جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "هم افزایی" در نشریات گروه "علوم انسانی"
-
تاثیر قرآن کریم بر علوم مختلف اسلامی و انسانی برای معتقدان به حقانیت این کتاب ارجمند، واضح و مبرهن است. اصول فقه نیز از علومی است که وامدار قرآن بوده و حجیت آن بر اساس آیات قرآن اثبات شده است. فراتر از آن، قرآن در تاسیس، رشد و بالندگی اصول فقه بسیار تاثیرگذار است، همچنان که اصول فقه مباحثی دارد که به کارگیری آن ها در فهم درست قرآن ضروری است. مسئله اصلی در این پژوهش، هم افزایی قرآن و اصول فقه در شکل گیری نظام استنباط معارف دینی با استفاده از روش گردآوری کتابخانه ای و روش پردازش توصیفی-تحلیلی است. یافته های تحقیق نشان می دهد : قرآن کریم تاثیر مستقیمی در پویایی قواعد اصول فقه نظیر اجتهاد و تقلید، مباحث الفاظ، امارات (قطع و ظن) و اصول عملیه دارد. اصول فقه نیز دانشی پیش نیاز برای تفسیر قرآن است و تاثیر بسزایی در فهم آیات کلامی، اخلاقی-تربیتی و فقهی-اجتماعی دارد.کلید واژگان: اصول فقه, تفسیر قرآن, هم افزایی, قرآن و اصول فقه, اجتهاد و تقلیدThe influence of the Holy Quran on various Islamic and human sciences is undeniable for those who believe in its divine authenticity. Usul al-Fiqh (Principles of Islamic Jurisprudence) is among the disciplines deeply indebted to the Quran, as its authority and legitimacy are established through Quranic verses. Beyond this, the Quran has played a fundamental role in the formation, development, and evolution of Usul al-Fiqh, just as Usul al-Fiqh provides essential tools for a proper understanding of the Quran. This study examines the mutual reinforcement between the Quran and Usul al-Fiqh in shaping a systematic methodology for deriving Islamic knowledge. The research employs a library-based data collection method and a descriptive-analytical approach to explore their interrelationship. The findings indicate that the Quran directly contributes to the dynamism of Usul al-Fiqh by influencing key jurisprudential principles, including ijtihad and taqlid (independent reasoning and adherence to scholarly authority), linguistic analysis (interpretation of Quranic terminology and expressions), evidentiary principles (certainty vs. probability in deriving rulings), and legal maxims (Usul ‘Amaliyah) for decision-making in cases of doubt. Conversely, Usul al-Fiqh serves as a prerequisite for Quranic interpretation, significantly contributing to the comprehension of theological, ethical, and socio-legal Quranic teachings. The study underscores the inseparable relationship between the Quran and Usul al-Fiqh, demonstrating how their synergy fosters a more systematic and comprehensive approach to the derivation of religious knowledge.Keywords: Usul Al-Fiqh, Quranic Interpretation, Quran, Usul Al-Fiqh, Ijtihad, Taqlid, Quranic Linguistics, Islamic Legal Principles, Evidentiary Reasoning
-
هدف این پژوهش ارائه مدل پارادایمی دانشگاه آینده با رویکرد کارآفرینی و دانش افزایی بود. روش پژوهش آمیخته کیفی با رویکرد داده بنیاد می باشد، جامعه آماری شامل اساتید و مدیران سطوح عالی دانشگاه های آزاد استان مازندران بودند که از طریق روش نمونه گیری هدفمند و با درنظر گرفتن قانون اشباع تعداد 10 نفر بعنوان مطلعین کلیدی (مدرک تحصیلی مرتبط، چاپ مقاله و کتاب و سابقه مدیریت) انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شد. اعتبار و روایی داده ها از سه روش بازبینی بازخورد مشارکت کننده، تکنیک زاویه بندی کریستینسن و ناظران بیرونی محاسبه گردید و به وسیله کد گذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند، تعداد 99 کد باز (مفاهیم)، 19 کد محوری (ابعاد و مولفه ها) و 6 کدانتخابی (مقوله های اصلی) احصاء شد و یافته های نشان داد که مقوله های عمده و هسته ای در قالب ابعاد شش گانه شرایط علی (شرایط ساختاری، شرایط فرهنگی، فرایندهای دانشگاهی، ویژگی های خبرگان دانشگاهی)، پدیده محوری (برنامه ریزی مشارکتی، رهبری آینده نگر، مسئله محوری، توسعه دانشگاهی)، شرایط زمینه ای (کارآفرینی دانشگاهی و افزایش نقش اقتصادی دانشگاه، مشارکت دانشجویان، تعامل آزاد نهادهای علمی در عرصه بین المللی، زیرساخت لازم جهت توسعه دانشگاه آینده)، شرایط مداخله گر (مدیریت حرفه ای و شایسته گرایی، قوانین و مقررات آموزش عالی، اعتبارات و منابع مالی دولتی)، راهبردها (اصلاح ساختار مدیریت نظام آموزش عالی،نهادینه سازی آینده پژوهی) و پیامدها(پیشرفت عملکرد، تحکم نقش نظام آموزش عالی) به سطح انتزاعی بالاتر ارتقاءداده شد و در آخرمدل پارادایمی پژوهش ارائه گردید.
کلید واژگان: دانشگاه آینده, دانش افزایی, کارآفرینی, اعضای هیات علمیThe purpose of this research was to provide a paradigm model of the future university with an entrepreneurial and knowledge-enhancing approach. The research method was qualitative mixed method, the statistical population included professors and managers of high levels of Azad universities in Mazandaran province, which through the purposeful sampling method and considering the saturation law, the number of 10 people were selected. Data were collected through semi-structured interviews. The reliability and validity of the data were calculated from the three methods of participant feedback review, Christiansen's angle technique and external observers and were analyzed by open, axial and selective coding, the number of 99 open codes (concepts), 19 axial codes (dimensions and components) ) and 6 selection codes (main categories) were counted and the findings showed that the major and core categories in the form of six dimensions of causal conditions (structural conditions, cultural conditions, academic processes, characteristics of academic experts), central phenomenon (participatory planning) , forward-looking leadership, central problem, academic development), background conditions (academic entrepreneurship and increasing the economic role of the university, student participation, free interaction of scientific institutions in the international arena, necessary infrastructure for the development of the future university), intervening conditions (professional management) and meritocracy, rules and regulations of higher education, credits and government financial resources), strategies (reform the management structure of the higher education system, institutionalization of future research) and consequences (improvement of performance, control of the role of the higher education system) were upgraded to a higher abstract level and Finally
Keywords: Future University, Knowledge Enhancement, Entrepreneurship, Faculty Members -
زمینه
پرداختن به اصول اخلاقی برای دانشگاه آینده با رویکرد دانش افزایی امکان برنامه ریزی برای رسیدن به آینده مطلوب را فراهم می کند، با درک آنچه که مطرح شد هدف پژوهش ارائه مدل اخلاقی دانشگاه آینده با رویکرد دانش افزایی بود.
روشروش پژوهش کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد بود. مشارکت کنندگان شامل اساتید و مدیران سطوح عالی دانشگاه های آزاد بودند، که از طریق روش نمونه گیری هدفمند تعداد 10 نفر انتخاب شدند، برآورد حجم نمونه مورد نظر بر مبنای اشباع نظری داده ها انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شد. اعتبار و روایی داده ها مورد تایید قرار گرفت. داده ها بوسیله کد گذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافته هایافته های نشان داد که شرایط علی موثر (شرایط ساختاری، شرایط فرهنگی، فرایندهای دانشگاهی، ویژگی های خبرگان دانشگاهی)، پدیده محوری (برنامه ریزی مشارکتی، رهبری آینده نگر مبتی بر اخلاق مداری، مسئله محوری، توسعه شاخص های اخلاق دانشگاهی)، شرایط زمینه ای (اخلاق مداری در اقتصاد آموزش عالی، مشارکت دانشجویان، تعامل آزاد نهادهای علمی، زیرساخت لازم جهت توسعه روابط اخلاقی)، شرایط مداخله گر (مدیریت اخلاقی و شایسته گرایی، قوانین و مقررات آموزش عالی، اعتبارات و منابع مالی دولتی)، راهبردها (اصلاح ساختار مدیریت نظام آموزش عالی، نهادینه سازی اخلاق پژوهش) و پیامدها (پیشرفت عملکرد، تحکم حاکمیت اخلاق) می باشد.
نتیجه گیریاین پژوهش با ارائه مدل اخلاقی دانشگاه آینده با رویکرد دانش افزایی متناسب با ساختار و زیست بوم سازمان دانشگاه آزاد اسلامی، به سازمان نهادینه سازی اخلاق در دانشگاه کمک خواهد کرد.
کلید واژگان: اخلاق در دانشگاه آینده, دانش افزایی, اعضای هیات علمیBackgroundAddressing ethical principles for the future university with a knowledge-enhancing approach provides the possibility of planning to reach the desired future. By understanding what was raised, the aim of the research was to present the ethical model of the future university with a knowledge-enhancing approach.
MethodThe qualitative research method was based on the grounded theory. The participants included professors and managers of higher levels of Azad universities, who were selected through the purposeful sampling method of 10 people, the estimation of the desired sample size was done based on theoretical data saturation. Data were collected through semi-structured interviews. The validity and reliability of the data were confirmed. Data were analyzed by open, axial and selective coding.
ResultsThe findings showed that effective causal conditions include (structural conditions, cultural conditions, academic processes, characteristics of academic experts), axial conditions include (participatory planning, forward-looking leadership based on ethics, problem-oriented, development of academic ethics indicators), background conditions include (ethics in the economy of higher education, students' participation, free interaction of scientific institutions, necessary infrastructure for the development of ethical relationships), interfer conditions include (ethical management and meritocracy, laws and regulations of higher education, credits and government financial resources), strategies include (reforming the management structure of the higher education system, institutionalizing research ethics) and consequences include (performance improvement, rule of ethics).
ConclusionThis research will help the organization of institutionalizing ethics in the university by presenting the ethical model of the future university with a knowledge-enhancing approach that fits the structure and ecosystem of the Islamic Azad University organization.
Keywords: Ethics In Future University, Knowledge Enhancing, Faculty Members -
برجسته سازی یکی از اصطلاحات بنیادین در دیدگاه صورتگرایان به شمار می آید. این رویکرد به دو گونه هنجارگریزی و قاعده افزایی در متون تجلی می یابد. هنجارگریزی به معنای خروج از زبان معیار با هدف آفرینش زبان ادبی است. این روش مخاطب را به تفکر واداشته و بر لذت ادبی او از متن می افزاید. لیچ زبان شناس انگلیسی هنجارگریزی را به 8 نوع آوایی، نحوی، واژگانی، معنایی، گویشی، سبکی نوشتاری و زمانی تقسیم می کند. قاعده-افزایی بیانگر آن است که قواعدی به زبان معیار افزوده می شود که منجر به برجستگی در ساختار ادبی و زبانی می-شود.آیات دعا از آیاتی به شمار می آیند که برجسته سازی به شکل فراوانی در آن ها نمود یافته است. این پژوهش بر آن است تا به روش توصیفی - تحلیلی برجسته سازی را در آیات دعا واکاوی نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این آیات هنجارگریزی آوایی، نحوی و معنایی به کار رفته است. مولفه های هنجارگریزی آوایی شامل ادغام و حذف در آیات دعا است. هنجارگریزی آوایی سبب آشنایی زدایی و توازن آوایی کلام الهی شده است. هنجارگریزی نحوی در قالب تقدیم و تاخیر به کار رفته است. هنجارگریزی معنایی با کاربست استعاره نمود پیدا کرده است. در این گونه از آیات قاعده-افزایی به شکل تکرار تجلی یافته است. در آیات دعا میان معنا و لفظ هماهنگی و انسجام کاملی وجود دارد و این هماهنگی نقش بسزایی در دریافت مضامین و پیام های موجود در آیات دارد. برجسته سازی در این آیات سبب انحراف از اصل شده و این خروج نه تنها در معنای آیات خللی وارد نکرده؛ بلکه سبب زیبایی بیشتر آن ها شده است.
کلید واژگان: برجسته سازی, هنجارگریزی, قاعده افزایی, آیات دعاForegrounding is one of the fundamental terms in formalist approaches. This concept manifests in texts through two methods deviation and over-regularization. Deviation refers to the departure from the standard language to create a literary language, prompting the reader to think and enhancing their aesthetic enjoyment of the text. Geoffrey Leech, an English linguist, categorizes deviation into eight types: phonological, syntactic, lexical, semantic, dialectal, register, historical, and stylistic. Over-regularization, on the other hand, refers to the addition of rules to the standard language, leading to a heightened literary and linguistic structure. The Qur'an, as an exemplary text, receives attention from this perspective as well. The ‘Verses of Supplication’ (Āyāt ad-Duʿāʾ) prominently exhibit foregrounding techniques. This study aims to analyze foregrounding in the ‘Verses of Supplication’ through a descriptive-analytical approach. The research findings indicate that phonological, syntactic, and semantic deviations are employed in these verses. Phonological deviations involve fusion and elision, which contribute to the defamiliarization and phonetic balance of the divine speech. Syntactic deviation appears in the form of positional inversion. Semantic deviation is expressed through the use of metaphors. Additionally, over-regularization manifests as repetition in these verses. There is complete harmony and coherence between meaning and expression in the ‘Verses of Supplication’, playing a significant role in conveying the underlying themes and messages. Foregrounding in these verses results in a departure from the norm, but rather than disrupting their meaning, it enhances their beauty
Keywords: ‘Verses Of Supplication’, Foregrounding, Over-Regularization, Deviation -
در دنیای پیچیده و پویای امروز، سازمان ها به ویژه سازمان های دولتی، برای دستیابی به اهداف خود و پاسخگویی به نیازهای روزافزون جامعه، به دنبال بهره گیری از روش های نوین مدیریت می باشند. یکی از این روش ها، ایجاد و توسعه تیم های کاری هم افزا است. تیم های هم افزا، گروه هایی هستند که اعضای آن با همکاری و تعامل مستمر، به دنبال ایجاد ارزش افزوده و دستیابی به اهداف مشترک می باشند.در ایران، سازمان های دولتی نیز با چالش های مختلفی از جمله پیچیدگی ساختار، بروکراسی اداری و کمبود منابع روبرو هستند. در این شرایط، ایجاد تیم های کاری هم افزا می تواند به عنوان یک راهکار موثر برای افزایش کارایی، خلاقیت و نوآوری در این سازمان ها مطرح شود. این تحقیق با هدف شناسایی عوامل الگوی تیم های کاری هم افزا در سازمان های دولتی ایران با روش فراترکیب انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی-توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب صورت گرفت. روش فراترکیب با استفاده از گام های هفت گانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات در پایگاه های معتبر داخلی و خارجی، طی سال های 2000-2024 بود که 27 مقاله، براساس معیارهای تحقیق، انتخاب شدند. عوامل اصلی و فرعی الگو با استفاده از روش تحلیل تم استخراج شد. براساس نتایج فراترکیب، عوامل الگوی تیم های کاری هم افزا در سازمان های دولتی ایران شامل 85 مفهوم اولیه، 18 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی است که عبارتند از عوامل نرم سازمانی، مدیریت منابع انسانی هم افزا، فرآیندهای تیمی هم افزا، تعاملات درونی تیم های هم افزا و عضو هم افزا. یافته های این تحقیق، برنامه ریزان و سیاست گذاران را در زمینه دستیابی و تحقق تیم های کاری هم افزا هدایت می نماید.
کلید واژگان: تیم های کاری, هم افزایی, تیم های کاری هم افزا, سازمان های دولتی, فراترکیبThis research was carried out with the purpose of identifying the factors of the complementary work team model in Iran's government organizations with meta-composite method. The current research is analytical-descriptive in terms of its practical purpose and in terms of the research method, which was carried out using the meta-composite qualitative research method. The metasynthesis method was performed using the seven steps of the method of Sandelowski and Barroso (2007). The statistical population of the research included all the articles in reliable domestic and foreign databases during the years 2000-2024, and 27 articles were selected based on the research criteria. The main and secondary factors of the pattern were extracted using the theme analysis method. Based on the meta-combination results, the factors of the model of complementary work teams in Iranian government organizations include 85 primary concepts, 18 sub-categories and 5 main categories, which include organizational soft factors, complementary The main and secondary factors of the pattern were extracted using the theme analysis method human resource management, complementary based on the research criteria team processes, complementary team internal interactions and complementary members. The findings of this research guide planners and policy makers in the field of achieving and realizing complementary work teams.
Keywords: Work Teams, Synergy, Complementary Work Teams, Government Organizations, Hybridization -
مجله کتاب قیم، پیاپی 30 (بهار و تابستان 1403)، صص 237 -257آرامش از حوزه های مهم سلامت روان محسوب می شود و با توجه به نقش به سزای اخلاق در آرامش ، هدف پژوهش حاضر، شناسایی مولفه های اخلاقی بر اساس دیدگاه امام سجاد (ع) برای مقابله با نگرش های منفی جهت آرامش افزایی بود. روش پژوهش کیفی و جامعه آن کلیه 54 دعای صحیفه سجادیه است که به صورت هدفمند پانزده دعا (7، 8، 10، 13، 14، 15، 17، 18، 21، 22، 28، 34، 49، 52، 54) انتخاب شد. ابزار از نوع تحلیل اسنادی و داده ها به روش کتابخانه ای، توسط نرم افزار MAXQDA 2018، تحلیل محتوا شد. یافته ها نشان داد، توکل، اطمینان و اعتماد به خدا، فروخوردن خشم، بخشش و حفظ آبروی خطاکار، عفو و گذشت، امید و معنایافتن، مثبت اندیشی، رضایتمندی، سپاسگزاری در هر شرایطی، صبر، پناه جویی و حمایت طلبی، روراستی و صداقت، عزت نفس و دوری از هوی و هوس، خشوع و خضوع و آگاهی از لغزش و خطا، به عنوان مولفه های اخلاقی در صحیفه سجادیه در مقابله با نگرش های منفی می تواند موجبات آرامش را فراهم کند.کلید واژگان: مولفه های اخلاقی, نگرش های منفی, آرامش افزایی, صحیفه سجادیهAtaraxy is one of the important fields in mental health. Due to considerable role of morality in serenity, the objective of the present study is to detect moral factors according to Imam Sajjad (peace be upon him) aspect of view to confront negative attitudes and improving serenity. Our study method was qualitative and all of the 54 prayers of Al-Sahifa al-Sajjadiyya were our target population with specific concentration on 15 prayers (7,8,10,13,14,15,17,18,21,22,28,34,49,52,54). We used documentary analysis and MAXQDA 2018 software to library process of the data. According to results trust and confidence in god, anger control, forgiveness of sinner and retaining his honor, remission, hope and finding meaning, positive thinking, satisfaction, gratefulness in any condition, patience, seeking support, honesty, self-esteem and avoiding lusts, modesty and awareness of faults and errors are moral factors in Al-Sahifa al-Sajjadiyya, which confronting negative attitudes and can lead to serenity.Keywords: Moral Factors, Negative Attitudes, Improving Serenity, Al-Sahifa Al-Sajjadiyya
-
هدف اصلی تحقیق حاضر نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر هم افزایی است. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی -کمی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان (هلدینگ سیاحتی- گروه هتلهای پارسیان) بود که حجم نمونه 165 تعیین و روش نمونه گیری نیز تصادفی بود. ابزار پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار آن با روایی صوری و پایایی نیز با آزمون آلفای کرونباخ برسی و 88/0 شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش معادلات ساختاری با نرم افزار PLS Smart استفاده شد. یافته ها نشان داد که تمام عوامل تشکیل دهنده الگوی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتل های پارسیان (تیم سازی، انسجام، ساختار، نوآوری، پشتیبانی، انگیزش، مشارکت و عملکرد) در سطح اطمینان 95 درصد معنی دار هستند و در نتیجه برازش کلی مدل GOF برابر 65/0 شد که نشان از مطلوبیت الگو دارد. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که الگوی پیشنهادی نهادینه سازی فرهنگ سازمانی و هم افزایی در هلدینگ سیاحتی گروه هتل پارسیان می تواند مورد توجه مدیریت آن قرار گیرد.
کلید واژگان: هم افزایی, فرهنگ سازمانی, هلدینگ سیاحتیThe main goal of the current research is to institutionalize an organizational culture based on synergy. In this research, descriptive-quantitative research method was used. The statistical population of this research included all employees (Tourism Holding - Parsian Hotels Group), the sample size was 165, and the sampling method was random. The questionnaire tool was made by the researcher, and its validity was verified by face validity and reliability with Cronbach's alpha test and it was 0.88. Structural equation method with PLS Smart software was also used for data analysis. The findings showed that all the factors constituting the organizational culture institutionalization model based on synergy in the tourism holding of Parsian Hotels Group (team building, cohesion, structure, innovation, support, motivation, participation and performance) are significant at the 95% confidence level, and as a result, the overall fit of the model GOF was equal to 0.65, which shows the usefulness of the model. Based on this, it can be concluded that the proposed model of institutionalization of organizational culture and synergy in the tourism holding of Parsian Hotel Group can be considered by its management.
Keywords: Synergy, Organizational Culture, Tourism Holding -
دستیابی به اهداف واقعی دوره های آموزش ضمن خدمت معلمان یکی از معضلات اساسی نظام های تربیتی است. در ایران نیز با وجود اقدامات انجام شده، شواهد مستقیم و غیرمستقیم درباره اثربخشی آموزش های ضمن خدمت معلمان، نتایج چندان کارآمد و خشنودکننده ای را نشان نمی دهند. به طوریکه انتظار اصالحات و اقدامات تخصصی در این زمینه از سوی مسئوالن و کارشناسان رو به افزایش است. هدف این پژوهش اجرای دوره های ضمن خدمت مجازی و تاثیر آن بر کیفیت آموزش و دانش افزایی معلمان است.برای این منظور 5 شاخص نیازسنجی آموزشی, تدوین اهداف و محتوای آموزشی, راهبردهای یاددهی- یادگیری, شرایط و امکانات آموزشی, و ارزشیابی, و مولفه های آن ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد تمامی مولفه های آموزش ضمن خدمت مجازی (ارتقاء فرایند یاددهی- یادگیری، ارتقاء تعاملات انسانی، ارتقاء استفاده از اینترنت و آشنایی با رایانه، صرفه جویی از زمان، مهارت فنی و عملی، استفاده از روش ها و الگوهای جدید آموزشی، گرایش به تربیت بدنی)توانایی پیش بینی عملکرد شغلی معلمان تربیت بدنی را دارا می باشد.
نتیجه گیریدر دسترس بودن اینترنت باعث دستیابی به اطلاعات جدید در زمان کمتر می شود و این در زمینه استفاده معلمان از روش ها و الگوهای جدید باعث افزایش عملکرد شغلی آنان می شود.
کلید واژگان: ضمن خدمت, مجازی, آموزش, دانش افزایی, پیشرفت -
زمینه و هدف
بصیرت افزایی، ارتقای دانش انتظامی و بهره گیری از راهبرد پدافند عامل و غیرعامل در مدیریت بحران نقش چشم گیری داشته و بسیاری از حوادث و اتفاقات با این راهبرد در جامعه حل خواهند شد. هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل معادلات ساختاری روابط بین بصیرت افزایی و مدیریت بحران با نقش میانجی پدافند غیرعامل است.
روشپژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش اجرا توصیفی پیمایشی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه موردمطالعه، کارکنان فرماندهی انتظامی استان اصفهان (شرکت کننده در دوره های بصیرت استانی) به تعداد240 نفر بودند که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، 148 نفر از کارکنان که همگی مدیران لایه دوم فرماندهی انتظامی استان اصفهان بودند انتخاب شدند. روش گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای و میدانی بود که در بخش میدانی از پرسش نامه های استاندارد مدیریت بحران جهانبخش و همکاران (1395)، پرسش نامه محقق ساخته بصیرت با 14 گویه و پرسش نامه محقق ساخته پدافند غیرعامل با 30 گویه استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از آزمون آماری همبستگی و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. روایی پرسش نامه ها با استفاده از روایی سازه (همگرا و واگرا) و پایایی آن ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب برابر 0/95، 0/94 و 0/97 و پایایی مرکب به ترتیب برابر 0/96، 0/95 و0/97 به دست آمد. جهت تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از نرم افزارهای SPSS نسخه 20 و Smart PLS نسخه 23 استفاده شد.
یافته هایافته های پژوهش نشان داد بصیرت افزایی و مولفه های آن به همراه پدافند غیرعامل بر مدیریت بحران تاثیر دارند و متغیر پدافند غیرعامل نیز نقش میانجی در رابطه بین بصیرت افزایی و مدیریت بحران دارد.
نتیجه گیریبصیرت افزایی یکی از عوامل مهم در ارتقای کیفیت مدیریت بحران به همراه توجه به ابعاد و مولفه های پدافند غیرعامل محسوب می شود. در پژوهش حاضر یکی از نکات مهم در نوآوری، توجه به لایه های پنهان مدیریت بحران در عملکرد ماموریت های پلیسی است، زیرا با دریافت مفهوم پدافند غیرعامل ارتباط بین این عنصر استراتژیک با مدیریت بحران مشخص می شود و می توان در راستای پیشگیری و برخورد با تهدیدات داخلی و خارجی آماده بود.
کلید واژگان: بصیرت, بصیرت افزایی, مدیریت بحران, پدافند غیرعامل, کارکنان فراجاBackground and objectiveIncreasing insight, law enforcement knowledge, and using active and passive defense mechanisms have a significant role in crisis management, and many disasters can be solved with these mechanisms in the society. The current research aims to provide a structural equation modeling (SEM) of the relationship between insight and crisis management mediated by passive defense mechanism.
MethodThis is a descriptive survey using SEM method. The study population consists of the employees of Isfahan police department (FAA) in Isfahan, Iran, who had participated in the provincial insight courses (n=240). The sample size was determined using Cochran’s formula. By using simple random sampling method, 148 eligible employees were selected, all of whom were second-level managers. The standard crisis management questionnaires of Jahanbakhsh et al. (2015), a researcher-made insight scale with 14 items, and a researcher-made questionnaire of passive defense with 30 items were used to collect data. To analyze the data and test the hypotheses, correlation test, stepwise multiple regression analysis, and SEM were used in SPSS software, version 20 and Smart PLS software, version 3.
ResultsThe findings showed that insight and its components together with passive defense had a significant relationship with crisis management. The variable of passive defense also had a significant mediating role in the relationship between insight and crisis management.
Conclusionincreasing insight is one of the important factors in improving the quality of crisis management along with paying attention to the dimensions and components of passive defense. One of the strengths of this study was the attention to the hidden layers of crisis management in the performance of police missions. By understanding the concept of passive defense, the relationship between insight and crisis management can be understood and it can be used to prevent and deal with internal and external threats.
Keywords: Insight, Crisis Management, Passive Defense, Law Enforcement Command -
هدف تحقیق حاضر اصول و روش های تربیت دینی و بصیرت افزایی از منظر قرآن کریم و نهج البلاغه بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کیفی است و داده های تحقیق عمدتا از آیات قرآنی به دست آمده اند. برای گردآوری داده های این پژوهش از روش کتابخانه ای و برای تحلیل متن و تفسیر و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد تربیت دینی و بصیرت افزایی در آیات قرآن و نهج البلاغه به وفور مورد تاکید و تکرار قرار گرفته است. تعلیم و تربیت، از مهم ترین اهداف و دغدغه های ادیان الهی بوده که بدان توجه داشته اند و در کتاب های آسمانی چون: قرآن و نهج البلاغه نیز به آن اشاره شده است. خداوند و پیامبران به عنوان متولیان اصلی در تربیت بشر، با روش هایی سعی در تربیت دینی مردم داشته اند. تربیت دینی، مجموعه دگرگونی هایی است که در فکر و عقیده فرد، به منظور ایجاد نوعی خاص از عمل و رفتار، که متکی بر ضوابط مذهب باشد، انجام می گیرد. در سایه این دگرگونی ها، اخلاق، عادات، آداب و رفتار و روابط فردی و اجتماعی شخص صورت مذهبی و دینی به خود می گیرد. از آنجایی که تربیت دینی و مذهبی انسان از دوران کودکی و حتی پیش از تولد آغاز می شود، توجه به تربیت دینی از جنبه های فردی، خانوادگی و اجتماعی امری مهم و ضروری است.
کلید واژگان: تربیت, تربیت دینی, بصیرت افزایی, قرآن کریم, نهح البلاغه -
توسعه و بهسازی منابع انسانی در واقع، اساسی ترین مولفه ی سازمانی در راستای جلوگیری و پیشگیری از فلات زدگی شغلی است. نیروی انتظامی یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین سازمان هایی است که با هدف تامین امنیت اجتماعی و پیش گیری از بروز جرائم ایجاد شده است. این سازمان برای توسعه در هزاره ی جدید تنها از طریق به-کارگیری الگوی پیشرفته توسعه و بالندگی قابلیت های منابع انسانی به عنوان سرمایه های سازمان می توان پاسخ-گوی نیازها و آرمان های سازمان باشد؛ از این رو می بایست برای افزایش کارایی و بهره وری هر چه بیشتر کارکنان مشکلات و چالش های کاری انان را مرتفع ساخت. یکی از چالش هایی که بیشتر سازمان ها، از جمله سازمان های نظامی با آن رو به رو می باشد، مسئله فلات زدگی شغلی است. فلات زدگی شغلی، یکی از چالش های سازمانی است که کارکنان را نسبت به افق و آینده شخصی و عملکردی بی انگیزه می نماید. به همین منظور، در مقاله حاضر، ارتقاء منابع انسانی مبتنی بر رویکرد فلات زدگی شغلی در فراجا بر اساس نظرات 15 نفر از مدیران که به صورت نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند، در قالب الگوی پارادایمی نظریه داده بنیاد ارائه شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل علی شامل تصمیم گیری مدیران، نگرش مدیران، تفویض اختیار به مدیران، سیاست گذاری، همگام سازی کارکنان در مسیر دستیابی به اهداف سازمان، عوامل زمینه ساز شامل کانال سازی، شبکه سازی در بستر فناوری اطلاعات، تجهیز سازمان به فناوری اطلاعات پیشرفته وشبکه و مدیریت یکپارچگی سیستم های اطلاعاتی، عوامل مداخله گر شامل اعتمادسازی، فرهنگ سازی و هدایت و راهبری و راهبردها شامل توسعه مسئولیت پذیری اجتماعی، نیازسنجی استراتژیک، مقبولیت بخشی و مشروعیت بخشی می شود.
کلید واژگان: لگوی پارادایمی, مهارت افزایی, آموزش, فلات زدگیIn fact, the development and improvement of human resources is the most basic organizational component in order to prevent job plateauing. The police force is one of the most important and influential organizations created with the aim of ensuring social security and preventing crimes. For development in the new millennium, this organization can respond to the needs and ideals of the organization only through the use of the advanced model of development and growth of human resources capabilities as the capital of the organization; Therefore, in order to increase the efficiency and productivity of the employees, it is necessary to solve their work problems and challenges as much as possible. One of the challenges that most organizations, including military organizations, are facing is the problem of job plateauing. Job plateauing is one of the organizational challenges that demotivates employees regarding their personal and functional horizons and future. For this purpose, in this article, the promotion of human resources based on the career plateauing approach in Faraja was presented based on the opinions of 15 managers who were selected as a targeted and available sample, in the form of a data-based theory paradigm model. The results of the research showed that the causal factors include managers' decision-making, managers' attitudes, delegating authority to managers, policy making, synchronizing employees on the way to achieving the organization's goals, underlying factors including channelization, networking in the context of information technology, equipping the organization with Advanced information technology and network and information systems integration management, intervening factors include trust-building, culture-building and guidance, and strategies include the development of social responsibility, strategic needs assessment, partial acceptability and partial legitimacy.
Keywords: Paradigm Lego, Skill Enhancement, Training, Plateauing -
جادوی مجاورت از عوامل مهم و تعیین کننده در بررسی تاثیرات زبانی و بلاغی بر نظرگاه اندیشگانی ایرانیان در طول تاریخ بوده است. این شگرد بلاغی به قدری قدرتمند است که گاه به مقدرات تاریخی و فرهنگی ایرانیان جهت داده است. تاثیرگذاری جادوی مجاورت از طریق برجسته سازی در سطح کلام صورت می گیرد. نویسندگان در طول حیات ادبی ایران همواره سعی داشته اند با تکیه بر این عامل تاثیرگذار مخاطب را به درجه اقناع برسانند. دروازه ورود به متون عناوین آن هاست. ازاین روی، این برجسته سازی به شدت در میان عناوین آثار (به ویژه نثرهای مصنوع) دیده می شود. در این جستار با روش تحلیلی-توصیفی جادوی مجاورت در نوزده عنوان نثر مصنوع و متکلف نشان داده شده است. مبنای نظری جستار حاضر نظریات مندرج در کتاب از زبان شناسی به ادبیات کوروشصفوی است که ایجاد ادبیت را نتیجه قاعده افزایی و توازن در برونه زبان می داند. این قاعده افزایی و توازن موجب ایجاد جادوی مجاورت در عناوین آثار شده که در کنار زیبایی آفرینی، خوانندگان را از طریق التذاذ شنوایی و دیداری به مطالعه آثار ترغیب می کند و درنهایت همین عامل منجر به ایجاد حس اقناع در مخاطبان می شود.
کلید واژگان: جادوی مجاورت, نثر مصنوع و متکلف, عنوان, قاعده افزایی, توازنThe magic of proximity has been a crucial and determining factor in examining the linguistic and rhetorical impacts on the intellectual perspective of Iranians throughout history. This rhetorical technique is so powerful that it has sometimes influenced the historical and cultural destiny of Iranians. The impact of the magic of proximity occurs through foregrounding at the level of speech. Throughout the literary history of Iran, authors have always tried to persuade their audience by relying on this influential factor. The gateway to texts is their titles; hence, this foregrounding is intensely evident in the titles of works, especially in artistic prose. This study, using a descriptive-analytical method, demonstrates the magic of proximity in nineteen titles of artistic and ornate prose. The theoretical basis of the present study is the theories discussed in Kurosh Safavi’s book From Linguistics to Literature, which considers literariness as a result of rule-making and balance in the surface structure of language. This rule-making and balance lead to the magic of proximity in the titles of works, which, besides creating beauty, encourage readers to study the works through auditory and visual pleasure and ultimately lead to a sense of persuasion in the audience.
Keywords: Magic Of Vicinity, Technical, Complex Prose, Title, Rule Addition, Balance -
پژوهش حاضر با هدف ارائه ی الگوی معنویت افزایی منابع انسانی در آستان قدس رضوی با تاکید بر عوامل کنترل کننده و پیشگیرانه انجام شده است.از لحاظ رویکرد پژوهش، روش کیفی بکار برده شده است. این پژوهش از روش فراترکیب مبتنی بر مراحل سندلوسکی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه اسناد مکتوب مربوط به معنویت سازمانی شامل 43 مقاله و اثر بر مبنای معیارهای معتبر از بین 90 مقاله و اثر انتخاب و تحلیل شد. با کاربرد مراحل هفتگانه فراترکیب، الگوی مفهومی در شش لایه ی مفهومی، مقوله ای و کدها به دست آمد.در هر یک از لایه ها مفاهیم و موضوعاتی گنجانده شد که در نهایت 28 مولفه شناسایی شد. جهت اعتباریابی کیفی از روش آنتروپی شانون و معیارهای CASP استفاده شد و در نهایت نتایج تحقیق منتج به شناسایی ابعاد در شش بعد اساسی گردید که به طور مشخص ابعاد اصلی اثرگذار بر معنویت افزایی منابع انسانی در سازمان آستان قدس رضوی شامل "هدایت و راهبری"، "ساختاری"، "فردی"، "فرهنگ سازی"، "مدیریتی" و "بازدارندگی"ارائه گردید.الگوی مفهومی به دست آمده از مراحل فراترکیب سندلوسکی می تواند به عنوان مبنای برای پژوهش های آتی در جهت هدایت، راهبری و رفتارشناسی کارکنان به منظور ارائه راهبردها و سیاست های اجرایی برای مسئولین و تصمیم گیران در سازمان آستان قدس رضوی در جهت هدایت، راهبری، نظارت و کنترل معنویت افزایی منابع انسانی قرار گیرد.
کلید واژگان: معنویت افزایی, منابع انسانی, آستان قدس رضوی, روش فرا ترکیبThe present research was conducted with the aim of presenting the model of spiritualization of human resources in Astan Quds Razavi, emphasizing on controlling and preventive factors. In terms of research approach, qualitative method has been used. This research used the metacombination method based on Sandelowski's steps. The statistical population of the research, all written documents related to organizational spirituality, including 43 articles and works, were selected and analyzed based on valid criteria among 90 articles and works. By applying the seven stages of metacomposition, a conceptual model was obtained in six conceptual layers, categories and codes. Concepts and topics were included in each of the layers, and finally 28 components were identified. For qualitative validation, Shannon's entropy method and CASP criteria were used, and finally the results of the research led to the identification of dimensions in six basic dimensions, which specifically, the main dimensions affecting the spiritualization of human resources in the Astan Quds Razavi organization include "guidance and management", "Structural", "Individual", "Culturalization", "Management" and "Deterrence" were presented. The conceptual model obtained from Sandelowski's stages of metacomposition can be used as a basis for future researches in the direction of guidance, management and behavior of employees in order to provide executive strategies and policies for officials and decision makers in the organization of Astan Quds Razavi. To be placed in the direction of guiding, guiding, monitoring and controlling the spirituality of human resources.
Keywords: Spiritualization, Human Resources, Astan Quds Razavi, Meta Analysis Method -
زمینه و هدف
وقوع جرم، یکی از آسیب های اجتماعی است که پیامدهای نامطلوب و مخربی را برای جامعه به دنبال دارد. از همین روی برای جلوگیری از این آسیب ها، نهادهای درگیر از جمله رسانه ها می توانند تاثیرهایی در پیشگیری از وقوع آن و در نهایت کاهش جرایم داشته باشند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش اخبار صدا و سیما در دانش افزایی کیفری و کاهش جرائم شهروندان انجام گرفت.
روشاین پژوهش از نظر شیوه گردآوری داده ها از نوع پیمایشی و جامعه مورد مطالعه شامل افراد 15 سال و بالاتر ساکن شهر تهران بودند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه محقق ساخته و در تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شد.
یافته ها4/20 درصد تغییرات دانش افزایی مخاطبان با متغیرهای تحصیلات، پیگیری اخبار جرم و جنایت، احساس امنیت، ترس از جرم و کاهش جرائم قابل پیش بینی است. ضریب تعیین نشان داد با 4 متغیر مستقل، «ترس از جرم»، «احساس امنیت»، «دانش افزایی» و «تحصیلات» در مجموع 9/80 درصد واریانس متغیر وابسته (یعنی کاهش میزان جرائم) را پیش بینی نمود.
نتایجهرچه پاسخ گویان ترس از جرم بیشتر، احساس امنیت بیشتر، دانش افزایی بیشتر، تحصیلات بالاتری داشته باشند سبب کاهش میزان جرائم در نزد آنان می شود.
کلید واژگان: پیشگیری, دانش افزایی, رسانه, کاهش جرمBackground and purposeThe occurrence of crime is one of the social harms that have adverse and destructive consequences for the society. Therefore, in order to prevent these damages, the institutions involved, including the media, can have an impact in preventing its occurrence and ultimately reducing crimes. The main goal of the current research was to investigate the role of radio and television news in increasing criminal knowledge and reducing citizens' crimes.
Methodsurvey type and the statistical population included people aged 15 and older living in Tehran. The sample size was selected using Cochran's formula, 384 people were selected using multi-stage sampling method. The data collection tool was a researcher-made questionnaire, and descriptive statistics and inferential statistics were used in the data analysis.
Findings20.4% of the changes in the knowledge of the audience can be predicted with the variables of education, following the news of crime and crime, feeling of security, fear of crime and reducing crimes. The coefficient of determination showed that with 4 independent variables, "fear of crime", "sense of security", "increase in knowledge" and "education", it predicted 80.9% of the variance of the dependent variable (i.e. reducing the amount of crimes).
Resultsmore the respondents fear crime, the more security they feel, the more knowledge they have, the more education they have, the less crime they will commit.
Keywords: Prevention, Increasing Knowledge, Media, Crime Reduction -
دین و تکنولوژی از پدیده های فراگیر در حیات انسانی بوده و تعامل آنها صورت های مختلفی دارد. هدف از انجام این پژوهش، صورت بندی انواع هم افزایی های دین و تکنولوژی (سطحی، نادرست و ناقص) و به دست دادن رویکرد مطلوب و مسئولانه به این رابطه ازمنظر انسان تکنولوژیک و انسان دیندار بود. با توجه به اینکه هدف دین، تربیت آدمی و عالی ترین هدف تربیت دینی، وصول به قرب به مثابه واقعیتی تکوینی است، در این پژوهش، تاثیر انواع هم افزایی دین و تکنولوژی بر میزان وصول به این هدف تبیین و تحلیل شد. به منظور انجام تحقیق حاضر از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد اگرچه انتفاع دین و تکنولوژی از یکدیگر، از جهات متکثری ممکن است، اشتراک در تعالی طلبی منجر به شکل گیری وجوهی تازه از هم افزایی آنها شده است. در این پژوهش، نوع مواجهه انسان دیندار با تکنولوژی و انسان تکنولوژیک با دین ترسیم و واکاوی شد و با توجه به موقعیت کانونی مفهوم قرب در تربیت اسلامی، تاملات روبنایی و زیربنایی رابطه دین و تکنولوژی برای متولیان تربیتی که توامان به رشد دینی و هوشمندسازی مراکز و محتوای تربیتی اهتمام می ورزند، برجسته شد. نتایج پژوهش نشان داد چهره فی نفسه تکنولوژی و وجوهی از آن که درخدمت نیازهای اصیل بشرند، آگاهانه یا ناآگاهانه به قرب می انجامد؛ اما آنجا که تکنولوژی درخدمت سیاست ها و رویه های منفعت طلبانه بشری قرار می گیرد، وجهه مخرب و نامطلوب پیدا می کند.کلید واژگان: دین, تکنولوژی, هم افزایی, تعالی طلبی, تربیت, قربReligion and technology are pervasive phenomena of human life and their interaction has taken various forms. The purpose of this research is to formulate types of synergy between religion and technology (superficial, incorrect and incomplete). Also, a favorable and responsible approach to this relationship is presented from the perspective of a technological person and a religious person. The purpose of religion is to educate a person; The highest goal of religious education is to reach closeness as a formative reality; So, in this research, the effect of synergy between religion and technology is explained and analyzed to clarify its effect in reaching this goal. The research method is descriptive-analytical. The findings show that although religion and technology can benefit from each other in multiple ways, sharing in the search for excellence has caused new aspects of their synergy. In this research, the type of religious man's encounter with technology and the technological man's encounter with religion are drawn. The focal position of the concept of closeness in Islamic education is paid attention to highlight the superstructure and underlying reflections on the relationship between religion and technology for the guardians of education who are interested in both religious growth and the intelligentization of educational centers and content. The results of the research show that the face of technology itself and its aspects that serve the basic needs of mankind, consciously or unconsciously lead to closeness; But when technology is used for selfish human policies and procedures, it is destructive and undesirable.Keywords: Religion, Technology, Synergism, Excellence, Education, Proximity
-
نشریه مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی، سال هفتم شماره 1 (پیاپی 28، بهار 1403)، صص 43 -53
جهاد تبیین، از مولفه های کلیدی در آموزه های دینی و رسالت انبیاء الهی، نقشی حیاتی در تبیین حقایق و روشنگری افکار عمومی ایفا می کند. این پژوهش با هدف بررسی شاخص های جهاد تبیین در موضوع برجام از منظر مقام معظم رهبری به نگارش درآمده است. از این رو در متن حاضر ابتدا به مفهوم جهاد تبیین در کتب و رسالات دینی پرداخته شده و سپس شاخص های جهاد تبیین از منظر مقام معظم رهبری بر برجام منطبق گردیده است. روش تحقیق حاضر، توصیفی- تحلیلی و بر مبنای الگوی کیفی است. یافته های تحقیق نشان می دهد که روشنگری جهادگونه، مبتنی بر نقشه راه انقلاب اسلامی، انعکاس تبیین واقعی، دشمن شناسی دقیق و بصیرت افزایی عمومی، از شاخصه های جهاد تبیین در موضوع برجام به شمار می آیند.
کلید واژگان: جهاد تبیین, برجام, روشنگری, دشمن شناسی, بصیرت افزایی, مقام معظم رهبری -
یکی از عوامل موثر بر پیدایش فقر و محرومیت روستاییان در برخی مناطق کشور، نبود امکانات مناسب برای اشتغال آنها است. سازمان های متعددی توجهی ویژه به روستاییان داشته اند و در جهت رفع مشکلات آنها طرح های متعددی را اجرا کرده اند. کمیته امداد امام خمینی (ره) به عنوان یک سازمان حمایتی، یکی از آنهاست که اقداماتی در این زمینه انجام می دهد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی طرح های اشتغال زایی کمیته امداد امام خمینی (ره) و بررسی ضعف ها و قوت های آن است. در این تحقیق با 20 نفر از مددجویانی که طی سال های 1395-1398 از کمیته امداد امام خمینی (ره) وام اشتغال زایی دریافت کرده اند و دو نفر از مسئولان کمیته امداد مصاحبه های نیمه سازمان یافته برگزار شد. طرح اشتغال زایی کمیته امداد امام خمینی (ره) برای اکثر افراد مورد مطالعه در پژوهش رضایت بخش بوده است. این طرح به بهبود درآمد مددجویان نسبت به قبل از دریافت وام اشتغال زایی، ایجاد اشتغال، کاهش مهاجرت فصلی از روستا به شهر، و... منجر شده است. کم بودن بهره وام و بیمه کردن دام نیز از مزایای دیگر آن است. روستاییان ضعف هایی نیز برای این طرح بیان کردند، از جمله عدم کفایت وام، طولانی بودن فرایند دریافت وام، دشوار بودن شرایط دریافت وام، زمان بندی نامناسب بازپرداخت اقساط وام، نبود راه حل در زمان ضرر و زیان روستاییان و... که ضرورت دارد مورد توجه قرار گیرد.کلید واژگان: اشتغال زایی, کمیته امداد امام خمینی (ره), توان افزایی, ضعف ها, قوت هاOne of the factors affecting poverty and deprivation of villagers in some regions of the country is the lack of suitable facilities for their employment. Many organizations have paid special attention to the villagers and have implemented many plans to solve their problems. The Imam Khomeini Relief Foundation, as a support organization, is one of them that takes measures in this field. The purpose of the current research is to assess the job creation plans of the Imam Khomeini Relief Foundation and examine its strengthes and weaknesses. In this research, semi-structured interviews were held with 20 of the people who received job creation loans from the Foundation during 2015-2018 and two officials of the Foundation. This job creation plan has been satisfactory for most of the people we studied. This plan has led to an improvement in their income compared to before receiving employment loans, creation of employment, reduction of seasonal migration from village to city, etc. Low loan interest and livestock insurance are also its other advantages. The villagers also expressed some weaknesses for this plan, including insufficient loans, long process and difficult conditions for receiving loans, inappropriate timing for repayment the loan installments, lack of solution in the time of losses of villagers, etc., which are necessary to pay attention.Keywords: employment creation, Imam Khomeini Relief Foundation, empowerment, weaknesses, strengthes
-
نشریه پژوهش های میان رشته ای زبان و ادبیات فارسی، سال سوم شماره 1 (پیاپی 5، بهار و تابستان 1403)، صص 1 -29
نهادینه شدن فرهنگ مطالعه، ارتقای خلاقیت ادبی و ایجاد انگیزش مثبت در قالب جوایز، علاوه بر محقق شدن زمینه های جامعه پذیری، معرفت افزایی، تشکیل شخصیت فردی و اجتماعی؛ نقش مهمی در توسعه دستاوردهای مادی و معنوی تمدن ها دارد. در پژوهش حاضر با روش کیفی و بهره گیری از رویکرد پژوهشی داده بنیاد (گرندد تئوری) به این سوالات اصلی پاسخ داده شد که مهم ترین کارکردهای جوایز ادبی در سطح جامعه کدام اند؟ آسیب های برگزاری جوایز و راهکارهای تحقق مطلوب آن چیست؟ برای پاسخ به سوالات مذکور، علاوه بر استفاده از منابع اسنادی، با بیش از 30 نفر از صاحب نظران درون و برون دانشگاهی، افرادی که در حوزه اجرایی جوایز ادبی نقش داشتند یا منتخبان جوایز ادبی در دوره های قبلی بودند، مصاحبه عمیق صورت گرفت. پس از گردآوری داده ها، تجزیه وتحلیل در قالب کدگذاری باز و محوری انجام و در نفر دهم، اشباع نظری حاصل شد. نتایج مشخص کرد که کم وکیف سیاست گذاری، برنامه ریزی، مستقل بودن، استمرار در برگزاری جوایز و جشنواره های ادبی، نقش مهمی در نهادینه سازی و کارآمدی این جوایز دارد. ارتقای سطوح کمی و کیفی آثار خلاق، معرفت افزایی، تقویت ارتباطات اجتماعی و توسعه فضای گفتمانی و نقادی، ترویج مطالبه گری و پاسخ گویی، آگاهی بخشی و جامعه پذیر کردن فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی ازجمله مهم ترین کارکردهای این جوایز است. اعتماد به جشنواره ها و جوایز مهم ترین اتفاقی است که می تواند در رشد و بالندگی و تاثیرگذاری آن ها موثر باشد و ضمن اقبال مردم و متولیان امر به جوایز، در ارتقای صنعت نشر تاثیرگذار باشد.
کلید واژگان: جوایز ادبی, ژانر ادبی, معرفت افزایی, تفکر خلاق, گرنددتئوریInstitutionalizing the culture of study and fostering literary creativity, as well as providing positive motivation through awards, not only contribute to socialization, knowledge enrichment, and the development of individual and social personality, but also play a crucial role in advancing the material and spiritual accomplishments of civilizations. The current research addressed key inquiries through a qualitative approach and the utilization of data-driven research methods (grounded theory) to explore the significant functions of literary awards within Iranian society. What are the primary benefits and drawbacks of hosting such awards? What strategies and remedies can be implemented to attain these accolades? To address these queries, an in-depth interview was conducted with over 30 individuals involved in the administration of literary awards or who have been recipients of such awards in previous cycles, as well as scholars specializing in critical and analytical literary works. In addition to documentary sources, the data collected was analyzed through open and axial coding, leading to theoretical saturation by the 10th interviewee. The findings revealed that deficiencies in policy formulation, planning, reliance or autonomy, and the consistency of award ceremonies and literary festivals significantly impact the institutionalization and effectiveness of these accolades. The primary functions of literary awards include enhancing the quantity and quality of creative outputs, expanding knowledge, fostering social interactions, creating platforms for discourse and critique, stimulating demand and accountability, raising awareness, and promoting a culture of reading. Trust in festivals and awards is a pivotal factor that can bolster their growth and influence,
Keywords: Literary Awards, Literary Genre, Knowledge Enhancement, Creative Thinking, Grounded Theory -
مجله علوم سیاسی، پیاپی 64 (پاییز 1402)، صص 91 -112
انقلاب اسلامی ایران با محوریت دین در قرن بیستم با شکل و محتوای متفاوتی نسبت به سایر انقلاب های جهانی به وقوع پیوست و شاخصهای گوناگونی از قدرت نرم با وقوع انقلاب اسلامی ایجاد شد. شهید حسن طهرانی مقدم یکی از تاثیرگذاران قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در منطقه بود. ایشان از بنیان گذاران سپاه پاسداران و سیستم های نظامی و فرماندهی دانشمند، عارف و مخلص و مجاهدی بزرگ بود. در پژوهش حاضر تلاش شده به این سیوال پاسخ داده شود که مولفه های قدرت نرم شهید حسن طهرانی مقدم با تاکید بر بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) چیست؟ پژوهشگران با استفاده از روش تحلیل مضمون، داده های حاصل از بیانات امام خامنه ای را مفهوم سازی کرده اند. بر اساس آن مفاهیم، مضامین اولیه (نیت الهی، انس با قرآن و دعا، عزم راسخ، اراده محکم، تیز بین بودن، راه درست را شناختن، کار انقلابی پر حجم، جدیت در مسیولیت ها، پرتوان بودن، با تدبیر حرکت کردن و اولویت بندی کارها) و مضامین سازمان دهنده (حسن ظن الهی، اعتقاد به کمک الهی، سرپرستی، پایبندی، زیرکی، آگاهی، راه گشایی، پر کاری، همت جهادی، فراست و تلاش مضاعف) به دست آمد. در نهایت، با ترکیب و ادغام مضامین فراگیر نزدیک به هم پنج بعد توکل به خدا، مسیولیت پذیری، بصیرت افزایی، خستگی ناپذیری وشتاب توام با تدبیر با تاکید بر بیانات امام خامنه ای استخراج گردید.
کلید واژگان: قدرت نرم, امام خامنه ای, بصیرت افزایی, خستگی ناپذیری, شهید حسن طهرانی مقدمIran's Islamic revolution centered on religion in the 20th century took place with a different form and content than other world revolutions, and various indicators of soft power were created with the occurrence of the Islamic revolution. Martyr Hassan Tehrani Moghadam was one of the influencers of soft power of the Islamic Republic of Iran in the region. He was one of the founders of the Islamic Revolutionary Guard Corps and the military and command systems, a scholar, a mystic, and a great mujahideen. In the current research, an attempt has been made to answer this question, what are the components of the soft power of Shahid Hassan Tehrani Moghadam by emphasizing the statements of Imam Khamenei? Researchers have conceptualized the data obtained from the statements of Imam Khamenei by using the method of thematic analysis. Based on those concepts, the primary themes (divine intention, connection with the Quran and prayer, firm determination, strong will, being sharp, knowing the right path, heavy revolutionary work, seriousness in responsibilities, being powerful, moving wisely and prioritization of tasks) and organizing themes (good faith in God, belief in God's help, guardianship, adherence, cleverness, awareness, openness, diligence, jihadi effort, frost and double effort) were obtained. Finally, by combining and integrating the inclusive themes, the five dimensions of trust in God, responsibility, insight, tirelessness and quickness combined with tact were extracted with emphasis on the statements of Imam Khamenei.
Keywords: Soft Power, Imam Khamenei, Visionary, Indefatigable, Martyr Hassan Tehrani Moghadam -
زمینه و هدف
شاعران با کاربست شگردهای گوناگون در مفاهیم ثابت و واحد، نوآوری ایجاد میکنند و کلام خود را از زبان روزمره و عادی فاصله میدهند. این مهم باعث اقناع حس زیبایی شناسی مخاطب و سهولت فرآیند انتقال مفاهیم واحد به مخاطبان میشود که در نقد فرمالیستی مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس مبانی این نقد، قاعده افزایی از جمله روش های اصلی اهل ادب برای دور کردن کلام از ابتذال و عادتهای زبانی معمول است. در این جستار اصلیترین شگردهای قاعده افزایی امیرخسرو برای گریز از مناسبات متعارف زبان روزمره در خمسه بررسی و کاویده شده است.
روش مطالعهپژوهش حاضر با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است.
یافته هاامیرخسرو دهلوی در خمسه با کاربست هدفمند و آگاهانه دو مولفه قاعده افزایی، یعنی توازن آوایی و لغوی، مانع ابتذال کلام در سطح معنا شده است.
نتیجه گیرینمودهای اصلی توازن آوایی در این اثر عبارتند از: تکرار و هماهنگی واج؛ همچنین مصداقهای توازن لغوی شامل کاربرد انواع جناس، تکرار واژه، رد الصدر علی العجز و رد العجز علی الصدر، سجع، قافیه و ردیف میشود. مهمترین هدف شاعر از کاربست این دو مولفه را میتوان تسریع در انتقال مطالب غنایی، تعلیمی، دینی و... به مخاطب از طریق تقویت ابعاد زیبایی شناسانه دانست.
کلید واژگان: امیرخسرو دهلوی, خمسه, فرمالیسم, قاعده افزایی, توازن آوایی و لغویJournal of the stylistic of Persian poem and prose (Bahar Adab), Volume:16 Issue: 93, 2024, PP 87 -104BACKGROUND AND OBJECTIVESPoets create innovation by using various methods in fixed and single concepts and distance their words from everyday and normal language. This importance convinces the audience's sense of aesthetics and the ease of the process of transferring single concepts to the audience, which is considered in formalist criticism. Based on the basis of this criticism, adding rules is one of the main methods of literate people to distance speech from vulgarity and common language habits. In this essay, Amir Khosro's main base-adding techniques to avoid the conventional relations of everyday language in Khamsa have been investigated and analyzed.
METHODOLOGYThe present research was carried out based on library sources and descriptive-analytical method.
FINDINGSAmir Khosro Dehlavi has prevented vulgarity of speech in Khamsa with the purposeful and conscious use of two base-enhancing components, i.e. phonetic and lexical balance.
CONCLUSIONThe main manifestations of phonetic balance in this work are: phoneme repetition and harmony; Also, examples of lexical balance include the use of puns, repetition of words, rejection of al-Sadr Ali al-Ujjaz and rejection of al-Ujjaz al-Sadr, sajja, rhyme and row. The most important goal of the poet from the use of these two components can be seen as accelerating the transfer of lyrical, educational, religious, etc. content to the audience through strengthening the aesthetic dimensions.
Keywords: Amir Khosro Dehlavi, Khamsa, formalism, rule-adding, phonetic, lexical balance
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.