به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت

جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه « reproductive traits » در نشریات گروه « کشاورزی »

  • Nibo Beneberu*

    The data collected from 1986 to 2019 at Adea-Berga Jersey herd improvement farm was used to estimate genetic parameters for reproductive traits (age at first service (AFS), age at first calving (AFC), calving interval (CI), days open (DO) and the number of services per conception (NSPC)). The traits were estimated by using WOMBAT software. Univariate analysis was undertaken for each trait for the estimation of parameters (heritability, repeatability, and breeding values) and genetic and phenotypic correlations were estimated with bivariate analysis. The direct heritability estimates for AFS, AFC, CI, DO and NSPC were 0.05±0.08, 0.05±0.05, 0.03±0.02, 0.04±0.02 and 0.001±0.02, respectively. Low direct heritability estimates for the reproductive trait in this study indicate that improvements of the traits are possible through management rather than through genetic selection. The repeatability of CI, DO and NSPC were 0.09±0.02, 0.08±0.02, and 0.05±0.02, respectively. The genetic correlations between reproductive traits varied from -0.10±00 to 1.00±0.11 while the values of phenotypic correlation were found ranging from 0.03±0.04 to 0.98±0.00. The positive direct genetic correlations among traits in the present study indicated that the selection of one trait might improve the other trait. The average breeding values for AFS, AFC, CI, DO and NSPC were -0.00948 months, 0.02269 months, -1.13339 days, -3.00389 days, and -0.00021, respectively. The negative breeding values for reproductive traits tend to be associated with below-average performance. In conclusion, improvement of management (feeding, disease climate control, etc.) should be implemented to improve the reproductive traits of the pure Jersey cattle population. Selection and breeding using worldwide sire semen in the farm also creates genetic variability within the herd and improves heritability, genetic correlations among reproductive traits, and breeding values.

    Keywords: Breeding value, genetic parameters, genetic trend, pure Jersey cows, reproductive traits}
  • حسین محمدی*، حسین مرادی شهربابک
    هدف

    سن میش در اولین زایش و فاصله بین دو زایش از مهم ترین صفات تولیدمثلی موثر بر سودآوری سیستم های پرورش گوسفند است. فلذا هدف پژوهش حاضر، شناسایی مناطق ژنومی موثر بر سن میش در اولین بره زایی و فاصله بین دو زایش میش های نژاد بومی زندی با استفاده از آرایه های ژنومی 50K می باشد.

    مواد و روش ها

    بدین منظور از اطلاعات ژنوتیپی 96 راس از میش های نژاد زندی و رکوردهای فنوتیپی مرتبط با صفات مورد مطالعه استفاده گردید. مراحل مختلف کنترل کیفی و شناسایی نشانگرهای SNP مستقل بوسیله نرم افزار PLINK انجام شد. پس از مراحل مختلف کنترل کیفی، 94 راس حیوان و 36070 نشانگر برای آنالیزهای بعدی شناسایی شدند. آنالیز پویش کل ژنومی بر پایه مدل خطی مختلط برای صفات تولیدمثلی در نرم ا فزار GEMMA انجام شد. سپس با استفاده از نرم افزار Genome Data Viewer پایگاه برخط NCBI براساس آخرین اسمبلی (ARS-UI_Ramb_v2.0) ژن های معنی داری که در داخل و یا 300 کیلوباز بالا و پایین دست نشانگرهای معنی دار قرار داشتند، شناسایی شدند. در نهایت، برای شناسایی عملکرد بیولوژیکی ژن های نزدیک به مناطق انتخابی از طریق پایگاه های برخط GeneCards و UniProtKB استفاده شد.

    نتایج

    در این پژوهش تعداد هفت نشانگر تک نوکلئوتیدی واقع روی کروموزوم های 1، 2، 3، 6، 11 و 23 شناسایی شدند. همچنین ژن های UMPS، ITGB ، SMARCAL1 ، APAF1، UGT8 و ST8SIA5 که با صفات تولید مثلی در ارتباط هستند، در این مناطق قرار داشتند. برخی از این ژن های شناسایی شده در مناطق ژنومی معنی دار با مطالعات قبلی هم خوانی داشت. با بررسی های بیشتر در پایگاه های برخط نشان داد شناسایی شده نقش مهمی در فرآیند تخمک اندازی، رشد و توسعه عضلات اسکلتی، رشد ابتدایی جنین و سن بلوغ داشتند.

    نتیجه گیری

    نتایج این تحقیق می تواند در درک ساز و کار ژنتیکی کنترل کننده صفات تولیدمثلی مورد استفاده قرار گیرد و با توجه به تایید مناطق قبلی پویش ژنومی و شناسایی مناطق ژنومی جدید، استفاده از یافته های این پژوهش می تواند در انتخاب ژنتیکی گوسفند از طریق کاهش سن میش در اولین بره زایی مفید باشد.

    کلید واژگان: آنالیز پیوستگی, صفات تولیدمثلی, گوسفند, ناحیه ژنومی}
    Hossein Mohammadi *, Hossein Moradi Shahrbabak

    First lambing age and lambing interval are among the most important reproductive traits affecting profitability of sheep breeding systems. The present study aimed to conduct a genome wide association studies (GWAS) for identifying the loci associated with first lambing age and lambing interval in Zandi native sheep using the 50K arrays.

    Materials and methods

    For this purpose, phenotypes records and genotypic data related to first lambing age and lambing interval were obtained from 96 Zandi sheep. Different steps of quality control and identification of independent SNP markers were performed by PLINK software. After quality control, 94 animals and 36070 markers were identified for further analysis. Genome wide association study was performed with reproductive traits using GEMMA software. Using the Genome Data Viewer software from NCBI database based on last assembly (ARS-UI_Ramb_v2.0) the SNP were assigned to genes if they were within the genomic sequence of the gene or within a flanking region of 300 kb up- and downstream of the gene. Finally, from online bioinformatics databases for the assignment of the genes to functional categories, DAVID and PANTHER databases were used.

    Results

    In this research, seven SNP markers on chromosomes 1, 2, 3, 6, 11 and 23 were identified. Also, we identified different sets of candidate genes related to reproductive traits: UMPS, ITGB, SMARCAL1, APAF1, UGT8 and ST8SIA5 in Zandi sheep. Some of the found genes, are consistent with some of the previous studies related to reproductive traits. Some of the genes were found are consistent with some previous studies and to be involved biological pathways related to fertilization, ovulation rate, estrogen biosynthesis, conception rate, skeletal muscle development, early development of the fetus and puberty.

    Conclusion

    The results of our research can be used to understand the genetic mechanism controlling reproductive traits and considering, this study supported previous results from GWAS of reproductive traits, also revealed additional regions, using these findings could potentially be useful for genetic selection in sheep for age at first lambing.

    Keywords: Association analysis, Genome region, reproductive traits, sheep}
  • Nibo Beneberu*, Haylegebreal Ajema, Kefale Getahun

    Performance evaluation for economically important first lactation reproductive traits is the basis for genetic evaluation, planning breeding programs, and selection for dairy cows. This study aimed to evaluate the performance of the first lactation reproductive traits of the Jersey breed at the Adea-Berga dairy research farm. The data collected from 1986 to 2020 from a herd maintained at Adea-Berga dairy research farm was used to evaluate performance for first lactation reproductive traits (age at first service (AFS), age at first calving (AFC), first calving interval (FCI), first days open (FDO), and first number of services per conception (FNSPC)). A general linear model procedure of the Statistical Analysis System (SAS) was used to analyze the first reproductive performance data. The result of the fixed-effect analysis revealed that the influence of year caused significant (p<0.0001) variation in all first reproductive traits. The overall least squares mean (LSM±SE) for AFS, AFC, FCI, FDO, and FNSPC were 23.08±0.22 months, 32.70±0.19 months, 466.84±15.60 days, 182.25±16.34 days, and 1.67±0.12, respectively. In conclusion, the results of this paper suggest that the improvement of first lactation reproductive traits of the pure Jersey cattle population at the Adea-Berga dairy research farm is possible through improving the level of feeding, breeding, and health management rather than through genetic selection.

    Keywords: First Lactation, Pure Jersey Cows, Reproductive Traits}
  • فائزه زعفریان*، عباس جلالی، حامد کاوه، فاطمه دلاورنیا

    پژوهش حاضر به منظور دستیابی به بهترین شیوه کاشت و حصول حداکثر عملکرد گل و کلاله زعفران (Crocus sativus L.) در دشت ساری طی دو مرحله انجام شد. مرحله اول در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در طی سال های 1401-1400 به صورت کرت های خرد شده و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل عمق زهکش (جوی) 15، 30 و 45 سانتی متر در کرت های اصلی و سه فاصله زهکش (عرض پشته) 50، 100 و 150 سانتی متر در کرت های فرعی بود. در مرحله دوم نگهداری بنه های تولید شده به مدت 3 ماه در محیط انکوباسیون و سپس انتقال بنه ها به دو محیط متفاوت هواکشت و مزرعه جهت ارزیابی عملکرد گل و کلاله زعفران صورت گرفت. صفات اندازه گیری شده شامل تعداد گل تولید شده، متوسط وزن گل و وزن کلاله خشک در شرایط مزرعه و هواکشت و همچنین میزان سافرانال، پیکروکروسین و کروسین در شرایط هواکشت بود. ارزیابی صفات زایشی زعفران در شرایط هواکشت نشان داد که با افزایش عمق زهکش و کاهش فاصله زهکش صفاتی مانند تعداد گل، وزن گل و وزن خشک کلاله افزایش یافت؛ به طوری که تیمار عمق زهکش 30 سانتی متر با فاصله زهکش 100 سانتی متر بالاترین مقادیر و افزایشی معادل 41، 40 و 45 درصد نسبت به میانگین مقادیر در کمترین عمق زهکش را نشان داد. البته اختلاف معنی داری با تیمار عمق زهکش 45 سانتی متر و فاصله زهکش 100 سانتی متر وجود نداشت. علاوه براین، نتایج نشان داد که با افزایش عمق زهکش و همچنین افزایش فاصله زهکش میزان پیکروکروسین کاهش یافت و همچنین اختلاف معنی داری بین تیمارهای مختلف برای میزان کروسین مشاهده نشد. مقایسه صفات زایشی گیاه در دو شرایط هواکشت و مزرعه نشان داد که تعداد گل، وزن تر گل و وزن خشک کلاله در شرایط مزرعه نسبت به هواکشت به ترتیب معادل 21، 20 و 12 درصد کاهش یافت. به طور کلی، نتایج حاکی از آن بود که جهت دستیابی به بالاترین تولید زعفران در اراضی ساحلی، تکثیر بنه در مزرعه و در بسترهایی با عمق و فاصله زهکش به ترتیب 30 و 100 سانتی متری و سپس گل گیری بنه های تولیدی در شرایط هواکشت می تواند شیوه اقتصادی مناسبی برای کشت یکساله زعفران در منطقه دشت ساری باشد.

    کلید واژگان: زهکشی, صفات زایشی, متابولیت ثانویه, هواکشت}
    Faezeh Zaefarian *, Abbas Jalali, Hamed Kaveh, Fatemh Delavarnia

    The present research was conducted in order to achieve the best method of planting and obtaining the maximum yield of flowers and stigmas of saffron (Crocus sativus L.) in two stages in Sari Plain. The first stage was carried out in the research farm of Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University during 2021-2022 as split plots on randomized complete blocks design with three replications, in which the experimental treatments included drainage depth (15, 30, and 45 cm) in the main plots and three drainage distances (50, 100 and 150 cm) in the subplots. In the second stage, the produced corms were stored for three months in the incubation environment, and then, the corms were transferred to two different environments of aeroponic and field to evaluate saffron's flower and stigma performance. The measured traits included the number of produced flowers, average flower weight, dry stigma weight in both field and aeroponic, and the amount of safranal, picrocrocin, and crocin and in aeroponic conditions. The evaluation of reproductive traits of saffron under aeroponic showed that with increasing the depth of the drain and decreasing the distance of the drain, traits such as the number of flowers, flower weight, and stigma dry weight increased; when the maximum value of these traits, equivalent to 4744 flowers.m-2, 1423 g.m-2, and 10.7 g.m-2 were observed at 30 cm drainage depth and 100 cm drainage distance, which did not have a significant difference with 45 cm drainage depth treatment and 100 cm drainage distance. In addition, the results showed that the amount of picrocrocin decreased with increasing the depth of the drain and the distance of the drain. In addition, no significant difference was observed between different treatments for crocin content. Comparing the reproductive traits of plants under two cultivation conditions, namely air, and field, revealed a reduction of 21%, 20%, and 12% in the number of flowers, fresh flower weight, and dry weight of stigma, respectively, within the field conditions. In summary, the findings suggest that, for optimal saffron production in coastal areas, the propagation of corms in the field at depths of 30 cm and 100 cm with proper drainage, followed by flowering of the propagated corms through aeroponic cultivation, could be a viable and economically sound approach for one-year saffron cultivation in the Sari plain region.

    Keywords: Aeroponic, Drainage, Reproductive traits, secondary metabolite}
  • ربیع رهبر*

    سود اقتصادی واحدهای پرورش گاو شیری تابعی از حجم تولید شیر، بازده تولیدمثلی و سلامت گله است که عوامل محیطی و فیزیولوژی مختلفی از جمله تغذیه، نوبت زایش و جنس نتاج می توانند روی میزان بروز این صفات نقش داشته باشند. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر جنس گوساله بر صفات تولیدی، تولیدمثلی و سلامت پستان گاوهای هلشتاین استان اصفهان بود. اطلاعات شامل 37038 راس گاو هلشتاین مربوط به دوره اول تا پنجم شیردهی از 13 گله صنعتی در طی سال های 1384 تا 1396 بود. برای بررسی اثر جنس گوساله بر صفات تولیدی و سلامت، از رویه مدل خطی مختلط و بر صفات تولیدمثلی از رویه GLIMMIX نرم افزار SAS9.4 استفاده شد. نتایج نشان داد، گاوهای با گوساله ماده مقدار شیر 305 روز بیشتری (7/90 کیلوگرم) در مقایسه با گاوهای با گوساله نر داشتند (01/0<p).   برای صفات درصد چربی و پروتیین شیر 305 روز و فاصله زایش تا اولین تلقیح، اثر تفاوت جنس گوساله کم اما معنی-دار بود (05/0<p).  درحالی که برای سایر صفات، بین زایش گوساله های نر و ماده تفاوت معنی داری مشاهده نشد. باتوجه به نتایج حاصل، درنظرگرفتن اثر جنس گوساله در ارزیابی ژنتیکی گاوهای هلشتاین و همچنین تحلیل هزینه-فایده میزان استفاده از اسپرم های تعیین جنسیت شده در گله ها به ویژه برای صفت تولید شیر، ضروری به نظر می رسد.

    کلید واژگان: اسپرم تعیین جنسیت شده, فاصله گوساله زایی, تولید شیر, صفات تولیدمثلی, صفات عملکردی}
    Rabie Rahbar *

    The economic benefit of dairy cattle breeding units is a function of milk production volume, reproductive efficiency and herd health that various environmental and physiological factors such as nutrition, parity and offspring sex can play a role in the incidence of these traits. the main aim of this study was to investigate the effect of calf sex on production, reproductive and udder health traits in Isfahan Holstein cows. The data included 37,038 Holstein cows from the first to fifth lactation period from 13 industrial herds during the years 2005 to 2017. To investigate the effect of calf sex on the production and health traits, the mixed linear model procedure and on the reproduction traits, GLIMMIX procedure of SAS9.4 software were used. The results showed that cows with female calf had higher 305-days of milk (90.7 kg) in compared to cows with male calf (P<0.01). For percentage of 305-d fat and protein and the number of days from calving to first service, the effect of calf sex different was low but significant (P<0.05). However, no significant difference was observed between male and female calves for other traits. According to the results, it seems necessary to consider the effect of calf sex in the genetic evaluation of Isfahan Holstein cows and also cost-benefit analysis of the use of sexed semen in herds.

    Keywords: sexed semen, calving interval, Milk production, Reproductive traits, Productive life}
  • Saidu Suleiman, W.A. Hassan, A.A. Kwaido

    The research was conducted to determine the effect of flock age on the reproductive traits of Shika Brown® chicken in Aliero, Nigeria. A total of 1177 eggs were collected from the birds of the African Chicken Genetic Gains (ACGG) project in Kebbi State and incubated at different flock ages (48, 49, 50, and 51 weeks). The experimental design used was the Nested type. The Parameters considered include mean egg weight, fertility, hatchability, hatch weight, and embryonic mortality. The data were analyzed using the Generalized Linear Model of SPSS. Significant interaction (P≤0.05) was observed between flock age and egg weight, fertility, hatchability, embryonic mortality, and hatched weight. The highest egg weight (58.40±0.32g) and hatchability (68.57±1.91%) were recorded at age 51, fertility was highest (94.65±1.75%) at age 50 weeks and lowest (89.52±2.21) at 48 weeks. Egg weight, hatchability, and hatched chicks’ weight were amplified (P≤0.05) with the increase in age (48-51 weeks). Embryonic mortality differs with age (P≤0.05) and was highest at the 48th week and lowest at 51 weeks of age. From the results obtained, it can be deduced that flock age has a great influence on egg weight, fertility, hatchability, embryonic mortality, and hatch weight of Shika Brown® chicken.

    Keywords: Flock age, Reproductive traits, Shikabrown, Chicken}
  • اکرم طاهریان قادی، قدرت رحیمی میانجی، محسن قلی زاده*
    سابقه و هدف

    بازدهی تولید مثلی، یکی از مهمترین صفات موثر بر عملکرد تولیدی گاو شیرده محسوب می شود. در پژوهش حاضر، ارتباط چند شکلی نوکلیوتیدی موجود در ناحیه اگزون 6 ژن اینترلوکین 2 و ناحیه اگزون 5 ژن اینترلوکین 10، با صفات تولید مثلی شامل روزهای باز، فاصله گوساله زایی، فاصله زایش تا اولین تلقیح، طول دوره آبستنی، مرده زایی، موفقیت تلقیح و بروز سخت زایی در گاو هلشتاین مورد بررسی قرار گرفت.

    مواد و روش ها

    در پژوهش حاضر، از روش تعیین ژنوتیپ انتخابی برای ارتباط سنجی، دو ژن کاندیدای اینترلوکین 2 و 10 با صفات تولید مثلی در گاو های هلشتاین استفاده شد. بدین منظور، در گام اول، انتخاب حیوانات بر مبنای داده های فنوتیپی حد آستانه ای توزیع باقی مانده صفت روزهای باز مبتنی بر مدل های آماری مختلط انجام شد. در مدل مورد استفاده عواملی همچون، اثرات سال تولد، سال زایش، فصل زایش، شکم شیردهی به عنوان اثرات ثابت در نظر گرفته شدند و همچنین، اثر حیوان به عنوان اثر تصادفی و مقدار تولید شیر، به عنوان کووریت در مدل وارد شدند. در مجموع، تعداد 194 گاو، متشکل از 97 گاو ماده با مقادیر باقیمانده کمتر از حد آستانه های میانه و تعداد 97 گاو ماده با مقادیر باقی مانده بزرگتر از میانه انتخاب شدند. سپس، استخراج DNA از نمونه های خون بر اساس روش نمکی بهینه یافته انجام شد. متعاقبا، واکنش زنجیره ای پلیمراز برای تکثیر قطعات 172 و 325 جفت بازی به ترتیب از نواحی کد شونده اگزون های 6 و 5 ژن های اینترلوکین 2 و اینترلوکین 10 با استفاده از آغاز گر های اختصاصی و شناسایی الگوی باندی مختلف در هر دو ژن با استفاده از روش PCR-SSCP انجام شد. ارتباط الگوهای باندی هر یک از جایگاه های ژنی با صفات روزهای باز، فاصله گوساله زایی، فاصله زایش تا اولین تلقیح و طول دوره آبستنی با آزمون آماری کاکس و برای صفات مرده زایی، نتیجه تلقیح و سخت زایی آزمون لجستیک استفاده شد.

    یافته ها

    نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که در هر دو جایگاه نشانگری ژن های اینترلوکین 2 و اینترلوکین 10 چند شکلی مشاهده شد. در جایگاه اینترلوکین 2، چهار الگو و در جایگاه اینترلوکین 10 ، هفت الگوی مختلف باندی مشاهده شد. همچنین، در جایگاه اینترلوکین 10 الگوی باندی 5 و 6 بیشترین فراوانی و الگوی باندی 3 کمترین فراوانی را در بین نمونه های گروه اول دارا بودند در حالی که، در گروه دوم بیشترین فراوانی به الگوی باندی 6 تعلق داشت. در این جایگاه الگوی باندی 6 بیشترین فراوانی را در کل نمونه های مورد مطالعه داشت. در جایگاه اینترلوکین 2 در گروه اول، الگوی باندی 1 بیشترین فراوانی و الگوی 2 کمترین فراوانی را داشت و در کل جمعیت الگوی 4 کمترین فراوانی را داشت. نتایج نشان داد که جایگاه ژنی اینترلوکین 2 اثر معنی داری روی صفت روزهای باز (05/0<p) و طول دوره آبستنی (01/0<p) داشت و جایگاه ژنی اینترلوکین 10 (01/0<p) اثر معنی داری بر صفت روزهای باز، داشت.

    نتیجه گیری

    با توجه به چند شکلی بالای نواحی مورد مطالعه در جمعیت گاوهای هلشتاین و ارتباط این چند شکلی ها با صفات تولید مثلی، می توان با تایید نتایج با کمک توالی یابی، این ژن ها در برنامه های اصلاح نژادی مد نظر قرار داد.

    کلید واژگان: اینترلوکین, تعیین ژنوتیپ انتخابی, گاو هلشتاین, صفات تولید مثلی}
    Akram Taherian-Ghadi, Ghodrat Rahimi-Mianji, Mohsen Gholizadeh *
    Background and objectives

    Reproductive efficiency is one of the most important factors influencing dairy cow performance. In the present study, relationship between the polymorphism in interleukin 2 (IL-2: exon 6) and interleukin 10 (IL-10: exon 5) genes with reproductive characteristics including days open, calving interval, days from calving to first duty, gestation period, Service result, stillbirth and calving ease was examined.

    Materials and methods

    In the present study, the relationship between interleukin 2 and interleukin-10 as two candidate genes with some important reproductive traits in Holstein dairy cows was investigated by means of selective genotyping. Individuals were selected based on their open door residuals obtained from mixed models. In the model used, the effects of year of birth, year of calving, time of calving and lactation were taken into account as fixed effects, and the random effects of the animal and the covariate effect of milk yield were also included in the model. A total of 194 cows, 97 of which were individual cows, were selected from both tails of the residual value distribution. The DNA was extracted using a modified salting out procedure. Polymerase chain reactions (PCR) using specific primers were implemented to amplify fragments of 172 bp and 325 bp of IL-2 and IL-10, respectively. Different banding patterns were identified using the PCR-SSCP technique. The Cox test in SAS was used to examine the association between banding patterns with open days, calving interval, days from calving to first service, gestation duration. The logistics regression was implemented in SAS for service results, stillbirths and calving ease.

    Results

    The results showed the existence of polymorphism for both loci studied. Four different band patterns in IL-2 and seven different band patterns in IL-10 were observed. At the IL-10 locus, striped patterns 5 and 6 had the highest frequency and pattern 3 showed the lower frequency in the individuals with residual values below the mean. In the second group with residual values above the mean, the highest frequency was observed for pattern 6, which also had the highest frequency in the total samples. For IL-2, patterns 1 and 2 showed the greatest and lesser frequency, respectively, in the individuals with residual values below the mean. Pattern 4 had the lower frequency in this locus. Statistical results showed the significant association of IL-2 on open days and length of gestation. In addition, IL-10 had the significant effect on open days.

    Conclusion

    Taking into account the polymorphisms in the studied regions for the population of Holstein dairy cows and the association of these polymorphisms with reproductive traits, following confirmation of the results using sequencing approach, these regions could be considered in animal breeding programs.

    Keywords: Interleukin, Holstein cow, Reproductive traits, Selective genotyping}
  • راضیه ساقی*، داودعلی ساقی

    صفات رشد و تولید مثل از ویژگی های شناخته شده موجودات زنده، به دلیل ارتباط مستقیمی که با سود اقتصادی دارند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. توصیف ژنتیکی منحنی رشد و همبستگی فراسنجه های آن با صفات رشد و تولیدمثل در تعیین راهبردهای انتخاب می تواند مفید باشد. بدین منظور از داده های 2035 بلدرچین، که طی سال های 1398-1396 در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی جمع آوری شده بود، استفاده شد. برای شناسایی عوامل ثابت موثر بر صفات از مدل خطی رویه GLM نرم افزار  SAS و برای تخمین پارامترهای منحنی رشد، از مدل رگرسیون غیرخطی گمپرتز استفاده شد. اجزای (کو) واریانس و پارامترهای ژنتیکی منحنی رشد و صفات رشد و تولیدمثل حداکثر درست نمایی محدود شده با استفاده از تجزیه و تحلیل چند صفته توسط نرم افزار DMU برآورد شدند. وراثت پذیری وزن بدن در 35 روزگی، وزن مجانبی، نرخ بلوغ، سن در نقطه عطف منحنی، نرخ رشد مطلق، نرخ رشد نسبی، تعداد تخم و درصد باروری بترتیب 0/222، 0/238، 0/416، 0/283، 0/168، 0/222، 0/283 و 0/071 برآورد گردید. همبستگی های ژنتیکی بین فراسنجه های منحنی رشد با نرخ رشد مطلق و نرخ رشد نسبی و وزن بدن در 35 روزگی متوسط رو به بالا (0/924- 0/439) بود. قوی ترین همبستگی هم بین سن در نقطه عطف منحنی و نرخ رشد نسبی (0/924) بدست آمد. به جز همبستگی های ژنتیکی بین تعداد تخم و درصد باروری با دیگر صفات، اکثر همبستگی های ژنتیکی مثبت برآورد شدند. بر اساس نتایج، مدیریت بهینه عوامل محیطی در افزایش رشد و عملکرد تولید مثلی اثرگذار هستند و انتخاب ژنتیکی برای صفت رشد با استفاده از فراسنجه های منحنی رشد می تواند باعث بهبود پتانسیل ژنتیکی حیوان شود.

    کلید واژگان: بلدرچین, رشد نسبی, صفات تولیدمثلی, وزن بدن, همبستگی ژنتیکی}
    Razieh Saghi*, Davoud Ali Saghi

    Growth and reproductive traits are well-known characteristics of living organisms because of their direct relationship with economic benefits. Genetic description of the growth curve and the correlation of its parameters with growth and reproductive traits can be useful in determining selection strategies. For this purpose, 2035 quail data, which were collected during the years 1398-1396 in the Agricultural Research and Training Center and Natural Resources of Khorasan Razavi, were used. To identify the fixed factors affecting the traits, the linear model of GLM procedure of SAS software was used and to estimate the parameters of the growth curve, the nonlinear regression model of Gampertz was used. Genetic components variance (co) of growth curve and reproduction traits was estimated using maximum likelihood multi-trait analysis by DMU software. Heritability of body weight at 35 days (BW35), asymptotic weight (a), maturity rate (k), age at inflection point (IPT), absolute growth rate (AGR), relative growth rate (RGR), number of eggs (EN) and fertility percentage (FR) were estimated respectively 0.222, 0.238, 0.416, 0.283, 168 to be 0.22, 0.222, 0.283 and 0.071. Growth curve parameters with AGR and RGR and BW35 days had high genetic correlations (0.434 - 0.924). The strongest correlation was obtained between IPT and RGR (0.924). Except for genetic correlations between EN and FR percentage with other traits, most of the genetic correlations were positive. Based on this results, management of environmental factors are effective in increasing growth and reproductive performance, and genetic selection for growth trait using growth curve parameters can improve the genetic potential of the animals.

    Keywords: Body weight, Genetic correlation, Quail, Relative growth, Reproductive traits}
  • Isa Arji *, Mansour Safari, Ibrahim Hadavi
    Olive is one of the most important fruit trees for oil and table purpose. Olive tree nutrition is inadequate in calcareous soils because of problem in nutrient availability. To solve this problem, combining chemical fertilizer with organic manure and placing in a suitable area of the root may be appropriate. This research was carried out to evaluate the effect of some organic manure with or without of chemical fertilizers placement in root zone on growth and fruit characteristics of ten years old Zard olive cultivar during two consecutive years. Treatments were vermicompost (V), chicken (Ch), cow (C) and sheep (Sh) manures with or without of chemical fertilizers (F) in compare to controls (Co) (with or without of chemical fertilizer). Different vegetative and reproductive traits were measured. The highest growth rate was recorded from chicken manure and chicken manure + chemical fertilizers treatments. Applying animal manures with chemical fertilizers improved trunk growth rate in compare to the animal manure alone. Number of inflorescences per twig and flower number per inflorescence were significant under different treatments in the second year. The maximum fruit and flesh weight were obtained by applying Ch, Ch+F, V and V+F treatments in compare to the control in the first year. Fruit yield was higher through the application of Sh+F, Sh, C+F and Ch+F treatments in the second year respectively. Fruit dry matter was higher in the second season in comparison with the first year under combination of manures and chemical fertilizers. Oil content (based on dry matter) was mainly affected by Sh+F and V treatments. In general, the results revealed that a combination of chemical fertilizers with vermicompost, sheep and cow manures were more effective for two years in calcareous soil, but chicken manure must be used every year.
    Keywords: Chemical fertilizer, Oil content, Vegetative growth, Reproductive traits}
  • Kefale Getahun*

    The breeding values of 98 pure Holstein Friesian and crossbred sires were estimated from the lactation and reproductive performance of dairy cattle by using WOMBAT software fitted to mixed animal model evaluation method. The performance records of 851 crossbred dairy cows, daughters of 98 sires (AI semen or bulls) were collected from the pedigree sheets at the research farm. Sires with two and more daughters were included in the data. The source of Sires (semen) were worldwide sire (WWS), Western Asia imported and domestic semen source. The traits studied were lactation milk yield (LMY), daily milk yield (DMY), lactation length (LL), age at first service (AFS), age at first calving (AFC), calving interval (CI), days open (DO) and number of service per conception (NSC). From the analysis, the estimated average sire-breeding value for LMY was 7.51 kg, which varied from 663.82 kg below the average to 1055.19 kg above the average. Average estimated sire-breeding value for DMY was 0.06 in the range of 1.22 kg below the average to 2.27 kg above the average breeding value. For LL, the estimated difference of sire breeding value was 97 days ranges from 49.8 days below the average to 47 days above the average. The sire breeding value of AFS trait was -0.71 days ranges from 179 days below the average to 161 days above the average. Sire-breeding value of AFC trait was -0.66 days estimated from 257 days below the average to 366 days above the average. Average sire breeding value for CI was -1.87 days ranges from 50 days below the average to 39 days above the average. For DO, it was -1.81 days ranged from 56 days below the average to 44 days above the average. Sire breeding value for NSC was varied from 0.02 below the average to 0.02 above the average.

    Keywords: crossbred, Milk production traits, Reproductive traits, Sire breeding value}
  • راضیه واحدی درمیان، سید همایون فرهنگ فر*، محمدباقر صیادنژاد

    زمینه مطالعاتی:

     همخونی (درون زادآوری) که به طور کلی به آمیزش حیوانات خویشاوند با یکدیگر گفته می شود، سبب افزایش فراوانی ژنوتیپ های هموزیگوت و کاهش فراوانی ژنوتیپ هتروزیگوت در جمعیت می گردد. چشم گیرترین پیامد همخونی، کاهش فنوتیپی صفاتی است که با کارآیی فیزیولوژیکی و ظرفیت تولیدمثلی در ارتباط می باشند.

    هدف

    این تحقیق با هدف برآورد اثر همخونی بر صفات تولید شیر کل دوره ی شیردهی، تولید شیر 305 روز و دوبار دوشش، متوسط تولید شیر روزانه، تعداد روز شیردهی،  و سن نخستین زایش در گاوهای شیری ایران با استفاده از روش آماری رگرسیون کوآنتایل انجام شد.

    روش کار

    تعداد 580802 رکورد متعلق به 580802 راس گاو شیری شکم اول توزیع یافته در 1185 گله (در 20 استان کشور) و زایش کرده طی سال های 1370 تا 1394 مورد استفاده قرار گرفت. ضریب همخونی حیوانات در کل شجره، به وسیله نرم افزار CFC محاسبه شد. برازش مدل رگرسیون کوآنتایل بر هر یک از صفات مذکور توسط نرم افزار SAS اجرا گردید.

    نتایج

    یافته ها نشان داد هنگامی که ضریب همخونی گاو افزایش می یابد، میزان اثرگذاری آن بر چندک های هر یک از صفات، متفاوت بوده و یکسان نیست. عمده ی ضرایب تابعیت برآورد شده (در چندک های مختلف) به لحاظ آماری معنی دار بودند (05/0<p). بر اساس برازش مدل رگرسیون کوآنتایل و میانگین ضرایب تابعیت در چندک های مختلف صفات، هنگامی که یک درصد ضریب همخونی افزایش یابد، تولید شیر کل دوره ی شیردهی، تولید شیر 305 روز و دوبار دوشش، متوسط تولید شیر روزانه، تعداد روز شیردهی، و سن نخستین زایش به ترتیب 5/5- (کیلوگرم)، 6/2- (کیلوگرم)، 18- (گرم)، 35/0 (روز) و 30/0 (روز) تغییر می کند.

    نتیجه گیری نهایی:

     چندک هایبرخی صفات تولیدی و تولیدمثلی گاوهای شیری ایران تحت تاثیر یکسان همخونی قرار ندارند، و لذا توصیه می شود در تحقیقات آینده از روش رگرسیون کوآنتایل برای بررسی اثر پدیده ی مزبور بر سایر صفات مهم اقتصادی نیز استفاده گردد.

    کلید واژگان: صفات تولید و تولیدمثل, همخونی, رگرسیون چندکی, گاو شیری}
    R. Vahedi, SH. Farhanfar *, MB .Sayadnezhad
    Introduction

    Inbreeding, which has been defined as the mating between relative animals, leads to increase homozygous genotypes and decrease heterozygous genotypes in a population. As a result, the progenies of such mating are inbred (Wakchaure and Genguly 2015). Reduction of the traits associated with physiological efficiency and reproductive potential are the most important impacts of inbreeding in the farm animals (Filho et al. 2015, Fleming et al. 2018). Traits in livestock have different heritabilities suggesting that they are not influenced by inbreeding in a similar pattern and that although animals’ fitness is generally deteriorated; the magnitude of inbreeding depends on the type of the trait (Roff 1998; Derose and Roff, 1999, Wright et al. 2008, Mikkelsen et al. 2010). Until now, all studies regarding effects of inbreeding on productive and reproductive traits of dairy cows have been focused on using the statistical models in which inbreeding coefficient was included as covariable (Behmaram et al. 2017) or as the classified variable (Amirzadeh 2012). As inbreeding coefficient is defined as a covariable in the model, only a regression coefficient is estimated describing average changes of the trait per increasing / decreasing inbreeding coefficient. As a matter of fact, inbreeding may unequally influence the shape of distribution of the trait. Based on this assumption, this research aimed to estimate inbreeding effects on some productive and reproductive traits of Iranian dairy cows using Quantile regression statistical method.     

    Material and methods

    The data set was provided by Animal Breeding Centre, Iran. Foxpro (version 2.6) and UEStudio (version 09) software were utilized for editing initial data. Final data consisted of 580,802 records belonging to 580,802 first-parity cows distributed in 1,185 herds (over 20 provinces of the country) and calved between years 1991 and 2015. The traits under consideration were lactation milk yield (TMILK), 305d, 2X milk yield (MILK3052X), average daily milk yield (ADM), lactation length (LL), and age at the first calving (AFC). The average of the traits in the final data set was 9,447 Kg, 7,792 Kg, 30 Kg, 315 d and 25.6 m, respectively. Holstein gene percentage (HGP) of the cows in the pedigree file was set to be in the range of 50 to 100 and AFC of the cows was set to be between 18 and 48 months. Inbreeding coefficient (IC) of individual animals was calculated by CFC software (Sargolzaei et al. 2006). Fitting a series of the Quantile regression models was conducted with the use of SAS (version 9.4) software. Quantile regression, which was introduced by Koenker and Bassett (1978), extends the regression model to conditional quantiles of the response variable, such as the 90th percentile. Quantile regression is particularly useful when the rate of change in the conditional Quantile, expressed by the regression coefficients, depends on the Quantile (Chen 2005). In all the models used in this research, fixed effects of province, year and month of calving, as well as linear co-variables of HGP, IC and AFC (except of the model for AFC as the trait) were included. For TMILK, lactation length was also included as linear co-variable. Moreover, in addition to the quantile models and for the sake of estimating usual regression coefficient, general linear model (GLM) was also fitted for each trait in which a single regression coefficient of the trait on IC was defined. Ordinary least-squares regression can be used to estimate conditional percentiles by making a distributional assumption such as normality for the error term in the model. The main advantage of Quantile regression over ordinary least-squares regression is its flexibility for modeling data with heterogeneous conditional distributions (Chen 2005).      

    Results and discussion

    Based upon the analysis of main pedigree file, the total number of animals was 1,941,871 (16,169 sires and 895,376 dams) among which the number of base and non-base animals were 246,388 (3,936 sires and 120,287 dams) and 1,695483 (12,233 sires and 775,089 dams), respectively.Total number of inbred animals in the pedigree was 1,211,343. Average IC for total as well as inbred animals was found to be 0.9149% (minimum 0% and maximum 47.02%) and 1.4651% (minimum 0.00038% and maximum 47.02%), respectively. For the cows with records for all five traits, IC ranged from 0 to 38.45% with the average of 1.13% (SD=1.63%). Estimate of annual change of IC was found to be 0.017 (SE=0.005), which was statistically significant (P<0.01) indicating that there is a positive increase of inbreeding in Iranian dairy cows’ population over the time. Within each trait, different Quantiles were unequally influenced as animal’s IC increased. Vast majority of the estimated regression coefficients in different Quantiles were statistically significant (P<0.05). Based upon fitting Quantile regression model and the average estimated regression coefficients, it was found that TMILK, MILK3052X, ADM, LL, and AFC changed -5.5 (Kg), -2.6 (Kg), -18 (g), 0.35 (d) and 0.30 (d), respectively as the IC of the animal increased by 1%. Estimated simple regression coefficients based on fitting GLM models were found to be -9.83 Kg (SE=1.332 Kg), -6.9 Kg (SE=0.169 Kg), -32 gram (SE=4.2 gram), 0.2087 d (SE=0.08234 d) and 0.0158 m (SE=0.0024 m), respectively and all were statistically significant (P<0.05).     

    Conclusion

    This research indicated that different Quantiles of some productive and reproductive traits of Iranian dairy cows are not equally affected by inbreeding phenomenon suggesting that Quantile regression models are needed to be utilized in the future research for evaluating the impacts of inbreeding on the other traits, which are of great economic importance.

    Keywords: Dairy cows, Inbreeding, Productive, reproductive traits, Quantile regression}
  • مرتضی ستائی مختاری*، ارسلان برازنده، مسلم مقبلی دامنه، زهرا رودباری

    در پژوهش کنونی از اطلاعات جمع آوری شده طی سال های 1372 تا 1389 در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد بز کرکی رایینی برای ارزیابی صفات تولیدمثلی 1312 راس بز ماده نژاد کرکی رایینی و استنباط روابط علی بین آن ها استفاده شد. صفات تولیدمثلی بررسی شده شامل تعداد بزغاله های متولد شده از هر بز مولد، تعداد بزغاله های شیرگیری شده از هر بز مولد، مجموع وزن تولد بزغاله ها از هر بز مولد و مجموع وزن شیرگیری بزغاله ها از هر بز مولد بودند. سه مدل ارزیابی ژنتیکی شامل مدل های چندصفتی استاندارد، چندصفتی یک طرفه براساس دانش پیشین و چندصفتی براساس الگوریتم جستجوی IC با استفاده از رویکرد بیزین بر داده ها برازش داده شدند. مقایسه مدل های مذکور با معیار انحراف اطلاعات (DIC)، میانگین مربعات خطا (MSE) و همبستگی پیرسون بین مقادیر مشاهده شده و پیش بینی شده  نشان داد مدل چندصفتی براساس الگوریتم جستجوی IC نسبت به دو مدل دیگر DIC کمتر و برای کلیه صفات MSE کمتر و  بیشتری دارد که بر مطلوبیت آن در ارزیابی ژنتیکی صفات مورد بررسی دلالت دارد. همچنین، تغییر رتبه حیوانات براساس ارزش اصلاحی آن ها تحت مدل های چندصفتی استاندارد و چندصفتی براساس الگوریتم IC نیز لزوم توجه به روابط علی میان صفات برای دستیابی به رتبه بندی صحیح دام های مولد را نشان داد.

    کلید واژگان: روابط علی, صفات تولیدمثلی, قابلیت پیش بینی, معادلات ساختاری}
    Morteza Sattaei Mokhtari *, Arsalan Barazandeh, Moslem Moghbeli Damaneh, Zahra Roudbari

    In the present study, data collected from 1993 to 2011 in Raeini Cashmere goat breeding station were used for genetic evaluation and inferring causal relationships among reproductive traits applying structural equation models. The studied lifetime reproductive traits were included the overall number of kids born (OLSB), the overall number of kids weaned (OLSW), the overall litter weight at birth (OLWB) and the overall litter weight at weaning (OLWW). Three models including standard (SMM), recursive based on prior knowledge (PRM) and recursive based on inductive causation algorithm (ICM) multivariate models were used for genetic evaluation of animals under the Bayesian approach. The comparisons of the investigated models via deviance information criterion (DIC), mean square error (MSE) and Pearson's correlations between observed and predicted records () revealed that ICM had lower DIC and MSE and higher () for all the studied lifetime reproductive traits; implying the more plausibility of ICM over SMM and PRM. Furthermore, re-raking of the animals under SMM and ICM confirmed the importance of considering the causal relationship among the traits for ensuring accurate ranking of animals according to their breeding values.

    Keywords: causal relationships, predictive ability, Reproductive traits, structural equation models}
  • عباس عبدالهی پناه، سیامک پارسایی، محمد هوشمند*

    سابقه و هدف: 

    در دام های چراکننده در مراتع (همانند دام های عشایری) ممکن است کمبود مواد مغذی به ویژه پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شکمبه، ویتامین ها و برخی مواد معدنی مثل گوگود و فسفر رخ دهد. به همین دلیل در برخی از نقاط دنیا برای رفع این کمبودها و بهبود ارزش تغذیه ای خوراک مصرفی، از مکمل های مواد مغذی به شکل بلوک مکمل در تغذیه دام استفاده می شود. کاربرد بلوک های مکمل تغذیه ای در سال های اخیر گسترش زیادی یافته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات بلوک مکمل حاوی اوره، ملاس و مواد معدنی- ویتامینی بر عملکرد تولیدی و تولیدمثلی گوسفند در شرایط عشایری ایل قشقایی در استان فارس طراحی و اجرا شد.

    مواد و روش ها: 

    برای انجام پژوهش، تعداد 75 راس میش ترکی قشقایی (یک تا چهار شکم زایش) انتخاب شده و سپس در قالب یک طرح کاملا تصادفی بین سه گروه (تیمار) آزمایشی هر یک با 25 راس میش توزیع شدند. در طول دوره آزمایش، همه ی گروه ها با علوفه مرتعی به عنوان خوراک اصلی تغذیه شدند. میش ها در تیمار شاهد بلوک مکمل دریافت نکردند اما در دو تیمار دیگر، هر راس میش روزانه 100 (تیمار 100) و یا 150 (تیمار 150) گرم بلوک مکمل در دو مرحله (مرحله اول از 20 روز پیش از قوچ اندازی در گله تا 50 روز پس از آن و مرحله دوم از 30 روز پیش از زایش میش ها تا زمان از شیرگیری بره ها در سن 90 روزگی) دریافت کرد. بلوک مکمل حاوی ملاس، اوره، سبوس گندم، نمک معمولی، مکمل معدنی- ویتامینی، گچ، سیمان و جوش شیرین بود.

    یافته ها: 

    نتایج نشان داد تغذیه میش ها با بلوک مکمل باعث کاهش معنی دار درصد میش های قسر شد (05/0P

    کلید واژگان: بلوک مغذی, وزن بدن, صفات تولیدمثلی, گوسفند قشقایی}
    Abbas Abdollahipanah, Siamak Parsaei, mohammad houshmand

    Background and objectives:

    Some reports indicate that, due to different reasons, in grazing animals (such as nomad animals) nutrients deficiency may occur particularly for degradable and undegradable protein, metabolizable energy, vitamins and some minerals including sulfur and phosphorus. Thus, in some parts of the world, supplemental nutrients in the form of supplemental blocks are used in animal nutrition to overcome these deficiencies and to improve the nutritional value of consumed feeds. Application of supplemental blocks has been highly extended in recent years. The current study was designed and conducted to investigate the effects of supplemental block containing urea, molasses and mineral- vitamins on productive and reproductive performance of Qashqai ewes, in Fars province. Materials and methodsFor conducting the experiment, a total number of 75 Qashqai ewes (1-4 parity) were chosen and then distributed in a completely randomized design among 3 experimental groups (treatments) (25 replicates per treatment). All groups were fed with pasture forage as main feedstuff throughout the study. In the control group, ewes did not receive supplemental block but in two other groups, they received 100g (T100) or 150g (T150) block/ewe/day, in 2 phases (The first phase 20 days before breeding until 50 days after that and the second one 30 days before expected lambing until lamb weaning at 90 days of age). The supplemental block contained the following ingredients: molasses, urea, wheat bran, common salt, mineral-vitamin supplement, gypsum, cement and sodium bicarbonate.

    Results :

    The results indicated that feeding ewes with 100 or 150 g supplemental block resulted in a significant decrease in percentage of the barren ewes (P

    Keywords: nutrient block, Body weight, Reproductive traits, Qashqai sheep}
  • امیرحسین خلت آبادی فراهانی، حسین محمدی*، محمدحسین مرادی، سید عباس رافت، امیر طاهری یگانه
    سابقه و هدف
    صفات تولید مثلی مهمترین صفات موثر بر سودآوری در پرورش گوسفند می باشند. این صفات دارای ماهیت آستانه ای بوده ولی در عمل به صورت صفات دارای توزیع پیوسته مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. علاوه بر دقیق و درست بودن رکوردهای شجره و عملکرد صفات، بکار بردن مدل مناسب جهت تجزیه صفات نیز تاثیر بسیار بالائی در برآورد دقیق فراسنجه های ژنتیکی و همچنین ارزیابی ها خواهد داشت. بروز ظاهری برخی از صفات اقتصادی که دارای توارث ساده مندلی نیستند به صورت گسسته می باشد. یکی از مدل هایی که برای توارث این صفات در نظر گرفته می شود این است که آنها نیز مانند بسیاری از دیگر صفات کمی تحت تاثیر عوامل متعدد ژنتیکی و غیر ژنتیکی با توزیع پیوسته قرار دارند. هدف این پژوهش مطالعه عملکرد و برآورد وراثت پذیری و تکرار پذیری صفات تولید مثلی در گوسفندان نژاد ماکویی با استفاده از مدل های خطی و آستانه ای بود.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش از اطلاعات 4319 رکورد مربوط به 1629راس میش، جمع آوری شده طی سال های 1375 تا 1392 در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند ماکویی (ماکو) واقع در استان آذربایجان غربی استفاده شد. صفات تولید مثلی شامل میزان آبستنی، تعداد بره متولد شده در هر زایمان میش، تعداد بره زنده شیرگیری شده در هر زایمان میش، تعداد بره متولد شده به ازای هر میش در معرض آمیزش و تعداد بره شیرگیری به ازای هر میش در معرض آمیزش بودند. مدل های حیوانی خطی و آستانه ای به صورت یک صفتی شامل اثر عوامل ثابت (سال و سن میش) و اثر عوامل تصادفی ژنتیکی افزایشی میش، محیطی دائمی میش و باقی مانده توسط نرم افزار ASREML پیش بینی شدند.
    یافته ها
    میانگین کل صفات مورد بررسی به صورت 93/0 برای میزان آبستنی، 16/1 برای تعداد بره متولد شده در هر زایمان میش، 98/0 برای تعداد بره زنده شیر گیری شده در هر زایمان، 07/1 برای تعداد بره متولد شده به ازای هر میش در معرض آمیزش و 91/0 برای تعداد بره شیرگیری به ازای هر میش در معرض آمیزش بودند. ضریب وراثت پذیری صفات به ترتیب 05/0، 11/0، 06/0، 08/0 و 04/0 با استفاده از مدل تجزیه خطی و 12/0، 20/0، 15/0، 18/0 و 10/0 با استفاده از مدل تجزیه آستانه ای برآورده شد. برآورد ضریب تکرار پذیری صفات نیز به ترتیب 09/0، 16/0، 18/0، 15/0 و 12/0 حاصل از تجزیه خطی و 48/0، 51/0، 34/0، 50/0 و 41/0 حاصل از تجزیه آستانه ای بود.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از مدل های آستانه ای برای تجزیه رکوردهای صفات تولید مثلی در ارزیابی ژنتیکی، در مقایسه در مدل های خطی، منجر به افزایش نسبی پارامترهای ژنتیکی و افزایش دقت ارزیابی-ها خواهد شد.
    کلید واژگان: صفات تولید مثل, فراسنجه های ژنتیکی, مدل خطی, مدل آستانه ای}
    Amir Hossein Farahani, Mohammad Hossein Moradi, Abbas Rafat, Amir Taheri
    Background and objectives
    Reproductive traits in sheep are the most important traits affecting profitability. These traits have categorical nature, but in practice the continuous distribution of traits is analyzed. In addition, to have true and accurate pedigree records, applying the appropriate model for analyzing the characteristics of high precision in the estimation of genetic parameters will be evaluated.Accurate prediction of animals breeding values is one of the best tools available to maximize the response to a selection program. Development of effective genetic evaluation and improvement programs requires knowledge of the genetic parameters for these economically important production traits. many studies, LS is analyzed by linear models, and the variance components are obtained by REML methods. Compared to linear models, non-linear models have disadvantages in goodness of fit or predictivty and they are time consuming in computation, which might be prohibitive for routine calculations
    Materials and methods
    The main objective of this study was to obtain effects of genetic estimates of reproductive traits in Makooei sheep using repeatability linear and threshold models that are necessary to develop an efficient selection strategy for improvement of reproduction. For this purpose, were estimated using linear and threshold univariate animal model on the data of 4319 records of 1629 ewes, collected during 1996 to 2014 in rearing and improvement of Makooei sheep for conception rate, number of lambs born, number of lambs alive at weaning, number of lambs born per ewe exposed and number of lambs born per ewe exposed traits. The model was included fixed effects (year and age of ewe) and random effects additive genetic of ewe, permanent environmental of ewe and residual.
    Results
    The overall mean of traits were as 0.93 for conception rate, 1.16 for number of lambs born, 0.98, for number of lambs alive at weaning, 1.07 for number of lambs born per ewe exposed and 0.91 for number of lambs born per ewe exposed. The heritability coefficient of traits were estimated as 0.05, 0.11, 0.06, 0.08, and 0.04 respectively, resulted from linear analysis and 0.12, 0.20, 0.15, 0.18 and 0.10 respectively, resulted from threshold analysis. The estimation of repeatability coefficient of traits were as 0.09, 0.16, 0.18, 0.15 and 0.12 respectively, for linear analysis and 0.48, 0.51, 0.34, 0.50 and 0.41 respectively for threshold analysis.
    Conclusion
    The results of this study showed that, using threshold models for analyzing reproductive traits in genetic evaluations, comparison with linear models, caused relatively increasing genetic parameters and accuracy of evaluations.
    Keywords: Reproductive traits, genetic parameters, linear model, threshold model}
  • مهدی راستگو *، سعید محمدی، محمد علی باغستانی، ابراهیم ایزدی دربندی، موسی الرضا وفایی تبار
    به منظور بررسی اثرات ناشی از کاربرد علف کش توتال (متسولفورون متیل25درصد + سولفوسولفورون75درصد) در دو مرحله رشد جودره (دوبرگی و گره دوم ساقه) بر خصوصیات مرفولوژی و تولیدمثلی اکوتیپ های مختلف جودره کشور این آزمایش اجرا شد. آزمایش در سال زراعی 93-92 در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران (ورامین) بصورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. فاکتور اول در دو سطح شامل کاربرد علف کش توتال در مرحله دوبرگی (12=GS) و گره دوم ساقه (32=GS) جودره و شاهد بدون علف کش و فاکتور دوم 20 اکوتیپ جمع آوری شده از سطح کشور بود. نتایج نشان داد که کاربرد علف کش توتال در هر دو مرحله باعث ایجاد اختلاف آماری در سطح 5 درصد با شاهد شد و باعث کاهش توان رشدی و تولیدمثلی جودره گردید. اکوتیپ های مورد آزمایش در واکنش به تیمار علف کش پاسخ های مرفولوژیک و تولیدمثلی مختلفی نشان دادند. بطوری که خصوصیاتی همچون وزن تک سنبله و وزن هزار دانه جودره با کاربرد علف کش توتال در مرحله گره دوم ساقه کاهش معنی داری در سطح 5درصد نشان داد. مقایسه میانگین اثر بر هم کنش اکوتیپ و علف کش از نظر خصوصیات مرفولوژی و تولیدمثلی نشان داد که اکوتیپ های ورامین، اصفهان، شهرضا و گلپایگان نسبت به اکوتیپ های شوش، رامهرمز و فسا کمتر تحت تاثیر علف کش قرار گرفتند.
    کلید واژگان: صفات تولیدمثلی, صفات مورفولوژیکی, مدیریت شیمیایی, مرحله رشد}
    Saeid Mohammadi, Mehdi Rastgoo *, Mosa Al Reza Vafaie Tabar, Ebrahim Izadi Darbandi, Mohammad Ali Baghestani
    Introduction
    Spontaneous barley is a category of cereal, annual plant, winter, self-pollinated, and diploid (2n=14). It has very close genetic relationship with barley. Very long awn, resistant to drought and salinity, seed dormancy and allelopathic potential are the features of this plant. The average 1000-seed weight without awn is 45grams and with awn is 47grams.Apart of the five provinces (Semnan, Golestan, Mazandaran, Guilan, Sistan and Baluchestan), the existence of this species was reported in Iran. The highest prevalence belongs to Fars province with an average density of 34 plants per square meter.Due to genetic and morphological similarities of spontaneous barley with wheat and barley, none of selective herbicide for wheat are able to control spontaneous barley.This study aimed to investigate the effects of the herbicide metsulfuron methyl + Sulfosulfuron (TOTAL) on morphological and reproductive characteristics of different ecotypes spontaneous barley and determine the best of use time these herbicides in the various growth stages of spontaneous barley.
    Materials and Methods
    This experiment performed in Varamin region during 2013 and 2014 in form of Factorial randomized complete block design with four replications. The first factor included two levels of MetsulfuronMetyl+ Sulfosulfuron herbicide application at two leaf (GS =12) and second node (GS = 32) stages of growth spontaneous barley, and control without herbicide. The second factor was 20 ecotypes, which collected from across the country. At thirty days after the treatment which was equivalent to the heading stage of spontaneous barley, a box (0.5 × 0.5) was dropped on each line and then the morphology and reproductive traits of spontaneous barley were recorded.
    Results and Discussion
    The greatest effect of TOTAL herbicide was at the time of the second node, but in two leaf also had a significant effect on reducing the density of spontaneous barley. Ecotypes Shush, Marvdasht, Urima, Shahreza, Islamabad, Isfahan, Golpayegan and Varamin after herbicide application at two stages were significantly more than control in term of plant density reduction. The use of herbicide reduced the number of stems per plant. Differences between treatments indicate that the effect of herbicides on stem growth has been positive. Totally, stems per plant reduction caused to reduction of the fruiting stems. This causes to reduce reproductive efficiency in spontaneous barley. In Ecotypes of Shush, Darab, Mahabad, and Biseton areas, effective of herbicides on leaf area index was higher at the two-leaf stage. Reduction of leaf area reduced the size and plant dry weight. TOTAL herbicide caused to weaken plants and plant density reduction by reducing the leaf area growth, and the growth of young stems. In Mahidasht, Fasa and Zarghan ecotypes, herbicide application at two leaves stage reduced the plant height more than second node stage. Using herbicides at second node stage,significantly changed the height of Salmas, Miandoab, Darab, Biseton, Shahryar, Golpayegan and shahreza ecotypes compared to control. Final height is one of the most important and effective indicator, in terms of weed-crop competition, which by light advantage, resulted to increasing the canopy, leaf area, dry weight and better competitive conditions. The use of herbicides at the two-leaf and the second node stages resulted incontrolling the final height of spontaneous barley compared to control. The plant fresh weight and dry weight of ecotypes showed a significant decrease as compared to the control. By reduction of spontaneous barley fresh weight, the reproductive ability reduced and also the canopy was decreased, which both have an important role on control of spontaneous barley. Moreover, according to another study among several tested herbicides in wheat, spontaneous barley did not lead to optimal control and only TOTAL decreased the dry weight by 67 percent. Using herbicides at second node stage resulted to reduction of spike weight in Shush, Fasa, Shiraz, Kerend and Varamin ecotypes than control. After herbicide application, due to unfavorable growing conditions and stress, the plant with minimal resources went to reproductive stage. Consequentlythe plants were weaker as compared to the control.Finally,the fertility rate reduced and spike length was shorter under the influence of herbicides. Using of herbicides at second node, most of the ecotypes showed seed weight reduction.
    Conclusion
    The results showed that the use of TOTAL herbicide at the two-leaf stage and the second node decreased morphological and reproductive characteristics of this weed. The biggest influence on morphological characteristics of the Bistoon ecotype (density), Shiraz ecotype (plant density, leaf area, fresh weight, Dry weight, spike length), Rāmhormoz ecotype (number of stems, plant fresh weight, Dry weight), Mahidasht ecotype (LAI), Fasa ecotype (height, leaf area index, fresh weight, dry weight, grain weight, spike weight), Golpayegan ecotype (final height), Branch ecotype (final height), Shush ecotype (number of stems, number of grains per spike), Marvdasht ecotypes (seed weight, weight spike), Zarghan ecotype (spike length). Ecotypes reactions to the herbicide suggested that potential genetic differences among ecotypes creates different conditions of increasing or decreasing of the studied traits. Knowing these differences guide us to control this weed at different stages of plant growth by suitable approaches.
    Keywords: Chemical control, Growth stage, Morphological traits, Reproductive traits}
  • رضا بهمرام، مریم اسرافیلی تازه کند محمدیه*، نعمت هدایت ایوریق
    این پژوهش به منظور برآورد ضریب هم خونی و تاثیر آن بر برخی از صفات تولیدی و تولید مثلی در گاو های هلشتاین مجتمع کشت و صنعت مغان با استفاده از اطلاعات شجره ای 17966 راس گاو هلشتاین از سال 1386 تا 1395 انجام شد. برای آماده سازی و ویرایش داده ها، برآورد ضریب هم خونی و محاسبه میزان تابعیت صفات از هم خونی به ترتیب از نرم افزار های Fox pro،Excel ،CFC و Wombat استفاده گردید. نتایج نشان داد 12/30 درصد کل حیوانات هم خون بودند. میانگین ضریب هم خونی کل جمعیت و حیوانات هم خون به ترتیب 56/0 و 85/1 درصد برآورد شد. کمترین و بیشترین مقادیر هم خونی در این گله به ترتیب 78/0 و 5/37 درصد مشاهده گردید. افت ناشی از هم خونی به ازای افزایش یک درصد هم خونی برای صفات میزان تولید شیر، تعداد روز های شیردهی، روز های باز و سن اولین زایش به ترتیب 14/15-کیلو گرم، 60/1-، 09/0 و 40/0 روز برآورد شدند، که به جز صفت سن اولین زایش از لحاظ آماری معنی دار نبودند (01/0>P). نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین ضریب هم خونی در این گله نسبت به جوامع مشابه دیگر کمتر بود، که می تواند با عواملی مانند جلوگیری از آمیزش های خویشاوندی خیلی نزدیک و تمایل به جفت گیری های کنترل شده در ارتباط باشد.
    کلید واژگان: شجره, صفات تولیدی و تولید مثلی, گاو های هلشتاین, هم خونی}
    Reza Behmaram, Maryam Esrafili Tazeh Kandemohammadiyeh *, Nemat Hedayat Evrigh
    This research was done to estimate of inbreeding coefficient and its effect on some of productive and reproductive traits in Moghan agro-industrial company Holstein cows with using of 17966 Holstein cows pedigree data from 2007 to 2016. For preparing and editing of data, estimate of inbreeding coefficient and traits regression content from inbreeding Fox pro, Excel, CFC and Wombat softwares were used respectively. 32.12 percent of total animals were inbreed. Inbreeding coefficient average for total population and inbreed animals in this study was calculated 0.56% and 1.85% respectively. The lowest and highest inbreeding amount in this herd was observed 0.78% and 37.5% respectively. Inbreeding depression for 1% increasing of inbreeding for milk production, number of days in milk, open days and age at first calving were estimated -15.14 kg, -1.60, 0.09 and 0.40 day respectively, except for age at first calving was not statistically significant (P>0.01). The results of this research showed, in compare with the other similar population, average of inbreeding coefficient was lower in this herd that could be related to factors like preventing of very close inbreeding and tending to controlled mating.
    Keywords: Holestein cows, Inbreeding, Pedigree, Productive, reproductive traits}
  • مجید پسندیده *، قدرت رحیمی میانجی، محسن قلی زاده، لوکا فونتانزی
    در این تحقیق، یک پویش ژنومی برای شناسایی جایگاه های موثر بر صفات تولیدمثلی در گوسفند بلوچی انجام شد. به این منظور، نمونه‏برداری خون از 96 راس میش همراه با داده های فنوتیپی مربوط به صفات تولیدمثلی شامل مجموع وزن همزادان متولد شده، میانگین وزن همزادان در تولد، مجموع وزن همزادان شیرگیری شده، میانگین وزن همزادان شیرگیری شده و تعداد بره های زنده در شش ماهگی در چهار نوبت زایش بدست آورده شد. پس از استخراج DNA، نمونه ها با استفاده از تراشه هایSNP گوسفندی (50K) تعیین ژنوتیپ شدند. تجزیه مطالعه ارتباط ژنومی با استفاده از نرم افزار PLINK در مدل‏های رگرسیون خطی و لجستیک شامل اثرات SNP‏ها و عوامل ثابت جنس و نوبت زایش انجام شد. در مجموع، هشت نشانگر معنی‏دار در سطح کروموزومی روی کروموزوم‏های 1، 4، 10، 15 و 17 مرتبط با صفات تولیدمثلی مورد مطالعه شناسایی شد (05/0>P). بررسی ژن‏ها و QTL‏ها در این مناطق نیز نشان‏دهنده وجود ژن‏ها و QTLهای موثر بر صفات رشد و تولیدمثلی بود. از نتایج این تحقیق می‏توان برای کشف واریانت‏های مسبب صفات تولیدمثلی در برنامه های اصلاح نژادی گوسفند استفاده نمود.
    کلید واژگان: جایگاه های صفات کمی, صفات تولیدمثلی, گوسفند بلوچی, مطالعه ارتباط ژنومی}
    M. Pasandideh*, Gh. Rahimi-Mianji, M. Gholizadeh, L. Fontanesi
    Genetic improvement in reproductive and growth traits is major goal in sheep breeding. In this study, we performed a genome wide association study for detection of quantitative trait loci affecting reproductive traits in Baluchi sheep. For this purpose, blood samples were collected from a total of 96 ewes and data on their reproductive traits including total litter weight at birth (TLWB), litter mean weight per lamb born (LMWLB), total litter weight at weaning (TLWW), litter mean weight of lambs at weaned (LMWLW) and number of lambs alive at six months (NLA6m) in four parity. After DNA extraction, samples were genotyped using the Illumina Ovine SNP 50K BeadChip assay. Using PLINK software, a GWA study was performed in linear (GLM) and logistic regression analyses with a model included SNPs effect and sex and number of parities as fixed effects. A total of eight SNPs were found on chromosomes 1, 4, 10, 15 and 17 at the 5% chromosome-wise significance level (P
    Keywords: QTLs, Reproductive traits, Baluchi sheep, GWAS}
  • الهام رضوان نژاد، آزاده بوستان، صفا لطفی
    در این تحقیق از دو گروه بلدرچین ژاپنی شامل لاین سبک وزن و سنگین وزن که به مدت هفت نسل بر اساس وزن بدن در سن چهار هفتگی انتخاب شده بودند استفاده شد. لاین سنگین وزن در هفتمین نسل انتخاب شده به طور معنی داری در سن 28 روزگی از لاین سبک وزن در همان نسل برای هر دو جنس نر و ماده سنگین تر بود (01/0p<). 21 قطعه ماده و 11 قطعه نر از لاین سنگین وزن و 18 قطعه ماده و ده قطعه نر از لاین سبک وزن به صورت تلاقی متقابل برای تولید دو گروه شامل گروه با پدر سنگین وزن (HL) و گروه با پدر سبک وزن (LH) با هم آمیزش داده شدند. به منظور تعیین میزان هتروزیس و اثر جابه جایی برای وزن در زمان تولد و وزن چهار هفتگی و هم چنین برای صفات تولیدمثلی شامل سن در زمان بلوغ جنسی، وزن در زمان بلوغ جنسی، تعداد تخم، وزن تخم، درصد باروری و درصد جوجه درآوری، گروه های حاصل از تلاقی متقابل با لاین های والدی مقایسه شدند. تفاوت ها برای میانگین این صفات بین دو لاین به جز برای صفت تعداد تخم معنی دار بود (01/0p<). اثر هتروزیس برای صفات سن در زمان بلوغ جنسی، درصد باروری و درصد جوجه درآوری معنی دار اما برای سایر صفات مورد بررسی معنی دار نبود. هم چنین اثرات مادری یا اثر تلاقی جابه جایی به جز برای صفت تعداد تخم برای سایر صفات معنی دار بود (01/0p<).
    کلید واژگان: بلدرچین ژاپنی, اثر هتروزیس, تلاقی جابه جایی, صفات تولیدمثلی}
    Elham Rezvannejad, Azadeh Boustan, Safa Lotfi
    In the current study, two groups of lines Coturnix Japonica Quail that were selected for hig (HW) and low (LW) body weight at the age of 4 weeks for 7 generations were used. HW line after selection for 7 generations was significantly heavier than LW line in the same generation at the age of 28days (p
    Keywords: Heterosis Effect, Japanese Quail, Reciprocal Effect, Reproductive Traits}
  • امیر قاسم زاده، سالار جمالی
    نماتدهای ریشه گرهی (Meloidogyne spp.) از عوامل محدود کننده کشت محصولات کشاورزی از جمله فلفل هستند. گونه M. incognita به طور گسترده ای در مزارع فلفل استان گیلان پراکندگی دارد. در این تحقیق، مقاومت یازده رقم فلفل شامل فلفل قلمی (هیبرید کویامی، هیبرید عزیز و هیبرید باونتی) و فلفل دلمه ای (کالیفرنیا واندر 301، هیبرید کاملوت، هیبرید کینگ آرتور، هیبرید ویزارد، هیبرید آریستوتل، هیبرید پلاتو، مرکوری و کالیفرنیا واندر 310) نسبت به نژاد دوم M. incognita مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمایش در شرایط گلخانه با دامنه دمایی 22 تا 28 درجه سلسیوس در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام شد. گیاهچه های فلفل در زمان چهاربرگی با 2000 عدد لارو سن دوم نماتد به ازای هر کیلوگرم خاک مایه زنی شدند. هشت هفته پس از مایه زنی، شاخصهای رشدی رقم ها (میزان کلروفیل برگ، وزن تر و خشک شاخساره و ریشه، طول و حجم ریشه، طول و قطر ساقه و تعداد برگ سالم) و صفات مربوط به آلودگی نماتد (تعداد گره، توده تخم، تعداد لارو در خاک و فاکتور تولیدمثلی) مورد ارزیابی قرار گرفتند. در تعیین نهایی واکنش ارقام، از سیستم مبتنی بر فاکتور تولید مثل و شاخصهای گال و کیسه تخم استفاده گردید. براساس نتایج به دست آمده، رقم های فلفل دارای درجات متفاوتی از حساسیت نسبت به نماتد بودند. در صفات رویشی، رقم های هیبرید ویزارد، کالیفرنیا واندر 301، هیبرید باونتی، مرکوری و هیبرید کاملوت نسبت به بقیه رقم ها کمترین تاثیرپذیری از آلودگی به نماتد را از خود نشان دادند. رقم های کالیفرنیا واندر 301، هیبرید باونتی، مرکوری و هیبرید کاملوت از نظر صفات تولیدمثلی نماتد حساسیت کمتری نسبت به بقیه رقم ها نشان دادند. از نظر ارزیابی شاخص های گال، توده تخم و مقاومت، رقم های مرکوری و هیبرید کاملوت به عنوان متحمل ترین و رقم های هیبرید کینگ آرتور و هیبرید عزیز به عنوان حساس ترین ارقام ارزیابی شدند.
    کلید واژگان: فلفل, صفات تولید مثلی, مقاومت, نماتد ریشه گرهی}
    Amir Ghasemzadeh, Salar Jamali
    Root-knot nematodes (Meloidogyne spp.) are the limiting factors of agriculture crops including pepper. The M. incognita has widely distributed in pepper fields of Gilan Province. In this study, eleven pepper cultivars including AA pepper (Hyb. Coyame- Petoseed, Hyb. Aziz- Petoseed, Hyb. Bounty- Petoseed) and Bell peppers (California Wonder 301- Petoseed, Hyb. Camelot- Petoseed, Hyb. King Arthur- Petoseed, Hyb. Wizard- Petoseed, Hyb. Aristotle (SQ-R)- Petoseed, Hyb. Plato (SQ-R)- Petoseed, Mercury- Petoseed, California Wonder 301- Canyon) were evaluated against M. incognita race 2. Experiments conducted in a completely randomized design with four replications in greenhouse conditions with range of 22 to 28 Celsius degrees. Seedlings with six leaves were inoculated with 2000 second-stage juveniles/kg soils. Eight weeks after inoculation, growth indexes cultivars (Chlorophyll content of leaves, fresh and dry weight of shoot and root, root length and volume, length and diameter of shoot and number of healthy leaves) and nematode reproductive traits (Number of galls, egg masses, juveniles in the soil and nematode reproduction factor) were evaluated. In the final reaction of cultivars were determined based on reproduction factor gall and egg masses and resistance indices. The results revealed that pepper cultivars showed different ranges of sensitivity to the nematode. Based on the growth factors, hybrid wizard, California Wonder 301, Bavnty Hybrid, Mercury and Camelot hybrid cultivars were less sensitive than others cultivars. Among cultivars, California Wonder 301, Bavnty Hybrid, Mercury and Camelot hybrid showed less sensitivity in reproductive. The assessment of gall, egg masses and resistance indices revealed that Mercury and Camelot hybrid were evaluated as tolerant cultivars and King Arthur's hybrid and aziz hybrids as the most sensitive cultivars.
    Keywords: Pepper, Resistance, Reproductive traits, Root-knot nematode}
  • شیوا محمدی، کوروش سروی مغانلو *، بهروز آتشبار، احمد ایمانی
    فناوری نانو و مخاطرات محیط زیستی آن بویژه برای آبزیان به شکل روز افزونی در حال گسترش است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر نانوذره نقره بر میزان رشد و بازماندگی Artemia urmiana اجرا شد. این پژوهش در قالب 5 تیمار شامل، گروه شاهد، 001/0، 01/0، 1/0و 1 میلی گرم بر لیتر نانوذره نقره در 4 تکرار انجام شد. بدین منظور تعداد 500 ناپلی تازه از تخم خارج شده پس از شمارش و انتقال به ظروف پرورش یک لیتری در معرض غلظت های مختلفی از نانو ذره پرورش یافتند. طی دوره پرورش از جلبک تک سلولی Dunaliella tertiolecta و مخمر نانوایی برای تغذیه آرتمیاها استفاده گردید. در طول دوره آزمایش میزان رشد و بازماندگی آرتمیاها در روزهای 8، 11، 17، 20 و 23 مورد بررسی قرار گرفت. آرتمیاها بعد از بلوغ به انکوباتورها و محیطی عاری از نانوذرات انتقال داده شدند. ویژگی های تولید مثلی آن ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل بیانگر این بود که با افزایش غلظت نانوذرات نقره و با گذر زمان، میزان بازماندگی کاهش و میزان رشد افزایش یافت (05/0>p). ویژگی های تولید مثلی نظیر تعداد کل زاده ها، تعداد زاده ها در هر روز، تعداد زاده ها در هر بار تولید مثل و طول عمر آرتمیا در تیمار 1 میلی گرم بر لیتر نانوذره نقره کمترین بود (05/0>p). بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که ورود نانو ذرات نقره به بوم سازگان های طبیعی A. urmiana می تواند بر چرخه تولید مثلی آن تاثیر گذاشته و موجب کاهش بازماندگی و توان تولید مثل آن گردد.
    کلید واژگان: سمیت مزمن, نانوذره نقره, رشد, بازماندگی, ویژگی های تولید مثلی, Artemia urmiana}
    S. Mohammadi, K. Sarvi Moghanlou *, B. Atashbar, A. Imani
    The application and environmental hazards of nanotechnology to aquatic species are increasingly growing. To address the issue, the present study was designed and carried out to elucidate the toxic effects of silver nanoparticles on growth, survival and reproductive traits of Artemia urmiana. The experiment consisted of five treatments, namely control group and those exposed to 0.001, 0.01, 0.1 and 1 mgl-1 silver nanoparticles, with four respective replicates. To do so, 500 newly hatched nauplii were counted and transferred to 1 liter containers exposing to various concentrations of the silver nanoparticles . Microalgae Dunaliella tertiolecta and zymogenic was used to feed artemia. Growth and survival rates were recorded on days 8, 11, 17, 20 and 23. After sexual maturation, artemia were transferred to a new environment free from nanoparticles and their reproductive traits were studied. Results showed that higher concentrations of silver nanoparticles led to lower survival rate and augmented growth rate of artemia (p
    Keywords: Silver nanoparticles, Growth, Survival rate, Reproductive traits, Artemia urmiana}
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال