جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "an" در نشریات گروه "علوم قرآن و حدیث"
تکرار جستجوی کلیدواژه «an» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
طغیان از مهم ترین آسیب های زندگی فردی و اجتماعی انسان و بزرگترین چالش پیش روی بشر امروزی است. درمان این آفت می تواند بسیاری از ناملایمات و ناهماهنگی های زیست اجتماعی انسان ها را کنترل یا دفع نماید. در اهمیت این مسئله همین بس، که خداوند متعال در اولین سوره ای که بر رسول الله| نازل فرمود از طغیان به عنوان بزرگترین آسیب انسان یاد نموده و به ریشه، زمینه جریان طغیان، راهکار های کنترل و دفع آن اشاره کرده است. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و تفاسیر ارزشمند نگارش یافته است. از نوآوری پژوهش سوره ای و صرفا با تکیه بر تفسیر آیات سوره مذکور برای حل مسئله بهره برده است. سوره علق گام نخست تحول در وجود انسان را ارائه داده است؛ ازاین رو با تامل در به هم پیوستگی مفهومی آیات این سوره و بهره مندی از تفاسیر به دست می آید سرکشی، آسیب طبیعت وجود مادی انسان و دور شدن وی از آموزه های فطرت الهی است که از محیط به انسان سرایت می کند و خداوند با تبیین علل و زمینه های سرکشی و آثار استمرار برآن راهکار برون رفت از آن را در این سوره ارائه داده است.
کلید واژگان: سوره علق, زمینه های طغیان انسان, ریشه های طغیان, بی نیازپنداری انسان, انسان شناسیRebellion is one of the most important damages of human's personal and social life and the biggest challenge facing mankind today. The treatment of this pest can control or eliminate many of the adversities and bio-social disharmony of humans. In the importance of this issue, this is enough, that Allah Almighty in the first Surah sent to the Messenger of Allah mentioned the riots as the biggest damage to human beings and pointed out the root, background of the riots, and the ways to control and eliminate them. This article has been written in a descriptive-analytical way using library sources and valuable interpretations. He has benefited from the innovation of Surah research and solely by relying on the interpretation of the verses of the mentioned Surah to solve the problem. Surah Alaq has presented the first step of changing in human existence; Therefore, by reflecting on the conceptual connection of the verses of this sura and benefiting from the interpretations, rebellion is the damage to the nature of the material existence of man and his departure from the teachings of the divine nature that spreads to man from the environment, and Allah, by explaining the causes and grounds of rebellion and the effects of its continuation has provided a way out of it in this surah.
Keywords: Surah Al-Alaq, The Grounds Of Human Rebellion, The Roots Of Rebellion, The Needlessness Of Man, Anthropology -
فصلنامه مطالعات تفسیری، پیاپی 58 (تابستان 1403)، صص 205 -227
قرآن کریم در آیاتی از جمله آیات 123 و 124 انعام به وجود فریبکاران اجتماعی اشاره نموده است که با غرض ورزی و کینه توزی به فکر آسیب رسانی و ضربه زدن به ساحت قرآن کریم و آموزه های آن است. بی توجهی به پاسخ درخور به این گونه افراد ذهن فرهیختگان جامعه را نسبت به معارف دینی و حقانیت قرآن کریم با تردید مواجه خواهد ساخت. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و کتابخانه ای به دنبال تبیین مکر الهی در قرآن کریم با تاکید بر آیات فوق است. پرسش ها و ابهام های مطرح شده از سوی غربیان تازگی ندارد و در آثار و منابع تفسیری به آن پاسخ درخور داده شده است. از سوی دیگر عموم مفسران، هریک با مذاق و مشربی که دارند تلاش برای رفع این ابهام داشته اند. رایج ترین پاسخ درباره ناسازگاری این گونه آیات، وجود فریبکارانی با استفاده از اصل آزادی و اختیار و نیز عدالت الهی در این نکته است که «جعل» در آیه ناظر به فراهم بودن زمینه های خیر و شر است. البته عده ای «جعل» را به معنای آفرینش دانسته ولی اینکه چه کسی فریبکار باشد را بر اساس اصل آزادی و اختیار می دانستند. همچنین پاسخ مفسران درباره چگونگی گریبان گیر شدن فریب فریبکاران این است که مطابق سنت الهی و با توجه به عاقبت شومی که در انتظار فریبکار و عاقبت امیدوارکننده ای که در انتظار فریب خورده است، در اصل فریبکار متضرر اصلی است.
کلید واژگان: آیات 123 و 124 انعام, جبر و اختیار, سنت های الهی, جعلThe Noble Quran has been indicated to a social deceivers in verses like 123 and 124 of Chapter Ana'am which want to harm the status of Holy Quran and its teachings intentionally and as an enmity they have. Neglecting toward responding to these kind of people makes the mind of knowledgeable ones to be in doubt regarding religious education and legitimacy of Noble Quran. This article in descriptive-analytical method and by using the library books, aims to explain the plan of Allah in the Holy Quran emphasizing on the above mentioned verses. The mentioned questions and doubts of western scholars are not new and in the Commentary works and sources had been responded. In other hand, most of the commentators each of them tried to answer these kind of doubts by their different views somehow. The most common respond toward their inconsistency is existence of the deceivers which misuse from the principle of freedom and choice. And divine Justice here is that word "Ja'l" (to make), is about availability of backgrounds of good and evil. Of course, someone considered this word to mean creation, but who is the deceiver, they see it according the principle of freedom and choice. In addition, the respond of the commentators about how the deceivers will be involved is that according to the Allah's customs and in regarding evil destination which waits for the deceiver and hopeful fate which is for the deceived ones we can say that, essentially, the real harmful one is the deceiver.
Keywords: The Verses Of 123, 124 Of Chapter Ana'am, Compulsory, Choice, Divine Customs -
یکی از نظریه های جدید زبان شناسی که به کمک آن می توان به تحلیل انواع متون پرداخت، دستور نقش گرای هلیدی است. کاربست این الگو در بررسی سوره های قرآنی می تواند مخاطب را با دلالت های جدید و معانی ضمنی و نهفته موجود در آیات قرآنی آشنا کند. بدین منظور، پژوهش پیش رو با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و در چهارچوب دستور نقش گرای نظام مند هلیدی، به بررسی، ارزیابی و تحلیل انواع فرایندهای فعلی در سوره مریم خواهد پرداخت. مهمترین نتایج پژوهش بیانگر آن است که تنوع سبکی ناشی از به کارگیری فرایندهای مختلف، سکون، رتابت و یکنواختی را از متن سوره دور کرده و سبب پویایی و تحرک آن شده است. فرایندهای مادی بیشترین بسامد را در متن سوره دارد و آن را از فضای انتزاعی و دورنگرایی دور کرده است. مهمترین کنشگر فرایندهای مادی، خداوند متعال است که حضور برجسته او در سوره، حاکی از اهمیت نام و یاد او و نیز اهمیت افعال و اعمالی دارد که انجام می دهد. بسامد بالای فرایندهای رابطه ای از نوع وصفی، جنبه توصیفی متن را بالا برده است. فرایندهای کلامی نیز به اشکال مختلف در سوره مریم مورد استفاده قرار گرفته و عمل داستان را در جهت یا جهات مشخصی پیش برده است. خداوند متعال برای بیان تجریبات درونی شخصیت های مورداستفاده در سوره، از فرایندهای ذهنی که بیانگر احساسات و عواطف و مکنونات آنهاست، استفاده معناداری کرده است.کلید واژگان: قرآن کریم, سوره مریم, فرانقش اندیشگانی, فرایندهای فعلی, هلیدیOne of the new theories of linguistics, which can be used to analyze different types of texts, is Halliday's role-oriented order. Using this model to study Quranic surahs can introduce the audience to new meanings and implicit and hidden meanings in Quranic verses. For this purpose, the upcoming research will investigate, evaluate, and analyze all kinds of current processes in Surah Maryam using the descriptive and analytical method, and within the framework of Halliday's systematic role-oriented order. The most important results of the research indicate that the stylistic variety caused by the use of different processes has removed stillness, uniformity, and uniformity from the Surah text and has caused its dynamism and mobility. Material processes have the highest frequency in the text of the Surah and have been removed from the abstract space and perspective. The most important actor in material processes is God Almighty, whose prominent presence in the Surah indicates the importance of his name and memory and the importance of the deeds and actions that He performs. The high frequency of descriptive relational processes has increased the descriptive aspect of the text. Verbal processes are also used in different ways in Surah Maryam and have moved the action of the story in a specific direction or directions. To express the inner experiences of the characters used in the Surah, God Almighty has meaningfully used the mental processes that express their feelings and emotions.Keywords: Holy Quran, Surah Maryam, Ideational Meta Function, Current Processes, Halliday
-
با توجه به اهمیت متن و کشسانی آن بین مولف و خواننده، قصدگرایی متن به خواننده و مفسر کمک میکند تا او به فهمی بهتر از قصدگرایی متن در آرای طباطبایی و هرش و تاثیر آن بر عینیتبخشی معنا در متون بشری و متن قرآن دست یابد. این پژوهش با هدف بررسی تحلیل قصدی بودن معنا در بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و هرش انجام شده است. در این نوشتار، از روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی - تحلیلی استفاده شده است تا پس از گردآوری اطلاعات درباره قصدی بودن معنا، به این مفهوم برسیم که طباطبایی متاثر از مفسران اسلامی و اصولی، قائل به قصدگرایی متن است. در کنار ایشان، هرش برخلاف برخی از هرمنوتیستها که خواننده را محور فهم متن و تفسیر میدانند، قصدگرایی معنا را با این پیشفرض پذیرفته است که حتی واژهها و لغات نیز تابع قصد و نیت ماتن هستند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که با استناد به معنای سمانتیک، میتوان لغت را یکی از منابع تفسیری طباطبایی در تفسیر متن قرآن دانست؛ اما هرش، برخلاف طباطبایی، از آنجا که به معنای عرفی الفاظ در متن توجه ندارد و معنای لغات را برگرفته از نیت صرف مولف میداند، از تبیین و توجیه زبانشناختی واژگان عاجز است؛ در نتیجه، بین معنای زبانشناختی متن و معنای مدنظر مولف ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد که در یک حرکت رفت و برگشتی میتواند مفسر را به معنای اصلی و مدنظر متن قرآن راهنمایی کند و ذیل آن، جامعه تفسیری را از تشتت تفسیری به اجماع تفسیری سوق دهد.
کلید واژگان: قصدگرایی معنا, هرش, طباطبایی, متن, مولف, دلالت وضعیConsidering the importance of the text and its elasticity between the author and the reader, the intentionality of the text helps the reader and the commentator to have a better understanding of the intentionality of the text in the opinions of Tabatabai and Hersh and its effect on the objectification of meaning in human texts and the text of the Qur'an. This research has been conducted to analyze the intentionality of meaning in the comparative analysis of the views of Allameh Tabatabai and Hersh. In this article, the method of content analysis with a descriptive-analytical approach has been used, so that after collecting information about the intentionality of meaning, we can reach the concept that Tabatabai, influenced by Islamic and Usuli commentators, believes in the intentionality of the text. Along with him, Hersh, unlike some hermeneutics who consider the reader as the center of understanding the text and interpretation, accepted the intentionalism of meaning with the premise that even words are subject to the intention of the text. The findings of the research indicate that by referring to the semantic meaning, the word can be considered as one of Tabatabai's sources of interpretation in the interpretation of the text of the Quran. However, unlike Tabatabai, Hersh ignores the conventional meaning of the words in the text. He considers the meaning of the words to be derived from the author's intention, so he can not explain and justify the words linguistically. As a result, there is a close relationship between the linguistic meaning of the text and the intended meaning of the author, which in a back-and-forth movement can guide the commentator to the original and intended meaning of the text of the Qur'an, and under that, lead the community of interpretation from interpretive confusion to interpretive consensus.
Keywords: Intentionality Of Meaning, Hersh, Tabatabai, Text, Author, Commentator, Situational Signification -
پارهای از آیات قرآن به دلیل پیچیدگیهای ادبی و معنایی همواره محل تامل اندیشمندان اسلامی بودهاند و نظراتی متعدد را نسبت به آن ارائه کردهاند. گوناگونی دیدگاه ایشان درباره دشواریهای دستوری برخی از واژگان قرآن بستری را فراهم کرده است تا تعدادی از پژوهشهای پژوهشگران غربی که در سدههای گذشته در رابطه با قرآن و زبان قرآن پدید آمدهاند بر آن دشواریها تمرکز یابند. جان برتون از جمله مستشرقان قرآنپژوهی است که با تدوین مقالهای با عنوان «اشتباهات نحوی قرآن» در مواجهه با برخی از واژگان دشوار متن قرآن آنها را از اشتباهات زبانی پیامبر برمیشمارد. وی استناد به اخباری که بر اساس آنها دشواریهای نحوی برخی از آیات قرآن از جمله آیات 177 سوره بقره، 162 سوره نساء، 69 سوره مائده و 64 سوره طه ناشی از خطای کاتبان وحی برشمرده شدهاند را رد کرده است و این به اصطلاح خطاهای زبانی را به صادرکننده آیات یعنی شخص پیامبر اکرم (ص) منتسب میداند. این نوشتار بر آن است تا با روش توصیفی - تحلیلی رویکرد جان برتون را هم از نظر محتوا و هم از نظر ساختار بررسی و در نهایت یادآور کند که دیدگاه او از عدم توجه به تاریخ تدوین دانشهای زبانی پس از تدوین مصحف و بیتوجهی به مصدر قرائتها و آرای نحویان شکل گرفته است.
کلید واژگان: استشراق, جان برتون, زبان قرآن, قرائات, نحوDue to their linguistic and semantic complexities, some verses of the Qur'an have always been a subject of reflection for Islamic scholars, who have offered various interpretations. The diversity of opinions among commentators on the grammatical challenges of certain Qur'anic words has provided a basis for Western researchers to focus their studies on these difficulties, particularly in recent centuries. John Burton is one of the Orientalist Qur'an scholars who, in an article titled "Linguistic Errors in the Qur'an" considers some of the challenging words in the Qur'an to be linguistic errors made by the Prophet. He dismisses reports attributing the grammatical difficulties of certain verses—such as verses 177 of Surah Al-Baqarah, 162 of Surah An-Nisa, 69 of Surah Al-Ma'idah, and 64 of Surah Taha—to the mistakes of the scribes of revelation, and instead assigns these so-called linguistic errors to the Prophet Muhammad (PBUH). This article aims to examine John Burton's approach both in terms of content and structure, using a descriptive-analytical method, and to ultimately highlight that his perspective arises from a lack of attention to the historical development of linguistic sciences after the compilation of the Qur'an and disregard for the sources of Qur'anic readings and the views of grammarians.
Keywords: Orientalism, John Burton, Qur'anic Language, Qur'anic Readings, Grammar -
یکی از گونه های تغییرات و دگرگونی ها در فواصل آیات که در قرآن به طور گسترده روی داده است، تغییر فواصل با بهرهجویی از اسلوب حذف است. با توجه به اهمیت و جایگاه محوری این اسلوب در ساختار فواصل قرآنی، این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، دیدگاه های اندیشمندان درباره این اسلوب و نوع تحلیل و نگرش آن ها درباره مقاصد حذف در فواصل را بازخوانی میکند تا ضمن دستیابی به تصویری روشن از روش های دانشمندان مسلمان به منظور کشف علت حذف های رخداده در فواصل و نتایج حاصل از آنها، نقاط قوت و ضعف آن روش ها آشکار شوند و زمینه استفاده از روش های روزآمد برای رفع نارسایی های موجود فراهم آید. مطالعههای صاحبنظران از نظر نوع نگرش آن ها و دلایلی که برای حذف در فواصل ارائه کرده اند، به پنج دسته دیدگاه ادبی، رویکرد زیباشناسانه، دیدگاه معناشناسانه، همپایه بودن معنا و زیبایی لفظ و مطالعه های آواشناسانه تقسیم بندی می شوند. از آنجا که قرآن به عنوان سخن خداوند ظرفیت قبول چندین احتمال را در یک موضوع مشخص دارد، از بیشتر دلایل بیانشده توسط اندیشمندان به همراه روش ها و رویکرد های نوین زبانشناسی، می توان برای کشف لایه های معنایی و بیانی آیاتی استفاده کرد که در فواصل آنها حذف رخ داده است.
کلید واژگان: اسلوب حذف, فواصل قرآنی, فاصله, فواصل آیاتOne of the changes and transformations that have occurred in the intervals between Quranic verses, which is prevalent in the Quran, is the alteration of these intervals through omitting words or phrases. Given the significance and central role of this stylistic device in the structure of Quranic verses, this article, using a descriptive-analytical approach, re-examines the perspectives of scholars on this device and their analysis and viewpoints regarding the purposes of omission in these intervals. The aim is to gain a clear understanding of the methods employed by Muslim scholars to discover the reasons behind omissions in these intervals and the resulting outcomes, as well as to identify the strengths and weaknesses of these methods and create a foundation for the utilization of contemporary approaches to address existing shortcomings. Studies conducted by scholars, in terms of their perspectives and the reasons they have provided for omissions in intervals, can be categorized into five groups: literary perspective, aesthetic approach, semantic perspective, the equivalence of meaning and linguistic beauty, and phonological studies. Since the Quran, as the word of God, can accommodate multiple interpretations for a specific instance, most of the reasons presented by scholars, along with modern linguistic methods and approaches, can be used to uncover the semantic and linguistic layers of verses where omissions have occurred.
Keywords: Stylistic Omission, Quranic Intervals, Interval, Verse Divisions -
کاربرد نظریه های جدید زبان شناسی در حوزه فهم آیات وحیانی می تواند نگاهی عمیق، علمی و دقیق برای درک مفاهیم الهی باشد. استعاره مفهومی از نظریه های جدید در حوزه زبان شناسی شناختی است که نشان می دهد مجاز جزء اساسی تفکر بشری است و بدون استعاره امکان فهم بسیاری از پدیده ها و مفاهیم انتزاعی ممکن نیست. نوعی ویژه از استعاره مفهومی هستی شناختی (وجودی) شخصیت بخشی و انسانانگاری پدیده ها، اشیاء و موجودات غیربشری است که می تواند به فهم و درک پدیده ها و مفاهیم الهی در قرآن کریم کمک بسیار کند. این مقاله، به روش توصیفی - تحلیلی، نمونه هایی از استعاره-های هستی شناختی قرآن کریم از نوع انسان انگاری را بررسی و تحلیل کرده است. نتایج حاصل نشان می دهد مفهوم قرآنی «حق» به مثابه انسانی مفهوم سازی شده است که از کانون اصلی خود، یعنی جهان غیبت، حرکت کرده و در این دنیا پیش سایرانسان ها حاضر شده است. این انسانانگاری حق و وصف آن با صفات انسانی ما را به وجود واقعی و ملموس مفهومی انتزاعی و معنوی رهنمون می سازد. از دیگر پدیده ها و اشیاء و موجوداتی که به صورت استعاره «انسانانگاری» در قرآن کریم تصویرسازی شده اند می توان به حضور و اشراف مرگ در پیش آدمی، رفت وآمد شب و نفس کشیدن صبح، سرکشی آب و سکوت خشم اشاره کرد.
کلید واژگان: قرآن کریم, استعاره مفهومی, استعاره هستی شناختی, انسانانگاریThe application of new theories of linguistics in the field of understanding the revelations can be a deep, scientific, and accurate look to understand the divine concepts. Metaphor is a concept of new theories in cognitive linguistics that shows that permission is a basic part of human thinking. Without metaphor, it is not possible to understand many phenomena and abstract concepts. A special type of ontological (existential) conceptual metaphor is the personification and anthropomorphism of ideas, objects, and non-human beings, which can greatly help in understanding these phenomena and high concepts in the Holy Quran. The studies conducted show that Quranic concepts such as "right" have been conceptualized as human beings and have moved from their original focus, the unseen world, and appeared before humans in this world. This anthropomorphism of the right and its description of human attributes leads us to the real and tangible existence of an abstract and spiritual concept. Among other phenomena and objects and beings that are depicted in the metaphor of "anthropomorphism" in the Holy Qur'an, we can mention the presence and nobles of death in front of a person, the movement of the night, and the breathing of the morning, the rebelliousness of water and the silence of anger.
Keywords: Holy Quran, Conceptual Metaphor, Ontological Metaphor, Anthropomorphism -
آیه 18 سوره زخرف از آیاتی است که مفسران برای تفسیر آن با چالش روبه رو شده اند. بحث درباره این آیه آن است که آیا محتوای این آیه -آن فردی که در ناز، آرایش و لطافت پرورش یافته است و در مقابل جدال و دشمن، شخصی ناتوان است- از آن خدا است یا از قول و منظر عرب جاهلی صادر شده است؟ بنابراین، نکته مورد اختلاف مفسران این است که آیا این آیه، از قول و منظر عرب جاهلی صادر شده است یا مورد نظر خداوند است. مقاله پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی آرای مفسران در این خصوص می پردازد و دیدگاه آن دسته از مفسران که این آیه را کلام و نظر خداوند دانسته و از آن نقص تعقل زن را برداشت کرده اند با ادله تفسیری و عرضه نظریه مختار رد کرده است؛ زیرا چگونه ممکن است خداوند ناپسند بودن دختر را در نگاه مشرکان مردود و این برداشت را حکم زشتی از جانب آنان بداند و خود چنین مطلوبی داشته باشد؟ با فرض اینکه محتوای این آیه منوی خدا باشد آیا در این شکل خداوند می تواند حکم عرب جاهلی را درباره دختر، زشت و ناپسند بداند؟ افزون بر اینکه با تساوی شخصیت معنوی زن و مرد که فرهنگ کلی حاکم بر قرآن است ناسازگار خواهد بود
کلید واژگان: نقص تعقل, موافقان, مخالفان, نهج البلاغه, آرای تفسیریVerse 18 of Surah Al-Zukhruf is one of the verses that has posed interpretative challenges for commentators. The central debate surrounding this verse is whether its content—describing an individual raised in luxury, ornamentation, and delicacy, yet weak in argumentation and defense—is a statement from God or a reflection of the viewpoint of pre-Islamic Arabs. Thus, the primary point of contention among commentators is whether the verse expresses the perspective of pre-Islamic Arabs or conveys God's own viewpoint. This study, using a descriptive-analytical method, examines the opinions of commentators and refutes the views of those who interpret this verse as God's statement indicating a deficiency in women's reasoning. The study argues that it is inconsistent for God to reject the disapproval of daughters by polytheists, deeming their judgment to be unjust, yet simultaneously uphold the same notion Himself. If the content of this verse were indeed intended by God, could He still consider the pre-Islamic Arabs' judgment about daughters to be wrong and undesirable? Moreover, such an interpretation would be inconsistent with the overarching Quranic principle of the spiritual equality of men and women.
Keywords: Deficiency Of Reasoning, Proponents, Opponents, Nahj AL-Balagha, Interpretative Views -
برای مرجعیت منبع جامع و خطاناپذیر قرآن، در علوم انسانی، می توان با مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی زمینه های اولیه را فراهم کرد و با توجه به تفاوت روش شناسی تحقیق در علوم انسانی با روش شناسی تحقیق در قرآن کریم، لازم است یک روش شناسی مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی برای ارتباط معرفتی میان این دو عرضه شود. برای رسیدن به این هدف، باید با توجه به روش شناسی متفاوت علوم انسانی موجود و مطالعات قرآنی، روش هایی که می توان به وسیله آن روش ها، ارتباط معرفتی میان داده های علوم انسانی موجود و داده های قرآنی ایجاد کرد، مورد بررسی قرار دهیم و در نهایت روش مطلوب عرضه شود. روش هایی همچون «کشف و استنباط»، «تایید و تکمیل»، «داوری و تهذیب»، «تکیه بر پیش فرض های قرآنی برای تاسیس علوم انسانی دینی»، «فرضیه انگاری تعالیم قرآن» و «تاثیر غیرمستقیم و عدم مداخله» و «تولید علوم انسانی با پشتوانه تعالیم بنیادی قرآن به مثابه مفروضات نظری» قابل عرضه است، اما هیچ یک از این روش ها کامل نبوده و از وجاهت لازم برخوردار نیست. بر این اساس این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، به این پرسش پاسخ خواهد داد که مرجعیت علمی قرآن در عرصه مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی با چه روشی امکان پذیر است؟ نتیجه و دستاورد این تحقیق، عرضه روشی مستدل و قابل قبول برای مطالعات میان رشته ای قرآن و علوم انسانی است.
کلید واژگان: روش شناسی, مرجعیت علمی قرآن, مطالعات میان رشته ای, علوم انسانیTo establish the authority of the Quran as a comprehensive and infallible source in the humanities, interdisciplinary studies between the Quran and the humanities can lay the initial groundwork. Given the differences in research methodology between the humanities and the Quran, it is necessary to develop a methodology for interdisciplinary studies that facilitates epistemic connections between the two fields. To achieve this goal, considering the differences between existing humanities methodologies and Quranic studies, it is necessary to examine the methods through which an epistemic connection can be established between the data of the humanities and Quranic knowledge, and ultimately, an appropriate methodology should be presented. Methods such as discovery and inference, confirmation and completion, evaluation and refinement, reliance on Quranic presuppositions for the establishment of Islamic humanities, hypothesis formation based on Quranic teachings, indirect influence and non-intervention, and the production of humanities knowledge with Quranic fundamental teachings as theoretical premises are among the proposed approaches. However, none of these methods are complete or possess the necessary validity. Accordingly, this article, using a descriptive-analytical method, seeks to answer the question: Through what methodology can the scientific authority of the Quran be established in interdisciplinary studies of the Quran and the humanities? The findings of this research present a well-reasoned and acceptable methodology for interdisciplinary studies of the Quran and the humanities.
Keywords: Methodology, Scientific Authority Of The Quran, Interdisciplinary Studies, Humanities -
مرجعیت علمی قرآن به معنای جهت دهی و راهبری علوم ساخت یافته بشری توسط قرآن، می تواند تحول عظیمی را در راستای تولید علم ایفا نماید که نتیجه آن تولید علم مفید بدون آسیب های جانبی در راستای برپا کردن تمدن اصیل اسلامی است. اما این پرسش وجود دارد که آیا روایات موید نظریه مرجعیت علمی قرآن هستند و آیا نگاه معصومین (ع) به آن مثبت است؟ نوشتار پیش رو با هدف بررسی ادله روایی مرجعیت علمی قرآن با روش توصیفی - تحلیلی سامان یافته است. در این نوشتار از راه شش دسته روایات (روایات جامعیت قرآن، روایات عرضه، روایات معیت قرآن با معصومین (ع)، روایات دال بر نور و هدایت بودن قرآن، روایات بیانگر تازگی قرآن در تمام زمان ها و روایات بیانگر نمونه های عینی از مرجعیت قرآن در کلام اهل بیت (ع)، مرجعیت علمی قرآن را اثبات کردیم
کلید واژگان: مرجعیت علمی, روایات عرضه, تبیان, معیت قرآن با اهل بیت^, جامعیتThe scientific authority of the Quran, meaning the guidance and direction of structured human sciences by the Quran, can play a significant role in the advancement of sciences, ultimately leading to the production of beneficial science free from harmful consequences and contributing to the establishment of an authentic Islamic civilization. However, the question arises as to whether narrations support the theory of the Quran’s scientific authority and whether the Fourteen Infallibles’ perspective on this matter is favorable. This study aims to examine the narrative evidence for the scientific authority of the Quran using a descriptive-analytical method. In this paper, we establish the Quran’s scientific authority based on six categories of narrations: narrations on the comprehensiveness of the Quran, narrations on presenting hadiths to the Quran (Hadith al-‘Ard), narrations on the Quran’s association with the Fourteen Infallibles, narrations indicating the Quran as a source of light and guidance, narrations affirming the Quran’s perpetual relevance throughout all times, and narrations providing concrete examples of the Quran’s authority in the statements of the Ahl al-Bayt (A).
Keywords: Scientific Authority, Hadith Al-‘Ard, Tibyan (Comprehensive Explanation), Association Of The Quran With Ahl Al-Bayt, Comprehensiveness -
مرجعیت علمی قرآن، از موضوع هایی است که در سده اخیر مورد توجه قرآن پژوهان قرار گرفته است. در مرجعیت علمی قرآن تلاش می شود یافته های علمی به عنوان ابزاری برای فهم بهتر آیات قرآن کریم مورد استفاده قرار گیرد؛ بنابراین در مرجعیت علمی قرآن به یافته های علمی، واژه شناسی و تفسیر نیاز است. مطالعه تحلیلی تفاسیر علمی نشان می دهد بهره گیری از واژه شناسی در مرجعیت علمی قرآن مانع از برداشت های نادرست علمی از آیات قرآن کریم شده و برخی شبهات مطرح شده در این زمینه را پاسخ می دهد. در این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی، با مراجعه به کتب تفسیری و لغوی، به نتایجی دست یافتیم؛ همچون توسعه معنای علمی آیه، شناخت ظرفیت ساختار صرفی واژگان به همراه معانی، حجیت بخشی به روایات علمی، درک ظرایف و دقایق آیات قرآن و اثبات شگفتی یا اعجاز علمی قرآن. این پژوهش، نقش مهم واژگان در معرفت زایی مرجعیت علمی را مشخص می کند و توانایی مفسر و ظرفیت های تفسیری را در تفسیر علمی افزایش می دهد و روش پرداختن به آنها را تبیین می کند. از نتایج پژوهش برمی آید که در تفاسیر علمی می توان از ساختار خاص نقش های واژگان بهره برد
کلید واژگان: قرآن کریم, تفسیر, مرجعیت علمی, واژه شناسیThe scientific authority of the Quran is a subject that has drawn the attention of Quranic scholars in recent centuries. In this context, scientific findings are used as a means to better understand the verses of the Holy Quran. Therefore, the scientific authority of the Quran necessitates engagement with scientific discoveries, lexicology, and interpretation. Analytical studies of scientific exegeses indicate that employing lexicology in this field prevents misinterpretations of Quranic verses and addresses certain existing doubts. This research, using a descriptive-analytical method and referencing exegetical and lexical sources, has reached several conclusions, including: expanding the scientific meaning of verses, recognizing the morphological structure of words along with their meanings, validating scientific narrations, comprehending the subtleties of Quranic verses, and demonstrating the Quran’s scientific marvels or miracles. The study highlights the crucial role of lexicology in the epistemological aspects of the scientific authority of the Quran, enhancing exegetical capabilities in scientific interpretation and clarifying appropriate methodological approaches. The findings suggest that scientific exegeses can benefit from the specialized structural roles of words
Keywords: The Holy Quran, Exegesis, Scientific Authority, Lexicology -
ولایت تکوینی یکی از مباحث مهم در میان اندیشمندان مسلمان و از باورهای اساسی شیعه است که براساس آن، خداوند در کنار ولایت تشریعی، بذاته دارای ولایت تکوینی نیز میباشد. اما اینکه انسان نیز میتواند دارای ولایت تکوینی باشد یا خیر، پرسش این تحقیق است که براساس نظر فلاسفه و متکلمین و بررسی دیدگاه آنها با استناد به قرآن و روایات به آن میپردازد. براساس یافته های تحقیق و بنابر دیدگاه فلاسفه و متکلمین که منبعث از آیات و روایات است، ولایت تکوینی انسان، نه فقط از حیث امکان وقوعی داری امتناع ذاتی نیست، بلکه ولایت تکوینی برخی از انسان ها که انبیا و ائمه در راس آنها می باشند، مورد وفاق اندیشمندان شیعه به ویژه فلاسفه و متکلمین بوده و منجر به شرک و غلو در حق اولیا الهی به ویژه ائمه اطهار نمی شود و درنتیجه با توحید روبوبی منافات ندارد؛ بنابراین جمهور شیعه با مراجعه به نصوص دینی معتقد است تصرف در تکوین، اولا و بالذات برای خداوند و ثانیا و بالعرض برای برخی بندگان صالح با اذن خداوند قابل اثبات است. این تحقیق با روش کتابخانه ای به جمع آوری داده ها پرداخته و با روش توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به پرسش اصلی تحقیق برآمده استکلید واژگان: ولایت, ولایت تکوینی, متکلمین, فلاسفه, نصوص دینی, قرآن, روایاتOntological guardianship is a significant topic among Muslim thinkers and a fundamental belief in Shi'a theology. According to this doctrine, alongside legislative guardianship, Allah inherently possesses ontological guardianship. However, the central question of this research is whether humans can also possess ontological guardianship. This study examines this issue by analyzing the perspectives of philosophers and theologians with reference to the Quran and hadith. The findings indicate that, based on the views of philosophers and theologians—derived from Quranic verses and hadith—there is no intrinsic impossibility (imtinā‘ dhātī) in the occurrence of ontological guardianship for humans. Furthermore, the ontological guardianship of certain individuals, particularly prophets and Imams, has been widely accepted among Shi'a scholars, especially philosophers and theologians. This concept does not lead to shirk (polytheism) or exaggeration (ghuluw) regarding divine figures, particularly the Imams, and thus does not contradict divine lordship. Accordingly, the majority of Shi'a scholars, by referring to religious texts, maintain that intervention in the natural order is primarily and essentially for God and secondarily and derivatively for certain righteous servants, granted by divine permission. This study employs a library-based research methodology to collect data and utilizes a descriptive-analytical approach to address its primary research question.Keywords: Guardianship, Ontological Guardianship, Theologians, Philosophers, Religious Texts, The Holy Quran, Hadith
-
قرآن کریم در مقابل مومنان واقعی از گروه هایی مانند مشرکان، کافران، اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان و مجوسیان)، منافقان و... نام می برد. یکی از این گروه ها که قرآن از آنها یاد می کند کسانی اند که «فی قلوبهم مرض» (بیماردلان) هستند. این عبارت در 11 آیه به کار رفته است که در 8 مورد همراه با موصول «الذین» است و 2 مورد بدون اسم موصول «الذین» است و در یک آیه به شکل «الذی فی قلبه مرض» آمده است. در بعضی از موارد، قرآن این گروه را در کنار منافقان به کار می برد و صفاتی را به هر دو گروه نسبت می دهد. همین کاربرد موجب شده که برخی مفسران، این گروه را همان منافقان بدانند، در حالی که این دو گروه در عین حال که اشتراکاتی دارند، از یکدیگر متفاوت هستند. عبارت «فی قلوبهم مرض» هم در سوره های مکی و هم در سوره های مدنی کاربرد دارد، اما بیشتر در سوره های مدنی دیده می شود. در این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته، مشخصه های دقیق بیماردلان براساس آیات قرآن و نظرات مفسران، شناسایی می شود، و نیز روشن می شود این گروه، گروهی جدا از منافقان هستند؛ اگرچه در برخی صفات با آن ها مشترک هستند، اما انگیزه و اهداف آن ها متفاوت است. در مورد این عبارت، سه دیدگاه در میان مفسران وجود دارد. یک. این عبارت به منافقان اشاره دارد وتعبیر دیگری از منافقان است؛ دو. این افراد جزء دسته منافقان هستند با این تفاوت که شدت نفاق میان آنها و منافقان متفاوت است؛ سه. این افراد منافق نیستند و در واقع مسلمانان ضعیف الایمان و سست ایمان هستند. دیدگاه راجح همین دیدگاه سوم است.
کلید واژگان: فی قلوبهم مرض, منافق, سست ایمان, مرض, زیغIn contrast to true believers, the Holy Quran mentions various groups such as polytheists, disbelievers, the People of the Book (Jews, Christians, and Magians), and hypocrites. Among these groups, the Quran refers to those described as having "fi qulubihim marad" (a disease in their hearts). This phrase appears in 11 verses—8 times with the relative pronoun "alladhina", twice without it, and once as "alladhi fi qalbihi marad". In some instances, the Quran places this group alongside the hypocrites and attributes similar traits to both. This usage has led some commentators to consider them identical to hypocrites. However, despite certain similarities, these two groups are distinct. The phrase "fi qulubihim marad" appears in both Meccan and Medinan surahs but is more frequently found in the latter. This descriptive-analytical study examines the precise characteristics of those referred to as "fi qulubihim marad", based on Quranic verses and the views of commentators. The study clarifies that this group is separate from the hypocrites, although they share some traits. However, their motives and objectives differ. Three main perspectives exist among Quranic commentators regarding this phrase: 1. It refers to hypocrites and is simply another expression for them. 2. These individuals belong to the category of hypocrites, but the severity of hypocrisy varies between them and full-fledged hypocrites. 3. These individuals are not hypocrites but rather weak in faith and wavering in their belief. The third view, which sees them as weak believers rather than hypocrites, appears to be the most substantiated.
Keywords: Fi Qulubihim Marad, Hypocrites, Weak Faith, Disease, Deviation -
تسلیم خدا بودن همراه با ایمان، وظیفه ای ضروری بر عهده همگان است. قرآن کریم به تسلیم بودن مومنان تا زمان مرگ سفارش موکد کرده است و بهترین آیین، در قرآن کریم، تسلیم توام با کارهای شایسته یاد شده است لذا بررسی آیات این حوزه ضروری می نماید. مضامین آیات از یک سو از بسترها و زمینه هایی سخن رانده است که سبب نیل انسان به تسلیم و طی درجات آن خواهد شد که عبارتند از: عقیده به توحید، ایمان، تقوا، توجه به نعم الهی و ارجاع امور به خداوند متعال و التفات به علم و حکمت خداوند و از سوی دیگر، لجاجت انسان و فریب شیطان را از موانع رسیدن به تسلیم برمی شمرد که می تواند آن را در دو گونه عوامل درونی و بیرونی احصا نمود. قرآن کریم پیامدهایی نیکویی را پس از نیل انسان به تسلیم برای او یادکرده است که عبارتند از: آرامش، توکل، بهره مندی از هدایت، رحمت و بشارت.
کلید واژگان: اطاعت, تسلیم, سلم, قرآن کریمSurrendering or Submission to God with faith is a necessary duty for everyone. The Holy Qur'an has emphasized the submission of believers until death, and the best ritual, in the Holy Qur'an, is submission combined with meritorious deeds, so it is necessary to examine the verses of this area. On the one hand, the themes of the verses talk about the foundations and contexts that will cause a person to surrender and go through its stages, which are: belief in monotheism, faith, piety, attention to divine blessings, referring matters to God Almighty, and attention to knowledge. And God's wisdom, on the other hand, he lists man's stubbornness and Satan's deception as obstacles to surrender, which can be counted in two types of internal and external factors. The Holy Qur'an has mentioned good consequences for a person after she submits, which are: peace, trust, benefit from guidance, mercy and good news
Keywords: Obedience, Submission, Salem, The Holy Qur'an -
نشریه مطالعات قرآنی، پیاپی 60 (زمستان 1403)، صص 166 -188
احسان انسان به حیوان همواره با چالش های نظری و عملی در گستره اخلاق و دین روبه رو بوده است. ایده منفعت گرایانه «انسان، آفریده برتر» که با نام «انسان متعالی» یا «اشرف مخلوقات» نیز شناخته شده است، همه کائنات را در راستای منافع انسان دانسته و بدین منظور تلاش نموده است تا مبانی اخلاقی و دینی به دست دهد. همین امر، انسان باورمند به اخلاق و دین را در فرایند تعامل با حیوانات در تنگنا قرار می دهد. نوشتار فرارو، با هدف برون رفت از چنین وضعیتی و غلبه بر چالش های نظری احسان به حیوانات و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، ضمن اذعان به ایده برابری آفریدگان، به این نتیجه رسیده است که احسان به حیوانات را می توان بر مبانی اخلاقی- فلسفی و مبانی دینی استوار نمود. حق حیات، اصل بی آزاری و عدالت سه مبنای مهم اخلاقی-فلسفی احسان به حیوانات است. ادراک و احساس حیوانات عنصری است که در هر سه مورد مزبور وجود داشته و می تواند مهم ترین مبنای اخلاقی- فلسفی احسان به حیوانات باشد. همچنین در تحلیل مبانی دینی به این نتیجه رسیده است که گو اینکه برای ایده انسان متعالی مستنداتی از قرآن آورده شده ولی استنادات مزبور قابل نقد بوده و آیات فراوانی وجود دارد که می تواند نظریه برابری تکوینی آفریدگان را در جایگاهی برتر بنشاند. در پایان به آیاتی از قرآن اشاره شده که به لزوم احسان به طور مطلق، حشر حیوانات، تاکید بر تدبر در آفرینش برخی حیوانات، سوگند به برخی حیوانات، وحی و الهام بر برخی حیوانات و مانند آن تاکید و تصریح نموده است.
کلید واژگان: قرآن, اخلاق, احسان به حیوان, انسان متعالی, برابری آفریدگان, حشر حیوانات, تشابه انسان و حیوانHuman kindness to animals has always faced theoretical and practical challenges in the field of ethics and religion. The utilitarian idea of "man, the superior creature" which is also known as "transcendent human being" or "noble creatures", considers the whole universe to be in line with the interests of man and for this purpose, he has tried to obtain moral and religious foundations. This puts a person who believes in ethics and religion in a dilemma in the process of interacting with animals. With the aim of getting out of such a situation and overcoming the theoretical challenges of benevolence to animals, and relying on the descriptive-analytical method, while acknowledging the idea of the equality of creatures, Ferraro's writing has come to the conclusion that benevolence to animals can be He established moral-philosophical and religious foundations. The right to life, the principle of non-harm and justice are the three important moral-philosophical foundations of kindness to animals. However, the perception and feeling of animals is an element that exists in all three mentioned cases and can be the most important moral-philosophical basis of benevolence to animals. Also, in the analysis of religious foundations, it has come to the conclusion that although there are documents from the Qur'an for the idea of a transcendent human being, the mentioned references can be criticized and there are many verses that can put the theory of the equality of creation in a superior position.
Keywords: Qur'an, Ethics, Kindness To Animals, The Supreme Human Being, Equality Of Creations, Crowding Of Animals, Similarities Between Humans, Animals -
نشریه مطالعات قرآنی، پیاپی 60 (زمستان 1403)، صص 105 -122
آشنایی زدایی یکی از وجوه رستاخیز واژگان بر مبنای زبانشناسی و از نظریه های نقد ادبی جدید است که در چارچوب مکتب فرمالیسم روسی در سال1917م مطرح شد. پژوهش های نقدی و ادبی معاصر به پدیده هنجارگریزی به عنوان یک مساله ی مهم در زیباشناسی متون ادبی توجه دارند و بر این باور هستند که هنجارگریزی به معنای خارج شدن سخن از ساختار معروف و شناخته شده خود است.ناگفته نماند که هنجارگریزی در ذیل مقوله سبک شناسی مورد بررسی قرار می گیرد و در اصل یکی از پدیده هایی است که در تشکیل سبک ادبی شاعران و نویسندگان تاثیر دارد؛ زیرا عنصری است که باعث برجسته شدن یک سبک ادبی و همچنین گیرایی آن می-شود و توجه خوانندگان را به متون مختلف جلب می کند. متن قرآن نیز به عنوان بالاترین متن همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. میزان کاربرد هنجارگریزی در آیات مختلف باعث شده که توجه خوانندگان به ساختار ظاهری آن نیز بیشتر شود و همین امر نگارندگان را بر آن داشت تا به بررسی سوره یوسف از منظر هنجارشکنی بپردازند. از نتایج مهم این پژوهش: هنجارگریزی در سوره یوسف در مقوله مجاز، تشبیه، استعاره و کنایه که چهار فن علم بیان هستند خود را نشان داده و باعث برجسته شدن ساختار ظاهری این سوره گردیده و همچنین معنای آن را برای خواننده ملموس تر ساخته است. در این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی به کاربست آشنایی زدایی ادبی و وجوه آن در سوره مبارکه یوسف پرداخته شده است تا ساختار و معنایی زیبایی شناختی این سوره بیش از پیش نمایان گردد.
کلید واژگان: قرآن کریم, آشنایی زدایی, سوره یوسف, ادبیDefamiliarization is one of the aspects of the resurrection of words based on linguistics and one of the theories of new literary criticism that was proposed in the framework of the school of Russian formalism in 1917. the phenomenon of deviation from norms is regarded as an essential issue in the aesthetics of literary texts. The reason lies in the fact that it enhances the literary style, thereby increasing its aesthetic appeal and captivating the readers' attention towards various texts. The holy Qur'an, being the most superior text, has always been the focal point for scholars. The use of deviation from the norm in distinct verses has caused readers to pay more attention to its external structure. This led the writers to scrutinize Surah Yusuf through a breaking norm lens. The present article employs a descriptive-analytical method and refers to library sources to examine the literary deviation from the norm in the Surah of Yusuf. The most significant achievement of this research is that deviation from the norm in Surah Yusuf in the permissible category, simile, metaphor, and irony, which are the four techniques of the science of expression, has shown itself and made the apparent structure of this Surah stand out and also made its meaning more concrete for the reader. In this literary survey, the use of literary defamiliarization and its aspects in Surah Mubarake Yusuf has been discussed with a descriptive-analytical method in order to reveal the aesthetic structure and meaning of this surah.
Keywords: Holy Quran, Defamiliarization, Surah Yusuf, Literary -
نشریه مطالعات قرآنی، پیاپی 60 (زمستان 1403)، صص 123 -148
بینامتنی رابطه دو لفظ و در مفهوم عمیق تر، رابطه میان دو یا چند متن با یکدیگر است. یکی از علل پرمحتوایی و غنای شعر فارسی بینامتنیت های قرآنی در شعر شاعران و نویسندگان است. از جمله این شاعران نامور، مرحوم ملا محسن فیض کاشانی است که از سرآمدان علم و فقاهت و تفسیر در دوره صفوی بوده است. در حقیقت می توان از فیض به عنوان دانشمندی نام برد که در عرصه های مختلف علمی صاحب سبک بوده است. در این نوشتار به دنبال میزان بینامتنیت ها و آمیختگی اشعار این فیلسوف بزرگ با قرآن کریم هستیم. ماحصل این پژوهش آن شد که فیض کاشانی کاشانی تاثیرپذیری های فراوانی از آیات قرآن داشته و دیوان شعر فیض در حقیقت تفسیری بر قرآن کریم و روایات است به گونه ای که در جای جای آثار وی اشارتی قرآنی وجود دارد. وی در بینامتنیت های قرآنی بیش از همه از شیوه ترجمه به آن هم به صورت واژگانی و گزارشی بهره و در تضمین ها هم بیشتر آیات مشهور و پرکاربرد را به کار برده است.
کلید واژگان: بینامتنیت, بینامتن قرآنی, ترجمه, قرآن کریم, فیض کاشانی.Intertextuality is the relationship between two words and in a deeper sense, the relationship between two or more texts. One of the reasons for the content and richness of Persian poetry is the Quranic intertextuality in the poetry of poets and writers. Among these famous poets is the late Mullah Mohsen Feyz Kashani, who was one of the leaders of science, jurisprudence and interpretation in the Safavid era. In fact, Faiz can be mentioned as a scientist who has style in various scientific fields. In this article, we are looking for the amount of intertextuality and the blending of the poems of this great philosopher with the Holy Quran. The result of this research was that Faiz Kashani Kashani had many influences from the verses of the Quran and Feyz's poetry is actually an interpretation of the Holy Quran and narrations in such a way that there are Quranic references everywhere in his works. In Quranic intertextuality, he has used most of all the method of translation in the form of lexical and reporting, and he has used most of the famous and widely used verses in guarantees.
Keywords: Intertextuality, Quranic Intertextuality, Translation, Holy Quran, Feyz Kashani -
نشریه مطالعات قرآنی، پیاپی 60 (زمستان 1403)، صص 149 -165
این مقاله باهدف تبیین و تحلیل روش فهم حقیقت هفت آسمان در قرآن انجام شده است و روش آن ازنظر هدف نظری ولی ازنظر نحوه گردآوری داده ها کتابخانه ای است. در این تحقیق ضمن اشاره به آیاتی که در باره هفت آسمان در قرآن وجود دارد و نیز بیان انواع روش های معرفت به این نتایج رسیده است که نخست اختلاف نظر مفسران در تفسیر هفت آسمان از اختلاف نوع بهره گیری آنان از داده های روش است؛ برخی داده های روش تجربی و برخی روش عقلی - شهودی را بکار بسته اند و هر یک هفت آسمان را به گونه ای دیگر تفسیر کرده اند دوم تنها راه شناخت هفت آسمان روش تجربی است و ازاین روی باید تفسیر درست هفت آسمان را از علم تجربی و فناوری های نوین سراغ گرفت و با گسترش و دقت ابزارهای این علم پرده ای از پرده های هفت آسمان کنار می رود و حقیقت آن آشکار می شود و ازاین روی یا مفسر باید خود در علم نجوم دستی بر آتش داشته باشد یا منتظر نتایج تحقیقات آن علم بماند.
کلید واژگان: قرآن, هفت آسمان, روش, روش تجربی, تفسیر, مفسران.This article aims to explain and analyze the method of understanding the truth of the seven heavens in the Qur'an, and its method is theoretical in terms of its purpose, but in terms of the method of collecting data, it is a library. In this research, while referring to the verses about the seven heavens in the Qur'an and also stating the types of knowledge methods, it has been concluded that the first difference of opinion among the commentators in the interpretation of the seven heavens is the difference in their use of method data; Some have used the data of the experimental method and some have used the intellectual-intuitive method and each of them has interpreted the seven heavens in a different way. Second, the only way to know the seven heavens is the experimental method, and therefore, the correct interpretation of the seven heavens should be found from experimental science and modern technologies, and with expansion and accuracy. The tools of this science will remove a curtain from the curtains of the seven heavens and its truth will be revealed, and therefore either the interpreter must have his hand on the fire in the science of astronomy or wait for the results of the research of that science.
Keywords: Qur'an, Seven Heavens, Method, Experimental Method, Interpretation, Commentators -
چکیدهفطرت به عنوان یکی از بنیان های انسان شناختی در معارف قرآنی متضمن امور ذاتی و سرشتی در انسان است و دانشمندان علوم اسلامی همواره سعی در تفسیر و تبیین آن داشته اند. آیت الله شاه آبادی از جمله اندیشمندان معاصری است که با تقریری نوین از فطرت گرایی انسان و منشا توحیدی آن، همه معارف اسلامی را مبتنی بر آن دانسته است. این مقاله که با روش تحلیلی، تفسیری و استنباطی به نگارش درآمده است در پی آنست که فطرت گرایی توحیدی را از منظر مفهوم شناسی بررسی کرده و ابعاد معنایی آن را برپایه دیدگاه آیت الله شاه آبادی بازخوانی نماید. براین اساس فطرت گرایی انسان اگرچه دارای جلوه های متعددی است که همه کنش ورزی های او را در بر می گیرد ولی در یک تفسیر وحدت گرایانه به یک ریشه باز می گردند. با اعتنا به این خاستگاه و نیز با توجه به لوازم و اقتضائات عقلی آن می توان سایر معارف اسلامی را با تکیه بر آن بنا نموده و تبیین جامعی از آن ها ارائه نمودواژه های کلیدیفطرت، فطرت گرایی توحیدی، آیت الله شاه آبادی
کلید واژگان: آیت الله شاه آبادی, فطرت, فطرت گرایی توحیدیTemperament as one of the foundations of anthropology in Quranic teachings, includes the inherent and nature of human beings, and Islamic scientists have always tried to interpret and explain it. Ayatollah Shahabadi is one of the contemporary thinkers who, with a new interpretation of human nature and its monotheistic origin, considered all Islamic teachings based on it. This article, which has been written with an analytical, interpretive and inferential method, seeks to examine monotheistic naturalism from a conceptual perspective and reread its semantic dimensions based on Ayatollah Shahabadi's point of view. Therefore, although human naturalism has many manifestations that include all of his actions, they return to one root in a unitary interpretation. By paying attention to this origin and considering its intellectual requirements, other Islamic teachings can be built based on it and a comprehensive explanation of them can be provided.
Keywords: Temperament, Monotheistic Naturalism, Ayatollah Shahabadi -
نظم آهنگ آیات با چگونگی چینش حروف در کلمات، جایگاه کلمات در آیات، حرکات و میزان کشش اصوات و نیز معنا و فحوای آیات در ارتباط است. این نظم آهنگ در جزء سی قرآن کریم بسیار مشهود است و علما و مفسرین بسیاری از جمله سید قطب و آیت الله طالقانی در راستای تفسیرآیات و سور از آن بهره جسته اند. این پژوهش که مبتنی بر روش تحلیلی توصیفی نگاشته شده است، تلاش دارد تا با تکیه جزء سی ام قرآن کریم و بررسی تطبیقی بین تفسیر فی ظلال القرآن و پرتوی از قرآن به روش شناسی تحلیل نظم آهنگ از منظر این دو مفسر بپردازد. نتایج این واکاوی نشان می دهد شیوه سید قطب در تفسیر فی ظلال القرآن در بیان نظم آهنگ کلمات و آیات، براساس شیوه قدما و سلیقه ای بوده است و در غالب موارد بر اساس قاعده و ضابطه خاصی نظم آهنگ آیات و سور را تحلیل نکرده است؛ اما آیت الله طالقانی در تفسیر پرتویی از قرآن کریم، چارچوب قاعده مندتری داشته است و در انتهای هر سوره به تحلیل نظم آهنگ تک واژها، عبارات و سور پرداخته است.
کلید واژگان: نظم آهنگ, سید قطب, آیت الله طالقانی, فی ظلال القرآن, پرتویی از قرآن.The rhythme of the verses is related with the arrangement of the letters in the words, place of the words, the movements and the degree of tension of the sounds as well as the meaning of the verses.This rhyme is very evident in chapter thirty of the Holy Quran.Many scholars and commentators including Sayyid Qutb and Taleghani have tried to use it to interpret verses and surahs.This research used a descriptive analytical method to analyze the methodology of the rhythm of the song on basis of 30th chapter of the Holy Qur'an and a comparative study between the Fi Zilal al-Quran and Partovi az Quran from the point of view of these two interpretators.The results of this study indicated that Seyyed Qutb's method of interpretaion and expression of rhythmic order in words and verses in his book, Fi Zilal al-Quran, was a traditional method and in most cases, it has not been analyzed based on specific rules and techniques which shows that the interpretations were based on his interest and personal opinions.However, Ayatollah Taleghani has proposed a more systematic framework in his interpretation of the Holy Qur'an, at the end of each surah,he has analyzed the rhythmic order of single words, phrases and surahs.
Keywords: Rhythm, Seyed Qutb, Taleghani, Fi Zilal Al-Quran, Partovi Az Quran
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.