به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
فهرست مطالب نویسنده:

mohammadreza zare mehrjerdi

  • زینب افضلی، سمیه امیرتیموری*، محمد رضا زارع مهرجردی
    مراتع نقش مهمی در پایداری اکوسیستم و تامین مالی بسیاری از مردم جهان دارند. تخریب مراتع نگرانی ‏های زیادی را در سطح جهانی به ‏وجود آورده است. نتایج مطالعات نشان می ‏دهد که سطح مراتع، تولیدات مرتعی و رضایت بهره ‏برداران مراتع در ایران کاهش یافته است. لذا هدف این تحقیق، آسیب شناسی و عارضه ‏یابی سیاست ‏های مرتع‏ داری ایران در راستای بهره ‏برداری پایدار از مراتع می ‏باشد. این تحقیق از لحاظ ماهیت و هدف، کاربردی و از حیث استراتژی پژوهشی، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی با استفاده از روش فرا ترکیب، عارضه‏ های سیاستگذاری مراتع در راستای بهره ‏برداری پایدار از آن ‏ها، احصا و سپس مبتنی بر آن، پرسشنامه تحقیق، ساخته و سپس از روش دلفی با اتکا به نظرات خبرگان دانشگاهی، برای سنجش اهمیت عارضه‏ های مکشوفه استفاده شد. همچنین در بخش کیفی از مقالات مرتبط با موضوع تحقیق در بازه زمانی 15 سال اخیر (1388شمسی/2008 میلادی تا 1402 شمسی/ 2023 میلادی) استفاده شد و ملاک انتخاب منابع بر طبق اشباع نظری داده‏ ها بوده است. جامعه آماری بخش کمی، خبرگان دانشگاهی آشنا به موضوع و علاقمند به همکاری بودند که پانل دلفی را شکل دادند. به ‏منظور دستیابی به هدف تحقیق، از نظرات 9 خبره استفاده شد که نحوه انتخاب آن‏ها براساس نمونه ‏گیری غیراحتمالی گلوله برفی بوده است. یافته‏ های تحقیق حاکی از آن است که 12 عارضه را می‏ توان به ‏عنوان عارضه‏ های اصلی سیاست‏ های مرتع داری در ایران معرفی نمود.
    کلید واژگان: آسیب شناسی, بهره ‏برداری پایدار, سیاست گذاری, عارضه‏ یابی, مرتع داری
    Zainab Afzali, Somayeh Amirtaimoori *, Mohammad Reza Zare Mehrjerdi
    Rangelands play an important role in the sustainability of the ecosystem and providing financial support to many people in the world. Rangelands destruction has caused many concerns at the global level. The results of the studies show that the level of rangelands, rangeland productions and the satisfaction of rangeland users have decreased in Iran. Therefore, the purpose of this research is the pathology and complications of range management policies in Iran towards sustainable exploitation of rangelands. This research is applicable in terms of nature and purpose and mixed (qualitative-quantitative) in terms of research strategy. In the qualitative part, using the meta-synthesis method, the complications of pasture policy towards their sustainable use was determined, and then based on that, a research questionnaire was made and then based on the Delphi method, relying on the opinions of academic experts, for The significance of revealed complications was used. Also, in the qualitative part, articles related to the research topic in the last 15 years (2008-2023) were used, and the criteria for selecting sources was based on the theoretical saturation of the data. The statistical population of quantitative part was academic experts familiar with the subject and interested in cooperation, who formed the Delphi panel. In order to achieve the goal of the research, the opinions of 9 experts were used, and their selection was based on non-probability snowball sampling. The findings of the research indicate that 12 complications can be introduced as the main complications of range management policies in Iran.
    Keywords: Pathology, Sustainable Exploitation, Policy Making, Troubleshooting, Range Management
  • مریم ضیاآبادی*، محمدرضا زارع مهرجردی، سلیمه قنبری
    مقدمه و هدف

    امروزه با توجه به افزایش جمعیت، کاهش سهم دولت در اشتغال و افزایش سهم بخش خصوصی در اقتصاد، کارآفرینی به‎ عنوان ابزاری در جهت تحقق اهداف اجتماعی، اقتصادی و پویایی جوامع مطرح شده است. کارآفرینی از مهمترین منابع پایان‎ ناپذیر همه جوامع بشری است و کارآفرینان به‎ عنوان صاحبان فکر و ایده با شناسایی و استفاده از فرصت‎ های موجود، اقدام به ایجاد ارزش کرده و از عوامل کلیدی ارتقا بهره ‎وری و رشد اقتصادی محسوب می‎ شوند. پیش از بروز تحولات اقتصادی اخیر تصور بر این بود که رشد اقتصادی باعث افزایش درآمدها و بهبود کیفیت زندگی انسان‎ها خواهد شد اما رشد اقتصادی همراه با کاهش کیفیت محیط زیست، سبب گردید که مباحث مربوط به توسعه پایدار در کانون توجه جهانی قرار گیرند. توسعه پایدار، توسعه ‎ای است که نسل کنونی بدون به مخاطره انداختن توانایی نسل‎ های آتی، بتوانند نیازهای خود را تامین نمایند. در این مسیر، جوامعی پایدار هستند که علاوه بر پایداری اجتماعی و اقتصادی، پایداری محیط زیستی را نیز مورد توجه قرار دهند. توسعه کارآفرینی، با هدف رشد اقتصادی بالاتر به‎ همراه مصرف بی‎رویه منابع طبیعی و تخریب محیط زیست ضرورت توجه همزمان به اهداف پایداری اقتصادی و محیط زیستی را الزامی نموده است. با توجه به مطالب بیان شده، هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان کارآفرینی، اقتصاد و کیفیت محیط زیست در منتخبی از کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته است.

    مواد و روش ‎ها:

     این پژوهش در سال 1403 با استفاده از داده‎ های 26 کشور منتخب در حال توسعه و 17 کشور منتخب توسعه یافته، به بررسی اثرات همزمان کارآفرینی، رشد اقتصادی و کیفیت محیط زیست بر یکدیگر در دوره زمانی 2020-1995 پرداخته است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و گردآوری داده ‎ها و اطلاعات به‎روش کتابخانه‎ ای- اسنادی انجام شده است. بنابراین، ابتدا با مروری بر مطالعات پیشین، عوامل موثر بر کارآفرینی، محیط زیست و رشد اقتصادی استخراج شدند. سپس با استفاده از سیستم معادلات همزمان با داده ‎های تابلویی (Panel 3sls) اقدام به برآورد ضرایب متغیرهای مدل شده است. این روش همه معادلات را به‎ صورت همزمان در سیستم معادلات برآورد می‎ کند که از نظر مجانبی کاراتر بوده و با این روش می ‎توان تمامی ضرایب متغیرهای روابط مورد مطالعه را همزمان محاسبه کرد. برای برآورد معادلات، نرم ‎افزار استاتا نسخه 13 مورد استفاده قرار گرفت.

    یافته ‎ها: 

    نتایج برآورد ضرایب معادلات همزمان نشان داد در کشورهای توسعه یافته متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه، مصرف انرژی و توسعه مالی به‎ ترتیب با ضرایب 0/332، 0/318 و 0/118 دارای تاثیر مثبت و معنی‎ دار بر آلودگی محیط زیست بودند. اما آزادسازی تجاری و کارآفرینی به‎ ترتیب با ضرایب0/105- و 0/266- اثر منفی بر تخریب محیط زیست داشته ‎اند. همچنین، در این کشورها متغیرهای مصرف انرژی، آزادسازی تجاری، کارآفرینی و توسعه مالی به ‎ترتیب با ضرایب 0/551، 0/213، 0/498 و 0/108 اثر مثبت و معنی ‎دار بر رشد اقتصادی داشته‎اند و متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه، مخارج عمومی دولت، آزادسازی تجاری، تشکیل سرمایه ثابت و مخارج تحقیق و توسعه با ضرایب 475/0، 005/0، 0/339، 0/016 و 0/141 دارای تاثیر مثبت و معنی‎ دار بر کارآفرینی بوده و سبب توسعه کارآفرینی شدند. نتایج برآورد همزمان روابط در کشورهای در حال توسعه نشان داد متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه، مصرف انرژی و کارآفرینی به ‎ترتیب با ضرایب 0/466، 0/629 و 0/203 دارای تاثیر مثبت و معنی‎ دار و متغیر آزادسازی تجاری با ضریب 0/117- دارای تاثیر منفی و معنی‎ دار بر آلودگی محیط زیست بوده ‎اند. همچنین در این کشورها مصرف انرژی، آزادسازی تجاری، کارآفرینی، مخارج عمومی دولت و توسعه مالی به ‎ترتیب با ضرایب 749/0، 117/0، 114/0، 072/0 و 202/0 سبب افزایش رشد اقتصادی شدند. متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه، آزادسازی تجاری، تشکیل سرمایه ثابت و مخارج تحقیق و توسعه نیز در کشورهای در حال توسعه به‎ترتیب با ضرایب 210/0، 115/0، 545/0 و 033/0 دارای تاثیر مثبت و معنی‎دار بر کارآفرینی بودند در صورتی‎که مخارج عمومی دولت تاثیر معنی‎داری بر توسعه کارآفرینی در این کشورها نداشته است.

    نتیجه‎ گیری: 

    در دهه‎ های اخیر در اثر توسعه فعالیت‎های اقتصادی با هدف رشد اقتصادی بالاتر، تخریب محیط زیست افزایش یافته و آسیب‎های جدی به اکوسیستم وارد شده است که در این میان یکی از مهمترین فعالیت‎های مربوط به افزایش رشد اقتصادی، توسعه کارآفرینی بوده است. توسعه کارآفرینی در کشورهای توسعه یافته تاثیر منفی بر آلودگی محیط زیست و تخریب آن داشته است بنابراین در کشورهای توسعه یافته، توسعه کارآفرینی در راستای سیاست‎های توسعه پایدار صورت گرفته است. اما علی‎رغم سهم قابل‎توجه کارآفرینی در رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه، در این کشورها، کارآفرینی سبب افزایش آلودگی و به مخاطره انداختن پایداری محیط زیست شده است زیرا در این کشورها، هدف رشد اقتصادی و تولید بیشتر، بدون در نظر گرفتن جنبه محیط زیستی فعالیت‎های اقتصادی دنبال شده است. بنابراین، با توجه به نتایج به‎دست آمده پیشنهاد می‎شود برای افزایش رشد اقتصادی و افزایش رفاه جوامع، کارآفرینی و فعالیت‎های کارآفرینانه همچنان موردتوجه قرار گیرند اما به‎منظور جلوگیری از اثرات منفی توسعه کارآفرینی بر محیط زیست، بستر لازم برای فعالیت‎های کارآفرینی دوست‎دار محیط زیست فراهم گردد و با برنامه‎ریزی و سیاست‎گذاری مناسب و وضع قوانین محیط زیستی، توسعه کارآفرینی، رشد اقتصادی و بهبود کیفیت محیط زیست توامان با یکدیگر موردتوجه قرار گیرند.

    کلید واژگان: آزادسازی تجاری, توسعه مالی, رشد اقتصادی, سیستم معادلات همزمان, کارآفرینی, مصرف انرژی, محیط زیست
    Maryam Ziaabadi*, Mohammadreza Zare Mehrjerdi, Salimeh Ghanbari
    Background

     Due to the increase in the population, the decrease in the share of the government in employment, and the increase in the share of the private sector in the economy, entrepreneurship has nowadays been proposed as a tool to achieve the social, economic, and dynamic goals of societies. Entrepreneurship falls into the major inexhaustible resources of all human societies, and entrepreneurs, as owners of thoughts and ideas, create value by identifying and using existing opportunities and are considered key factors in improving productivity and economic growth. Before the recent economic developments, it was believed that economic growth would increase incomes and improve the quality of people's lives, but the economic growth along with the decrease in environmental quality caused the issues related to sustainable development to be the focus of global attention. Sustainable development is the development that meets the needs of the current generation without jeopardizing the ability of future generations.In this path, there are sustainable societies that pay attention to environmental sustainability in addition to social and economic sustainability. The development of entrepreneurship with the aim of higher economic growth along with the excessive consumption of natural resources and the destruction of the environment has made it necessary to simultaneously pay attention to the goals of economic and environmental sustainability. According to the stated contents, the current research aims to investigate the relationship between entrepreneurship, economy, and environmental quality in a selection of developing and developed countries.

    Methods

     In 2024, this research investigated the simultaneous effects of entrepreneurship, economic growth, and environmental quality on each other during 1995-2020 using data on 26 selected developing countries and 17 selected developed countries. In the current applied research, data and information were collectedthrough the library-documentary method. Therefore, factors affecting entrepreneurship, environment, and economic growth werefirst extractedby reviewing previous studies. Then, the coefficients of the model variables were estimated using the system of simultaneous equations method with tabular data (panel 3sls). This method estimates all the equations simultaneously in the system of equations, which is asymptotically more efficient, and all the coefficients of the studied relationship variables can be calculated simultaneouslywith this method. Stata version 13 software was used to estimate the equations.

    Results

     The results of estimating the coefficients of the simultaneous equations showed that GDP per capita, energy consumption, and financial development variables had a positive and significant effect on environmental pollutionin developed countries, with coefficients of 0.332, 0.318, and 0.118, respectively. However, trade liberalization and entrepreneurship negativelyaffected environmental degradation with coefficients of -0.105 and -0.266, respectively. In these countries, the energy consumption, trade liberalization, entrepreneurship, and financial development variables had a positive and significant effect on economic growth with coefficients of 0.551, 0.213, 0.498, and 0.108, respectively. Besides, the GDP per capita, public government expenditure, trade liberalization, fixed capital formation, and research and development expenditurevariables, with coefficients of 0.475, 0.005, 0.339, 0.016, and 0.141,showed a positive and significant effect. They were based on entrepreneurship and caused the development of entrepreneurship. The results of the simultaneous estimation of relations in developing countries showed that the GDP per capita, energy consumption, and entrepreneurshipvariables had a positive and significant effect with the coefficients of 0.466, 0.629, and 0.203, respectively, and the trade liberalization variable with a coefficient of -0.117 had a negative and significant impact on environmental pollution. In these countries, energy consumption, trade liberalization, entrepreneurship, public government expenditure, and financial development increased economic growth with coefficients of 0.749, 0.117, 0.114, 0.072, and 0.202, respectively. The GDP per capita, trade liberalization, fixed capital formation, and research and development expenditurevariables had a positive and significant effect on entrepreneurship in developing countries, with coefficients of 0.210, 0.115, 0.545, and 0.033, respectively.However, public government expenditure did not significantlyimpact the development of entrepreneurship in these countries.

    Conclusion

    In recent decades, the destruction of the environment has increased and serious damage has been caused to the ecosystemdue to the development of economic activities with the aim of higher economic growth.In the meantime, one of the most important activities related to increasing economic growth has been the development of entrepreneurship, which has had a negative impact on environmental pollution and destructionin developed countries, where, entrepreneurship development has,therefore, been carried out in line with sustainable development policies. Despite the significant contribution of entrepreneurship in the economic growth of developing countries, entrepreneurship has caused an increase in pollution and endangered the sustainability of their environment because the goal of economic growth and more production has been pursuedin these countries, without considering the environmental aspect of economic activities. According to the obtained results,therefore, it is suggested that entrepreneurship and entrepreneurial activities should continue to be consideredto increase economic growth and increase the welfare of societies.However, the necessary platform for environment-friendly entrepreneurshipactivities should be providedto prevent the negative effects of entrepreneurship development on the environment.Moreover, entrepreneurship development, economic growth, and environmental quality improvement should be taken into consideration togetherwith proper planning, policymaking, and environmental laws.

    Keywords: Economic Growth, Energy Consumption, Entrepreneurship, Environment, Financial Development, System Of Simultaneous Equations, Trade Liberalization
  • فاطمه پزشک، محمدرضا زارع مهرجردی*، سمیه امیرتیموری، حمیدرضا میرزایی خلیل ‏آبادی، سمیه نقوی

    انتشار گازهای گلخانه‏ ای عامل اصلی گرمایش زمین و مسائل زیست محیطی است. بخش کشاورزی یکی از منابع عمده انتشار است، به‏ طوری‏که یک سوم انتشار گازهای گلخانه ‏ای در جهان مربوط به سیستم‏های کشاورزی می‏باشد. امروزه، پیش بینی یک ابزار مهم برنامه‏ ریزی برای سیاست‏گذاران به‏ شمار می رود. پیش‏ بینی میزان انتشار گازهای گلخانه ‏ای می‏ تواند تصویری از آینده را برای سیاست‏گذاران، نمایان و آن‏ها را در اتخاذ تصمیم‏های راهبردی یاری نماید. روش‏های متنوعی برای پیش بینی متغیرها وجود دارد. هدف این مطالعه، مقایسه روش‏های پیش‏بینی و روند انتشار مهم‏ترین گازهای گلخانه ای (متان، دی‏اکسیدکربن و اکسیدنیتروژن) از بخش کشاورزی ایران است. آمار و اطلاعات لازم به‏ صورت سالانه برای دوره زمانی 2019-1990 از سایت سازمان خوار و بار کشاورزی ملل متحد، بانک جهانی و ترازنامه انرژی وزارت نیرو، جمع ‏آوری و به ‏منظور پیش‏بینی متغیرها از روش های تک متغیره‏ الگوی خودتوضیح جمعی میانگین متحرک (آریما)، هموارسازی نمایی منفرد با روند، هموارسازی نمایی دوگانه با روند، الگوریتم هالت-وینترز ضربی و الگوریتم هالت-وینترز تجمعی و روش چند متغیره خودرگرسیون برداری استفاده شد. بر اساس یافته های تحقیق، روش‏های هالت-وینترز تجمعی، شبکه عصبی مصنوعی و هموارسازی نمایی منفرد با روند بهترین پیش بینی را به ‏ترتیب برای گاز متان، دی‏اکسیدکربن و اکسید‏نیتروژن ارائه دادند. نتایج نشان داد که روند انتشار گازهای متان و اکسید‏نیتروژن، نزولی و میزان انتشار گاز دی‏اکسیدکربن، صعودی خواهد بود. نتایج می‏تواند در پیش‏بینی انتشار گازهای گلخانه‏ ای در بخش کشاورزی و به ‏تبع آن اعمال سیاست‏های مناسب راهگشا باشد.

    کلید واژگان: گازهای گلخانه ‏ای, روش‏های پیش ‏بینی, کشاورزی, ایران
    Fatemeh Pezeshk, Mohammadreza Zare Mehrjerdi *, Somayeh Amirtaimoori, Hamidreza Mirzaei Khalilabadi, Somayeh Naghavi

    The emission of greenhouse gases is the main cause of global warming and environmental problems. The agricultural sector is one of the major sources of emissions so one-third of the greenhouse gas emissions in the world are related to agricultural systems. Today, forecasting is considered an important planning tool for policymakers. Forecasting the amount of greenhouse gas emissions can show a picture of the future for policymakers and help them in making strategic decisions. There are various methods for predicting variables. This study aims to compare the methods of forecasting and the emission trend of the most important greenhouse gases (methane, carbon dioxide, and nitrogen oxide) from Iran's agricultural sector. The necessary statistics and information were collected annually between 1990 and 2019 from the websites of the Food and Agriculture Organization of the United Nations, the World Bank, and the energy balance sheet of the Ministry of Energy, and to predict the variables from univariate methods of autoregressive integrated moving average (ARIMA), single exponential smoothing with trend, double exponential smoothing with trend, Holt-Winters multiplicative and Holt-Winters additive and multivariate model of vector autoregressive were used. Based on the research findings, methods of Holt-Winters additive, artificial neural network, and single exponential smoothing with trend provided the best forecast for methane gas, carbon dioxide, and nitrogen oxide, respectively. The results showed that the emission trend of methane and nitrogen oxide gases will be downward and the amount of carbon dioxide emission will be upward. The results can help predict the greenhouse gases released from the agricultural sector and apply appropriate policies accordingly.

    Keywords: Greenhouse Gases, Forecasting Methods, Agriculture, Iran
  • محمدرضا زارع مهرجردی*، محمدحسن میرزاده، علی دهقانی، حمیدرضا میرزایی خلیل آبادی
    کاز آن‏جایی که آب یکی از مهم‏ترین عوامل تاثیرگذار بر میزان تولید و عملکرد محصولات کشاورزی به شمار می‏رود، مدیریت کارآی این نهاده‏ی کمیاب یکی از زمینه‏های مهم توسعه کشاورزی محسوب می‏شود. هدف این تحقیق، تحلیل و مقایسه الگوی کشت و سودناخالص کشاورزان دو حالت ناشی از اجرای سیاست‏های قیمتی و غیرقیمتی آب و اجرای سیستم آبیاری تحت فشار در سطح مزارع شهرستان ارزوئیه از توابع استان کرمان است. سیاست‏ قیمتی آب آبیاری (افزایش هزینه‏ استحصال آب) تحت سناریوهای 25، 50، 75 و100 درصد در نظر گرفته شد. برای تحقق این اهداف، از مدل برنامه‏ریزی ریاضی مثبت، استفاده شد. جهت دست‏یابی به نتایج کاربردی، تابع تولید با کشش جانشینی ثابت و تابع هزینه غیرخطی، به این مدل اضافه شد. داده‏های مورد نیاز با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده و تکمیل 100 پرسش‏نامه در سال زراعی 1401-1400، جمع‏آوری گردید. نتایج به‏دست آمده، نشان داد که با اتخاذ سیاست قیمتی آب، سطح زیرکشت محصولات با کم‏ترین آب مصرفی، افزایش و دیگر محصولات منتخب با کاهش سطح زیرکشت مواجه ‏شدند. سودناخالص مدل تحت آخرین سناریو، 26 درصد کاهش و به طور هم زمان آب مصرفی به میزان 5/10 درصد کاهش یافت. مقایسه این دو سیاست نشان داد که اجرای این سیستم آبیاری نسبت به سطح مشاهده شده، سودناخالص مدل را به میزان 75/30 درصد افزایش و آب مصرفی محصولات منتخب را به میزان 210 درصد کاهش می‏دهد.
    کلید واژگان: آبیاری قطره&Rlm, ای, الگوی کشت, ارزوئیه, برنامه &Rlm, ریزی ریاضی مثبت, سودناخالص
    Mohammad Reza Zare Mehrjerdi *, Mohammad Hasan Mirzadeh, Ali Dehghani, Hamidreza Mirzaei
    Since water is one of the most important factors affecting the production and performance of agricultural products, the efficient management of this scarce resource is considered one of the important fields of agricultural development. The purpose of this research is to analyze and compare the cultivation pattern and the gross profit of farmers in two cases due to the implementation of price and non-price water policies and the implementation of pressure irrigation system in the fields of Erzuye city, one of Kerman province. Irrigation water price policy (increase in water extraction cost) was considered under scenarios of 25, 50, 75 and 100 percent. To achieve these goals, the positive mathematical programming model was used. In order to achieve practical results, production function with constant elasticity of substitution and non-linear cost function were added to this model. The required data were collected using simple random sampling method and completing 100 questionnaires in the crop year of 1401-1400. The obtained results showed that with the adoption of the water price policy, the cultivated area of the crops with the least water consumption increased and other selected products faced a decrease in the cultivated area. Under the last scenario, the gross profit of the model decreased by 26% and at the same time the water consumption decreased by 10.5%. Comparing showed that the implementation of this irrigation system compared to the observed level, increases the net profit of the model by 30.75% and reduces the water consumption of selected crops by 210%
    Keywords: Drip Irrigation, Cultivation Pattern, Evaluation, Positive Mathematical Programming, Net Profit
  • زینب بدخشان، حسین مهرابی بشرآبادی*، محمدرضا زارع مهرجردی

    کم (بی) توجهی به پایداری زیست محیطی، اقتصادی، ساختاری و خدماتی، به تولید کشاورزی آسیب می رساند. لذا برای ثبات در بخش کشاورزی توجه به معیارهای تولید پایدار امری الزامی می باشد. در این بررسی، شاخص های ترکیبی پایداری زیست محیطی، اقتصادی و خدماتی-ساختاری جو و ذرت دانه ای در استان های ایران طی سال های 2019-2001 با  ادغام AHP و TOPSIS محاسبه شدند و آن گاه شاخص های هر استان به طور جداگانه با ISDM طبقه بندی شدند. در نتایج AHP به ترتیب معیارهای زیست محیطی، اقتصادی و خدماتی-ساختاری اولویت بیشتری دارند. میانگین دوره ای پایداری جو و ذرت دانه ای در بیشتر استان ها به ترتیب در زمینه های اقتصادی، زیست محیطی و خدماتی-ساختاری پایدارتر است. نتایج میانگین دوره ای و طبقه بندی ISDM معیارهای جو و ذرت دانه ای در طول دوره، بیانگر روند کاهشی (نزولی) می باشد و معیار اقتصادی به دلیل بهبود بهره وری نیروی کار در بعضی از استان ها روند افزایشی (صعودی) داشته است. همچنین پایداری معیارها در بیشتر استان ها نزدیک به سه دوره 2008-2001، 2014-2009 و 2019-2015 تقسیم می شوند. در طبقه بندی ISDM در بیشتر استان ها معیارها بیشتر در طبقه متوسط قرار دارند و زیرطبقه متوسط ناپایدار بیشتر از زیرطبقه متوسط پایدار است. موثرترین عامل ها در پایداری زیست محیطی منابع آبی، در پایداری اقتصادی درآمد و سود و در پایداری خدماتی-ساختاری بسته بندی و حمل و نقل می باشند. پیشنهاد و تاکید می شود پایداری زیست محیطی با مدیریت در مصرف منابع آبی و نهاده ها و افزایش بهره وری آب؛ پایداری اقتصادی با ساماندهی قیمت محصول و هزینه تولید؛ و پایداری خدماتی-ساختاری با ساماندهی بسته بندی و حمل و نقل بهبود یابند و همچنین یارانه‏های کشاورزی با در نظر گرفتن پایداری اعمال شوند.

    کلید واژگان: روند پایداری, پایداری جو, پایداری ذرت, AHP, TOPSIS
    Zeinab Badakhshan, Hossein Mehrabi Boshrabadi *, Mohammadreza Zare Mehrjerdi

    Lack of attention to environmental, economic, structural and service sustainability destroys agricultural production. Therefore, for stability in the agricultural sector, it is necessary to pay attention to sustainable production criteria.In this paper, the composite indices of environmental, economic, and service-structural productivity sustainability of barley and maize in the provinces of Iran during 2001-2019 were calculated using Integration AHP and TOPSIS approaches, and then the indices of each province were classified separately with ISDM method. In the AHP prioritization results have more preference environmental, economic, and service-structural criteria, respectively. In most provinces, during the time period Average sustainability barley and maize are more sustainable in economic, environmental and service-structural criteria respectively. The results periodic averages and ISDM classification of barley and grain corn criteria in during the time period, indicated that the downward trend in barley and maize sustainability criteria and rising trend for economic criteria in the some provinces due to the improvement of labor productivity. Also in most provinces the sustainability of environmental, economic and service-structural criteria was roughly divided into three periods: 2001-2008, 2009-2014, and 2015-2019. In most of the provinces, the results ISDM classification three sustainability criteria were mostly in the moderate class and in the moderate unsustainable subclass is more than the moderate sustainable subclass. The most effective factor in environmental sustainability is water resources, in economic sustainability is income and profit and in service-structural sustainability is packaging and transportation. It is suggested that environmental sustainability with management in the consumption of water resources and inputs and increasing water productivity; Economic stability by organizing product prices and production costs; And service-structural sustainability should be improved by organizing packaging and transportation, and agricultural subsidies should be applied considering sustainability.

    Keywords: Sustainability Trend, Barley Sustainability, Maize Sustainability, AHP, TOPSIS
  • سمانه معین‏ الدینی، محمدرضا زارع مهرجردی*، سمیه امیرتیموری، حسین مهرابی بشرآبادی

    امروزه تخریب محیط زیست یکی از مهم‏ ترین مسائلی است که کشورهای مختلف با آن روبرو هستند. شناسایی عوامل تاثیرگذار بر کیفیت محیط زیست می‏ تواند راهگشای سیاست‏گذاران و برنامه‏ ریزان در راستای حفاظت از آن باشد. لذا، در این مطالعه به بررسی تاثیر متغیرهای مختلف بر کیفیت محیط زیست با تاکید بر رانت منابع طبیعی در منتخبی از کشورهای منا (خاورمیانه و شمال آفریقا) طی سال های 2018- 1994 پرداخته شده است. بدین منظور از رهیافت داده های تابلویی استفاده شد. نتایج نشان داد که رانت منابع طبیعی، سرمایه انسانی، مصرف انرژی، شاخص دموکراسی، شهرنشینی و رشد اقتصادی تاثیر مثبت و معنی‏ داری بر ردپای اکولوژیکی به ‏عنوان معیاری برای تخریب محیط زیست دارند و نابرابری درآمد تاثیر منفی و معنی‏ داری بر ردپای اکولوژیکی دارد. لذا، برنامه‏ ریزان و سیاست‏گذران باید تعادلی بین عرضه و تقاضای منابع طبیعی برقرار کنند و بخشی از درآمدهای حاصل از آن‏ها را به سرمایه‏ گذاری در تکنولوژی‏های مناسب و سازگار با محیط زیست اختصاص دهند. برگزاری دوره‏ های آموزشی در زمینه حفاظت محیط زیست و کاهش مصرف منابع کمیاب حائز اهمیت است و سرمایه انسانی باید برای اکتشاف سبز، تولید سبز و مصرف سبز آموزش ببیند. همچنین بایستی سیاست‏گذاری‏ها در راستای صرفه‏ جویی در مصرف انرژی، بالابردن بهره‏ وری آن و توسعه استفاده از منابع انرژی تجدیدپذیر باشد.

    کلید واژگان: رد پای اکولوژیکی, روش حداقل مربعات تعمیم یافته, ضریب جینی, کشورهای منا
    Samaneh Moeinaddini, Mohammadreza Zare Mehrjerdi *, Somayeh Amirtaimoori, Hossein Mehrabi Boshrabadi

    Today, environmental degradation is one of the most important issues that different countries are facing. Identifying factors affecting the environmental quality can be guidance for policy makers and planners to protect it. Therefore, in this study, the effect of various variables on the environmental quality has been investigated, emphasizing the natural resource rent in selected MENA countries (Middle East and North Africa) during 1994-2018. For this purpose, panel data approach was used. The results showed that the natural resource rent, human capital, energy consumption, democracy index, urbanization and economic growth have a positive and significant effect on the ecological footprint as a measure of environmental degradation, and income inequality has a negative and significant effect on the ecological footprint. Therefore, planners and policymakers should establish a balance between the supply and demand of natural resources and allocate a part of their income to investment in suitable and environmentally friendly technologies. It is important to hold training courses in the field of environmental protection and reducing the consumption of scarce resources, and human capital should be trained for green exploration, green production and green consumption. So, policies should be aimed at saving energy, increasing its efficiency, and developing the use of renewable energy sources.

    Keywords: Ecological Footprint, Generalized Least Squares Method, Gini Coefficient, MENA Countries
  • احسان سپهوند*، صدیقه نبی ئیان، محمدرضا زارع مهرجردی

    هدف این مطالعه شناسایی و اولویت بندی آمیخته بازاریابی سبزیجات تازه (گوجه، سیب زمینی، پیاز، خیار) در جنوب استان کرمان است. روش مورد استفاده در این مطالعه، رویکرد آمیخته است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 28 نفر از خبرگان هستند که با استفاده از روش هدفمند انتخاب گردیدند. همچنین جامعه آماری در بخش کمی شامل 160 نفر از کارشناسان و کشاورزان استان کرمان هستند که از طریق جدول کرجسی مورگان (1970) و روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. تحلیل در بخش کیفی به صورت کد گذاری مولفه ها انجام شد. در بخش کمی نیز با بهره گیری از فرم معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار Smart-PLS3 به تحلیل عاملی تاییدی مدل پرداخته شده است. در نهایت نیز با استفاده از رویکرد دیمتل به اولویت بندی و تعیین روابط علت و معلولی مولفه ها پرداخته شده است. مدل استخراج شده در بخش کیفی شامل 41 مولفه در چارچوب 9 مولفه اصلی (قیمت، محصول، مکان، فرآیند، ترویج، شبکه اختصاصی، نیروی انسانی، بررسی و واکاوی و بسته بندی) است. نتایج تحلیل عاملی نیز موید تایید مدل بخش کیفی است. در نهایت، ترتیب اثرگذاری مولفه ها در روش دیمتل شامل؛ نیروی انسانی، محصول، فرآیند، مکان، بررسی و واکاوی، ترویج، شبکه اختصاصی، بسته بندی، قیمت و ترتیب اثرپذیری شامل؛ قیمت، فرآیند، بسته بندی، ترویج، مکان، محصول، شبکه اختصاصی، بررسی و واکاوی و نیروی انسانی است. نتیجه کلی تحقیق بیان می کند که کانال های فروش اصلی و محلی مکمل یکدیگر هستند و فرصت هایی را برای انواع مختلف کشاورزان ایجاد می کنند و به بخش های مختلف مصرف کننده دسترسی پیدا می کنند

    کلید واژگان: آمیخته بازاریابی, رویکرد دیمتل, سبزیجات تازه
    Ehsan Sepahvand *, Sedighe Nabieian, MohammadReza Zare Mehrjerdi

    The purpose of this study is to identify and prioritize the marketing mix of fresh vegetables (tomatoes, potatoes, onions, cucumbers) in the south of Kerman province. The method used in this study is a mixed approach. The statistical population in the qualitative section includes 28 experts who were selected using a targeted method. Also, the statistical population in the quantitative section includes 160 experts and farmers of Kerman province, who were selected through Morgan's table and simple random sampling method. The analysis has been done in the qualitative part by coding the components. In the quantitative part, the confirmatory factor analysis of the model has been done using the form of structural equations and using Smart-PLS3 software. Finally, using DEMATEL approach, it has been prioritized and determined the cause and effect relationships of the components. The extracted model in the qualitative section includes 41 components in the framework of 9 main components (price, product, place, process, promotion, dedicated network, human resources, review and analysis, and packaging). The results of the factor analysis confirm the confirmation of the qualitative model. Finally, the order of influence of the components in DEMATEL method includes; Manpower, product, process, place, investigation, promotion, dedicated network, packaging, price and effectiveness order including; It is price, process, packaging, promotion, place, product, dedicated network, review and human resources. What can be obtained from this research is that the main and local sales channels complement each other and create opportunities for different types of farmers and reach different consumer segments.

    Keywords: DEMATEL Approach, Fresh Vegetables, marketing mix
  • محمدرضا رضایی فر*، محمدرضا زارع مهرجردی، حسین نظام آبادی پور، حسین مهرابی بشرآبادی

    همه گیری کرونا بر جنبه های مختلف از جمله امنیت غذایی، زنجیره های عرضه، و ایمنی مواد غذایی در بخش کشاورزی تاثیر گذاشته است. معضلات اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی ناشی از همه گیری کووید 19، زندگی و رفاه جهانی را به طور مستقیم تهدید کرد. هدف مطالعه حاضر شناسایی عوامل موثر بر توسعه پایدار در بخش کشاورزی با تاکید بر عوامل سلامت و شرایط بحرانی (شیوع کوید - 19) است. در ابتدا با استفاده از روش داده بنیاد و مطالعه ادبیات موضوعی تحقیق عوامل موثر بر توسعه پایدار در بخش کشاورزی شناسایی شد، در مرحله دوم با مصاحبه 17 سوالی با 20 خبره اقتصاد، ترویج و پایداری کشاورزی عوامل موثر بر توسعه پایدار در بخش کشاورزی با تاکید بر عوامل سلامت و شرایط بحرانی (شیوع کووید - 19) شناسایی گردید. در مرحله سوم با استفاده از روش دلفی فازی و نظر خبرگان معیارها و زیر معیارهای نهایی تحقیق به دست آمد. سپس با روش دیمتل فازی روابط درونی، تاثیر و تاثر زیر معیارهای عوامل سلامت، شرایط بحرانی، زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی تعیین شد. نتایج تحقیق نشان داد که زیرمعیارهای وضعیت تامین منابع مالی پایدار در بخش سلامت، میزان توسعه فردی کشاورزان، تسهیل صادرات محصولات کشاورزی در شرایط بحرانی، وضعیت مدیریت پسماندهای بیمارستانی کووید 19 و بحران طبیعی به ترتیب در بین زیرمعیارهای عوامل سلامت، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و شرایط بحرانی (شیوع کووید - 19) از بیش ترین تاثیرگذاری برخوردار هستند.

    کلید واژگان: توسعه پایدار, بخش کشاورزی, عوامل سلامت, ایران, فازی
    Mohammadreza Rezaeefar *, MohammadReza Zare Mehrjerdi, Hossein Nezamabadi-Pour, Hossein Mehrabiboshrabadi

    Food security, supply chains, and food safety have all been affected by the Covid-19 pandemic. The social, economic, and health problems caused by the Covid-19 pandemic posed a direct threat to global life and well-being. The present study aims to identify the factors that influence sustainable development in the agricultural sector, with a particular emphasis on health aspects and critical situations (Covid-19 pandemic). First, the factors influencing sustainable development in the agricultural sector have been identified using the Grounded Theory technique and a thematic literature review. In the second stage, 20 experts in the economy, promotion, and sustainability of agriculture were interviewed using 17 questions to identify the variables that impact sustainable development in the agricultural sector, focusing on health factors and critical circumstances (COVID-19 pandemic). In the third step, the research's final criteria and sub-criteria were determined using the fuzzy Delphi technique and expert opinion. Then, using the fuzzy DEMATEL approach, the internal relationships, influence, and impact of the health factor criteria, critical conditions, and environmental, economic, and social conditions were determined. The results of the study indicate that among the sub-criteria of health, social, economic, environmental factors, and crisis situations, the sub-criteria of providing sustainable financial resources in the health sector, the degree of farmer personal development, facilitating the export of agricultural products in critical conditions, and the status of managing medical waste for Covid-19 and natural disaster have the greatest influence.

    Keywords: Sustainable development, agricultural sector, health factors, Iran, fuzzy
  • سیمین محسنی، محمدرضا زارع مهرجردی، محمد عبداللهی عزت آبادی، حسین مهرابی بشر آبادی

    کمبود منابع آب و خشکسالی اصلی ترین محدودیت برای تولید محصول در مناطق خشک و نیمه خشک ایران است و با توجه به برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی، کیفیت آب کشاورزی رو به کاهش است. یکی از مهمترین سیاستهای تاثیرگذار در برنامه ریزی منابع آب و مدیریت تقاضای آب در بخش کشاورزی، قیمت گذاری آب است. در این راستا هدف پژوهش حاضر، تعیین ارزش اقتصادی آب کشاورزی برای کیفیت های مختلف آن در شرایط عدم حتمیت، در شهرستان های رفسنجان و انار می باشد. با استفاده از برنامه ریزی ریاضی بازه ای، بازه قیمت سایه ای برای آب های با کیفیت های متفاوت، بدست آمد و برای بررسی اثربخشی قیمت گذاری، تابع تقاضای معیاری آب و جهت استفاده کارآمدتر از آن، کشش قیمتی تقاضا برآورد شد. یافته ها نشان می دهد قیمت سایه ای آب در گروه های مختلف متفاوت است و آب های شیرین، با شوری متوسط و با شوری بالا به ترتیب دارای بیشترین ارزش اقتصادی می باشند. مقایسه بازده برنامه در دو حالت فعلی و تعادلی نشان می دهد، علی رغم اینکه مقدار مصرف آب 50 درصد کاهش پیدا کرده است اما بازده فعالیت تنها 44/13 درصد کاهش یافته است و این نشان می دهد که می توان با تخصیص مجدد آب در باغات پسته با حداقل کاهش در بازده فعالیت، مقدار مصرف آب را کاهش داد. این کار با حذف باغات با عملکرد و بازدهی پایین و حفظ باغات پسته با عملکرد بالاتر امکان پذیر است که هم باعث کاهش مصرف و استحصال آب و هم متضمن منافع اقتصادی بالا برای کشاورزان می شود.

    کلید واژگان: برنامه ریزی ریاضی بازه ای, پسته, ریسک, عدم حتمیت, قیمت گذاری آب کشاورزی, کیفیت آب, مدیریت تقاضا
    Simin Mohseni, MohammadReza Zare Mehrjerdi, Mohammad Abdollahi, Hossein Mehrabii Boshr Abadi

    Of major constraints for crop production in arid and semi-arid regions of Iran are the lack of water resources and drought, and due to uncontrolled groundwater abstraction, the quality of agricultural water is declining gradually. Water pricing is one of the tools for water resources planning and water demand management. In this regard, the present study aims to determine the economic value of water in agriculture with respect to its different qualities in conditions of uncertainty in Rafsanjan and Anar provinces. Using interval mathematical programming, the shadow price range for different qualities of water was obtained. The price elasticity of demand was estimated in order to evaluate the effectiveness of pricing, the standard water demand function and to use it more efficiently. The findings show that the shadow price of water varies within different groups, and fresh water, moderately saline water and highly saline water were of the highest economic value, respectively. Comparing the efficiency of the plan in the current and equilibrium modes reveals that although water consumption has decreased by 50%, but the efficiency of activity has decreased by only 13.44%, and this implies that the amount of water consumption can be reduced in the virtue of redistributing water in pistachio orchards with minimal reduction in activity efficiency. This is feasible via eliminating low yield and profit, yet preserving higher yield pistachio orchards, may lead to reducing water consumption and extraction, and it also ensures high economic benefits for farmers.

    Keywords: Interval mathematical programming, Pistachio, risk, Uncertainty, Agricultural water pricing, Water Quality, Demand management
  • سمیرا سیستانی، محمدرضا زارع مهرجردی*، نسرین سیاری، سمیه امیرتیموری

    کشاورزی همواره به‏عنوان یک عامل مهم در پیشرفت تمدن بشری مورد توجه بوده و امروزه نیز یکی از مهم‏ترین بخش های اقتصادی و بزرگ‏ترین مصرف کننده آب در ایران و جهان است. برداشت بی‏رویه این بخش از آب‏های زیرزمینی باعث بحران کم‏آبی در اکثر مناطق ایران شده است. بنابراین منابع آب کشور نیازمند برنامه‏ریزی و مدیریت در جهت پایداری می‏باشند. یکی از راه‏ها، تعیین الگوی کشت بهینه با در نظر گرفتن کمیت و کیفیت آب می‏باشد. لذا، در این مطالعه با استفاده از تیوری بازی‏ها به تعیین الگوی کشت بهینه با در نظر گرفتن شاخص ردپا و کیفیت آب در شهرستان بردسیر پرداخته شده است. بدین منظور پنج محصول عمده زراعی این شهرستان در نظر گرفته شده و آمار و اطلاعات لازم از سازمان هوا شناسی، اداره آب منطقه‏ای و سازمان جهاد کشاورزی استان کرمان و شهرستان بردسیر برای سال های 96-1384 جمع‏آوری شده است. نتایج نشان داد گندم، جو، یونجه، سیب‏زمینی و ذرت‏علوفه‏ای به‏ترتیب بیشترین میزان رد پای آب را به خود اختصاص داده‏اند. در الگوی کشت بهینه به‏دست آمده از تیوری بازی‏ها نسبت به الگوی کشت فعلی؛ سطح زیر کشت گندم، جو و سیب‏زمینی به‏ترتیب %4، 7% و 12% کاهش و سطح زیر کشت یونجه و ذرت‏علوفه‏ای به‏ترتیب 4% و 25% افزایش می‏یابد. الگوی کشت بهینه به‏دست آمده از تیوری بازی‏ها برای این شهرستان توصیه می‏شود، زیرا در این الگو علاوه بر منافع اقتصادی به کمیت و کیفیت آب توجه شده است تا منابع آبی با بحران روبرو نشوند.

    کلید واژگان: تئوری بازی‏ها, روش دومارتن, نمودار پایپر, نمودار شولر, نمودار ویلکاکس
    Samira Sistani, MohammadReza Zare Mehrjerdi *, Nasreen Sayari, Somayeh Amirtaimoori

    Agriculture has always been considered as an important factor in the development of human civilization and today this sector is one of the most important economic sectors and the largest consumer of water in Iran and the world. Irregular extraction of groundwater by this sector has caused a water shortage crisis in most parts of Iran. Therefore, the country's water resources need to be planned and managed in order to be sustainable. One way is to determine the optimal cropping pattern by considering the quantity and quality of water. Therefore, in this study, using game theory, the optimal cropping pattern has been determined by considering the footprint index and water quality in Bardsir city. For this purpose, five major crops of this city have been considered and the necessary statistics and information have been collected from the Meteorological Organization, the Regional Water Administration and the Agricultural Jihad Organization of Kerman province and Bardsir city for the years 2005-2017. The results showed that wheat, barley, alfalfa, potato and fodder corn had the highest water footprint, respectively. In the optimal cropping pattern obtained from game theory compared to the current cropping pattern; the area under cultivation of wheat, barley and potato decreased by 4%, 7% and 12%, respectively, and the area under cultivation of alfalfa and fodder corn increased by 4% and 25%, respectively. The optimal cropping pattern obtained from game theory is recommended for this city, because in this pattern, in addition to economic benefits, attention has been paid to the quantity and quality of water so that water resources do not face a crisis.

    Keywords: game theory, Domarten Method, Piper Diagram, Schuler diagram, Wilcox Diagram
  • تکتم ایزدی، محمدرضا زارع مهرجردی*، سمیه امیرتیموری، حسین مهرابی بشرآبادی، سمیه نقوی
    مقدمه و هدف

    بخش کشاورزی یکی از بخش‏های مهم اقتصاد ایران است. کمبود برخی از نهاده ‏های مهم مانند آب و آلودگی های زیست محیطی از مشکلات عمده این بخش در زمینه افزایش تولید می‏ باشند. لذا، افزایش تولید و پایداری یکی از اهداف مهم کشور در بخش کشاورزی است. افزایش کارایی یکی از بهترین راه ‏های افزایش تولید، سودآوری و پایداری تولید در بنگاه‏ های اقتصادی به‏ شمار می‏آید. در این مطالعه با توجه به نقش واحدهای صنعتی شیری در تولید شیر و امنیت غذایی، به محاسبه کارایی و رتبه ‏بندی معیارهای تاب ‏آوری و کارایی گاوداری های صنعتی شیری شهر کرمان پرداخته شده است.

    مواد و روش‏ ها:

     کارایی با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ‏ها (DEA) و جمع‏ آوری 30 پرسشنامه از گاوداری های صنعتی شیری در سال 1399 محاسبه شد. به ‏منظور رتبه بندی معیارهای تاب‏ آوری و کارایی از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. بدین منظور 15 پرسشنامه مقایسه زوجی با استفاده از نظر متخصصان تکمیل شد.

    یافته ها

    نتایج رتبه‏بندی معیارها نشان داد که معیار اقتصادی با وزن 0/5 دارای بیشترین اهمیت از نظر متخصصان است. معیار تاب آوری با وزن 0/205، معیار زیست محیطی با وزن 0/148 و معیار اجتماعی با وزن 0/147 به ‏ترتیب رتبه ‏های دوم تا چهارم اهمیت را به خود اختصاص داده‏اند. حداکثر سود از میان زیر معیارهای اقتصادی دارای بیشترین ارجحیت از نظر متخصصان بوده است. مخارج نیروی کار از میان زیر معیارهای اجتماعی دارای بالاترین اهمیت از نظر متخصصان می ‏باشد. میزان مصرف آب از میان زیرمعیارهای زیست محیطی بالاترین رتبه را از نظر متخصصان کسب کرده است. بهره وری از میان زیر معیارهای تاب‏ آوری بالاترین اهمیت را از نظر متخصصان داشته است. بر اساس نتایج به‏دست آمده، حداکثرکردن سود، حداقل کردن هزینه جیره غذایی دام و بهره‏ وری از بین 11 زیرمعیار در نظر گرفته شده به‏ ترتیب بیشترین اولویت را از نظر متخصصان دارند. نتایج محاسبه کارایی نشان داد که در بازه 0 تا 20، هیچ واحدی وجود ندارد. 3 واحد در بازه 20 تا 40، 9 واحد در بازه 40 تا 60، 5 واحد در بازه 60 تا 80 و 13 واحد در بازه 80 تا 100 قرار گرفتند.

    نتیجه ‏گیری:

     بر اساس نتایج به‏ دست آمده می‏توان با افزایش کارایی، میزان تولید شیر و سودآوری گاوداری های صنعتی شیری را در شهر کرمان افزایش داد. بدین منظور می‏توان واحدهای کارا را الگوی واحدهای غیرکارا قرار داد و با تغییر مدیریت و نحوه به‏ کارگیری منابع، کارایی واحدها را افزایش داد.

    کلید واژگان: اجتماعی, اقتصادی, تحلیل پوششی داده ها, زیست محیطی, فرآیند تحلیل سلسله مراتبی
    Toktam Ezadi, MohammadReza Zare Mehrjerdi*, Somayeh Amirtaimoori, Hossein Mehrabi Boshr Abadi, Somayeh Naghavi
    Introduction and Objective

    The agricultural sector is one of the most important sectors of the Iranian economy. Lack of some important inputs such as water and environmental pollution are the main problems of this sector in increasing production. Therefore, increasing production and sustainability is one of the important goals of the country in the agricultural sector. Increasing efficiency is one of the best ways to increase production, profitability and sustainability of production in enterprises. In this study, considering the role of dairy industrial units in milk production and food security, the efficiency and ranking of resilience and efficiency criteria of dairy industrial farms in Kerman have been calculated.

    Material and Methods

    Efficiency was calculated using data envelopment analysis (DEA) method and collecting 30 questionnaires from dairy industrial farms in 2020. In order to rank the criteria of resilience and efficiency, a hierarchical analysis process (AHP) was used. For this purpose, 15 paired comparison questionnaires were completed using the opinion of experts.

    Results

    The results of ranking the criteria showed that the economic criteria with a weight of 0.5 are the most important for experts. The criteria of resilience with a weight of 0.205, the environmental criteria with a weight of 0.148 and the social criteria with a weight of 0.147 have the second to fourth ranks, respectively. The maximum profit among the economic sub-criteria has the highest priority in the opinion of experts. Labor expenditure among the social sub-criteria is the most important in the opinion of experts. The amount of water consumption among the environmental sub-criteria has been ranked highest by experts. Productivity is the most important sub-criteria of resilience in the opinion of experts. According to the results, maximizing profit, minimizing the cost of livestock rations and productivity are among the 11 sub-criteria considered to be the highest priority for experts. The results of efficiency calculation showed that there are no units in the range of 0 to 20. Three units were in the range of 20 to 40, 9 units in the range of 40 to 60, five units in the range of 60 to 80 and 13 units in the range of 80 to 100.

    Conclusion

    Based on the obtained results, by increasing efficiency, milk production and profitability of industrial dairy farms in Kerman can be increased. For this purpose, efficient units can be used as a model for inefficient units and increase the efficiency of units by changing management and how to use resources.

    Keywords: Analytic Hierarchy Process, Data Envelopment Analysis, Economic, Environmental, Social
  • مریم سالاری بردسیری، حسین مهرآبادی بشرآبادی*، محمدرضا زارع مهرجردی، سمیه امیرتیموری، حمیدرضا میرزایی خلیل آبادی

    دستیابی به امنیت آب و غذا از مهم‏ترین اهداف سیاست گزاران در جهان است. کمبود آب در ایران یکی از چالش‏های عمده ی امنیت غذا در آینده می باشد. در پژوهش حاضر، ابتدا با روش دومارتن توسعه یافته، پهنه بندی اقلیمی انجام شد. پس از محاسبه نیاز آبی با نرم افزار CROPWAT؛ مقدار آب مجازی، ردپای آب، بهره وری آب، حجم آب مصرف شده توسط هر محصول زراعی در هر پهنه ی اقلیمی و شکاف مطلوب غذایی در اقلیم های مختلف برای سال زراعی 97-96 محاسبه شد. طبق نتایج؛ سرانه ی ردپای آب بخش زراعت در اقلیم های فراخشک، خشک بیابانی، نیمه خشک، مدیترانه ای و مرطوب و در ایران 97/1611، 09/1228، 83/665، 01/884، 21/600 و 2/998 مترمکعب می باشد. همچنین شدت فشار بر منابع آب داخلی هر پهنه ی اقلیمی و ایران به ترتیب 89/64، 03/88، 19/63، 01/41، 38/56 و 48/65 درصد است. خالص واردات آب مجازی برای هر پهنه نشان می دهد که پهنه های خشک بیابانی و مرطوب، صادرکننده ی آب مجازی و پهنه های فراخشک، نیمه خشک و مدیترانه ای، واردکننده ی آب مجازی می باشند. نتایج نشان از وجود تناقض بین تحقق امنیت آب و بعد کمی امنیت غذایی دارد. اگر هدف برقراری امنیت آب باشد؛ می توان با افزایش واردات خالص آب مجازی (در مورد محصولات آب بر با بهره وری آب پایین)، شدت فشار بر منابع آب داخلی هر پهنه را کاهش داد. ولی اگر هدف رسیدن به بعد کمی امنیت غذایی یا همان خودکفایی باشد؛ در صورت عدم تغییر در وضعیت موجود (ترکیب محصولات در الگوی کشت، میزان عملکرد و راندمان آبیاری در هر پهنه)، بر منابع آب فشار بیشتری وارد می شود. جهت رسیدن همزمان به اهداف بعد کمی امنیت غذایی و امنیت آب؛ افزایش عملکرد، بهبود راندمان آبیاری، تدوین الگوی کشت مناسب و تخصیص منابع آب با توجه به بهره وری آب و عملکرد آن در هر پهنه پیشنهاد می گردد.

    کلید واژگان: شکاف غذایی, آب مجازی, دومارتن, ردپای آب, پنمن مانتیث
    Maryam Salari Bardsiri, Hossein Mehrabii Boshrabadi *, Mohammadreza Zare Mehrjerdi, Somayeh Amirtaimoori, Hamid Reza Mirzaei Kalilabadi

    Achieving food and water security is one of the most important goals of policymakers in different countries. Water scarcity in Iran could be one of the major food security challenges in the future. For this purpose, climatic zoning was performed using the Domarten method. After calculating the water requirement using CROPWAT software; the amount of virtual water, water footprint, water productivity, volume of water consumed by each crop in each zone and the optimal food gap in different climates were calculated. According to the results; The per capita water footprint of the agricultural sector in hyper-arid, desert arid, semi-arid, Mediterranean and humid climates and Iran is 1611.97, 1228.09, 665.83, 884.01, 600.21 and 998.20cubic meters, respectively. In addition, the intensity of water consumption within the 5 climatic zones and Iran is 64.89, 88.03, 63.19, 41.01, 56.38 and 65.48 %, respectively. Net virtual water imports for each zone show that desert arid and humid zones are exporters of virtual water and hyper-arid, semi-arid and Mediterranean zones are importers of virtual water. The results show a contradiction between the realization of water security and food security in terms of quantity. The results showed that if the goal is to establish water security; by increasing the net import of virtual water (in the case of high-consumption products with low water efficiency), the intensity of pressure on domestic water resources in each area could be reduced. But if the goal is self-sufficiency; If the current situation does not change (crop composition in cropping pattern, yield and irrigation efficiency in each zone), more pressure will be put on water resources. Therefore, in order to achieve the goals of self-sufficiency and water security coefficients at the same time; It is recommended to increase the yield, improve the irrigation efficiency, formulate a suitable cultivation pattern and allocate water resources according to water productivity and its yield in each zone.

    Keywords: Food gap, Virtual water, Domarten method, water footprint, Penman Monteith
  • به دنبال رشد جمعیت، افزایش انتشار گازهای گلخانه ای و محدودیت منابع انرژی، تقاضای انرژی و عوامل موثر بر آن به موضوع مهمی تبدیل شده است. بررسی مصرف انرژی در بخش کشاورزی ایران نشان می دهد که طی سال های گذشته به منظور افزایش تولید، اشتغال و امنیت غذایی، مصرف انواع حامل های انرژی در این بخش افزایش یافته است. با توجه به اهمیت منابع انرژی و حفاظت محیط زیست، هدف این مطالعه بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و غیر اقتصادی بر تقاضای انرژی دربخش کشاورزی ایران طی دوره 1396-1349 با استفاده از روش مارکوف سوییچینگ- تصحیح خطای برداری می باشد. نتایج مطالعه حاکی از آن است که متغیر تولید بخش کشاورزی در هر دو رژیم مارکوف، دارای تاثیر مثبت و معنادار بر تقاضای انرژی در این بخش بوده است. متغیر تنوع فعالیت های کشاورزی تاثیر مثبت و معنادار بر مصرف انرژی در بخش کشاورزی داشته است. همچنین تاثیر متغیرهای سرمایه انسانی و آزادسازی تجارت بخش کشاورزی، بر مصرف انرژی در این بخش نیز مثبت و معنادار بوده است. بنابراین پیشنهاد می شود برای کاهش آلودگی محیط زیست و همچنین جلوگیری از کاهش تولید بخش کشاورزی، سیاست های مناسب برای مدیریت و بهینه سازی مصرف انرژی در این بخش اتخاذ شود.

    کلید واژگان: انرژی, سرمایه انسانی, تنوع فعالیت, بخش کشاورزی, مارکوف سوئیچینگ-تصحیح خطای برداری
    Maryam Ziaabadi *, Mohammadreza Zare Mehrjerdi

    Energy demand and the factors affecting it have been growing in importance due to population growth, increased greenhouse gas emissions, and limited energy resources. The study of energy consumption in the agricultural sector of Iran shows an increase in the consumption of various energy carriers in this sector in recent years to increase production, employment, and food security. Given the significance of energy resources and environmental protection, the present study aims to investigate the impact of economic and non-economic factors on energy demand in Iran's agricultural sector over the period 1970-2017 using Markov switching-error correction model. The results indicate that the variable of agricultural production in both Markov regimes has a positive and significant effect on energy demand in this sector. The variable of the diversity of agricultural activities affects energy consumption in the agricultural sector positively. Also, the impact of human capital and trade liberalization in the agricultural sector on energy consumption in this sector is positive and significant. It is therefore suggested that to manage and optimize energy consumption, appropriate policies should be implemented in this sector to reduce environmental pollution and prevent the reduction of agricultural production

    Keywords: energy, Human Capital, Activity Diversity, agricultural sector, Markov Switching - Error Correction
  • Sona Pouralimoghaddam, MohammadReza Zare Mehrjerdi, Somayeh Amirtaimoori *, Somayeh Naghavi

    Water is one of the critical natural resources in the world and one of the scarce inputs of the agriculture sector in arid and semi-arid areas, including Iran. Consecutive droughts, lower groundwater levels, and lower water quality are among the concerns of farmers and policymakers in Iran. Therefore, the impacts of various factors, including the knowledge-based economy index, on the water crisis in Iran were investigated. In the present study, the Bayesian Network has been applied for modeling water crisis management in Iran. Therefore, key factors related to water crisis management were identified. The U.N. indicator was used to assess the water crisis. The composite index of the knowledge-based economy was calculated using the Knowledge Assessment Methodology. The results of the U.N. indicator indicated that Iran is in a state of a severe water crisis. The modeling results showed that advances in the knowledge-based economy index could alleviate the water crisis. Also, increased economic growth can exacerbate the water crisis. Sensitivity analysis showed that drought has the most significant impact on the water crisis in Iran. Therefore, planning and policymaking to advance the various components of the knowledge-based economy and moving towards sustainable development can help manage the water crisis in Iran.

    Keywords: Bayesian network, Drought, Economic growth, Water productivity, Sensitivity analysis
  • Maryam Ziaabadi *, MohammadReza Zare Mehrjerdi, Zeinab Khatoon Pourtaheri

    Environmental pollution is nowadays one of the main challenges of the world. The global economic growth and the associated environmental degradation have put environmental protection at the forefront of attention. Regarding the aim of economic growth and its impact on environmental quality, the effect of various economic and human factors on environmental pollution and degradation is increasingly gaining importance in Iran. This study investigated the effects of economic growth, energy consumption, trade liberalization, urbanization, financial development, and human development on ecological footprint and environmental degradation in Iran over the period 1971-2015 using the Markov switching-error correction method (MS-ECM). Based on the results, the environmental Kuznets hypothesis was confirmed for the ecological carbon footprint with a reversed-U shape. Economic growth, urbanization, and energy use were found to have a positive and significant effect on environmental degradation, while financial development negatively influenced environmental degradation. Also, human development had a positive effect on the ecological carbon footprint. Finally, it is recommended to save energy, especially fossil fuels, by using clean energy, increase environmental awareness, and enforce strict environmental monitoring.

    Keywords: MS-ECM, Pollution, Economic growth, environmental degradation
  • علی علمی، حمیدرضا میرزائی خلیل آبادی، الهام خواجه پور*، محمدرضا زارع مهرجردی

    بازاریابی محصولات کشاورزی نقش مهمی در دستیابی اهدافی همچون توسعه کشاورزی، افزایش تولید و درآمد کشاورزان در کشورهای درحال توسعه دارد. تولید مرکبات خصوصا لیموترش یکی از مهم ترین محصولات کشاورزی در شهرستان لارستان (استان فارس) است. بنابراین، در این تحقیق عوامل موثر بر بهبود نظام بازاریابی لیموترش در شهرستان لارستان اولویت بندی شدند. داده ها از طریق تکمیل پرسشنامه توسط خبرگان این موضوع در منطقه جمع آوری شد و از روش فرایند تحلیل شبکه ای(ANP) برای اولویت بندی استفاده شد. معیارها در این تحقیق عناصر آمیخته بازاریابی (محصول، مکان، تبلیغ، و قیمت) بودند و برای هر معیار نیز زیرمعیارهایی انتخاب شدند. معیارها و زیرمعیارها بر اساس مطالعات قبلی و نیز نظر کارشناسان در منطقه انتخاب شدند. نتایج نشان داد که معیارهای محصول و تبلیغ  به ترتیب بالاترین و پایین ترین اولویت را در بهبود نظام بازاریابی لیموترش در شهرستان لارستان دارند. به علاوه، بسته بندی و طراحی مناسب برای ایجاد مزیت نسبی مهم ترین زیر معیار در بهبود نظام بازاریابی لیمو ترش در منطقه است. همچنین زیر معیارهای ایجاد صنایع تبدیلی و استفاده از تعاونی های بازاریابی در رتبه های بعدی قرار گرفتند. با توجه به نتایج، پیشنهاد می شود که بسته بندی مناسب، صنایع تبدیلی و شرکت های تعاونی در منطقه توسعه یابند.

    کلید واژگان: آمیخته بازاریابی, بازاریابی کشاورزی, فرایند تحلیل شبکه ای
    Ali Elmi, Hamid Reza Mirzaei Khalilabad, Elham Khajehpour *, Mohammadreza Zare Mehrjerdi

    Crop marketing has an important role in accomplishing goals such as agricultural development, production increase, and enhancement of farmers’ income in developing countries. Citrus production, especially sour lemon, is one of the most important productions in Larestan County, Fars province in Iran. So, the determinants of the sour lemon marketing system improvement were prioritized in Larestan in this study using Analytic Network Process (ANP) in which data were collected through a questionnaire filled by experts in the region. Criteria were the 4Ps (Product, Place, Promotion, and Price) in the marketing mix and here were also some sub-criteria for each of the criteria. The criteria and sub-criteria were chosen based on other studies and also experts’ views in the region. Results showed that product and promotion criteria had the first and last priorities in improving the sour lemon marketing system in Larestan County, respectively. In addition, proper packaging and designing to create a competitive advantage was the most important sub-criterion for improving the sour lemon marketing system in the region. Also, the creation of processing industries and using marketing cooperatives were the next most important sub-criteria, respectively. According to the results, it is suggested to develop proper packaging, processing industries, and marketing cooperatives in the region.

    Keywords: agricultural marketing, Analytic Network Process, marketing mix
  • الهه واثقی*، محمدرضا زارع مهرجردی، علیرضا نیکویی، حسین مهرابی بشر آبادی
    سابقه و هدف

    با توجه به کمبود منابع آب در بسیاری از منطقه های کشور، نیاز روزافزون بخش های مختلف به آب، افزایش حجم فاضلاب های شهری، برنامه ریزی جهت استفاده از پساب تصفیه خانه های فاضلاب شهری با لحاظ کردن جنبه های محیط زیستی به عنوان راهکاری مناسب برای جبران بخشی از این کمبودها و همچنین کاهش آلودگی ها مورد توجه می باشد. پساب فاضلاب شهری بازیافت شده با مزایا و خطرات زیادی برای سلامت انسان و محیط زیست همراه است. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی ریسک کاربرد پساب در بخش های متقاضی با توجه به اولویت کاهش خطرهای استفاده از آن انجام گرفته است. 

    مواد و روش ها:

     مقاله حاضر در سال 1395 با هدف ارزیابی ریسک کاربردهای پساب خروجی از تصفیه خانه شمال اصفهان انجام شد. اطلاعات آماری کیفیت پساب از نتایج آزمایشگاه های سازمان ها و ارگان های مربوطه به صورت ماهانه جمع آوری و میانگین گیری شد. با درنظر گرفتن 6 پارامتر کیفی مهم (PH، COD، BOD، TSS، TDS و TC) و با استفاده از استانداردهای محیط زیستی مرتبط با این پارامترها، سنجه ای برای ارزیابی کیفیت فاضلاب تصفیه شده با عنوان سنجه جامع آلودگی (CPI)1 مورد بررسی قرار گرفت. سپس با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، مطالعات منطقه ای و همچنین نشست های تخصصی با کارشناسان مطلع از وضعیت پساب خروجی از این تصفیه خانه چک لیست خطرها و چک لیست کنترل در قالب پرسشنامه تهیه شد. چک لیست ها توسط 69 کارشناس خبره تکمیل شد و با تعمیم روش فرانک و مورگان سنجه ریسک (RI)2 برای کاربردهای نهفته پساب در منطقه مطالعاتی محاسبه و با سنجه آلودگی مقایسه شد.

    نتایج و بحث:

     نتایج چک لیست های تکمیل شده نشان داد، بخش کشاورزی بیشترین نمره خطر را در مقابل بخش صنعت و بخش صنعت بیشترین نمره کنترل را در مقابل بخش کشاورزی داشته است. به طور کلی میانگین نمره موارد ششگانه چک لیست خطرها در بخش کشاورزی از تمام بخش ها بیشتر می باشد و خطرهای وارده بر انسان در هر چهار بخش نسبت به دیگر خطرها نمره بالاتری دارد. مقایسه استانداردهای کیفی استفاده از پساب و کیفیت پساب خروجی تصفیه خانه نیز نشان داد که پارامتر کلیفرم اندازه گیری شده نسبت به بقیه پارامترها بیشترین فاصله را با حد استاندارد خود دارد، بنابراین اهمیت بالای این پارامتر در سلامت عمومی و ایمنی جامعه در محاسبه دو سنجه آلودگی و ریسک تاثیر زیادی داشته است. به طوریکه سنجه ریسک برای چهار بخش کشاورزی، فضای سبز، منابع طبیعی و صنعت به ترتیب 54.71 درصد، 23.97 درصد، 15.1 درصد، 6.22 درصد و سنجه نسبی آلودگی به ترتیب 43 درصد، 28 درصد، 21 درصد و 8 درصد به دست آمد. نتایج این دو سنجه به طور کامل با هم مطابقت دارد و بخش کشاورزی دارای بیشترین سنجه آلودگی و ریسک بوده و اولویت کاهش ریسک را به خود اختصاص می دهد و کاربرد پساب به ترتیب در بخش های صنعت، منابع طبیعی و فضای سبز بحران های کمتری برای انسان و محیط در پی خواهد داشت.

    نتیجه گیری

    بنابر نتایج این تحقیق، استفاده از پساب تصفیه خانه شمال در شرایط موجود برای مصرف های صنعتی و منابع طبیعی (احیای بیابان ها) نسبت به مصرف های کشاورزی و آبیاری فضای سبز خطرهای کمتری دارد. به طور کلی کاربرد پساب در صنایع آب بر و کاشت گیاهان غیرمثمر، افزایش دسترسی کشاورزان به منابع آبی با کیفیت بهتر و افزایش سلامت انسان و محیط زیست را به همراه خواهد داشت.

    کلید واژگان: پساب فاضلاب شهری, سنجه ریسک, سنجه جامع آلودگی, تصفیه خانه شمال اصفهان
    Elahe Vaseghi *, MohammadReza Zare Mehrjerdi, Alireza Nikouei, Hossein Mehrabi Boshrabadi
    Introduction

    Given the scarcity of water resources in many parts of the country, the increasing need for water, and increased volume of urban wastewater, planning to use the effluent of urban wastewater treatment plants by considering the environmental aspects as an appropriate solution is regarded to compensate for some of these scarcities and to reduce the pollutions. The recycled urban wastewater effluent is associated with many benefits and risks for human and environmental health. This research is aimed to evaluate the risk of using effluent in demanding sectors with respect to the priority of risk reduction.

    Material and methods

    In 2016, this research was conducted with the aim of assessing the risk of using the output effluent of the Northern Isfahan wastewater treatment plant. The statistical information of effluent quality was collected monthly and averaged from the laboratories of the relevant organizations. Considering six major qualitative parameters (pH, COD, BOD, TSS, TDS, and TC) and using environmental standards related to these parameters, an index was evaluated to assess the quality of treated wastewater as the Comprehensive Pollution Index (CPI). Then, using the library studies, regional studies, as well as specialized meetings with experts with knowledge about the status of output effluent of this treatment plant, risk and control checklists were prepared in the form of a questionnaire. The checklists were completed by 69 experts, and by generalizing the Frank and Morgan method, the Risk Index (RI) was calculated for potential effluent use in the study area and compared with the pollution index.

    Results and discussion

    Results of the completed checklists showed that the agricultural sector had the highest risk score against the industrial sector and the industrial sector had the highest control score against the agricultural sector. In general, the mean score of 6-item risk checklist in the agricultural sector was higher than all sectors and the risks posed to humans in all four sectors had a higher score than other risks. Comparison of the qualitative standards of using effluent and quality of output effluent of the wastewater treatment plant also showed that the measured coliform parameter had the highest distance to its standard limit compared to other parameters. Therefore, the significance of this parameter in public health and community safety had a great impact on the calculation of pollution and risk indices. Hence, the risk index for the four sectors of agriculture, green space, natural resources, and industry was 54.71%, 23.97%, 15.1%, 6.22%, respectively, and the relative pollution index was 43%, 28%, 21%, and 8%, respectively. The results of these two indices were completely matched and the agricultural sector had the highest pollution and risk indices and accounted for the priority of risk reduction, and the effluent usage in the industrial, natural resources, and green space sectors will have lower risks to humans and the environment.

    Conclusion

    According to the results of this study, using the effluent of the wastewater treatment plant in the current conditions has lower risks for industrial use and natural resources (non-desertification) than agricultural use and green space irrigation. In general, the effluent use in water-based industries and growing unproductive plants will be followed by increased access of farmers to higher quality water resources and improved human and environmental health.

    Keywords: Urban wastewater effluent, risk index, comprehensive pollution index, northern Isfahan wastewater treatment plant
  • مرصاد برجوئیفر، صدیقه نبی ئیان*، امیر سعادت فر، محمدرضا زارع مهرجردی

    استان کرمان از نظر وسعت مراتع گیاه دارویی آنغوزه، foetida-Assa Ferula گونه ای از تیره Umbelliferae از رتبه بالایی برخوردار است. صمغ آنغوزه از ریشه این گیاه استخراج شده و در پزشکی و صنعت بکار میرود. از نظر اقتصادی ارزش بسیاری برای ذینفعان و صادرکنندگان دارد. از آنجا که برندسازی یکی از موضوعات مهم در زمینه اقتصاد منابع طبیعی است، هدف از این مطالعه بررسی استراتژیهای برندسازی این گیاه دارویی با استفاده از تکنیک SWOT در استان کرمان است. در این راستا نمونه ای تصادفی از 19 نفر از خبرگان شاغل در حوزه گیاهان دارویی آنغوزه اخذ گردید. داده های لازم با انجام مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه در تابستان سال 1306 جمع آوری گردید. پس از شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای برند سازی آنغوزه، با استفاده از تکنیک تحلیل شبکه ای (ANP) در تعیین اوزان آنها، استراتژیها تبیین شد. نتایج تحقیق نشان داد که استان کرمان در حوزه پتانسیل برندینگ در وضعیت راهبرد قوت- فرصت (SO) قرار دارد. لذا در این حوزه پنج استراتژی و نه برنامه عملیاتی براساس عناصر آمیخته بازاریابی (4Ps) مشخص و با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) رتبه بندی شد. استراتژیهای حوزه قیمت و محصول اهمیت بیشتری نسبت به حوزه توزیع و ترفیع داشته اند. الگو گرفتن از کشورهای موفق در زمینه فرآوری، قیمت گذاری و برندسازی گیاه دارویی آنغوزه (با وزن 0/337) در حوزه قیمت به عنوان اولین برنامه عملیاتی توسط خبرگان شناخته شد. لذا انجام مطالعات با هدف استفاده صحیح از وضعیت طبیعی، وجود گونه های تلخ و شیرین، مقاومت در برابر آفات و بیماریهای این گیاه دارویی تحت نظارت سازمان جنگلها و مراتع، راه حل مناسبی برای حضور مستمر در بازارهای داخلی و خارجی است.

    Mersad Borjoeifar, Sedigheh Nabieyan *, Mohammad Reza Zare Mehrjerdi, Amir Saadatfar

    Kerman province has a high ranking in terms of the area of the medicinal herb Ferula assa-foetida; a species of Umbelliferae family. The oleo-gum-resin is extracted from its roots and used in medicine and industry. It has a great economic value for beneficiaries and exporters. As branding is one of the important issues in the field of natural resource economy, the purpose of this study is to evaluate the branding strategies of this medicinal plant using SWOT (- Strengths, Weaknesses, Opportunities and Threats)  technique in Kerman province, Iran. In this regard, a random sample of 19 experts working in this field was obtained. The necessary data were collected by interviewing and completing the questionnaire in the summer of 2017. After identifying the strengths, weaknesses, opportunities and threats of Ferula assa-foetida branding, strategies were formulated using Analytical Network Process (ANP) technique to determine their weights. The results showed that Kerman province is in Strength-Opportunity (SO) situation in terms of branding potential. Therefore, in line with this situation, five strategies and nine operational plans were identified and prioritized based on the marketing mix elements (4Ps, Product, Price, Place and Promotion) and using the Analytical Hierarchy Process (AHP) technique, respectively. Price and product strategies are considered more significant than place and promotion strategies. The operational price program of imitating the model of successful countries in the field of processing, pricing and branding of medicinal herb (with the weight of 0.337) was considered by experts as the first priority. Therefore, making the studies target to utilize natural situations properly, sweet and bitter type of operation, and resistance to pests and diseases of this medicinal plant under the supervision of the Forests and Rangelands Organization of Iran are good solutions for continuous presence in the domestic and foreign markets.

    Keywords: Medicinal herbs, SWOT technique, Analytical Network Process (ANP), Analytical Hierarchy Process (AHP)
  • Alirezar Rahbar Dehghan, Hossein Mehrabi Boshrabadi *, Seyyed Abdolmajid Jalaee Esfandabadi, Mohammad Reza Zare Mehrjerdi
    Background

    Providing food security to rural households is one of the goals pursued in national development plans. Therefore, off-farm income provides more financial resources to rural households and thus increases their food security. Given the role of food security in human health and development, the present research aims to explore the spatial effects of off-farm income on the food security of rural households in all provinces of Iran.

    Methods

    The status of food security of rural households in Iran was determined using data from 206963 Household Income and Expenditure Surveys and the recommended dietary for the Iranian population. Besides, the effectiveness of off-farm income on food security of rural families along with other effective factors was investigated the first time using the panel spatial autoregressive (SAR) model for the period from 2006 to 2016 with Stata software.

    Results

    The results from the SAR model suggested that off-farm income has a positive and significant effect on the rural food security index. On the other hand, the significant value of the spatial lag coefficient of the dependent variable confirmed the existence of spatial effects, indicating that off-farm income has a positive and significant effect on food security.

    Conclusion

    Given that agricultural activities are mainly seasonal, off-farm activities along with conventional agricultural activities can improve the food security of rural households and prevent their migration to cities.

    Keywords: Food security, Off-farm income, Spatial panel
  • سونا پور علی مقدم، محمدرضا زارع مهرجردی*، سمیه امیرتیموری، سمیه نقوی

    امروزه، اقتصاد دانش بنیان، به عنوان راهکار برون رفت از مسایل و مشکلات مختلف، مطرح شده است. با توجه به این‏که، بیش از 90 درصد مصرف آب به بخش کشاورزی اختصاص دارد،  دانش بنیان شدن کشاورزی که یکی از مولفه های آن، نوآوری و توسعه سیستم های آبیاری نوین در اراضی کشاورزی می باشد؛ باعث افزایش راندمان مصرف آب و تولید می شود.  لذا؛ در این مطالعه به بررسی تاثیر مولفه‏های مختلف اقتصاد دانش بنیان بر بهره‏وری و مصرف آب در بخش کشاورزی ایران طی دوره 96-1381، با استفاده از شبکه علی بیزین در قالب 4 سناریو پرداخته شده است. نتایج مطالعه نشان داد مولفه دانش و سرمایه انسانی، کم ترین اثر را بر نرخ رشد مصرف آب در بخش کشاورزی ایران دارد و احتمال افزایش نرخ  رشد سطح اراضی مجهز به آبیاری تحت فشار با اجرای چهار سناریوی مولفه دانش و سرمایه انسانی، رژیم نهادی و محرک اقتصادی، زیرساخت های اطلاعات و ارتباطات و نوآوری به‏ترتیب برابر با 9/59%، 55%، 60% و 60% و احتمال کاهش نرخ رشد مصرف آب در بخش کشاورزی 80% می باشد. لذا حرکت به سمت دانش بنیان شدن اقتصاد می‏تواند به بهبود راندمان آب در بخش کشاورزی ایران کمک نماید.

    کلید واژگان: : بخش کشاورزی, بهره‏وری آب, شبکه علی‏بیزین
    Sona Pouralimoghaddam, MohammadReza Zare Mehrjerdi *, Somayeh Amirtaimoori, Somayeh Naghavi

    Nowadays, knowledge-based economics has been suggested as a way out of various problems. Given that more than 90 percent of water consumption is allocated to the agricultural sector, the establishment of agricultural knowledge that one of the components of which is the innovation and development of modern irrigation systems in agricultural lands, increases the efficiency of water consumption and production. Therefore, in this study, the effect of different components of knowledge-based economy on water productivity and consumption in Iran's agricultural sector during 2002-2017 has been investigated using the casual Bayesian network in 4 scenarios. The results showed that education and skills component had the least effect on growth rate of water use in Iranian agricultural sector and the probability of increasing growth rate of land area equipped with pressure irrigation with the implementation of the four scenarios of education and skills, economic and institutional regime, information and communication infrastructure and innovation system are 59/9%, 55%, 60% and 60%, respectively and the probability of decreasing growth rate of water use in the agricultural sector is 80%. So, moving to a knowledge-based economy can help to improvement of water efficiency in Iran's agricultural sector.

    Keywords: agriculture sector, Water productivity, Causal Bayesian Network
  • علی دهقانی، سمیه امیرتیموری*، محمدرضا زارع مهرجردی

    کاهش نزولات جوی و استحصال بی‏رویه از منابع آب زیرزمینی دشت شهداد سبب تغییرات شدید در نظام بهره ‏برداری از منابع آب منطقه شده است. آب یکی از مهم‏ترین نهاده ‏ها برای تولید محصولات کشاورزی به‏ شمار می‏رود و مدیریت کارآی این نهاده‏ی کمیاب یکی از زمینه‏ های مهم توسعه کشاورزی محسوب می‏شود. لذا هدف این مطالعه، شناسایی اثرات سیاست‏های قیمتی و غیرقیمتی آب آبیاری بر الگوی‏ کشت و سود ناخالص کشاورزان بخش شهداد از توابع شهرستان کرمان است. سیاست‏ قیمتی آب آبیاری (افزایش هزینه ‏های استحصال آب از طریق افزایش هزینه برق مصرفی) تحت سناریوهای 25، 50، 75 و100 درصد و سیاست غیرقیمتی آب آبیاری (کاهش آب در دسترس کشاورزان) با پیش فرض‏های، 5، 10 و 15 درصد در نظر گرفته شد. به‏ منظور تحقق اهداف مطالعه، از مدل برنامه‏ ریزی ریاضی مثبت با تابع هزینه درجه دوم و تابع تولید با کشش جانشینی ثابت استفاده شد. داده ‏های مورد نیاز با استفاده از روش نمونه ‏گیری تصادفی ساده و تکمیل 106 پرسش‏نامه در سال زراعی 96-1395 جمع‏آوری گردید. نتایج به ‏دست آمده نشان داد که با اتخاذ سیاست قیمتی آب آبیاری، سطح زیرکشت محصولاتی که مصرف آب کمتری دارند، افزایش و سطح زیرکشت سایر محصولات منتخب، کاهش می‏یابد. سود ناخالص مدل تحت سناریو 100 درصد افزایش هزینه‏ های استحصال آب، 26 درصد کاهش خواهد یافت. اتخاذ سیاست غیرقیمتی آب آبیاری تحت سناریوی 15 درصد، سبب کاهش سطح زیرکشت همه‏ی محصولات منتخب می‏شود و با اعمال این سناریو، سود ناخالص مدل، 48 درصد کاهش می‏یابد. بنابراین اتخاذ سیاست‏های مکمل مانند افزایش قیمت محصولات، استفاده از ارقام با عملکرد بالا و به ‏کارگیری سیستم ‏های نوین آبیاری هم‏زمان با اجرای این سیاست، توصیه می‏شود.

    کلید واژگان: : بخش شهداد, برنامه‏ریزی ریاضی مثبت, تابع تولید با کشش جانشینی ثابت, تابع هزینه درجه دوم
    Ali Dehghani, Somayeh Amirtaimoori *, MohammadReza Zare Mehrjerdi

    Reduction of atmospheric precipitation and excess exploitation of groundwater resources in Shahdad plain caused severe changes in the system of water resources use in this region. Water is one of the most important inputs for agricultural production and efficient management of this rare resource is one of the most important fields of agricultural development. The purpose of this research is to identify the effects of price and non-price policies of irrigation water on the cropping pattern and gross profit of farmers in the Shahdad county of Kerman province. Irrigation water price policy (increasing costs of water extraction by increasing the cost of consumed electricity) and the non-price policy for irrigation water (reducing available water for farmers) was assumed with default, 5, 10 and 15 percent. To achieve these goals, a positive mathematical programming model with quadratic cost function and the Production Function with Constant Elasticity of Substitution was used. The required data were collected using simple random sampling method and completed 106 questionnaires in 2016-17. The results showed that by adopting a price policy for irrigation water, the areas under cultivation of products with less water consumption would increase and the areas under cultivation of other selected crops would be reduced. Gross profit model under scenario 100% increase in the costs of water extraction, decreased by 26%. Adopting a non-price policy for irrigation water under the 15% scenario has led to a reduction in areas under cultivation of all selected products and the gross profit model, by applying this scenario, is reduced by 48%. Therefore, the adoption of complementary policies such as rising prices of crops, the use of varieties with high yield and the use of new irrigation systems is suggested in conjunction with this policy.

    Keywords: Positive Mathematical Programming, Production Function with Constant Elasticity of Substitution, Quadratic Cost Function, Shahdad County
  • محمدرضا زارع مهرجردی*، سمیه امیرتیموری، سمیه نقوی، سونا پورعلی مقدم

    بخش کشاورزی یکی از بخش‏های مهم اقتصاد ایران است که عامل های مختلفی بر رشد آن تاثیرگذارند. خشکسالی یکی از عامل های طبیعی تاثیرگذار بر این بخش است. امروزه، دانش عامل اصلی رشد، تولید و حل چالش های مختلف در کشورها می‏باشد. هزینه‏های تحقیق و توسعه و شاخص حاکمیت قانون از شاخص‏های اقتصاد دانش می‏باشند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر متغیرهای خشکسالی، هزینه‏های تحقیق و توسعه و حاکمیت قانون بر نرخ رشد بخش کشاورزی ایران است. بدین منظور از اطلاعات دوره زمانی 96-1381و روش شبکه علی‏‏بیزین، استفاده شد. نتایج نشان داد که افزایش نرخ رشد هزینه های تحقیق و توسعه، افزایش شاخص حاکمیت قانون و قرار گرفتن کشور ایران در شرایط ترسالی، موجب افزایش بهره وری آب در بخش کشاورزی و رشد این بخش شده است. افزایش هزینه های تحقیق و توسعه بهترین عملکرد را در راستای بهبود شاخص خشکسالی نشان داد. به‏طوری‏که با قرار دادن احتمال هزینه های تحقیق و توسعه در وضعیت زیاد (100 درصد)، بیشترین احتمال شاخص خشکسالی در وضعیت بالا با احتمال 2/24 درصد قرار گرفت. سناریوی شاخص حاکمیت قانون بهترین عملکرد را در کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی نشان داد. به‏طوری‏که با قرار دادن احتمال شاخص حاکمیت قانون در وضعیت زیاد، بیشترین احتمال رشد مصرف آب در بخش کشاورزی، در وضعیت پایین با احتمال 5/49 درصد قرار گرفت. لذا با افزایش هزینه‏های تحقیق و توسعه و هدفمند کردن آن‏ها و همچنین اعمال قوانین و سیاست‏های لازم در زمینه‏های مختلف از جمله منابع آب می‏توان به افزایش بهره وری آب در بخش کشاورزی و رشد این بخش کمک کرد.

    کلید واژگان: اقتصاد دانش, آب, بهره ‏وری, شبکه علی‏ بیزین
    Sona Pouralimoghaddam, Mohammad Reza Zare Mehrjerdi*, Somayeh Amirtaimoori, Somayeh Naghavi

    The agricultural sector is one of the most important sectors of the Iranian economy that have various factors affecting its growth. Drought is one of the natural factors affecting this sector. Nowadays, knowledge is the main factor of growth, production and solving different problems in countries. Research and development (R&D) costs and the rule of law index are indicators of the knowledge economy. The purpose of this study was to investigate the impact of drought, R&D costs and rule of law on the growth rate of Iran′s agricultural sector. For this purpose, the casual Bayesian network method was used and data were collected for the period 2002-2017. The results showed that increasing the growth rate of R&D costs, increasing the rule of law index and placing Iran in wet conditions increased the agricultural water productivity and growth of this sector. Increasing R&D costs showed the best performance in improving the drought index. The highest probability of drought index was in the high condition with probability of 24.2% with 100% probability of R&D. The Rule of Law scenario showed the best performance in reducing water use in agriculture. So, by placing the rule of law probability in high position, the highest probability of growth of agricultural water use was in the low position with probability of 50.5%. Therefore, increasing R&D costs and targeting them, as well as enforcing laws and policies in various fields such as water resources can help increase water productivity in the agricultural sector and growth this sector.

    Keywords: Causal Bayesian Network, knowledge economy, productivity, water
  • علی دهقانی، سمیه امیرتیموری*، محمدرضا زارع مهرجردی

    بهینه ‏سازی الگوی کشت محصول‏های زراعی راهکاری عملیاتی در جهت بهره‏برداری بهینه و کارآمد از آب‏های سطحی و زیرزمینی و حفظ معیشت کشاورزان و امنیت غذایی کشور به‏شمار می‏آید. با توجه به این‏که هدف‏ه ای یاد شده در تضاد با یکدیگر هستند، در تحقیق حاضر با استفاده از قابلیت مسئله کوله‏پشتی باینری در قالب الگوریتم جامعه مورچگان و با هدف افزایش سود ناخالص و کاهش آب مصرفی کشاورزان به تعیین الگوی کشت بهینه در منطقه شهداد پرداخته شد. داده‏ های مورد نیاز از طریق توزیع پرسشنامه بین 106 نفر از کشاورزان منطقه گردآوری شد. نتایج نشان داد که تغییر الگوی کشت از محصول‏ های گندم آبی، جو آبی، سیر و یونجه با سطح زیرکشت 408، 509، 617 و 1124 هکتار به سمت الگوی کشت بهینه، شامل محصول‏ های گندم آبی، جو آبی، سیر و یونجه با سطح زیرکشت 588، 421، 998 و 651 هکتار، سود ناخالص کشاورزان را بیش از 282 درصد، افزایش و مصرف آب را نیز به‏میزان 5 درصد، کاهش می‏دهد.

    کلید واژگان: الگوریتم جامعه مورچگان, الگوی کشت, شهداد کرمان, مساله کوله پشتی باینری
    Ali Dehghani, Somayeh Amirtaimoori *, Mohammad Reza Zare Mehrjerdi
    Introduction

    The optimized cropping pattern can not only sustainably preserve water resources but bring more income as well. Therefore, since no research has been done on optimizing cropping pattern in the Shahdad county, this study identifies the optimized cropping pattern in this region with the goal of both maximizing farmers’ gross profit and decreasing water consumption.

    Materials and Method

    Since more than 90 percent of the current cropping pattern in Shahdad is cultivated with the four following crops: irrigated barley and wheat, garlic, and Alfalfa, the needed data were collected during 2016-17 crop year, from 450 farmers who cultivate these four crops simultaneously. 106 farmers were selected for face-to-face interview by using questionnaire and based on simple random sampling. The ant colony meta-heuristic model based on binary knapsack problem to achieve the optimized cropping pattern was used.

    Results and Discussion

    The ACO algorithm showed that the cultivated area of irrigated barley, irrigated wheat, garlic, and Alfalfa changed from 509, 408, 617, and 1124 Ha in the observed cropping pattern to 421, 588, 998 and 651 Ha in the optimized cropping pattern, respectively. Therefore, the gross profit, by 282.96%, has increased from 201.59 billion Rials in the observed cropping pattern to 772 billion Rials in the optimal cropping pattern.

    Suggestion

    Results showed that optimized cropping pattern in addition to saving 5% of water consumption, will increase gross profit to 282.96%. Therefore, it is suggested to change cropping pattern based on results of this study.

    Keywords: ant colony algorithm, Binary Knapsack Problem, Cropping Pattern, Shahdad of Kerman
  • علی دهقانی، سمیه امیرتیموری*، محمدرضا زارع مهرجردی

    آب یکی از عوامل محدودکننده توسعه اقتصاد کشاورزی کشور است و نحوه صحیح تخصیص این نهاده در بین فعالیت‏ های مختلف کشاورزی جهت بهبود کارایی و اثربخشی آن، از اهداف اصلی سیاست‏گذاران بخش کشاورزی به‏ شمار می‏ آید. بهره ‏وری اقتصادی آب محصولات کشاورزی می‏ تواند معیار مناسبی جهت شناسایی سیاست مناسب تخصیص آب برای هر منطقه، محسوب شود. از این ‏رو هدف این پژوهش، بررسی تاثیر سیاست‏ های افزایش قیمت آب آبیاری (از طریق افزایش هزینه استحصال) و کاهش آب در دسترس (از طریق مسدود کردن چاه‏ های غیرمجاز و نصب کنتور بر چاه‏ های کشاورزی) بر شاخص بهره ‏وری اقتصادی آب محصولات عمده زراعی بخش شهداد واقع در شهرستان کرمان است. آمار و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از نمونه‏ گیری تصادفی و توزیع پرسشنامه بین 106 نفر از زارعین بخش شهداد، جمع‏ آوری شد. جهت بررسی آثار سیاست‏ های مدیریت منابع آب، از مدل PMP و برای محاسبه بهره ‏وری اقتصادی آب محصولات کشاورزی از شاخص NPBD، استفاده شد. نتایج حاصل از محاسبه شاخص NPBD نشان داد که در بین محصولات منتخب، محصول سیر بیشترین بهره‏ وری اقتصادی آب را به میزان 10025 ریال بر مترمکعب، دارا می‏ باشد. همچنین سیاست کاهش آب در دسترس، کمترین تاثیر را بر شاخص بهره‏ وری اقتصادی آب محصول سیر، به میزان 64/18 درصد داشت. علاوه بر این، سیاست مذکور کمترین ضرر اقتصادی را به زراعت‏ کاران منطقه تحمیل می‏ کند. در این راستا پیشنهاد می‏ شود که قبل از اعمال سیاست‏ های افزایش قیمت آب آبیاری و کاهش آب در دسترس، به آثار این سیاست‏ ها بر بهروه ‏وری آب محصولات زراعی منطقه، توجه شود.

    کلید واژگان: آب آبیاری, بخش شهداد, برنامه ‏ریزی ریاضی مثبت, بهره‏ وری آب, کرمان
    Ali Dehghani, Somayeh Amirtaimoori *, Mohammad Reza Zare Mehrjerdi

    Water is one of the factors limiting the development of the countryʼs agricultural economy and the appropriate way of allocating this input among different activities of agriculture is one of the main goals of agricultural sector policy makers in order to improve its efficiency and effectiveness. The water economic productivity of crops can be considered as an appropriate measure to identify the appropriate water allocation policy for each region.Therefore, the purpose of this study was to investigate the effects of policies on increasing the price of irrigation water (through increased extraction costs) and reducing available water (through blocking unauthorized wells and installing the meter on agricultural wells) on the water economic productivity index of the main crops of the Shahdad county located in Kerman city.The data and statistics were collected using random sampling and distribution of questionnaires among 106 farmers in Shahdad county. To investigate the effects of water management policies, the PMP model and the NPBD index for calculating the water economic productivity of agricultural crop was used. The results of calculating the NPBD index showed that among the selected crops, garlic crop with 10,025 Rials per cubic meter has the most economic water productivity. Also, the policy of reducing water availability had the least effect on the economic water productivity index of garlic product, by 18.64%. In addition, the mentioned policy, imposes the least economic losses on farmers in the region. It is suggested that before applying the policies of increasing the price of irrigation water and reducing available water consider the effects and consequences of these policies on the water productivity of crops in the region.

    Keywords: Irrigation water, Kerman, Positive Mathematical Programming, Shahdad County, Water productivity
  • مریم ضیاء آبادی، محمدرضا زارع مهرجردی *

    با توجه به نیازها و خواسته های نامحدود بشر و محدودیت منابع، انسان همواره در اندیشه ی استفاده ی موثر و بهینه از امکانات و منابعی که در اختیار داشته، بوده است. انرژی به عنوان یکی از عوامل اصلی تولید دارای جایگاه مهمی در فعالیت های اقتصادی و به عنوان یکی از مهم ترین نهاده های مصرفی در بخش کشاورزی، از اهمیت خاصی برخوردار است. طی چهار دهه اخیر، مصرف انرژی در بخش کشاورزی ایران با نرخی فراتر از رشد تولید این بخش افزایش یافته است که یکی از مهم ترین دلایل آن، پائین بودن قیمت انرژی و یارانه ای بودن آن در بخش کشاورزی ایران است. در این مطالعه جهت بررسی عوامل موثر بر مصرف انرژی در بخش کشاورزی ایران از روش ARDL-FAZZY و داده های سری زمانی 1353-1394 استفاده شده است. نتایج نشان دهنده آن است که متغیر سهم بخش کشاورزی تاثیر مثبت و معناداری بر مصرف انرژی در دوره مورد مطالعه داشته است. متغیر نسبت سرمایه به نیروی کار (سرمایه سرانه) تاثیر مثبت بر مصرف انرژی داشته است. شدت مصرف انرژی در بخش کشاورزی از روند منظمی پیروی نکرده و اثر مثبت بر مصرف انرژی در این بخش داشته است. متغیر قیمت انرژی (سوخت های فسیلی و برق) تاثیر منفی (با سطح معناداری پائین) بر مصرف انرژی دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که با توجه به اهمیت انرژی و مسئله آلودگی، مصرف انرژی و عوامل موثر برآن بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

    کلید واژگان: ایران, بخش کشاورزی, مصرف انرژی, ARDL-FUZZY
    Maryam Ziaabadi, Mohammadreza Zare Mehrjerdi *

    Given the unlimited needs of mankind and the limited resources available, human beings have always been thinking about how to use the available resources and facilities optimally. Energy plays an important role in economic activities and it is of great importance in agriculture. Over the past four decades, energy consumption in the agricultural sector has increased tremendously. In Iran, energy used to be provided with subsidies to various economic sectors like agriculture in order to support the production. In this study, the ARDL- FUZZY method is used to study the effect of various factors on energy consumption in Iran's agricultural sector. The data on energy consumption by the agricultural sector, the share of the agricultural sector in the economy, the ratio of capital to labor, energy intensity, and energy prices were collected for the period 1974-2015. The results indicate that the share of the agricultural sector has a positive and significant effect on energy consumption over the studied period. The capital/labor ratio has a positive effect on energy consumption. Energy intensity in the studied period eventually has an irregular trend and has a positive effect on energy consumption in this sector. Energy prices (fossil fuels and electricity) have a negative effect (a low level of significance) on energy consumption. Therefore, it is suggested to give more consideration to energy consumption and its underlying factors in policymaking due to the importance of energy and the problem of pollution.

    Keywords: energy consumption, agricultural sector, ARDL-FUZZY, Iran
نمایش عناوین بیشتر...
بدانید!
  • در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو می‌شود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشته‌های مختلف باشد.
  • همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته می‌توانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال