رفتار خودکشی و پیشگیری از آن: پدیدآمدن افکار خودکشی و برنامه ریزی برای اجرا آن
خودکشی یک بحران فردی است که به یک بحران خانوادگی، اجتماعی، و در برخی موارد حتی به یک بحران ملی و یا بین الملی، می انجامد [1]. مطالعات موجود نشان می دهند که تنها گونه انسان است که دست به خود کشی می زند و تا کنون هیچ گونه دیگری مانند انسان، خودکشی نکرده است [2]. بنابراین، خودکشی یک جنبه فلسفی از زندگی انسان است که نیاز به شناخت دقیق و پیشگیری برنامه ریزی شده دارد. از این رو، قصد داریم تا در یک مجموعه به هم پیوسته از مقالات سردبیری، نه تنها نسبت به شناخت دقیق تر از این پدیده تلاش نماییم، بلکه بهترین رهیافت های مقابله با آن را نیز تشریح کنیم.
شواهد موجود نشان می دهند که چنانچه فردی از عهده مشکلات خود چه در بعد جسمی، چه در بعد روانی و چه در ابعاد دیگری نظیر ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، مانند: اتفاقات ناخوشایند در کودکی، از دست دادن عزیزان، برقراری رابطه با دیگران، ازدواج، تحصیل، شغل و غیره بر نیاید، ممکن است افکار خودکشی در وی، پدیدار گردد [3]. البته این نکته به آن معنی نیست که هر کس با مشکلی برخوردار کرد که نتوانست آن را حل کند، ضرورتا افکار خودکشی در وی پدیدار می شود. بلکه، عوامل متعدد ژنتیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، در این زمینه اثرگذار است.
برای نمونه، برخی افراد از نظر ژنتیکی احتمال ابتلاء بیشتری به افسردگی و استرس دارند و افسردگی و استرس می توانند در برخی مواقع، پیش زمینه پدید آمدن افکار خودکشی باشند [4]. همچنین، برخی مذاهب و فرهنگ ها مانند اسلام، نگرش سخت گیرانه و در عین حال بسیار عاقلانه ای نسبت به وقوع رفتار خودکشی دارند. بنابراین، خودکشی در جوامع اسلامی نسبت به سایر جوامع، از میزان های بسیار پایین تری برخوردار است. این در حالی است که برخی مذاهب و فرهنگ های دیگر، مانند بودیسم، نگرش باز و غیر عاقلانه ای را نسبت به خودکشی داشته و رخ دادن آن را در برخی مواقع و شرایط، جایز می دانند [5].
چنانچه افکار خودکشی در فرد پدیدار گردد و واکنش مقابله ای موثری با این افکار از طرف فرد رخ ندهد، مانند این که فرد در گرفتن کمک از افراد دارای صلاحیت، اقدام نکند، آن وقت این افکار ممکن است کم کم به شکل گیری برنامه ای برای انجام خودکشی بیانجامد. در این مرحله، فرد به این نکته فکر خواهد کرد که چگونه و کجا می تواند جان خود را بگیرد و آماده طراحی برنامه ای برای خودکشی خود، خواهد شد [3].
در این مرحله نیز، مسایل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی متعددی می توانند نقش مثبت و یا منفی خود را ایفاء کنند. نقش مثبت به این معنی که فرد را از چنین طرحی منصرف نمایند و نقش منفی به این که معنی وی را به انجام این کار، ترغیب نمایند. برای مثال، اخباری که در رسانه ها پیرامون یک مورد خودکشی منتشر می گردند، اگر مطابق با دستورالعمل های انتشار اخبار خودکشی به رشته تحریر در نیامده باشند، آن وقت می توانند جزییات یک مورد خودکشی را با دقت شرح دهند و یا اینکه خودکشی فرد را موجه جلوه داده و با بزرگ نمایی، به نوعی انجام چنین عملی را توجیه نمایند [6].
نشر این اخبار و همچنین تایید فرهنگی خودکشی، به خصوص تایید فرهنگی برخی از روش های خاص مانند خودسوزی، بدون شک به فردی که افکار خودکشی دارد، کمک می نماید تا طرحی نسبتا دقیق و واقعی برای کشتن خود، پایه ریزی نماید. اگر همزمان راه کارهای مقابله با این برنامه ریزی به مرحله اجرا در نیاید، آن وقت، فرد خودکشی گرا وارد مراحل خطرناک تری می گردد که در سخن سردبیری شماره بعد، به آن ها اشاره خواهیم نمود.