سازمان های دولتی
در نشریات گروه مدیریت-
زمینه و هدف
عدالت اجتماعی از دغدغه هایی است که لازمه آن رفع نابرابری ها از طریق نهادینه سازی است. هدف این پژوهش، طراحی الگوی نهادینه کردن عدالت اجتماعی در سازمان های دولتی ایران می باشد.
روش تحقیق:
این پژوهش کیفی با روش داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل خبرگان بودند که با استفاده از روش گلوله برفی 14 نفر از آنها به عنوان نمونه تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. جهت تحلیل داده های کیفی از تکنیک کدگذاری در سطوح کدهای باز، کدهای محوری و کدهای گزینشی استفاده شد.
یافته ها:
یافته ها نشان داد شرایط علی (نهادینه نمودن عدالت اجتماعی مسئولین و مردم، برابری در فرصت های اجتماعی و اقتصادی، توزیع عادلانه منابع ثروت و خدمات عمومی و...)، راهبردها (آموزش عدالت اجتماعی از نهاد خانواده و...)، مقوله محوری (نهادینه کردن عدالت اجتماعی) و پیامدهای نهادینه کردن عدالت اجتماعی (ارتقاء فرهنگ محیط کار در نهادهای دولتی و...) تعیین شدند.
نتیجه گیریترویج فرهنگ انصاف و عدالت در روابط اجتماعی زمینه افزایش عدالت اجتماعی را فراهم می آورد.
کلید واژگان: عدالت, عدالت اجتماعی, سازمان های دولتیDeveloping a Framework for Institutionalizing Social Justice within Government Organizations in IranBackground and purposeSocial justice is an important issue that necessitates addressing inequalities through systematic institutional measures. The aim of this research is to develop a model for institutionalizing social justice within government organizations in Iran.
Research methodThis qualitative research was conducted utilizing the Foundation's data methodology. The statistical population comprised experts. Through the snowball sampling technique, a total of 14 individuals were selected as a sample until theoretical saturation was achieved. The qualitative data analysis involved the application of a coding technique, which was employed at the levels of open codes, axial codes, and selective codes.
FindingsThe findings identified several causal conditions, including the institutionalization of social justice among officials and the public, the promotion of equality in social and economic opportunities, and the equitable distribution of wealth and public services. Additionally, strategies were established, such as educating individuals about social justice within family contexts. The primary objective identified was the institutionalization of social justice, with notable consequences including enhancements in workplace culture within government institutions.
ConclusionFostering a culture of fairness and equity in social interactions, thereby laying the groundwork for the advancement of social justice.
Keywords: Justice, Social Justice, Government Organizations -
مطالعه حاضر با هدف ارائه مدل استعاره خانه پدری مبتنی بر رفتار فردی در بخش دولتی انجام شده است. طرح تحقیق در این مطالعه آمیخته (کیفی- کمی) است. در مرحله اول یک مطالعه کیفی با هدف شناسایی ملاک ها و نشانگرهای استعاره خانه پدری در سازمان های دولتی طراحی و اجرا شد و از روش تحلیل محتوا استفاده شده است و داده ها با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت و در مرحله دوم که یک مطالعه کمی بود از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SIM) استفاده شده است که نسبت به رواسازی مدل شناسایی شده اقدام شد. میدان پژوهش در این مطالعه صاحب نظران و متخصصان حوزه استعاره های مدیریتی است که با استفاده از راهبرد نمونه گیری ملاکی در مجموع به 11 نفر از صاحب نظران در این حوزه مراجعه شد و مصاحبه به عمل آمد. یافته ها نشان داد که ملاک ها و نشانگرها مدل استعاره خانه پدری مبتنی بر رفتار فردی در بخش دولتی شامل تعهدسازمانی در کارکنان، موثر بودن کارکنان، اهمیت وظایف، اعتماد بین کارکنان، وابستگی و دلبستگی کارنان به سازمان، تمایل به ادامه همکاری با سازمان، وفاداری و احساس مسئولیت نسبت به سازمان، نوع دوستی کارکنان، وجدان کاری در کارکنان، حفاظت از منابع سازمان، رفتار مدنی و آداب اجتماعی کارکنان، علاقه مندی کارکنان و صمیمت کارکنان است.
کلید واژگان: استعاره خانه پدری, رفتار فردی کارکنان, سازمان های دولتیThe present study has been conducted with the aim of presenting the metaphor model of paternal house based on individual behavior in the public sector. The research design in this study is mixed (qualitative-quantitative). In the first stage, a qualitative study was designed and implemented with the aim of identifying the criteria and indicators of the paternal house metaphor in government organizations, and the content analysis method was used, and the data was analyzed using the seven-step Claesian strategy. In the second stage, which was a quantitative study, the Structural Equation Modeling (SIM) method was used to validate the identified model. The field of research in this study is experts and experts in the field of management metaphors, using the criteria sampling strategy, a total of 11 experts in this field were approached and interviewed. The findings showed that the criteria and indicators of the paternal house metaphor model based on individual behavior in the public sector include organizational commitment in employees, the effectiveness of employees, the importance of tasks, trust between employees, the dependence and attachment of employees to the organization, the desire to continue working with the organization, loyalty and A sense of responsibility towards the organization, altruism Employees, work conscience in employees, protection of organization's resources, civil behavior and social etiquette of employees, interest of employees and sincerity of employees.
Keywords: Metaphor Of Father's House, Individual Behavior Of Employees, Government Organizations -
طراحی مدل اعتماد سازمانی با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد
اعتماد در سازمان به سه دسته اعتماد فردی، اعتماد بین فردی و اعتماد سازمانی تقسیم می شود. با وجود اینکه برخی از تحقیقات پیشین به بررسی اعتماد در سازمان، علی الخصوص اعتماد بین فردی پرداخته اند، تحقیقی که به طور خاص به اعتمادسازمانی، به معنی اعتماد کارکنان به سازمان بپردازد، کمتر دیده می شود و نبود مدل اعتماد سازمانی، بالاخص در سازمان های ایران، مشکلات عدیده ای ایجاد کرده است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی اعتماد سازمانی در سازمان های دولتی ایران است. این پژوهش کیفی و برپایه نظریه داده بنیاد با رویکرد نظام مند می باشد. پس از انجام 17 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان سازمان های دولتی اشباع نظری حاصل شد. تجزیه و تحلیل داده ها مبتنی بر فرآیندهای کدگذاری، و با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. این پژوهش علاوه بر تایید نتایج پژوهش های قبلی به یافته های جدیدی دست یافت. بر اساس این یافته ها، اعتماد سازمانی در سازمان های دولتی در قالب اتکاپذیری و پیش بینی پذیری بر اساس علل مدیریت اعتمادساز، سازمان اعتمادساز و کارکنان اعتمادساز شکل می گیرد. از طرفی اعتمادسازمانی بر بکارگیری راهبردهایی همچون اخلاق محوری، تعاملات، مقررات و فرآیندهای سازمانی تاثیر می گذارد. پیامدهای این راهبردها عبارتند از بهبود عملکرد در قالب بهبود رفاه روانشناختی کارکنان و بهره وری سازمان؛ و همچنین بهبود رضایت ذی نفعان به شکل رضایت مردم و مشروعیت سازمان. زمینه کاربست موثر این راهبردها، محیط درون سازمانی شامل جو و محیط فیزیکی سازمان و محیط برون سازمانی شامل محیط سیاسی، شرایط اقتصادی و فرهنگ ملی می باشد. در این میان نباید از تاثیر مداخله گرهایی همچون همنوایی سازمانی و مولفه های جمعیت شناختی سازمان بر اثربخشی این راهبردها چشم پوشی کرد.
کلید واژگان: اعتماد سازمانی, سازمان های دولتی, نظریه داده بنیادDesigning an Organizational Trust Model through Grounded Theory ApproachTrust in the organization is divided into three categories: individual trust, interpersonal trust, and organizational trust. Although some previous researches have examined trust in the organization, especially interpersonal trust, research that specifically focuses on organizational trust, the employees’ trust toward the organization, is rarely seen, and the lack of an organizational trust model, especially in Iranian organizations, has caused numerous problems. Therefore, the current research aims to present a conceptual model of organizational trust in Iran's governmental organizations. This research is qualitative and is based on the grounded theory with a systematic approach. Theoretical saturation was achieved after conducting 17 semi-structured interviews with government organizations experts. Data analysis was done based on coding processes and using MAXQDA software. In addition to confirming the results of previous researches, this research achieved new findings. Based on these findings, organizational trust in government organizations is established in the form of reliability and predictability based on the causes of trust-building management, trust-building organization, and trust-building employees. Moreover, organizational trust affects the use of strategies such as ethics-orientation, interactions, regulations, and organizational processes. The consequences of these strategies include improving performance in the aspects of improving the psychological well-being of employees and the productivity of the organization; and also improving the satisfaction of stakeholders in the form of people's satisfaction and the organization's legitimacy. The context of effective application of these strategies is the internal environment including the atmosphere and physical environment of the organization and the external environment including the political environment, economic conditions, and national culture. In the meantime, the influence of intervenors such as organizational conformity and demographic components of the organization on the effectiveness of these strategies should not be ignored.
Keywords: Organizational Trust, Government Organizations, Grounded Theory -
چکیده این پژوهش باهدف طراحی مدل افشاگری سازمانی در سازمان های دولتی به انجام رسید. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی، ازلحاظ رویکرد، توسعه ای، و ازلحاظ نحوه تجزیه وتحلیل داده ها، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. در فاز کیفی پژوهش، گروهی از خبرگان شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد سازمان های دولتی و مشاورین مجرب منابع انسانی و مدیریت دولتی به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. در این فاز با استفاده از روش نمونه گیری نظری، 10 نفر از خبرگان انتخاب و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. در فاز کمی نیز، کلیه مدیران ارشد و میانی سازمان های دولتی استان کرمانشاه به عنوان جامعه در نظر گرفته شدند و از میان آن ها، 210 نفر براساس روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری داده ها در فاز کیفی تحقیق، مصاحبه های عمیق و غیر ساختاریافته با خبرگان بود. در فاز کمی تحقیق نیز، از پرسشنامه ای بسته و محقق ساز مشتمل بر 30 گویه به عنوان ابزار اصلی جمع آوری داده ها استفاده شد. در فاز کیفی تحقیق، داده های حاصل از پرسشنامه بر اساس روش تحلیل تم مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. در فاز کمی تحقیق، جهت انجام تجزیه وتحلیل های توصیفی و استنباطی، از نرم افزارهای SPSS و smart-PLS استفاده شد. سرانجام، نتایج تحقیق منجر به طراحی مدل افشاگری سازمانی در سازمان های دولتی شد و روابط فرضی و ساختار کامل مدل در یک جامعه وسیع مورد آزمون و تایید قرار گرفتند. بر اساس یافته های تحقیق، الگوی پیشنهادی سه دسته عوامل را در خود جای می دهد که عبارت اند از: عوامل علی ؛ عوامل میانجی ؛ و نهایتا عوامل پیامدی.
کلید واژگان: افشاگری, سازمان های دولتی, تحلیل تمs.Abstract This research was done with the aim of designing an organizational disclosure model in government organizations. This research is developmental in terms of practical purpose, in terms of approach, and mixed (qualitative-quantitative) in terms of data analysis. In the qualitative phase of the research, using the theoretical sampling method, 10 experts were selected as the statistical population and subjected to in-depth interviews. In the quantitative phase, all senior and middle managers of government organizations in Kermanshah province were considered as the population, and 210 people were selected as a statistical sample based on random sampling. The main tool of data collection in the qualitative phase of the research was in-depth and unstructured interviews with experts. In the quantitative phase of the research, a closed and researcher-made questionnaire consisting of 30 items was used as the main tool for data collection. In the qualitative phase of the research, the data obtained from the questionnaire were analyzed based on the theme analysis method. In the quantitative phase of the research, SPSS and smart-PLS software were used to perform descriptive and inferential analyses. Finally, the results of the research led to the design of the organizational disclosure model in government organizations, and the hypothetical relationships and the complete structure of the model were tested and verified in a large society.Based on the research findings, the proposed model includes three categories of factors, which are: causal factors; mediating factors; And finally, consequential factors.
Keywords: Whistle-Blowing, Government Agencies, Theme Analysis -
هوش مصنوعی به عنوان پدیده شگرف در سال های اخیر، تحولی عظیم را در جهان ایجاد کرده و آن را به شرطی لازم برای توسعه و پیشرفت سازمان های خصوصی و دولتی تبدیل نموده است. اجراء و پیاده سازی موفق هر طرح مستلزم ظرفیت سازی به منزله کشف نیازها، چالش ها، توانمندی ها و تقویت سیستم در مسیر توسعه دارد. بر این اساس، هدف پژوهش شناسایی ظرفیت های مورد نیاز برای اجرای هوش مصنوعی در سازمان های دولتی و ارائه مدلی جامع برای آن است که با روش کیفی بر اساس گرندد تئوری، 15 نفر از نخبگان دانشگاهی و مدیران دستگاه های دولتی با روش گلوله برفی انتخاب و طی مصاحبه نیمه ساختاریافته به سوالات پژوهش پاسخ دادند. در تحلیل داده ها با شیوه تحلیل مضمون و کدگذاری باز، 10 مضمون فراگیر، 36 مضمون سازمان دهنده و 66 مضمون پایه با تکرارشوندگی متنوع کشف شد. با توجه به یافته های پژوهش، اجرای موثر و موفق هوش مصنوعی در سازمان های دولتی مستلزم توجه و اقدام در تامین منابع و امکانات، سیاستگذاری و برنامه ریزی، مدیریت داده ها، تقویت حوزه منابع انسانی، تعاملات میان سازمانی، اراده حاکمیتی، تقویت فرهنگ سازمانی، جامعه پذیری، نظارت و ارزیابی و نوآوری است که هر یک از این موارد شامل مضامینی سازمان دهنده و پایه ای برای اجراء هستند. در پایان مدل جامعی از ظرفیت سازی هوش مصنوعی، برای استفاده سازمان های دولتی و مدیریت عمومی ارائه گردید.
کلید واژگان: هوش مصنوعی, ظرفیت سازی, سازمان های دولتیJournal of Technology in Entrepreneurship and Strategic Management, Volume:3 Issue: 5, 2024, PP 15 -36In recent years, artificial intelligence (AI) has emerged as a remarkable phenomenon, creating a massive transformation globally and becoming a necessary condition for the development and progress of both private and public organizations. The successful implementation of any project requires capacity building, which involves identifying needs, challenges, capabilities, and strengthening systems along the path to development. Accordingly, the aim of this research is to identify the necessary capacities for the implementation of AI in public organizations and to propose a comprehensive model for this. Using a qualitative method based on grounded theory, 15 academic experts and public sector managers were selected through snowball sampling and responded to the research questions through semi-structured interviews. In the data analysis, using thematic analysis and open coding, 10 overarching themes, 36 organizing themes, and 66 basic themes with varying degrees of recurrence were identified. Based on the researchfindings, effective and successful AI implementation in public organizations requires attention and action in several areas: resource and infrastructure provision, policy-making and planning, data management, strengthening human resources, inter-organizational interactions, governance commitment, enhancing organizational culture, socialization, supervision and evaluation, and innovation. Each of these areas includes organizing and foundational themes necessary for implementation. In conclusion, a comprehensive model for AI capacity building was presented for use by public organizations and public management.
Keywords: Artificial Intelligence, Capacity Building, Public Organizations -
کلان داده ها در سازمان می تواند بینشی ایجاد کند که منجر به تصمیم گیری بهتر و کشف مسیرهای استراتژیک شود. هدف پژوهش حاضر تحلیل و ارزیابی پیامدهای کلان داده ها در مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد و از لحاظ نوع شناسی در زمره پژوهش های آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل استادان دانشگاه در حوزه مدیریت و مدیران منابع انسانی در سازمان های دولتی است که 17 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته است که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان گذار مورد تایید قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته است که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. در بخش کیفی این پژوهش، داده های به دست آمده از مصاحبه با استفاده از تحلیل مضمون و با نرم افزار مکس- کیو- دی- ای تحلیل و پیامدهای کلان داده ها در مدیریت منابع انسانی شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از نقشه شناختی فازی اولویت بندی عوامل و روابط علی آن ها مشخص گردید. یافته ها گویای آن است که جذب و استخدام هوشمندانه، تشخیص شکاف های مهارتی، قابلیت آینده نگری، مدیریت استعداد، رفع تبعیض و حفظ، نگهداشت کارکنان و مدیریت عملکرد به ترتیب مهم ترین پیامدهای کلان داده ها در مدیریت منابع انسانی می باشند. حاکمت کلان داده ها در سازمان های دولتی مدیران منابع انسانی را قادر می سازد تا هوشمندانه تر در حوزه های منابع انسانی ازجمله جذب و استخدام، کارمندیابی، سیستم حقوق و دستمزد و... عمل نمایند.
کلید واژگان: کلان داده ها, مدیریت منابع انسانی, سازمان های دولتی, نقشه شناختی فازیQuarterly Journal of Management of Governmental Organizations, Volume:13 Issue: 1, 2024, PP 109 -122Big data in the organization can create insight that leads to better decision-making and discovering strategic paths. The purpose of this research is to analyze and evaluate the consequences of big data in human resource management in government organizations. This research is practical in terms of its purpose, and in terms of the method of collecting descriptive information, it is of the survey type, and in terms of typology, it is among mixed research. The statistical population of the research includes university professors in the field of management and human resource managers in government organizations, 17 of whom were selected using the purposeful sampling method and based on the principle of theoretical adequacy. In the qualitative part of the data collection tool, there is a semi-structured interview, the validity and reliability of the tools were confirmed using content validity and intra-coder and interrater reliability methods, respectively. The tool for collecting data in the quantitative part is a questionnaire, which was confirmed using content validity and retest reliability. In the qualitative part of this research, the data obtained from the interview were identified using the Max-QDA-E software and the analysis coding method and the consequences of big data in human resource management. In the quantitative part of the research, the prioritization of factors and their causal relationships were determined using the fuzzy cognitive mapping method. The results show that intelligent recruiting and hiring, identifying skill gaps, foresight, talent management, eliminating discrimination and retention, employee retention and performance management are respectively the most important consequences of big data in human resource management. The governance of big data in government organizations enables human resource managers to act more intelligently in the fields of human resources such as recruitment and employment, recruitment, salary system, etc.
Keywords: Big Data, Human Resource Management, Government Organizations, Fuzzy Cognitive Mapping -
کارکنان نسل Z که حضور آن ها در سازمان های دولتی به نسبت دیگر نسل ها در حال افزایش است انگاره ها، تمایل ها و ذهنیت های متناسب با نسل خوددارند و مدیریت این نسل چالش های اساسی برای سازمان ها به همراه دارد بنابراین هدف این پژوهش بررسی چالش های پیشایندی حضور کارکنان نسل Z در سازمان های دولتی است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی است. گردآوری اطلاعات در این پژوهش به صورت پیمایش بوده و فلسفه این پژوهش از نوع تفسیرگرایی است. جامعه آماری این پژوهش اعضای نسل Z و خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش می باشند در این پژوهش از روش نمونه گیری ساده برای مطالعه اعضای نسل Z و از روش نمونه گیری هدفمند برای مصاحبه با خبرگان استفاده شد و نمونه گیری تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. این پژوهش دارای دو بخش است. بخش اول تحلیل محتوای کیفی است در این بخش نخست داده های گردآوری شده با روش تحلیل محتوای کیفی مورد مداقه قرار گرفتند که منتج به احصا 475 کد و 130 مقوله و 28 معیار و نهایتا تولید 7 بعد اصلی به نام های چالش های ساختاری، چالش های ارتباطی، چالش های مدیریتی، چالش های فرهنگی، چالش های هویتی، چالش های فناوری و چالش های شغلی شد. بخش دوم پژوهش مدل سازی ساختاری تفسیری است که در آن ابعاد احصا شده از تحلیل محتوای کیفی مدل سازی شدند. در این میان چالش های فناوری و هویتی به عنوان اثرگذارترین و چالش های شغلی به عنوان اثرپذیرترین چالش ها شناسایی شدند.
کلید واژگان: تحلیل محتوای کیفی, سازمان های دولتی, مدل سازی ساختاری تفسیری, نسل ZGeneration Z employees, whose presence in government organizations is increasing compared to other generations, have ideas, desires and mentalities that are appropriate to their generation, and the management of this generation brings fundamental challenges for organizations, so the purpose of this research is to investigate the antecedent challenges of the presence of generation Z employees in government organizations. This is an applied research. The collection of information in this research is a survey and the philosophy of this research is interpretive. The statistical population of this research is members of generation Z and experts related to the research topic. In this research, simple sampling method was used to study members of generation Z and purposeful sampling method was used to interview experts, and sampling continued until theoretical saturation was reached. This research has two parts. The first part is the qualitative content analysis. In this first part, the collected data were analyzed with the qualitative content analysis method, which resulted in 574 codes, 031 categories and 82 criteria, and finally producing 7 main dimensions namely structural challenges, communication challenges, management challenges, cultural challenges, identity challenges, technological challenges and job challenges. The second part of the research is interpretive structural modeling in which the dimensions calculated from the qualitative content analysis were modeled. technology and identity challenges were identified as the most effective and job challenges as the most impressionable challenges.
Keywords: Generation Z, Governmentorganization, Interpretative Structuralmodeling, Qualitative Content Analysis -
در سازمان های دولتی کشور یکی از مشکلاتی که مانع پیشرفت سازمان می شود رفتارهای قدرت طلبانه مدیران در ارتباطات سازمانی بوده و صاحب نظران این نوع رفتار را که مدیران به عنوان شخص اول سازمان برای رسیدن به قدرت و نظم به طور آگاهانه یا ناآگاهانه در سازمان های به کار می گیرند، را نوعی آفت سازمانی می دانند. با توجه به اینکه رفتارهای قدرت طلبانه مدیران یکی از موضوعات مهمی است که اثرات مختلفی در ارتباطات سازمانی دارد، لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل رفتارهای قدرت طلبانه در ارتباطات سازمانی در میان مدیران سازمان های دولتی کشور انجام گرفت. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده رویکردی آمیخته است. جامعه آماری بخش کیفی استادان رشته های مدیریت و ارتباطات دانشگاه های استان تهران که سابقه مدیریتی در سازمان های دولتی استان تهران را داشتند، برای انتخاب حجم نمونه از روش گلوله برفی استفاده شد که با 15 نفر مصاحبه شده است. جامعه آماری بخش کمی مدیران سازمان های دولتی استان تهران بودند که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای380 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی به کمک ارویکرد داده بنیاد و بخش کمی با استفاده از نرم افزارهای SPSS22، Lisrel8.54 صورت گرفت. یافته ها نشان می دهد مدل رفتارهای قدرت طلبانه در ارتباطات سازمانی در میان سازمان دولتی کشور شامل مقوله محوری رفتارهای قدرت طلبانه در ارتباطات سازمانی؛ شرایط علی با چهار مولفه خصوصیات شخصیتی، ارتباطات، جامعه پذیری و مدیریت؛ زمینه ها با سه مولفه رفتار سیاسی، سازگاری موقعیتی و موقعیت شغلی؛ استراتژی با سه مولفه جوسازمانی، الگوهای سازمانی، قوانین و مقررات سازمانی؛ عوامل مداخله گر با دو مولفه محیط پویا و پیچیده و اخلاق سازمانی و پیامدها با دو مولفه بی تفاوتی سازمانی و کاهش مشارکت می باشد. نتایج نشان می دهد، مدل ارائه شده می تواند به درک بهتر رفتارهای قدرت طلبانه مدیران دولتی در ارتباطات سازمانی کمک نماید.کلید واژگان: رفتارهای قدرت طلبانه, ارتباطات سازمانی, مدیران, سازمان های دولتیIn the government organizations of the country, one of the problems that hinders the progress of the organization is the power-seeking behavior of managers in organizational communication, and experts consider this type of behavior that managers, as the first person in the organization, consciously or unconsciously use to achieve power and order in organizations, is a kind of organizational pest. they know Considering that managers' power-seeking behaviors are one of the important issues that have different effects in organizational communication, this research was conducted with the aim of providing a model of power-seeking behaviors in organizational communication among managers of government organizations in the country. The research method is applied in terms of purpose and a mixed approach in terms of data type. The statistical population of the qualitative department of management and communication professors of Tehran province universities who had managerial experience in government organizations of Tehran province, the snowball method was used to select the sample size, and 15 people were interviewed. The statistical population was a quantitative part of managers of government organizations in Tehran province, 380 people were selected as the sample size using Cochran's formula and stratified random sampling method. Data analysis was done in the qualitative part with the help of the foundation's data strategy and in the quantitative part using SPSS 22 and Lisrel 8.54 software. The findings show that the model of power-seeking behaviors in organizational communication among the government organization of the country includes the central category of power-seeking behaviors in organizational communication; Causal conditions with four components of personality characteristics, communication, sociability and management; contexts with three components of political behavior, situational adaptation and job position; Strategy with three components of organizational climate, organizational patterns, organizational rules and regulations; The intervention is with two components of dynamic and complex environment and organizational ethics, and the consequences are with two components of organizational indifference and reduced participation. The results show that the presented model can help to better understand the power-seeking behaviors of government managers in organizational communication.Keywords: Power-Seeking Behaviors, Organizational Communication, Managers, Government Organizations
-
هدف
بازخورد فرآیندی دوسویه و پویا در سازمان ها تلقی می شود که نیازمند تعامل بین ارسال کننده و گیرنده آن است. پژوهش های بسیار کمی در ارتباط با بازخورد مدیران در ایران انجام گرفته است، به نوعی که می توان گفت یک خلا علمی – پژوهشی در این زمینه احساس می شود. هدف پژوهش حاضر، شناسایی چالش های بازخورد به مدیران در سازمان های دولتی است.
طراحی/ روش شناسی/ رویکرد:
این پژوهش از لحاظ نوع، یک مطالعه ترکیبی و از نظر هدف، کاربردی است. داده ها از طریق روش کتابخانه ای گردآوری شده و ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها، مصاحبه ساختاریافته بوده است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل کلیه کارشناسان و متخصصان حوزه مدیریت در ادارات و سازمان های دولتی شهر کرمانشاه بود. برای انتخاب نمونه ها در بخش کیفی از روش نمونه گیری نظری استفاده شد. در جریان مصاحبه ها، پس از انجام 9 مصاحبه، اشباع نظری حاصل گردید و فرآیند متوقف شد. سپس، مولفه های مورد نظر از طریق کدگذاری داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA20 استخراج گردیدند. به منظور بررسی روایی مولفه های استخراج شده، از روایی محتوایی و دو ضریب نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. مقادیر به دست آمده برای شاخص CVR همگی بیشتر از 49/0 و برای شاخص CVI بیشتر از 79/0 به دست آمد؛ به این معنی که ابعاد مورد بررسی دارای روایی مناسبی بودند. همچنین برای بررسی پایایی مولفه های استخراج شده در بخش کیفی از روش های بازآزمون و بازآزمون دو کدگذار استفاده شد. باتوجه به اینکه مقدار به دست آمده از روش های بازآزمون (28/84 درصد) و بازآزمون دو کدگذار (47/84 درصد) بیشتر از سطح استاندارد بود؛ بنابراین می توان گفت قابلیت اعتماد کدگذاری ها تایید شد. جامعه آماری در بخش کمی شامل 32.647 کارمند رسمی شاغل در سازمان های دولتی شهر کرمانشاه است. بر اساس جدول مورگان تعداد 377 نفر و با روش نمونه گیری در دسترس برای پژوهش حاضر انتخاب شدند. برای بررسی روایی و پایایی پرسشنامه در بخش کمی از سه معیار آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و روایی همگرا استفاده شد.
یافته های پژوهش:
نتایج تحقیق نشان می دهد که چالش های مرتبط با بازخورد به مدیران در سازمان ها به شش دسته اصلی تقسیم می شود. چالش های رفتاری کارکنان شامل سستی و کم کاری در ارائه بازخورد، خویشتن داری و سکوت در مواجهه با رفتار مدیران، ترس از ارائه بازخورد، نبود امنیت شغلی، ویژگی های شخصیتی، بی تفاوتی نسبت به رخدادهای سازمانی و عدم امید به تغییر است. در سطح مدیریتی، چالش ها به کارشکنی در برابر بازخورد، خودرای بودن، برخورد نادرست با ارزیابان، فرار از ارزیابی عملکرد، عدم احساس وظیفه، انتقام جویی از بازخورد دهندگان، انتقادناپذیری و خودسانسوری مدیران مربوط می شود. چالش های شخصیتی مدیران شامل آستانه تحمل پایین، رفتارهای تدافعی و پرخاشگرایانه، بازخورد هراسی، عدم شجاعت، نبود اعتماد به نفس، درون گرایی، بی انگیزگی نسبت به بازخورد، ذهنیت منفی نسبت به بازخورد، عدم اعتقاد به تاثیر بازخورد و وجود حریم های ممنوعه در ذهن است. از نظر ساختاری، چالش ها به عدم وجود دستورالعمل ها و مقررات برای ارائه بازخورد، نبود دستورالعمل های پاداش، تقدم روابط بر ضوابط، نظام ارتباطات انسانی ضعیف، عدم تبادل اطلاعات، نظام مشارکت نامطلوب، فضای بسته، عدم سیستم ارزیابی عملکرد و نبود بستر فرهنگی مناسب مربوط می شود. چالش های فرهنگی به طور مشابه شامل نبود دستورالعمل ها و مقررات، عدم پاداش به بازخورد های اصلاحی، تقدم روابط بر ضوابط، نظام ارتباطات ضعیف، عدم تبادل اطلاعات، نظام مشارکت نامطلوب، فضای بسته و نبود سیستم ارزیابی عملکرد و بستر فرهنگی مناسب است. نهایتا، چالش های شناختی شامل ترس از تلافی جویی، عواقب احتمالی ارائه بازخورد، فرهنگ سازمانی تملق گویی، مصونیت ضمنی مدیران، فاصله قدرت زیاد و فرهنگ مدیریتی پدرسالارانه می باشد.
محدودیت ها و پیامدها:
نبود تمایل سازمان ها و اعضای آن ها به افشای اطلاعات محرمانه مربوط به عملکرد و بازخورد مدیران، طفره روی مدیران در پاسخگویی را به همراه داشت.
پیامدهای عملی:
شناسایی چالش های بازخورد به مدیران در سازمان های دولتی می تواند زمینه ایجاد ساختار سازمانی مبتنی بر شفافیت و عدالت در سازمان را فراهم کند.
ابتکار یا ارزش مقاله:
موضوع شناسایی چالش های بازخورد به مدیران در سازمان های دولتی برای اولین بار در ایران در این پژوهش صورت گرفته است که این موضوع ابتکار این مقاله به حساب می آید.
کلید واژگان: چالش های بازخورد, مدیران, سازمان های دولتی, پژوهش ترکیبیPurposeFeedback is considered a two-way and dynamic process in organizations that requires interaction between the sender and receiver. Very few researches have been done in connection with managers' feedback in Iran in such a way that it can be said that a scientific research vacuum is felt in this field. The aim of the current research is to identify the challenges of feedback to managers in government organizations.
Design/ methodology/ approach:
This research is a mixed-methods study in terms of its type and is applied in terms of its purpose. Data was collected through a literature review, and the tool used for data collection was a structured interview. The population in the qualitative section included all experts and specialists in the field of management in government departments and organizations in Kermanshah. The theoretical sampling method was used to select samples in the qualitative section. During the interviews, theoretical saturation was achieved after conducting 9 interviews, and the process was stopped. Then, the desired components were extracted by coding the data obtained from the interviews using the MAXQDA20 software. Content validity was used to examine the validity of the extracted components using two relative content validity ratios (CVR) and content validity index (CVI). The obtained values for the CVR index were all greater than 0/49 and for the CVI index greater than 0/79, meaning that the dimensions under study had appropriate validity. In addition to the qualitative methods of retesting and retesting by two coders to check the reliability of the extracted components, the results obtained from the retesting (84/28%) and retesting by two coders (84/47%) were higher than the standard level; therefore, it can be said that the reliability of the coding was confirmed. The statistical population in the quantitative section consists of 32,647 permanent and employed employees in government organizations in Kermanshah city. Based on Morgan's table, 377 people were selected using the available sampling method for the present study. To examine the validity and reliability of the questionnaire in the quantitative section, three criteria of Cronbach's alpha, composite reliability, and convergent validity were used.
Research FindingsResearch findings reveal that challenges associated with providing feedback to managers in organizations can be categorized into six primary groups. Employee behavioral challenges include reluctance and procrastination in providing feedback, reticence, and silence in the face of managerial behaviors, fear of providing feedback, job insecurity, personality traits, indifference to organizational events, and a lack of hope for change. At the managerial level, challenges relate to sabotage of feedback, autocracy, inappropriate treatment of evaluators, avoidance of performance evaluation, a lack of sense of duty, retaliation against feedback providers, intolerance of criticism, and managerial self-censorship. Managerial personality challenges encompass low tolerance thresholds, defensive and aggressive behaviors, fear of feedback, lack of courage, low self-esteem, introversion, demotivation regarding feedback, a negative mindset towards feedback, disbelief in feedback's impact, and taboo subjects. Structurally, challenges pertaining to the absence of guidelines and regulations for providing feedback, a lack of reward guidelines, the precedence of relationships over rules, a weak human communication system, a lack of information exchange, an unfavorable participation system, a closed environment, the absence of a performance evaluation system, and a lack of a suitable cultural context. Cultural challenges similarly involve a lack of guidelines and regulations, a failure to reward corrective feedback, the precedence of relationships over rules, a weak communication system, a lack of information exchange, an unfavorable participation system, a closed environment, and the absence of a performance evaluation system and a suitable cultural context. Finally, cognitive challenges include fear of retaliation, potential consequences of providing feedback, a culture of flattery within the organization, implicit immunity of managers, a significant power distance, and a patriarchal managerial culture.
Limitations & Consequences:
The unwillingness of organizations and their members to disclose confidential information about managers' performance and feedback led to the evasion of accountability by managers.
Practical Consequences:
Identifying the challenges of feedback to managers in public organizations can pave the way for creating an organizational structure based on transparency and fairness in the organization.
Innovation or value of the Article:
The issue of identifying the challenges of feedback to managers in public organizations has been addressed for the first time in Iran in this research, which is considered the originality of this article.
Keywords: Feedback Challenges, Feedback Challenges To Managers, Public Organizations, Mixed Research -
تحقیق حاضر با عنوان "مدل سازی بحران مدیریت تغییر در پیاده سازی فناوری های نوین: یک رویکرد تحلیلی برای سازمان های دولتی با استفاده از ترکیب ANP و VIKOR" و با هدف بررسی عوامل موثر بر مدیریت تغییر در پیاده سازی فناوری های نوین در سازمان های دولتی است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق، مدیران و کارشناسان ارشد یک سازمان دولتی مشخص در شهر مشهد بوده و حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 35 نفر از خبرگان تعیین شده است. داده های اولیه از طریق بررسی مستندات، گزارش ها و نظرات خبرگان گردآوری و با استفاده از روش تحلیل شبکه ای (ANP) برای وزن دهی معیارها و تکنیک ویکور (VIKOR) برای رتبه بندی معیارها تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که عوامل رهبری سازمانی، آموزش کارکنان، مقاومت سازمانی، منابع مالی و زیرساخت های فناوری از مهم ترین مولفه ها در مدیریت تغییر هستند. در این میان، رهبری سازمانی با مقدار Q برابر با 0.10 بالاترین اولویت را داشته و به عنوان کلید موفقیت در کاهش بحران های مدیریتی شناسایی شده است. این نتایج بیانگر آن است که توجه به رهبری موثر و توانمندسازی کارکنان می تواند راهبردهای اجرایی موفق تری را در پیاده سازی فناوری های نوین برای سازمان های دولتی فراهم کند. این پژوهش نشان می دهد که مدل های ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره مانند ANP و VIKOR ابزارهای موثری در تحلیل و اولویت بندی عوامل موثر بر مدیریت تغییر هستند و راهنمایی عملی برای مدیران جهت بهبود فرآیندهای تغییر ارائه می کنند.
کلید واژگان: مدیریت تغییر, فناوری های نوین, سازمان های دولتی, بحران, تئوری تصمیم گیریThe present study, titled "Modeling the Crisis of Change Management in the Implementation of Emerging Technologies: An Analytical Approach for Public Organizations Using ANP and VIKOR," examines the key factors influencing change management during the implementation of new technologies in public organizations. This research is applied in nature and follows a descriptive-analytical method. The statistical population includes senior managers and experts of a specific government organization with a purposive sample size of 35 experts. Primary data were collected through document reviews, reports, and expert opinions, and analyzed using the Analytic Network Process (ANP) for weighting criteria and the VIKOR technique for ranking them. The findings indicate that organizational leadership, employee training, organizational resistance, financial resources, and technological infrastructure are critical factors in managing change. Among these, organizational leadership, with a Q value of 0.10, ranked as the highest priority and was identified as the key to mitigating managerial crises. These results highlight that focusing on effective leadership and employee empowerment can enable more successful strategies in implementing new technologies in public organizations. This study demonstrates that hybrid multi-criteria decision-making models like ANP and VIKOR are effective tools for analyzing and prioritizing factors influencing change management, providing practical guidance for managers to enhance change processes.
Keywords: Change Management, New Technologies, Government Organizations, Crisis, Decision Theory -
با توجه به نقش های متعدد زنان در جامعه، برقراری تعادل بین کار و زندگی به یکی از چالش های مهم در زندگی آنان تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و طراحی الگوی پدیداری تعادل بین کار و زندگی زنان با تاکید بر استحکام خانواده در سازمان های دولتی انجام شد. این پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. جامعه پژوهش را زنان شاغل در سازمان های دولتی تشکیل دادند که به روش نمونه گیری هدف مند قضاوتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که مصاحبه با 11 نفر به اشباع داده ها رسید. برای تحلیل اطلاعات از روش پدیدارشناسی کلایزی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از شناسایی تجربه زیسته زنان در 201 مفهوم پایه، 18 مقوله و 4 مضمون اصلی بود. 4 مضمون اصلی شامل: تقویت ارتباط با خانواده، جو حمایتی سازمان، غنی سازی و بازتعریف شغلی و سازگاری با نقش های چندگانه به عنوان 4 بعد الگوی پدیداری از تعادل بین کار و زندگی با تاکید بر استحکام خانواده در سازمان های دولتی است. در نتیجه برای برقراری تعادل کار و زندگی زنان با تاکید بر استحکام خانواده، تمرکز بر چهار بعد خانواده، سازمانی، شغلی و فردی ضروری است.کلید واژگان: تعادل کار و زندگی, استحکام خانواده, سازمان های دولتی, مطالعه پدیدارشناسیConsidering the multiple roles of women in society, establishing a work-life balance has become one of the important challenges in their lives. The present study aimed to identify and design a phenomenal model of women's work-life balance with an emphasis on family resilience in government organizations. This applied research was conducted with a qualitative approach and descriptive phenomenological method. The research population consisted of women working in government organizations who were selected through purposive judgment sampling. The data collection tool was a semi-structured interview, which reached data saturation with 11 interviews. The Claise phenomenological method was used to analyze the data. The research findings indicated that women's lived experience was identified in 201 basic concepts, 18 categories, and 4 main themes. The 4 main themes include: strengthening family relationships, supportive organizational climate, job enrichment and redefinition, and adaptation to multiple roles as 4 dimensions of a phenomenal model of work-life balance with an emphasis on family resilience in government organizations. As a result, to establish work-life balance for women with an emphasis on family resilience, it is necessary to focus on four dimensions: family, organizational, career, and individual.Keywords: Work-Life Balance, Family Strength, Government Organizations, Phenomenological Study
-
در سازمان ها به ویژه سازمان های دولتی، علی رغم آشکارشدن شایستگی مدیریتی برخی افراد، بنا به دلایلی و به گونه های مختلف، شمار قابل توجهی از این مدیران از گردونه مدیریت سازمان خارج می شوند. پژوهش حاضر، با هدف تحلیل تجربه زیسته افراد پیرامون این موضوع که با اصطلاح مدیران نیمکت نشین معرفی شده اند، انجام شده است. در این پژوهش که با روش پدیدارشناسی انجام شد، برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 نفر از افرادی که خود، تجربه این شرایط را داشته و با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند، استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش پدیدارشناسی کلایزی صورت پذیرفت. نتایج به شناسایی 20 زیرمولفه و 8 مولفه اصلی شامل بی پشتوانه ها، پارکینگی ها، قربانیان بدرفتاری بالادستان، شکارچیان فرصت، گیرافتادگان در تارهای شخصی، محدود شدگان در حصار قوانین و آیین نامه ها، زندانیان ساختار و آسیب دیدگان از کلیشه ها انجامید. در این پژوهش مشاهده شد نیمکت نشینی در برخی سازمان ها بسیار شایع است. معرفی این پدیده می تواند سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران را در شناخت بهتر موقعیت و چگونگی مواجهه با آن، یاری نماید.کلید واژگان: مدیران نیمکت نشین, سازمان های دولتی, پدیدارشناسیIn organizations, especially Public organizations, despite the apparent managerial competence of some individuals, a significant number of managers leave the organization's management circle for various reasons in various ways. This research is aimed at analyzing the lived experience of individuals on this issue which are labelled as bench managers. This study is conducted through phenomenological method by semi-structured interviews with 17 individuals who have experienced the same conditions themselves. They were selected by the purposive sampling method to collect data. Data analysis was conducted using the Colaizzi phenomenological method. The results led to the identification of 20 subcomponents and 8 main components including the helpless managers, and the parking lot dwellers, the victims of ill-treatment by superiors, the opportunity hunters, the managers trapped in personal webs, the managers restricted by the laws and regulations, the detainees of the structure and the victims of clichés. This study indicate that bench seating is very common in some organizations. Identification of this phenomenon can help policymakers, managers and researchers to understand the situations and how to deal with them well.Keywords: Bench Managers, Public Organizations, Phenomenology
-
سرمایه انسانی به عنوان سرمایه با ارزش و رقابتی سازمان ها محسوب و مدیران آگاه به اهمیت منابع انسانی، قادر به ایجاد مزیت رقابتی برای آینده سازمان و تحول و رشد اقتصادی کشور خواهند بود. هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی سنجش سرمایه انسانی ملی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر رویکرد توصیفی- پیمایشی و به لحاظ روش تحقیق از نوع کمی می باشد. جامعه آماری تحقیق دو بخش است. برای گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی پس از استخراج الگوی مفهومی از ادبیات تحقیق، الگو از طریق نظرسنجی از خبرگان و اساتید مدیریت منابع انسانی با استفاده از تکنیک دلفی تائید شد. بخش کمی مدیران و کارشناسان منابع انسانی سازمان های دولتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بودند و نمونه آماری به کمک جدول مورگان تعیین گردید. داده ها به کمک ابزار پرسشنامه از خبرگان و کارکنان گردآوری و روایی پرسشنامه با نظرات خبرگان و پایایی آن با آلفای کرون باخ تائید و تجزیه وتحلیل داده ها با رویکرد معادلات ساختاری انجام گردید. بر اساس یافته های پژوهش، ابعاد الگوی سنجش سرمایه انسانی ملی، عبارت بودند از بعد شخصی، بعد شغلی، بعد سازمانی، سرمایه معنوی، سرمایه فکری. نتایج تحقیق حاکی از قابلیت کاربرد الگوی سنجش سرمایه انسانی ملی در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می باشد.
کلید واژگان: سرمایه انسانی, ارزش سرمایه انسانی, سنجش سرمایه انسانی ملی, وزارت تعاون, کار و رفاه اجتماعی, سازمان های دولتیJournal of Strategic Management Studies of National Defense Studies, Volume:8 Issue: 31, 2024, PP 309 -347Human capital is considered as a valuable and competitive capital of organizations, and managers who are aware of the importance of human resources will be able to create a competitive advantage for the future of the organization and the economic development and growth of the country. The purpose of this research is to provide a model for measuring national human capital. The current research is applied in terms of purpose, descriptive-survey approach, and quantitative in terms of research method. The statistical population of the research is two parts. To collect information, in the qualitative section, after extracting a conceptual model from the research literature, the model was confirmed through a survey of experts and professors of human resource management using the Delphi technique. A small part were managers and human resources experts of government organizations of the Ministry of Cooperation, Labor and Social Welfare, and the statistical sample was determined with the help of Morgan's table. The data was collected with the help of a questionnaire from experts and employees, and the validity of the questionnaire was confirmed with the experts' opinions and its reliability was confirmed with Cronbach's alpha, and the data was analyzed using the structural equation approach. Based on the findings of the research, the dimensions of the national human capital measurement model were personal dimension, occupational dimension, organizational dimension, spiritual capital, intellectual capital. The research results indicate the applicability of the national human capital measurement model in the Ministry of Cooperation, Labor and Social Welfare.
Keywords: Human Capital, The Value Of Human Capital, Measurement Of National Human Capital, Ministry Of Cooperation, Labor, Social Welfare, Government Organizations -
زمینه و هدف
سازمان ها برای اینکه بتوانند نیروی انسانی خود را حفظ کرده و ضریب ترک مشاغل را پایین نگاه دارند، ناگزیرند که بستر لازم را برای توسعه منابع انسانی، بخصوص نیروهای کارآمد و متخصص فراهم سازند. از این رو، باید درصدد توسعه بینش خود در ارتباط با موفقیت مسیر شغلی باشند. هدف این پژوهش طراحی الگویی برای موفقیت در مسیرشغلی سازمان های دولتی ایران می باشد.
روش تحقیق:
روش پژوهش مبتنی بر تکنیک دلفی می باشد. جامعه آماری را خبرگان دانشگاهی سازمانی تشکیل دادند. پنل دلفی متشکل از 10 خبره بود و بازخوردها از خبرگان طی سه مرحله و براساس پرسشنامه خبرگی صورت گرفت.
یافته ها:
در دور اول دلفی، 326 شاخص، و از این تعداد در دور دوم و ارزیابی مولفه های موفقیت مسیرشغلی، 256 شاخص در 53 مولفه از دید خبرگان، تحلیل در موفقیت مسیرشغلی ارزیابی شد. در دور سوم، ابعاد موفقیت مسیرشغلی (17 بعد)، در 4 محور بهبود مستمر موقعیت های عینی، نهادینه سازی موفقیت پذیری ذهنی، سیاست گذاری یکپارچه در ساخت مسیرشغلی، و ارزیابی موفقیت مسیرشغلی موردارزیابی قرار گرفتند.
نتیجه گیریمی توان عنوان نمود که در طراحی الگوی موفقیت مسیرشغلی به همسویی درونی و اجرایی با واقعیت های شغلی سازمان و خواست نیروها توجه نمود. سازمان های دولتی می بایست در طراحی و تدوین برنامه های مسیرشغلی کارکنان از رویکرد کارمندمحوری بهره جویند.
کلید واژگان: موفقیت شغلی, موفقیت مسیرشغلی, سازمان های دولتیBackground and purposeTo effectively retain human resources and minimize turnover rates, organizations must establish a supportive framework for the development of human capital, particularly among efficient and specialized personnel. Consequently, it is essential for organizations to enhance their understanding of the factors contributing to successful career trajectories. This research aims to design a successful career path framework for government organizations in Iran
Research methodThe research methodology employed the Delphi technique. The statistical population comprised organizational academic experts. The Delphi panel was constituted of 10 experts, and expert feedback was collected in three iterative stages utilizing a structured questionnaire.
FindingsIn the initial round of the Delphi method, 326 indicators were identified. Following this, in the subsequent round, 256 indicators were assessed in relation to components of career path success, encompassing 53 distinct components from the experts' perspectives. In the third round, 17 dimensions of career path success were evaluated across four axes: continuous improvement of objective conditions, institutionalization of mental success, integrated policy-making in career path development, and evaluation of career path success.
ConclusionIt is essential to prioritize internal and executive alignment with organizational job realities and external demands when developing the success model for career pathways. Government organizations should leverage an employee-centered approach in the design and formulation of employee career path strategies.
Keywords: Career Success, Career Path Success, Government Organizations -
در دنیای پیچیده و پویای امروز، سازمان ها به ویژه سازمان های دولتی، برای دستیابی به اهداف خود و پاسخگویی به نیازهای روزافزون جامعه، به دنبال بهره گیری از روش های نوین مدیریت می باشند. یکی از این روش ها، ایجاد و توسعه تیم های کاری هم افزا است. تیم های هم افزا، گروه هایی هستند که اعضای آن با همکاری و تعامل مستمر، به دنبال ایجاد ارزش افزوده و دستیابی به اهداف مشترک می باشند.در ایران، سازمان های دولتی نیز با چالش های مختلفی از جمله پیچیدگی ساختار، بروکراسی اداری و کمبود منابع روبرو هستند. در این شرایط، ایجاد تیم های کاری هم افزا می تواند به عنوان یک راهکار موثر برای افزایش کارایی، خلاقیت و نوآوری در این سازمان ها مطرح شود. این تحقیق با هدف شناسایی عوامل الگوی تیم های کاری هم افزا در سازمان های دولتی ایران با روش فراترکیب انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی-توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب صورت گرفت. روش فراترکیب با استفاده از گام های هفت گانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات در پایگاه های معتبر داخلی و خارجی، طی سال های 2000-2024 بود که 27 مقاله، براساس معیارهای تحقیق، انتخاب شدند. عوامل اصلی و فرعی الگو با استفاده از روش تحلیل تم استخراج شد. براساس نتایج فراترکیب، عوامل الگوی تیم های کاری هم افزا در سازمان های دولتی ایران شامل 85 مفهوم اولیه، 18 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی است که عبارتند از عوامل نرم سازمانی، مدیریت منابع انسانی هم افزا، فرآیندهای تیمی هم افزا، تعاملات درونی تیم های هم افزا و عضو هم افزا. یافته های این تحقیق، برنامه ریزان و سیاست گذاران را در زمینه دستیابی و تحقق تیم های کاری هم افزا هدایت می نماید.
کلید واژگان: تیم های کاری, هم افزایی, تیم های کاری هم افزا, سازمان های دولتی, فراترکیبThis research was carried out with the purpose of identifying the factors of the complementary work team model in Iran's government organizations with meta-composite method. The current research is analytical-descriptive in terms of its practical purpose and in terms of the research method, which was carried out using the meta-composite qualitative research method. The metasynthesis method was performed using the seven steps of the method of Sandelowski and Barroso (2007). The statistical population of the research included all the articles in reliable domestic and foreign databases during the years 2000-2024, and 27 articles were selected based on the research criteria. The main and secondary factors of the pattern were extracted using the theme analysis method. Based on the meta-combination results, the factors of the model of complementary work teams in Iranian government organizations include 85 primary concepts, 18 sub-categories and 5 main categories, which include organizational soft factors, complementary The main and secondary factors of the pattern were extracted using the theme analysis method human resource management, complementary based on the research criteria team processes, complementary team internal interactions and complementary members. The findings of this research guide planners and policy makers in the field of achieving and realizing complementary work teams.
Keywords: Work Teams, Synergy, Complementary Work Teams, Government Organizations, Hybridization -
توسعه انسانی عبارت از فرآیند بسط انتخاب های انسانی در بستر فضای اجتماعی قابلیت زا برای زندگی مناسب، اخلاقی، آزاد و با شان انسانی است. در استان اصفهان با توجه به تحقیقات انجام شده واسناد کتابخانه ای و علی رغم استعدادهای بسیار زیادی که وجود دارد و همچنین زمینه های آمایشی در بعضی از سازمان های دولتی بنظر میرسد مدل مطلوبی برای توسعه قابلیت های انسانی سازمان های دولتی این مورد پژوهشی وجود ندارد. بنابراین هدف از این تحقیق که به شیوه کیفی انجام شده است، ارائه مدل توسعه قابلیت های انسانی در سازمان های دولتی با رویکرد آمایش سرزمینی است و بد ین منظور نمونه گیری هدفمند وبه روش گلوله برفی با 17 نفراز کارشناسان و بر اساس جدول شماره 2 و با مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و پس از حصول از اشباع نظری، محقق داده ها را براساس استراتژی گرندد تئوری و روش سیستماتیک کدگذارینمود.با توجه به رویه های ذکر شده برای رسیدن به اهداف پژوهش، داده های اطلاعاتی گردآوری و تحلیل شد. و مولفه های مدل، شامل مولفه های استخراج شده از متن مصاحبه ها و بصورت 181 کد مستخرج نهایی و در قالب 72 مفهوم و 32 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی (بعد) شرایط علی، زمینه ای، مداخله گر، پدیده (فرآیندها و استراتژیها) ، راهبرد ها و پیامد ها بودکلید واژگان: توسعه, آمایش سرزمینی, سازمان های دولتی, قابلیت های انسانی, توسعه قابلیت های انسانیHuman development is the process of expanding human choices within a capability-enhancing social space, enabling a dignified, ethical, free, and meaningful life. Capabilities refer to an individual's capacity to engage in valuable actions, attain meaningful positions, or access opportunities and fundamental freedoms to fulfill their functions. The development of human capabilities involves a set of organized actions to identify, evaluate, and enhance individuals' competencies to improve both individual and organizational performance, as well as the desired organizational changes .In Isfahan Province, according to the conducted researches and library documents and despite the many talents that exist and also the fields of training in some government organizations, it seems that there is no suitable model for the development of human capabilities in government organizations.The aim of this qualitative research is to present a model for the development of human capabilities within government organizations with a territorial approach.The aim of this qualitative research is to present a model for the development of human capabilities within government organizations with a territorial approach. To achieve this, purposive sampling was conducted through snowball sampling. It was conducted with 17 experts based on Table No. 2 and with semi-structured interviews, and after achieving theoretical saturation, the researcher analyzed the data based on the strategy of grand theory and systematic coding method. According to the procedures mentioned in order to achieve the objectives of the research, information data was collected and analyzed. and the components of the model, including the components extracted from the text of the interviews and in the form of 181 final extracted codes in the form of 72 concepts, 32 sub-categories and 6 main categories): causal, contextual, intervening, phenomenon (processes and strategies), strategies, and consequencesKeywords: Development, Land Use Planning, Government Organizations, Human Capabilities, Human Capability Development
-
پیامدهای مخرب بحران های اخیر ناشی از عدم درک پویایی سازمانی بر اقتصاد و سیاست کشور، نشان دهنده تاب آوری پایین خط مشی های اقتصاد ملی در مواجهه با شوک های داخلی و خارجی است. ازاین رو، حکمرانی سازمانی ناشی از درک پایین برنامه ریزی درکشور با چالش ها و بحران های سیاسی، اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی دست و پنجه نرم می کند. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های آمیخته است که برای شناسایی ابعاد و مولفه های مدل از تحلیل مضمون و بخش شناسایی ساختار و بررسی روایی و حالت فعلی رابطه در انواع سازمان های دولتی از پیمایش و برای سنجش در سازمانها از سیستم استنتاج فازی استفاده شده است نتایج بدست آمده به 4 بعد تاب آوری سازمانی شامل تسهیل گرها؛ اصول تاب آوری؛ ظرفیت و زیرساختها منتهی شد. پس از اعتبارسنجی نیز دو گویه حذف گردید و سنجه ها در مدل سیستم استنتاج وارد شدند. یافته ها برای اجرای برنامه ها و خط مشی ها در وزارت کشور به اجرا درآمد و میزان تاب آور بودن وزارت کشورکه خود یکی از متولیان تاب آوری است در حد متوسط شناسایی گردید.
کلید واژگان: تاب آوری, تاب آوری سازمانی, سنجش تاب آوری, سازمان های دولتیThe destructive consequences of the recent crises caused by the lack of understanding of organizational dynamics on the country's economy and politics show the low resilience of national economic policies in the face of internal and external shocks. Therefore, organizational governance due to low understanding of planning in the country is struggling with political, economic-social and cultural challenges and crises. The current research is a type of mixed research, in which to identify the dimensions and components of the model, thematic analysis and the structure identification part, and the validation and current state of the relationship in all kinds of government organizations, are used from a survey, and the fuzzy inference system is used to measure the organizations. The obtained results are related to 4 dimensions of organizational resilience, including facilitators; principles of resilience; The capacity and infrastructure were exhausted. After the validation, two items were removed and the measurements were entered in the inference system model. The findings were implemented for the implementation of programs and policies in the Ministry of Interior and the level of resilience of the Ministry of Interior, which is itself one of the guardians of resilience, was identified as moderate.
Keywords: Resilience, Organizational Resilience, Measuring Resilience, Government Organizations -
نشریه رهیافت های نوین مدیریت جهادی و حکمرانی اسلامی، سال چهارم شماره 1 (پیاپی 13، بهار 1403)، صص 77 -91
جانشین پروری به عنوان یک سازوکار ارزشمند در پیشرفت و بهبود سازمان شناخته شده است و حفظ و نگهداری این سرمایه از اهمیت فراوانی برخوردار است. با عنایت به اهمیت جانشین پروری در سازمان های دولتی ایران، بررسی ابعاد و مقوله های جانشین پروری سازمان های دولتی ضروری می نماید؛ بنابراین هدف از این پژوهش شناسایی مقوله های جانشین پروری در سازمان های دولتی که شامل مرکز آمار ایران و معاونت آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان ها می باشد است. پژوهش حاضر، کیفی و به روش تحلیل مضمون با رویکرد استقرائی می باشد. جامعه آماری این مطالعه، تعداد 18 نفر از خبرگان آمار ایران و معاونت آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان ها می باشد. برای جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک مصاحبه و کدگذاری داده ها استفاده شد. بر اساس یافته ها، مقوله های جانشین پروری در سازمان های دولتی ایران که شامل تعیین شایستگی های و تدوین مدل شایستگی، استعدادیابی، تعیین بانک اطلاعات جانشینی، جانشین گزینی، آموزش و توسعه جانشین منتخب، ماندگاری و هم راستایی راهبردی بودند شناسایی گردیدند.
کلید واژگان: جانشین پروری, سازمان های دولتی, مرکز آمارSuccession is known as a valuable mechanism in the progress and improvement of the organization, and the preservation and maintenance of this capital is of great importance. Considering the importance of succession in Iran's government organizations, it is necessary to examine the dimensions and categories of succession in government organizations. Therefore, the purpose of this research is to identify the categories of succession in government organizations, which include the Iranian Statistics Center and the Deputy Statistics Office of the Provincial Management and Planning Organization. The current research is qualitative and thematic analysis with an inductive approach. The statistical population of this study is the number of 18 experts of Iranian statistics and the deputy statistics of the provincial management and planning organization. The interview technique and data coding were used to collect and analyze the data.Based on the findings, the categories of succession planning in Iran's government organizations were identified, which included determining competencies and compiling a competency model, finding talent, determining the succession information bank, selecting a successor, training and developing the chosen successor, sustainability and strategic alignment.
Keywords: Succession, Government Organizations, Statistics Center -
ارائه الگوی حکمرانی سرمایه های انسانی با رویکرد مدیریت کارآمدهدف
هدف از این پژوهش طراحی و اعتبارسنجی الگوی حکمرانی سرمایه های انسانی با رویکرد مدیریت کارآمد در سازمان های دولتی ایران، به ویژه وزارت صنعت، معدن و تجارت (IMIDRO) است.
روش شناسی:
این پژوهش به روش آمیخته انجام شده است. ابتدا با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 10 مدیر منابع انسانی به صورت هدفمند انجام شد تا به اشباع نظری برسد. سپس، مدل پیشنهادی از طریق توزیع پرسشنامه بین 380 نفر از مدیران و کارکنان سازمان های دولتی اعتبارسنجی شد. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری تحلیل شدند.
یافته هایافته های پژوهش نشان می دهد که حکمرانی کارآمد سرمایه های انسانی می تواند بهبود قابل توجهی در عملکرد سازمان های دولتی ایجاد کند. نتایج مصاحبه ها و تحلیل کدگذاری نشان داد که افزایش تعاملات تیمی، بهبود شایستگی های فردی و استفاده بهینه از توانمندی های نیروی انسانی از عوامل کلیدی موفقیت در حکمرانی سرمایه های انسانی هستند. همچنین، الگوی پیشنهادی از طریق معادلات ساختاری مورد تایید قرار گرفت.
نتیجه گیریالگوی حکمرانی سرمایه های انسانی با رویکرد مدیریت کارآمد می تواند به بهبود عملکرد سازمان ها و دستیابی به اهداف توسعه ای منجر شود. این مدل با ایجاد سازوکارهای مدیریتی قوی، توانمندی های نیروی انسانی را فعال کرده و موجب ارتقای بهره وری و کارایی سازمان های دولتی می شود. نتایج این مطالعه می تواند به عنوان مبنایی برای بهبود حکمرانی سرمایه های انسانی در سایر سازمان های دولتی و خصوصی نیز مورد استفاده قرار گیرد.
کلید واژگان: حکمرانی سرمایه انسانی, مدیریت کارآمد, سازمان های دولتی, نظریه داده بنیاد, معادلات ساختاریPresenting a Human Capital Governance Model with an Efficient Management ApproachObjectiveThe objective of this study is to design and validate a human capital governance model with an efficient management approach in Iran’s public organizations, particularly in the Ministry of Industry, Mine, and Trade (IMIDRO).
MethodologyThis study employed a mixed-method approach. Initially, semi-structured interviews were conducted with 10 purposefully selected human resource managers using grounded theory until theoretical saturation was achieved. The proposed model was then validated through the distribution of questionnaires among 380 managers and employees in public organizations. The collected data were analyzed using structural equation modeling (SEM).
FindingsThe results indicate that efficient human capital governance can significantly improve the performance of public organizations. Interview findings and coding analysis revealed that increasing team interactions, improving individual competencies, and optimizing human capital utilization are key success factors in human capital governance. Additionally, the proposed model was confirmed through structural equation modeling.
ConclusionThe human capital governance model with an efficient management approach can lead to improved organizational performance and the achievement of developmental goals. By creating strong management mechanisms, the model activates human capital capabilities, enhancing productivity and efficiency in public organizations. The findings of this study can serve as a basis for improving human capital governance in other public and private organizations as well.
Keywords: Human Capital Governance, Efficient Management, Public Organizations, Grounded Theory, Structural Equation Modeling -
افزایش پیچیدگی و عدم قطعیت در روندهای گوناگون جوامع انسانی امکان شناسایی رویدادهای موثر آینده را از طریق تعمیم به گذشته بسیار دشوار ساخته است آینده پژوهی به جای شناخت یک حالت از آینده به مطالعه آینده های بدیل می پردازد و با ارائه راهبردهایی آینده محور در جهت ساخت آینده اقدام می کند. هدف از پژوهش حاضر تبیین تصویر آینده نظام مدیریتی سازمان های دولتی و راهبردهای ارتقای این نظام در چهار لایه لیتانی، اجتماعی، گفتمان و استعاره مبتنی بر روش تحلیل لایه ای علت ها بود. با نوآوری در این رویکرد می توان از طریق شناسایی عوامل ریشه ای یک پدیده در چهار لایه از حال به آینده حرکت کرد و پس از شناسایی و تبیین عوامل موثر بر آینده یک پدیده به تدوین راهبردهایی برای اقدام در زمان حال پرداخت و از آینده به حال حرکت کرد. پس از مرور ادبیات پژوهشی و با تشکیل پنل 12 نفری خبرگان در چهار مرحله تصویر آینده نظام مدیریتی، در چهار لایه شناسایی شد و سپس 5 راهبرد در سطح استعاره ها، 7 راهبرد در سطح گفتمان ها، 21 راهبرد در سطح نظام ها و 16 راهبرد در سطح لیتانی ارائه شدند، تا بتوان با کاربست این راهبردها در راستای بهبود مدیریت سازمان های دولتی سیاست های لازم را تدوین و اجرایی نمود.
کلید واژگان: نظام مدیریتی, سازمان های دولتی, تحلیل لایه ایThe increasing complexity and uncertainty in the various processes of human societies have made it very difficult to identify influential future events by generalizations to the past. Instead of recognizing a state of the future, futures research studies alternative futures and offers future-oriented strategies for building the future. This study aimed to explain the future image of the management system of government organizations and the procedures to promote this system in the four layers of Litany, social, discourse, and metaphor based on the method of Causal Layered Analysis. Innovations in this approach make it possible to move from the present to the future by identifying the root causes of a phenomenon in four layers. Moreover, after identifying and explaining the factors affecting the future of a phenomenon, we are enabled to formulate strategies for taking measures and moving from the future to the present. After reviewing the research literature and forming a panel of experts in four stages with 12 experts, we identified the future image of the management system in four layers. Then, we presented five strategies at the level of metaphors, seven strategies at the level of discourses, 21 strategies at the level of systems, and 16 strategies at the level of Litany that can be used to develop and implement the necessary policies to improve the management of government organizations.
Keywords: Management System, Government Organizations, Layered Analysis
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.