دکتر عباس حبیب زاده
-
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی تاب آوری تحصیلی براساس پنج عامل بزرگ شخصیت و ابعاد کمال گرایی بود. همچنین روش پژوهش از نوع هم بستگی بود. جامعه آماری پژوهش، تمام دانشجویان دختر دانشگاه قم در سال تحصیلی 1400-1399 را شامل می شد که از این میان تعداد 363 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم دانشکده و براساس جدول مورگان انتخاب شدند و به پرسش نامه های تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2004)، ویژگی های شخصیتی نئو (1985) و ابعاد کمال گرایی چندبعدی تهران (بشارت، 1386) که از طریق شبکه های مجازی ارسال شده بود پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS26 در دو سطح توصیفی (میانگین، انحراف معیار و واریانس) و استنباطی (ضریب هم بستگی و تحلیل رگرسیون) تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تاب آوری تحصیلی با روان نژندی رابطه معنادار و معکوس و در مقابل با برون گرایی، پذیرابودن، مسئولیت پذیری و کمال گرایی های خودمدار، دیگرمدار رابطه معنا دار و مستقیم دارد؛ از سوی دیگر یافته های پژوهش نشان داد: روان نژندی، برون گرایی، پذیرابودن، مسئولیت پذیری و کمال گرایی های خودمدار و دیگرمدار توانایی پیش بینی تاب آوری تحصیلی را دارند. درمجموع با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که ویژگی های شخصیتی و ابعاد کمال گرایی می توانند تاب آوری تحصیلی را پیش بینی کنند.کلید واژگان: تاب آوری تحصیلی, پنج عامل بزرگ شخصیت, ابعاد کمال گرایی, دانشجویان دخترThe purpose of the current research was to predict academic resilience based on the five big personality factors as well as the dimensions of perfectionism. The research method was correlational. The statistical population of the research included all the female students of Qom University in the academic year of 2019-2020, of which 363 were selected by stratified sampling based on the size of the faculty as well as Morgan's table. They were asked to answer the academic resilience questionnaires of Samuels (2004). ), Neo's personality traits (1985) and dimensions of Tehran's multidimensional perfectionism (Basharat, 2016) that were sent to them through virtual networks. Data were analyzed using SPSS26 software at both descriptive level (mean, standard deviation and variance) and inferential one (correlation coefficient and regression analysis). The findings showed that academic resilience has a significant and inverse relationship with neuroticism. On one hand, there is a significant and direct relationship between academic resilience and extroversion, receptivity, responsibility, and self-oriented as well as other-oriented perfectionism. On the other hand, the findings indicated that neuroticism, extroversion, agreeableness, conscientiousness, and self-oriented as well as other-oriented perfectionism have the ability to predict academic resilience. In general, according to the obtained results, it can be concluded that personality traits and dimensions of perfectionism can predict academic resilience.Keywords: Academic Resilience, Five Big Personality Factors, Dimensions Of Perfectionism, Female Studens
-
هدف پژوهش حاضر تعیین برازش مدل ساختاری مدیریت کلاس درس بر اساس هیجان معلم و جوسازمانی با میانجی گری خلاقیت هیجانی و خودکارآمدی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش تمام اساتید دانشگاه فرهنگیان در سال 1400- 1399 (7000 نفر) بود. شرکت کنندگان 416 نفر بودند که به روش خوشه ایی انتخاب شدند و به 5 پرسشنامه ی هیجان چن، مدیریت کلاس ولفگانگ و گلیکمن، جو سازمانی هاپلین و کرافت، خلاقیت هیجانی آوریل و پرسشنامه ی خودکارآمدی معلم بندورا پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار 23 spss وارد شده و سپس با استفاده از نرم افزار 24 Amos داده ها تجزیه و تحلیل شد و ارایه مدل با استفاده از معادلات ساختاری، ضریب مسیر و اماره ی تی مشخص شد، برای سنجش متغیرهای میانجی از بوت استرپ استفاده شد. یافته ها نشان داد متغیرهای هیجانات معلم و جو سازمانی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با میانجی گری خلاقیت هیجانی و خودکارآمدی، توانستند اثر معنی داری بر مدیریت کلاس داشته باشند. در نهایت می توان گفت مدل ساختاری پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. بنابراین معلمان با مدیریت هیجانات خود و باور به توانایی های خود و افزایش خلاقیت می توانند مدیریت بهتری برکلاس درس داشته باشند. به نظر می رسد در آموزش دانشجو- معلمان گام مهمی در افزایش توانمندی های حرفه ای آنان خواهند داشت
کلید واژگان: مدیریت کلاس, هیجان های معلم, جو سازمانی, خودکارآمدی, خلاقیت هیجانیThe present study aimed to examine classroom management based on teacher emotion and the classroom organizational climate mediated by the teachers emotional creativity and self-efficacy. A descriptive-correlational method using structural equation modeling was employed. The participants included all members of academic staff of Farhangian University (N= 7000) of these, 416 individuals were selected via random cluster sampling method and participated in the study. Data were collected using the following five questionnaires: a) the questionnaire of teacher emotion (Chen, 2016), measuring emotions related to pleasure, sadness, anger and fear, b) the Class Management Questionnaire (Wolfgang & Glickman, 1986), measuring 3 factors (Educational management, people management and behavior management); c) the Teacher Self-Efficacy Questionnaire (Bandura, 1997), measuring self- efficacy for decision making and educational self-efficacy, disciplinary self-efficacy and self-efficacy for creating a positive atmosphere, and d) the Emotional Creativity Questionnaire (April, 1991), measuring 4 factors (Innovation, effectiveness, originality, and readiness), and e) the Organization Climate Questionnaire (Hoplin & Kraft, 2000), measuring 8 factors (spirit, harassment, intimacy, interest, consideration, distance, influence and dynamism, emphasis on production) and using 4 questions. Data were analyzed using structural equation modeling and Sobel test using AMOS 24 software. To examine the effect of the mediator variables, the boot stroop test was used. The findings revealed that teacher excitement and the classroom organizational atmosphere had a significant effect on classroom management, and this was mediated by the teachers self-efficacy and emotional creativity. Managing their anxiety and emotion and boosting their self-efficacy, teachers can have a significant impact of students learning. Therefore, educating teachers bases on such principles can contribute importantly to educating effective teachers.
Keywords: Classroom Management, teacher emotions, organization climate, self-efficacy, emotional creativity -
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بهزیستی روانشناختی بر فرسودگی تحصیلی با میانجی گری اهداف پیشرفت بوده است. روش پژوهش، طرح همبستگی از طریق مدل یابی معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته روانشناسی و علوم تربیتی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم در سال تحصیلی 1400-1399 بود که با روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 440 نفر انتخاب شده اند. جهت گردآوری داده ها، از سه پرسشنامه فرسودگی تحصیلی مسلش (2002)، بهزیستی روانشناختی ریف (1980) و اهداف پیشرفت میدلتن و میدگلی (1997) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. بهزیستی روان شناختی بر اهداف پیشرفت تبحری، رویکردی و اجتنابی و فرسودگی تحصیلی اثرگذار بود. همچنین اهداف پیشرفت تبحری، رویکردی و اجتنابی بر فرسودگی تحصیلی موثر بود. نتایج نشان داد که بهزیستی روانشناختی با میانجی گری اهداف پیشرفت بر فرسودگی تحصیلی اثرگذار است. به متخصصان حوزه آموزش پیشنهاد می شود در راستای کاهش فرسودگی تحصیلی به مولفه های بهزیستی روانشناختی و اهداف پیشرفت در دانشجویان توجه ویژه داشته باشند.
کلید واژگان: فرسودگی تحصیلی, بهزیستی روانشناختی, اهداف پیشرفتBackground and purposeThe purpose of the present study was to investigate the role of psychological well-being on academic burnout through the mediation of achievement goals.
Research methodThe method of the current research was the correlation design through structural equation modeling. The statistical population included all students of psychology and educational sciences of the Faculty of Humanities, Islamic Azad University of Qom in the academic year 2019-1400, who were selected by available sampling method in the number of 440 people. In order to collect data, three questionnaires were used: Moslesh's academic burnout, Rif's psychological well-being, and Midgley's and colleagues' progress goals. Pearson correlation coefficients and structural equation modeling were used for data analysis.
FindingsThe findings showed that psychological well-being with a standard coefficient of 0.60 was effective on goal orientation and with a standard coefficient of -0.25 on academic burnout. Also, goal orientation with a standard coefficient of -0.55 was effective on academic burnout. All effects were significant at P>0.001 level. The results showed that psychological well-being has an effect on academic burnout through the mediation of achievement goals.
ConclusionIn order to reduce academic burnout, it is suggested to the experts in the field of education to pay special attention to the components of psychological well-being and goal orientation in students.
Keywords: academic burnout, psychological well-being, achievement goals -
عوامل فراوانی مانند انگیزش و اضطراب می توانند بر یادگیری دانش آموزان تاثیر بگذارند. دراین باره، شواهد نشان داده که انگیزش یکی از عوامل موثر و مهم در بهبود عملکرد دانش آموزان است. پژوهش حاضر باهدف تعیین نیمرخ انگیزشی دانش آموزان با استفاده از تحلیل مبتنی بر شخص و مقایسه اضطراب امتحان با توجه به این نیمرخ ها انجام گرفته است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی- علی مقایسه ای است. جامعه آماری، دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوره اول ناحیه 2 شهر قم بوده است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 203 نفر دانش آموز پایه هشتم و نهم، مقیاس جهت گیری اهداف پیشرفت الیوت و اضطراب امتحان را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از روش تحلیل خوشه ای و تحلیل واریانس بهره گرفته شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل خوشه ای، چهار خوشه انگیزش برای دانش آموزان به دست آمد: 7/15 درصد در خوشه عملکردگریزی، 5/29 درصد در خوشه تبحرگرا-عملکرد گرا، 1/21 درصد در خوشه بی انگیزشی و 4/33 درصد در خوشه انگیزش چندگانه قرار گرفتند. اضطراب امتحان خوشه بی انگیزشی و عملکردگریزی بیشتر از سایر خوشه ها بود (001/0<P). یافته های به دست آمده به مسئولان حوزه آموزش کمک خواهد کرد تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی، در ارتقاء یا حفظ انگیزش دانش آموزان، در طول سال های تحصیلی اقدامات موثری را انجام دهند.
کلید واژگان: عوامل یادگیری, اضطراب امتحان, نیمرخ انگیزشی, جهت گیری انگیزشی, تحلیل خوشه ایDifferent factors such as motivation and anxiety can affect the students learning activity. Therefore, educational research has shown that motivation is one of the essential factors for the improvement of student performances. Using a person-based approach, the present study aimed to determine the motivational profiles (clusters) of students and to compare their exam anxiety considering these profiles. This study was conducted with a comparative-descriptive method. The statistical population of the study was middle school boy students. 203 grade eight and nine students were choose by multiple stage cluster sampling method. They completed the Achievement Goal Questionnaire as well as the Exam Anxiety Questionnaire. Cluster analysis and ANOVA were used for data analysis using SPSS software. Cluster analysis revealed four motivational profiles for the students: 15.7% for performance avoidance cluster, 29.5 % were placed in the mastery oriented and performance-oriented cluster, 21.1 % were placed in the lack of motivation cluster, and 33.4 % were placed in multiple motivation one. The exam anxiety in the clusters including lack of motivation as well as performance avoidance was more than the other clusters (p<0.001). The findings of this study will help those involved in the area of education make effective attempts by planning helpful educational program, so it promotes the students’ learning motivations during the academic years.
Keywords: learning factors, Exam anxiety, Motivational Profiles, motivational orientation, Cluster analysis -
پیشینه و اهداف
آموزش معکوس یک راهبرد آموزشی یا یک الگو برای تدریس و یادگیری است که در آن ساختارهای سنتی و متداول فرایند یادگیری وارونه می شود؛ یعنی در یک کلام آنچه پیش تر به صورت متداول در کلاس درس انجام می شد، به خانه محول شده و فرایندهایی که قبلا دانش آموزان در خانه انجام می دادند به کلاس درس منتقل می شود. این روش به عنوان روشی نوین، می تواند بر متغیرهای روان شناختی دخیل در یادگیری موثر باشد که یکی از این متغیرها خودکارآمدی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش معکوس و آموزش سنتی بر خودکارآمدی زبان انگلیسی دانش آموزان پایه دهم انجام شده است.
روش هاروش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر پایه دهم شهر قم تشکیل می دادند. نمونه این مطالعه شامل 60 دانش آموز (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود که انتخاب آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انجام گرفت. گروه آزمایش 12 جلسه تحت آموزش معکوس قرار گرفتند؛ همچنین گروه کنترل به همین مدت با روش سنتی آموزش دیدند. در گروه آموزش معکوس از فیلم ها و پادکست های تهیه شده به صورت سی دی استفاده شد. همچنین جزواتی به صورت چاپی نیز تهیه شد تا در صورت عدم دسترسی دانش آموزان به اینترنت از این روش به مطالب دسترسی پیدا کنند. محتوای مورد استفاده در این پژوهش دو عنوان درسی از کتاب زبان انگلیسی پایه دهم بود. برای گردآوری داده ها، پرسش نامه خودکارآمدی انگلیسی وانگ (2014) مورد استفاده قرار گرفت. این پرسش نامه دارای 32 گویه بود که مولفه های خودکارآمدی شنیداری، خودکارآمدی خوانداری، خودکارآمدی نوشتاری و خودکارآمدی در گفتن را اندازه گیری می کرد. جهت تحلیل داده ها روش تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد استفاده قرار گرفت و از نرم افزار اس.پی. اس. اس (spss-21) استفاده شد.
یافته هانتایج این تحقیق نشان داد آموزش معکوس به جز عامل خودکارآمدی شنیداری (692/0=f، 506/0=sig) بر سایر مولفه های خودکارآمدی، از جمله خودکارآمدی خوانداری (48/335=f، 001/0=sig)، خودکارآمدی گفتاری (69/91=f، 001/0=sig) و خودکارآمدی نوشتاری (63/125=f، 001/0=sig). اثر معنا داری داشته است؛ به گونه ای که میانگین نمرات گروه آزمایش از گروه کنترل به طرز معناداری بیشتر بود.
نتیجه گیرییادگیری زبان انگلیسی حاصل عوامل به هم تنیده ای مانند محیط یادگیری، امکانات و تجهیزات لازم، شرایط یادگیری و روش های مناسب آموزشی است. نتایج این تحقیق نشان داد اجرای کلاس به شیوه معکوس می تواند روش موثری برای افزایش خودکارآمدی زبان انگلیسی به عنوان یکی از مهارت های شناختی مهم در یادگیری زبان انگلیسی باشد. در آموزش معکوس افزایش مدت یادگیری در هر زمان و مکانی غیر از کلاس درس و امکان انجام تمرین بیشتر سبب می شود تا دانش آموز بر مطالب تسلط پیدا کند و این زمینه کسب موفقیت را برای وی ایجاد می کند. همین طور کلاس معکوس با تکیه بر فناوری آموزشی، مطالب موجود در کتب درسی به ویژه زبان انگلیسی را برای دانش آموز جذاب تر کرده و یادگیری زبان را به امری لذت بخش تبدیل می کند. یافته های این پژوهش می تواند با برجسته ساختن نقش آموزش معکوس بر خودکارآمدی زبان انگلیسی دانش آموزان، برنامه ریزان آموزشی را برآن دارد تا برای بهبود مهارت های شناختی و عملکرد تحصیلی زبان آموزان از رویکرد آموزش معکوس بهره بگیرند.
کلید واژگان: آموزش معکوس, خودکارآمدی زبان انگلیسی, دانش آموزان پایه دهمBackground and Objectives:
Flipped classroom is an educational strategy or a model for teaching and learning in which the traditional and common structures of the learning process are reversed, that is, in a word, what used to be done in the classroom is assigned to the home. And the processes that students used to do at home are transferred to the classroom. As a new method, this method can be effective on the psychological variables involved in learning, one of which is self-efficacy. The current research was conducted with the aim of comparing the effectiveness of flipped instruction and traditional teaching of English language on the self-efficacy of the 10th grade students
MethodsThe research method was semi-experimental with a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population of the research consisted of the tenth-grade male students of Qom. The sample of this study included 60 students (30 in the experimental group and 30 in the control group) who were selected via available sampling. The experimental group underwent reverse training for 12 sessions, and the participants in the control group were trained with the traditional method for the same period of time. In the flipped classroom group, videos and podcasts prepared in the form of CDs were used, and pamphlets were also prepared in the printed form so that if the students did not have access to the Internet, they could access the materials. The content used in this research included two lessons from the 10th grade English book. To collect the data, the English self-efficacy questionnaire of Wang (2014) was used. This questionnaire had 32 items that measured the components of listening self-efficacy, reading self-efficacy, writing self-efficacy and speaking self-efficacy. Multivariate covariance analysis method was used to analyze the data. To analyze the data, SPSS (21.00) was used.
FindingsThe results of this study showed that flipped instruction had a significant effect on dimensions of self-efficacy such as reading self-efficacy (F= 335.48 sig= 0.001), speech self-efficacy (F= 91.69 sig= 0.001), and writing self-efficacy (F= 125.63 sig= 0.001), except for the auditory self-efficacy (F= 0.692 sig= 0.506).
ConclusionLearning English is the result of interwoven factors such as the learning environment, necessary facilities and equipment, learning conditions and suitable educational methods. The results of this research showed that conducting the class in a reversed manner can be effective in increasing English language self-efficacy as one of the important cognitive skills in learning English. In flipped classroom, increasing the duration of learning at any time and place other than the classroom and the possibility of doing more exercises will make the students master the material and thereby, will create a context for them to be successful. By relying on the educational technology, the flipped classroom makes the contents of the textbooks, especially the English book, more attractive for the students and makes learning more enjoyable. The findings of this research can encourage educational planners to use the flipped classroom approach to improve the cognitive skills and academic performance of language learners by highlighting the role of reverse teaching on students' English language self-efficacy.
Keywords: Flipped classroom, English Self-Efficacy, 10th Grade Students -
پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای شناختی بر سطوح مختلف درک مطلب خواندن متون روایی و اطلاعاتی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهر دزفول انجام شد. این پژوهش مبتنی بر یک طرح آزمایشی چند خط پایه بین آزمودنی ها بود. ابزار مورد استفاده مجموعه ای از آزمون های درک مطلب معلم ساخته شامل 20 عدد متن همتا در دو نوع روایی و اطلاعاتی بود. اجرای پژوهش در 60 نشست انفرادی برای 3 آزمودنی دنبال شد. سنجش درک مطلب به صورت شفاهی و در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. در نهایت با استفاده از تحلیل نموداری و دو روش ناهمپوش NAP و TAU در نرم افزار اکسل 2019 اندازه اثرها محاسبه شد. پس از تحلیل داده ها اگرچه روش آموزش راهبردی موثر ارزیابی شد، اما تفاوت معناداری میان درک مطلب آزمودنی های آزمایشی و گواه دیده نشد. بااین حال، در تحلیل جداگانه متون مشاهده شد که در متون روایی آموزش راهبردی نسبت به سنتی با اندازه اثرهای 83 و 67 درصد اثربخشی بالاتری دارد. همچنین تفاوت معنادار مشابهی میان درک مطلب آزمودنی ها در سطوح درک لفظی و بازسازماندهی مشاهده شد، اما در سطح درک استنباطی تفاوت معناداری یافت نشد. نتایج این پژوهش گویای اثربخشی آموزش راهبردی بر درک مطلب مبتنی بر تفکر سطح پایین بود.کلید واژگان: درک مطلب, متون روایی و اطلاعاتی, راهبردهای شناختی, طرح چند خط پایه, آموزش انفرادیThe present study was conducted to determine the effectiveness of teaching cognitive strategies on different levels of reading comprehension of narrative and informational texts among third grade elementary students of Dezful. This study was based on a multiple-baseline design across subjects. The tool used in this study was a set of teacher-made comprehension tests that included 20 texts matched in both narrative and informational genres. The study was conducted in 60 individual sessions for three subjects, Comprehension was assessed orally by semi-structured interviews. Finally, using graphical analysis and two nonoverlap methods i.e. NAP and TAU in Excel 2019 the effect sizes was calculated, and the results were discussed. After analyzing the data, although the effectiveness of strategic instruction method was evaluated, there was no significant difference between comprehension of the experimental and control subjects. However, in the separate analysis of the texts, it was observed that in the narrative texts, strategic instruction is more effective than the traditional one with effect sizes of 83% and 67%. Also, a similar significant difference was observed between subjects' reading comprehension in the levels of literal comprehension and reorganization, but no significant difference was found in the level of inferential comprehension. The results of this research showed the effectiveness of strategic instruction on reading comprehension based on low-level thinking.Keywords: reading comprehension, narrative, informational texts, cognitive strategies, multiple-baseline design, individual instruction
-
هدف :
هدف این پژوهش تعیین برازش معادلات ساختاری شکست عاطفی براساس سردرگمی هویت با میانجی گری مکانیزم های دفاعی بود.
روش پژوهش:
روش پژوهش حاضر توصیفی و طرح پژوهش همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دختران نوجوان دانش آموز دارای شکست عاطفی در سال تحصیلی 99-98 شهرستان نورآباد بود. نمونه این پژوهش شامل 250 نفر که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سندرم ضربه عشقی (راس، 1999)، پرسشنامه سازمان شخصیت (کرنبرگ، 2002) و پرسشنامه مکانیزم های دفاعی (اندروز و همکاران، 1993) جمع آوری شد. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهایSPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 22 صورت گرفت. سطح معناداری در این پژوهش 0٫05 در نظر گرفته شد.
یافته هانتایج نشان داد که سردرگمی اثر غیرمستقیم بر شکست عاطفی داشته است، بنابراین وجود رابطه غیرمستقیم بین متغیرهای پژوهش با 95 درصد اطمینان تایید می شود (05/0>P).
نتیجه گیریمی توان نتیجه گرفت که سازمان شخصیت دارای نقش میانجی در رابطه بین مکانیزم های دفاعی و شکست عاطفی داشته است.
کلید واژگان: سازمان شخصیت, سردرگمی هویت, شکست عاطفی, مکانیزم های دفاعیAimThe aim of this study was to determine the fit of structural equations of emotional breakdown based on identity confusion mediated by defense mechanisms.
MethodsThe research method was descriptive and the correlation research design was structural equation modeling. The statistical population of this study included the statistical population of this study including all adolescent female students with emotional failure in the 2019-20 academic year of Nurabad city. The sample of this study included 250 people who were selected using purposive sampling method. Data were collected using the Love Trauma Syndrome Questionnaire (Ross, 1999), the Personality Organization Questionnaire (Kernberg, 2002) and the Defense Mechanisms Questionnaire (Andrews et al., 1993). Research data were analyzed using Pearson correlation coefficient, structural equation model and SPSS software version 22 and AMOS version 22. Significance level in this study was considered 0.05.
ResultsThe results showed that confusion had an indirect effect on emotional failure, so the existence of an indirect relationship between research variables is confirmed with 95% confidence (P <0.05).
ConclusionIt can be concluded that personality organization has a mediating role in the relationship between defense mechanisms and emotional failure.
Keywords: personality organization, identity confusion, Emotional Breakdown, Defense Mechanisms -
دینداری از سازه های است که در حوزه ی روانشناسی مثبت گرا مورد توجه قرار گرفته است و میتواند بعنوان یکی از عوامل تاثیرگذار،پیشگیری ازاختلالات و حفظ سلامت روان نقش ایفاء کند هدف پژوهش حاضر،بررسی نقش واسطه ای دینداری دررابطه ی بین امیدواری وتاب آوری بود.
روش بررسیروش پژوهشی ازنوع توصیفی -همبستگی وجامعه ی آماری ،تمام دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی قم بود که براساس جدول مورگان ازبین آنان 375 نفربه روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ازمقیاس تاب آوری کونور ودیویدسون(CD-RIS-25)،پرسشنامه امیدواری اسنایدروسنجش دینداری گلاک واستارک استفاده شد وداده های پژوهش بااستفاده ازنرم افزار SPSSوAMOSازطریق آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون ،رگرسیون چند متغییره و تحلیل مسیر ،مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته هابراساس نتایج بدست آمده ضریب همبستگی بین مولفه های امیدواری (تفکر عاملی و تفکر راهبردی) ودینداری با متغیرتاب آوری مثبت بوده و درسطح آلفای 01/0 معنی دار است (01/0>P). همچنین همبستگی بین امیدواری بادینداری نیزمثبت بوده ودرسطح آلفای 01/0 معنی داراست (01/0>P). براساس نتایج تحلیل مسیر مولفه های دینداری (تفکرعاملی وتفکرراهبردی) به صورت مستقیم و غیر مستقیم بردینداری تاثیر مثبت دارد.دینداری نیزبه صورت مستقیم برتاب آوری تاثیرمثبت دارد
نتیجه گیریبراساس نتایج حاصله امیدواری بر تاب آوری باتوجه به نقش واسطه ای دینداری اثرگذاراست.
کلید واژگان: :امیدواری, تاب آوری, دینداری, نقش واسطه ای دینداری, دانشجویانBackground and ObjectivesReligiosity is one of the constructs that has been recently considered in the field of positive psychology as it can play a significant role as an effective factor in preventing disorders and maintaining mental health. The aim of this study is to investigate the mediating role of religiosity in the relationship between hope and resilience among the students.
MethodsThe research method is descriptive-correlational and the population is students of Qom Islamic Azad University selected according to Morgan Index from among 3750 persons through accessible simple random sampling. To collect data, connor and davidson resilience scale (CD-RIS-25), Snyder Hope Questionnaire and Gluck and Stark Religiosity Scale were used and data were analyzed using AMOS and SPSS software, v. 19 through Pearson Coefficient Correlation, Multiple Regression and Path analysis.
ResultsThe coefficient correlation between the hope parameters (factorial and strategic thinking) and religiosity and resilience has been positive at the alpha level of 0.01 (P<0.01). Based on the results of Path analysis, religiosity parameters (factorial and strategic thinking) have direct and indirect positive effect on resilience. Too, the correlation between hope and religiosity has been positive and meaningful at the Alpha level of 0.01(P<0.01) The correlation between the hope and religiosity is also positive and significant at the alpha level of 0.01 (P<0.01).
ConclusionIt is concluded that enhancement of hope affects resilience. Moreover, if the subjects experience higher level of religiosity their resilience and hope are, accordingly, enhanced.
Keywords: Religiosity resilience, Hope Mediating Role, Students -
خشم یکی از هیجاناتی است که به طور گسترده و نامتناسبی توسط افراد به کار گرفته می شود و پیامدهای منفی مختلفی از قبیل؛ بیماری جسمی، روانی، مختل شدن روابط بین فردی و جرایم قانونی را به دنبال دارد. به همین دلیل سنجش و ارزیابی میزان خشم و پرداختن به مدیریت این هیجان ضروری به نظر می رسد؛ لذا این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس خشم بالینی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه افراد 18 تا 60 ساله کشور ایران در بازه زمانی مرداد ماه الی مهر ماه سال 1400 بودند. نمونه آماری پژوهش شامل 322 نفر بودند که به روش نمونه گیری در دسترس از طریق فراخوان اینترنتی انتخاب شدند. به منظور بررسی روایی همگرا و واگرا از پرسشنامه پذیرش و عمل نسخه دوم و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS) استفاده شد. ساختار عاملی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که پایایی مقیاس خشم بالینی بر اساس آلفای کرونباخ 90/0 و بر اساس پایایی بازآزمایی 83/0 است. بررسی های مربوط به روایی همگرا و واگرای مقیاس خشم بالینی نیز موید روایی قابل قبول مقیاس مذکور در نمونه مورد مطالعه بود. بر مبنای یافته های به دست آمده، می توان گفت که مقیاس خشم بالینی ابزاری قابل اعتماد و روا برای سنجش خشم در جمعیت ایرانی است.کلید واژگان: خشم بالینی, روایی, پایاییAnger is one of the emotions that is widely and disproportionately used by people and has various negative consequences such as; Physical and mental illness, disruption of interpersonal relationships and legal crimes; Therefore, measuring and evaluating the level of anger and managing this emotion seems necessary. Therefore, this study was conducted to investigate the psychometric properties of the clinical anger scale. The statistical population of the present study included all Iranians aged 18 to 60 years in the period from August to October 1400. The statistical sample of the study included 322 people who were selected by available sampling method through online call. In order to evaluate the convergent and divergent validity, the second version of the Acceptance and Practice Questionnaire (AAQ - II) and the difficulty in emotion regulation scale (DERS) were used. The factor structure of the questionnaire was examined through confirmatory factor analysis. The results showed that the reliability of the clinical anger scale based on Cronbach's alpha was between 0.90 and based on the the test-retest was 0.83. Studies on the convergent and divergent validity of the clinical anger scale also confirmed the acceptable validity of the scale in the study sample. Based on the findings, it can be said that the clinical anger scale is a reliable and valid tool for measuring anger in the Iranian population.Keywords: Clinical Anger, Validity, reliability
-
عوامل زیادی مثل انگیزش، خودکارآمدی می توانند بر یادگیری دانش آموزان تاثیر بگذارند. در این باره، شواهد نشان داده که انگیزش یکی از عوامل موثر و مهم در بهبود عملکرد دانش آموزان است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نیمرخ انگیزشی دانش آموزان با استفاده از تحلیل مبتنی بر شخص و مقایسه خودکارآمدی تحصیلی با توجه به این نیمرخ ها انجام گرفته است. این پژوهش یک مطالعه توصیفی- علی مقایسه ای است. حجم نمونه شامل تعداد 211 نفر از جامعه آماری دانش آموز مقطع متوسطه دوره دوم بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و مقیاس جهت گیری اهداف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001) و خودکارآمدی تحصیلی جینکس و مورگان (1999) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از روش تحلیل خوشه ای، تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی توکی بهره گرفته شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل خوشه ای، چهار خوشه انگیزش برای دانش آموزان به دست آمد: 2/13 درصد در خوشه بی انگیزشی، 3/28 درصد در خوشه انگیزش سه گانه، 6/19 درصد در خوشه تبحرگرا-عملکردگرا و 8/38 درصد خوشه انگیزش چندگانه قرار گرفتند. خودکارآمدی تحصیلی خوشه بی انگیزشی (05/85M=)، کمتر از خوشه انگیزش سه گانه (53/90M=) بود، و بالاترین میانگین مربوط به خوشه های تبحرگرا-عملکردگرا (03/94M=) و انگیزش چندگانه (8/95M=) بود. یافته های به دست آمده می تواند به مسیولین حوزه آموزش کمک نماید تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی در ارتقا و یا حفظ انگیزش دانش آموزان، در طول سال های تحصیلی اقدامات موثری را انجام دهند.کلید واژگان: خودکارآمدی تحصیلی, نیمرخ انگیزشی, تحلیل مبتنی بر شخصDifferent factors such as motivation and self-efficacy can affect the students learning activity. Therefore, educational research has shown that motivation is one of the essential factors for the improvement of student performances. Using a person-oriented approach, the present study aimed to determine the motivational profiles (clusters) of students and to compare their academic self-efficacy considering these profiles. This study was conducted with a comparative-descriptive method. The participants were 211 high school students eighth and ninth grade who completed the Achievement Goal Questionnaire and Academic self-efficacy Questionnaire. The criterion for academic achievement was students’ total average in the Last year. The methods of cluster analysis and multiple analysis of variances were used for data analysis using SPSS software. Cluster analysis revealed four motivational profiles for the students: 12/7% of the subjects were placed in the without motivation cluster, 35/2% were placed in the triple motivation cluster, 19/6% were placed in the mastery goal orientation- performance goal orientation, and 38% were placed in multiple motivation cluster. The academic self-efficacy of without motivation cluster was lower than the other clusters (p<0.001). The findings of this study will help those involved in the field of education make effective attempts by planning helpful educational program, so promote the students’ learning motivations, during the academic years.Keywords: academic self-efficacy, Motivational Profiles, Cluster analysis
-
این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش فلسفه بر خودتنظیمی و رشد مهارت اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه اول قم در سال تحصیلی 99-1398 انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش انجام پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بوده است. جامعه آماری مورد نظر شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهر قم در سال 99-1398 بود. اعضای نمونه به صورت جایگزینی تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند؛ بدین ترتیب در هر گروه تعداد 20 دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول حضور داشت. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس یادگیری خودتنظیمی پنتریچ و دی گروت (1990) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ایندر بیتزن و فوستر (1992) بوده است. اعضای گروه آزمایش در 12 جلسه 60 دقیقه ای برنامه آموزش فلسفه شرکت کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش فلسفه تاثیر معناداری بر خودتنظیمی و رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه دارد. بر اساس یافته های پژوهش، آموزش فلسفه به نوجوانان موجب بهبود خودتنظیمی و رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر می شود.
کلید واژگان: آموزش فلسفه, خودتنظیمی, مهارت های اجتماعی, دانش آموزانThis study aimed to investigate the impact of teaching philosophy on selfregulation and social skills among female junior high school students of Qom city in the academic year of 2019-2020. This quasi-experimental study used a pretest - posttest design with a control group. The study population comprised all female junior high school students of Qom city in the academic year of 2019-2020. The sample comprised 30 (15 for each group) female students selected by convenience sampling, who were randomly assigned to to each group. Then, the participants in the experimental group participated in 12 sessions of 60 min on philosophy. Data collection tool included the Teenage Inventory of Social Skills (TISS and SelfRegulated Learning Strategies (1990). Then, the data were analyzed in SPSS.v21 software using statistical tests such as multivariate analysis of covariance (MANCOVA). The results indicate that the philosophy teaching program had significant impact on self-regulation and social skills. Based on the findings of this study, teaching philosophy improves self-regulation and social skills among female junior high school students.
Keywords: Teaching philosophy, self-regulation, social Skill, Female Students -
نشریه تدریس پژوهی، سال دهم شماره 1 (بهار 1401)، صص 107 -130یکی از مهمترین مسایل در زمینه ی روانشناسی تربیتی دستیابی به شرایطی است که عملکرد یادگیرندگان را بهبود و ارتقاء دهد. بدون تردید تنها یک روش صریح و روشن برای بهبود عملکرد یادگیرندگان وجود ندارد. اما مطالعات متعدد به انجام رسیده محققان را قادر ساخته اند تا کارامدترین عوامل تعیین کننده در عملکرد دانش آموزان را شناسایی کنند. بدون تردید مدیریت صحیح کلاس درس یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار است. پژوهش حاضر با هدف مشخص کردن رابطه هیجانات معلم بر مدیریت کلاس با نقش میانجی خودکارآمدی انجام شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی با استفاده از مدل معادلات ساختاری و جامعه آماری کلیه اساتید دانشگاه فرهنگیان با 7000 نفر که نمونه گیری به روش خوشه ای تصادفی با تخصیص 400 نفربه عنوان حجم نمونه و جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هیجان معلم چن(2016)، (پایایی768/0)، مدیریت کلاس ولفگانگ و گلیکمن (1986)، (798/0) و خودکارآمدی معلم بندورا (1977)، (پایایی 886/0) استفاده گردید. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون سوبل با استفاده از نرم افزار AMOS 24تجزیه و تحلیل گردید. بر اساس یافته ها شاخص های برازندگی مدل مورد تایید قرار گرفت. هیجان معلم تاثیر منفی و معنی داری (129/0-) در سطح معنی داری5 0/0 بر مدیریت کلاس داشت. و میانجی گری خودکارآمدی با مقدار آماره سوبل 5/683- و سطح معنی داری 0/001 ، تاثیر هیجان بر مدیریت کلاس را بهتر کرد. کلید واژه ها: خودکارآمدی، هیجانات معلم، مدیریت کلاس، اساتید دانشگاه فرهنگیان.کلید واژگان: خودکارآمدی, هیجانات معلم, مدیریت کلاس, اساتید دانشگاه فرهنگیانResearch in Teaching, Volume:10 Issue: 1, 2022, PP 107 -130One of the most important issues in the field of educational psychology is to achieve conditionsthat improve and enhance the performance of learners. There is no doubt that there is only one clear way to improve learners' performance. But numerous studies have enabled researchers to identify the most effective determinants of student performance. Without a doubt, proper classroom management is one of the most important factors. The present study aimed to determine the relationship between teacher emotions on classroom management and the mediating role of self-efficacy. Descriptive-correlation method using the Structural Equation Modelingand the statistical population of all professors of Farhangian University with 7000 people who selected by the random cluster method bit win of 400 people as a sample size In this way, first the clusters are selected based on the geographical regions of the country and then randomly from the north: Gilan and Mazandaran provinces, center: Tehran, Qom, Semnan, Yazd, from the west: Ardabil, Sanandaj and Kermanshah, south: Bushehr, Bandar Abbas, and from the east: Khorasan Razavi have been selected as an example of this research.and data collected by exciting questionnaires of teacher Chen . (2016), (Reliability 0.768), in order to measure the emotions of pleasure, love, enjoyment, anxiety, anger and fear. This questionnaire includes 26 questions using 6 scale from never to forever. Wolfgang & Glickman Class Management Questionnaire (1986), reliability 0.798), this questionnaire includes 25 baseda five-scale Likert scale including: never, rarely, sometimes, often and always. This questionnaire has 3 factors: Educational management , members management and behavior management. And Bandura teacher self-efficacy (1997) (reliability 0.886) To measure self-efficacy, Bandura teacher self-efficacy questionnaire with 30 questions was used, which after examining 7 questions were deleted with the opinion of professors 23 questions remind Including self-efficacy for decision making and educational self-efficacy, disciplinary self-efficacy and self-efficacy for creating a positive atmosphere were useed.The scoring of the questionnaire using the 5-deegre Likert scale is with very low, low, medium, high and very high options. Data were analyzed by structural equation modeling and Sobel test by using AMOS 24 software. Based on the findings, the fit indices of the model were approved. And the data are reported to the acceptable extent of each of the fit indices. Index, CMIN The absolute fit index is less than 5 and is in the desired range. Indicator NFI=0.942 Or the Bentler-Bount softened index And the Tucker Lewis index TLI=0.952 and ,CFI=0.964 , All of them are adaptive fit indices with a value higher than 0.9 and are in a very desirable range. the amount of RMSE=0.06 Which is one of the economical fit indices, is less than the border of 0.8 and is very desirable and acceptable. As a result, the tested model has a fit in this with the data.To examine the effect of the mediator variable, the Sobel test was used, which shows that the mediator variable of self-efficacy has a significant effect on the studied path, and has increased the effect of teacher excitement on classroom management according to the path coefficient. Given the negative and significant relationship between emotion and classroom management, it is necessary to train teacher for emotion management. Teachers who can manage emotion manage their emotional responses in the classroom and interact better with their learners, which is a classroom management tool. Learners are usually dissatisfied with their teachers' anger and react in adolescence and young adulthood, which leads to class indiscipline and, consequently, more anger at the teacher and a lack of enjoyment of teaching and class. Thus, emotions affect students' performance through cognitive resources, learning strategies, self-regulatory and motivational strategies, and students' and teachers' interactions with the classroom and school context.Hargreaves (1998) emphasized that good teaching is enhanced by positive emotions, and that successful teachers play an important role in increasing learners' desire to learn by demonstrating their true passion for teaching. In this regard, Franzel, Goetz, Stephens and Jacob (2009) showed that while teachers' positive emotions are related to using creative and flexible teaching strategies and increasing students' motivation for progress, While teachers' negative emotions weakening creative teaching strategies. And flexibility in them also affects learners' learning outcomes.According to Bandura's theory, self-efficacy affects human behavior not only directly but also indirectly through cognitive, emotional, selective and social processes. Teachers with higher self-efficacy seem to be more resilient when confronted with adverse events in the classroom and do not accept negative thoughts about themselves and their abilities. Accordingly, self-efficacy beliefs help them perform better in the face of student misconduct and classroom disciplinary issues. Considering that Farhangian University is the only center of teacher training in the country, the best decisions should be implemented in this university.It is suggested that a unique titled” Classroom Management “be included in the general courses of this university. Also, due to the significant relationship between emotion and classroom management, it is suggested that educational programs in the field of emotion recognition and emotion regulation strategies to be introduce and students' skills increase in emotion regulation by university educational planning trustees. Adding a course of ” motivation and excitement “ . And workshops by title of “ emotion on behavior and emotion management” . Education through the media has a great impact and media cooperation in education can have a greater indirect impact.. Considering the significant relationship between self-efficacy and classroom management and teacher excitement, it is suggested that educational workshops be considered whit the subject of ‘self- study’ by university professors in order to increase students' self-efficacy. Students self-efficacy and teachers will improve with more practice and continuous and specialized feedback from professors. The professors of Farhangian University must have special planning for this important issue. This study faced limitations, including the data of this study was collected during the Coved epidemic and consequently the virtual of classes. Another limitation is that the design of the present study was a correlational study in which the relationships between variables were examined. Therefore, it is not possible to make causal inferences between the studied variables. In regard to statistical population professors of Farhangian and different organization climate of this university. It must be avid to extend the result to other educational center.Keywords: self-efficacy, teacher emotions, Classroom Management, Professors of Farhangian University.Keywords: self-efficacy, teacher emotions, Classroom Management, ., Professors of Farhangian University
-
هدف
هدف از پژوهش حاضر، بررسی برازش مدل رابطه بین دینداری و تعالی پس از ضربه با نقش میانجی خلاقیت و سبک تفکر در جانبازان بود..
روشپژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. نمونه مورد مطالعه 362 جانباز بود که به روش تصادفی ساده از جانبازان (25 تا70 درصد) بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستانهای استان تهران در سال (1399) انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه های تعالی پس از ضربه تدسچی و کالهون (2011)، دینداری آلپورت و راس(1950)، خلاقیت تورنس (1966) و سبک تفکر استرنبرگ و واگنر (1979) استفاده شد.. دادهها با استفاده از روش تحلیل مسیر و نرم افزار SPSS25 و Amos24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته هانتایح تحلیل مسیر نشان داد که دینداری بر سبک تفکر، خلاقیت و تعالی پس از ضربه؛ سبک تفکر بر خلاقیت؛ خلاقیت و سبک تفکر بر تعالی پس از ضربه اثرات مستقیم و معنادار داشته است.. همچنین دینداری از طریق نقش واسطهای خلاقیت، اثر غیر مستقیم مثبت و معناداری بر تعالی پس از ضربه جانبازان دارد.
نتیجه گیریدینداری به همراه خلاقیت بر تعالی پس از ضربه در افراد مبتلا به تروما تاثیر زیادی دارد. به عبارتی، افرادی که از دینداری بالاتری برخوردارند، دینداری بر خلاقیت آنها تاثیر میگذارد و این افراد برای بازگشت به شرایط ایده آل، به کمک توانایی ها و امکانات خود به بازسازی ذهنی و روانی اقدام می نمایند؛ بنابراین تعالی پس از ضربه قابل پیشبینی است.واژه های کلیدی: تروما، تعالی پس از ضربه، دینداری، خلاقیت، سبک تفکر.
کلید واژگان: تروما, تعالی پس از ضربه, دین داری, خلاقیت, سبک تفکرObjectiveThe aim of this study was to investigate the fit of the model of the relationship between religiosity and excellence after trauma with the mediating role of creativity and thinking style in veterans.
MethodThe present study is descriptive and correlational. The study sample was 362 veterans who were selected by simple random method from veterans (25 to 70%) of the Martyrs and Veterans Affairs Foundation of the cities of Tehran province in (1399). Data were collected using questionnaires of excellence after Tedچیi and Calhoun (2011), Allport and Ross religiosity (1950), Torrance creativity (1966) and Sternberg and Wagner (1979) thinking style. Data were analyzed using path analysis and SPSS25 and Amos24 software.
ResultsThe results of path analysis showed that religiosity on thinking style, creativity and excellence after trauma; Thinking style on creativity; Creativity and thinking style have had direct and significant effects on post-traumatic excellence.
Religiosity also has a positive and significant indirect effect on post-traumatic excellence through the mediating role of creativity.ConclusionReligiosity along with creativity has a great effect on post-traumatic excellence in people with trauma. In other words, people with higher religiosity, religiosity affects their creativity And these people, in order to return to ideal conditions, with the help of their abilities and facilities, undertake mental and psychological reconstruction; Thus excellence is predictable after impact.
Keywords: Trauma, post-traumatic growth, Religiosity, Creativity, Thinking Style -
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش سبک های تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی سلامت روان شناختی و عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه این پژوهش شامل 240 نفر از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 99-1398 بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001) و سلامت عمومی (گلدبرگ، 1978) و برای سنجش عملکرد تحصیلی از معدل کل آنان استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام و آزمون t مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از بین سبک های سازگار تنظیم شناختی هیجان، ارزیابی مجدد مثبت و از میان سبک های ناسازگار تنظیم شناختی هیجان، فاجعه انگاری قوی ترین پیش بینی کننده های سلامت روان شناختی بودند. همچنین نتایج نشان داد که راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان رابطه ی مثبت و راهبردهای ناسازگار رابطه منفی معنادار با عملکرد تحصیلی دانشجویان داشتند و راهبرد ارزیابی مجدد مثبت قوی ترین پیش بین عملکرد تحصیلی بود. یافته ی جانبی دیگر پژوهش حاضر نشان داد که پسران بیشتر از دختران از راهبردهای سرزنش خود استفاده می کردند. لذا با توجه به نقش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در سلامت روان شناختی و عملکرد تحصیلی، آموزش راهبردهای مناسب تنظیم شناختی هیجانی (به ویژه ارزیابی مجدد مثبت) می تواند نه تنها در افزایش سلامت روان دانشجویان بلکه در عملکرد تحصیلی آنان نیز موثر واقع شود.
کلید واژگان: سبک های تنظیم شناختی هیجان, سلامت روان شناختی, عملکرد تحصیلی, دانشجویانThe current study aimed at determining the role of cognitive emotion regulation styles in predicting students' mental health and academic performance. This research was a correlational study. The sample included 240 students from the University of Mohaghegh Ardabili in the academic year 2019-20 that were selected by random cluster sampling. Data were obtained from the cognitive emotion regulation questionnaire (CERQ), General Health Questionnaire (GHQ), and the overall average score used to measure academic performance. The data were analyzed using Pearson correlational coefficient, multiple regression analysis, and independent t-tests. Results showed that positive refocusing reappraisal from adaptive cognitive emotion regulation styles and catastrophizing from maladaptive cognitive emotion regulation styles were the strongest predictors of psychological health in students. Furthermore, academic performance was positively associated with adaptive cognitive emotion regulation strategies and was negatively associated with maladaptive cognitive emotion regulation strategies. Positive refocusing reappraisal strategy was the strongest predictor of students' academic performance. In addition, the results also showed that men used the self-blame style more than women. Considering the role of cognitive emotion regulation strategies in mental health and academic performance, educating cognitive emotion regulation strategies (especially positive refocusing reappraisal) can increase students' mental health academic performance.
Keywords: Cognitive emotion regulation, mental health, academic performance, students -
هدفهدف از این پژوهش مطالعه تاثیر تحصیلات دانشگاهی در دوره کارشناسی بر هویت ملی دانشجویان دختر دانشگاه قم بود.روشپژوهش توصیفی از نوع علی _ مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل 2420 دانشجوی دختر دانشگاه قم بود که تعداد 335 نفر از آن ها با روش نمونه گیری طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه هویت ملی لطف آبادی با پایایی 92/. بود. داده ها با استفاده از روش های تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و مقایسه دو میانگین مستقل(T) تحلیل شدند.یافته هانتایج نشان داد که بین هویت ملی دانشجویان با توجه به سال ورود تفاوت معناداری وجود دارد و در سایر متغیرها مانند دانشکده محل تحصیل، وضعیت سکونت، وضعیت تاهل و سن تفاوت معناداری وجود ندارد.نتیجه گیریدر مجموع به نظر می رسد هویت ملی تحت تاثیرمتغیرهای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی محیط دانشگاه است و به همه آن ها باید توجه شود.
کلید واژگان: تحصیلات دانشگاهی, هویت ملی, دانشجویان دختر, دانشگاه قمObjectivesThe purpose of this research is to study the impact of university education at the undergraduate level on national identity 0f female students at the University of Qom.MethodThis research was Causal-comparative. The study population included 2420 students of the University of Qom, 335 of whom were selected using stratified sampling. The research tool was Lotf Abady’s national identity inventory that its reliability was / 92. Data using one-way analysis of variance (ANOVA) and compare two independent means (T) were analyzed.ResultsThe results showed a significant difference between the national identity of students with regard to the entry year, in other variables such as faculty, state of residence, marital status and age there was no significant difference.ConclusionIn general, it seems that national identity is affected from instructional, social and cultural factors and all of these factors are importantKeywords: university education, national identity, female students, university of qom -
این پژوهش به منظور بررسی سلامت روانی دانش آموزان دبیرستانی دختر شهرستان قم انجام شد. روش پژوهش از نوع زمینه یابی است. جامعه آماری همه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان قم (15872 نفر) است که تعداد 340 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و خوشه ایچندمرحله ای از نواحی یک، دو و سه اداره آموزش و پرورش شهر قم انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری آزمون SCL-90-R (دراگوتیس، 1994) بود که به طور گروهی در مدارس اجرا شد. تحلیل داده ها نشان داد که در تمام عامل ها میانگین بالاتر از خط برش آزمون (7/0) است. از نظر میزان شیوع مشکلات روان شناختی، عامل افسردگی با شیوع 67 درصد از بالاترین مقدار و فوبیا با 6/21 درصد از کمترین مقدار برخوردار است. مقایسه میانگین مشکلات روان شناختی دختران دبیرستانی نواحی مختلف شهر قم با استفاده از آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA) نشان داد که فقط در عامل افسردگی تفاوت معناداری وجود دارد و در سایر عامل ها تفاوت معناداری وجود ندارد. براساس نتایج می توان گفت که سلامت روان شناختی دانش آموزان دختر دبیرستانی شهرستان قم در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و شایسته است تلاش بیشتری برای تامین بهداشت و سلامت روانی آنها صورت پذیرد.
کلید واژگان: سلامت روانی دختران دبیرستانی, مشکلات روان شناختی, SCL, 90, RThe purpose of the present study was to investigate the high school students’ mental health in the city of Qom. This study was a survey research. Statistical population included all the female high school students in Qom city (15872). Statistical sample was 340 students who were selected based on a random classification and multi phase cluster sampling method from districts 1، 2 and 3 of the office of education in the city of Qom. The measurement instrument was SCL-90-R (Deragotis، 1994) which was performed on a group method in different schools. Data analysis revealed that the means were higher than the test margin (0. 7) for all the factors. Regarding the prevalence of psychological problems، depression factor showed a prevalence of 67 percent which was the highest and phobia factor with 21. 6 percent which was the lowest. Comparing the mean psychological problems of female high school students by ANOVA showed that there was a significant difference only on depression factor and there were no significant differences in other factors. The findings in this study indicated that mental health among female high school students was not favorable. Therefore it seems necessary to provide female high school students with psychological mental health and mental hygiene.Keywords: female high school mental health, psychological problems, SCL, 90, R -
هدفهدف این پژوهش، بررسی علل مراجعه دانشجویان به مرکز مشاوره دانشگاه قم و مقایسه این علل بین دانشجویان دختر و پسر بوده است.روشروش پژوهش، توصیفی از نوع زمینه یابی است. جامعه آماری و نمونه، شامل 448 پرونده (218 مورد برای دختران و 230 مورد برای پسران) برای مراجعان در سال تحصیلی 90-89 بوده است.یافته هابا بررسی دقیق پرونده ها، مشخص شد که در مجموع، 10 مشکل روان شناختی علت مراجعه دانشجویان بوده که از بین آنها پنج علت (به ترتیب مشکلات تحصیلی، مسائل ازدواج، مسائل خانوادگی، اضطراب و افسردگی) بیش از 70 درصد موارد را به خود اختصاص داده است. البته این ترتیب برای پسران و دختران متفاوت بود. در آزمون معناداری تفاوت بین علل مراجعه دانشجویان پسر و دختر با استفاده از آزمون خی دو (05/=α) مشخص شد که به جز در مسائل خانوادگی، مشکلات تحصیلی و افسردگی، در علل دیگر تفاوت معناداری بین آنها وجود نداشت. در مسائل خانوادگی، دختران سه برابر پسران؛ در مشکلات تحصیلی، پسران دو و نیم برابر دختران و در افسردگی، پسران دو برابر دختران به مرکز مشاوره مراجعه کرده بودند.نتیجه گیریبه نظر می رسد به دلیل شرایط فرهنگی و مذهبی حاکم بر دانشگاه قم میزان شیوع مشکلات روان شناختی حاد در بین دانشجویان نسبت به سایر دانشگاه ها در وضعیت مناسب تری قرار دارد. پیشنهاد می شود اولویت اول برنامه های مراکز مشاوره دانشجویی متمرکز بر مشکلات تحصیلی، ازدواج، مسائل خانوادگی و افسردگی باشد و در اولویت های بعدی اضطراب و روابط اجتماعی مورد توجه قرار گیرند.
کلید واژگان: مراجعه به مرکز مشاوره, مشکلات روان شناختی, دانشجویان پسر و دختر, دانشگاه قمObjectivesThe purpose of this study is to investigate the reasons of students in attending the university of Qom counseling center and comparing these reasons among female and male students.MethodThe methodology in this study is descriptive- survey. Statistical population and sample in this study include 448 client files (218 females and 230 males) in the period of academic year 89-90.ResultsThe 448 client files were precisely investigated. It was indicated that there were 10 psychological problems as the reasons of students referring to the counseling center which 5 of these reasons orderly were academic problems, marriage problems, family problems, anxiety and depression. The findings in this study show that 70 percent of these client's referring to counseling center involved those 5 reasons. These orderly reasons were not the same among female and male students. By using q squared test it was indicated that there was no significant differences between other reasons except family and academic problems and depression. This study also revealed that female students attendance to counseling center for presenting family problems were three times more than male students, and male students attendance to counseling center for presenting academic problems were 2.5 times more than female students.ConclusionThe author of the study concludes that because of cultural and religious conditions existing in this university; it seems that the rate of prevalence critical psychological problems among university of Qom students is in a better condition than other universities.Keywords: visiting the counseling center, psychological problems, male, female students, university of qom, .
- این فهرست شامل مطالبی از ایشان است که در سایت مگیران نمایه شده و توسط نویسنده تایید شدهاست.
- مگیران تنها مقالات مجلات ایرانی عضو خود را نمایه میکند. بدیهی است مقالات منتشر شده نگارنده/پژوهشگر در مجلات خارجی، همایشها و مجلاتی که با مگیران همکاری ندارند در این فهرست نیامدهاست.
- اسامی نویسندگان همکار در صورت عضویت در مگیران و تایید مقالات نمایش داده می شود.