی متناسب با تبار مسئله پژوهش است.این نظریه اگرچه با نقدهای گوناگونی مواجه شد، اما تاکنون از منظر روش شناسی، بررسی نشده است. بررسی ها نشان می دهد عبدالکریم سروش برای اثبات «تجربه انگاری وحی» از روش علمی مناسب با موضوع استفاده نکرده است. استدلال دراین باره باید یافته ای عقلی یا گزاره ای نقلی باشد و از سرچشمه حجت درونی یا بیرونی جوشیده باشد، اما ایشان، با بکارگیری مقبولات و مسلمات و یا شبه مقبولات، از روش جدلی و خطابی با هدف اسکات و اقناع مخاطب، بهره برده و در این راستا، دچار مغالطاتی نظیر«تفسیر نادرست»، «بزرگ نمایی»، «بستن راه استدلال»، «دلیل نامربوط» شده است.

    کلید واژگان: وحی, تجربه نبوی, عبدالکریم سروش, کتاب بسط تجربه نبوی, روش شناسی
    Abuzar Rajabi*, Seyyed Abdollah Hashemi

    The present research evaluates the claim of "experientiality of revelation" by Mr. Soroush in the book " Basti Tajribiyi Nabavi" from a methodological point of view, using a descriptive, critical and analytical method and based on library findings. Among the axes of criticism and review of a theory is the discovery of the method of design and proof of the theory and its comparison with the scientific method appropriate to the origin of the research problem. Investigations show that Soroush did not use the appropriate scientific method to prove the "experimentality of revelation". Argument in this regard should be a rational finding or a narrative statement and it should be derived from the source of internal or external evidence, but he, by using pubilikly accepted or quasi-accepted, used polemic and address method with the aim of persuading the audience and in this direction, has used fallacies such as "false interpretation", "exaggeration", "blocking the path of reasoning", "irrelevant reason".

    Keywords: Revelation, Prophetic Experience, Abdol Karim Soroush, Book Basti Tajribiyi Nabavi, Methodology
  • محمد محمودی کیا*
    با عنایت به اهمیت و جایگاه محوری اندیشه امام خمینی بر ساخت نظم سیاسی پسا انقلاب اسلامی و نیز شخصیت علمی ذو ابعاد ایشان، در این تحقیق بر آن هستیم تا با مراجعه به متن اندیشه عرفانی، اخلاقی و فلسفی، به این پرسش پاسخ دهیم که مبانی عرفانی، اخلاقی و فلسفی در نظم فکری امام خمینی چیست؟ یافته این پژوهش که با استفاده از کاربست نظریه هرمنوتیک قصدگرای اسکینر به دست آمده دلالت بر آن دارد که امام در مسئله شناخت، قائل به ذومراتب بودن شناخت است و با عنایت به محدودیت شناخت انسان به عالم طبیعیات، بر ضرورت دین و وجوب ارسال انبیا معتقد است و درنتیجه این نگرش، قائل به طیف گسترده ای از منابع شناخت اعم از منابع عقلی، متن مقدس و شهودی است. درزمینه هستی شناختی نیز در زمره قائلین به فلسفه متعالیه صدرایی بر وجود یک نظم سلسله مراتبی در عالم باور دارد و همه موجودات را مظهر و اسم خداوندی می داند که بر فطرت الهی مخمر گشته اند و درزمینه انسان شناسی نیز انسان را در عالی ترین مرتبه خود، در مقام کون جامع، خلیفه الله و مظهر انسان کامل یاد می کند و با طرح نظریه دو فطرتی در وجود انسان، یعنی فطرت مخموره محجوبه در حجاب طبیعت و فطرت مخموره غیرمحجوبه اولی را از جنود جهل و منشا شقاوت و دیگری را از جنود عقل و عامل سعادت انسان عنوان می کند. درزمینه روش شناسی نیز ایشان قائل به تکثر روش و استفاده از هر یک از روش های شناخت در محدوده کاربست پذیری آن است.
    کلید واژگان: امام خمینی, انسان شناسی, روش شناسی, معرفت شناسی, هستی شناسی
    Mohammad Mahmoodikia *
    Given the pivotal significance of Imam Khomeini’s thoughts in the development of post-Revolution political order and his multifaceted scientific personality, in this research study we intend to review his mystical, ethical and philosophical works to find an appropriate answer to the following main question: What are the mystical, ethical and philosophical fundamentals in Imam Khomeini’s intellectual system? The findings of this paper obtained through Skinner's Methodology of Intentional Hermeneutics indicate that in his analysis of epistemology, Imam Khomeini considers it as a graded phenomenon. Since mankind’s scope of epistemology is restricted to natural science, he believes in the necessity of religion and the need for sending messengers. As a result of this attitude, he believes in a wide spectrum of sources for cognition such as rational sources, sacred text and intuitional sources. In terms of ontology, Imam Khomeini follows Mulla Sadra’s transcendental philosophy and a graded order in the universe. He considers all creatures as manifestations of God created in His name and based on Divine fitra (nature). As in terms of anthropology, Imam Khomeini addresses human being in his highest ever stage, i.e. most perfect creature, vicegerent of God on earth, and manifestation of a perfect human. Introducing a double-fitra theory in man’s self, i.e. spiritual fitra veiled in nature and unveiled spiritual fitra, he argues that the first is one of the armies of ignorance and the source of wickedness and the latter is an army of reason and a factor for human salvation. In methodology, too, Imam Khomeini believes in multiple methods and using each method of epistemology within its scope of applicability.
    Keywords: Imam Khomeini, Epistemology, Ontology, Anthropology, Methodology
  • مهسا علی داد ابهری*، علیرضا فخاری

    قصه آدم از جهات گوناگون، محل تضارب آرای دین پژوهان بوده و هست. در این میان، بررسی نحوه مواجهه مفسران با متن و تبیین منطق فهم آنها، جایگاه مهمی در شناخت چگونگی سیر تفکر در مسیر تفسیر دارد. مطالعه سه گانه شناختی آیت الله جوادی آملی در تناظر بر شناخت«جهان، انسان و معرفت» ذیل آیات 34-30 می تواند ما را به این مهم سوق دهد. تمرکز سه گانه منطق فهم در این داستان، بر انسان شناسی و تعیین مختصات انسان کامل در ارتباطات وی با خدا به عنوان جاعل خلیفه و با فرشتگان در مرتبه شاگردان خلیفه است. از این نظرگاه، قوه علم به اسماء که منشاء خلافت است در تمام انسان ها به ودیعت نهاده شده و اراده، عامل شکوفایی مراتب انسانی در کرامت یا پنهان سازی آن و سقوط به حیوانیت و شیطنت است. این صحنه در دیدگاه جهان شناسی، فرازمانی و فارغ از امکان خطاست و نقطه مقابل آن، عالم ماده به مثابه جایگاه بدن عنصری انسان و مبداء حرکت تکاملی اوست. در بعد معرفت شناسی، مفسر قائل به وجود مراتب شناخت برمبنای جنس متعلق معرفت در عوالم طولی ست که بنا به این بیان، عالم اعلام در عوالم عقلی و وجود حقوقی انسان در مرتبه موجود مستکفی و عالم نفس قرار می گیرد. در نگاه ایشان داستان آدم، قضیه شخصی خارجی ست و از سنت مستمر الهی در جعل خلیفه بر ارض خبر می دهد. عبور ایشان از نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء در تشریح عوالم نفس نیز در این داستان قابل توجه است. در اظهارات مفسر، اثرپذیری از فحوای روایات شیعی و کاربست آموزه ها و پیش فرض های عرفانی و فلسفی بارز است.

    کلید واژگان: جوادی آملی, منطق فهم, تفسیر تسنیم, روش شناسی, داستان آدم
    Mahsa Alidad Abhari *, Alireza Fakhari

    The story of Adam has been and is the place of the contradiction of the religion. In the meantime, examining how the commentators are exposed to the text and explaining the logic of their understanding is an important place in understanding how to think in the course of interpretation. Ayatollah Javadi Amoli's trilogy study of the knowledge of "world, human and knowledge" under the verses of 34-34 can lead us to this important. The triple concentration of the logic of understanding in this story is on anthropology and the determination of the coordinates of the perfect human being in his relationship with God as the caliph and with the angels in the rank of the disciples of the caliph. From this point of view, the name of science, which is the source of the caliphate, has been inflated in all human beings, and the will is the cause of human flourishing in its dignity or hidden and the fall of animal and evil. This scene, in the viewpoint of cosmology, is transcendent and apart from the possibility of error, and the opposite is the material world as the position of the elemental body of man and the origin of his evolutionary movement. In the epistemological dimension, the interpreter believes in the knowledge of the basis of the gender of knowledge in the longitudinal worlds, in which the world of declarations in the intellect and the legal existence of human beings fall into the existence of the existence of self -sufficiency.

    Keywords: Javadi Amali, Logic Of Understanding, Tasnim Interpretation, Methodology, Adam's Story
  • ناصر آقابابائی*
    کتاب ها رسانه ای برای پیگیری دانش و نشر حقیقت اند و جایگاه اندیشگانی والایی در علوم انسانی و طبیعی و سایر رشته ها دارند. هر ساله کتاب های زیادی در ایران و سراسر جهان منتشر می شوند. در حالی که دستیابی به همه این کتاب ها و مطالعه آنها عملا برای هیچ کس میسر نیست، یک گونه علمی به نام «مرور و نقد کتاب» نه تنها اطلاعات مناسبی از دنیای کتاب های علمی و غیرعلمی فراهم می آورد بلکه موتور اصلی تغییر در تاریخ اندیشه بشری خوانده شده است. در مقاله حاضر، با روش مرور روایی، به روش شناسی نگارش مقاله های علمی «مرور و نقد کتاب» پرداخته شده است. در این زمینه سابقه، فایده، انواع، روش ها، میزان مطالعه، دستورالعمل های پیشنهادی و گام های نگارش مقاله های «مرور و نقد کتاب» بررسی و معرفی شدند. این مقاله ضمن ترسیم تصویر نسبتا کاملی از چند و چون نگارش گونه علمی «مرور و نقد کتاب»، توجه به این دست مقاله ها را در توسعه دانش بشری لازم می شمارد.
    کلید واژگان: کتاب, اطلاع رسانی, مرور و نقد کتاب, روش شناسی
    Naser Aghababaei *
    Books are a medium to pursue knowledge and truth and occupy a significant intellectual space in the humanistic and natural sciences as well as other fields. Every year numerous books are being published in Iran and throughout the globe. While nobody could possibly access and read all of these books, a scientific genre called “book review” exists that not only provides appropriate information on scientific and non-scientific books but also has been called that principal engine of change in the history of human thought. Using narrative review method, this paper looks into the methodology of writing scientific book reviews. In doing so, history, usage, types, methods, frequency of being read, recommended guidelines, and steps in writing “book reviews” have been investigated and discussed. This paper illustrates a relatively complete picture of how to write the scientific genre of “book review” and call upon paying attention to such papers in promoting knowledge
    Keywords: Book, Communication, Book Review, Methodology
  • علیرضا زارعی محمودآبادی، علی روحانی*، سید علیرضا افشانی، سید محسن موسوی
    زمینه و هدف

    تحقیق و گفتگو پیرامون انسان همواره در طول تاریخ محل بحث و مناقشه بوده است. علوم اجتماعی در این میان مسئولیت مطالعه و بررسی رفتارها و کنش های تغییرپذیر انسانی را عهده دار بوده است. به دلیل قابلیت کنشگری خلاقانه انسان در کنار فعالیت های عقلانی وی، حصول شناخت کامل در این حوزه بسیار مورد تردید قرار می گیرد. از جانب دیگر، علوم اجتماعی نیز به نوبه خود محدودیت ها و اریب هایی در ذات خود نهفته دارد که مربوط به نقش محقق در تحقیق است. به همین دلیل اندیشمندان زیادی به این روند انتقاد کردند و سعی نمودند انواع متفاوتی از روش های تحقیق در علوم اجتماعی را ابداع نمایند. در این مسیر، مردم نگاری انتقادی از جمله کارآمدترین و جدیدترین روش های موجود در علوم اجتماعی به شمار می رود. در این مقاله سعی می شود بنیان های هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی این روش بررسی شود. 

    روش و داده ها:

     روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع مطالعه اسنادی است. 

    یافته ها

    مردم نگاری انتقادی و به خصوص روش ویژه کارسپیکن، فرصتی را برای به کارگیری طیف وسیعی از روش های جمع آوری داده ها، از عکاسی و رسانه های ترکیبی گرفته تا روش های تحلیل گفتمان ارائه می دهد. این بدان معناست که نه تنها محقق می تواند روش هایی را که ترجیح می دهد انتخاب کند، بلکه ممکن است رویکردی باشد که به احتمال زیاد بینش های جدید و جالبی را ایجاد می کند و می تواند به طور متفاوت برای پروژه های مختلف به کار گرفته شود. 

    بحث و نتیجه گیری

    با کاربرد روش مردم نگاری انتقادی، محقق علوم اجتماعی سعی می کند بین پارادایم های غالب حرکت کند و از توانایی آنها با بندزنی های پراگماتیستی، از رویه های اتیک و امیک استفاده کند و در نهایت به فهم و بینش جامعه شناختی بیفزاید که البته این بینش سراسر انتقادی است. 

    کلید واژگان: مردم نگاری انتقادی, چارچوب کارسپیکن, مشاهده مشارکتی, پژوهش در علوم اجتماعی, روش شناسی
    Alireza Zarei Mahmoudabadi, Ali Ruhani *, Seyed Alireza Afshani, Seyed Mohsen Mousavi
    Background and Aim

    Research on human bahavoir and attitudes has always been the subject of debate throughout history. The social sciences undertake the study of the ever-changing nature of human behaviors and actions. Due to the human's creative agency alongside their rationality, attaining a comprehensive understanding in this domain is often met with skepticism. Moreover, the social sciences have inherent limitations and uncertainties, particularly concerning the researcher's role within the rsearch process. Consequently, many scholars have criticized prevailing methodologies, prompting the development of diverse research techniques within the social sciences. Among these, critical ethnography emerges as a particularly potent and innovative method. This article attempts to examine the ontological, epistemological, and methodological foundations of critical ethnography.

    Methods and Data: 

     This study employs a documentary research methodology.

    Findings

    Critical ethnography, with its distinctive technique of participant observation, opens avenues for a broad spectrum of data collection methods, ranging from photography and mixed media to discourse analysis. This flexibility allows researchers to select methods that align with their preferences and project needs, fostering the potential for new and intresting insights.

    Conclusion

    The application of critical ethnography enables researchers in the social sciences to maneuver among dominant paradigms and leverage their capabilities through pragmatist insights, utilizing ethical emic approaches, thereby enhancing sociological understanding and insight, which, of course, is entirely critical in nature.

    Keywords: Critical Ethnography, Carspecken's Framework, Participant Observation, Social Sciences Research, Methodology
  • محمدعلی رضایی اصفهانی، عباس علی واشیان، اصغر کوراوند*
    موقعیت جدید اسلام در عصر حاضر و ضرورت نقش آفرینی آن به عنوان منبعی غنی در سامان هویتی و تمدن جهانی، در پرتو علوم مبتنی بر معرفت دینی و قرآنی از سویی و بازتولید متونی با جهت گیری های غیردینی و گاه متعارض با دین و اندیشه توحیدی در حوزه علوم انسانی، در کشورهای اسلامی از سوی دیگر، به مسئله «روش و روش شناسی» به واسطه نقش درخور توجهی که در تولید علوم و معارف انسانی ایفا می کند، جایگاه ویژه ای بخشیده است. با وجود زحمات فراوانی که در حوزه مطالعات روان شناختی از حیث روشی انجام شده است؛ اما همچنان چالش های روشی در چنین مطالعاتی مطرح است. این تحقیق با رویکرد مطالعات میان رشته ای قرآن بنیان درصدد است تا با روش فراترکیب ضمن بررسی روش های رایج، طرحی نو دراندازد. بدین منظور در این پژوهش با بهره گیری از روش فراترکیب (مرور نظام مند کیفی) به تحلیل نتایج و یافته های پژوهشگران قبلی پرداخته شده است. در این راستا ابتدا اطلاعات روش شناختی استخراج شده از مطالعات روان شناختی قرآن بنیان، در قالب ساختاری که شباهت ها و تفاوت ها را پررنگ می کند نمایش داده شد و به بازخوانی آثار موجود در این عرصه همت گمارده و در ادامه باتوجه به نقاط قوت و ضعف روش های موجود، روش مطلوب ارائه شده است. یافته های تحقیق بیانگر وجود روشی بنیادین در تحلیل محتوای آیات روان شناختی است که ضمن فهم و کشف معانی، با تدبر، معانی روان شناختی آیات قرآن کریم را زمینه ساز تحول در دانش روان شناسی کند. درنتیجه نگاه جامع به متون وحیانی، با راهبردی همه زمانی، همه مکانی و همه افرادی گزاره های روان شناختی قرآن را استخراج کرده و با نگاه کاربردی مهارتی، در جهت معرفت افزایی و دانش افزایی، با رویکرد میان رشته ای، قرآن و علوم روان شناختی را از حیث روشی معرفی کند.
    کلید واژگان: روش, روش شناسی, روان شناسی, مطالعات میان رشته ای
    Mohammadali Rezaeeesfahani, Abbas Ali Vashian, Asghar Korawand *
    The current relevance of Islam as a vital resource for identity development and global civilization is highlighted by the interplay of religious and Quranic knowledge on one side, and the reproduction of texts with secular perspectives—often conflicting with religious and monotheistic principles—in the humanities within Islamic nations on the other. This dynamic has elevated the importance of "method and methodology," particularly in the context of producing knowledge in the humanities. Despite significant efforts in the methodological aspects of psychological research, challenges remain. This study employs an interdisciplinary approach grounded in the Quran, aiming to innovate through a meta-synthesis method while critically assessing existing methodologies. The research utilizes meta-synthesis (systematic qualitative review) to evaluate the outcomes and insights of prior studies. Initially, it presents methodological insights derived from Quran-based psychological research within a framework that delineates both similarities and differences. Existing literature in this area is revisited, leading to the proposal of an improved method that leverages the strengths and addresses the weaknesses of current practices. The findings reveal a foundational methodology for analyzing psychological verses, which, through deep contemplation and meaning exploration, can enhance psychological knowledge. Ultimately, a holistic view of revealed texts—employing a timeless, universal, and inclusive approach—can extract psychological insights from the Quran while methodologically integrating Quranic wisdom with psychological sciences, focusing on applied skills to foster knowledge and understanding through an interdisciplinary lens.
    Keywords: Method, Methodology, Psychology, Interdisciplinary Studies
  • محمدسعید ذکایی، مریم امن پور*

    از دوره ناصری تاکنون، بدن همواره محل مناقشات، کشمکش ها و رقابت میان گروه های اجتماعی، احزاب سیاسی و گفتمان های مختلف در ایران بوده است. مقاله حاضر قصد دارد با ارائه تحلیلی از رویکردها، روش ها، مسائل، و یافته های حاصل از این مطالعات، و نقد و بررسی نقاط ضعف و قوت تحقیقات موجود، فضاها و زمینه های مغفول مانده در این حوزه را شناسایی کرده و به فهم عمیق تری از مسئله بدن به عنوان برساخته ای اجتماعی و سیاسی در مدرنیته ایرانی دست یابد. بنابراین، با اتکا به تحلیل محتوا و مضامین منابع موجود، به دنبال تحلیلی نظام مند از مسئله مندی، سنت مطالعاتی و روش شناختی این مطالعات هستیم. یافته های مقاله نشان می دهد سنت جامعه شناسی با دو رویکرد نظری پساساختارگرایانه و ساختارگرایانه رویکرد مسلط در مطالعات سیاست و بدن در علوم اجتماعی ایران طی دو دهه اخیر است. بدین لحاظ، در این تحقیقات اولویت اساسی با ساختار است و سوژه و کنش گر ایرانی، اگر هم دارای نقشی موثر باشند، تنها در درجه دوم اهمیت قرارمی گیرند. در این معنا، اولویت تاثیر در حوزه بدن همواره با سیاست است و در اغلب مواقع، جبر ساختار بر اراده گرایی کارگزار غلبه می کند. به لحاظ روش شناسی نیز، رویکرد اغلب محققان رویکردی تاریخی است که داده های خود را براساس اسناد آرشیوی و منابع تاریخی به دست آورده اند. همچنین، در اغلب این پژوهش ها روش تحلیل گفتمان و تبارشناسی فوکویی در تفسیر داده ها و یافته های موجود استفاده شده است. اما در بیشتر موارد، گفتمان های موجود در حوزه بدن با تقلیل به دو گفتمان حاکم و گفتمان رقیب، یکسان انگاری شده اند. درواقع، اغلب این مطالعات گرفتار نوعی روایت کلان از مدرنیته ایرانی به طورعام و رابطه و نسبت میان سیاست و بدن در ایران به طورخاص بوده اند.

    کلید واژگان: روش شناسی, سنت های مطالعاتی, سیاست, مرور نظام مند, مضامین, مطالعات بدن
    M.S. Zokaei, M. Amanpour *

    From the Naserite era until now, the body has always been the issue of disputes, conflicts and competition between social groups, political parties and different discourses in Iran. Despite this, studies of the body, in general, the relationship between the political system and the body in Iran, in particular, is a new domain that has not received serious attention from academic circles in the country. The present article is a systematic review of the researches accomplished in this field over the last two decades. Such a study, in addition to providing an analysis of approaches, methods, issues, and findings of these studies, and reviewing the weaknesses and strengths of the existing research, can identify the neglected fields in this domain and lead to a deeper understanding of the issue of the body as a social and political construct in the contemporary Iranian society. As such, relying on the analysis of the content and themes of the available sources, we are looking for a systematic analysis of the problematic, study tradition and methodology of these studies. The findings show that the most basic problem of these researchers is to study the role and place of the body in the process of nation building and modernity in Iran, or the body as a factor of conflict between power (political sovereignty) and Iranian social groups and activists. Also, the tradition of sociology with two theoretical approaches, post-structuralist and structuralist, can be considered as the dominant approach in the studies of politics and the body in Iranian social sciences during the last two decades..

    Keywords: Study Traditions, Policy, Systematic Review, Themes, Body Studies
  • یوسف خانمحمدی*
    جامعه لبنان در خاورمیانه به خاطر زیست بوم پیروان ادیان مختلف، جامعه ای متکثر محسوب می گردد و این فرصتی مناسب برای شناخت شهروندان و پیروان ادیان، مذاهب و اقوام از یکدیگر است . از سوی دیگر این جوامع مستعد تنش ها و منازعه های دینی، مذهبی و قومی نیز هستند. از دیگر ویژگی های این جوامع، داشتن شکاف های متراکم اجتماعی است. نقش نخبگان فکری و مذهبی در ایجاد تعامل، هم افزایی و همزیستی مسالمت آمیز یا به عکس ایجاد تقابل، منازعه و فرسایش منابع بالفعل و بالقوه جامعه، بسیار مهم و اساسی است. امام موسی صدر یکی از شاخص ترین رهبران شیعه در تاریخ معاصر است که با اتکا به سازوکار «اجتهاد پویا» و به کارگیری روشی جدید در قرآن پژوهی و ارائه تفسیرهای اجتماعی - سیاسی از قرآن، علاوه بر هویت بخشی به شیعیان لبنان در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی، به تعامل، هم افزایی و گفت وگو بین ادیان، مذاهب و اقوام همت گماشت و تجربه ای موفق و قابل تعمیم به جهان اسلام و در سطح جهان ارائه داد. ایشان الگوی تعاملی خود را بر اساس تفسیر عقلانی از قرآن و بر اساس نیازها، معضلات و مسئله های جهان اسلام و جامعه لبنان راهبردی کرد. با چنین رویکردی پرسش اصلی این است که روش قرآن پژوهی و راهبرد قرآنی امام موسی صدر برای توسعه جامعه لبنان، جامعه شیعیان و جهان اسلام چیست؟ مدعای مقاله این است که مهم ترین راهبرد قرآنی ایشان گفت وگوی دائمی در عرصه عمومی و استفاده از تجربه زیسته بشر در گستره تاریخ اجتماعی انسان، برای تبدیل پیام های اجتماعی قرآن به نهادهای راهبردی در جامعه است؛ از جمله مسئله احسان اجتماعی، دفاع مشروع، نقش برابر همه اقوام و ادیان در اداره جامعه و به تعبیر دیگر، حکمرانی بر اساس خرد و مشارکت جمعی و چگونگی فعال کردن ظرفیت های  اقتصادی، اجتماعی، سیاسی جامعه برای بهبود و ارتقای سطح زندگی و توانمندسازی مردم.
    کلید واژگان: قرآن پژوهی, روش شناسی, تفسیر سیاسی, جامعه متکثر, امام موسی صدر
    Yousef Khanmohammadi *
    The Lebanon, due to being the habitat of followers of various religions, is considered a plural society in the Middle East; and this is a proper opportunity for mutual familiarity of the citizens and followers of various religions, denominations and ethnic groups. On the other hand, these societies are prone to religious, denominational, and ethnic tensions and conflicts. The dense social schisms are among other features of these communities. The role of the intellectual and religious elites in creating interaction as well as the synergism and peaceful coexistence or, vice-verse, creating conflicts and struggles for eroding the actual and potential resources of the society is much important and fundamental. Imam Musa Sadr was one of the most prominent Shiite leaders in the contemporary history, who relied upon the mechanism of dynamic legal reasoning and adopting the new method in interpreting the Quran to grant identity to the Shi’as of the Lebanon in the national, regional and international levels, and to create interaction, synergism and dialogue among religions, denominations and ethnic groups to present a successful model and experience in the Islamic world to be extended to the whole world. He made his interactive strategic model based on the rational interpretation of the Quran and the needs, issues and problems in the Islamic world and the Lebanese society. With such an approach, the main question is posed as follows: “What is Imam Musa Sadr’s method of studying the Quran and the Quranic strategy for development of the Lebanese society, the Shiite society and the Islamic world?” This article claims that his most important Quranic strategy is perpetual dialogue in the public sphere and making use of the lived experienced of humanity in the sphere of the human’s social history for turning the Quran’s social messages into strategic institutions in the society, among which are the followings: social benevolence, legitimate defense, equal role of all ethnic groups and religions in administration of the society and, in other words, governance based on collective reason and participation as well as the way of activating economic, social, and political capacities of the society for improving and promoting the level of people’s life and abilities.
    Keywords: Quran Study, Methodology, Political Interpretation, Plural Society, Imam Sadr
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال