منیرالسادات پورطولمی
-
نشریه عرفان اسلامی، پیاپی 81 (پاییز 1403)، صص 181 -199
ثمره حب حق در شناخته شدنش بعد از تعین پذیری و کثرت در قوس نزول، در حرکت از کثرت به وحدت ، در قوس صعود برای بازگشت به حق است. در قوس صعود نقش باطنی را حب و نقش ظاهری را شناخت و معرفت مخلوق ایفامی-نماید. درواقع قوس صعود را حق با حبش در باطن مخلوق می پیماید. کمال جذبه های خلقت در قوس نزول، خلق جوهره انسان کامل است و کمال عینی آن جذبه و ظهور آن جوهره در قوس صعود، انسان کامل است.مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف پاسخ به این سوال است که ازدیدگاه ابن عربی چگونه حب الهی می تواند در هرمرتبه عامل اصلی رسیدن به مرتبه فناء فی الله وبقاء بالله باشد، ارتباط حب حق به شناخته شدن در قوس نزول و غایت حب الهی در قوس صعود را بررسی می نماید. در نهایت به این نتیجه می رسد که در سایه حب می توان غایت قوس نزول وغایت قوس صعود را تنها در انسان کامل و به واسطه او محقق دانست. عشق وحب حق تعالی به ظهور انسان کامل به عنوان تجلی تام و اتم اسماء و صفاتش نیز غایت حرکت حبی در قوس نزول است، همچنان که اتحاد و فنای در حق که تنهاطریقش حب حقیقی انسان کامل است، به عنوان غایت این حرکت درسیرصعودی بیان شده است. لذا عشق هم طریق و هم غایت دو قوس نزول و صعود است.
کلید واژگان: عشق, حب الهی, قوس صعود, قوس نزول, ابن عربی, انسان کامل.The role of affection for his recognition is movement from plurality to the unity in ascending arc for recurrence to the God, after determinability and plurality in descending arc. In ascending arc the intrinsic role is played by affection and the outward role is played by recognition and knowledge of the creature. In fact, the God transverses the ascending arc with his affection in the inward of the creature. The perfection of the creation attractions in descending arc is the perfect human. This article, studies on the relation of God affection for recognition and the ultimate of divine affection in ascending arc using analytical descriptive method, in order to answer to this question:”How divine affection can be the main factor for reaching to the inexistence in God (Fana-fi-Allah), and existence by God (Bagha-be-Allah) according to Ibn-Arabi?“ and finally, reaches to this result that the ultimate of the descending and ascending arcs can be realized in the perfect human and by him. In the light of affection, the love and affection of the exalted God to the appearance of the perfect human as the full and fullest manifestation of his names and attributes is the ultimate of the affection movement in descending arc too; So the unity and inexistence in God; that its sole way is the real affection of the full human, is explained as the ultimate of this movement is ascending trend. Thus, the love is the way and the ultimate of two descending and ascending arcs, too.
Keywords: Divine Affection, Ascending Arc, Descending Arc, Ibn Arabi, Perfect Human -
نشریه عرفان اسلامی، پیاپی 74 (زمستان 1401)، صص 203 -220اعتقاد به وجود عالم مثال مطلق به عنوان عالمی حقیقی و جوهری روحانی، که حدواسط میان عالم جبروت و عالم شهادت تلقی می شود، ازجمله باورهای عرفان محیی الدینی است .از آنجایی که تمام ممکنات عوالم خلقت در این عالم با صورتی مثالی ظهوردارند می توان به نقش بی بدیل این مرتبه از هستی در فرآیند معرفت انسان پی برد. مقاله حاضر برآن است که نشان دهد چگونه از طریق شناخت عالم مثال می توان به شناخت همه مراتب خلقت نایل گشت.ممکنات عالم عقول، با تجرد تام تنها درعالم مثال که محل ظهور صور است با یک نحو تعین مناسب کمالات خویش متمثل می شوند. مرتبه مثالی عالم دربردارنده حقایق نوری نیمه مجرد وسیعی است که با صوری مثالی تعین یافته اند، ممکنات عالم طبیعت نیز در سابقه وجودی خود ظهوری مثالی داشته اند زیرا عالم مثال واسطه ظهورآن ها است. بنابراین ارتباط معرفتی با عالم مثال امکان شناخت همه مراتب هستی را برای انسان فراهم می آورد و از آنجا که یکی از قوای ادراکی انسان قوه خیال اوست که خود از سنخ عالم مثال می باشد لذا انسان می تواند با مثال مقید خویش با عالم مثال مطلق ارتباط وجودی ومعرفتی حاصل نماید.کلید واژگان: معرفت شناسی, ادراک خیالی, مراتب عالم, مثال مطلق, مثال مقید, عالم عقولBelief in the Ălam-e Methal as a real world and spiritual essence, which is the middle ground between the world of predestination and the world of martyrdom, is one of the beliefs of Mohi al-Dini mysticism. The present article shows how to know all levels of creation through the knowledge of the Ălam-e Methal. The ideal order of the universe includes vast semi-abstract optical truths determined by ideal forms. Since one of the perceptual powers of man is his imagination, which is itself of the type of the Ălam-e Methal, so man can achieve an existential and epistemological connection with his absolute Ălam-e Methal, Which has been considered in mystical texts, can be related to the absolute idea , the possibility of knowledge and cognition and imaging in all three levels of the universe.Keywords: Ălam-e Methal, Epistemology, imaginary perception, world levels, Absolute Idea, binding idea, intellects world
-
اعتقاد به وجود عالم عقل که عالمی حقیقی و مستقل از ماده، احکام و پایدار به نفس است، در اندیشه ی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه، در شناخت انسان تاثیر مهمی دارد. از نظر ابن سینا، شناخت انسان بدون وجود عقلی مفارق و قدسی به سرانجام نمی رسد و روند شناخت و معرفت در تمام مراحل خود، به دستگیری و افاضه چنین موجودی نیازمند است. شیوه ارتباط نفس با عقل فعال از مقوله فعل و انفعال است که عقل فعال در سوی فعلیت، و نفس انسان در سوی انفعال این رابطه ایستاده اند. سهروردی، با حفظ و جایگاه و نقش استدلال عقلی، از آن گذر می کند و شهود و مشاهدات عقلی را به عنوان برهان قاطع بیان می کند. مطابق معرفت شناسی ملاصدرا، وی ادراک انسان را در مرحله تعقل متاثر از برقراری ارتباط نفس با این موجود مجرد مستقل از نفس انسانی می داند و بدین ترتیب عالم عقول در تمام مراتب وجودی و معرفتی حکمای مسلمان نقش بسزا دارد. در پژوهش فوق، برآنیم تا با روشی توصیفی_تحلیلی عالم عقول را در حوزه ی جهان شناسی و معرفت شناسی با نظر به آثار بزرگانی چون «ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا» مورد بررسی قرار دهیم تا از قبل چنین بررسی به پاسخی قانع کننده در باب پرسش پژوهش دست یابیم.
کلید واژگان: معرفت شناسی, عالم عقل, ملاصدرا, ابن سینا, سهروردی, فیلسوفان مسلمانThe belief in the existence of the world of intellect as a real world independent from the matter and its rules and mentally-constituted is of a significant impact on human knowledge in Prepatetic philosophy, illuminationism and transcendent theosophy. According to Avicenna, human knowledge fails without a separated and sacred intellect and the process of knowledge in all of its stages needs emanation of such an entity. The relationship between the Soul and the Active Intellect is of action/passion structure. Active Intellect is on action while human soul is of passion. Keeping the place and role of the intellectual argument, Suhrewardi passes it and considers intuition and intellectual visions as the decisive proof. According to Mulla Sadra’s epistemology, human perception comes true through the relation which is established between the soul and this immaterial entity independent from human soul. The world of intellects, thus, plays a significant role in all existential and epistemic levels of Muslim thinkers. In this essay, we seek to assay the world of intellect in the domains of cosmology and epistemology using a descriptive-analytic method in the context of the works of such great men of thought as Avicenna, Suhrewardi and Mulla Sadra in order to reach a convincing answer regarding the question at stake.
Keywords: Epistemology, World of Intellect, Mulla Sadra, Avicenna, Suhrewardi, Muslim Philosophers -
نشریه عرفان اسلامی، پیاپی 69 (پاییز 1400)، صص 209 -232
دعا کردن و راز و نیاز با معبود از جمله آموزه های موکد دینی و عرفانی است. از طرف دیگر یکی از مراتب و مقامات عرفانی مقام رضا است، یعنی سالک باید رضایت کامل به قضا و قدر الهی داشته و همواره راضی به رضای حق باشد.. پرسش اینجاست که آیا منافاتی بین دعا کردن و مقام رضا وجود ندارد ؟آیا دعا کردن، اعتراض به قضا و قدر الهی محسوب نمی شود؟ در این تحقیق مطالبی دال بر ضرورت دعا و نیایش از قرآن کریم و احادیث معصومین (ع) و سخنان اولیاء الله ذکر شده است و بیان شده که دعا، مغز عبادت است ،دعا سلاح مومن است و اینکه ترک دعا، معصیت است و عاجزترین مردم کسانی هستند که توفیق دعا کردن ندارند. همچنین از عرفای بزرگ اسلامی مطالبی در باب رضا بیان شده که سالک باید بر آنچه از دستش رفت غمناک نبوده و بر آنچه که بدست می آورد، خوشحال نشود و باید راضی به قضای حق باشد و یقین داشته باشد که خداوند بهترین مقدرات را برای او در نظر گرفته است و همه امور براساس حکمت الهی است، لذا بر حکم و قضای الهی اعتراضی نکند و شاکر باشد. از تحلیل این دو امر به ظاهر متقابل بر مبنای قرآن و عرفان این نتیجه حاصل شده که سالک می تواند در همان حالی که باید به قضای الهی راضی است، دست به دعا بردارد . اودعا کردن را امر الهی ،وسیله سخن گفتن با خداوند و وظیفه خود می داند و از طرفی به هرچه در قضا و قدر برای انسان در نظر گرفته شده رضایت کامل دارد و می پسندد هرآنچه را خداوند برای او پسندیده است.
کلید واژگان: دعا, مقام رضا, قضای الهی, عرفان اسلامی, توحید, توکلPraying and expressing mystery and need with God are among the emphatic religious and mystical teachings. On the other hand, one of the mystical levels and authorities is the position of Reza, that is, the seeker must have complete satisfaction with the divine destiny and be always satisfied with the satisfaction of the truth. The question is whether there is a contradiction between praying and the status of satisfaction. In this research, there are a few things that have been indicated on the necessity of prayer and supplication from the Holy Quran and the hadiths of the Infallibles (AS) and the words of the saints of God, and it has been stated that prayer is the brain of worship, prayer is the weapon of the believer and There are those who do not succeed in praying. The great Islamic mystics also say about Reza that the seeker should not be sad about what he lost and should not be happy about what he achieves, and he should be satisfied with the judgment of truth and be sure that God has the best destinies for him in mind. Has taken and all things are based on divine wisdom, so do not object to the divine judgment and be thankful. From the analysis of these two seemingly reciprocal matters based on the Qur'an and mysticism, it has been concluded that the seeker can start praying while he must be satisfied with the divine judgment. He considers praying as a divine command, a means of talking to God and his duty, and on the other hand, he is completely satisfied with everything that is intended for man in fate and destiny, and he likes whatever God has pleased for him.
Keywords: prayer, status of satisfaction, divine judgment, Islamic Mysticism, monotheism, Trust -
اخذ میثاق حق تعالی از همه افرادبشرواعتراف آنهابه عبودیت خود و ربوبیت خداوند در عالمی که به آن « ذر » گویند ، به بعد مجرد انسانها یعنی نفوس بشری نسبت داده می شود. در حالیکه حدوث نفس قبل از پیدایش بدن با مبانی عقلی فلاسفه مسلمان ناسازگار است. مقاله حاضرپس از ذکر دلایل فلاسفه مسلمان بر عدم حدوث نفس قبل از بدن ، به تبیین چگونگی اخذ پیمان در عالم ذر با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه می پردازد و پس از بیان قواعدی چون بسیط الحقیقه کل الاشیاء، ظهورات حقایق وجودی در نشیات گوناگون، مسیله انطواء کثرت در وحدت و... بیان می دارد که نفوس قبل از ابدان در نزد حق تعالی با کینونتی متناسب باآن نشات ونه با تعینات جزییه حضور داشته و فقر ذاتی وتعلق وجودی خویش به حق تعالی را شهود نموده وبه آن معترف بوده اند.ولذا امر اخذ میثاق واعتراف به ربوبیت خداوند که مورد تصریح آیات وروایات می باشد لزوما کلامی ولسانی نبوده و می تواند وجودی وشهودی باشد.
کلید واژگان: عالم ذر, میثاق, بسیط الحقیقه, وحدت وکثرتGod catch a pact from all of mans about the god as Lord and mans as servant is in Alam Dzar that attributed to man's immaterial aspect as man's soul. Whereas the emergence (hudūth) of soul before of body is against to the Islamic philosophers principles.This article at first describe Islamic philosophers' reasons about not-emergence (hudūth) of soul before of body and next explain how catch a pact in Alam Dzar by Tracidental Wisdom. Since saying about some rules of Islamic philosophy same as (Basīt Al-haqīqah Kull Al-ashya) and the incoming real beings on various form and the problem of introversion of multiplicity in unity and next the soul before of bodies was near God with a type of being that suitable for its being and so isn’t as particular nomination and finally view his natural poverty and his existential dependency to the God and admission to it.So that catch a pact and admission to the God as Lord that is sanction by Verse of Quran and Imam's anecdote isn’t necessity by word and can be existential and viewing.
Keywords: Alam Dzar٫ Catch a Pact, Basīt Al-haqīqah Kull Al-ashya, Multiplicity in Unity
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.