تحلیلی بر کاربست نظریه ها و مفاهیم علوم اجتماعی در فرایند نظریه پردازی قرآنی/دینی
مطالعاتی که تلاش دارند بر مبنای متون دینی وارد نظریهپردازی در حوزه علوم اجتماعی شوند، در ظاهر هویتی دوگانه دارند که حضور نظریه ها و مفاهیم علوم اجتماعی در آنها پررنگ است. مسئله اصلی این نوشتار، بررسی چگونگی تعامل مطالعات دینی، به محوریت قرآن، با نظریه ها و مفاهیم علوم اجتماعی است. برای دستیابی به این امر، دو نمونه از آثار تحقیقی به مثابه دو شیوه از کاربست نظریه های علوم اجتماعی در مطالعات قرآنی/ دینی بررسی و ارزیابی میشود. این امر، نیازمند یک روش تحلیلی قیاسی استقرایی مقایسه ای است که با تکیه بر الگوی نظریه سازی در علوم اجتماعی انجام می شود. نتیجه ارزیابی نمونه ها نشان می دهد مهم ترین کاربست مثبت رجوع به نظریه های علوم اجتماعی در مطالعات قرآنی/ دینی، غنی سازی پرسش های تحقیق و کمک به استنطاق از قرآن در راستای ارایه نظریه های بنیادین قرآنی است. همچنین مهم ترین آسیب، تحمیل آرای بیرونی بر قرآن و متون دینی است.
-
واکاوی عصمت پیامبر اکرم ص در مسائل اجتماعی و مناصب حکومتی با نگاه به شبهه ی داوری ناصواب پیامبر ص
علی شمس*، ، سیده زهرا طباطبائی قمی راد
نشریه معارف دینی در آینه پژوهش، تابستان 1402 -
تحلیل معناشناسی فرهنگی، روایی یا ناروایی تطبیق آن بر مطالعات قرآن
*
مجله پژوهش های قرآن و حدیث، بهار و تابستان 1401