به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "politics" در نشریات گروه "علوم انسانی"

  • حسین عارفی نیا*، مصطفی سلطانی، مسلم محمدی
    نومعتزله به دسته ای از اصلاح طلبان، احیاگران و نواندیشان مسلمان اطلاق می گردد که در دو سده اخیر با رویکرد عقل گرایانه خود نسبت به آموزه های دینی، از روش ها و معتقدات معتزله قدیم الهام گرفته اند؛ اما سوال اساسی این است که نومعتزله متقدم و نومتاخر مصر، در مواجهه با هیمنه دنیای غرب، چه روش هایی را برای توانمندسازی جهان اسلام به کار گرفتند؟ و چه رویکردی به آموزه های دینی، عقل و علم، سیاست، جبر و اختیار برای جبران عقب افتادگی مسلمانان در قبال تمدن غرب در پیش گرفتند؟ در نگاه کلی به مجموعه جریانهای نومعتزله در مصر، دو گرایش و رویکرد متمایز در نیم قرن اخیر دیده می شود؛ رویکرد اول دنباله رو نومعتزله متقدم (به سردمداری سید جمال و عبده) است. آنان سعی در بازسازی اصول و اندیشه های معتزله قدیم برای توانمندسازی اسلام در مقابل تهاجمات غرب داشته اند. ولی در رویکرد دوم (بعد از رشیدرضا) در سیر حرکت خود در مبانی معرفت شناسی، به شکل ملموسی از عقل استدلالی به عقل عرفی تجربی گرایش پیدا کرده اند. این تفکر نومعتزله متاخر، با الهام از روش فلسفی عقلی، رویکردی خودبنیاد و تجربی در مواجهه با مدرنیته داشته است. این مکتب با تفسیر تجربی، علمی و همچنین ضرورت آمیختن ایمان دینی با آگاهی عقلی، رشد قابل توجهی در میان مجامع علمی و دانشگاهی مصر داشته است. این پژوهش با جمع آوری کتابخانه ای اطلاعات به روش توصیفی تحلیلی سعی دارد، اهم اندیشه های اعتقادی نومعتزله مصر را، در نگاه به دین، علم و عقل، سیاست، جبر و اراده مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
    کلید واژگان: نومعتزله, رویکرد به دین, عقل تجربی, سیاست, جبر
    Hossein Arefiniya *, Mostafa Soltani, Moslem Mohammadi
    Neo-Mu'tazilah refers to a group of Muslim reformers, revivalists and new thinkers. In the last two centuries, with their rationalistic approach to religious teachings, they have been inspired by the methods and beliefs of the old Mu'tazilah. But the basic question is, what methods did the early and late Neo- Mu'tazilah of Egypt use to empower the Islamic world in the face of the hegemony of the Western world? And what approach did they take to religious teachings, reason and science, politics, predestination and free will to compensate for the backwardness of Muslims compared to Western civilization? In a general view of the group of Neo-Mu'tazilah movements in Egypt, two distinct trends and approaches can be seen in the last half century; The first approach of the followers of Neo-Mu'tazilah is advanced (led by Seyed Jamal and Abduh). They have tried to reconstruct the principles and ideas of the old Mu'tazilah in order to empower Islam against the attacks of the West. However, the second approach (after Rashidreza) in the course of its movement in the foundations of epistemology, has become concretely oriented from argumentative reason to conventional-experimental reason. Inspired by the philosophical-intellectual method, this late Neo-Mu'tazilah thought had a self-based and experimental approach in facing modernity. With its experimental and scientific interpretation, as well as the necessity of combining religious faith with intellectual awareness, this school has grown significantly among the scientific and academic societies of Egypt. This research tries to collect information in a descriptive-analytical method. To examine and analyze the importance of the religious ideas of Egyptian Neo-Mu'tazilah in terms of religion, science and reason, politics, determinism and will.
    Keywords: Neo-Mu'tazilah, Approach To Religion, Empirical Reason, Politics, Compulsion
  • ماندانا رجایی دستغیب، محمدکاظم کاوه پیشقدم*، مریم زیبایی نژاد

    عدالت  یکی از گرانبها ترین ارزش شناخته شده در مفاهیم  بنیادی در تاریخ اندیشه و نظریه اجتماعی و سیاسی بوده است. سعدی عدل را نمایانگر یک اجتماع سالم می داند که به  گروه خاصی نظر ندارد، بلکه به همه اقشار و طبقات اجتماع توجه دارد. سعدی در چنین عصری پرچمدار مکتبی است که در آن از یک طرف صلح، عدالت، نظم، احسان و صدق بندگی و ازطرفی دیگر نفرت، کینه، بی عدالتی، بی نظمی و فرار از قواعد انسانی بیان کرده است. عدالت را حد واسط میان حکومت و مردم قرار می دهد و محور عدل را رفتار حاکمان می داند. ویژگیهای حاکم عادل را به عنوان رکن اصلی یک جامعه آرمانی در عدالت بیان کرده است. سعدی به امور دنیا و دین تاکید می ورزد، برای رسیدن به الگوی برتر حکومتی قانونمند، نگرشی اسوه گرا دارد و به آموزه های دینی تکیه می کند. سعدی شاخص های مفهوم عدالت مطلوب را به عنوان فضیلت حاکمان در نظر گرفته و عدالت را میان مردم و حکومت دانسته است. سعدی برای برقراری جامعه ای مطلوب در گلستان یک باب را به سیرت پادشاهان اختصاص می دهد و در بوستان مساله عدل و تدبیر و رای را از مهم ترین نظریات سیاسی بازگو کرده است. گلستان نمایی از جامعه واقعی و بوستان نیز نمایی از جامعه آرمانی را به نثر و نظم کشیده است. این مقاله به بررسی جایگاه عدالت وحکمرانی مطلوب در آثارسعدی پرداخته شده است. روش تحقیق این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و جمع آوری منابع و مدارک آن کتابخانه ای است.
     

    کلید واژگان: حکمرانی, عدالت, سیاست, سعدی
    Mandana Rajaee Dastgheib, Mohammadkazem Kaveh Pishghadam*, Maryam Zibaeenejad

    Justice has been one of the most precious values ​​known in the fundamental concepts in the history of thought and social and political theory. Saadi considers Adl to represent a healthy society that does not focus on a specific group, but rather on all social strata and classes. In such an age, Saadi is the flag bearer of a school in which he has expressed peace, justice, order, benevolence and truthfulness of service on one side and hatred, malice, injustice, disorder and escape from human rules on the other side. He places justice as the middle ground between the government and the people, and considers the behavior of rulers to be the axis of justice. He has expressed the characteristics of a just ruler as the main pillar of an ideal society in justice. Saadi emphasizes worldly and religious affairs, has a reformist attitude and relies on religious teachings to achieve a superior model of lawful government. Saadi considered the indicators of the concept of optimal justice as the virtue of rulers and considered justice between the people and the government. In order to establish a desirable society in Golestan, Saadi devotes a chapter to the biography of the kings, and in Bostan, he recounts the issue of justice, planning, and voting as one of the most important political ideas. Golestan has written a view of the real society and Bostan has written a view of the ideal society. This article examines the place of justice and good governance in Saadi's works. The research method of this article is a descriptive-analytical method and the collection of sources and documents is a library.

    Keywords: Governance, Justice, Politics, Saadi
  • مهدی مسائلی*

    البانی به عنوان برجسته ترین شخصیت حدیث شناس سلفی معاصر در میان جریان های سلفی شناخته می شود و نظرهای وی مورد توجه مجامع علمی سلفیون قرار دارد. سلفی گری البانی با وجود اشتراکات و هم گرایی زیادی که با سایر سلفیون در تفکر و رویکرد دینی دارد، از جهات متعددی نیز با آنها اختلاف دارد و دچار واگرایی است. بر این اساس، در این مقاله، مسئله هم گرایی و واگرایی اندیشه و رویکرد سلفی علمی البانی با سایر جریان های سلفی با روش پژوهش کتابخانه ای بررسی شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که سلفیت علمی البانی در محورهای اصلی و هویت ساز سلفیت با جریان های سلفی هم گراست. درمقابل، بعضی از اندیشه ها و نظرهای البانی همچون مخالفت با ابن تیمیه در بعضی از نظرها، نفی جایگاه علمی خاص برای محمد بن عبدالوهاب، اختلاف در مذهب و نظرهای فقهی و مخالفت با تکفیرگرایی و سیاست گریزی وی موجب اختلاف و واگرایی با بعضی از جریان های سلفی شده است.

    کلید واژگان: سلفی علمی, وهابیت, البانی, ابن تیمیه, عربستان سعودی, جهاد, سیاست
    Mahdi Masaeli*

    Albani is known as the most prominent contemporary Salafi scholar of hadith among Salafi currents, and his opinions attract the attention of Salafist academic societies. Although Albani`s Salafism has many commonalities and convergence with other Salafists in religious thinking and approach, it has differences and divergences with them in many ways. Based on this, in this article, the issue of convergence and divergence of the Albani`s scientific Salafist thought and approach with other Salafist currents has been investigated with the library research method. The findings of the research show that the scientific Albani`s Salafism converges with the Salafist currents in the main and identity-building axes of Salafism. In contrast, some of Albani's thoughts and opinions, such as opposition to Ibn Taymiyyah in some opinions, denial of a special scientific position for Muhammad Ibn Abdul Wahhab, differences in religious and jurisprudential opinions, opposition to his takfirism and aversion to politics have caused differences and divergences with some Salafist currents.

    Keywords: Scientific Salafism, Wahhabism, Albani, Ibn Taymiyyah, Saudi Arabia, Jihad, Politics
  • حسن دانائی فرد *

    فهم تعامل میان سیاست (Politics) و خط مشی عمومی (Public Policy) و تاثیرات متقابل آن ها برای ارتقای دانش خط مشی گذاری عمومی در ایران حائز اهمیت است، زیرا سیاست به عنوان چارچوبی برای تعامل قدرت و ایدئولوژی ها، بر فرایند خط مشی های عمومی تاثیرگذار است، خط مشی هایی که به مثابه ابزارهایی عملی برای حل مسائل اجتماعی عمل می کنند. واکاوی تفاوت های مفهومی این دو حوزه که یکی ابژه مطالعاتی علم سیاست و دیگری پدیده مورد مطالعه علوم خط مشی عمومی است و نقش سیاست در تعیین اهداف، محتوای خط مشی ها و تاثیرگذاری بر نتایج آن ها، محور این نوشته است. در همین راستا، بررسی مفاهیم «سیاست خط مشی گذاری عمومی» و «سیاست خط مشی عمومی» به جای «سیاست سیاست‎گذاری عمومی» و «سیاست سیاست عمومی» که به نظر، انتقال معنا را قدری دشوار می سازد نیز محل تامل خواهد شد. در ادامه، چالش هایی مانند تاثیر منافع کوتاه مدت سیاسی، نابرابری در اجرای خط مشی ها و نقش پوپولیسم در اولویت بندی مسائل، از جمله تبعات منفی سیاست برای خط مشی عمومی تحلیل خواهند شد. نویسنده مدعی است افزایش شفافیت، تقویت مسئولیت پذیری و همکاری میان بازیگران سیاسی، مسیرهایی برای بهبود فرایند خط مشی گذاری در سایه سیاست فراهم خواهد کرد. در پایان متذکر می شود که سلطه سیاست بر خط مشی می تواند فرصتی برای اقامه خط مشی های عمومی پایدار، عادلانه و مبتنی بر شواهد باشد نه چالشی برای گسترانیدن بی عدالتی در کشور.

    کلید واژگان: سیاست, خط مشی عمومی, سیاست خط مشی گذاری عمومی, سیاست خط مشی عمومی, عدالت
    Hassan Danaeefard*

    The interplay between politics and public policy significantly influences governance and societal progress, particularly in Iran. Politics, encompassing power dynamics and ideologies, shapes public policymaking, which serves as a tool to address societal issues. Understanding this relationship is vital for advancing policymaking knowledge. This paper explores the conceptual distinction between politics, rooted in political science, and public policy, studied in policy analysis. It critiques ambiguous terms like "public policy politics" and "political policy," suggesting clearer alternatives such as "public policymaking politics" to enhance understanding. The study identifies key challenges in this interaction, including short-term political interests, inequality in policy implementation, and populism, all of which can distort justice and undermine public good. Despite these challenges, the paper highlights the potential for positive outcomes through increased transparency, accountability, and collaboration among political actors, fostering a more equitable policymaking process. Ultimately, while politics can negatively impact policy, it also provides an opportunity to create just, evidence-based, and sustainable public policies. By addressing political influences constructively, policymakers can ensure governance prioritizes fairness and long-term societal benefit over political expediency. This analysis underscores the dual nature of politics in shaping public policy—both as a challenge to justice and a potential catalyst for progress.

    Keywords: Politics, Public Policy, Politics Of Public Policy, Justice
  • عباس پناهی*، معصومه حنیفه، بامداد بهار
    اقوام قفقازی در تاریخ چند سده اخیر پیوند تنگاتنگی با ایرانیان داشتند. از جمله گروه های قومی که در عصر قاجار نقشی مهم در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران ایفاء نمودند، گرجی ها بودند. مقاله پیش رو در تلاش است تا با استفاده از گزارش ها و داده های تاریخی، علاوه بر بررسی حضور مهاجران گرجی در ایران به بررسی فعالیت ها و زندگی الکساندر میرزا گرجی و فرزندان و بازماندگان وی در ساختار سیاسی ایران بپردازد. با توجه به داده های موجود، خاندان هایی چون نقدی، بهار و تهرانیان در ایران از بازماندگان الکساندر میرزا هستند. پژوهش حاضر سعی دارد تا به این پرسش پاسخ دهد که نیای خاندان نقدی، بهار و تهرانیان چه ارتباطی با خاندان سلطنتی گرجستان داشته اند؟ و آیا اسناد تاریخی، اصالت این خاندان ها به الکساندر میرزا را تایید می کنند؟ در پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است، یکی از ابهامات اصلی موجود در روایات خانوادگی این خاندان، شبهاتی است که در باب ارتباط سهراب و افراسیاب با یکدیگر وجود دارد. برخی از اعضای این خاندان، افراسیاب را فرزند سهراب دانسته و برخی هر دوی آنها را فرزندان الکساندر معرفی کرده اند. یافته های پژوهش با استناد به منابع تاریخی متنوع، روایت نخست را رد کرده و رابطه برادری این دو شخصیت را تایید می کند. همچنین با توجه به این نکته که خاندان نقدی منتسب به سهراب گرجی و خاندان های بهار و تهرانیان از بازماندگان افراسیاب خان هستند؛ می توان ادعا نمود که ریشه این سه خاندان به صورت مستقیم به یکی از فرزندان پسر اراکلی دوم پادشاه گرجستان می رسد. مطالعه حاضر با استفاده از منابع و داده های اسنادی و کتابخانه ای انجام پذیرفته است.
    کلید واژگان: ایران معاصر, قاجاریه, خاندان الکساندر میرزا گرجی, سیاست, فرهنگ, اقتصاد
    ABBAS Panahi *, Masomeh Hanifeh, Bamdad Bahar
    Caucasian ethnic groups have had a close relationship with Iranians in recent centuries. Among the ethnic groups that played an important role in the political and economic structure of Iran during the Qajar era were the Georgians. This article attempts, using historical reports and data, to examine the presence of Georgian immigrants in Iran and to investigate the activities and life of Alexander Mirza Georgian and his children and descendants in the political structure of Iran. According to the available data, families such as Naqdi, Bahar, and Tehrani are among the descendants of Alexander Mirza. This research seeks to answer the question of what connection the ancestors of the Naqdi, Bahar, and Tehrani families had with the Georgian royal family? And whether historical documents confirm the origin of these families to Alexander Mirza? In this research, which was conducted using a descriptive-analytical method, one of the main ambiguities in the family narratives of this family is the doubts about the relationship between Sohrab and Afrasiab. Some members of this family have considered Afrasiab to be the son of Sohrab, while others have introduced both of them as the children of Alexander. The findings of the research, based on various historical sources, reject the first narrative and confirm the brotherly relationship between these two figures. Additionally, considering that the Naqdi family is attributed to Sohrab Georgian and the Bahar and Tehrani families are descendants of Afrasiab Khan, it can be claimed that the roots of these three families can be traced directly to one of the sons of Erekle II, King of Georgia. This study was conducted using documentary and library sources and data.
    Keywords: Modern Iran, Qajar Era, Alexander Mirza Georgian Family, Politics, Culture, Economy
  • محمدسعید نجاتی*

    حج یکی از ارکان عبادی شریعت اسلامی است که در قرآن کریم و سیره معصومان: به آن توجه بسیاری شده است. عمق تاریخی حج (که به دوران حضرت ابراهیم (ع) باز می گردد) و طبیعت جاذبه خیز و گردهمایی ساز آن (که باعث جمع شدن مسلمانان مناطق مختلف جهان در ایامی خاص در مکه مکرمه و مشاعر نورانی آن می شود) بستری مناسب برای فعالیت های سیاسی دامنه دار است. فعالیت های سیاسی رسول مکرم اسلام (ص) در حج، دعوت یثربیان و دیگر  قبایل به اسلام (پیش از هجرت)، صلح حدیبیه، عمرهالقضاء، حج برائت، حجه الوداع و فعالیت های امیرالمومنین (ع) در اعزام نیرو برای ممانعت از سلطه امویان بر حج و حرمین، اقدام سیدالشهدا (ع) در خطبه منا (سال 58ق.) و پناه بردن به مکه و خروج به سمت عراق (در سال 60 ق)، مواجهه امام سجاد و امام صادق (علیهم االسلام) با خلفای وقت خود و بیان دشمنی برامکه با اهل بیت (علیهم السلام) و نفرین آنها از طرف امام رضا (ع) در حج و ظهور امام عصر (ع) در مکه از دیگر این فعالیت هاست.استفاده قیام گران علوی از ایام حج برای برپایی قیام، لااقل در قیام های مورد تایید ائمه، می تواند مدعای مقاله را تایید کند و برآیند تحلیل این فعالیت ها نشان دهنده جایگاه والای حج در سیره معصومان است و حداکثر استفاده از مراسم حج و عمره برای اهداف سیاسی این بزرگواران در کنار حفظ جنبه های معنوی و عبادی این آیین الهی است. در این مقاله نویسنده با روش تحلیلی - نقلی به فعالیت های سیاسی معصومان در ایام حج به عنوان موضوعی بین رشته ای در حوزه سیره و تاریخ اسلام پرداخته است و این فعالیت ها را تحلیل و تبیین می کند. منابع این پژوهش روایات باقی مانده در مجامع روایی و گزارش های تاریخی مرتبط با سیره معصومان (علیهم السلام) است.

    کلید واژگان: صلح حدیبیه, عمره القضاء, حجه الوداع, زیارت و حج, زیاره الامام, ظهور از مکه
    Mohammadsaid Nejati *

    Hajj holds significant importance in Islam as one of the pillars of Islamic Sharia, emphasized in the Holy Qur’an and the Sirah of the Infallible (as). The long history of Hajj, dating back to Prophet Ibrahim (as), and its ability to bring Muslims from all around the world to Mecca for special days and prayers, due to its interesting and assembling nature, provides a conducive environment for wide political activities. The engagement of the Holy Prophet of Islam (S) in political activities during the Hajj; inviting the people of Yathrib and other tribes to Islam before hijra, the Treaty of Peace of al-Ḥudaybiyah, Umrat al-Qaḍā’, Ḥijjat al- Bara’at,  Ḥijjat al-Wadāʿ (the Farewell Pilgrimage); sending troops to prevent the Umayyad rule over the Hajj and the Haramyan by ʾAmīr al-Muʾminīn; delivering a sermon in Mina in 58 AH, seeking refuge in Mecca, and leaving for Iraq in 60 AH by Sayyid al-Shuhadāʾ; confronting of Imām al-Sajjād and Imām al-Ṣādiq with the caliphs of their time; expressing enmity with Ahl al-Bayt (as) by Baramakids and cursing them by Imām Riḍā in Hajj; and the emergence of Imām al-‘Asr in Mecca are some of these activities. The article’s claim can be verified by the fact that the Alevi insurgents used the Hajj season to launch their uprisings, at least in those that the imams approved of. The analysis of these activities reveals the significance of the Hajj in the Sirah of the Infallible (as), as well as the greatest use of the Umrah and Hajj ceremonies for the political objectives of these honorable figures beside upholding this divine ritual’s spiritual and devotional elements. Using the analytical-narrative method, the author of this paper clarified the political activities of the Infallible (as) during the Hajj as an interdisciplinary topic in the history and Sirah of Islam. The remaining narratives in the narrative assemblies and historical accounts pertaining to the Sirah of the Infallible (as) serve as the research sources.

    Keywords: Hajj, The Sirah Of The Infallible (As), Politics, Pilgrimage, Ḥijjat Al-Imām
  • عنایت الله دارائی، علی اکبر کمالی نهاد*

    هدف این پژوهش، شناخت ویژگی ها و مولفه های ادبیات سیاسی به ویژه رمان سیاسی، از نگاه نویسندگان صاحب نظر ایرانی است. دست یابی به تعاریف و ویژگی های مشخص رمان یا ادبیات سیاسی، یاریگر پژوهشگران در این زمینه پژوهشی خواهد بود. در این پژوهش، به روش تحلیل محتوای استقرایی، دیدگاه های گوناگون موجود در آثار منتقدان و نویسندگان ایرانی، درباره تعاریف و ویژگی های رمان یا ادبیات سیاسی، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته، سپس وجوه اشتراک و افتراق آن ها مشخص گشته است. برخی از ویژگی های ادبیات یا رمان سیاسی از دیدگاه آنان عبارت اند از: توجه به مسائل قدرت و حاکمیت؛ حساسیت و واکنش در برابر رویدادهای سیاسی؛ پرداختن به مضامین سیاسی مانند هویت، حقوق شهروندی، آزادی، وطن، قانون و برابری سیاسی؛ ضدیت با استبداد و خودکامگی حاکمان؛ نقد ایدئولوژی ها و گفتمان های مسلط جامعه؛ انتقاد از وضع موجود و قدرت حاکم و همچنین خواهان دگرگونی آن بودن؛ تمرکز بر مبارزات ضداستعماری، محکوم کردن مداخله های بیگانگان و لزوم استقلال سیاسی کشور؛ ایدئولوژیک بودن و نوشته شدن تحت تاثیر اندیشه ها و ایدئولوژی های خاص سیاسی ؛ نفی برخی از ارزش ها و تایید بعضی دیگر؛ تبیین روشنگرانه یا نقد آراء و اندیشه های سیاسی؛ پرورانده شدن یک «غیریت» یا «دیگری» در آن، که ممکن است غرب، حاکمیت یا سنت باشد؛ پرداختن به زندگی اشخاص و رجال سیاسی؛ تایید و پشتیبانی از احزاب و جریان های سیاسی یا مخالفت با آن ها. طرح مضامین سیاسی از نظر صراحت بیان، می تواند آشکارا یا نمادین باشد. ادبیات یا رمان سیاسی از لحاظ لحن و شیوه بیان، می تواند به صورت طنز یا جدی یا آمیخته ای از هر دو باشد.

    کلید واژگان: ادبیات سیاسی, رمان سیاسی, سیاست, قدرت, ایدئولوژی, ادبیات متعهد
    Enayatollah Daraei, Aliakbar Kamalinahad *

    The current study is aimed at investigating the characteristics and components of political literature, precisely about the political novel from the perspective of Iranian writers. To be concise, achieving specific definitions and characteristics of the political novel or literature will assist researchers in this respect. In the research in question, various perspectives of Iranian critics and writers have been addressed in their works regarding the definitions and characteristics of the political novels or their related literature. Followed by that, their commonalities and differences have been identified through integrating inductive content analysis. As the results of the provided analysis provided, the characteristics of political literature or novels can be counted as; attention to issues of power and sovereignty, sensitivity and reaction to political events, attention to political issues (e.g., identity, civil rights, freedom, homeland, law, and political equality), opposition to tyranny of the rulers, criticizing the society's dominant ideologies and discourses, criticizing the status quo and the ruling power, as well as being eager to change it. Furthermore, focusing on anti-colonial struggles, condemnation of foreign interference, and the necessity for political independence, being ideological and influenced by specific political ideas and ideologies, denying some values and endorsing others, explaining clearly or criticizing political views and ideas, developing one "otherness" or the element of "other" , government or tradition; dealing with the lives of individuals and political figures, confirmation or providing support for political parties and the disagreements over them, discussing the political themes in terms of explicitness which can be overt or symbolic, and political literature or novels in terms of tone and style of expression can be counted as a number of other factors in this respect.

    Keywords: Political Literature, Political Novel, Politics, Power, Ideology, Committed Literature
  • آرمان فروهی*، محدثه قنبری
    تمدن سازی نوین اسلامی از مفاهیم مطرح در دوران معاصر هست که به دنبال نوسازی تمدن اسلامی بر پایه آموزه های اسلامی است. انقلاب اسلامی ایران را می توان یکی از گام های عملی در جهت تحقق این هدف دانست. از بنیانگذاران و پشتوانه های فکری این انقلاب، آیت الله بهشتی است. با این حال، اندیشه های ایشان از بعد تمدن سازی نوین اسلامی هنوز واکاوی و بررسی نشده است. در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که ایشان در بعد اندیشه ای به عنوان یک شخصیت سیاسی و فقهی برجسته، چه نگاهی به تمدن نوین اسلامی داشته و اندیشه های ایشان در رابطه با تمدن سازی نوین اسلامی، چه مولفه ها و ویژگی هایی داشته است. یافته های پژوهش نشان می دهد اگرچه شهید بهشتی به صراحت در خصوص تمدن اظهار نظر نکرده است؛ اما بر اساس آثار علمی به جای مانده و نیز مبارزات انقلابی ایشان میان اندیشه و عمل ایشان با مولفه های تمدن سازی نسبت های معناداری وجود دارد. ایشان در بعد نظری با توجه به مطالعات فلسفی خود، قائل به تبیین فلسفی از سیاست توحیدی بود و اندیشه سیاسی حکومت در اسلام و مصادیق حاکمیت در آن را از جنبه سیاسی تمدن سازی نوین اسلامی مورد توجه قرار داده است. در بعد فقهی عمده تلاش شهید بهشتی معطوف بر تبیین فقهی اصل ولایت فقیه به مثابه نظریه غایی حاکمیت شیعه در عصر غیبت بوده است. در بعد عملی نیز شهید بهشتی از پیشتازان تمدن سازی اسلامی از منظر سیاسی در زمان حیات خود بوده است؛ به گونه ای که ضمن ایجاد نهادهای مدنی در نظام اسلامی به پیاده سازی فقه سیاسی اسلام در جامعه اقدام کرده اند.
    کلید واژگان: شهید بهشتی, تمدن سازی, تمدن نوین اسلامی, فقه, سیاست
    Arman Forouhi *, Mohadeseh Ghanbari
    Modern Islamic civilization-building is a concept in contemporary times aimed at revitalizing Islamic civilization based on Islamic teachings. The Islamic Revolution of Iran can be seen as a practical step towards achieving this goal. One of the founders and intellectual pillars of this revolution is Ayatollah Beheshti. However, his ideas regarding modern Islamic civilization-building have yet to be thoroughly examined and analyzed. This study seeks to answer the question of how he, as a prominent political and religious figure, viewed modern Islamic civilization and what elements and characteristics his thoughts contained in relation to civilization-building.The research findings indicate that although Martyr Beheshti did not explicitly state opinions about civilization, there are meaningful connections between his thoughts and actions and the components of civilization-building, based on his surviving scholarly works and revolutionary activities. In the theoretical dimension, based on his philosophical studies, he advocated for a philosophical explanation of monotheistic politics and focused on the political thought of governance in Islam and its examples from the political aspect of modern Islamic civilization-building.In the jurisprudential dimension, Martyr Beheshti’s primary efforts were focused on the jurisprudential explanation of the principle of the Guardianship of the Islamic Jurist (Wilayat al-Faqih) as the ultimate theory of Shiite governance in the era of occultation. Practically, Martyr Beheshti was a pioneer of Islamic civilization-building from a political perspective during his lifetime, establishing civil institutions within the Islamic system and implementing Islamic political jurisprudence in society.
    Keywords: Shahid Beheshti, Civilization Building, Modern Islamic Civilization, Jurisprudence, Politics
  • مژگان مقومی، محبوبه خراسانی*، مرتضی رشیدی آشجردی
    زمینه و هدف

    هزارویک شب، کتابی درباری، مردمی، تعلیمی و تخیلی است با نمونه هایی فراوان از گناه و مکافات. انگیزه خلق حکایات، فرار از مجازات مرگ است؛ بانویی که برای نجات جان خود و دیگر دختران، هر شب، قصه ای برای شهریار میگوید و مجازاتش را به تعویق می اندازد. ترس از مرگ و مجازات، بر بسیاری از داستانها سایه افکنده است، اما آنچنان هنرمندانه در دل داستانها نشسته که به چشم نمی آید.

    روش پژوهش:

     این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، بر مبنای مطالعات کتابخانه ای است. جامعه تحقیق نیز، ترجمه دو جلدی مرعشی پور از کتاب هزارویک شب با هدف بررسی انواع مجازات در حکایات دو جلد آن انجام شده است.

    یافته ها

    در حکایات کتاب، شاهد اعمال بسیاری هستیم که مستحق مجازات است. مانند خیانت، سرقت، گواهی دروغ، کفر و الحاد، پیکرگردانی، توطئه، قانون گریزی، مجازاتهای برنامه ریزی شده و نظایر آن.

    نتیجه گیری

    مجازات خیانت، چه از نوع رابطه نامتعارف عاشقانه باشد و چه در روابط درباری و اجتماعی، مرگ است. صدور حکم و اجرای آن، به فرمان حاکم، قاضی و حتی افراد بی صلاحیت مانند پدر، شوهر، برادر، زنان یا جزادهندگان ماورایی است که از میان آنها میتوان به غول، جن و حیوانات سخنگو اشاره کرد. این موجودات، با روش های نامتعارف یا پیکرگردانی، مجرمان را مجازات میکنند. اعتقاد به نزول عذاب الهی در داستانهایی که جنبه دینی قویتری دارند، مشاهده میشود. نقش و حضور گسترده زنان در روند حکایات و شکل گیری حوادث، قابل تامل است. به علت تفاوتهای فرهنگی که ریشه در خاستگاه داستانها دارد، در تعیین و اجرای مجازات، وحدت رویه و رویکرد یکسان یافت نمیشود؛ براساس متن داستان و به مصلحت، مجازاتها قابل تقلیل هستند. نبود محاکمه عادلانه، ندادن فرصت دفاع به متهم، اجرای احکام و کیفرهایی که با جرم تناسب ندارند نیز در حکایات دیده میشود.

    کلید واژگان: ادبیات عامه, قصه, هزارویک شب, مجازات, جرم و گناه
    Mozhgan Maghoumi, Mahboubeh Khorasani*, Morteza Rashidi Ashjerdi
    BACKGROUND AND OBJECTIVES

    One Thousand and One Nights is a courtly, popular, educational, and imaginative book with many examples of sin and punishment. The motivation for creating stories is to escape from the death penalty; A lady tells Shahriar a story every night to save her life and other girls and postpones his punishment. The fear of death and punishment has cast a shadow on many stories, but it is so artistically placed in the heart of the stories that it is not noticeable.

    METHODOLOGY

    This research is descriptive-analytical based on library studies. The research community has also done a two-volume translation of the book " One Thousand and One Nights " by Marashipour to examine the types of punishment in the stories of its two volumes.

    FINDINGS

    In the stories of the book, we see many actions that deserve punishment. Such as treason, theft, false testimony, disbelief and atheism, misrepresentation, Conspiracy, and planned punishments, among others.

    CONCLUSION

    The punishment for treason is death, whether it is in an unconventional romantic relationship or, in court and social relationships. Issuing a sentence and executing it is at the command of the ruler, judge, and even incompetent people such as fathers, husbands, brothers, women, or supernatural beings, among which we can mention giants, demons, and talking animals. These creatures punish criminals with unconventional methods or transformations. Belief in divine punishment is seen in stories that have a stronger religious aspect. The role and wide presence of women in the process of stories and the formation of events is worthy of reflection. Due to the cultural differences that are rooted in the origin of the stories, there is no unity of procedure and the same approach in determining and implementing the punishment; Based on the text of the story and expediency, the punishments can be reduced. The lack of a fair trial, not giving the accused a chance to defend himself, the execution of sentences, and punishments that do not fit the crime are also seen in the stories.

    Keywords: One Thousand, One Nights, Folk Fiction Literature, Story, Oral Literature, Punishment, Politics, Crime, Guilt
  • محمدتقی مصباح یزدی *

    همان‏طور که در گفتار نخست اشاره شد، در مسئله «رابطه اخلاق و سیاست» نه‏تنها بین افراد عادی، ابهام‏ها یا اختلاف ‏سلیقه‏ هایی وجود دارد، بلکه صاحب‏نظران و متخصصان نیز در این باره اختلاف ‏نظر‏های ریشه‏ای دارند. در این گفتار، به‏اجمال به دیدگاه ‏های موجود در این زمینه اشاره و سپس، تفاوت آنها با دیدگاه اسلام را تبیین خواهیم کرد. در اینجا به طرح اجمالی سه رویکرد در این زمینه می پردازیم: رویکرد «جدایی مفهومی و مصداقی اخلاق و سیاست» که به تباین اخلاق و سیاست معتقد است. رویکرد «وجود دو نوع سیستم اخلاقی؛ فردی و اجتماعی» که بر آن است که نباید اخلاق را به روابط فردی یا روابط بین فردی منحصر و نیز نباید حوزه حکومت و سیاست را از اخلاق خارج کرد و رویکرد «تقدم مصالح سیاسی در موارد اشتراک مصداقی اخلاق و سیاست» که معتقد است: بعضی اموری اخلاقی در قلمرو سیاست نمی‏گنجد و برخی امور مدیریتی، اجرایی و سیاسی در حوزه اخلاق نیست.

    کلید واژگان: اخلاق, سیاست, اخلاق و سیاست, سیستم اخلاقی, مصالح سیاسی
    Muhammadtaqi Misbah Yazdi*

    As mentioned in the first part, there are ambiguities or disagreements regarding “the relationship between ethics and politics” not only among ordinary people, but also among experts and scholars. Here I will briefly refer to the existing views in this area and then explain their differences with the Islamic view. Three approaches are briefly outlined in this field: the “conceptual and substantive separation of ethics and politics” approach, which argues that there is a contrast between ethics and politics; “the existence of two types of ethical systems: Individual and Social" approach, which states that ethics should not be limited to individual or interpersonal relationships, and that the realm of government and politics should not be excluded from ethics; and the "the primacy of political interests in cases of shared ethics and politics" approach, which holds that some ethical matters are not within the realm of politics, and some managerial, executive, and political matters are not within the realm of ethics.

    Keywords: Ethics, Politics, Moral System, Political Interests
  • قدسیه رضوانیان*، سورن ستارزاده

    ادبیات عامه؛ اعم از قصه‏های شفاهی و شعر فولکلور، روایت‏هایی باز هستند که هر گوینده‏ای به فراخور قصد خویش از آن بهره می‏جوید. این گونه ادبی اما به دلایلی چندان محل اعتنا نبوده است. شاملو، پس از نیما و شاید بیش از او، برجسته ترین شاعری است که قلمرو شعر را به گونه های مختلف، به عرصه عمومی کشانده؛ بی آنکه از وجه فاخر شعر غفلت ورزیده باشد. این رویکرد البته برآیند نظریه او نسبت به ادبیات است که برای آن وظیفه تعهد و التزام به عدالت  و بیدارگری  توده مردم  و نسل سازی کودکان علیه ستم و بی عدالتی قائل است؛ از همین رو با استفاده از رمزگان ویژه مردم عامه و افسانه های کودکانه؛ چه به صورت شعر فولکلور که مبتنی بر قصه ها و افسانه های مردم است و چه واژگان عامیانه و حتی تدوین کتاب کوچه، به تثبیت این ایدئولوژی مبادرت ورزیده است. این مقاله با رهیافت مطالعات فرهنگی که ایدئولوژی، دال مرکزی آن است، دو سوی متناقض بهره‏گیری استعاری از زبان و شعر فولکلوریک او را مورد تامل قرار داده است: 1. واسازی رویکرد نخبه‏گرا به ادبیات از طریق آشنایی‏زدایی با زبان عامیانه و شعر فولکلور؛ 2. بهره‏گیری ایدئولوژیک شاملو از زبان و گفتمان کودکانه در شعر فولکلوریک؛ که بر همسانی توده و کودک دلالت دارد و لزوم هدایت و رهبری توسط یک منجی، و به این نتیجه رسیده است که این رویکرد ایدئولوژیک به شعر، درنهایت به تقویت و تثبیت همان ایدئولوژی مورد انتقاد او؛ یعنی فرادستی شاعر(در اینجا به عنوان نجات بخش) و فرودستی توده مردم منجر می شود.

    کلید واژگان: شعر فولکلور, شاملو, مطالعات فرهنگی, ادبیات عامه, شعر کودکانه, سیاست, ایدئولوژی
    Ghodsieh Rezvanian*, Souren Sattarzadeh

    Folk literature, including oral stories and folk poetry, are open narratives that each narrator uses according to his or her own intent. This genre, however, for reasons such as its humiliating title, the simplicity of the images, the use of the language of the masses, and elitism Persian literature, has not received much attention. In the constitutional period, however, with the change of the paradigm, of course, it was considered for political purposes and appeared as a rival discourse against the thousand-year-old discourse of classical literature. Folk literature was a constantly neglected "other" voice that found an unexpected opportunity to be heard in the new discourse. One of the poets who used this capacity to advance his political and ideological goals is Ahmad Shamloo. After Nima and perhaps more than him, Shamloo is the most prominent poet who has brought the realm of poetry into the public area in various ways; without neglecting the noble aspect of poetry. This approach is of course the result of his theory of literature, which considers it a social duty and commitment to justice and awakening the masses of people and raising children against oppression and injustice; therefore, by using the special codes of the mass people and children's legends, whether in the form of folklore poetry based on folk tales and legends or slang words and even compiling an Ketab e Koocheh, he has attempted to consolidate this ideology. This study, with the approach of cultural studies, reflects on the two contradictory sides of his metaphorical use of language and folk poetry: 1. Deconstructing the elitist approach to literature through defamiliarization with folk poetry, 2. Shamloo's use of children's language and discourse in folk poetry, which implies the sameness of the mass and the child and the need to be guided and led by a saviour.

    Keywords: Folklore Poetry, Shamloo, Folk Literature, Children's Poetry, Politics, Ideology, Cultural Studies
  • لیلا محمدی*
    با استقرار حکومت تیموری در فلات ایران و رویکرد تیموریان به نقش زنان درباری در عرصه سیاسی ،فرهنگی و اجتماعی،جایگاه این زنان دستخوش تحول و دگرگونی گردید که این تاثیرات و حضور خاتونان درباری را می توان در نگاره های مصور شده این دوره مشاهده نمود. نگارگر با ترسیم چهره خاتونان درپوشش و لایه های متنوع سعی در نشان دادن موقعیت وجایگاه اجتماعی آنان دراین عصر دارد. هدف مقاله حاضر شناخت جایگاه اجتماعی زنان درباری در دوره تیموری درنگاره ها بر روی دیوارهای کاخ ها و کتب مصور شده است.این پژوهش با گردآوری مطالب کتابخانه ای به روش توصیفی و تحلیلی و استخراج اطلاعات از نگاره های این دوره، جایگاه اجتماعی و شاخصه های پوششی و صحنه هایی از وقایع زندگی زنان خاندان تیموری را ترسیم کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد نگارگری ایران در دوره تیموری به عنوان یک هنر مطرح بوده و یکی از منابع تاثیرگذار در تاریخ نگاری می باشد و ضمن آنکه منعکس کننده روح هنری ایرانی بود با ثبت و ضبط زندگی زنان خاندان تیموری به تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آنان از سیاست و حکمرانی تیموریان و معرفی جایگاه اجتماعی و ارایه تصویری از پوشش و برخی رسومات درباری، صحنه هایی از وقایع زندگی زنان خاندان تیموری را به نمایش گذاشت.
    کلید واژگان: نگارگری, تیموریان, زنان, اجتماع, فرهنگ, سیاست
    Leila Mohammadi *
    With the establishment of the Timurid government in the plateau of Iran and the approach of the Timurids to the role of court women in the political, cultural and social arenas, the position of these women underwent a transformation and these effects and the presence of court women can be seen in the paintings of this period. By drawing the faces of the ladies, he tries to show their social status in this age.The purpose of this article is to know the social status of court women in the Timurid period in the paintings on the walls of palaces and illustrated books. This research by collecting library materials in a descriptive and analytical method and extracting information from the paintings of this period, the social status and characteristics of He has drawn a cover and scenes from the life events of the women of the Timurid dynasty. The findings of the research show that painting in Iran during the Timurid period was prominent as an art and is one of the influential sources in historiography, and while it reflected the Iranian artistic spirit by recording the lives of the women of the Timurid dynasty, they were influential and influenced by politics. And the rule of Timurids and the introduction of social status and presenting an image of the dress and some court rituals, showed scenes of the events of the lives of the women of the Timurid dynasty.
    Keywords: Painting, Timurians, Women, Society, Culture, Politics
  • مسعود فیاضی*
    سیاست پژوهی نوعی پژوهش مسئله محور است که با رعایت اقتضائات مواجهه با مسائل چند رشته ای و در بستری کاملا هنجاری، می کوشد تا پیشنهادهایی را تحت عنوان «سیاست» به سیاست گذاران در مورد مسائل انضمامی جامعه پیشنهاد دهد. در این نوع پژوهش، سیاست پژوهان با رویکردهای متعددی به شناسایی و حل مسائل می پردازند که «رویکرد عقلانی» یکی از رایج ترین آنها است. در این رویکرد تلاش می شود از معادله هایی همچون معادله هزینه - فایده یا هزینه -اثربخشی برای کشف مسائل و پیشنهاد راه حل ها استفاده شود. اما، مسئله اصلی این است که اگر اندیشکده ها و محققین فعال در عرصه سیاست پژوهی جمهوری اسلامی ایران بخواهند از این رویکرد در تحقیقات خود استفاده کنند و از این رهگذر مواردی را به سیاست گذاران پیشنهاد دهند، باید از رویکرد «عقلانیت دینی » که کاملا همسو با مبانی فکری جمهوری اسلامی بوده و ریشه در مبانی دینی داشته و صرفا براساس معادله هزینه- فایده مادی تصمیم نمی گیرد، استفاده کنند. عدم توجه به اقتضائات این رویکرد سبب می شود نوعی سیاست گذاری سکولار رخ دهد. این مقاله تلاش دارد جایگاه مبانی دینی در فرایند و مراحل سیاست پژوهی و نوع تاثیرگذاری آنها در این فرایند را نشان دهد.
    کلید واژگان: سیاست, سیاست پژوهی, مبانی دینی, عقلانیت اسلامی
    Masoud Fayazi *
    Policy research is a type of problem-oriented research focusing on the concrete issues of society and governance, which, by observing the requirements of dealing with multidisciplinary issues in a fully normative context, seeks to present recommendations under the title "policy" to policymakers regarding concrete issues of society. In this type of research, policy researchers identify and solve problems using various approaches, the main one being the rational approach. This approach attempts to use rational cost-benefit methods to identify problems and propose solutions. The main issue is that if think tanks and researchers active in policy research and consequently in policymaking of the Islamic Republic of Iran want to use this approach in policy research and consequently in policymaking, they must use "religious rationality," which is completely aligned with revelation, rooted in religious foundations, and does not fall within the purely materialistic cost-benefit equation. Thus, the main question is: in policy research with the approach of religious rationality, how and at what stages will the various phases of policy research be influenced by religious foundations? This article attempts to answer this question by showing the stages of policy research. Neglecting how this influence occurs can result in proposed policies not being based on religious foundations and being considered a type of secular policymaking.
    Keywords: Politics, Policy Research, Religious Foundations, Religious Rationality
  • احمد یزدانیان، محمدرضا پورجعفر*، مجتبی رفیعیان
    هدف

    یکی از مهم ترین مسئله های نظام شهرسازی در هر سطحی، مسئله ی فضاست. در این معنا فضا و فضامندی زمینه ی مشترک هر شکلی از برنامه ریزی است. از آنجایی که فضا محل توزیع و بازتوزیع منابع متعدد است، از این رو همواره محل منازعه و تضادهاست. نظام شهرسازی به مثابه دانش مدیریت فضا همواره به دنبال مرتفع کردن برخی منازعاتی است که در فضا ظهور و بروز پیدا می کنند. با در نظر گرفتن چنین تعریفی از فضا و نظام برنامه ریزی است که شهرسازی بیش از هر زمانی به مثابه یک عقلانیت تنظیم کننده محسوب می شود. عقلانیتی که از خلال اشکال مختلف برنامه ریزی و طراحی به دنبال حداکثر بهره گیری از مناسبات فضایی در راستای نظم و نظام بخشی است. حاصل چنین مواجهه ای بیش از هر زمانی تولید برخی مازادها و باقیمانده های فضایی است.

    روش

    پژوهش حاضر از خلال تحلیل گفتمان به تبیین روابط فضایی و مناسبات اقتصادی و سیاسی پرداخته است. بدیهی است با توجه به اقتضائات گفتمان، برخی مفاهیم و استراتژی های گفتمانی که منجر به تنظیم گری در فضا می شوند مورد تحلیل قرار می گیرند.

    یافته ها

    گفتمان غالب همواره به دنبال تثبیت وضعیتی است که از آن تحت عنوان وضع موجود یاد می شود. در برابر چنین مواجهه ای، خوانش انتقادی نشان می دهد اساسا مفهوم فضا یک برساخته اجتماعی و سیاسی است که بیش از هر زمانی به اشکال مختلف تنظیم گری پیوند خورده است. درک روابط تنظیم کننده در فضا از خلال روشن کردن شیوه های فضامند شدن سیاست ها در سطوح مختلف، می تواند به تولید فضایی یاری رساند که در آن مناسبات فضایی معطوف به حداکثر شمولیت اجتماعی و حداقل کنارگذاری اجتماعی و فضایی باشد.

    نتیجه گیری

    جهت خلق مناسبات فضایی عادلانه در ساحت سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدیریت ضروری است از خوانش فروکاست گرایانه ی کالبدمحور از مفهوم فضا به خوانش برساخت گرایانه حرکت کرد. در چنین درکی از فضاست که در نهایت امکان مرتفع کردن برخی تضادها و منازعات فضایی فراهم می آید.نوآوری، کاربرد

    نتایج

    صورت بندی از مناسبات فضایی از منظر گفتار اقتصاد سیاسی می تواند زمینه های گفتمان سازی در ساحت سیاست گذاری در راستای دست یابی به تولید فضایی عادلانه را فراهم آورد.

    کلید واژگان: تنظیمات فضایی, دیسپوزیتیف برنامه ریزی, دانش شهرسازی, سیاست ورزی
    Ahmad Yazdanian, Mohamadreza Pourjafar *, Mojtaba Rafieian
    Aim

    Spatiality is one of the most important problems of the urban planning system at any level. In this sense, space is the common source of any planning form. Since space is the context of distributing and redistributing many resources, it is always a field of conflict and contradictions. Therefore, urban planning as a knowledge of the management of space always seeks to resolve some conflicts that appear in the space. Considering such a definition of space and planning system, urban planning is more than ever considered a regulatory rationality.

    Method

    The present research has analyzed spatial relations and economic and political relations through theoretical explanations and systematic analysis. Obviously, according to the requirements of discourse analysis, some discourse concepts and strategies that lead to regulation in space are analyzed.

    Findings

    The dominant discourse always seeks to stabilize the situation, referred to as the status quo. Against such an encounter, critical reading shows that the concept of space is a social and political construct that is more than ever linked to different aspects of regulation. Understanding the regulatory relationships in space by clarifying the spatialization of policies at different levels can help produce a more justice space.

    Conclusion

    To create justice spatial relationships in the field of policy-making, planning, and management, it is necessary to move from the form-centered reductionist reading of the concept of space to a constructionist reading. It is in such an understanding of space that it is finally possible to resolve some spatial contradictions and conflicts.Innovation: Formulating spatial relations from the perspective of economic and political discourse can provide grounds for discourse creation in the policy field to achieve justice in the production of space.

    Keywords: Spatial Regulations, Dispositive Of Planning, Knowledge Of Urban Planning, Politics
  • منصور حاجی پور، آرمین امینی*، رضا شیرزادی

    چیستی و ماهیت مجتمع نظامی صنعتی، چگونگی شکل گیری و بین المللی شدن آنها، رابطه مجتمع نظامی صنعتی با بحران های پیرامونی در بازخیز مجتمع نظامی - صنعتی و تاثیر آن بر سیاستگذاری های امنیتی ترامپ بین سال های 2016 تا 2020 مواردی است که در مقاله حاضر به آنها پرداخته شده است. پرسش اصلی این است که مجتمع های نظامی - صنعتی چه نقشی در سیاستگذاری های امنیتی ترامپ بین سال های 2016 تا 2020 داشته اند؟ فرضیه این پژوهش که از نوع توصیفی- تحلیلی مبتنی بر روش مرور نظام مند با تجزیه و تحلیل رفتار ترامپ بر اساس رویکرد نظریات امنیتی صورت گرفته است نشان می دهد مجتمع های نظامی - صنعتی به عنوان عنصر هویت بخش و مشروعیت آفرین سیاست گذاری های راهبردی و امنیتی ترامپ را به سمت یکجانبه گرایی غیرمشارکتی بین سال های 2016 تا 2020 سوق داده است.داده های این پژوهش نشان می دهد که زمینه اصلی شکل گیری مجتمع های نظامی صنعتی «ترس امنیتی» یا باور به آسیب پذیری امنیتی نظامی است. به عبارت دیگر، دلیل اصلی شکل گیری این مجتمع ها پاسخ به چالش های امنیتی پیرامونی است.

    کلید واژگان: لابی گری, اقتصاد و سیاست, مجتمع نظامی - صنعتی, سیاستگذاری های امنیتی, نظامی گری.
    Mansur Hajipur, Armin Amini*, Reza Shirzadi

    What and the nature of the military-industrial complex, how they are formed and internationalized, the relationship between the military-industrial complex and the surrounding crises in the resurgence of the military-industrial complex and its impact on Trump's security policies between 2016 and 2020 are things that They are discussed in the present article. The main question is, what role did military-industrial complexes play in Trump's security policies between 2016 and 2020? The hypothesis of this research, which is descriptive-analytical based on a systematic review method with the analysis of Trump's behavior based on the approach of security theories, shows that military-industrial complexes as an identity-giving and legitimizing element of strategic and security policies has pushed Trump towards non-participatory unilateralism between 2016 and 2020. The data of this research shows that the main ground for the formation of military-industrial complexes is "security fear" or the belief in military security vulnerability. In other words, the main reason for the formation of these complexes is the response to surrounding security challenges.

    Keywords: Lobbying, Economy, Politics, Military-Industrial Complex, Security Policies, Militarism
  • مهدی رشید *

    تحلیل صحیح تحولات و شناخت پدیده های اجتماعی، همواره ضامن بقا و تداوم حیات جوامع می باشد. همین امر، پیامبران الهی، مصلحان اجتماعی و اندیشمندان را به ترسیم الگوی مطلوب جامعه شناختی برای تحلیل تحولات جامعه کشانده است. بدون تردید هر الگویی الزامات و مختصاتی دارد که هدف این نگاره، با تمسک به روش توصیفی و تحلیلی، ترسیم الزامات الگوی جامعه شناسی سیاسی تراز برای تحلیل تحولات سیاسی جمهوری اسلامی، دراندیشه مقام معظم رهبری می باشد که مهم ترین آنها عبارت اند از: شناخت هویت اجتماعی انسان، شناخت هویت تاریخی جامعه، شناخت نظام معنایی و ارزشی حاکم بر جامعه، شناخت مختصات بومی جامعه، شناخت موضوع و متدلوژی متناسب و نگرش پارادایمیک به مسائل.

    کلید واژگان: جامعه, سیاست, جامعه شناسی سیاسی تراز, جمهوری اسلامی, الگوی تحلیل, مقام معظم رهبری
    Mahdi Rashid*

    Correct analysis of developments and recognition of social phenomena always guarantees the survival and continuity of society. This has led divine prophets, social reformers and thinkers to draw a desirable sociological model for analyzing the changes in society. Undoubtedly, every model has requirements and coordinates that the purpose of this paper, by adhering to the descriptive and analytical method, is to outline the requirements of the analytical model of balanced sociology for analyzing the political developments of the Islamic Republic, in the opinion of the Supreme Leader, the most important of which are: Knowing the social identity of man, knowing the historical identity of the society, knowing the meaning and value system governing the society, knowing the indigenous coordinates of the society, knowing the subject and appropriate methodology and paradigmatic attitude to the issues.

    Keywords: Society, Politics, Balanced Political Sociology, Islamic Republic, Model Of Analysis, Supreme Leader
  • قاسمعلی کوچنانی*، محمدمهدی داور، ریحانه صادقی

    اگر کتاب المله را بنیان سایر آراء مدنی و سیاسی فارابی بدانیم، به هیچ وجه ادعایی گزاف نکرده ایم. ابونصر فارابی با تالیف این رساله فلسفه فلسفه مدنی و سیاسی خویش را ارائه کرده است و بن مطالب خود را در آن قرار داده است. با تامل در محتوای این رساله به خوبی می توان آن را به دو بخش تقسیم کرد. معلم ثانی در بخش نخست از مسائلی سخن رانده است که خود بنیان بخش دوم یعنی، علم مدنی می باشد و در بخش دوم که ما در این جستار به دنبال فهم فحوی آن به صورت توصیفی و تحلیلی هستیم، از مسائلی بحث کرده است که آن مسائل، فلسفه مدنی را تشکیل داده است. با تامل و تدقیق در بخش دوم کتاب المله، دریافته خواهد شد که فارابی از دو احصاء سخن گفته است. یکی احصاء سعادت و دیگری احصاء سیاست است و به صورت کلی این دو امر، مسائل علم مدنی را تشکیل داده است.بدین ترتیب، هدف جستار پیش رو نیز تحلیل بخش دوم این رساله خواهد بود که در ذیل آن نظریه مدنی فارابی قابل دسترسی خواهد بود. به عبارت دیگر، پرسش این جستار چنین است که چگونه مباحث عنوان شده در بخش دوم کتاب المله باعث ایجاد یک نظریه مدنی شده است؟

    کلید واژگان: فارابی, کتاب المله, علم مدنی, سعادت, سیاست
    Ghasemali Kouchnani*, Mohamadmahdi Davar, Reyhaneh Sadeghi

    If we consider Kitāb al-Millah as the basis of Al-Fārābī's other civil and political views, we have made a correct claim. By authoring this treatise, Abu Nasr Al-Fārābī has presented his civil wisdom and political philosophy and has placed the root of his content in it. By reflecting on the content of this treatise, it can be divided into two sections. In the first section, Al-Fārābī discussed about issues that are the foundation of the second section, i.e. civil philosophy, and in the second section, which we seek to understand its content in a descriptive and analytical way in this paper, he discussed some issues that those issues, has formed civil philosophy. By reflecting and investigating in the second section of Kitāb al-Millah, it will be understood that Al-Fārābī spoke of two studies. One is the study of happiness and the other is the study of politics, and in general, these two matters constitute the issues of civil philosophy.In doing so, the purpose of the study will be the analysis of the second section of this treatise, under which Al-Fārābī's civil theory will be accessible. In other phrases, the question of this study is how the topics mentioned in the second part of Kitāb al-Millah have caused the creation of a civil theory?

    Keywords: Al-Fārābī, Kitāb Al-Millah, Civil Philosophy, Happiness, Politics
  • سید محمدمهدی شرف الدین*، سید حسین شرف الدین

    جنبش فمینیسم که در جهان تاریخچه ای به درازای دو قرن دارد، فعالیت خود در ایران را از زمان پهلوی اول آغاز کرد و به دلیل غلبه سنت متاثر از شریعت، هرچند در مراحل آغازین کاری از پیش نبرد؛ اما در ادامه به اعمال برخی اصلاحات در فرهنگ عمومی حاکم بر کلان شهرها در خصوص موقعیت و جایگاه زنان و کم و کیف مشارکت اجتماعی آنان توفیق یافت. بعد از انقلاب نیز برغم غلبه گفتمانی فرهنگ دینی، رهبری ولایی و تلاش آغازین در جهت اسلامی سازی تدریجی نهادها و سازمان های اجتماعی و پالایش فرهنگ عمومی از رسوبات وارداتی ناهمگن با فرهنگ دینی، فمنیسم (در قالب مجموعه ای از ایده های نظری و توصیه های عملی) به مثابه یک جریان فرهنگی، به صورتی نسبتا خاموش و در لباسی مبدل در بطن و متن مجموعه قابل توجهی از فرآورده های فرهنگی، هنری و رسانه ای رخنه کرد و به صورتی انضمامی و در اشکال مختلف بازتولید شد. در این نوشتار از بین فیلم های ایرانی بعد از انقلاب، شش فیلم پرفروش که بیشترین ارتباط را با مضامین فمینیستی دارا هستند، انتخاب شده و با استفاده از روش نشانه شناسی جان فیسک، نقش های سه گانه فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان ذیل مولفه های سه گانه حکمت عملی در آنها ردیابی شده است. خرده گیری بر ارزش های اخلاقی حاکم بر نظام خانواده و تعامل زوجین، مشارکت زن در تدبیر امور خانه و سیاست های نظام اسلامی در امور زنان بخشی از عناصر مورد نقد فیلم های منتخب است که در این نوشتار به اجمال مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است.

    کلید واژگان: سینما, فمینیسم, اخلاق, تدبیر منزل, سیاست
    Seyed Mohammadmahdi Sharafoddin *, Sayyed Hossein Sharafoddin
  • زهره سرمد *

    من النادر ان تجد شاعرا غیر مبال بالقضایا من حوله، وخاصه القضایا الاجتماعیه والسیاسیه فی حیاته، لان مثالیه الشعراء تشکل دافعا قویا وقوه دافعه تدفعهم إلی انتقاد الوضع القائم والتمنی للوصول الی وضع افضل. هذه الحساسیه تجاه المجتمع وقضایاه لا تقتصر علی الادب الفارسی، ففی شعر وادب المجتمعات الاخری، بما فیها الدول العربیه، کانت المواضیع الاجتماعیه اکثر بروزا فی الاعمال الادبیه المعاصره. تتناول هذه المقاله دراسه مقارنه للمواضیع الاجتماعیه فی قصائد شهریار (الشاعر الایرانی) واحمد مطر (الشاعر العراقی). ونوع البحث مکتبی ووثائقی ومنهجه تحلیلی ومبنی علی المقارنه. المواضیع الاجتماعیه التی یتناولها هذا البحث هی صوره الحکام وانتقاد الحکام المستبدین، وفضائح السلاطین بسبب عدم کفاءه مقارنه الحکام المستبدین بالحیوانات، ومناهضه الاستبداد والدعوه إلی التمرد والثوره، وما إلی ذلک. وبعد دراسه المواضیع المذکوره اعلاه لدینا توصلنا إلی استنتاج مفاده ان کلا الشاعرین کانا منتبهین للمشاکل التی ابتلی بها المجتمع واتخذا مواقف بشان هذه القضایا فی قصائدهما. یتمتع کلا الشاعرین بالشجاعه اللازمه للتعبیر عن الانتقادات الاجتماعیه والسیاسیه، ولا یخجلان من ای قوه فی هذا الاتجاه، لکن لغه احمد مطر اکثر حده وصراحه من لغه شهریار. ومن بین الاختلافات فی توجهات الشاعرین تجاه القضایا الاجتماعیه، ینبغی القول ان مطر اکثر سیاسیه من شهریار، وشهریار اکثر مثالیه من احمد مطر. کما ان تنوع المواضیع الاجتماعیه فی قصائد مطر اکثر، والسبب فی ذلک هو اهتمامه الخاص بالقضایا السیاسیه.

    کلید واژگان: المواضیع الاجتماعیه, شهریار, احمد مطر, السیاسه, الفقر, الظلم
    Zohreh Sarmad *

    It is rare to find a poet who is indifferent to the issues around him, especially the social and political issues of his lifetime, because the idealism of poets is a strong motivation and driving force that leads them to criticize the existing situation and wish for a better situation. . This sensitivity towards the society and its issues is not unique to Persian literature, and in the poetry and literature of other societies, including Arab countries, social themes have been more prominent in contemporary literary works. In this article, a comparative study of social themes in the poems of Shahriar and Ahmad Matar (Iraqi poet) is discussed. The type of research is library and documentary and its method is analytical and based on adaptation. The social themes examined in this research are the image of rulers and criticism of tyrannical rulers, scandalizing sultans due to the incompetence of comparing tyrannical rulers to animals, anti-tyranny and calling for rebellion and revolution, etc. After examining the above themes We have come to the conclusion that both poets have been sensitive to the problems that have plagued the society and have taken positions on these issues in their poems. Both poets have the necessary courage to express social and political criticisms and do not shy away from any power in this direction, but Ahmad Matar's language is sharper and more frank than Shahriar's. Among the differences in the two poets' approaches to social issues

    Keywords: Social Themes, Shahriar, Ahmad Matar, Politics, Poverty, Tyranny
  • محمدعلی رضایی اصفهانی*

    نتناول فی هذا المقال الطرق والاسالیب المختلفه فی تعلیم التفسیر والعلوم القرآنیه فی الحوزه العلمیه بقم خلال القرن الماضی، وإضافه إلی التحلیل والدراسه التاریخیه للموضوع، نشیر کذلک إلی الاسالیب الجدیده وسیر تکاملها التدریجی. بعد إحیاء الحوزه العلمیه فی قم قبل حوالی 80 عاما، تم إحیاء تفسیر القرآن الکریم علی ید العلامه السید محمد حسین الطباطبائی مما ادی ذلک إلی تالیف کتاب “تفسیر المیزان” وإعداد المفسرین المعاصرین وکتابه العدید من الکتب والمجموعات التفسیریه. کما انه منذ ما یقارب الخمسین عاما، ومع تدریس آیت الله محمد هادی معرفت، انتعشت علوم القرآن فی حوزه قم، مما ادی إلی تالیف کتاب "التمهید فی علوم القرآن" وتربیه علماء العلوم القرآنیه المعاصرین، وکذلک تالیف العدید من الکتب فی هذا المجال. طبعا إلی جانب کل هذه الامور تمت متابعه مجالات اخری من العلوم القرآنیه مثل التلاوه والحفظ بشکل فردی من قبل الافراد انفسهم. ومع ذلک، بعد انتصار الثوره الإسلامیه عام 1979 م (1357ه ش)، تغیر التدریس التقلیدی لتفسیر القرآن وعلومه تدریجیا، وفی الحوزه العلمیه فی قم، تم إدراج دورات تفسیر القرآن وعلومه کدورات جانبیه للطلاب. ثم انشئت مراکز خاصه لتفسیر وحفظ القرآن الکریم واتخذ تدریسها شکلا منتظما. وفی استمرار هذه العملیه المتنامیه ظهرت فروع ومجالات جدیده فی مجال العلوم القرآنیه وکان لهذا الامر تاثیر هائل علی تدریس وتالیف الکتب القرآنیه، واستمرارا لهذه الحرکه المتنامیه، انتشرت الدراسات البینیه فیما بین القرآن و العلوم الاخری والمستشرقین والموضوعات الدلالیه والسیمیائیه والتاویل ولغه القرآن.

    کلید واژگان: القرآن, التفسیر, علوم القرآن, التدریس, طرق التدریس, تدریس التفسیر, تدریس علوم القرآن, تدریس حفظ وتلاوه القرآن الکریم
    Mohammadali Rezaee Esfahani *

    In this article, we will discuss the different methods and approaches in teaching interpretation and Quranic sciences at the scientific seminary in Qom over the past century. In addition to the analysis and historical study of the subject, we also point out the new approaches and their gradual integration. After the revival of the scientific seminary in Qom about 80 years ago, the interpretation of the Holy Quran was revived by the prominent scholar Ayatollah Sayyid Muhammad Husayn Tabatabai, leading to the writing of the book "Tafsir al-Mizan" and the training of contemporary interpreters, as well as the writing of many books and interpretive collections. Furthermore, for nearly fifty years, with the teachings of Ayatollah Mohammad Hadi Ma'rifat, Quranic sciences flourished in the seminary of Qom, resulting in the writing of the book "Introduction to Quranic Sciences" and the education of contemporary scholars in Quranic sciences, along with the writing of many books in this field. Additionally, besides all these matters, various other areas of Quranic sciences such as recitation and memorization were individually pursued by individuals themselves. However, after the victory of the Islamic Revolution in 1979 (1357 AH), the traditional teaching of Quranic interpretation and its sciences gradually changed. In the scientific seminary in Qom, courses in Quranic interpretation and its sciences were gradually included as side courses for students. Special centers were then established for interpreting and memorizing the Holy Quran, with their teaching taking on a structured form. As this growing process continued, new branches and fields emerged in the field of Quranic sciences, greatly impacting the teaching and writing of Quranic books. Continuing this growing movement, interdisciplinary studies between the Quran and other sciences, orientalists, semantic and semiotic subjects, interpretation, and the language of the Quran proliferated. New lessons, branches, and centers were established in this field where teaching methods and interdisciplinary research were explored, resulting in the writing of many valuable specialized interpretive collections in the scientific seminary of Qom.

    Keywords: Religious Sovereignty, Politics, Government, Interpretation Of Political Verses In The Quran, Qom Seminary, Fourteenth Century
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال