جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "social justice" در نشریات گروه "علوم قرآن و حدیث"
تکرار جستجوی کلیدواژه «social justice» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
من خلال التامل فی آیات القرآن الکریم، یمکن استنتاج ان الکلام الإلهی حول العداله یتجاوز حدود التوصیه والحث علی العدل. ففی کثیر من المواضع، یعرض القرآن خصائص وممیزات النظام الاجتماعی القائم علی العدل. بناء علی ذلک، تهدف هذه الدراسه إلی توضیح ملامح النظام الاجتماعی العادل کما هو وارد فی الآیات المکیه. والسوال الرئیس هو: ما هی العناصر التی یقوم علیها العیش الاجتماعی العادل فی الآیات المکیه من القرآن الکریم؟ بالرجوع إلی النص القرآنی والتفاسیر السیاسیه والاجتماعیه المعتبره، وباستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، توصلت الدراسه إلی ان ملامح المجتمع العادل التی رسمها الله سبحانه وتعالی للمسلمین قبل الهجره إلی المدینه وتاسیس الدوله الإسلامیه، هی مجتمع خال من الفقر والجوع، ومن التکاثر وتکدیس الثروات، والاحتکار فی وسائل الإنتاج، والتطفیف ونقص المکیال والمیزان، وبعید عن التعاملات الربویه. المجتمع المثالی العادل الذی یفترض ان یوسسه النبی| بمساعده المسلمین فی یثرب، یتمیز اولا بانه خال من الفقر والجوع، بحیث یتمتع جمیع افراده بالحد الادنی من متطلبات الحیاه. لذلک، شرعت احکام مثل إطعام المساکین والصدقات والزکاه لتحقیق هذا المجتمع، والزمت المسلمین بهذه القوانین. یعتمد النظام المالی لهذا المجتمع المثالی علی مبدا توزیع الثروات وتفتیتها، بحیث لا یوجد فیه اکتناز المال والتکاثر وتکدیس راس المال الراکد. کما ان الادوات والوسائل الضروریه للحیاه التی یجب ان تکون متاحه للجمیع وفی متناولهم لا تخضع فی هذا المجتمع لاحتکار الاغنیاء، بل تستخدم لصالح العامه. کذلک، یخلو هذا المجتمع من التطفیف والبخس، وهما شکلان من اشکال الفساد الاقتصادی، وتراعی حقوق الآخرین فی هذا الجانب، کما ان إعاده توزیع الثروه لا تتم من خلال التعاملات الربویه والاستغلالیه، بل عبر الواجبات المالیه مثل «الحق المعلوم» و«الزکاه». إن مثل هذا المجتمع العادل یمکن ان یکون نموذجا دینیا مثالیا لتحقیق هدف العداله الاجتماعیه.کلید واژگان: العداله الاجتماعیه, عدم المساواه, السور المکیه, التفسیر السیاسی الاجتماعی, الاقتصاد الإسلامیThrough reflection on the verses of the Quran, it becomes evident that the divine discourse on justice goes beyond mere recommendations or exhortations for justice. It also delineates the attributes and characteristics of a social system founded on justice. Accordingly, the objective of the present study is to elucidate the vision of a just social order as depicted in the Meccan verses of the Quran. The central question is: What components underpin a just social life as portrayed in the Meccan verses of the Quran? By examining the Quranic text and authoritative socio-political exegeses, and employing a descriptive-analytical method, the study finds that the vision of a just society, as outlined by God for Muslims prior to their migration to Medina and the establishment of an Islamic state, is a society free from poverty and hunger, hoarding of wealth, monopolization of production tools, fraud in transactions, and usurious practices. This ideal just society, which the Prophet and the Muslim community were tasked with establishing in Yathrib, is characterized first and foremost by the elimination of poverty and hunger, ensuring that all individuals have access to basic life necessities. To realize such a society, rulings such as feeding the poor, almsgiving, and zakat were legislated, binding Muslims to these principles. The financial system of this ideal society is based on the equitable distribution of wealth and resources, rejecting the accumulation of stagnant capital and excessive hoarding. The tools and means essential for life are not monopolized by the wealthy but are made accessible to all for the benefit of the broader community. This society is free from economic corruption such as fraudulent practices in trade and ensures respect for the rights of others in economic transactions. Redistribution of wealth occurs not through exploitative or usurious practices but through obligatory financial duties such as “prescribed rights” (hāqq maʿlūm) and zakat. Such a just society serves as a desirable religious model for achieving the ideal of social justice.Keywords: Social Justice, Inequality, Meccan Chapters (Surahs), Socio-Political Exegeses Of The Quran, Islamic Economics
-
عدالت اجتماعی یکی از مسائل جوامع بشری است. این مسئله در قرآن کریم به عنوان یکی از اساسی ترین رسالت های پیامبران الهی مطرح شده است. از این رو همواره مورد توجه مصلحان اجتماعی به خصوص اندیشمندان مسلمان از فرق و مذاهب اسلامی بوده است. شناخت دقیق این اندیشه از دیدگاه مفسران شیعه و اهل سنت ظرفیت هر یک از این مذاهب در توجه به این مسئله را روشن می کند. پژوهش حاضر با شیوه توصیفی تحلیلی به مطالعه و بررسی تفسیری دیدگاه علامه طباطبایی و سید قطب در تفسیر المیزان و فی ظلال القرآن پرداخته است و به این نتیجه رسیده است که عدالت اجتماعی از دیدگاه علامه طباطبایی مبنای سلامت اجتماعی است. سید قطب نیز عدالت اجتماعی را از نیازهای فطری بشری می داند که بر مبنای سه اصل: آزادی انسان، مساوات انسانی و تکافل به معنای تعاون و همگرایی اجتماعی بنا شده است.
کلید واژگان: عدالت اجتماعی, سلامت اجتماعی, تفسیر المیزان, تفسیر فی ظلال القرآنSocial justice is one of the issues of human societies. This issue has been raised in the Holy Quran as one of the most essential missions of God's prophets. Therefore, it has always been the focus of social reformers, especially Muslim thinkers from different Islamic sects. A precise understanding of this thought from the point of view of Shia and Sunni commentators will clarify the capacity of each of these denominations to pay attention to this issue. The present research has studied and examined the interpretation of Allameh Tabatabayi and Seyyed Qutb's views in al-Mizan and Fi Zilali al-Qur'an with a descriptive-analytical method and has come to the conclusion that social justice is the basis of social health from Allameh Tabatabayi's point of view. Seyyed Qutb also considers social justice to be one of the innate human needs, which is based on three principles: human freedom, human equality, and takafol, which means cooperation and social integration.
Keywords: Social Justice, Social Health, Al-Mizan, Fi Zilali Al-Qur'an -
این مقاله به بررسی نقش معرفت وحیانی در شکل گیری و هدایت نظام های اجتماعی اسلامی از دیدگاه فارابی می پردازد. فارابی، به عنوان یکی از برجسته ترین فلاسفه اسلامی، بر اهمیت وحی به عنوان منبع اصلی هدایت جامعه تاکید دارد و تلاش می کند تا رابطه ای هم افزا بین معرفت وحیانی و عقلانی برقرار کند. او در نظریه «مدینه فاضله» خود، معرفت وحیانی را به عنوان منبعی الهی برای هدایت جامعه به سوی عدالت، همبستگی اجتماعی، و سعادت معرفی می کند. این مقاله با تحلیل تفکرات فارابی در باب نظام های اجتماعی، تاثیرات معرفت وحیانی بر مولفه های اصلی جامعه اسلامی را مورد بررسی قرار می دهد. همچنین به نمونه های تاریخی از پیاده سازی اصول وحیانی در دوران خلافت اسلامی اشاره شده و تطبیقی میان نظام های اجتماعی اسلامی و غیر اسلامی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که فارابی معرفت وحیانی را به عنوان منبعی ضروری برای شکل گیری قوانین و ساختارهای اجتماعی می داند و معتقد است که رهبران جامعه باید از این نوع معرفت برخوردار باشند تا جامعه را به سوی کمال هدایت کنند. در عین حال، او بر اهمیت ترکیب معرفت وحیانی با عقلانیت انسانی تاکید می کند. این مطالعه همچنین پیشنهاداتی برای پژوهش های آینده درباره نقش معرفت وحیانی در جوامع معاصر ارائه می دهد و تاثیرات آن بر ساختارهای اجتماعی و سیاسی جوامع اسلامی را بررسی می کند.
کلید واژگان: فارابی, معرفت وحیانی, نظام های اجتماعی اسلامی, مدینه فاضله, عدالت اجتماعی, فلسفه اسلامی, عقلانیت, همبستگی اجتماعیThis article explores the role of revealed knowledge in the formation and guidance of Islamic social systems from the perspective of Al-Farabi. As one of the most prominent Islamic philosophers, Al-Farabi emphasizes the importance of revelation as the primary source of societal guidance and seeks to establish a synergistic relationship between revealed and rational knowledge. In his theory of the "Virtuous City," he presents revealed knowledge as a divine source for directing society towards justice, social cohesion, and happiness. This study analyzes Al-Farabi’s thoughts on social systems, examining the impacts of revealed knowledge on the key components of Islamic society. It also references historical examples of implementing revealed principles during the Islamic Caliphate and provides a comparative analysis of Islamic and non-Islamic social systems. The findings indicate that Al-Farabi regards revealed knowledge as essential for the establishment of laws and social structures and believes that community leaders must possess this knowledge to effectively guide society towards perfection. Simultaneously, he underscores the importance of integrating revealed knowledge with human rationality. This study further offers suggestions for future research on the role of revealed knowledge in contemporary societies and investigates its impacts on the social and political structures of Islamic communities.
Keywords: Al-Farabi, Revealed Knowledge, Islamic Social Systems, Virtuous City, Social Justice, Islamic Philosophy, Rationality, Social Cohesion -
این مقاله به بررسی نقش بصیرت در فقه سیاسی اسلامی و مقایسه آن با نظام های حکومتی غربی می پردازد. بصیرت به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در اندیشه اسلامی، به درک عمیق از مسائل دینی، اجتماعی و سیاسی اشاره دارد که برای رهبران اسلامی حیاتی است. این مفهوم بر پایه اصولی چون تقوا، عدالت و شناخت صحیح از شرایط جامعه استوار است. در مقابل، نظام های حکومتی غربی عمدتا بر اساس دموکراسی و لیبرالیسم بنا شده اند که بر حقوق بشر و آزادی های فردی تاکید دارند. مقاله نشان می دهد که هرچند هر دو نظام به دنبال برقراری عدالت اجتماعی و حفظ حقوق مردم هستند، تفاوت های اساسی در نحوه تصمیم گیری و ویژگی های رهبران وجود دارد. در نظام های اسلامی، بصیرت به عنوان یک ویژگی اخلاقی و فردی برای رهبران مطرح است، در حالی که در نظام های غربی، تاکید بیشتر بر ساختارهای نهادی و قانونی است. این پژوهش همچنین چالش ها و فرصت های ناشی از تطبیق بصیرت با اصول حاکم بر نظام های غربی را بررسی کرده و به این نتیجه می رسد که بصیرت می تواند تاثیر مثبتی بر نظام های حکومتی مدرن داشته باشد، به شرط آنکه به درستی و با درک صحیح از هر دو نظام به کار گرفته شود. در نهایت، مقاله پیشنهاداتی برای پژوهش های آینده و تاثیرات احتمالی بصیرت در فقه سیاسی اسلامی بر نظام های حکومتی معاصر ارائه می دهد.
کلید واژگان: بصیرت, فقه سیاسی اسلامی, نظام های حکومتی غربی, دموکراسی, لیبرالیسم, عدالت اجتماعیThis article examines the role of insight (basirat) in Islamic political jurisprudence and compares it with Western governance systems. Insight, as a key concept in Islamic thought, refers to a profound understanding of religious, social, and political issues, which is vital for Islamic leaders. This concept is based on principles such as piety, justice, and an accurate understanding of societal conditions. In contrast, Western governance systems are predominantly founded on democracy and liberalism, emphasizing human rights and individual freedoms. The paper demonstrates that while both systems aim to establish social justice and uphold the rights of people, there are fundamental differences in decision-making processes and the characteristics of leaders. In Islamic systems, insight is presented as a moral and individual attribute essential for leaders, whereas in Western systems, there is a greater emphasis on institutional and legal structures. This research also explores the challenges and opportunities arising from the adaptation of insight to the principles governing Western systems, concluding that insight can positively influence modern governance systems, provided it is correctly understood and applied within the context of both systems. Finally, the article offers suggestions for future research and potential impacts of insight in Islamic political jurisprudence on contemporary governance structures.
Keywords: Insight, Islamic Political Jurisprudence, Western Governance Systems, Democracy, Liberalism, Social Justice -
این مقاله به بررسی تطبیقی مفاهیم عدالت و مساوات در فقه اسلامی و نظام های حقوقی بین المللی می پردازد. عدالت و مساوات به عنوان اصول بنیادین در هر دو نظام حقوقی مطرح هستند، اما تفاوت هایی در تعریف، مبانی فلسفی و روش های اجرایی آن ها وجود دارد. در فقه اسلامی، عدالت به عنوان یک اصل اخلاقی و دینی بر پایه آموزه های قرآنی و سنت نبوی بنا شده و در تمامی جوانب زندگی فردی و اجتماعی تاثیرگذار است. مساوات نیز در این نظام به معنای توزیع منصفانه حقوق و تکالیف بر اساس توانایی ها و شرایط افراد است. در مقابل، نظام های حقوقی بین المللی عدالت و مساوات را به عنوان اصول حقوقی و اجتماعی تعریف می کنند که هدف آن ها تضمین حقوق بشر و برابری حقوقی برای همه افراد، بدون تبعیض بر اساس جنسیت، نژاد یا مذهب است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که همگرایی و واگرایی هایی در مفاهیم عدالت و مساوات در دو نظام وجود دارد. برای توسعه و بهبود نظام های حقوقی، پیشنهاد می شود که با بازنگری در تفاسیر سنتی، تقویت گفت وگوی بین المللی، تاکید بر حقوق بشر اسلامی، توسعه آموزش حقوقی و انجام تحقیقات میان رشته ای، زمینه های نزدیکی بیشتر این مفاهیم فراهم شود. این امر می تواند به ایجاد تعامل سازنده بین نظام های حقوقی و بهبود وضعیت عدالت و مساوات در جوامع منجر شود.
کلید واژگان: عدالت, مساوات, فقه اسلامی, نظام های حقوقی بین المللی, حقوق بشر, عدالت توزیعی, تطبیقی, حقوق زنان, حقوق اقلیت ها, عدالت اجتماعیThis article conducts a comparative examination of the concepts of justice and equality in Islamic jurisprudence and international legal systems. Justice and equality are fundamental principles in both legal systems, yet differences exist in their definitions, philosophical foundations, and methods of implementation. In Islamic jurisprudence, justice is established as a moral and religious principle based on Quranic teachings and the Prophet's tradition, influencing all aspects of individual and social life. Equality in this system means the fair distribution of rights and duties based on individuals' abilities and circumstances. Conversely, international legal systems define justice and equality as legal and social principles aiming to guarantee human rights and legal equality for all individuals, without discrimination based on gender, race, or religion. The findings of this research indicate convergences and divergences in the concepts of justice and equality within the two systems. To develop and improve legal systems, it is suggested that revising traditional interpretations, strengthening international dialogue, emphasizing Islamic human rights, enhancing legal education, and conducting interdisciplinary research can foster greater proximity of these concepts. This can lead to constructive interaction between legal systems and improve the state of justice and equality in societies.
Keywords: Justice, Equality, Islamic Jurisprudence, International Legal Systems, Human Rights, Distributive Justice, Comparative Study, Women's Rights, Minority Rights, Social Justice -
موضوع عدالت از مهم ترین مفاهیم مطرح در حوزه مسائل اعتقادی و اجتماعی است. بررسی ها نشان می دهد در آیات قرآن کریم و احادیث اهل بیت(ع)، در مورد عدالت، بویژه عدالت اجتماعی مباحث مهمی مطرح شده که از جمله آنها توجه به مسئله حقوق قراردادها فیمابین افراد می باشد. به دلیل اهمیت این موضوع در حوزه حقوق مدنی و کیفری، این پژوهش قصد دارد به مثابه یک مطالعه میان رشته ای، جایگاه عدالت اجتماعی در حقوق قراردادها از منظر آیات قرآن کریم و احادیث اهل بیت(ع) را بررسی کرده و از منظر نصوص دینی، برخی ابهامات حقوقی را حل نماید. روش این پژوش بر اساس تحلیل اسنادی و متون کتابخانه ای بوده و یافته های تحقیق نشان می دهد در حقوق اسلامی بر موازنه حقوق طرفین در عقد معاوضی تاکید بسیار شده است، به گونه ای که اگر این موازنه مخدوش گردد، به وسیله سایر اصول حقوقی جبران می گردد. این نظریه که در حقوق ایران با استناد به قاعده تلف مبیع قبل از قبض و خیارات قانونی متعدد مطرح شده است، نشان دهنده تاکید نصوص دینی بر صیانت از موازنه حقوق طرفین عقد معاوضی است که مستندات قرآنی و روایی آن به همراه نظرات فقها و حقوق دانان در مقاله بیان شده است.کلید واژگان: آیات الاحکام, عدالت اجتماعی, حقوق قراردادها, عقد معاوضی.The issue of justice has always been a subject of discussion and is one of the most important concepts in the social yard. In contract law, the issue of justice is also very important. Examining Islamic texts shows that Islamic traditions and sources contain many words about social justice. The purpose of this research is to analyze social justice in contract law with an emphasis on the Quran and Islamic principles. The method of this research was based on document analysis and library texts. From the point of view of the philosophy of law, justice means providing the exact amount of each person's rights and it is achieved without the interference of individuals. From a more practical point of view, it can be said that it is necessary to balance the rights of the parties in the exchange contract, and if this balance is disturbed, it should be compensated by other legal principles. This theory is acceptable in Iranian law based on the rule of loss of sale before receipt and legal options, and it is obvious that the acceptance of this theory is a kind of protection of the balance of the rights of the parties to the exchange contract, which is hard to find among legal schools and thinkers in this field today. is attention In Islamic texts, there is respect for justice in the verses of the Holy Qur'an (Maedah: 8) and the standard and measure of jurisprudence is set in the chain of causes of justice, and business jurisprudence is no exception to this rule, and even justice has a place beyond a jurisprudence rule It can be assumed.Keywords: Ayat Al-Ahkam, Social Justice, Contract Law, Contract Of Exchange
-
اسلام دینی اجتماعی است و دستیابی به اهداف حاکمیت دینی در جامعه، در گرو پیاده سازی و برپایی مقولاتی چون عدالت اجتماعی است که از آموزه های مهم در سیره اولیای دین است. سیره حکومتی امام علی (ع) به مثابه منشور حاکمیت دینی، تصویر روشنی از کارکرد و نقش عدالت اجتماعی ارائه را می کند. از این رو در نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تحلیل گفتمان به بررسی عدالت اجتماعی در سیره علوی (ع) با تاکید بر آموزه های قرآن پرداخته شد و این نتیجه حاصل آمد که احیای حق و اماته باطل، اقامه قسط و پرهیز از ظلم و جور، دال های مرکزی گفتمان عدالت را شکل می دهند. بخشی از گفتمان عدالت در بردارنده کنش هایی در قالب امر و نهی است که گفته یابان را به انجام کنش موردنظر سوق می دهد که متناسب با نظام گفتمانی برنامه مدار و القایی است. در تکمیل این گفتمان، فشاره های تنشی و عاطفی، نقش آفرین است. در این سطح از گفتمان با بیان نتایج مترتب بر اجرای عدالت و یا عدم اجرای آن و نیز ذکر محاسن عدالت، کنش گر به انجام کنش های مربوطه در سطح گفتمان هوشمند که نوعی از دستور و القا را در بر دارد، نزدیک می شود. بخشی از گفتمان نیز شامل نظام گفتمانی مرام مدار است. ابزار اجرای عدالت در این سطح، از تنظیم قوانین اجتماعی و حقوقی فراتر رفته و یک ضامن درونی کنشگران را به انجام کنش عادلانه سوق می دهد. این سطوح همه متاثر از پذیرش اصل عدل در نظام تکوین و جعل الهی است که حوزه گفتمان رخدادی از نوع مشیت الهی است.
کلید واژگان: عدالت اجتماعی, تحلیل گفتمان, سیره امام علی, قرآن کریمIslam is a social religion, and achieving the goals of religious governance in society depends on the implementation and establishment of categories such as social justice, which is one of the important teachings in the life of religious leaders. Imam Ali's (a.s.) government policy, as a charter of religious governance, presents a clear picture of the function and role of social justice. Therefore, in the present article, with a descriptive and analytical method and a discourse analysis approach, social justice was investigated in the Alavi (peace be upon him) way of life with an emphasis on the teachings of the Qur'an, and the result was that the revival of the right and the wrong, the establishment of the qasta and the avoidance of oppression. A part of the discourse of justice includes actions in the form of commands and prohibitions that lead the speakers to perform the desired action, which is in accordance with the programmatic and inductive discourse system. In completing this discourse, tension and emotional pressures play a role. At this level of discourse, by expressing the results of the implementation of justice or its non-implementation, as well as mentioning the virtues of justice, the actor comes close to performing the relevant actions at the level of intelligent discourse, which includes a kind of command and induction. Part of the discourse also includes the moral discourse system. The means of implementing justice at this level goes beyond the regulation of social and legal laws and an internal guarantor leads the actors to perform just actions. These levels are all affected by the acceptance of the principle of justice in the system of creation and divine forgery, which is the field of discourse of events of the type of divine providence.
Keywords: Social Justice, Discourse Analysis, Biography Of Imam Ali, Holy Quran -
عمق پایان ناپذیر آموزه های قرآن سبب شده است که همواره با تامل در آیات و واژگان آن، دریافت بدیعی از این کتاب آسمانی حاصل شود. در این نوشتار با بررسی اقوال تفسیری در مورد واژه «میزان» ذیل آیه 25 سوره حدید، یک دیدگاه تفسیری، به مثابه مصداق ارجح مطرح گردید. مفسران در تفسیر این واژه نظریات متفاوتی بیان کرده اند که عبارتند از: ترازوی سنجش کالا، عدل، امام، حق، دین و عقل.نتایج پژوهش پس از تحلیل تفسیری آیه نشان می دهد که عقل نه تنها یکی از بهترین مصادیق تفسیری برای واژه «میزان» است، بلکه معیار تشخیص میزان بودن دیگر نظریات تفسیری نیز به شرط پذیرش تنها به وسیله عقل صورت می گیرد. تتبع متون دینی و آموزه های آن نیز موید این دیدگاه تفسیری قرار گرفت. تبیین و تایید جایگاه عقل در منظومه دین و نقش منحصر به فرد آن در اصول و فروع احکام از دیگر دستاوردهای این پژوهش است. با توجه به اینکه از منظر تعدادی مفسران آیه ی 25 سوره حدید بیانگر رسالت انبیاء در برقرای عدالت اجتماعی است، تفسیر میزان به عقل، منجر به تبیین نقش خاص آن در به دست آوردن این آرمان بشر خواهد شد. زیرا یکی از کاربردهای عقل تطبیق آموزه های وحی با مقتضیات زمان است. به عبارت دیگر به نظر می رسد برقراری عدالت اجتماعی بدون ابزار عقل، در کنار بینه و کتاب امکان پذیر نیست.
کلید واژگان: میزان, عدالت اجتماعی, آیه 25 حدید, عقلThe never-ending depth of the teachings of the Qur'an has caused that by always reflecting on its verses and words, a unique understanding of this divine book can be obtained. In this article, by examining the commentaries on the word "Measure" under verse 25 of Surah Hadid, an interpretative point of view was proposed as a preferable example. The commentators have expressed different theories in the interpretation of this word, which are: scales for measuring goods, justice, imam, right, religion and reason.The results of the research after the interpretative analysis of the verse show that reason is not only one of the best interpretive examples for the word "measure", but also the criterion for recognizing the extent of other interpretive theories - provided it is accepted - is done only by means of reason. Following religious texts and their teachings also confirmed this interpretative view. Clarifying and confirming the place of reason in the religious system and its unique role in the principles and branches of rulings is another achievement of this research. Considering that from the point of view of a number of commentators, verse 25 of Surah Hadid expresses the mission of the prophets in establishing social justice, the interpretation of measure with reason will lead to the explanation of its special role in achieving this human ideal. Because one of the uses of reason is to adapt the teachings of revelation to the requirements of the time
Keywords: Level, Social Justice, Hadid Verse 25, Intellect -
مفهوم شهر هوشمند به عنوان یک پدیده جدید در حکمرانی شهری به مجموعه ای از فناوری ها و راهکارهای نوین اشاره دارد که به منظور بهبود کیفیت زندگی شهروندان و مدیریت بهینه منابع شهری به کار می روند. در عصر حاضر، اعمال و اجرای شیوههای جدید مدیریت شهری، تنها با استفاده از فناوریهای نوین امکانپذیر است که نتیجه آن گسترش شهرهای هوشمند است. در یک شهر هوشمند، شهروندان نه تنها به عنوان مصرف کنندگان خدمات، بلکه به عنوان مشارکت کنندگان فعال در فرآیندهای تصمیم گیری و برنامه ریزی شهری شناخته می شوند. این تغییر رویکرد و پیوند شهر هوشمند و شهروند هوشمند به این مسئله منجر شده است که شهر هوشمند چه الزاماتی دارد و شهروند هوشمند از چه حقوق و تکالیفی برخوردار است. با توجه به پیشرفت و توسعه روزافزون فناوریهای مختلف و پدیدار شدن شهر هوشمند، هدف این مقاله این است که ضمن بررسی شهر هوشمند و شرایط زیست شهروندان در چنین شهری، الزامات شهر هوشمند و تکالیف شهروندان هوشمند را مطالعه کند. ازنظر روش شناسی، این مقاله به روش اسنادی و توصیفی تحلیلی درصدد است ضمن بررسی ویژگیها و الزامات شهر هوشمند و تعریف شهروند هوشمند، حقوق شهروندی در شهر هوشمند را بررسی کرده و به این سوال پاسخ دهد که شهر هوشمند چه الزاماتی دارد و شهروند هوشمند چه تکالیفی دارد. تحقق مولفه های مربوط به حقوق شهروندی در فرآیند ایجاد و توسعه شهرهای هوشمند نیازمند تعامل دولت با سرمایهگذاران شهرهای هوشمند است. در این خصوص اولویت در بهرهگیری از ابزارهای هوشمند و الکترونیک برای رفع مشکلات مردم در حوزه های مختلف و فراهم کردن زمینه های مشارکت بیشتر و بهتر مردم است تا حقوق مردم در حوزه هایی نظیر دسترسی آزاد به اطلاعات و آزادی بیان رعایت شود. در شهر هوشمند حقوق فردی مطرح نیست و گسترهای از حقوق اجتماعی باید مدنظر قرار گیرد. نتیجه این اقدام فراهم شدن مشارکت مردم در اداره شهرهای هوشمند است که درواقع تحقق عدالت اجتماعی را در پی دارد. ازاین رو، تکلیف اصلی در رعایت حقوق شهروندی در شهر هوشمند بر عهده سیاستگذاران حاکمیتی و سرمایهگذاران است تا بتوانند زمینه و امکان تحقق عدالت اجتماعی و مشارکت گسترده شهروندان را فراهم نمایند.کلید واژگان: شهر هوشمند, شهروند هوشمند, حقوق شهروندی, عدالت اجتماعیThe concept of “smart city” as a new phenomenon in urban governance refers to a set of new technologies and solutions that are used to improve the quality of the citizens’ life and the optimal management of urban resources. In the present era, the application and implementation of new urban management methods is only possible by using new technologies, which results in the expansion of smart cities. In a smart city, the citizens are recognized not only as the consumers of services, but also as the active participants in urban decision-making and planning processes. This change in approach and the synthesis of smart city and smart citizen has fostered two issues; the requirements of a smart city and the rights and duties of smart citizens. Given the increasing progress and development of various technologies and the emergence of smart city, the objective of this article is to study the requirements of smart city and the duties of smart citizens while examining the smart city and the living conditions of citizens in such a city. In terms of methodology, this article uses a documentary and analytical-descriptive method and seeks to examine the characteristics and requirements of a smart city and the definition of smart citizens, as well as examines the rights of citizens in a smart city in order to answer this question; what are the requirements of a smart city and what are the duties of smart citizens. The realization of the components related to citizenship rights in the process of creating and developing smart cities requires the interaction of the government with investors in smart cities. In this regard, the priority is to use smart and electronic tools to solve people's problems in various areas and to provide more and better opportunities for people to participate so that people's rights in areas such as free access to information and freedom of expression are respected. In a smart city, individual rights are not considered and a range of social rights must be considered. The result of this action is to provide people's participation in the administration of smart cities, which in fact entails the realization of social justice. Therefore, the main task in observing citizenship rights in a smart city is the responsibility of government policymakers and investors so that they can provide the basis and possibility for the realization of social justice and broad participation of citizens.Keywords: Smart City, Smart Citizen, Citizen Rights, Social Justice
-
نشریه سیاست متعالیه، پیاپی 40 (بهار 1402)، صص 163 -180
هدف پژوهش حاضر این است که ضمن مفهوم شناسی فساد، عدالت اجتماعی و عدالت سیاسی، گونه شناسی، نشانگان و مصادیق کلی فساد در دولت دهم، رابطه میان فساد و عدالت اجتماعی و سیاسی در این دولت را مورد ارزیابی قرار دهد. پرسش اصلی پژوهش این است که نسبت میان فساد و عدالت سیاسی و اجتماعی در دولت دهم چگونه برقرار می شود؟ این پژوهش براساس هدف کاربردی بوده و تحلیل داده های آن کیفی است. همچنین به لحاظ ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. پژوهش بر این فرضیه استوار است که نسبت میان فساد و عدالت سیاسی و اجتماعی در دولت دهم، تابعی از عدم فساد و برقراری عدالت سیاسی و اجتماعی از یک سو و همچنین وجود فساد و کمرنگ شدن عدالت سیاسی و اجتماعی از سوی دیگر است؛ به این مفهوم که هرچه میزان فساد در جامعه پایین تر باشد، عدالت اجتماعی و سیاسی در جامعه برقرار می شود و در مقابل، هرچه فساد در جامعه بالاتر باشد، عدالت اجتماعی و سیاسی و ادراک عدالت پایین تر خواهد بود. با توجه به وجود فساد در اغلب دولت های ایران، سطح ادراک فساد در جمهوری اسلامی ایران به واسطه نقش آفرینی های دولت ها بسیار بالا است. به نظر می رسد که با توجه به افشای فساد ها در آینده، روند رو به رشد این پدیده بر کاهش عدالت اجتماعی و به تبع آن، کاهش اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی و امنیت روانی تاثیر نامطلوب بگذارد.
کلید واژگان: عدالت اجتماعی, عدالت سیاسی, فساد اقتصادی, محمود احمدی نژادThis research aims to conduct a conceptual analysis of corruption, social justice, and political justice. It also seeks to categorize, identify indicators, and provide a general overview of corruption during the tenth government in Iran. Additionally, the study aims to evaluate the relationship between corruption and social and political justice within this government. The primary research question is how the relationship between corruption and social-political justice is manifested during the tenth government. This applied research utilizes qualitative data analysis and is characterized as descriptive-analytical. The hypothesis posits that the correlation between corruption and social-political justice in the tenth government is contingent on the absence of corruption alongside the establishment of social-political justice.Conversely, corruption and the attenuation of social-political justice will result in a lower perception of justice. The research suggests that social-political justice is established as corruption decreases in society. Conversely, with increased corruption, social-political justice andthe perception of justice decrease. Given the prevalence of corruption in various Iranian governments, the perception of corruption in the Islamic Republic of Iran is notably high. Future revelations of corruption may adversely impact social justice, reducing social trust, participation, and psychological security.
Keywords: social justice, Political Justice, Economic corruption, Mahmoud Ahmadinejad -
افزایش شکاف طبقاتی بین فقیر و غنی و ناتوانی در رفع آن در هرجامعه ای به بحرانی شدن وضع و به نوعی انحراف اجتماعی، انتقال فرهنگ کج روی می انجامد که می توان با استمداد از سحنان گوهربارمعصومین خصوصا نهج البلاغه این فرهنگ کج را ریشه یابی ورفع نمود که نقش حوزه و دانشگاه در این بصیرت افزایی بسیار بالاست. انسان موجودی کرامت یافته، با فطرت پاک الهی و سرشته شده به مکارم اخلاقی و خرد متعالی و دارای استعداد و نیروی رشد و شکوفایی فوق العاده که در پرتو آن، می تواند یک زیست فرهنگی شکوهمندی را تجربه کند و با آموزش ژرف وعمیق در سطح فراگیر و جهان شمول، هویت انسانی و الهی خود را بروز دهد و خود را از فقر و تنگدستی برهاند. در این راستا، این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی برای شناخت ابعاد بصیرت افزایی در ریشه کنی فقر فرهنگی از دیدگاه نهج البلاغه نگاشته شده است و نتایج پژوهش، گویای این است که افزایش بصیرت و آگاهی بخشی در راستای ریشه کنی فقر، بسترسازی و اشتغال مناسب و سالم سازی خانواده ها منجر به ریشه کنی فقر فرهنگی و در نهایت، اجرای عدالت اجتماعی می گردد.کلید واژگان: بصیرت, بصیرت فرهنگی, عدالت اجتماعی, فقر فرهنگی, نهج البلاغهJournal of Studies on the Unity of the Havzah and the University, Volume:1 Issue: 1, 2024, PP 36 -55Man is a dignified being, with a pure, divine nature, endowed with moral virtue and sublime wisdom, and with the talent and power of extraordinary growth and prosperity. Universal, to express his human and divine identity and free himself from poverty and hardship. In this regard, this research has been written with a descriptive and analytical method to understand the aspects of increasing insight in the eradication of cultural poverty from the perspective of Nahjul Balagha, and the results of the research show that increasing insight and awareness in the direction of poverty eradication, providing a platform and suitable employment and health Families lead to the eradication of cultural poverty and finally, the implementation of social justice.Keywords: cultural insight, social justice, cultural poverty, Nahj, al-Balagha
-
هدف پژوهش حاضر استنتاج مبانی عدالت اجتماعی بر مبنای عقلانیت عملی از منظر علامه طباطبایی است. این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی است که از روش استنتاج عملی فرانکنا برای تبیین بهره برده است. به همین منظور ابتدا مباحث مربوط به عقلانیت عملی در آثار علامه طباطبایی بررسی و سپس مبانی عدالت اجتماعی در دو دسته مبانی پیشا اجتماع و پسا اجتماع استنتاج گردید. مبانی پیشا اجتماع شامل: استخدام عالم هستی بر اساس قوانین حاکم بر آن و استخدام همنوعان با خدمت رسانی و خدمت گیری عادلانه، اعتبار حسن عدالت اجتماعی بر مبنای علوم عقلی در مجرای فطرت سلیم، عدالت اعتقادی با ایمان آوردن به حق و التزام عملی و عدالت فردی با کسب اخلاق فاضله از طریق تلقین علمی و تکرار عملی است. مبانی پسا اجتماع شامل: عدالت اجتماعی با قرارگیری هر یک از اعضای جامعه در جایگاه مناسب و برخورداری از حقوق برابر، عدالت سیاسی به معنای مشارکت اعضای جامعه در تاسیس حکومت، تعیین مسیولان و امر قانون گذاری در حیطه ضوابط الهی، ملکیت با تصرف مشروع انسان در ممالکش، عدالت اقتصادی با رشد و توسعه مال در دسترس به نحو احسن مطابق با احکام اسلام و مصالح جمعی و حقوق اجتماع با تشکیل خانواده برای قوام نسل است.کلید واژگان: مبانی, عدالت اجتماعی, عقل عملی, ادراکات اعتباریThe aim of this research is to infer the foundations of social justice based on practical rationality from the perspective of Allameh Tabatabaei. This qualitative study utilizes the practical inference method of Frankena to elucidate the topic. To achieve this goal, the concepts related to practical rationality in the works of Allameh Tabatabaei are examined, and the foundations of social justice are inferred in two categories: pre-social foundations and post-social foundations. The pre-social foundations include the employment of knowledgeable individuals based on the governing laws and the fair service and interaction with peers, the credibility of social justice based on rational sciences in the course of sound nature, religious justice by instilling faith in rights and practical obligations, and individual justice through acquiring virtuous ethics through scientific indoctrination and practical repetition. The post-social foundations encompass social justice by placing each member of society in an appropriate position and ensuring equal rights, political justice in terms of the participation of members in establishing the government, appointing officials, and legislating within the framework of divine regulations, ownership through legitimate human possession of their properties, economic justice through growth and development of accessible wealth in accordance with Islamic principles and collective interests, and social rights by forming families for the preservation of future generations.Keywords: foundations, social justice, practical rationality, perceptual credibility
-
کیفیت توزیع بیت المال یکی از مسایل مهم در نظام اسلام است و توزیع عادلانه آن می تواند باعث ایجاد نشاط اقتصادی، رفاه عمومی و تامین اجتماعی در همه اقشار جامعه گردد. مسیله مورد بحث در این پژوهش این است که امام علی علیه السلام در مسیله توزیع بیت المال چه روشی را بکار گرفته اند؟ و به عبارت دیگر سیره امام علی علیه السلام در اجرای عدالت در توزیع بیت المال بر کدامین پایه ها و اصول استوار بوده است؟ برای دستیابی به این مهم با تتبع در کتب مرتبط و به شیوه ی توصیفی-تحلیلی مسیله مورد مداقه قرار گرفت. در این پژوهش پس از بررسی شیوه ی عملکرد امام علی علیه السلام در توزیع بیت المال به این نتیجه رسیدیم که امام علی علیه السلام با علم بی نظیر خود توانستند هزینه کردهای بیت المال را جهت دار کنند، به طوری که در صدد رشد اقتصادی همگون جامعه در همه عرصه ها بودند، و این رشد را معطوف به یک قشر خاص نکرده، بلکه خواهان رشد همه اقشار جامعه بوده و به شدت از تمرکز ثروت و ایجاد فاصله طبقاتی پرهیز کردند، در این راستا ابتدا با معیار کار، نیاز و مصلحت، سهام را می پرداختند و سپس تمام گروه ها به طور یکسان از بیت المال سهم می بردند.
کلید واژگان: عدالت توزیعی, بیت المال, امام علی علیه السلام, عدالت اجتماعی, جامعه اسلامیThe quality of bayt al-mal distribution is one of the crucial issues in the Islamic system, and its fair distribution can create economic justice, public welfare, and social security in all strata of society. The present study aims to answer that Imam Ali's (AS) seerah in the administration of justice in the distribution of the bayt al-mal was based on which foundations and principles? To answer this question, the problem was investigated by reading the relevant books and in a descriptive-analytical way. In this research, after investigating the method of performance of Imam Ali (AS) in distributing the bayt al-mal, we concluded that Imam was able to direct the expenses of bayt al-mal with his unique knowledge. So, homogeneous economic growth was available in social classes, and this growth was not accumulated in a specific stratum. Imam aimed to grow all social classes and strongly avoided the concentration of wealth and the creation of social gaps. In this regard, Imam used to pay the shares of different classes of people from bayt al-mal equally according to their work criterion, need, and expediency.
Keywords: distributive justice, Bayt al-mal, Imam Ali (AS), Social Justice, Islamic society -
لزوم دست یابی و توافق بر قواعد عام در عدالت پژوهی که به مثابه قوانین اساسی در رفتارهای فردی و اجتماعی سامان بخش تدوین دیگر قوانین و ارزیابی وضع موجود باشد، همواره در کانون توجه اندیشمندان عدالت پژوه و فیلسوفان سیاسی بوده است. این پژوهش که با هدف کشف نظر قرآن کریم درباره این اصول و به روش توصیفی ۔ تحلیلی و با تکیه بر گزاره های مرتبط در قرآن کریم انجام شده است، استخراج یازده اصل است که اصل برابری اولیه، اصل محاسبه پیامدهای عمل و اصل شفافیت و توجه به میزان آگاهی به عنوان اصول مبنایی؛ اصل خود مسیولیتی، اصل تناسب وسع و تکلیف، اصل تناسب تلاش و پاداش، اصل توجه به نقش و تاثیر، اصل تناسب جرم و جزا و اصل تعلیق احساسات به عنوان اصول اجرا و اصل جبران به عنوان اصلی ترمیمی و تصحیحی، در تمامی مراحل دست یابی به عدالت اجتماعی عمل خواهند کرد. برخی از این اصول مانند اصل تعلیق احساسات و برابری را، با توجه به همراهی دیگر اصول، در تمامی مراحل، «اصول زمینه ای» نام داده ایم و در پایان الگویی با پوشش مطلوب موضوعات مختلف جهت محاسبه و اقدام عادلانه، طراحی و عرضه شده است.
کلید واژگان: عدالت اجتماعی, قرآن کریم, اصول عدالت, اخلاق, عدالت توزیعیThe possibility of achieving comprehensive criteria and their effect in achieving social justice, especially in the contemporary era, has been in the focus of the attention of justice scholars and political philosophers, which, in addition to sectoral discipline in the form of compilation, implementation, evaluation and correction, is a tool for designing a suitable model for the distribution of material facilities. and provide spiritual and correct judgment of the existing situation. The result of this research, which was carried out with the aim of discovering the Qur'an's opinion about these principles and by a descriptive and analytical method and relying on authentic interpretations, is the extraction of eleven principles. The principles of primary equality, calculation of the consequences of action, transparency and attention to the level of awareness are the basis.The principles of individual responsibility, proportionality of scope and task, proportionality of effort and reward, attention to role and effect, proportionality of crime and punishment, and putting aside emotions will be practical principles. And at the end, a model for calculation and fair action has been designed and presented.
Keywords: Social justice, Quran, principles of justice, Ethics, distributive justice -
عدالت، آرمان والای بشری در طول تاریخ بوده است و امام علی علیه السلام، سمبل برجسته عدالت هستند که آن را در حیات فردی و اجتماعی متجلی کردند. با وجود اینکه درباره عدالت در سیره آن حضرت، پژوهش های بسیار انجام شده است، اما این مسیله همچنان نیازمند بررسی است. این پژوهش تلاش دارد تا با نگاهی مخاطب محور، مسیله عدالت اجتماعی را در نامه های آن حضرت به کارگزارانشان بررسی نماید و از روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA برای دستیابی به این هدف بهره برده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عدالت اجتماعی در کارگزاران، با توجه به کیستی مخاطب، به دو سطح کلان تحت لوای حکومت و خارج از لوای حکومت قابل تقسیم است. بخش تحت لوای حکومت به دو دسته فرادست و فرودست کارگزار تقسیم می شود که متناسب با آن وظایفی برای کارگزار تعیین شده است. مهمترین وظیفه کارگزار نسبت به فرادست خود اطاعت و فرمان پذیری است. سطح فرودست نیز به دو بخش کارگزاران و رعیت تقسیم می شود که هریک دارای مضامین پایه متعدد هستند. سطح کلان خارج از لوای حکومت که اشاره به دشمنان آشکار دارد، خود از چهار مضمون پایه شدت در برابر دشمن، اصول جنگ با دشمن، اصول صلح با دشمن و اصول هم پیمانی با دشمن تشکیل می شود.کلید واژگان: عدالت اجتماعی, نهج البلاغه, کارگزاران, مخاطب محور, تحلیل مضمونJustice has been a high human ideal throughout history, and Imam Ali (AS) is a prominent symbol of justice who manifested it during his individual and social life. Many studies have been done about justice in his life, yet this issue still needs to be investigated. This research examines social justice in the Imam Ali (AS) letters through an audience-oriented approach. To this end, a thematic analysis method and MAXQDA software were used. The research findings indicate that social justice among agents according to its audiences can be divided into two primary levels: under the government and outside the government. The government section is divided into two categories, upstream and downstream of the agent, and duties are assigned to the agent accordingly. The most important responsibility of an agent is to obey his superiors. The lower level is also divided into two sections, agents and vassals, each of which has several basic themes. The macro-level outside of the government refers to obvious enemies and includes four basic themes of intensity against the enemy: the principles of war against the enemy, the principles of peace with the enemy, and the principles of alliance with the enemy.Keywords: Social Justice, Nahj al-Balaghah, Agents, audience-oriented, Thematic Analysis
-
یکی از برجسته ترین نیازهای انسان در زندگی اجتماعی، زندگی کردن در محیطی است که همواره از قسط و عدل در جامعه برخوردار باشد. عدالت اجتماعی باعث می شود تا افراد جامعه در پرتو تعالیم و قوانین ارزشمند رشد کنند. از سویی، عدالت اجتماعی، از جمله اهداف مهم اسلام و اهمیت آن تا به آنجاست که یکی از بنیادهای مذهب شیعه به شمار می آید. در این جستار، سعی بر آن است تا عدالت اجتماعی از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و علامه طباطبایی بررسی شود. بر اساس این دو دیدگاه، همه انسان ها خواستار عدالت هستند و عدالت به عنوان مولفه ای مهم در همه ساختار هستی وجود دارد و موجب رشد فرد و جامعه و نیز تداوم زندگی فردی و اجتماعی می شود. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته است، علاوه بر اختلاف دیدگاه ها در برخی موضوعات، می توان به مهم ترین نتایج بین دو دیدگاه در «تحلیل عقلی زندگی اجتماعی»، «جهاد»، «رفع اختلاف ها»، «دستور به برپایی قسط و عدل در جوامع انسانی» و «ارتباط حق و قانون» اشاره کرد.
کلید واژگان: قرآن, عدالت اجتماعی, جامعه اسلامی, آیت الله جوادی آملی, علامه طباطبائیSeraje Monir, Volume:13 Issue: 44, 2023, PP 139 -164One of the most prominent human needs in social life is to live in an environment that always enjoys fairness and justice in society. Social justice makes people grow in the light of valuable teachings and laws. On the other hand, social justice is one of the important goals of Islam and its importance is to the extent that it is considered one of the foundations of the Shia religion. In this essay, an attempt is made to examine social justice from the perspective of Ayatollah Javadi Amoli and Allameh Tabataba'i. According to these two views, all human beings want justice, and justice exists as an important component in the entire structure of existence and causes the growth of the individual and society as well as the continuation of individual and social life. In this research, which was carried out using a descriptive-analytical method, in addition to the difference of views on some issues, we can see the most important results between the two views in "rational analysis of social life", "jihad", "resolving differences", "order to establish installments and justice" In human societies" and "Relationship between law and law".
Keywords: Quran, social justice, Islamic society, Ayatollah Javadi Amoli, Allameh Tabataba'i -
کرامت انسانی یکی از اصول اساسی در قرآن کریم است که تاثیر بسزایی بر ایجاد عدالت اجتماعی و تقویت همبستگی اجتماعی دارد. این مقاله به بررسی مفاهیم کرامت انسانی در قرآن کریم و تاثیر آن ها بر همبستگی اجتماعی می پردازد. در بخش اول، به تعریف کرامت انسانی و جایگاه آن در قرآن پرداخته می شود و آیات مرتبط تحلیل و تفسیر می شوند. همچنین سنت پیامبر و روایات نبوی در مورد کرامت انسانی مورد بررسی قرار می گیرند. در بخش دوم، تاثیر مفاهیم کرامت انسانی بر تقویت همبستگی اجتماعی از طریق ایجاد عدالت اجتماعی، احترام متقابل، کاهش تعارضات و افزایش همکاری، و تقویت احساس تعلق و مسئولیت اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد. بخش سوم به چالش ها و راهکارهای تقویت کرامت انسانی در جوامع اسلامی می پردازد. موانع فرهنگی و اجتماعی، تاثیر عوامل سیاسی و اقتصادی، و راهکارهای مختلف از جمله آموزش و پرورش، نقش رسانه ها و سازمان های دینی، و سیاست گذاری های اجتماعی بررسی می شوند. در پایان، پژوهش های آینده در زمینه تحلیل تطبیقی مفاهیم کرامت انسانی در قرآن و سایر متون دینی، تاثیر آموزش های دینی، نقش رسانه های مدرن، و تاثیر سیاست های دولتی بر کرامت انسانی پیشنهاد می شود.
کلید واژگان: کرامت انسانی, قرآن کریم, همبستگی اجتماعی, عدالت اجتماعی, آموزش و پرورش, سیاست گذاری های اجتماعیHuman dignity is one of the fundamental principles in the Holy Quran, significantly influencing social justice and strengthening social cohesion. This article examines the concepts of human dignity in the Quran and their impact on social cohesion. The first section defines human dignity and its position in the Quran, analyzing relevant verses. Additionally, the traditions of the Prophet and related hadiths on human dignity are explored. The second section discusses the impact of these concepts on enhancing social cohesion through the establishment of social justice, mutual respect, reduction of conflicts, increased cooperation, and strengthening the sense of belonging and social responsibility. The third section addresses the challenges and strategies for reinforcing human dignity in Islamic societies, considering cultural and social obstacles, the impact of political and economic factors, and various strategies such as education, the role of media and religious organizations, and social policy-making. Finally, future research is suggested in areas like comparative analysis of human dignity concepts in the Quran and other religious texts, the impact of religious education, the role of modern media, and the influence of governmental policies on human dignity.
Keywords: Human Dignity, Holy Quran, Social Cohesion, Social Justice, Education, Social Policy-Making -
اسلام برای سعادت دنیوی و اخروی بشر، هدف بعثت انبیاء را در تشکیل جامعه آرمانی می داند که مبتنی بر اصول و قواعد الهی باشد. یکی از اهداف والای حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام، تشکیل حکومت الهی و به تبع آن ایجاد چنین جامعه ای تلقی می شود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، در پی پاسخ گویی به این سوال اساسی است که از منظر نهج البلاغه، جامعه آرمانی چه ویژگی هایی دارد؟ و حضرت علی علیه السلام چه استراتژی هایی را برای نیل به این جامعه بیان می دارند؟ برنامه ریزی بر اساس استراتژی های تعیینی ایمه معصومینb، اصلاحات همه جانبه، شفافیت امور و پاسخگویی و درنتیجه برقراری عدالت اجتماعی در همه ابعاد آن، ضرورت رابطه مستقیم ولایت با جامعه، توجه و اهتمام توامان به ابعاد معنوی و مادی در جامعه، جاری شدن و حاکمیت قرآن و لزوم مردم سالاری و دموکراسی دینی از یافته های این پژوهش به شمار می رود. در مجموع می توان گفت نیل به جامعه آرمانی با چنگ زدن به ریسمان الهی و به کارگیری دستورات و استراتژی های پیامبر صلی الله علیه و آله و ایمه معصومین علیهم السلام به دست می آید.
کلید واژگان: جامعه آرمانی, تقوی, نهج البلاغه, استراتژی, عدالت اجتماعیIn Islam, for humankind's worldly and afterlife felicity, the purpose of sending prophets to form an ideal society should be based on divine rules and principles. One of the noble goals of Amir al-Mu'minin Ali (AS) was to create a divine government and, accordingly, the creation of such a society. This research, with a descriptive-analytic method, seeks to answer the fundamental question, what are the characteristics of an ideal society according to Nahj al-Balaghah? And what are Hazrat Ali's (AS) strategies to achieve such a society? The findings of this research included planning based on the strategies of infallible imams, all-round reforms, transparency of affairs, accountability as a result of establishing social justice in all its dimensions, the necessity of a direct relationship between the Imamt and the society, paying attention to the spiritual and material dimensions in society, the sovereignty of the Quran and the necessity of democracy and religious democracy. Generally, an ideal society is achieved by following the divine path and applying the instructions and strategies of the Prophet and the infallible imams.
Keywords: ideal society, Piety, Nahj al-Balaghah, strategy, Social Justice -
فصلنامه سیاست متعالیه، پیاپی 37 (تابستان 1401)، صص 237 -254
«عدالت» و «همگرایی» دو مقوله ارزشمند سیاسی- اجتماعی اند که ملازمه میان آن ها به صورت علی- معلولی، مفروض است. «همگرایی» به مثابه ضرورتی که حامل ارزندگی های اجتماعی بوده و عامل اصلی جامعه پیشرو در مسیر رشد و پیشرفت به شمار می آید، حاصل «عدالت» است. ایده اصلی این نوشتار آن است که «عدالت» غایت گرا در ایجاد «همگرایی» جهان اسلام نقش موثری ایفا می نماید و بالعکس، عدالت طبیعت گرا نه تنها ظرفیت لازم جهت ایجاد و گسترش همگرایی ندارد بلکه بالعکس در برخی موارد عامل واگرایی جوامع بویژه اسلامی به شمار می آید. نتایج تحقیق نشان می دهد: عدالت حقیقی که معطوف به مبدا و معاد بوده و مورد تایید قرآن است نه با اجبار به همگرایی ونادیده انگاری تفاوت ها که با تکیه بر مشترکات و به روش کثرت گرایی عدالت طلبانه می تواند (جمله ناقص) و بلکه باید در نقش مبنا و علت همگرایی قرار گیرد تا تمدن دینی بر قرار و از هدر رفت نیروها، استعدادها، منابع و امکانات جلوگیری شود.
کلید واژگان: همگرایی, عدالت, جهان اسلام, عدالت اجتماعی“Justice” and “convergence” are two valuable political-social categories with a cause-effect correlation assumed between them. “Convergence” as a necessity for social life and the main cause for a leading society in the path of growth and development is the result of “justice”. The main idea of this article is that teleologist “justice” plays an effective role in creating “convergence” in the Muslim world; while naturalist justice not only does not have sufficient potential to create and expand convergence but also sometimes brings about divergence in especially Islamic communities. The results show that true justice, which is inclined to the source and resurrection and is confirmed by the Qur’an, is not achieved through forcing convergence and neglecting differences but rather it can be obtained relying on commonalities, justice seeking, and pluralism. Therefore, true justice should be considered as the basis and cause of convergence to establish religious civilization and avoid waste of forces, talents, resources, and facilities.
Keywords: Convergence, Justice, Islamic world, social justice -
علم هم چون پدیده ای اجتماعی، متاثر از محیط است و در خلوت، به دستور و فرمان یا به توصیه و تشویق، بالندگی، شکوفایی و گسترش پیدا نمی کند؛ هر چند رکود و انحطاط آن، به طور جدی با عوامل پیش گفته پیوند وثیق دارد. علم در جهان اسلام نیز از این قاعده بیرون نبوده است. پژوهشگران این حوزه، دوران خلافت مامون عباسی را که پاره ای از آن با حضور و نقش علمی امام رضا(ع) همزمان است، دوره اوج گیری و نضج تمدن اسلامی و در راس آن بسط و توسعه علوم دانسته اند. اینکه چه علل و عواملی در این فرایند نقش داشته، پرسشی محوری است که پژوهشیان، پاسخ های گوناگونی به آن داده اند. بر پایه نوشتار حاضر، بیش از همه، وجود بستر و فضای اجتماعی متناسب با علم ورزی یا گسترش نسبی عدالت اجتماعی، این دوره را از دیگر دوره ها متمایز و مبدا تحولاتی بنیادین ساخته است. مقاله با این فرضیه که رشد علم و توسعه، محصول هم اندیشی، مناظره، پرسش و پاسخ و وجود فضای تعاملی آزاد برای اندیشمندان است، به این نتیجه دست یافته که دوره امام رضا(ع) و در بازه ای گسترده تر، زمان مامون چنین بستری فراهم شده بود. در آن دوره از یک سو افراد از هر مسلک و مذهبی می توانستند وارد گفتگوی علمی و فرهنگی شده، و از سوی دیگر به نقد یافته ها و داشته های مسلمانان بپردازند و از آن مهم تر، آثار و نوشته های بیگانگان را که در ذهنیت مسلمانان اولیه ارزش اعتنا نداشت، به زبان اسلامی برگردانده (نهضت ترجمه) و در نشست های علمی و مناظره های جدی، با امکان برابرکه حتما نسبتی با فضای جامعه داشت، مورد نقد، نقض و چالش قرار دهند.
کلید واژگان: امام رضا(ع), خلافت مامون, عدالت اجتماعی, علوم اسلامی, عهد رضوی, نهضت ترجمهScience, as a social phenomenon, is affected by the environment and does not grow, flourish and expand in solitude, by command or by advice and encouragement; Although its stagnation and decline are closely related to the aforementioned factors. Science in the Islamic world has not been out of this rule either. The researchers of this field have considered the period of Ma'mun Abbasi's caliphate, which partly coincides with the presence and scientific role of Imam Reza (As), as the pinnacle and perfection period of Islamic civilization, and at the top of it is the expansion and development of sciences. What causes and factors played a role in this process is a central question that researchers have given various answers to. Based on the present article, most of all, the existence of a platform and social Space suitable for science or the relative expansion of social justice has made this era distinct from other eras and the origin of fundamental changes. the article with the hypothesis that the growth of science and development is a product of mutual thinking, debate, question and answer, and the existence of a free interactive space for thinkers, was reached the conclusion that the period of Imam Reza (As) and in wider period, the time of Ma'mun provided such a platform. In that period, on the one hand, people from all sect and religions could have entered into scientific and cultural dialogue, on the other hand, criticize the findings and achievements of Muslims, and More importantly, the works and writings of foreigners, which were not worth paying attention to in the minds of early Muslims, were translated into Islamic language (the translation movement) and criticized and violated in scientific meetings and serious debates and challenge, with the equal possibility that it must have been related to the atmosphere of the society.
Keywords: Imam Reza (AS), Caliphate of Ma'mun, social justice, Islamic sciences, Razavi era, translation movement.
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.