جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "علامه مجلسی" در نشریات گروه "علوم قرآن و حدیث"
تکرار جستجوی کلیدواژه «علامه مجلسی» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
نشریه کلام اسلامی، پیاپی 124 (زمستان 1401)، صص 131 -162
محمد باقر بن محمد تقی- مشهور به علامه مجلسی- فقیه، محدث و از متکلمان بزرگ مدرسه اصفهان در قرن یازدهم هجری بود که در علوم گوناگون عقلی و نقلی صاحب نظر و دارای آثار است. علم کلام از جمله علومی است که علامه مجلسی در آن تخصص داشته و متناسب با نیازهای عصر خود به تحقیق و تالیف در مسایل آن پرداخته است و آثار متعددی در این دانش پدید آورده و به جامعه عصر خود عرضه کرده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که علامه مجلسی در زمره متکلمانی است که رویکرد عقلی- نقلی دارد. ایشان به تناسب مسایل، به علوم دیگری چون منطق، فلسفه، معرفت شناسی، قرآن و حدیث، تاریخ، تفسیر و اصول فقه توجه داشته و در مباحث کلامی خود، مورد استفاده قرار داده است. از دیگر ویژگی های بارز در روش کلامی علامه مجلسی، نقل نظرات و دیدگاه های سایر فرقه های کلامی- بخصوص اشاعره و معتزله- و همچنین نقل دیدگاه صاحب نظران از فلاسفه، متکلمان، مفسران و مورخان است.
کلید واژگان: علامه مجلسی, روش شناسی, روش کلامی, روش عقلی- نقلی, روش تلفیقیMuhammad Baqir bin Muhammad Taqi - known as Allameh Majlisi - was a jurist, hadith, and one of the great theologians of Isfahan School in the 11th century of Hijri, who has opinions and works in various intellectual and narrative sciences. Theology is one of the sciences in which Allameh Majlesi has specialized and has researched and authored its issues according to the needs of his age, and has created numerous works on this knowledge and presented it to the society of his age. The findings of this research indicate that Allameh Majlisi is among the theologians who have a rational-narrative approach. He paid attention to other sciences such as logic, philosophy, epistemology, Quran and hadith, history, interpretation and principles of jurisprudence and used them in his theological debates. Among the other prominent features of Allameh Majlesi's theological method is quoting the opinions and viewpoints of other theological sects - especially Ash'ari and Mu'tazila - as well as quoting the opinions of philosophers, theologians, commentators and historians.
Keywords: Allameh Majlesi, methodology, verbal method, rational-narrative method, combined method -
فهم صحیح احادیث اهل بیت، مساله مهمی است که از دیرباز مورد توجه حدیث پژوهان قرار گرفته است. با توجه به اینکه برداشت های متفاوتی از احادیث «وسعت منزل» در جامعه وجود دارد، این مقاله در صدد است با استفاده از روش دو تن از حدیث پژوهان مشهور (علامه مجلسی و محمدباقر بهبودی) به اعتبارسنجی و فهم صحیح این احادیث بپردازد. طبق روش علامه مجلسی، از احادیث ضعیف السند نیز می توان برای فهم دیگر احادیث بهره برد؛ اما طبق روش محمدباقر بهبودی تا هنگامی که سند حدیث تصحیح نشود، نمی توان آن حدیث را حجت دانست. به همین دلیل رویکرد غالب در حدیث پژوهی بهبودی، تصحیح سند احادیث است؛ البته بررسی و تحلیل متن را نمی توان از او نادیده گرفت. با توجه به اینکه تمرکز بیشتر روش بهبودی بر تصحیح سند است، اگر از گزارش های تاریخی جواز وسعت خانه برداشت شود، روایات وسعت منزل، بر جوازداشتن منزل وسیع به معنای عام آن، دلالت می کند. در مقابل، با توجه به روایاتی که به داشتن منزل و رزق به اندازه نیاز و کفاف دلالت دارند و همچنین احادیثی که به فراهم کردن آسایش خانواده توصیه می کنند، طبق روش علامه مجلسی جمع این احادیث آن است که شخص مسلمان برای راحتی خانواده اش، در صورت داشتن خانه کوچک، باید برای فراهم کردن خانه ای بزرگتر - به اندازه کفاف و نیاز- تلاش کند. با توجه به اینکه روایات شیعه در این باب متعارض نیستند، حکم «ما وافق العامه فردوه» در مورد این احادیث موضوعیتی ندارد.کلید واژگان: وسعت منزل, کوچکی منزل, اعتبار سنجی حدیث, علامه مجلسی, محمدباقر بهبودیThe accurate understanding of Ahl al-Bayt’s Hadiths is an important issue that has been the focus of Hadith scholars for a long time. Considering that there are different interpretations of the Hadiths of “Wus’at Manzil (Expanding House Size)” in the society, this article intends to validate and correctly understand these Hadiths using the method of two famous Hadith scholars (Allama Majlisi and Mohammad Baqir Behboodi). According to Allama Majlisi's method, weak Hadiths can also be used to understand other Hadiths; But according to Mohammad Baqir Behboodi's method, until the Hadith document is not corrected, that Hadith cannot be considered as proof. For this reason, the dominant approach in Behboodi's Hadith research is to correct Hadiths chain. Of course, the review and analysis of the text cannot be ignored from him. Considering that the focus of the Behboodi's method is on correcting the document, if we take from the historical reports of the permission of the size of the house, the narrations of the size of the house indicate the permission of a large house in its general sense. On the other hand, according to the Hadiths that indicate having a home and sustenance as much as one needs and enough, as well as the Hadiths that recommend providing comfort for the family, according to Allama Majlisi's method, the sum of these Hadiths is that a Muslim person, for the comfort of his family, if he owns a small house, he should try to provide a bigger house - as much as he needs. Considering the fact that the Shia traditions do not conflict in this regard, the ruling “What agrees with the Sunnis, should be rejected” has no relevance regarding these Hadiths.Keywords: “Wus’at Manzil (Expanding House Size)”, The Smallness of the House, Validation of Hadith, Allama Majlisi, Mohammad Baqir Behboodi
-
امکان سنجی میزان تاثیرپذیری دوسویه ی میان مکتوبات، در بازشناسایی تاریخ اندیشه و فضای گفتمانی غالب بر خوانش گران حوزه ی اندیشه ورزی می تواند از اهمیت به سزایی برخوردار باشد. کتب روایی نیز از این قاعده مستثنا نبوده و در شمار این فضای ترسیمی پیش گفته قرار می گیرند. در نوشتار حاضر به عنوان یک مطالعه ی موردی در تاثیرپذیری تعاملی کتب روایی، با عنایت به اهمیت موضوع تاریخ انبیاپژوهی، این سنجه ی تاثر، اختصاصا در دو مکتوبه با محوریت سرگذشت پیامبران ردیابی گردیده است. بدین منظور بخش «کتاب النبوه » بحارالانوار)مشتمل بر جلدهای 11 تا 14 (و النورالمبین در دو خوانش رهیافتی، شامل رویکرد مولف محور و متن محور به طور تطبیقی مورد ارزیابی است. برجسته سازی رابطه ی استاد و شاگردی میان علامه مجلسی(ره) و محدث جزایری (ره)، نیز پیش گامی جزایری در هم فکری علمی به استاد خویش، اصلی ترین شاخصه ی رویکرد مولف محور به شمار آمده، به طوری که معاضدت در شرح نویسی بر برخی احادیث مشکل و حل پار ه ای مصالح تالیفی، به عنوان یاری رسانی وی بر قوام یافتن بحار الانوار قابل شناسایی است. در خوانش متن محور نیز شباهت ها و تفاو تهای میان دو کتاب محل اعتنا بوده و تاثیرپذیری تعاملی و دوسویه ی دو کتاب ترسیم شده است.
کلید واژگان: النور المبین, بحار الانوار, تاریخ پیامبران, حدیث, علامه مجلسی, قرآن, محدث جزائریFeasibility study of the two-way influence between writings can be important in identifying the history of thought and the dominant discourse space on readers in the field of thought. Narrative books are no exception to this rule and are included in this drawing space. In this paper, as a case study on the interactive influence of narrative books, considering the importance of the subject of the history of the Prophets research, this measure of influence has been traced specifically in two Books with a focus on the stories of the prophets. For this purpose, the section “Kitāb al-nobowwat of Bihār al-Anwār” (including volumes 11-14) and “al-Nour al-Mobin” in two approach readings, including the author- centered and text-based approach, are comparatively evaluated. Highlighting the relationship between the teacher and the disciple between Allameh Majlesi and Muhaddeth Jaza’eri, as well as the Jaza’eri scientific assistance to his master, is the main characteristic of the author-centered approach, so that cooperation in writing on some problem hadiths and solving some of the materials of writing can be identified as his assistance in strengthening Bihār al-Anwār. In the text-based approach, the similarities and differences between the two books are considered and the interactive influence and two sides of the two books are depicted.
Keywords: Bihār al-Anwār, al-Nour al-Mobin, Allameh Majlesi, Muhaddeth Jaza’eri, Hadith, History of the Prophets -
شرح روایات معصومان (ع) مستلزم به کارگیری اصول و مبانی ویژه ای است که عدم توجه بدان فرایند فهم را از اساس مختل می سازد. «مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول» تالیف علامه محمد باقر مجلسی، از جامع ترین شروح حدیثی نگاشته شده بر «الکافی» ثقه الإسلام کلینی است. شارح در این مجموعه کوشیده است با کاربست پاره ای از اصول به فهم مدالیل اصیل روایات نایل آید. آنچه نگارندگان این سطور به دنبال تبیین آنند، بررسی مبانی فهم حدیث علامه مجلسی در «مرآه العقول» با تاکید بر اصول کافی است. آنان به منظور جبران خلا مطالعاتی حاکم بر بحث حاضر کوشیده اند با مطالعه بیانات علامه در ذیل روایات اعتقادی «الکافی» به روش توصیفی تحلیلی، این پرسش را پاسخ گویند که مبانی علامه در فهم و شرح روایات اصول کافی چیست؟ نتایج حاصل از این مطالعه گویای آن است که علامه در توضیحات و نکاتی که برای فهم روایات اصول کافی آورده، برخی مبانی فقه الحدیثی را در نظر داشته است. عرفی بودن زبان احادیث، وقوع صناعات ادبی در کلام معصوم (ع)، حجیت دلالت سیاق در فهم مراد معصوم (ع)، هماهنگی و سازواری درونی روایات معصومان (ع)، علم و عصمت انبیاء و ایمه اطهار (ع)، حجیت سنت معصومان (ع)، حجیت عقل در اثبات اصول دین، رعایت تقیه و سطوح مخاطبان در کلام معصوم (ع)، و لزوم رعایت احتیاط در تاویل روایات از مهم ترین این مبانی به شمار می روند. تدقیق و تامل در این مبانی نشان می دهد که مجلسی به جهت بهره مندی از جامعیت علمی، و تسلط ویژه بر علوم معقول و منقول، در شرح روایات اعتقادی «الکافی» از القاء نگرشی تک بعدی به روایات پرهیز نموده و در این راستا از رویکردهای مختلف کلامی، اخباری و عقلانی بهره برده است. بی تردید که الگوپذیری از این مبانی می تواند در تحقق فهمی صحیح و روش مند از روایات اعتقادی «الکافی» سودمند باشد.
کلید واژگان: مبانی, فقه الحدیث, علامه مجلسی, مرآه العقول, اصول کافیInterpretation of the narrations of the Innocents (AS) requires the application of special principles and foundations that not paying attention to them disrupts the process of understanding. “Mirat Al Oghol” by Allameh Mohammad Baqir Majlisi is one of the most comprehensive hadith commentaries written on “Al-Kafi” of Kolini. In this work, the commentator has tried to achieve correct understanding of the narrations by examining some principles. The authors of the article seek to examine the basics of understanding the hadith of Allameh Majlisi in “Mirat Al Oghol” by emphasizing on the section of usul al kafi. In order to fill of the studys gap, they have tried to by study of Allameh's explanations underneath the doctrinal narrations of kafi by descriptive - analytical method, answer this question is that what the basics of understanding Allameh's hadith in the section of usul al kafi? The results show that Allameh has kept specific principles in mind in the explanations and tips she has given to understand the doctrinal narrations of kafi. Ordinary expression of hadith, The occurrence of literary style in speech of the Innocent (AS), The validity of delālat siyāq in understanding the intention, The internal harmony and coherence of the narrations, The knowledge and infallibility of the Prophets and Imams (AS), The validity of the Sunnah of the Innocents (AS), The validity of reason in proving principles religion, The need to pay attention to Taqiyyah, as well as observing the levels of the audience and The need to observe caution in interpreting of the narrations are among the most important of these principles. Accuracy in these principles shows that Majlesi because of benefiting from scientific comprehensiveness and mastery of rational and quoted sciences, in the description of the doctrinal narrations of kafi has used of diffrent approachs of Kalāmi, Akhbāri and logical. Following these principles can be beneficial in correct and methodical understanding of the doctrinal narrations of kafi.
Keywords: Principles, Understanding Of The Hadiths, Allameh Majlesi, Mirat Al Oghol, Usul Al Kafi -
اعتقاد به معاد و بازگشت انسان، فطری و همزاد با خلقت بشر بوده است و در طول تاریخ، زندگی و فعالیت انسان را تحت تاثیر خود قرار داده است. ادیان آسمانی نیز این اعتقاد بشر را تایید و تاکید کردهاند. اما در کیفیت و چگونگی انتقال انسانها به آن عالم اختلاف نظرهای شدیدی بین پیروان ادیان و متفکران آنها وجود دارد. فقها، فلاسفه، متکلمان و محدثان شیعی با توجه به نوع نگرش و مبانی فکری خود، معاد را پیش روی ما به تصویر میکشند. علامه مجلسی به عنوان یک مسلمان شیعی محدوث، معاد خود را مبتنی بر آیات قرآنی میداند و با استفاده از آیات، علاوه بر نفس معاد، به اثبات معاد جسمانی نیز میپردازد و این برخلاف نظر برخی از علما است که معاد قرآنی را »مثالی« میدانند. علامه طباطبایی معاد جسمانی را برگرفته از تکامل و صعود بدن در اثر حرکت جوهری و رسیدن به مقام و مرتبه نفس میداند. او نظرهای فلاسفه دیگر مبنی بر عود و نزول نفس و اتحاد با بدن دنیوی را رد میکند. در این مقاله با توجه به برخی آیات قرآن، روایات و کتب مختلف ضمن معناشناسی معاد و بیان اهمیت و ضرورت آن، به بررسی تطبیقی معاد جسمانی از دیدگاه علامه مجلسی و علامه طباطبایی پرداخته شده است.
کلید واژگان: معاد جسمانی, جاودانگی, علامه مجلسی, علامه طباطبائی -
ابزار معرفت دینی، از مباحث محوری علم معرفتشناسی است. بررسی دیدگاههای علامه مجلسی درباره ابزار معرفت میتواند برخی زوایای این دانش در اعصار گذشته را آشکار سازد. پژوهه فرارو با روش کتابخانهای و گاهی اسنادی به بیانات علامه مجلسی پیرامون روایات توانسته است به بررسی ابزار و راههای معرفت از دیدگاه او را بپردازد و برخی گزارههای متناسب با دانش معرفتشناسی نزد او را استخراج کند. او در آثارش، حس، عقل، شهود، وحی، الهام، تحدیث و مرجعیت دینی را ابزار معرفت دینی میداند. علامه مجلسی حس را ابزاری مهم در شناخت قلمداد میکند و آن را مصون از خطا نمیداند. او برخلاف تصور برخی، عقل را معرفتبخش میداند. وی شهود را ابزاری برای کسب معرفت بهشمار میآورد و در برخی موارد، آن را متعلق به آخرت معرفی میکند. در نگاه علامه مجلسی، وحی مهمترین ابزار معرفت است. از دیدگاه وی، الهام و وحی از منابع وثیق معرفت الهی هستند. تحدیث نیز ابزاری است که بعد از رحلت پیامبرa برای ایمهg، معرفتبخش بوده است. وی یکی از عوامل گمراهی را بهره نگرفتن از ابزاری همچون مرجعیت ایمهg در دین دانسته است.
کلید واژگان: ابزار معرفت, الهام, شهود, عقل, وحی, علامه مجلسیThe means of religious knowledge is one of the central topics in epistemology. Examining Allameh Majlisi's views on the means of knowledge can reveal some aspects of this area of knowledge in the past eras. Using library and documentary method, the present research has examined the means and ways of knowledge in the statements made by Allameh Majlisi's about narrations and has extracted some propositions appropriate to his epistemological knowledge. In his works, Allameh Majlisi has considered sense, intellect, intuition, revelation, inspiration, hadith and religious authority as the means of religious knowledge. He regards sense as an important means in acquiring knowledge and does not consider it infallible. Contrary to some people's beliefs, he considers reason as granting knowledge. He considers intuition as a mean for acquiring knowledge and in some cases, introduces it as belonging to the hereafter. In the view of Allama Majlisi, revelation is the most important means of knowledge. In his view, inspiration and revelation are reliable sources of divine knowledge. Hadith is also a means that has granted knowledge to the Imams after the death of the Prophet. He has considered disrespecting the authority of the Imams in religion as one of the causes of deviation.
Keywords: means of knowledge, inspiration, intuition, intellect, revelation, Allameh Majlisi -
مقتل الحسین (ع) موجود در بحارالانوار علی رغم این که در غالب گزارش ها با گزارش ابومخنف موجود در کتاب شیخ مفید یکی است، اما مولف کوشیده نسبت به گرد آوری روایاتی دیگر از مقاتل روایی روی آورد. این مقتل ضمن دربرداشتن اخبار متفرد نسبت به دیگر متون روایی، در برخی موارد با وقایع مسلم و یا روایات تاریخی دیگر ناسازگار بوده و در مواردی شان امام معصوم (ع) و یا خاندان معصومان (ع) خدشه دار شده به گونه ای که پایه و اساسی برای نقل علمای شیعی در قرن معاصر شده است. این مقاله می کوشد با رویکردی توصیفی- تحلیلی، روایاتی را که نخستین بار در میان روایات عاشورایی جای گرفت، ارزیابی نماید و از این رهگذر برخی از هجمه های تحریفی آن را در سنجه نقد قرار دهد.
کلید واژگان: بحارالانوار, علامه مجلسی, مقتل الحسین (ع), روایات عاشورایی, تحریفاتImam Husayn’s martyrdom epic of al-Majlesi’s book, Behar al-Anvar, the fact that most of the reports are reported by Abu- Mekhnaf in the book of Sheikh Mofid, But the author Tried to collect other narratives from narrative martyrdoms. In addition, it is afflicted with content disorder in a way that sometimes its accounts which provided the bases for the shia scholars of contemporary century are inconsistent with the definite historical facts or have stained the Imam’s honor. This article tries with an analytical descriptive approach, the traditions first considered among the Ashura traditions and, in this way, put some of its distorted criticisms at a gauge.
Keywords: Behar al-Anvar, al-Majlesi, Martyrdom of Imam Husayn, Ashura accounts, Distortion -
یکی از نویسندگان در مقاله ای با عنوان «تاملی در منابع اعتقادی» مدعی شده است که آمار روایات معتبر کتاب الحجه کافی که از مهمترین منابع روایی شیعه در موضوع امامت به شمار می رود از دیدگاه علامه مجلسی28درصد و از منظر آقای بهبودی10درصد می باشد و بر این اساس کوشیده است تا بسیاری از مبانی اعتقادی شیعی در موضوع امامت را مبتنی بر روایات ضعیف جلوه دهد. در این نوشتار فارغ از مسایل کلامی مندرج در این مقاله، نشان داده شده که اولا آمار روایات معتبر کتاب الحجه از نگاه رجالی علامه مجلسی 39/13 درصد است و ثانیا از منظر آقای بهبودی نیز که وجود روایت متابع معتبر برای روایات ضعیف السند را از شواهد صحت روایت به شمار می آورد، میزان روایات معتبر افزایش قابل توجهی خواهد داشت. به عنوان نمونه در این مقاله با جستجوی روایات همسان(متابع)برای احادیث ضعیف السند کتاب الحجه کافی از سایر مصادر روایی، نشان داده شده که تعداد90روایت برابر با13/31درصد این روایات مطابق داوری های رجالی آیت الله خویی دارای متابع معتبر می باشد. از طرفی با استفاده از روایات شاهد معتبر در کنار این آمار، می توان نشان داد که 75/07 درصد کل روایات این کتاب از پشتوانه سندی معتبر برخوردارند.کلید واژگان: کتاب الحجه, روایت معتبر, روایت متابع, علامه مجلسی, محمد باقر بهبودی
-
در این مقاله برآن شدیم تا به جامعیت قرآن بپردازیم . در مورد جامعیت قرآن از زمان های اولیه ی اسلام میان مسلمانان بحث ها یی مطرح بوده است .یکی از بحث های بسیار حساس که بین اندیشمندان اسلامی مطرح بوده و هست، موضوع جامعیت قرآن است. جامعیت قرآن از مسایل مهم تفسیر قرآن کریم است و دیدگاه علامه طباطبائی به عنوان مفسر صاحب نظر در این زمینه بسیار مهم است و می تواند راهگشا در حل بعضی از مسایل باشد. به نظر علامه جامعیت قرآن به معنای کامل بودن آن است. علامه طباطبائی جامعیت قرآن را در همه اقسام و صور آن، مبتنی بر مجموع ظاهر و باطن قرآن می داند؛ در ظاهر قرآن تنها تفاصیل اخلاق فاضله را می توان جست، اما معارف، شرایع و احکام در حد کلیات و اصول در ظاهر قرآن آمده اند و تفاصیل و جزئیات آنها در روایات بیان شده یا به طریق دیگری قابل دستیابی است.
کلید واژگان: مطالعه تطبیقی, دیدگاه علامه طباطبایی, علامه مجلسی, جامعیت قرآن -
میان دانشوران معاصر شیعه سه دیدگاه درباره رویکرد علامه محمد باقر مجلسی در تالیف بحار الانوار وجود دارد. بیشتر آنان برآناند که هدف وی فقط جمعآوری احادیث بوده است. عدهای نقش گزینشی وی در انتخاب مصادر و احادیث بحار الانوار را به قصد کارآمد شدن پذیرفته اند. گروه دیگری افزون بر تایید گزینشی بودن روایات بحار الانوار، بر این باورند که وی روایاتی را که خود صحیح میدانسته در بحار الانوار آورده، مگر در موارد اندکی که خود به عدم اعتبار حدیث اشاره کرده است.
این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی به واکاوی دیدگاه های یاد شده و خاستگاه شکل گیری آنها می پردازد تا نشان دهد بر اساس عبارات علامه مجلسی در مقدمه بحار الانوار و شرح های ایشان بر احادیث، و مبانی اعتبارسنجی روایات نزد وی، دیدگاه سوم صحیح تر می نماید؛ گرچه نباید از دیده دور داشت که پاسداری از میراث مکتوب حدیثی شیعه در این گردآوری گسترده، مهمترین انگیزه و دستاورد تالیف آن به شمار میرود.کلید واژگان: بحار الانوار, علامه مجلسی, انگیزه تالیف, گزینش مصادر, اعتبار احادیث, اخبارگرایی -
روایات تاویلی آیات قرآن، در دو کتاب بحار الانوار و مرآه العقول اثر علامه مجلسی، به قدری فراوان است که نیازمند سبکشناسی تحلیل این روایات از منظر ایشان است. مساله نوشتار حاضر، کشف روشمند الگوی علامه مجلسی در تحلیل روایات تاویلی آیات قرآن است. در نگاه اول، علامه مجلسی به عنوان شخصیتی اخباری بایسته است از همان شیوه اخباریان در روایات تاویلی بهره برد، ولی آنچه در این دو اثر مشهود است، تمایز روش ایشان با شیوه شناخته شده اخباریان است. با توجه به عدم کفایت تحقیقات پیشین، این مساله به روش توصیفی- تحلیلی واکاوی گردید و نتیجه آن شد که نظرگاه علامه مجلسی به روایات تاویل قرآن، نگاه یک اخباری صرف نبوده، بلکه ایشان در دوره نزاع اصولی و اخباری، در قامت یک اخبارگرای اصولی معتدل، با اتخاذ رویکرد معنایی به مقوله تاویل، موفق به ارائه اصول و ضوابطی برای پذیرش تاویل صحیح قرآن، همچون تطابق با ظاهر آیات، مناسبت میان ظاهر و باطن، مطابقت تاویل با ضرورت عقلیه و اضطرار و ملاک بودن عموم لفظ و نیز مویداتی مثل معاضدت سیاق، معاضدت دیگر روایات و موافقت با قرائت صحیح گردیده است.کلید واژگان: علامه مجلسی, روایات تاویلی, ضابطه تاویل, ظاهر قرآن, باطن قرآن
-
بدون تردید هر پژوهشگری برای بهره مندی بهتر از بحارالانوار، بزرگ ترین دایره المعارف حدیثی شیعه، ناگریز است با پیش فرض های مولف آن در اعتبارسنجی روایات آشنا گردد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد علامه مجلسی به پیروی از دانشوران حدیث محور پیش از خود، روایات را براساس قراین کتاب شناسانه و به شیوه تحلیل فهرستی، اعتبارسنجی می کرده و در بیشتر موارد، قراین متنی را بر قراین سندی، بیشترارج می نهاده است. همچنین براساس روایات، اصل احتیاط تحفظ بر متن احادیث و پرهیز از تاویل مگر به ضرورت و نیز قاعده تسامح در ادله سنن با قید شیعی بودن روایات آن را، در ارزیابی مصادر و احادیث بحارالانوار به کار بسته است. علامه مجلسی براساس چهار مبنای یادشده، روایات را از جهت اعتبار رتبه بندی کرده و اکثر روایات بحارالانوار را معتبر دانسته است، ولی ازآن میان مبنای کتاب محورانه وی، کاربرد و تاثیر بیشتری در اعتباربخشی به روایات بحارالانوار نزد وی داشته است.کلید واژگان: علامه مجلسی, بحارالانوار, متن حدیث, اعتبار حدیث, تاریخ حدیث شیعه, اخبارگرایی
-
پیوستگی میان پدیده های تاریخی و نظریه های حدیثی - کلامی از مطالعات میان رشته ای است که لزوم غسل یا تجهیز هر امام توسط امام بعدی در این شمار است. این مساله سه دانش حدیث، کلام و تاریخ را به هم پیوند داد و رویکردهای متفاوتی را در مواجهه با آن پدید آورد. برخی وکیلان امام کاظم(ع) که به واقفیه شهرت یافتند - با ادعای مهدویت ایشان به مقابله با امام رضا (ع) پرداختند و ضمن استناد به این روایت که امام را جز امام غسل نمی دهد، شبه های ترتیب دادند که طبق آن، امام کاظم (ع) زنده و امام رضا(ع) امام ادعایی بود. دلیل این بود که حضور امام رضا (ع) در مدینه، مانع از غسل دادن امام کاظم (ع) در بغداد است. مقاله حاضر با روش توصیفی - تحلیلی، کارگزاران تجهیز معصومان در منابع شیعی و سنی را شناسایی کرده، آنگاه بر اساس پیشینه و سیر تاریخی، به بررسی گفتمان واقفیه و سیر تطور برداشتها از آن روایت در میان امامیه پرداخته است.کلید واژگان: تجهیز, واقفیه, امام کاظم (ع), امام رضا (ع), حدیث الامام, , , _ امامیه, علامه مجلسی
-
بررسی دیدگاه علامه مجلسی در بهره مندی از احادیث گزارش شده از سوی اهل سنت و آثار حدیثی نگارش یافته ایشان، موضوع این نوشتار است. هم چنین تلاش شده، رویکرد مولف بحارالانوار در استفاده از منابع اهل سنت در دیگر حوزه های علوم بازتاب داده شود. تصریحات علامه مجلسی و شواهد مختلف، گویای آن است که وی، استناد به احادیث روایت شده از سوی اهل سنت را مجاز نمی داند؛ اگر چه او برخی موارد خاص را از این قاعده استنثنا نموده است. این در حالی است که در تبیین و شرح احادیث بحارالانوار، به گستردگی از آثار اهل سنت استفاده کرده است. تنوع این منابع در علوم مختلف، نشان دهنده گستره استفاده علامه مجلسی از منابع اهل سنت در شرح احادیث بحارالانوار است.کلید واژگان: علامه مجلسی, بحارالانوار, اهل سنت, منابع, روایاتThe aim of this study is the examine of Allameh Majlesi' view on using from the Hadiths narrated by the Sunni Hadith and Hadith books written by him. Also, the author of Bihar al-Anwar tries to approach reflected in the Sunni sources in other fields of science. The sayings of Allameh Majlesi and different evidence show that he did not permit referring to the Hadiths narrated by Sunnis, although he excluded some special cases of this rule. However, the explanations and Hadiths presented in Bihar al- Anwar, have been used extensively from the writings of the Sunnis. This diversity of sources in different fields is indicative of the extent of use of Sunni resources by Allameh Majlesi in order to description of Bihar al-Anwar Hadiths.Keywords: Allameh Majlesi, Bihar al-Anwar, Sunni, resources, Hadiths
-
از مسائل مهمی که در تاریخ تفکر اسلامی درباره دین شناسی مطرح بوده، این است که با چه روشی می توان صحت و سقم گزاره های دینی را ارزیابی کرد؟ اندیشوران مسلمان به این پرسش پاسخ های متعددی داده اند که بیشتر پاسخ ها ذیل دو عنوان کلی عقل گرایی و نص گرایی (نقل گرایی) جای می گیرد. ذیل هر یک از دو عنوان عقل گرایی و نص گرایی دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. یکی از دیدگاه هایی که ذیل نص گرایی پدید آمده، نص گرایی بر اساس عقل فطری است. بر اساس این دیدگاه، عقل فطری در کشف معارف دینی از اعتبار تام برخوردار است و در مقابل، عقل گرایی فلسفی در دین هیچ ارزشی ندارد. علامه مجلسی از کسانی است که این دیدگاه را با ذکر ادله ای پذیرفته است. در این نوشتار به روش توصیفی _ تحلیلی، پس از تبیین دیدگاه یاد شده، ادله و مبانی علامه ارزیابی شده و معلوم گردیده است که برخی از دلیل های ایشان قابل دفاع نیست.کلید واژگان: روش کشف آموزه های دینی, نص گرایی, عقل گرایی, علامه مجلسی
-
این پژوهش معنا و کارکرد عقل را از دیدگاه فیض کاشانی و مجلسی مورد بررسی قرار میدهد. پرداختن به ماهیت عقل و چیستی آن از منظر دو محدث صاحب نام قرن یازدهم که رویکردشان در مباحث معرفت دینی با رویکرد متکلمان متفاوت است، از اهمیت این پژوهش حکایت دارد. با وجود آنکه هم فیض کاشانی و هم علامه مجلسی محدثاند با این حال ضمن برخورداری از نظرگاه مشترک هرکدام، در مواجهه با عقل، تفاوت دیدگاه هایی هم دارند. فیض کاشانی به تاسی از غزالی چهار معنا برای عقل بیان می کند و سپس با جمع بین آن ها به عقل نظری و عملی معتقد می شود و برای هرکدام معنای خاصی را در نظر می گیرد که در کارکرد باهم تفاوت دارند. اما علامه ی مجلسی شش معنا برای عقل ذکر کرده است و برخلاف فیض، سعی می کند همه ی معانی شش گانه را تجمیع کند و حقیقت واحدی را برای عقل درنظر گیرد؛ ولی با قائل شدن در معنای پنجم عقل به عنوان تمثیل و نیز عدم پذیرش معنای ششم عقل که از سوی فلاسفه بیان گردیده، عملا این اتحاد معنایی عقل را زیر سوال میبرد. از سوی دیگر هر دو محدث می کوشند، متناسب با این معانی عقل، روایاتی را شاهد بر ادعای خود بیاورند که در این جستار علمی برخی از آنها ذکر شده و از رهگذر آن نظریه هرکدام روشنتر خواهد شد. هدف نهائی این نوشتار که با روش توصیفی تحلیلی است، مقایسه ی این دو دیدگاه و برجسته ساختن وجوه اشتراک و اختلاف آن دو دیدگاه است.کلید واژگان: عقل, حدیث, شیعه, فیض کاشانی, علامه مجلسیThis study investigates the meaning and the application of wisdom from the views of Allama Majlisi and Feiz Kashani. Studding the nature of the wisdom and its quiddity from the perspective of the two famous Hadithhologists of the eleventh century, whose approach to religious knowledge is different from that of the theologians, shows the importance of this research. Although both Feiz Kashani and Allameh Majlesi are Hadithhologist and have common views, they have different views in dealing with wisdom. Following Ghazali, Feiz states four meanings about the wisdom and then he believes in two theoretical and practical wisdoms, and considers special meaning for each of them that are different in functions. But Majlisi states six definitions for the wisdom and unlike Feiz, tries to collect all the six meanings and consider a single reality for the wisdom but by affirming the fifth meaning of wisdom as an allegory, as well as the rejection of the sixth meaning of wisdom that has been expressed by philosophers, in fact he questions this unity of the meaning of wisdom. On the other hand, according to the meanings of wisdom they attempt to bring Narratives as a witness to their claims that some of them have been mentioned in this scientific research so that their thinking can be clarified in this regard. The ultimate objective of this scientific study is to compare these two views and to highlight their similarities and differences.Keywords: Wisdom, Hadith, Shia, Feiz kashni, Allamah Majlisi
-
در میان جوامع حدیثی شیعه، بحار الانوار به دلیل جامعیت بیشتر موضوعات، منابع و احادیث آن و حضور علمی مولفش، علامه محمد باقر مجلسی، اهمیت بیشتری یافته است. مطالعه بحار الانوار و توضیحات علامه مجلسی بیان گر رفتار گزینشی وی در مواجهه با مصادر و احادیث است. وی به پیروی از دانشوران حدیث محور پیش از خود، در اعتبار سنجی احادیث به قراین متنی بیش از قراین سندی ارج می نهاده است.این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی بر مجلد هفتم بحار الانوار، احادیث ناظر بر امامت، نشان می دهد که علامه مجلسی علاوه بر متن محوری، در انتخاب احادیث، بیشتر از منابع اصیل و متقدم شیعه و دارای احادیث مسند، بهره می برده است. روش وی در بیشتر موارد، استفاده مجموعه ای از احادیث یک باب از منبع خاص به منظور تکمیل خانواده حدیث در یک موضوع بوده است، ولی دلیل ترجیح یک مصدر بر منبع دیگر در برخی موارد مشخص نیست.کلید واژگان: علامه مجلسی, بحار الانوار, متن حدیث, اعتبار حدیث, روش شناسیHadith Sciences, Volume:21 Issue: 2, 2016, PP 106 -137Amongst Shia hadith collections Biḥār al-Anwār has gained a greater significance due to its total comprehensiveness from the aspect of subjects, sources and its hadith content, as well as the scholarly presence of his compiler, 'Allamah Muhammad Baqir Majlisi in the book. By studying this book and the comments furnished by the compiler one clearly notices the selective treatment of 'Allamah Majlisi with regard to the sources and the traditions. Following in footsteps of the earlier traditionists in assessment of the validity of hadiths, he considered textual indications more important than the isnad-orientated indications. This article by making use of a descriptive-analytical method on the seventh volume of the book Biḥār al-Anwār dealing with the traditions addressing divinely appointed leadership (imamate) shows that the compiler was text-orientated in selecting the traditions, and mostly benefited from genuine early Shia sources which contained musnad hadiths (traditions furnished with isnads). His method in most of the cases was taking advantage of a collection of traditions of a chapter from a particular source to complete a hadith family on a particular subject. However, in certain cases, the reason for giving precedence to a source over another is not clear.Keywords: Allamah Majlisi, Biḥār al Anwār, text of tradition, reliability of tradition, methodology
-
فصلنامه شیعه پژوهی، پیاپی 4 (پاییز 1394)، صص 105 -124دولت صفویان زمانی پا به عرصه قدرت گذاشت که ملت ایران تجربه های تاریخی متعددی از جنبش های سیاسی شیعیان و تشکیل حکومت از سوی آنان در کارنامه خویش داشت. این پیشینه تجربه خوبی از مشروعیت سیاسی را برای صفویان به ارمغان آورد. پیدایش دولت صفوی، نقطه عطفی در تاریخ اندیشه سیاسی شیعه محسوب می شود. علمای شیعه برای نخستین بار به تکوین نظریه ای برای مشروعیت «سلطنت شیعی» برخاستند. «نظریه ولایت فقیه» و «نظریه ولایت عدول مومنین» یا «ولایت پادشاه عادل» مهم ترین دستاورد نظری ای بود که به کمکش، مشروعیت «نظام سلطانی» و پادشاهی شیعی رقم خورد. سیاست نامه نویسانی چون محقق سبزواری، فیض کاشانی، محمدباقر مجلسی، و... با بهره بردن از این سنت دیرین، قرائت جدیدی از نظم سلطانی و مشروعیت آن به دست دادند. این مقاله، با استفاده از نظریه «نظام سلطانی» ماکس وبر و تعریف وی از مشروعیت و انواع آن، آرای این دسته از عالمان را بازخوانی می کند تا نوع جدیدی از نظریه مشروعیت را برای سلطنت شیعی معرفی کند.کلید واژگان: نظام سلطانی, عدول مومنین, مشروعیت, محقق سبزواری, فیض کاشانی, علامه مجلسیThe Safavids ascended the throne in an era up to which the people of Persia had witnessed several Shiite political movements rising and falling in an attempt to establish a religiously legitimate government. The experience brought along such a legitimacy for the Safavids whose emergence was a milestone in the history of Shiite political thought, as it was then that the Shiite scholars tended to develop the theory of Shiite Sultanism, in an attempt to legitimize it. Authors like Mohaghegh-e Sabzevāri, Feyz-e Kāshāni and Mohammad Bāgher-e Majlesi who wrote works on politics during the Safavid era developed a new theory to legitimize Shiite Sultanism. Employing Max Weber, s theory of Sultanism along with his definition of legitimacy and its types, this article aims at surveying the positions of above-mentioned scholars to present a new definition for the legitimacy of Shiite SultanismKeywords: Legitimacy of Shiite Sultanism, Safavid Era, Mohaghegh, e Sabzevāri, Feyz, e Kāshāni, Mohammad Bāgher Majlesi
-
احادیث معصومین(ع) همانند قرآن، محکم و متشابه دارند. برخی از احادیث اعتقادی، مفادی شبهه انگیز و ظاهری غیرقابل قبول دارند که شارحان حدیث، به شرح ظواهر غیرقابل قبول و تاویل برای رفع اشکال آن ها پرداخته اند. این رویکرد، گاهی با استفاده صریح از اصطلاح تشابه و زمانی بدون اشاره به این اصطلاح بوده است. در این مقاله در پی بیان چگونگی عملکرد دو شارح الکافی یعنی علامه مجلسی و مولی صالح مازندرانی در تعریف و واکاوی متشابهات حدیثی در روایات اعتقادی الکافی هستیم. این نوشتار ضمن نشان دادن باور آن دو به اهمیت این مقوله در حدیث بسان اهمیت آن در قرآن، به مبانی نظری آن دو در این مسئله پرداخته و نشان می دهد که توجه جدی و وافی به این مقوله داشته و در جهت حل تشابه و رفع تعارض ظاهری این گونه اخبار حرکت کرده اند. درنهایت، نقدهایی بر تعریفشان از تشابه در حدیث و مصداق هایی که برای حدیث متشابه آورده اند، وارد شده است.
کلید واژگان: حدیث, متشابه, اعتقادی, کلامی, الکافی, علامه مجلسی, مولی صالح مازندرانیAhadith (traditions) of Imams، have Muhkam (Precise) And Mutashabeh (Ambiguous) like the Quran. Some Doctrinal hadiths، have misgiving in its meanings and incredible apparent، that the explainers of ahadith، explain its incredible outwards and explicate them to troubleshoot. This act، sometimes was with using term «Tashabuh»، and the other time was without using this term. In this article we are seeking the act of two explainer of al-kafi in describing and exploring Ambiguous traditions in doctrinal ahadith of al-kafi، I mean Allame Majlesi and Mowla Saleh Mazandarani. This text within showing their belief to importance of this subject in hadith، like importance of it in Quran، pay to their theatrical foundations in this subject and shows that they have sufficient attention to it and says that they try toward unfastening and solving the ambiguity and the apparent conflict of the that ahadith. And finally criticise their definition of «ambiguity in hadith» and their examples for it.Keywords: Hadith (tradition), Mutashabeh (Ambiguous), doctrinal, al, kafi, allameh Majlesi, Mowla Saleh Mazandarani -
علامه مجلسی در «تاریخ الحجه» که بخشی از کتاب بحارالانوار است، به گزینش و گزارش روایات مهدویت پرداخته است. مسئله اصلی این پژوهه، روش شناسی روایی و گونه شناسی مصادر علامه مجلسی(ره) در این بخش است. نتایج بررسی و ارزیابی «تاریخ الحجه» نشان داد که علامه در روش شناسی خود از فهم متن و فهم مقصود بهره جسته و ژرف اندیشانه به چینش و تحلیل روایات مهدویت پرداخته است. ایشان پس از احراز صحت متن از طریق توجه به اختلاف نسخه ها، تصحیف و توجه به تقطیع، به دنبال فهم متن به واسطه بررسی غریب الحدیث ها و توجه به بلاغت و خانواده حدیث است و از طریق گردآوردن قرینه هایی چون آیات قرآن کریم، عقل باوری، تاریخی-نگری به دنبال کشف مراد جدی و مقصود اصلی معصوم می باشد. تنوع، اعتبار و اصالت سه ویژگی مصادر مجلسی در«تاریخ الحجه» به شمار می آید.
کلید واژگان: تاریخ روایی مهدویت, مصادر مهدویت, روایات مهدویت, اعتبارسنجی مهدویت, علامه مجلسیAllāmah Majlesie, in “Tāriekh Al-Hojjah”, which is a part of the book “Bahār Al-Anwar” has selected and reported the Messianic narrations. The main subject of this paper is Allāmah Majlesie’s the methodology of narrating and typology of sources in this section. The results of investigating and evaluating the book of “Tāriekh Al-Hojjah” show that Allāmah in his own methodology has used understanding the context and its purpose and insightfully and deeply arranged and analyzed the Messianic narrations. After the verification of the authority of the text by attending to the differences in versions, format and considering the segmentation, he is after the study of the text by investigating strange narrations and paying attention to rhetoric and narrations’ category and by collecting the context evidences like the holy Quran’s verses, rationalism, and historical review, he is after discovering the real intention and purpose of the Infallible. Diversity, credibility, and authenticity of the sources are the three characteristics of the sources of Majlesie in “Tāriekh Al-Hojjah”.Keywords: the history of Messianic narrating, Messianic sources, Messianic narrations, Messianic validity assessment, Allamah Majlesie
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.