به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "بعد اجتماعی" در نشریات گروه "جغرافیا"

تکرار جستجوی کلیدواژه «بعد اجتماعی» در نشریات گروه «علوم انسانی»
  • عظیم عثمانیان، محمود رحیمی*، رامین ساعد موچشی
    مقدمه و هدف

    پرسه زنی به عنوان یک کنش انسانی پیچیده، حاصل تعامل جسم، روح و ذهن در محیط های شهری است. این پژوهش با هدف تحلیل ابعاد چندگانه پرسه زنی در فضاهای شهری ایران، به بررسی تاثیر طراحی فضایی و غنای فرهنگی بر تجربیات جسمانی، روحی و ذهنی افراد پرداخته و تفاوت های این تجربیات را با شهرهای مدرن مقایسه می کند.

    روش پژوهش:

     این تحقیق با رویکردی کیفی و تفسیری و در چارچوب پارادایم برساخت گرایانه انجام شده است. داده ها از طریق روش های مردم نگاری شهری، مطالعه موردی، مشاهده میدانی غیرمشارکتی، مصاحبه های نیمه ساختارمند با شهروندان، معماران و متخصصان، و تحلیل محتوای متون تاریخی و معاصر گردآوری شده اند. تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون صورت گرفته است.

    یافته ها

    یافته ها نشان می دهد که پرسه زنی در شهرهای ایرانی فراتر از یک فعالیت فیزیکی، تجربه ای اجتماعی، فرهنگی و معنوی است. فضاهای سنتی مانند بازار تبریز و مسجد شیخ لطف الله اصفهان با طراحی های پیچیده و انسان محور، زمینه تعاملات اجتماعی، تامل معنوی و تقویت هویت فرهنگی را فراهم می کنند. فضاهای سبز شهری نیز به کاهش استرس و ارتقای سلامت روانی کمک می کنند.

    نتیجه گیری

    طراحی شهری باید به گونه ای باشد که پرسه زنی را به تجربه ای یکپارچه از تعاملات جسمی، روحی و ذهنی تبدیل کند. این امر می تواند به بهبود کیفیت زندگی شهری، تقویت هویت فردی و جمعی و افزایش همبستگی اجتماعی منجر شود. یافته ها می توانند راهنمایی برای طراحان و مدیران شهری در جهت خلق فضاهای پویا و انسان محور ارائه دهند.

    کلید واژگان: پرسه زنی شهری, فضاهای عمومی, هویت شهری, تعاملات اجتماعی, شهر ایرانی
    Azim Osmanian, Mahmoud Rahimi *, Ramin Saed Moucheshi
    Introduction and Purpose

    Flânerie, as a complex human practice, emerges from the interplay between the body, soul, and mind within urban environments. This study aims to analyze the multifaceted dimensions of flânerie in Iranian urban spaces, focusing on how spatial design and cultural richness influence physical, spiritual, and mental experiences. It further compares these experiences with those in modern cities.

    Methodology

    This research adopts a qualitative and interpretive approach within the framework of a constructivist paradigm. Data were collected through urban ethnography, case studies, non-participant field observations, semi-structured interviews with citizens, architects, and urban planning experts, and content analysis of historical and contemporary texts on urban spaces. Thematic analysis was employed to interpret the data.

    Findings

    The findings reveal that flânerie in Iranian cities transcends mere physical activity, encompassing social, cultural, and spiritual experiences. Traditional spaces such as the Tabriz Bazaar and Sheikh Lotfollah Mosque in Isfahan, with their intricate and human-centered designs, foster social interactions, spiritual reflection, and the reinforcement of cultural identity. Urban green spaces also contribute significantly to stress reduction and the enhancement of mental well-being.

    Conclusion

    Urban design should integrate flânerie as a holistic experience encompassing physical, spiritual, and mental interactions. This approach can improve urban quality of life, strengthen individual and collective identities, and enhance social cohesion. The findings offer valuable insights for urban designers and managers in creating dynamic, human-centered urban spaces.

    Keywords: Urban Flânerie, Public Spaces, Urban Identity, Social Interactions, Iranian City
  • بلیس اوشانا شیرآباد، شبنم اکبری نامدار*، نسیم نجفقلی پور کلانتری
    زمینه و هدف

    فضاهای شهری تاثیر بسزایی در شکل دهی به تعاملات اجتماعی و تقویت همبستگی قومی و دینی دارند. ارومیه، با تنوع قومی و مذهبی گسترده، بستری مناسب برای مطالعه این تعاملات فراهم می کند. این پژوهش با هدف بررسی نقش الگوهای فضایی در تعاملات اجتماعی و همبستگی قومی و دینی در محلات دلگشا، اقبال و مهدی القدم (مجاور خیابان امام خمینی) انجام شده است. چارچوب نظری این مطالعه مبتنی بر نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر است.

    روش پژوهش: 

    این تحقیق به روش ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شد. جامعه آماری شامل ساکنان محلات دلگشا، اقبال و مهدی القدم بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. داده های کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از ساکنان و مشاهدات میدانی گردآوری شد. همچنین داده های کمی با استفاده از پرسشنامه ای که بین 200 نفر از ساکنان توزیع گردید، جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده گردید.

    یافته ها و نتیجه گیری

     نتایج نشان داد که ویژگی های فضایی و کالبدی این محلات تاثیر معناداری بر تعاملات اجتماعی دارند. ضریب همبستگی پیرسون (0.68) حاکی از آن است که دسترسی به فضاهای عمومی به طور مثبت با میزان تعاملات اجتماعی مرتبط است. تحلیل واریانس (ANOVA) نشان داد که تفاوت معناداری میان محلات مورد مطالعه وجود دارد (p < 0.05)، به طوری که محله اقبال با ترکیب متنوع قومی، بیشترین تعاملات اجتماعی را داشت. همچنین 85 درصد از پاسخ دهندگان معتقد بودند که طراحی فضایی موجود به تقویت روابط اجتماعی کمک می کند، درحالی که 15 درصد عواملی نظیر تراکم ترافیک و کاهش فضای سبز را موانعی برای تعاملات دانستند. نتایج این پژوهش تاکید می کند که طراحی مناسب فضاهای شهری می تواند به افزایش تعاملات اجتماعی، همبستگی قومی و دینی، و تقویت حس تعلق اجتماعی در جوامع چندقومیتی مانند ارومیه منجر شود. در این راستا، توجه به الگوهای فضایی متناسب با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی شهروندان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

    کلید واژگان: تعاملات اجتماعی, همبستگی قومی و دینی, فضاهای شهری, نظریه فضاهای زندگی کریستوفر الکساندر, بافت تاریخی ارومیه
    Belis Oshana Shirabad, Shabnam Akbari Namdar *, Nasim Najafgholipour Kalantari
    Introduction and Objective

    Urban spaces play a significant role in shaping social interactions and strengthening ethnic and religious cohesion. Urmia, with its extensive ethnic and religious diversity, provides an appropriate context for studying these interactions. This research aims to examine the role of spatial patterns in social interactions and ethnic and religious cohesion in the neighborhoods of Delgosha, Eqbal, and Mahdi-al-Qadam (adjacent to Imam Khomeini Street). The theoretical framework of this study is based on Christopher Alexander's Theory of Living Spaces.

    Research Method

    This study employed a mixed-methods approach (qualitative-quantitative). The statistical population included residents of the Delgosha, Eqbal, and Mahdi-al-Qadam neighborhoods, selected using a random cluster sampling method. Qualitative data were collected through semi-structured interviews with 30 residents and field observations. Quantitative data were gathered using a questionnaire distributed among 200 residents. Data analysis was conducted using Pearson's correlation coefficient and Analysis of Variance (ANOVA).

    Findings and Conclusion

    The results indicated that the spatial and physical characteristics of these neighborhoods significantly influence social interactions. Pearson's correlation coefficient (0.68) suggested a positive relationship between access to public spaces and the level of social interactions. ANOVA results showed a significant difference among the studied neighborhoods (p < 0.05), with the Eqbal neighborhood characterized by diverse ethnic composition exhibiting the highest level of social interactions. Furthermore, 85% of respondents believed that the existing spatial design contributes to strengthening social relationships, while 15% identified factors such as traffic congestion and reduced green spaces as barriers to interaction. The findings of this study emphasize that proper urban space design can lead to increased social interactions, ethnic and religious cohesion, and a strengthened sense of social belonging in multi-ethnic communities like Urmia. In this regard, attention to spatial patterns aligned with the cultural and social characteristics of residents holds particular importance.

    Keywords: Social Interactions, Ethnic, Religious Cohesion, Urban Spaces, Christopher Alexander's Theory Of Living Spaces, Historical Fabric Of Urmia
  • ابوالفضل مشکینی*، محمدرضا بهرامی

    در ایجاد فضای شهری، همیشه تبادل نظر در مورد اینکه فضا در حال حاضر چیست و چگونه باید وجود داشته باشد، توسط کسانی که در آن مکان زندگی می کنند، وجود دارد. بنابراین بهبود در واقعیت خشن آن در برخی از افکار آنها در قالب یک تغییر فیزیکی در محیط فعلی تحقق می یابد. - و بازآفرینی شهری یکی از این اشکال است. با توجه به افزایش تعداد پروژه های بازآفرینی شهری در دهه های اخیر لزوم توجه به ابعاد اجتماعی در آن بسیار حائز اهمیت می باشد.بر این اساس سرمایه اجتماعی بعنوان یکی از پتانسیل های اجتماعی محله،مفهومی است که در بازآفرینی اهمیتی ویژه یافته است .بنابراین با توجه به ضرورت موضوع، این پژوهش به تحلیل نقش سرمایه اجتماعی بر بازآفرینی محلات شهری پرداخته است. روش پژوهش کاربردی و ماهیتا توصیفی-تحلیلی و هدف اصلی این پژوهش تحلیل میزان نقش سرمایه اجتماعی در بازآفرینی محله اسلام آباد کرج نزد ساکنان محله می باشد.در این راستا گردآوری داده ها در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش عملی نیزپیمایشی، مبتنی بر پرسشنامه بوده است. جامعه آماری این تحقیق را افراد بالای 15 سال ساکن محله بالغ بر 25هزار نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده تشکیل داده اند، لذا از این جامعه با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 410 نفر انتخاب شد جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی چندگانه از نرم افزار spss  استفاده شد. که نتایج بیانگر رابطه همبستگی قوی بین سرمایه اجتماعی و بازآفرینی شهری در محله اسلام آباد کرج بود. دلالت های این تحقیق مبنی بر ارتباط بین سرمایه اجتماعی و بازآفرینی شهری لزوم توجه به مولفه های سرمایه اجتماعی و اتخاذ سیاست هایی برای حفظ و ارتقای آن در راستای تضمین موفقیت آمیز بازآفرینی شهری در فضای محله اسلام آباد کرج را افزایش می دهد.

    کلید واژگان: سرمایه اجتماعی, بازآفرینی شهری, مشارکت اجتماعی, اعتماد اجتماعی, انسجام وهمبستگی اجتماعی
    Abolfazl Meshkini*, Mohammadreza Bahrami

    In the process of urban space creation, there exists a continuous exchange of ideas concerning the current state of that space and the desired conditions as articulated by its inhabitants. Improvements in the challenging realities of urban environments are often manifested through physical changes, one of which is urban regeneration. Given the proliferation of urban regeneration projects in recent decades, it is imperative to consider the social dimensions inherent in these initiatives. In this context, social capital, recognized as a significant social asset within neighborhoods, has assumed particular importance in the discourse surrounding regeneration. This research examines the role of social capital in the regeneration of urban neighborhoods, with a specific focus on the Islamabad Karaj neighborhood. The methodological approach employed in this investigation is descriptive-analytical. The primary objective of this study is to analyze the influence of social capital on the regeneration processes within the Islamabad Karaj neighborhood as perceived by its residents. Data collection for the theoretical framework was conducted using documentary analysis, while the empirical component involved a survey utilizing a questionnaire. The statistical population comprises individuals aged 15 years and older residing in a neighborhood of over 25,000 inhabitants, from which a sample of 410 respondents was selected through simple random sampling, employing Cochran's formula. For data analysis, Spearman's correlation coefficient and multiple linear regression analyses were conducted using SPSS software. The findings indicate a strong correlation between social capital and urban regeneration within the Karaj neighborhood of Islamabad. The implications of this research highlight the necessity to focus on the components of social capital and to implement policies aimed at its maintenance and enhancement to facilitate successful urban regeneration in the Islamabad Karaj neighborhood.

    Keywords: Social Capital, Urban Regeneration, Social Participation, Social Trust, Social Cohesion, Solidarity
  • سمانه جلیلی صدراباد*، سمیه جلیلی صدراباد

    فضاهای همگانی و تعاملات اجتماعی دارای رابطه دو سویه می باشند. درحالی که رشد متراکم شهرها، کمبود زمین و عدم توجه به این فضاها در برنامه های توسعه شهری منجر به کمبود سرانه فضای سبز و باز و کاهش تعاملات اجتماعی شده است. منطقه 10 شهر تهران به عنوان پرتراکم ترین منطقه در این کلان شهر، دارای کمبود کمی و کیفی در فضاهای همگانی و باز می باشد؛ و مسائل دیگر همانند فرسودگی کالبدی، آشفتگی در منظر شهری، بالا بودن میزان اجاره نشینی، امنیت اجتماعی پایین و شناور بودن جمعیت ساکن، موجب کاهش کیفیت فضاهای همگانی موجود و سطح تعاملات اجتماعی شده است. در این راستا هدف این پژوهش بررسی امکان تحول فضاهای همگانی به منظور ارتقاء تعاملات اجتماعی در منطقه 10 می باشد و استراتژی آن توصیفی- پیمایشی است. داده ها با روش مطالعات اسنادی و میدانی جمع آوری و جهت تجزیه وتحلیل از تکنیک SWOT و QSPM استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تنوع پذیری فعالیت ها ، اختلاط کاربری ، همه شمولی اجتماعی، دسترسی به حمل و نقل عمومی، امنیت اجتماعی، خاطره انگیزی، ایمنی، بهره گیری از تمام حواس، خوانایی، دید و منظر مناسب، انعطاف پذیری، مبلمان شهری، نوع بدنه و کف، آسایش اقلیمی و بهداشت محیط مولفه های اثرگذار در ارتقاء تعاملات اجتماعی در فضاهای همگانی می باشند و شرایط و فعالیت های مناسب برای حضور کودکان و سالمندان منجر به افزایش نظارت و امنیت اجتماعی می شود. سناریوی برتر شامل راهبردهای تهاجمی (SO1: ارتقاء امنیت اجتماعی در فضاهای همگانی موجود، SO2: ارتقاء سرانه فضای سبز و باز، SO4: توسعه پاتوق های محلی و ریزفضاها جهت تجمع اهالی، SO5: تخصیص فضاهای چندمنظوره فرهنگی، هنری، ورزشی و...) و محافظه کارانه (ST1: استفاده مجدد از فضاهای غیرفعال در تملک شهرداری، ST2: افزایش مشارکت اجتماعی شهروندان) می باشند و در نهایت جهت تحقق پذیری آن ها 18 سیاست و 31 برنامه اقدام تدوین شده است.

    کلید واژگان: فضای همگانی, تعاملات اجتماعی, تعاملات اجتماعی در فضاهای همگانی, منطقه 10 شهرداری تهران
    Samaneh Jalilisadrabad*, Somayeh Jalilisadrabad

    Public spaces and social interactions have a reciprocal relationship. The rapid urbanization, limited land availability, and neglect of these spaces in urban development initiatives have resulted in a scarcity of open and green areas per capita, consequently reducing social interactions. District 10 of Tehran, as the most densely populated area, suffers from a lack of both quantity and quality in public and open spaces. Furthermore, issues such as physical deterioration, disrupted urban landscapes, a high tenant rate, low social security, and a transient population have further diminished the quality of existing public spaces and the level of social interaction in this particular district. Hence, the aim of this study is to explore the potential for enhancing public spaces in order to promote social interactions in District 10 of Tehran. The chosen research methodology is descriptive-survey, with data collected through documentary and field studies. The SWOT and QSPM techniques have been employed for analysis.  The findings reveal that various factors play a significant role in facilitating social interaction in public spaces. These factors include the diversity of activities, integration of land use, social inclusion, accessibility to public transportation, social security, memorability, safety, engagement of all senses, readability, visibility, flexibility, availability of urban furniture, materials used in urban furniture and pavements, climate comfort, and environmental health. Moreover, creating favorable conditions for the presence of children and the elderly would lead to increased supervision and social security.  The superior scenario proposes a set of strategies, including aggressive strategies (SO1: Enhancing social security in existing public spaces, SO2: Promoting the development of open and green spaces on a per capita basis, SO4: Establishing local hangout spots and micro spaces for community gatherings, SO5: Allocating multicultural and artistic spaces, sports venues, etc.) and conservative strategies (ST1: Repurposing inactive municipal-owned spaces, ST2: Encouraging greater citizen participation in social activities). Ultimately, six prioritized strategies are identified, resulting in the formulation of 18 policies and 31 action plans.

    Keywords: Urban Space, Social Interactions, Social Interactions In Urban Spaces, District 10 Of Tehran Municipality
  • سید حسن رسولی، عباس علیپور نخی*، محمد ابراهیمی سرایی، محمدرضا غلامی پویا

    این پژوهش، سعی کرده است تا به بررسی ادراک محیطی تاثیر بلندمرتبه سازی بر روی وضعیت اجتماعی شهروندان شهر ساری بپردازد. بدین منظور و با توجه به اهداف و فرضیه های تحقیق، پرسشنامه ای تنظیم شده که حاوی تعدادی سئوالات فردی و زمینه ای در رابطه با ویژگی های جمعیت شناختی، اجتماعی و فرهنگی سرپرست خانوار و مشخصات فیزیکی مسکن و نیز تعدادی گویه، جهت بررسی میزان و دلایل رضایت مندی پاسخگویان از زندگی آپارتمان نشینی، میزان و نوع روابط همسایگی و تاثیر آپارتمان نشینی بر میزان روابط همسایگی و گویه های مرتبط با مسائل و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و حقوقی ناشی از آپارتمان نشینی می باشد. جهت تحقق این منظور از 200 نفر از سرپرست خانوارهای آپارتمان نشین خواسته شده است تا در قالب مقیاس لیکرت به ارزیابی آن بپردازند. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از نرم افزار SPSS به دو روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. نتایج توصیفی حاصل از داده های بدست آمده در این پژوهش، نشان داده است که ویژگی های فردی ساکنان در ارزیابی از میزان رضایت آنان از زندگی آپارتمان نشینی موثر بوده است. همچنین بر اساس یافته های تحقیق، کاهش روابط همسایگی در اثر آپارتمان نشینی که به تفکیک هر یک از متغیرهای فردی و زمینه ای مورد تحلیل قرار گرفته است، روابط متغیرهای مورد نظر را توصیف کرده است. در تحلیل استنباطی نیز با استفاده از آزمون کای اسکوئر به تحلیل روابط بین متغیرهای فردی و زمینه ای موثر بر میزان رضایت مندی از زندگی آپارتمان نشینی و کاهش روابط همسایگی در اثر آپارتمان نشینی پرداخته شد که نتایج حاصل از آن حاکی از معنادار بودن آزمون ها در تمامی تحلیل ها بوده است.

    کلید واژگان: تحلیل ادراکی-محیطی, بلند مرتبه سازی, وضعیت اجتماعی, شهر ساری
    Seyed Hassan Rasouli, Abbas Alipour Nakhi *, Mohammad Ebrahimi Saraei, Mohammadreza Gholami Pouya

    This research aims to examine the cognitive-environmental perception of the impact of high-rise construction on the social status of citizens in Sari. To this end, a questionnaire has been designed containing several questions regarding demographic, social, and cultural characteristics of household heads, as well as physical housing characteristics. Additionally, it includes several items to assess respondents' satisfaction with apartment living, the extent and nature of neighborhood relationships, and the impact of apartment living on these relationships. It also addresses social, cultural, and legal issues arising from apartment living. For this purpose, 200 apartment-dwelling household heads were asked to evaluate these aspects using a Likert scale. The analysis of the collected data was conducted using SPSS software through both descriptive and analytical methods. The descriptive results obtained from this research indicate that the individual characteristics of residents significantly influence their satisfaction with apartment living. Furthermore, according to the findings, the reduction in neighborhood relationships due to apartment living has been analyzed by separating each of the individual and contextual variables, describing the relationships between the variables in question. In the inferential analysis, the Chi-square test was used to analyze the relationships between individual and contextual variables affecting satisfaction with apartment living and the decline in neighborhood relationships as a result of apartment living. The results indicated that all tests were significant across all analyses.

    Keywords: Perceptual-Environmental Analysis, High-Rise Construction, Social Status, City Of Sari
  • خدیجه خطیری*

    روند سریع توسعه شهرنشینی منجر به افزایش تقاضا برای زیرساخت ها نظیر تامین آب آشامیدنی، شبکه برق و ایجاد امکانات حمل و نقل و... گردیده است. عدم کفایت سیستم موجود یا مدیریت های موازی در بخش مدیریت ترافیک شهری موجب افزایش فاصله بین تقاضا و عرضه امکانات حمل و نقل گردیده است . از تبعات سیستم حمل و نقل ناپایدار در مناطق شهری ورور به مرزهای تهدید سلامت انسانی می باشد. در نتیجه لزوم توجه به برنامهریزی و مدیریت شهری، مطرح شد. هدف این مقاله، بررسی نقش و اهمیت توسعه پایداری حمل و نقل شهری در جهت کاهش مشکلات شهری و به تبع آن ارتقاء کیفیت زندگی شهری میباشد. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی به صورت توصیفی تحلیلی میباشدو از ابزار مصاحبه و پرسشامه در راستای اهاف تحقیق استفاده شده است همچنین از طریق داده های آماری اسناد و مدارک موجود در ادارات و سازمان های مربوطه جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته است.نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد بین پایداری حمل و نقل شهری و بعد زیست محیطی رابطه تنگاتنگی وجود دارد همچنین بین پایداری حمل و نقل شهری و بعد اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.در نهایت چنین نتیجه گیری میشود که با برنامه ریزی براساس شناخت فضای شهری ، می توان زمینه ایجاد توسعه مناسب شهرها و آسایش شهروندان را فراهم کرد.

    کلید واژگان: پایداری حمل و نقل شهری, پایداری اجتماعی, پایداری زیست محیطی, کاهش مشکلات شهری
    Khadijeh Khatiri *

    The rapid development of urbanization has led to an increase in demand for infrastructure such as drinking water supply, electricity grid and the creation of transportation facilities, etc. The inadequacy of the existing system or parallel management in the urban traffic management sector has increased the gap between demand and supply of transportation facilities. The consequences of an unsustainable transportation system in urban areas are bordering on threatening human health. As a result, the need to pay attention to urban planning and management was raised. The purpose of this article is to examine the role and importance of developing sustainable urban transportation in order to reduce urban problems and consequently improve the quality of urban life. The type of research is applied and the research method is descriptive and analytical, and interview and questionnaire tools have been used in line with the research objectives. It has also been collected and analyzed through statistical data and documents available in relevant departments and organizations. The results of statistical analysis showed that there is a close relationship between urban transportation sustainability and the environmental dimension. There is also a significant relationship between urban transportation sustainability and the social dimension. Finally, it is concluded that by planning based on understanding the urban space, it is possible to create the basis for the proper development of cities and the comfort of citizens.

    Keywords: Urban Transportation Sustainability, Social Sustainability, Environmental Sustainability, Reducing Urban Problems
  • امیر گندمکار *، مریم اشتر، علی لوافان

    این پژوهش با هدف «بررسی تاثیر مسئولیت اجتماعی هتلها بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی اعتبار هتل، رضایت و اعتماد مشتریان و تعدیلگر توانایی مدیریتی هتلها» انجام گرفت. از نظر روش، توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی با ماهیت کاربردی بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه برای متغیرهای مسئولیت اجتماعی، وفاداری، رضایت، اعتماد مشتری، اعتبار و توان مدیریتی هتل بود. برای آزمون فرضیات از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد بین مهمانان هتلها مسئولیت پذیری بر اعتبار شرکت، رضایت و اعتماد مشتری تاثیر معنی داری داشت؛ همچنین رضایت و اعتماد بر وفاداری مشتری تاثیرگذار بود. همچنین توانایی شرکت رابطه بین مسئولیت پذیری و وفاداری مشتری را تعدیل نکرد. در نهایت نیز نشان داده شد که اعتماد و رضایت مشتری در بین مسئولیت پذیری اجتماعی و وفاداری مشتری نقش میانجی دارد.

    کلید واژگان: وفاداری مشتری, مسئولیت اجتماعی, اعتبار سازمان, اعتماد مشتری, رضایت مشتری, توان مدیریتی, هتلهای توریستی اصفهان.
    Amir Gandomkar *, Maryam Ashtar, Ali Lavafan

    This study aimed to investigate the effect of hotel social responsibility on customer loyalty, considering the mediating roles of hotel reputation, customer satisfaction, and trust, as well as the moderating role of hotel management ability. The research employed a descriptive-correlational survey method with an applied focus. A questionnaire was used as the research tool to measure the variables of social responsibility, customer loyalty, satisfaction, trust, reputation, and hotel management ability. The structural equation modeling technique (SEM) was applied to test the hypotheses. The results revealed that hotel social responsibility had a significant effect on hotel reputation, customer satisfaction, and trust among hotel guests. Additionally, customer satisfaction and trust were found to significantly influence customer loyalty. However, hotel management ability did not moderate the relationship between social responsibility and customer loyalty. Lastly, the study demonstrated that customer trust and satisfaction play mediating roles in the relationship between social responsibility and customer loyalty.

    Keywords: Customer Loyalty, Social Responsibility, Organizational Credibility, Customer Trust, Customer Satisfaction, Managerial Ability, Isfahan Tourist Hotels
  • احمد حامی*، رقیه قاسم زاده خطیب، فرزین امامی، زانیار صمدی تودار
    زمینه و هدف

    مکان یابی و مبلمان مناسب فضای باز مراکز درمانی جهت دست یابی به فضای مطلوب برای بیماران حائز اهمیت است. عدم توجه به طراحی مناسب این فضاها سبب کاهش کیفیت محیط و کیفیت درمان خواهد شد. در این راستا شناخت عوامل مهم در برنامه ریزی و مکان یابی مبلمان فضای سبز بیمارستانی ضروری به نظر می رسد.

    روش بررسی

     به این منظور مصاحبه نیمه ساختاری در مورد مکان یابی مبلمان فضای باز بیمارستانی و هم چنین تاثیر آن بر روی بیماران از لحاظ بازیابی روحی و تعاملات اجتماعی در بین 9 نفر از متخصصان معماری، معماری منظر و طراحی شهری در دانشگاه تبریز انجام گرید. نتایج حاصله نشان می دهد که در مکان یابی مبلمان محوطه باز بیمارستانی نیاز سه گروه بیمار، کادر و مراجعه کنندگان بایستی مد نظر قرار گیرد.

    یافته ها و نتیجه گیری

     بیماران نیاز به محیطی تمیز و بهداشتی با دسترسی بسیار آسان و امنیت بالا دارند. با ارائه عناصری نظیر آبنما، گل کاری و تامین حریم شخصی برای بیماران می توان امکان آسایش و بازیابی روحی آنان را تسهیل نمود. با مکان یابی صحیح مبلمان منظر بیمارستانی از قبیل تراس های سر پوشیده و طراحی یکپارچه می توان اوقات فراغت مراجعه کنندگان در فضای باز بیمارستان پر کرد. مکان یابی فضای خلوت و آرام برای استراحت کادر بیمارستان از اولویت های طراحی پایدار مطرح گردید. به علاوه، طراحی فضاهای اجتماعی برای افزایش سطح آگاهی افراد ضروری است. عناصری نظیر پله، کف پوش لغزنده و ناهموار و گیاهان آلرژی زا، خاردار و تولیدکننده مواد سمی برای توسعه فضای بیمارستان مناسب تشخیص داده نشد. نگهداری مطلوب و مراقبت از گیاهان فضای سبز برای پایداری منظر امری ضروری بوده که بر آسایش روحی و رضایت مندی استفاده کنندگان تاثیرگذار می باشد.

    کلید واژگان: فضای باز بیمارستان, منظره سازی بیمارستان, بازیابی روحی, تعاملات اجتماعی, تبریز
    Ahmad Hami *, Roghayeh Ghasemzadeh Khatib, Farzin Emami, Zanyar Samadi-Todar
    Background and Aim

    Hospital landscape is being known an important place for patients. It is especially important to regard hospital landscape design as an important quality factor of such environments. However, there is not enough attention given to this matter in the city of Tabriz, Iran. The present research investigates to introduce landscape principal design in hospital green spaces in Tabriz.

    Methods and Material: 

    A qualitative semi-structured interview was conducted among nine landscape experts of university of Tabriz those specialized in landscape design, architecture, and urban planning. Before conducting interview, the survey sheet was given participants read which give enough time for them to give more accurate and scientific answers. The experts were asked to explain their opinions regarding hospital landscape furniture, patient mental restoration, visual appeal, social interaction, patients’ leisure time and hospital landscape design elements.

    Results and Discussion

    The results indicate that hospital Landscape must be corresponding to the needs of three groups of patients, staff and visitors. Cleanness and accessibility and high security are important factors which may affect patients’ tendency patient group to use hospital green space. By providing recreational facilities and amenities such as terraces and monolithic design, visitors might be encouraged to spend more time in the hospital environment. Providing private and quiet space is necessary for staff to relax and escape from stress and pressure. In addition, designed social spaces are necessary to enhance the efficiency of hospital and awareness of people. Elements such as stairs, slippery, uneven floors, allergenic plants and poisonous plants are not appropriate for hospital landscape. Proper maintenance of plants is essential to maintain freshness and greenery, which in turn affects the psychological comfort and satisfaction of users.  Application of the research finding will help to create better landscape in hospital environment and enhance users’ willingness to contact with nature in among urban dwellers.

    Keywords: Hospital Open Space, Hospital Landscaping, Mental Restoration, Social Interaction, Tabriz
  • موسی سعادتی، طاها عشایری*، طاهره جهان پرور
    مقدمه

    وندالیسم به مثابه یک رفتار مخرب؛ باعث تخریب، آسیب فیزیکی و خسارات مادی به سرمایه عمومی ئ کاهش انتظام اجتماعی می شود. بر این اساس، هدف پژوهش، فراتحلیل پژوهش های مرتبط با رفتارهای وندالیسم شهری است.داده و

    روش

    روش پژوهش با توجه به ماهیت پیماشی-کمی؛ از فراتحلیل کمی استفاده شده است. در گام اول با جستجوی کلیدواژه اصلی؛ در منابع علمی داخلی؛ 45 مقاله و آثار علمی گردآوری شد که با کنترل و ارزیابی آن, به گونه ای تعمدی از 45 مقاله(جامعه آماری)؛ 41 سند(به دلیل پیمایشی بودن و کیفیت علمی) در بازه زمانی 1372 الی 1401 به عنوان نمونه نهایی باقی ماندند. بعد استخراج متغیرهای مستقل و ضریب همبستگی و حجم نمونه آن ها؛ در نرم افزار cma2 با آزمون کوهن و فیشر ارزیابی و نتیجه آن تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج نشان می دهد که سرمایه فرهنگی (0.281)؛ سرمایه اجتماعی (0.219)، تعلق اجتماعی (0.156)؛ پیوند اجتماعی (0.241)؛ انسجام اجتماعی (0.124) و سرمایه اقتصادی (0.136)؛ اختلاط فرهنگی (0.413)؛ تضاد طبقاتی (0.124)؛و ناهمگونی طبقاتی (0.124)؛ ناکامی اجتماعی (0.154)؛ سرکوب اجتماعی (0.233)؛و نارضایتی اجتماعی (0.293)؛ امید اجتماعی (0.163)؛ تاب آوری اجتماعی (0.200)؛کنترل رسمی (0.316) و غیررسمی (0.345)؛ هم نشینی افتراقی (0.145) و ارزش خشونت در همسالان (0.177)؛ آنومی اجتماعی - اقتصادی (0.294)؛ بی نظمی فیزیکی- اجتماعی (0.395)؛محرومیت نسبی (0.129)؛ خانواده ازهم گسیخته (0.381)؛ تبعیض اجتماعی (0.104)؛ و فشار اجتماعی (0.361)؛ منزلت اجتماعی (0.114)؛منزلت شغلی (0.318)؛ سطح تحصیلات (0.105)؛ تعلقات مذهبی (0.204)؛ فقر فرهنگی (0.160) و سبک زندگی پرخطر (0.314) در گرایش به وندالسیم شهری تاثیر معنی داری داشته است

    نتیجه گیری

    نتایج نشان می دهد که وندالیسم در جامعه ایرانی مطابق نظریه فشار ساختاری، ناشی از ناهمگونی فرهنگی- اجتماعی، نظارت اجتماعی، سطح سرمایه، الگوی مرجع، فشار اجتماعی، بی سازمانی اجتماعی و مسائل فرهنگی است. این متغیرها،0.354 از تغییرات رفتارهای وندالیسم را تبیین کرده اند.

    کلید واژگان: بی سازمانی اجتماعی, جامعه پذیری, انتظام اجتماعی, محرومیت نسبی, وندالیسم
    Mousa Saadati, Taha Ashayeri *, Tahereh Jahanparvar
    Introduction

    Vandalism as a destructive behavior; It causes destruction, physical damage and material damage to public capital and reduces social order. Based on this, the aim of the research is meta-analysis of studies related to urban vandalism behaviors.

    Data and Method

    The method is meta-analysis (quantitative), its statistical population is 45 documents and the sample size is equal to 41 research documents in the period of 1401-1372. The sampling method is a deliberate-non-probability type and a reverse questionnaire, and the validity of the research has been examined according to the type of articles (research and journal type), writing quality, level and scientific expertise of the authors, as well as the research review method.

    Results

    The results show that vandalism in Iranian society is caused by social-cultural heterogeneity, social control, capital level, reference model, social pressure, social disorganization and cultural issues according to the theory of structural pressure. These variables have explained 0.354 of the changes in vandalism behaviors.

    Conclusion

    Heterogeneous development (cultural backwardness of institutions and groups) has led to institutional dysfunction (social-structural pressure) and ultimately social disorganization (emergence of vandalism). As the conditions of institutional development have deteriorated (unbalanced or unbalanced development), social disorganization (functional disorder of social institutions) has also increased. Failure to solve social disorganization caused by social pressures on the society has led to class divide, social failure, and accumulated conflict, dissatisfaction, feeling of injustice, feeling of discrimination and vengeful thoughts and destructive actions.

    Keywords: Social Disorganization, Sociability, Social Order, Relative Deprivation, Vandalism
  • مهدی استادی جعفری، عاصمه قاسمی*
    توسعه ناموزون فرم شهری در سالیان اخیر سبب تشدید مخاطرات عمده ای از جمله کاهش قابلیت پیاده روی گردیده است. کاهش قابلیت پیاده روی نه تنها ریشه در محیط انسان ساخت دارد، بلکه بصورت ساختاری دلایل غیرفیزیکی و از جمله زمینه های اجتماعی داشته که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از طرف دیگر، غالب برنامه ریزی های شهری برای افراد پیاده، برای استفاده تمامی گروه های جامعه نبوده، به گونه ای که عدم امکان بهره گیری از خدمات و تسهیلات شهری برای همگان، منجر به تقویت طرد اجتماعی گردیده است. این پژوهش از نظر هدف و نوع آن، از نوع تحقیقات کاربردی است. از نظر روش، پژوهش کمی و توصیفی-تحلیلی است. در این مقاله با استفاده از روش دلفی دومرحله ای و نظرخواهی خبرگان، ابعاد و عوامل اجتماعی مرتبط با پیاده روی شناسایی و پس از آن میزان اثرگذاری هر عامل بر فراگیری اجتماعی با استفاده از تحلیل های آماری در نرم افزار SPSS تعیین شده است (n=28). مطابق با آزمون فریدمن، در بعد اجتماعی پیاده مداری، تمایلات افراد و نگرش های افراد با ضرایب رتبه ای 7.71 و 6.74 دارای درجه اهمیت بالایی هستند. همچنین، دسترسی فراگیر، برابری و شمول و تحرک-پذیری و حضور با ضرایب رتبه ای 4.40 و 4.36 و 4.30 از درجه اهمیت بالایی برخوردار بوده اند (05/.>p). با این وصف، مفهوم فراگیری اجتماعی مرتبط با پیاده روی به عنوان مفهومی نوین در دستیابی به شهرهای انسانی معرفی شده است.نتایج تحقیق نشان می دهد، توجه به تمایلات و نگرش های افراد می تواند اثرات مثبتی در بهبود دسترسی فراگیر، تحرک پذیری، حق انتخاب، تعامل و مشارکت شهروندان و در نهایت، دستیابی به WRSI قلمداد گردد. در زمینه فراگیری اجتماعی، توجه به دسترسی فراگیر و برابری و شمول در طرح های توسعه شهری از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است. نتایج تحقیق نشان می دهد، توجه به زمینه های اجتماعی انتخاب شیوه پیاده روی بتواند بواسطه تشویق تمامی گروه ها و افراد به حضور فعال در جامعه و تقویت مشارکت و تعاملات شهروندی، محرک فراگیری اجتماعی محسوب شود.
    کلید واژگان: پیاده مداری, فراگیری اجتماعی, مدل PESTEL, WRSI
    Mahdi Ostadi Jafari, Asemeh Ghasemi *
    The uneven development of the urban form in recent years has aggravated major risks, including reducing the ability to walk. On the other hand, the majority of urban planning for pedestrians was not for the use of all groups of society, so that the impossibility of using urban services and facilities for everyone has led to the strengthening of social exclusion. this research is applied research in terms of its purpose and type. In terms of method, the research is quantitative and descriptive-analytical. In this article, by using the two-stage Delphi method and asking experts, the dimensions and social factors related to walking have been identified, and then the effect of each factor on social inclusion has been determined using statistical analysis in SPSS . According to Friedman's test, people's tendencies and people's attitudes have a high degree of importance according to the respondents with ranking coefficients of 7.71 and 6.74. Also, comprehensive access, equality and inclusion and mobility and presence have been highly important according to the respondents with ranking coefficients of 4.40, 4.36 and 4.30. The results of the research show that paying attention to people's desires and attitudes can have positive effects in improving inclusive access, mobility, right to choose, interaction and participation of citizens and finally, achieving WRSI. It seems that paying attention to the social aspects of walking can be considered as a stimulus for social learning by encouraging all people to be active in society.
    Keywords: Walkability, Social Inclusion, PESTEL Model, WRSI
  • حسین پورکعبی، حمیدرضا رخشانی نسب*، مجتبی سلیمانی دامنه
    داده و روش

    پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی می باشد. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای(کتب، مقالات، اسناد و...برای چارچوب نظری) و میدانی (پرسش نامه برای دریافت نظر شهروندان) استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شهروندان شهر اهواز در سال 1395 برابر با 1,184,788 نفر می باشد. تعداد نمونه با استفاده از نمونه گیری کوکران، 384 نفر تعیین شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شده است.

    یافته ها

    نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه ای برای سنجش وضعیت پایداری شهری اهواز با تاکید بر قومیت ها نشان می دهد که بین میانگین به دست آمده (81/1) اختلاف معناداری وجود دارد به گونه ای که زیر حد استاندارد (3) می-باشد. بنابراین وضعیت این شاخص در حالت مطلوب قرار ندارد. نتایج آزمون رگرسیون گام به گام حاکی از آن است که شاخص امنیت اجتماعی با ضریب بتای 247/0 دارای بیشترین تاثیر و شاخص اقتصادی با ضریب 166/0 دارای کمترین تاثیر در پایدار کردن شهر اهواز برای قومیت های مختلف. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که تمامی ضرایب این متغیرها در سطح اطمینان 95 درصد معنی دار هستند بدین معنی که متغییرها در پایداری شهر اهواز در زمنبه قومیت گرایی تاثیر دارند که لزوم توجه به آن ها، این مسئله را بهوبد خواهد بخشید.

    نتیجه گیری

    به دلیل سیاست ها و راهکارهای نه چندان مناسب مدیریت شهری در اهواز، خرده فرهنگ ها و تنوع قومیتی دارای چالش های خاصی برای مدیران شهری می باشد که اصلی ترین چالش برای مدیران شهری برای دستیابی به پایداری اجتماعی، اقتصادی، کالبدی-فیزکی و زیست محیطی می باشد و طبق پژوهش های میدانی که انجام شده باید به این مسائل هرچه زودتر رسیدگی کنند که به چالش های بدتری منتهی نشود.

    کلید واژگان: مدیریت شهری, پایداری اجتماعی, تنوع قومیتی, شهر اهواز
    Hossein Pourkaabi, Hamidreza Rakhshaninasab *, Mojtaba Soleimani Damaneh
    Data and Method

    The present research is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of method. According to the objectives of the research, library and field methods (questionnaire) have been used in order to develop a theoretical framework and collect the required data. The statistical research population of the citizens of Ahvaz in 2015 is equal to 1,184,788 people. The number of samples was determined using Cochran's sampling, 384 people. To analyze the research data, one-sample statistical tests, step-by-step regression and path analysis were used.

    Results

    The results of the sample T-Tech test to measure the urban sustainability of Ahvaz with an emphasis on ethnicities show that there is a significant difference between the obtained average (1.81) so that it is below the standard limit (3). be Therefore, the status of this index is not favorable. The results of the step-by-step regression test indicate that the social security index with a beta coefficient of 0.247 has the greatest impact and the economic index with a coefficient of 0.166 has the least impact in stabilizing the city of Ahvaz for different ethnicities. The results of the path analysis show that all the coefficients of these variables are significant at the 95% confidence level, which means that the variables have an effect on the stability of the city of Ahvaz in terms of ethnicity, and the need to pay attention to them will improve this issue..

    Keywords: Urban Management, Social Stability, Ethnic Diversity, Ahvaz City
  • مهری سادات دلقندی ثانی، حبیب الله کریمیان*، نیر پیراهری

    گردشگری یکی از پدیده های اجتماعی و اقتصادی به شمار رفته که با آثار فرهنگی، سیاسی و محیطی که به همراه داشته ، به صورت پدیده ای فراگیر و جهانی در آمده است. زیرساخت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی محرک هایی به شمار می آیند که با تقویت و توجه به آن ها می توان در جهت احیای پهنه های مستعد گردشگری در شهرها و ایجاد منافع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی گام های موثری را برداشت.هدف اصلی شناخت تاثیر زیرساخت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بر رضایت گردشگران در شهر سبزوار است. به لحاظ ماهیت موضوع و اهداف تحقیق "توصیفی-تحلیلی" و ازلحاظ هدف توسعه ای-کاربردی می باشد. جامعه آماری شامل گردشگران شهر سبزوار در سال 1400 است که بر اساس آمار سازمان گردشگری شامل 1320 نفر و حجم نمونه که با فرمول کوکران 300 نفر از گردشگران محاسبه شده که به صورت تصادفی مورد پرسش قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی با نرم افزارهای تحلیل آماری spss و amos استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که در تحلیل عامل اکتشافی، رضایت گردشگران مبتنی بر کیفیت سرمایه اجتماعی و تاریخی از اثرگذارترین عامل بر رضایت گردشگران شناخته شده است. زیرساخت اجتماعی مولفه های مشارکت و همبستگی، تسهیلات و امکانات اجتماعی، امنیت و برنامه های اجتماعی می توانند بر رضایت گردشگران اثرگذار و در زیرساخت اقتصادی مولفه های اثرگذار شامل خدمات و سرمایه انسانی، تسهیلات و امکانات اقتصادی و برنامه های اقتصادی گردشگرمحور در نظر گرفته شده و در بعد زیرساخت فرهنگی مولفه های اثرگذار شامل فرهنگ ها و سنت ها، تسهیلات و امکانات فرهنگی و برنامه ها و خدمات فرهنگی است.

    کلید واژگان: زیرساخت اقتصادی, زیرساخت فرهنگی, زیرساخت اجتماعی, شهرسبزوار, رضایت گردشگر
    Mehri Delqhandi, Habibollah Karimian*, Naeir Pirahari
    Introduction

    Undoubtedly, in recent decades, tourism has been considered one of the most important social and economic phenomena with its cultural, political and environmental effects. It has become an all-encompassing and global phenomenon. the infrastructures that exist in each city can provide the basis for the development of tourism according to the social, cultural and economic aspects. The facilities available in Iran indicate that this country has the capacity to receive more than 2 to 3 million foreign tourists per year and this industry will be the most important option for foreign exchange earnings in the country after the oil industry. One of the cities of Iran that has a high tourism potential; The city of Sabzevar is the second most populated city in Khorasan Razavi province. Considering the foundation of Sabzevar city during the Parthian period and having favorable environmental conditions, political and military requirements, its location has a suitable position for the development of social, cultural and economic factors based on attracting tourists. In this regard, the main purpose of this article was "to know the effect of social, economic and cultural infrastructure on tourists' satisfaction".

    Materials and Methods

    According to the examined components, the ruling approach of this research was "descriptive-analytical" and the article was developmental-applicative in terms of its purpose. The statistical population included the tourists of Sabzevar city in the year of 2020, which according to the statistics of Sabzevar city tourism organization included 1320 people, the sample size calculated by Cochran's formula includes 300 tourists who were randomly questioned. For data analysis, SPS and Amos statistical analysis software with structural equation model and exploratory and confirmatory factor analysis were used in the research.

    Results and Discussion

    In the exploratory factor analysis, the first factor "satisfaction of tourists based on the quality of social and historical capital" with an explained variance percentage of 25.76 had the largest share among the total factors influencing the satisfaction of tourists in Sabzevar city. The first factor with the explained variance percentage of 25.76 has the largest share among the total factors affecting the satisfaction of tourists in Sabzevar city, including indicators such as the level of satisfaction with being in Sabzevar city, according to the quality of social infrastructure facilities, the presence of historical houses in Sabzevar city. , the level of satisfaction with visiting the historical schools of Sabzevar city, the level of quality of life of citizens, the level of satisfaction with visiting caravanserais, the level of satisfaction with visiting natural attractions (wild life of Shir Ahmad), the level of interaction of citizens to ensure the safety of tourists, the level of satisfaction with the introduction and The promotion of tourism potentials of Sabzevar city, the degree of cooperation and participation of citizens and the desire to visit and travel again to Sabzevar city. In the structural equation model and confirmatory factor analysis of social, economic and cultural infrastructure on tourists' satisfaction, it was evaluated that in the social infrastructure, the components of participation and solidarity, social facilities and facilities, security and social programs could have an effect on tourists' satisfaction and also; In the economic infrastructure, the effective components including services and human capital, economic facilities and facilities and tourism-oriented economic programs were considered. In terms of cultural infrastructure, the effective components included cultures and traditions, cultural facilities and facilities, and cultural programs and services.

    Conclusion

    Tourism and the tourism economy are becoming one of the fastest growing activities in the world and a tool for generating national income. Tourists include a wide range of people who, according to their age group, gender, occupation, education, economic and social base, attitude, etc., they have different motivations and needs for leisure and entertainment and they turn to different spaces and activities. Therefore, in order to develop tourism, the first effective factor is tourist satisfaction, which can be explained based on the definition of tourist; In other words, the development and improvement of the quality of tourism infrastructure (social, cultural and economic) should be considered based on the needs of tourists on the one hand and the potential of tourism on the other hand. Also, the suggestions and solutions of this research in order to provide and improve tourist satisfaction based on social, cultural and economic infrastructure are as follows: Creating partnership between citizens and organizations involved in tourism in the field of proper use of environmental and human resources; Identifying the limitations, weaknesses and strengths of the economic, social and cultural infrastructure of Sabzevar city in order to increase the satisfaction of tourists; Publication of brochures and posters and publication of various articles and books by tourism officials in the field of tourism capacities in order to introduce the capabilities and capacities of tourism.

    Keywords: Social Infrastructure, Economic Infrastructure, Cultural Infrastructure, Tourist Satisfaction, Sabzevar City
  • نادر رازقی*، هدی رضائی روشن
    زمینه و هدف

    گردشگری به عنوان یکی از مهم ترین صنایع توسعه پایدار، فرصت بزرگ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای کلان شهرها و مادرشهرهای جهانی به وجود می آورد. رقابت در جهت توسعه گردشگری پایدار با توجه به ارائه نیازهای گردشگران، باید مورد اهمیت و برنامه ریزی مدیریت گردشگری و مدیریت شهری قرار گیرد. به این ترتیب پژوهش پیش رو نحوه تاثیر پیشرفت اجتماعی و آزادی اقتصادی بر تقاضای گردشگری کشورهای با سطح فساد متفاوت را بررسی می کند.

    روش شناسی:

     آمارهای مربوط به شاخص ادراک فساد، تقاضای گردشگری، شاخص پیشرفت اجتماعی و شاخص آزادی اقتصادی در 79 کشور برگرفته از بانک های اطلاعاتی شفافیت بین المللی، بانک جهانی، شاخص پیشرفت اجتماعی و بنیاد هریتیج است. به منظور بررسی تاثیر متغیرهای مذکور بر تقاضای گردشگری از روش داده های تابلویی استفاده و با نرم افزار Eviews12 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است.

    یافته ها

    نتایج برآورد داده های تابلویی در سال های 2020-2011 نشان داد کیفیت بالاتر پیشرفت اجتماعی در کشورهای تا حدودی فاسد، تا حدودی عاری از فساد و عاری از فساد باعث شده است، تقاضای گردشگری در این گروه از کشورها تاثیر مثبت و معناداری از پیشرفت اجتماعی بپذیرد. همچنین، آزادی اقتصادی در بین کشورهای تا حدودی عاری از فساد و عاری از فساد، ارتباط مثبت و معنادار با تقاضای گردشگری دارد.

    نتیجه گیری

    ازآنجایی که تقاضای گردشگری از پیشرفت اجتماعی و آزادی اقتصادی تاثیرپذیری دارد، برای تداوم و رشد گردشگری لازم است به عوامل اجتماعی و اقتصادی توجه کرد.

    کلید واژگان: پیشرفت اجتماعی, آزادی اقتصادی, تقاضای گردشگری, ادراک فساد
    Nader Razeghi *, Hoda Rezaei Roshan
    Context and Purpose

    Tourism, as one of the most important sustainable development industries, creates great economic, social, and cultural opportunities for megacities and the mother cities of the world. Competition in the direction of sustainable tourism development, according to the tourists’ needs, should be given importance to planning tourism management and urban management. In this way, the current research examines the effect of social progress and economic freedom on tourism demand in countries with different levels of corruption.

    Design/methodology/approach:

     The statistics related to corruption perception index, tourism demand, social progress index, and economic freedom index in 79 countries are respectively taken from information banks of Transparency International, World Bank, Social Progress Index, and Heritage Foundation from 2011 to 2020.

    Findings

    The effect of the mentioned variables on tourism demand, and panel data method has been used and analyzed with Eviews12 software. The results of panel data estimation in the years under review showed the impact of social progress on tourism demand in somewhat corrupt countries; To some extent free from corruption and very clean; And the effect of economic freedom on tourism demand is confirmed in relatively corruption-free and very clean countries.

    Conclusion

    Since tourism demand is influenced by social progress and economic freedom, it is necessary to pay attention to social and economic factors for the continuation and growth of tourism.

    Keywords: Social Progress, Economic Freedom, Tourism Demand, Corruption Perception
  • سید مهدی قریشی*

    ناپایداری توسعه شهری مهمترین چالش هزاره سوم است. هدف اصلی توسعه پایدار تامین نیازهای اساسی, بهبود سطح زندگی, اداره بهتر اکوسیستم ها و آینده امن بیان شده است؛ پایداری در ابعاد مختلف اقتصادی, اجتماعی, فرهنگی, زیست محیطی, کالبدی و... مستلزم به کارگیری سیستم مدیریتی کارآمد با قدرت کافی برای رسیدن به اهداف ذکر شده است. سیستم های مدیریتی با ویژگی های انعطاف پذیر, مسوولیت پذیر, استراتژیک و عدالت محور مبتنی بر آموزش و اطلاع رسانی راهگشای تنگناهای موجود در شهرهای امروزین است. شهر پایدار با ویژگی های اقتصادی - اجتماعی مطلوب همچون مسکن مناسب, کاهش فقر, عدالت محور, با فضاهای سالم, امن, آرام, جذاب و زیبا آراسته شده, آرمانی است که با مدیریتی پویا قابل دسترس خواهد بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی است که به بررسی نقش برخی عوامل مخصوصا مدیریت در پایداری شهری پرداخته است؛ شاخص های برای سلامت شهری, سیستم دولتی مطلوب, محیط زیست پایدار, ساختار آموزشی و خرسندی و شادمانی استخراج و غیره میتوان در نظر گرفت تا شهری همواره آرام و منسجم داشته باشیم. با توجه به این شاخص های می توان در دستیابی به توسعه پایدار شهری نقش ویژه ای را به عهده داشته باشیم و راهکار ضروری در این زمینه تقویت همین شاخص های مذکور برای دستیابی به توسعه پایدار شهری در شهرمون کرج باشد. در این خصوص روابط عمومی وظیفه اساسی در انتقال این فرآیند بر عهده دارد ./روابط عمومی در قالب فعالیت هایی همچون،انتشارات،تبلیغات،اطلاع رسانی،افکار سنجی،ارتباط با شرکای اجتماعی در دو سطح درون سازمانی و برون سازمانی در صدد است تا بتواند مدیران سازمان را جهت برقراری ارتباطی تعاملی و دو سویه با سایر ارکان سازمانی همچون کارکنان،مخاطبان و جامعه یاری رساند.که به اختصاربه این روند میپردازیم.

    کلید واژگان: روابط عمومی, توسعه پایدار, شهرداری کرج, رسانه, علوم انسانی, مطالعات اجتماعی, اصول شهروندی
  • مهری امینی پور، میرسعید موسوی*، حسن ستاری ساربانقلی

    ترکیب و چینش فضا برای سرمایه اجتماعی قبل از هر چیز بر منطقی تکیه می کند که حاکی از استقلال و خودآیینی فضا - مکان جغرافیایی است. به عبارت دیگر فضای جغرافیایی مبتنی بر انگاره کانتی ظرف پدیده های اجتماعی – اقتصادی و معلول کنشگری حوزه های غیر فضایی نیست بلکه آغاز گر بسیاری از کنشها است. کنش زیست پذیری شهری به مثابه کالایی عمومی و فضامند، در واقع محصول مناسباتی همانند سرمایه اجتماعی است. تحقیق حاضر به روش توصیفی تحلیلی پیش می رود و با استفاده از آزمون های آماری ربط و پیوست متغیر سرمایه اجتماعی به زیست پذیری شهر سراب را مورد سنجش قرار می دهد. ابزار تحقیق پرسشنامه که به روش نمونه گیری تصادفی ساده به سنجش تاثیر شاخص های متغیر سرمایه اجتماعی بر زیست پذیری شهر سراب پرداخته ایم. نتایج آزمون رگرسیونی حاکی از این است که زیست پذیری شهر سراب از تغییرات سرمایه اجتماعی متاثر می شود.

    کلید واژگان: سرمایه اجتماعی, زیست پذیری, فضای شهری, کاالی عمومی, سراب
  • فتانه حاجیلو*، مصطفی رستمی
    رشد فزاینده شهرنشینی سبب شده تا شهرها به سکونتگاه های آسیب پذیر در برابر حوادث گوناگون تبدیل شوند. مفهوم تاب آوری اجتماعی از مهم ترین مفاهیمی است که برای عبور از آسیب های وارد به شهر و بازگشت به فعالیت های عادی، در برنامه ریزی و مدیریت شهری اهمیت یافته است. تاب آوری اجتماعی به ویژه هنگام وقوع بحران های طبیعی یا انسان ساخت برای مقابله با بحران و بازگشت به شرایط پایدار، از ویژگی های اصلی توسعه یافتگی است. تحقیق حاضر به منظور واکاوی و تبیین چالش های تاب آوری اجتماعی در شهر،  به واکاوی نظریه های موجود و تحلیل یافته های تحقیقات و پژوهش های پیشین پرداخته است. روش پژوهش مطالعه اسنادی و تبیین یافته های مرتبط با موضوع از طریق مرور سازمان یافته اسناد منتشرشده در دامنه زمانی سال های 1390 تا 1402 خورشیدی در پژوهش های داخلی و 2012 تا 2023 میلادی برای پژوهش های خارجی است. پس از سه مرحله غربالگری، مقالات منتخب با استفاده از شیوه کدگذاری انتسابی و کدگذاری کل نگر بررسی و داده های آنها واکاوی شد. براساس یافته ها مجموعه ای از مفاهیم،  رویکردهای نظری،  سطوح،  ابعاد و مدل های تاب آوری شهر شناسایی و در جداول جداگانه خلاصه شد. نتایج نشان می دهد که بیشترین چالش های پیش روی تاب آوری اجتماعی از هجده عامل اختصاصی در قالب چهار عامل اصلی ایجاد می شود. راهکارهای مقابله یا پیشگیری از چالش ها در خصوص هر یک از عوامل برمبنای دسته بندی پیشنهادهای پیشین ارائه شده است.
    کلید واژگان: تاب آوری شهری, پایداری, مشارکت اجتماعی, مدیریت مخاطرات
    Fattaneh Hajilou *, Mostafa Rostami
    The rapid growth of urbanization has made cities vulnerable to various accidents. Resilience has become crucial in urban management for overcoming dangerous conditions, mitigating damage, and returning to normal activities. Social resilience is a key characteristic of development, especially when dealing with natural or man-made crises to restore stability. This research aims to explore the concept of social resilience and identify the most important factors and challenges related to it in urban settings. The study involved reviewing articles, analyzing existing theories, and evaluating previous research findings. The research method included a systematic review of documents published from 2013 to 2023, both locally and internationally. After three stages of screening, the selected articles were reviewed using attributive and holistic coding methods, and their data were analyzed. The study identified and summarized concepts, theoretical approaches, levels of resilience, dimensions, and resilience models. The results indicate that the main challenges to social resilience stem from four primary factors, which are further divided into 18 specific elements. Based on these findings, solutions to address or prevent these challenges are presented, and categorized according to previous suggestions.
    Keywords: Urban Resilience, Social Participation, Sustainability, Risk Management
  • شقایق خصال، مریم شریف زاده*، آیت الله کرمی

    این پژوهش با هدف شناسایی آثار استقرار شهرک های صنعتی بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و فیزیکی- کالبدی حیات در نواحی روستایی پیرامون این شهرک ها صورت پذیرفت. جامعه آماری تحقیق، سرپرستان خانوار حوزه نزدیک و حوزه دور از شهرک های صنعتی در بخش مرکزی شهرستان بویراحمد - شهرک صنعتی یاسوج 3- بود (1413N=). با توجه به جدول نمونه گیری بارتلت، تعداد 299 نفر از سرپرستان خانوار به شیوه طبقه بندی تصادفی با انتساب متناسب مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان دانشگاهی تائید شد. پایایی پرسشنامه براساس ضریب آلفای کرونباخ بین 62/0 تا 71/0 و قابل قبول ارزیابی شد. تحلیل داده ها، با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS21 صورت پذیرفت. بر اساس یافته ها حس مکان و امنیت اقتصادی-اجتماعی در منطقه، انگیزه و آرامش در منطقه، و فرهنگی- رفاهی مجموعا 45/50 درصد واریانس کل اثرات اجتماعی؛ وضعیت کشاورزی، اشتغال و درآمد، وضعیت سرمایه و فقر مجموعا 91/52 درصد واریانس کل اثرات اقتصادی؛ تراکم و تنوع انوع گونه ها، کمیت و کیفیت آب، کیفیت محیط، و سلامت در مجموع 44/52 کل اثرات محیط زیستی و فشار بر منابع محلی، ساماندهی معابر، کیفیت راه ارتباطی، و دسترسی به امکانات مجموعا 14/51 درصد از واریانس کل اثرات کالبدی استقرار شهرک های صنعتی یاسوج بر نواحی روستایی حوزه نزدیک را تبیین نمودند. مقایسه ی ضرایب اختلاف شاخص توسعه نشان داد استقرار شهرک صنعتی بیشترین اثر را به ترتیب در شاخص های محیط زیستی و فیزیکی- کالبدی، و کم ترین اثر را بر شاخص اجتماعی داشته است.

    کلید واژگان: اثرات اجتماعی, اثرات محیط زیستی, توسعه روستایی, شاخص توسعه, صنعت
    Shaghayegh Khesal, Maryam Sharifzadeh *, Ayatollah Karami
    Introduction

    Industrial estates, resulting from industrialization, serve as vital links between industry, agriculture, and rural development. Establishing these estates near rural areas is essential for societal progress, particularly in developing countries. Previous experience shows that clustering industrial units within bio-complexes fosters economic, social, environmental, and physical transformations at regional and local levels. This clustering helps address rural issues by creating complementary production flows, supporting agriculture, providing non-agricultural employment, and improving rural welfare. However, industrial areas can also negatively impact local communities. This research focuses on identifying the unknown economic, social, physical, and environmental effects of the Yasouj 3 industrial estate on the surrounding rural areas of Boyer-Ahmad county, an area that has not been comprehensively studied.

    Methodology

    This survey research aimed to assess the impacts of industrial estates on surrounding rural areas in the central district of Boyer-Ahmad County. The study involved 299 household heads from nearby and distant villages to the Yasouj 3 industrial estate, with 161 from Far-Field villages and 138 from Near-Field villages selected randomly based on the Bartlett sampling table. A researcher-developed questionnaire, validated by experts and tested for reliability, was used for data collection. The Cronbach's alpha coefficient ranged from 0.62 to 0.71, indicating good reliability. Data analysis was conducted using SPSS 21, and the Morris analytical model ranked the study's objective indicators, with the coefficient of variation (C.V.) assessing the dispersion of these indicators.

    Results and discussion

    Based on the findings of factor analysis, three factors were identified as having significant social impacts: sense of place and economic-social security in the region, motivation and peace in the region, and cultural-welfare. These factors collectively accounted for 45.50% of the overall social impacts. Additionally, four factors were identified as having significant economic impacts: agricultural status, employment and income, capital status, and poverty. These factors collectively accounted for 52.91% of the total variance of economic impacts. Four factors were also identified as having significant environmental impacts: density and diversity of species, quantity and quality of water, environmental quality, and health. These factors collectively accounted for 52.44% of the total variance of environmental impacts. Finally, four factors were identified as having significant physical impacts as pressure on local resources, organizing road infrastructure, road quality, and access to facilities. These factors collectively accounted for 51.14% of the total variance of physical impacts of establishing industrial estates in the surrounding rural areas. A one-sample t-test was used to examine the impact of industrial estates on the surrounding rural areas. Results  showed that industrialization's economic and physical-structural impacts were desirable for nearby residents, while the environmental impacts were undesirable. Specifically, in the social dimension, industrialization had a positive impact on spatial and economic-social security perception and cultural-welfare, but a negative impact on motivation and peace in the region. Regarding the economic dimension, establishing industrial estates improved the agricultural status, employment and income, and capital status while reducing poverty. A similar analysis for the physical dimension shows that industrial states led to the organizing of road infrastructure, improved the quality of transportation roads, and enhanced access to facilities, but increased pressure on resources. However, an analysis of the environmental dimension's impacts revealed that industrial states had a negative impact on the density and diversity of species, quantity and quality of water, environmental quality, and health. In the distant villages, the economic and physical impacts of industrialization were perceived positively by the residents, while the environmental impacts were negative. However, the impact of industrialization was not significant in the social dimension. Ultimately, the results obtained from the Development Index (D.I.) showed that the establishment of industry in the surrounding areas had various impacts on social, physical-structural, and environmental indicators, leading to improved social and physical-structural conditions. Nevertheless, it had an undesirable impact on the environmental situation. A comparison of the coefficient of variation (C.V.) showed that establishing industrial estates had the most significant impact on environmental and physical-structural indicators and the least on social indicators.

    Conclusion

    To mitigate industrial impacts on the environment, it is essential to develop conservation and resource management strategies. This includes maintaining species diversity, improving environmental quality, and prioritizing health in planning and policy-making. Implementing strict laws and monitoring industrial activities is crucial. Due to unsatisfactory environmental conditions, improving social and physical infrastructure based on regional needs is also necessary. The study highlights the need for increased attention to environmental issues and research across social, physical, and environmental areas. Its findings are relevant for industrial and rural development organizations, guiding policymakers in proposing effective solutions to reduce industrial impacts on rural areas.

    Keywords: Social Impacts, Environmental Impacts, Rural Development, Development Index, Industry
  • مهدی قربانی*، سید امیرحسین گرکانی، لیلا عوض پور، مریم یزدان پرست، سجاد امیری

    تجربه بسیاری از کشورهای در حال توسعه نشان می دهد که اجرای طرح هایی با رویکردهای مشارکتی و قبول نقش فاعلی جوامع محلی در برنامه های توسعه، مسئولیت ایجاد دگرگونی در محیط را از عناصر خارجی سلب و اجرای اصلاحات را در گروی فعالیت عناصر درونی قرار خواهد داد. با توجه به اینکه وجود سرمایه اجتماعی بالا در بین افراد منجر به مشارکت بیشتر آنان و موفقیت طرح های مشارکتی خواهد گردید، در این تحقیق خصوصیات ساختاری سرمایه اجتماعی در راستای مدیریت مشارکتی روستایی در بین اعضای صندوق های خرد توسعه روستاهای چهاربیشه علیا و خیرآباد خلیفه از توابع شهرستان گچساران استان کهگیلویه و بویر احمد در قبل و بعد از اجرای طرح آبادانی و پیشرفت منظومه های روستایی، مورد تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری در این مطالعه سرگروه های گروه های خرد توسعه روستایی است که 123 نفر را شامل می شود که به روش تمام شماری انتخاب گردیدند. در این تحقیق میزان روابط اعتماد و مشارکت در شبکه ذینفعان با استفاده از پرسشنامه تحلیل شبکه ای و بر اساس مشاهده مستقیم و مصاحبه با تمام کنشگران، همچنین با توجه به سنجش تمامی شاخص های سطح کلان شبکه مانند تراکم، تمرکز، دوسویگی، انتقال یافتگی و میانگین فاصله ژئودزیک در مرحله قبل و بعد از اجرای پروژه است. پس از اجرای پروژه میزان این شاخص ها افزایش پیدا کرده است و به حد مطلوبی رسیده است و می توان بیان کرد اجرای این پروژه میزان اعتماد، مشارکت و سرمایه اجتماعی را افزایش داده که بر مشارکت گسترده روستاییان، افزایش رفاه اجتماعی و دستیابی به توسعه پایدار روستایی اثرگذار خواهد بود.

    کلید واژگان: سرمایه اجتماعی, منظومه روستایی, مدیریت مشارکتی, تحلیل شبکه اجتماعی, توسعه پایدار
    Mehdi Ghorbani *, Seyed Amirhossein Garakani, Leila Avazpour, Maryam Yazdanparast, Sajad Amiri
    Introduction

    Social capital refers to “resources embedded in social relations”. It is known for its potential role in the joint management. Because it may reduce the expenses of working, enhance information transition, improve social movement, and encourage collaboration by shared standards, it is becoming increasingly popular. Numerous have examined the effects of social capital, focusing on community empowerment.The distribution of social resources among different communities has different characteristics. Therefore, in order to reduce conceptual complexities and homogenize the interests of residents, especially in rural communities, increased research on joint management of social capital and empowerment has been emphasized. According to the mentioned definitions and based on the objectives of the research, the study of social capital and its examples, including trust and collaboration in the empowerment of rural society, is a key principle in rural development.

    Methodology

    Gachsaran county is located in Kohgiluye and Boyerahmad province, Iran, with a population of 12400 people. in this city, most people are engaged in agriculture and animal husbandry and their annual income depends on these sectors. Given economic issues in this region, the “Progress and Development of Rural Systems” project was established in this area. This project aimed to institutionalize and build capacity among rural people, which enables their empowerment and collaboration, as well as the empowerment of rural communities, to improve their livelihood and living standards. In fact, the creation of micro-credit funds has been formed with the approach of micro-financing based on the production value chain and supporting sustainable employment in this field. Social Network Analysis (SNA) was employed as a research method in this study because gauging social capital is crucial and challenging, and it is a crucial approach for assessing this capital. This method allows researchers to investigate structured connections among players inside a system that either facilitate or hinder human behavior. In this research, the highest-level indexes of the social network have been studied which are introduced as follow: Density, Centralization, Reciprocity, Transitivity and Geodesic Distance. The sample size for this research is comprised of all members of microcredit funds in 2 villages (totaling 123 members). In this research "full network method" was used.

    Results

    According to the results, the Density index in all of the studied areas was increased after the implementation of the empowerment project. In addition, on average, the Reciprocity and Transitivity index increased in trust and collaboration networks in the studied villages. Thus, it could be understood that social capital and empowerment in local communities are both required and complementary. The results showed that after the implementation of the plan, the Centralization decreased and power was divided among the activists. The Geodesic Distance between the two bonds of trust and participation indicates the relatively favorable speed of trust, participation, unity and unity among people, which has continued to decrease after the implementation of the project. As a result, any action aimed at building the capacity of the local community, increasing social capital, and promoting trust and collaboration among local communities will ultimately lead to maintaining and strengthening the social structures of that community. Therefore, this community develops into a region, which serves as the foundation for long-term rural development. These results can be administered to other areas of research and interference such as studies of community development, participatory research, and social intervention.

    Discussion

    According to the results of the density index in the investigated networks, this rate is medium to high, and in terms of trust, cooperation, and social capital, the continuity between the networks rises by the same amount. Accordingly, between the studied links, dense networks can be supposed, this approach can be useful to enhance and develop the social capital of the members.Based on the results of the concentration index, the implementation of the project has been effective in reducing the concentration and division of power in the network. Gašević et al. (2019) noted that the lower the level of concentration in the network of relationships, the higher the level of power sharing in the network and the more stakeholders will be influential in decision-making in rural management. According to the results of the index of Reciprocity and transitivity of ties in the second phase of the study compared to the phase before the project in the studied villages has increased. Strengthening bonds of trust and mutual cooperation creates a stable network in which the spirit of trust, cooperation and cooperation is institutionalized among people. Also, this leads to an increase in social capital, and participatory planning in the direction of rural development will be associated with less cost and time. The Geodesic Distance between the two bonds of trust and participation indicates the relatively favorable speed of trust, participation, unity and unity among people, which has continued to decrease after the implementation of the project, which indicates the high speed of circulation of trust and participation among people. Considering the importance of the time and speed of coordinating people in the discussion of collaborative management, strengthening the bond of trust and especially participation in order to increase the speed of circulation of this bond among people and then reduce the time of coordination and unity among the members of micro funds in line with the implementation Community-oriented management is very important.

    Conclusion

    In order to develop sustainable rural development, recognition of obstacles and challenges is needed. Conscious knowledge and use of social capital is an opportunity to build capacity for participation in rural development. In general, in order to succeed in rural development, strengthening social capital through trust and participation and there by increasing social cohesion is needed. The formation of micro fund and rural development groups are among the strategies to increase trust and participation among individuals and increase social capital; So that social capital in the form of local organizations reduces poverty and increases the welfare of the community, which is itself the basis for achieving sustainable rural development.

    Keywords: Social Capital, Rural Systems, Co-Management, Social Network Analysis, Sustainable Development
  • رامین مرادی، تقی آزاد ارمکی*، سید ضیاء هاشمی

    توسعه به مثابه تغییر اجتماعی برنامه ریزی شده ازجمله برداشت هایی است که الگوی برخی کشورها ازجمله ایران قرار دارد. در این تحقیق به بررسی تغییرات ناشی از احداث سدسازی به عنوان یکی از طرح های توسعه ای پرداخته شد. با ساخت سد کارون 3، تمام یا بخش زیادی از 70 روستای حاشیه سد زیر آب رفت و ساکنان آن ها مجبور به جابجایی ناخواسته شدند. مقصد تعداد زیادی از این مهاجران، شهرستان ایذه و روستاهای اطراف آن بود. این پژوهش به بررسی تغییرات ایجادشده در زندگی روستائیان حاشیه سد کارون 3 پرداخت. رویکرد انجام تحقیق کیفی و روش مورداستفاده پدیدارشناسی بود. نمونه تحقیق 35 نفر و داده های تحقیق با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون، تم های تحقیق استخراج گردید. یافته های تحقیق نشان داد پس از جابجایی روستائیان، همه اشکال مناسبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قبلی دستخوش تغییر اساسی شدند. شکل گیری روابط مبتنی بر پول؛ شکل جدید همسایگی؛ بهبود اوضاع زندگی زنان و جوانان؛ تغییر الگوی اشتغال و حضور پررنگ بروکراسی و قدرت در زندگی، و سست شدن پایه های پدرسالاری ازجمله تغییرات به وجود آمده در زندگی این اجتماعات بود. همچنین یافته ها نشان داد ضعف یا نبود حمایت نهادی بلندمدت منجر به گسیختگی مکانی، زوال میراث معنوی و حاشیه ای شدن اجتماعی ساکنان این روستاها شد. در خصوص جبران برخی آثار منفی، اقدامات جبرانی نهادی برای گروه های تحت تاثیر پیشنهاد شد.

    کلید واژگان: توسعه, مناسبات اجتماعی, جابجایی ناخواسته, تغییر اجتماعی, سد کارون, ایذه
    Ramin Moradi, Taghi Azad Armaki *, Seyyed Zia Hashemi

    During the construction of the Karun-3 dam, all or most of the 70 villages along the dam were flooded, and their residents were forced to relocate. The destination of a large number of these immigrants was Izeh city and its surrounding villages. This research examined the changes made in the lives of the villagers on the edge of the Karun-3 Dam. The approach used in conducting qualitative research was phenomenology. The research sample of 35 people and the research data were collected using semi-structured interviews, and research themes were extracted using the thematic analysis method. The findings of the research showed that after the relocation of the villagers, all forms of previous economic, social, cultural, and political relations underwent fundamental changes. Forming relationships based on money, the new form of neighborhood, improving the living conditions of women and youth, changing the pattern of employment and the colorful presence of bureaucracy and power in life, and weakening the foundations of patriarchy were among the changes that occurred in the lives of these communities. Also, the findings showed that the weakness or lack of long-term institutional support led to spatial fragmentation, the deterioration of spiritual heritage, and the social marginalization of the residents of these villages.

    Keywords: Development, Social Relations, Unwanted Displacement, Social Change, Karun Dam, Izeh
  • عبدالرسول رمضانی، غلامرضا جعفری نیا*، مولود کیخسروانی
    این پژوهش از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه کارکنان سازمان تبلیغات اسلامی، شهرداری بوشهر، استانداری بوشهر و همچنین شرکتهای فعال در حوزه تبلیغات شهری و همچنین شرکتهای عمرانی فعال در حوزه سیمای شهری نظیر شرکتهای پیمانکاری در سال 1403 فعال در زمینه تبلیغات و مدیریت شهری به صورت احتمالی ساده در نظر گرفته شدند که با استفاده از فرمول کوکران از بین 2980 نفر تعداد 340 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26 و Smart PLS 4 انجام شد و نتایج نشان داد که مشارکت و مسئولیت پذیری اجتماعی شهروندان با مدیریت تبلیغات شهری و توسعه و تکامل سیمای شهر بوشهر رابطه معنی دار دارد و همچنین رابطه بین مشارکت اجتماعی شهروندان با مدیریت تبلیغات شهری و توسعه و تکامل سیمای شهر بوشهر با ضریب مسیر مشارکتهای اجتماعی بر دو متغیر مدیریت تبلیغات شهری و الگوهای توسعه و تکامل سیمای شهری به ترتیب برابر 0.503 و 0.167 با احتمال 95 درصد تایید کرد. در ادامه نیز مشخص شد که رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی شهروندان با مدیریت تبلیغات شهری و توسعه و تکامل سیمای شهر بوشهر با ضریب مسیر ب 0.133 و 0.979 برای دو متغیر مدیریت تبلیغات شهری و الگوهای توسعه و تکامل سیمای شهری با احتمال 95 درصد تایید شد.
    کلید واژگان: تبلیغات, سیمای شهری, مدیریت تبلیغات شهری, مشارکت اجتماعی, مسئولیت پذیری اجتماعی
    Abdulrasool Ramezani, Gholamreza Jafari Nia *, Moloud Keykhosravani
    The statistical population in this research includes all the employees of the Islamic Advertising Organization, Bushehr Municipality, Bushehr Governorate, as well as companies active in the field of urban advertising, as well as construction companies active in the field of urban appearance, such as contracting companies in the year 1403 active in the field of advertising and urban management, possibly were considered simple, and using Cochran's formula, 340 people were selected as a statistical sample out of 2980 people. The research hypotheses were tested using SPSS 26 and Smart PLS 4 software, and the results showed that the participation and social responsibility of citizens has a significant relationship with the management of urban advertising and the development and evolution of the image of Bushehr city, as well as the relationship between social participation Citizens with the management of urban advertising and the development and evolution of Bushehr's appearance with the path coefficient of social participation on the two variables of urban advertisement management and patterns of development and evolution of the urban appearance were confirmed as 0.503 and 0.167, respectively, with a probability of 95%. In the following, it was found that the relationship between the social responsibility of citizens with the management of urban advertisements and the development and evolution of the image of Bushehr city was confirmed with a probability of 95% with the path coefficient b of 0.133 and 0.979 for the two variables of urban advertisement management and the patterns of urban image development and evolution.
    Keywords: Advertising, Urban Image, Urban Advertising Management, Social Participation, Social Responsibility
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال