جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه "لذت" در نشریات گروه "فلسفه و کلام"
تکرار جستجوی کلیدواژه «لذت» در نشریات گروه «علوم انسانی»-
مسئله پژوهش در این مقاله تبیین جایگاه لذت و سعادت و نسبت آن ها نزد ابن سینا و اپیکور و بررسی تطبیقی مفاهیم مذکور در سنت فکری دو متفکر است. در پی گیری این مقصود برمبنای روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، با محوریت لذت برتر و تعبیر کلیدی «درمان چهاربخشی»، رهیافت اپیکوریان به لذت و سعادت تبیین شده و ابعاد گوناگون لذت گرایی و اصالت حس نزد آن ها تشریح شده است. درواقع اپیکوریان اهداف اصلی نظریه ی اخلاقی را توصیف ماهیت سعادت و ترسیم روش هایی می دانند که شخص از طریق آن ها به سعادت دست می یابد. همچنین لذت برتر و انواع سعادت در سنت سینوی باتکیه بر فرجام گرایی ابن سینا و تمرکز بر مفهوم ادراک، تشریح شده است. ابن سینا بحث سعادت را با مقوله ی انواع لذت گره زده است. درنهایت ازآنجایی که اپیکور و ابن سینا برمبنای جهان بینی متفاوت، مفهوم منحصربه فرد خود را از لذت و سعادت ارائه داده اند، تحلیل تطبیقی برمبنای فضیلت محوری، ادراک و... صورت بندی شده است؛ چرا که یکی از جنبه های مهم فلسفه ی اپیکور و ابن سینا، نقش محوری اخلاق و فضیلت در جست وجوی سعادت بوده است. نوشتار حاضر برمبنای نکات مذکور، مقایسه دیدگاه اپیکوریان و ابن سینا را دنبال کرده است.کلید واژگان: سعادت, لذت, اخلاق, ابن سینا, اپیکورThe central issue of this paper is to explain the place of pleasure and happiness and their relationship in the thought of Ibn Sina and Epicurus, and to conduct a comparative study of these concepts. For this purpose, using a descriptive-analytical method and library sources, we will examine the Epicurean approach to pleasure and happiness, with a focus on superior pleasure, the four-part cure, and the various dimensions of their hedonism and sensualism. In fact, Epicureans consider the primary goals of moral theory to be describing the nature of happiness and outlining the methods to achieve it. In the case of Ibn Sina, we will explore superior pleasure and types of happiness in his philosophy, drawing on his teleology and focusing on the concept of perception. Ibn Sina connects happiness to specific types of pleasure. Finally, since Epicurus and Ibn Sina present unique concepts of pleasure and happiness based on different worldviews, we will conduct a comparative analysis focusing on virtue-oriented approaches and perception, because both philosophers emphasize the central role of ethics and virtue in the pursuit of happiness. Based on the aforementioned points, this paper compares the views of Epicureans and Ibn Sina on pleasure and happiness.Keywords: Happiness, Pleasure, Ethics, Ibn Sina, Epicurus
-
حقیقت و ماهیت زیبایی به عنوان معقول ثانی، موضوع بحث فیلسوفان واقع شده است. در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی - تطبیقی به بررسی حقیقت زیبایی و نسبت آن با لذت و خیر از دیدگاه فلوطین و ابن سینا پرداخته شده است و نشان داده می شود که اندیشه های این دو فیلسوف علی رغم تفاوت های مبنایی در مبانی متافیزیکی، در این زمینه خاص قرابت قابل توجهی دارند. هر دو فیلسوف به تبع مراتب هستی، زیبایی را نیز دارای مراتب می دانند. فلوطین هرچند تحت تاثیر سنت افلاطونی، برای تناسب و تقارن در زیبایی امور محسوس نقش خاصی قائل است، اما به هیچ وجه این امر را علت و ملاک اصلی زیبایی در نظر نمی گیرد و ملاک زیبایی محسوس را نزد علل معقول آن و در راس آنها خیر یا نیکویی مطلق می جوید و زیبایی محسوس را سایه ای از زیبایی معقول می داند. ابن سینا نیز هرچند به نظریه مثل باور ندارد، اما معتقد است که علت و ملاک زیبایی کمال یک موجود است. از نظر ابن سینا هم خود زیبایی و هم قدرت درک زیبایی ریشه در کمال موجود دارد. لذا عقول که فوق عالم محسوس اند از مرتبه بالاتری از زیبایی برخوردارند و واجب الوجود که کمال مطلق است، در اوج زیبایی و شکوه است و در عین حال، واجد کامل ترین ادراک از زیبایی.
کلید واژگان: زیبایی شناسی, فلوطین, ابن سینا, لذت, خیرThe truth and nature of beauty, as a secondary intelligible (Arabic: معقول الثانی, romanized: maʿqūl al-thānī), have become a topic of discussion among philosophers. In the present study, employing an analytical-comparative method, the truth of beauty and its relationship with pleasure and goodness from the perspectives of Plotinus and Avicenna (Arabic: إبن سینا, romanized: Ibn Sīnā) are examined. It is demonstrated that the thoughts of these two philosophers, despite foundational differences in their metaphysical bases, have significant similarities in this specific area. Although Plotinus recognizes a specific role for proportion and symmetry in the beauty of sensible things influenced by the Platonic tradition, he does not consider this to be the cause or the main criterion of beauty. Instead, he seeks the criterion of sensible beauty among its intelligible causes, with the absolute Good or goodness at the forefront, and regards sensible beauty as a shadow of intelligible beauty. Although Avicenna does not believe in the theory of exemplarism (exemplary ideas), he believes that the cause and criterion of beauty is the perfection of a being. According to Ibn Sina, both beauty itself and the power to perceive beauty are rooted in the perfection of existence. Therefore, the Intellects (Arabic: عقول, romanized: ʿAqūl), which are above the sensible world (the sensible world), possess a higher degree of beauty, and the Necessarily-Existing (Arabic: واجب الوجود, romanized: Wājib al-Wujūd, lit.: Necessary Being), which is absolute perfection, is at the pinnacle of beauty and grandeur, while at the same time possessing the most complete perception of beauty.
Keywords: Aesthetics, Plotinus, Avicenna (Arabic: إبن سینا, Romanized: Ibn Sīnā), Pleasure, Goodness -
اندیشمندان بسیاری برای تبیین معنای لذت والم، تعاریف گوناگونی بیان کرده اند. در تحقیق حاضر با روش تحلیلی و مقایسه ای بررسی می شود که از میان مشهورترین این تعاریف در تاریخ فلسفه اسلامی، کدام تعریف، اتقان و جامعیت و مانعیت بیشتری دارد. بنابر دیدگاه برگزیده، تعریف ابن سینا در کتاب اشارات و تنبیهات، نسبت به سایر تعاریف، دقت و جامعیت و مانعیت بیشتری دارد. البته این تعریف بر مقدمات حصول لذت تمرکز دارد و لذت را مصداقی از ادراک حضوری و نیل معرفی می کند؛ اما بنابر دیدگاه برگزیده در این مقاله، لذت، کیف نفسانی متمایز از ادراک و علم حضوری است؛ به بیان دقیق تر، لذت عبارت است از انبساط، بهجت و سروری که در نتیجه ادراک و وصول به آن چیزی حاصل می شود که نزد شخص مدرک، ملائم و کمال است. این ادراک و وصول باید در شرایطی محقق شود که امر مضاد و مزاحمی برای حصول لذت وجود نداشته باشد. بنابر قیودی که در تعریف مذکور بیان شده، لذت، کیفی نفسانی، متمایز از ادراک، اختیاری، نسبی و برخاسته از نیازهای انسان است. در صورتی شخص به لذت دست می یابد که قدرت درک امر ایجادکننده لذت را داشته باشد و آن را برای خود خیروکمال ببیند. ابن سینا، لذت عقلانی را برترین لذت می داند. ازنظر او، میان مراتب گوناگون لذت های نفسانی می تواند تزاحم وجود داشته باشد و برای رفع این تزاحم باید نظام اولویت بندی منطقی و جامعی ارائه شود.کلید واژگان: ابن سینا, ادراک حضوری, الم, سرور, لذت, نیلPleasure has been a topic of philosophical inquiry for centuries, with Islamic thinkers offering diverse definitions. This study employs an analytical and comparative approach to evaluate the most prominent definitions within Islamic philosophy, focusing on precision, inclusivity, and restrictiveness. The analysis reveals Ibn Sina's definition in Al-Isharat wa al-Tanbihat to be the most compelling. However, Ibn Sina emphasizes the conditions for attaining pleasure, linking it to intuition and attainment. This article proposes an alternative view, defining pleasure as a distinct quality of the soul separate from intuition and perception. More specifically, pleasure is the elation and contentment experienced through perceiving and attaining something harmonious and fulfilling for the individual. This experience ideally occurs in a state free from distractions that impede pleasure. According to the limitations outlined in this definition, pleasure is a quality of the soul, distinct from perception, voluntary, relative, and arises from human needs. An individual only achieves pleasure when they can understand the cause of the pleasure and recognize it as good and perfect for them. Ibn Sina considers rational pleasure to be the highest form of pleasure. He argues that conflicts can arise between different levels of sensual pleasures. To resolve these conflicts, a logical and comprehensive prioritization system is necessary.Keywords: Ibn Sina, Intuition, Pain, Happiness, Pleasure, Attainment
-
یکی ازدغدغه های بشر از زمان پیدایش بشر تا کنون پرسش از معنادار بودن زندگی است. معناداری دارای دو معنی، هدف داری، ارزشمندی است. قطعا معنای معناداری زندگی وابسته به نوع نگرش و جهان بینی هر فیلسوف متفاوت است. پژوهش حاضر درصدد بررسی پاسخ به این سوال است که آیا لذت با معناداری ارتباط دارد یا نه؟ انسان برای این که به معنای زندگی دست یابد لذت لازم است یا نه ؟ در این پژوهش مقایسه ی و تطببیق نظریه ارسطو و ملاصدرا در رابطه لذت با معناداری زندگی بررسی شده است. در این مقاله برای تحلیل مفاهیم از روش توصیفی _ تحلیلی استفاده شده است. مهم ترین مبانی فلسفی که باعث تمایز و اختلاف بین این دو فیلسوف، تشکیک وجود است که ارسطو به تشکیک وجود اعتقاد ندارد. از دیدگاه ارسطو لذت و نیک بختی یک امر ثابت برای همه انسان ها می داند و قائل به مراتب مختلفی برای لذت نیست. نیک بختی را در این عالم منحصر می داند و به جزء عقلانی انسان اختصاص دارد. راه رسیدن به معنا را منحصر به حوزه فضلیت می داند.اما ملاصدرا با توجه به مبنای تشکیک وجود لذت دارای مراتب مختلفی باشد که لذت عقلی بر لذت حسی برتری دارند و از لحاظ مرتبه و شرافت وجودی بالاتر از عالم حس و ماده است. ملاصدرا نیک بختی را مربوط بعد جسمانی و روحانی می داند پس ملاصدرا به نیک بختی جامع قائل است اما منظور از جامع، عالم ماده، مثال، عقل می باشد. راه رسیدن به معنا را جکمت، قوه خیال، قوای باطنی می داند راه رسیدن به نیک بختی عمل اختیاری انسان می داند. مصداق واقعی نیک بختی را در جهان اخروی می داند.
کلید واژگان: لذت, معنای زندگی, نیک بختی, ارسطو, ملاصدراOne of the fundamental concerns of humanity since its inception has been the question of the meaning of life. Meaningfulness has two connotations: purposefulness and value. Certainly, the meaning of the meaning of life depends on the type of worldview and perspective of each philosopher. The present research seeks to examine the answer to the question of whether pleasure is related to meaningfulness or not. Does pleasure require pleasure to achieve the meaning of life? This research compares and contrasts the theories of Aristotle and Mulla Sadra on the relationship between pleasure and the meaning of life. In this article, the descriptive-analytical method is used to analyze the concepts. The most important philosophical bases that distinguish and differ between these two philosophers are the question of equivocation of existence. Aristotle does not believe in the equivocation of existence. From Aristotle's point of view, pleasure and happiness are a constant for all human beings and he does not believe in different levels of pleasure. He considers happiness to be limited to this world and exclusive to the rational part of man. He considers the way to reach meaning to be limited to the realm of virtue. However, Mulla Sadra, based on the principle of equivocation of existence, believes that pleasure has different levels, with intellectual pleasure being superior to sensory pleasure and being higher in terms of rank and existential dignity than the world of sense and matter. Mulla Sadra considers happiness to be related to the physical and spiritual dimensions, so Mulla Sadra believes in comprehensive happiness. He considers the way to reach meaning to be wisdom, imagination, and inner forces. He considers the way to reach happiness to be a human voluntary action. He considers the true example of happiness to be in the afterlife.
Keywords: Pleasure, Meaning Of Life, Happiness, Aristotle, Mulla Sadra -
از میان مباحث انسان شناسی، موضوع فطرت انسان و در مسایل فطرت، گرایش لذت طلبی نقش محوری در کمال آدمی دارد. از منظر علامه مصباح یزدی لذت طلبی پنج قلمرو حسی، خیالی، عقلی، وهمی و روحی دارد که هرکدام با تفاوت رتبه، در کمال انسان نقش آفرین هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی تاثیر این پنج نوع گرایش در کمال انسان از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی می پردازد. در منظر معظم له گرایش به لذت حسی دو نقش در کمال انسان دارد: 1. مثبت: که موجب آرامش او می شود؛ 2. منفی: که مانعیت برای شکوفایی لذت های برتر انسان است. لذت خیالی، هم نقش زمینه ای برای تسلط شیطان بر انسان و هم نقش انگیزشی در رفتار انسان در دستیابی به کمال دارد. گرایش به لذت عقلی نیز سه نقش انگیزشی در تحصیل معرفت، و زمینه ای در ترجیح لذت های عالی، و نقش مدیریتی در هدایت لذت ها به سوی کمال انسان دارد. لذت وهمی عامل موثری در نشاط معنوی برای رسیدن به کمال برتر است و از طرفی مایه سلب آرامش نفس می شود. اما لذت طلبی روحی، دو نقش انگیزشی و مدیریتی برای رسیدن به کمال ایفا می کند، از سویی قوی ترین انگیزه برای دستیابی به کمال است و از جهتی لذت ها را در جهت شکوفایی استعداد لذت های اصیل، مدیریت می کند.
کلید واژگان: لذت, لذت طلبی, لذت طلبی فطری, نقش لذت طلبی, کمال انسان, آیت الله مصباح یزدی -
نشریه پژوهش های فلسفی، پیاپی 44 (پاییز 1402)، صص 507 -528تدیوس متز کوشیده است تا نشان دهد که معنای زندگی مانند اخلاق و خوشبختی، یکی از مقولات هنجاری زندگی می باشد و بر تمایز معنای زندگی و خوشبختی تاکید دارد. با جستجو در آثار متز می توان چند شاهد و دلیل بر این که چرا متز میان خوشبختی و معناداری تمایز قایل می شود، ارایه کرد. به باور متز خوشبختی، به قلمرو حیوانی فرد مرتبط است در حالی که معناداری مربوط به قلمرو انسانی است. او شش تمایز میان خوشبختی و معناداری قایل می شود: 1) حامل معناداری، «عمل» (کنش) است، ولی حامل خوشبختی «احساس» است. 2) منشا معنا «ارتباطی» است، ولی منشا خوشبختی، «درونی و قایم به ذات» است؛ 3) تاثیرپذیری بیشتر خوشبختی از مقوله شانس نسبت به معناداری؛ 4) تمایل به «استمرار» وضعیت خوشبختی خواهان «افتخار عظیم» بودن معناداری؛ 5) امکان پذیر بودن خوشبختی، فقط در «طول دوران زندگی» در مقابل امکان پذیر بودن معناداری «پس از مرگ»؛ 6) تمایل به آینده در خوشبختی و فقدان یا کمی آن معناداری. اگرچه متز به شش تمایز مهم میان خوشبختی و معناداری اشاره کرده است، ولی بیان او جامع نیست و می توان بر فهرست تمایزات او، موارد دیگری نیز افزود.کلید واژگان: تدئوس متز, معنای زندگی, لذت, خوشبختیThaddeus Metz has tried to show that the meaning in life, like morality and happiness, is one of the normative categories of life and emphasizes the distinction between the meaning in life and happiness. According to Metz's definition, happiness consists of "positive experiences" and pleasure is basically connected with happiness. Why is happiness different from meaningfulness and what are their differences? These are the main questions that this article addresses. By searching in Metz's works, we can provide some witnesses and reasons why Metz makes a distinction between happiness and meaningfulness. According to Metz's view, happiness is related to the animal realm of the individual, while meaningfulness is related to the human realm, so that although pleasure can increase happiness, but it will not necessarily lead to meaningfulness increase. He makes six distinctions between happiness and meaningfulness: 1. The source of meaning is "relational", but the source of happiness is "intrinsic"; 2. The bearer of meaning is "action", but the bearer of happiness is "sensation"; 3. The greater impact of happiness from “luck” than meaningfulness; 4. The desire to "continue" the state of happiness, wanting "esteem" to be meaningful; 5. The possibility of happiness, only "during the lifetime" in contrast to the possibility of meaningfulness "posthumously"; 6. bias towards the future v lack of bias. Although Metz has mentioned six important distinctions between happiness and meaning, his statement is not comprehensive and other distinctions can be added to Metz's list.Keywords: Thaddeus Metz, Meaning of Life, pleasure, Happiness
-
طبیعت انسان برمبنای کسب لذت های پایدار و رهایی از هرگونه رنج و درد آفریده شده است؛ چنان که بسیاری از خواسته های او تحت الشعاع همین میل طبیعی قرار می گیرند. در این پژوهش کوشیده ایم ازمیان نظرات فلاسفه اسلامی، دیدگاه های بوعلی سینا و علامه طباطبایی درباره لذت و رنج را بسنجیم و با یکدیگر تطبیق دهیم؛ لذا پرسش اصلی نوشتار حاضر، این است که بوعلی سینا و علامه طباطبایی درباره لذت و رنج، چه دیدگاه هایی دارند و چه تفاوت ها و شباهت هایی میان دیدگاه هایشان درباره این مسیله وجود دارد. در رویکردی توصیفی- تطبیقی به دیدگاه های این دو دانشمند، وجوه اشتراک آنان درباره این مسیله، چنین سامان یافته است که هردوی آن ها لذت و رنج را ازسنخ ادراک دانسته و مهم ترین تقسیم بندی خود را بر همین پایه بنا نهاده اند. برخی تفاوت های موجود میان دیدگاه های آنان نیز چنان است که ازنظر بوعلی سینا لذت و رنج، کیفیاتی نفسانی و عارض بر نفس اند و ازنظر علامه طباطبایی، لذت و رنج، اموری وجودی و عین نفس قلمداد می شوند. تفاوت در برخی اقسام، مصادیق و نوع تقابلشان نیز از دیگر اختلافات این دو متفکر در بحث پیش روی است.
کلید واژگان: لذت, رنج, بوعلی سینا, علامه طباطبایی, سعادت, هیجانHuman nature is inherently inclined towards seeking stable pleasures and alleviating pain and suffering. Many of our desires are rooted in these fundamental drives. In this study, we aim to elucidate and compare the perspectives of Islamic philosophers, particularly Avicenna and Allameh Tabatabai, about the pleasure and pain. We will begin by outlining their respective views on pleasure and suffering and subsequently identify both their commonalities and differences on these subjects. Taking a descriptive-comparative approach to their philosophies, we find that both philosophers regard pleasure and suffering as forms of perception, forming a crucial basis for their categorizations. However, they differ in their interpretations, with Avicenna considering pleasure and suffering as psychological qualities that are incidental to the soul, while Allameh Tabatabai views them as inherent aspects of the soul itself, or existential properties. Furthermore, distinctions emerge in their classifications, manifestations, and the ways of opposition between pleasure and pain.
Keywords: pleasure, suffering, Avicenna, Allameh Tabatbai, happiness, emotion -
سعادت از مهم ترین مباحث حکمت عملی محسوب می شود که درطول تاریخ، ذهن فلاسفه یونان باستان تا فیلسوفان امروز را به خود مشغول کرده است و در دوره های مختلف، فیلسوفان براساس مبانی و رویکرد های متفاوت، این مسیله را بررسی کرده اند. یکی از شاخص ترین نظریات عرضه شده درباره سعادت را ارسطو در کتاب ارزشمند خود، اخلاق نیکوماخوس مطرح کرده و شرح وبسط داده است. این نظریه وی بر فیلسوفان پس از او و ازجمله فیلسوفان مسلمان، بسیار موثر واقع شده و ابن سینا به عنوان مهم ترین فیلسوف مسلمان، به میزان زیادی در نظریه سعادت خود، متاثر از ارسطو بوده است. ازدیدگاه ارسطو، سعادت انسان در حیات عقلانی توام با فضایل اخلاقی است؛ همچنان که ابن سینا نیز برترین لذت و خیر را لذت عقلانی قلمداد کرده و سعادت انسانی را در رسیدن به مرتبه عقل مستفاد و مشابهت با عقل فعال و نیز حصول استیلای عقل بر امیال بدنی دانسته است. در این مقاله، نظریه سعادت در فلسفه ارسطو و ابن سینا را واکاوی و تحلیل می کنیم، با استفاده از روش مقایسه ای، وجوه اشتراک و افتراق نظریه های این دو فیلسوف را نشان می دهیم و با به کارگیری روش انتقادی، نقایص و نقاط ضعف هریک از این نظریات را بیان می کنیم.
کلید واژگان: ارسطو, ابن سینا, سعادت, لذت, سعادت عقلانی, حیات تاملی, حدوسطHappiness is a fundamental topic in practical philosophy, captivating the minds of philosophers, from the ancient Greeks to the contemporary philosophers. Throughout history, philosophers have explored this concept from various philosophical perspectives. One of the most influential theories of happiness was developed by Aristotle in his renowned work, Nicomachean Ethics</em>. His theory had a profound impact on subsequent philosophers, including Muslim philosophers like Avicenna, who was heavily influenced by Aristotle’s ideas on happiness. Aristotle believed that human happiness is attained through a rational life enriched with moral virtues. Similarly, Avicenna regarded intellectual pleasure as the highest form of good and happiness and emphasized achieving happiness through reaching the level of acquired intellect and striving for likeness with the active intellect, and maintaining control of reason over bodily desires. In this paper, we employ a comparative approach to examine and analyze Aristotle and Avicenna’s theories of happiness. We aim to highlight both the similarities and differences in their perspectives, while also employing a critical perspective to identify weaknesses and shortcomings within each theory.
Keywords: Aristotle, Avicenna, happiness, pleasure, intellectual happiness, contemplative life, middle ground -
فلاسفه و اندیشمندان مختلف مسیله سعادت آدمی را از زوایای متفاوت تحلیل و ارزیابی کرده اند. این مقاله در صدد است دگربار این موضوع را در افق اصالت وجود به نظاره بنشیند و نشان دهد که بن مایه اصطلاحاتی که از دیرباز در تبیین این مفهوم به کار رفته است، همچون واژگان لذت، خیر، کمال و درک، واژه وجود است. اصل اصالت وجود به عنوان مهم ترین رهاورد حکمت متعالیه همراه با برخی متفرعات آن همچون وحدت تشکیکی وجود، حرکت جوهری، اتحاد علم و عالم و معلوم و پویا و تشکیکی بودن وجود انسان و عالم مندی وجود انسان در تنویر و تعمیق حقیقت سعادت آدمی مهم ترین نقش را ایفا می کند. نتیجه حاصل از این مقاله این است که سعادت حقیقی مستلزم حرکت در مسیر استکمالی و اشتدادی وجود است و به نسبت حضور و شعور نسبت به مراتب بالاتر وجود، نوع التذاذ و استکمال و سعادت حاصله اشتداد و استکمال خواهد یافت.کلید واژگان: سعادت, لذت, کمال, اصالت وجود, درک وجود, عالم مندی انسانThe issue of human happiness has been analyzed and evaluated by different philosophers and thinkers from different viewpoints. This article seeks to look at this issue once again on the horizon of the originality of existence. And show that the basis of terms that have long been used to explain this concept, such as the terms: pleasure, goodness, perfection, and understanding, is the term existence. The principle of the originality of existence as the most important achievement of transcendent wisdom along with some of its branches such as hierarchical unity of existence, substantive movement, the union of knowledge, and the known and dynamic and hierarchical nature of human existence and human being in the world in enlightening and deepening the truth of human happiness plays the most important role. The result of this article is that: true happiness requires moving in the path of perfection and intensification of existence, and concerning the presence and consciousness in the higher levels of existence, the kind of pleasure and perfection and happiness that will result, will intensify and be perfected.Keywords: Happiness, pleasure, Perfection, goodness, Originality of Existence, Understanding of Existence, Human’s Being in The World
-
مسیله اصلی مقاله حاضر بررسی مبادی و دلایل دیدگاه اپیکوروس مبنی بر ناموجه دانستن هراس از مرگ است و اینکه آیا استدلال او بر این مدعا موجه است؟ در اندیشه و فلسفه اپیکوروس، روح فانی است و لذا مرگ بمعنای فناست. برغم آنکه بعقیده او این امر نافی سعادت نیست، لکن هراس از مرگ را مانع از رسیدن به سعادت میداند و لذا بر ناموجه بودن آن استدلال میکند و نحوه مواجهه صحیح با مرگ را نیز تبیین میکند. در این نوشتار، ضمن ارایه تقریری نوین از دیدگاه اپیکوروس تلاش شده تا اولا، آراء و ادله وی در سیاق و سابقه فرهنگی و فلسفی مربوط، طرح و ارزیابی شود و ثانیا، بیان شده که باید «هراس از فرایند مردن» را از «هراس از مرده بودن» متمایز دانست تا بدینوسیله معنا و مفهوم نظریه اپیکوروس معلوم گردد و مقصود او واضح شود.
کلید واژگان: هراس از مرگ, لذت, رنج, سکون خاطر, سعادت, اپیکوروسHistory of Philosophy, Volume:13 Issue: 2, 2023, PP 165 -184This study investigates the basic principles and arguments of Epicurean philosophy in relation to the baselessness of fear of death and whether his reasoning in this regard is justified. In Epicurus’ philosophy, the soul is mortal and, thus, death means annihilation. He believes that although this idea does not negate happiness, fear of death impedes happiness. Hence, he provides some arguments to prove that it is unjustified and explains the correct way of encountering death. Here, while presenting a new interpretation of Epicurean view of fear of death, the author tries to propound and evaluate his views and arguments in the cultural and philosophical context of this problem and emphasizes that one must make a distinction between “fear of the process of dying” and “fear of being dead” in order to clearly understand the Epicurean view in this regard.
Keywords: Fear, death, Epicurus, joy, Pain, peace of mind, happiness -
اگوستینوس معتقد است بیشتر لذات و امیال انسان (جز عشق به خدا) بد و شرهستند. او در سه مرحله علت این شر بودن را توضیح می دهد. در مرحله اول، غفلت و اشتباه معرفتی انسان را علت این انحراف می داند. در مرحله دوم تحت تاثیر پولس رسول، گناه نخستین آدم و هبوط انسان به زمین را علت شر بودن امیال و لذات معرفی می کند و در مرحله سوم نیز، طمع ذاتی انسان را که حتی پیش از هبوط نیز در او وجود داشته، علت شر بودن لذات و امیال می داند. به نظر می رسد اگوستینوس این سه مرحله را در طول هم بیان کرده است؛ به این معنی که طمع ذاتی انسان (که در وجود هر انسانی از بدو آفرینشش نهفته است) باعث هبوط او به زمین شد و همین هبوط نیز باعث تکثر لذات شر و بد و سپس خطای معرفتی در پیدا کردن میل، جهت و لذت واقعی گردید. در نتیجه، وجود نوعی طمع در ذات انسان که به معنی فراروی از حد خود است، علت اصلی و اولیه انحراف در لذت و میل است و دو امر دیگر بعد از این عامل و به سبب آن، پدیدار می شوند. در نتیجه به این مسیله می پردازیم که از نظر اگوستینوس، در طبیعت انسان (حتی قبل از گناه اصلی) دو میل وجود دارد: الف) میل به سعادت و اطاعت از خدا ب) طمع. اولی خوب و دوم شر است و این دو نوعی ناهماهنگی در ذات انسان به وجود می آورد.
کلید واژگان: اگوستینوس, میل, لذت, طمع, گناه نخستینPhilosophy, Volume:20 Issue: 2, 2023, PP 251 -267“According to “Confessions,” what is the root of the pessimistic view of St. Augustine and other first Christian philosophers on desire and pleasure, and why does this philosopher think that pleasures are evil?” This article is going to provide some insights about this question.Augustine believes that “the delight of loving God” is the one and only real pleasure, and all other earthly pleasures are considered as evil. But why are earthly pleasures evil? Augustine explains this from three different aspects: At first glance, it seems that Augustine blames some ignorance or perceptual (or cognitive) limitation for the deviation of pleasure and desire. Although this theory is consistent with some parts of “Confessions,” it is not consistent with the other parts. Augustine believes that even the pleasures and desires of children are evil. This clearly shows that in his philosophy, the evil of physical pleasure is not related to perceptual errors or ignorance. It seems that even the instincts are evil, and Augustine thinks these basic desires (instincts) are not perceptual. According to Confession’s text, Augustine believes in “original sin” and considers it as the cause of the deviation of the desires and pleasures of human beings. This Christian doctrine says that everyone is born sinful. Original sin is the guilt of disobedience to God passed on from Adam and Eve to all subsequent generations. Because of this disobedience, human pleasures and desires also became sinful. Although this theory justifies the issue in many cases, it cannot cover all the problems. If Augustine attributes the evil of human pleasure and desire only to the “original sin,” then he must always regard human desires and “needs” as evil. But he emphasizes in book 10th of “Confessions” that some prophets, such as “Noah” and “John the Baptist,” would eat any meat they wanted to satisfy their needs and never deviated, but “Esau” deviated once he consumed lentils. “greed” can be cited as the cause of the diversion of desires and pleasures. According to the holy Bible, the snake first seduced Eve, and then Eve seduced Adam to eat the forbidden fruit. What the snake did with Eve was nothing except arousing his greed. In fact, Adam and Eve became sinful due to their greed. It is clear that what caused them to be exiled from Eden was the desire (greed) they had before the descent and original sin. It should be noted that the above three answers are all the causes of deviation, but each one is itself the cause of another. In other words, human greed is the cause of the original sin, and the original sin is the cause of ignorance, error, and deviation of pleasure and desire. And these three causes (on three different levels) explain the deviation in our pleasures, inclinations, and desires.
Keywords: Augustine, greed, Original Sin, Desire, Pleasure -
در آثار ابن سینا تبیین و توصیف لذت و الم به شکل مبسوط صورت گرفته؛ اما به چگونگی ادراک در تشخیص این دو مقوله، کمتر پرداخته شده است. در این پژوهش، دو مسیله را تحلیل کرده ایم: نخست، جایگاه ادراک حضوری و حصولی در تشخیص لذت و الم؛ دوم، اینکه در نظام فکری بوعلی، لذت، منحصر به نوع مادی و محسوس نیست و لذات غیرحسی قوت و شدت بسیار دارند. در پژوهش حاضر، درصدد واکاوی این مسیله بوده ایم که ابن سینا با توصیف و تبیین حقیقت لذت و الم به دنبال عبور از لذت طبیعی و حیوانی بوده و حرکت به سوی لذت عقلی و روحانی را درنظر داشته و از این روی در نظام فلسفه سینوی، لذت حسی، احساس امر ملایم و لذت عقلی، تعقل امر ملایم است. شیخ الرییس در تفسیر لذت به واژه «ادراک» اکتفا نکرده و از واژه «نیل» نیز استفاده کرده است؛ زیرا نیل به چیزی، زمانی حاصل می شود که ذات آن نزد ادراک کننده حاضر باشد؛ به همین دلیل، لذت با حصول آنچه مساوی امر خوشایند است، حاصل نمی شود؛ بلکه تنها با حصول ذات امر خوشایند به دست می آید. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیل محتوا درپی بررسی این مطلب بوده ایم که در نظام فلسفه سینوی، توجه به لذت عقلی و روحانی از مهم ترین دقایق سبک فکری ابن سینا به شمار میآید که وی از آن به ابتهاج نیز تعبیر کرده است.
کلید واژگان: لذت, الم, احساس, ابتهاج, ابن سیناIn Avicenna’s work, pleasure and pain are explained and described in detail. However, not much research has been done on how perception determines pleasure and pain. In this study, two issues have been discussed: first, the place of ‘innate’ and ‘acquired’ perception in recognizing pleasure and pain; second, that in Avicenna’s intellectual system, pleasure is not limited to material and sensual pleasures, and non-sensual pleasures have strength and intensity. By explaining and describing the true nature of pleasure and pain, Avicenna seeks to overcome natural and animal pleasure and move towards intellectual and spiritual pleasure. Therefore, in Avicenna’s philosophical system, sensual pleasure means the feeling</em> of the suited, and intellectual pleasure means thinking</em> about the suited. In his interpretation of pleasure, Avicenna, in addition to the word ‘perception’, also used the word ‘attainment’. Since something is attained when its essence is present for the perceiver, pleasure is not attained by taking what is equal to the pleasant thing, but only by attaining the essence of the pleasant thing. In a content analysis of Avicenna’s work, we realize that attention to intellectual and spiritual pleasure is one of the most important features of his philosophical system, which he has also described as ‘bliss’.
Keywords: pleasure, pain, feeling, acceptance, Avicenna -
تعریف زیبایی یکی از مهم ترین مسایل در زیباشناسی فلسفی است. فیلسوفان مشایی در تعریف زیبایی، مفهوم «کمال» را به عنوان یکی از عناصر اصلی تعریف آورده اند یا به آن اشاره دارند. این پژوهش، پس از تبیین دیدگاه ابن سینا و آکویناس در این زمینه، به این پرسش می پردازد که جایگاه مفهوم کمال در تعریف زیبایی آن دو چیست؟ این پژوهش توصیفی-تحلیلی است. در گردآوری، از روش کتابخانه ای و در تحلیل، از روش کیفی بهره می برد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که زیبایی در دیدگاه هر دو فیلسوف در ارتباط با محسوسات و مجردات مطرح است. در دیدگاه ابن سینا، کمال محسوسات باید سه عنصر زیباشناسی حسن نظم، حسن تالیف (ترکیب) و حسن اعتدال را در خود داشته باشند. آکویناس نیز از مفاهیم لذت، تناسب و وضوح در تعاریف خود استفاده می کند. می توان این عناصر در تعاریف زیبایی را به نوعی در ارتباط با مفهوم کمال ثانی ارزیابی کرد.
کلید واژگان: زیبایی, کمال, لذت, ابن سینا, آکویناسDefining beauty is one of the most critical issues in philosophical aesthetics. Walking philosophers have brought or referred to the concept of "perfection" as one of the main elements of the definition of beauty. After explaining the views of Avicenna and Aquinas in this field, this research deals with the question of what is the place of the concept of perfection in the definition of the beauty of both of them. This research is descriptive-analytical. In the collection, it uses the library method, and in the analysis, it uses the qualitative method. The results of this research show that beauty is essential in the view of both philosophers about tangibles and abstractions. From Avicenna's perspective, the perfection of the senses should have three aesthetic elements: good order, good composition (composition), and good moderation. Aquinas also uses the concepts of pleasure, proportion, and clarity in his definitions. These elements in the definitions of beauty can be evaluated in some way in connection with the idea of the second perfection.
Keywords: Beauty, Perfection, Pleasure, Avicenna, Aquinas -
بی علقگی یا داوری آزاد در زیبایی شناسی به معنای لابشرط بودن یا فاقد هرگونه علاقه بودن احکام زیبایی شناسی نسبت به احکام شناختی، اخلاقی، سودمندی است. احکام زیبایی شناسی به نحوی ضروری صرفا از عین، نه از تصور مفهوم، خیر یا فایده مندی حاصل می شوند و بررسی آثار ابن سینا نشان می دهد او بر استقلال یا بی علقگی ادراک لذت تاکید کرده است. وی در مسئله لذت به ملایمت، یعنی خوشایندی اشاره کرده و آن را کمال و خیر قوه مدرکه یا فعل خاص قوه مدرکه دانسته است. ازنظر ابن سینا لذت فقط به دلیل ملایمت حاصل می شود و هیچ چیز دیگری اعم از گزاره های معرفتی و اخلاقی در حصول ملایمت یک قوه و به عبارتی، لذت یک قوه دخیل نیست. او ادراک زیبایی را مشروط و منوط به حصول ملایمت یا لذت دانسته است و بنابراین، داوری آزاد در ادراک لذت در زیبایی شناسی وی نیز وجود دارد؛ علاوه بر آن، او معتقد است زیبا فقط به خاطر زیبایی اش انتخاب می شود و مورد ستایش و لذت قرار می گیرد؛ نه چیز دیگر. کانت در تبیین قوه حکم یا زیبایی شناسی، بی علقگی یا داوری آزاد را یکی از اصول چهارگانه حکم به زیبایی دانسته و آن را به صورت مجزا تبیین کرده است؛ اما آنچه در این حوزه مطرح کرده، بسیار گسترده تر، صریح تر و منسجم تر از چیزی است که ابن سینا به آن اشاره کرده است. از این جهت در پژوهش حاضر کوشیده ایم با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ضمن تبیین بی علقگی در لذت شناسی و به تبع آن، زیبایی شناسی ابن سینا این موضوع را با مفهوم بی علقگی در اندیشه کانت نیز مقایسه کنیم. یافته ها نشان می دهند بی علقگی موردنظر کانت، همان مفهومی است که نزد ابن سینا وجود داشته و بنابراین می توان گفت ابن سینا قبل از کانت به این مطلب اشاره کرده؛ اما به دلیل مطرح نشدن اندیشه او در یک نظام زیبایی شناسی، به آن توجهی نشده است.
کلید واژگان: ابن سینا, بی علقگی, زیبایی شناسی, لذت, کانتDisinterestedness in the aesthetics means that the aesthetic judgment should be free or pure of any interests. It should be just upon on pleasure way not based on agreeable, what is good for me, and what is morally good. Although it has been introduced as a one of innovations of Kant in the Aesthetics, texts of Avicenna about pleasure and beauty show that he also has emphasized to this concept. In fact, he has noted to the especial word that is “Molaem”. Its mean is a pleasingness and pleasure. The Molaem is perfection and goodness of a perceptive faculty. He has emphasized the pleasure perceive just by the Molaem so nothing else like agreeable, good and morally good do not influence to be obtained Molaem. Since the perceiving of beauty subject to obtaining Molaem or perceiving pleasure is known, the disinterestedness in his aesthetics is apprehensible. But it is clear that Kant has tried to explain it obviously, deeply and more than Avicenna. Therefore, after comprehensive review of the Avicenna’s beauty thought and his idea about disinterestedness by descriptive-analytical method, it compares with idea of Kant about the disinterestedness. The results show that the disinterestedness has been described by Avicenna and Kant, is same. So, we can claim that the concept that Kant has focused on, had noted by Avicenna.
Keywords: Aesthetics, Avicenna, Immanuel Kant, Disinterestedness, Pleasure -
بدون تردید، دغدغه ی نیک بختی و رسیدن به سعادت، و در مقابل، رستن از شقاوت، از دل مشغولی های اصلی هر انسانی در طول حیاتش به شمار می رود. حقایقی چون شادی و غم را نیز باید از بیم وامیدهای مهمی دانست که در ارتباطی تنگاتنگ با سعادت و شقاوت، حیات انسانی را تحت تاثیر خود قرار می دهد. در تاریخ فلسفه، حکیمی چون صدرالمتالهین، با مبانی نظری اصیل و عمیق خود، در تبیین این مساله کمک شایانی کرده است. او با پرده برداری از سرشت شادی و غم، اقسام غم و شادی و نیز مصداق واقعی آن ها، گام بلندی در عمق بخشی به مفهوم معنای زندگی در انسان برداشته است. پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که با تاکید بر اندیشه های صدرالمتالهین، چه تحلیلی از دو مفهوم شادی و غم می توان به دست داد؟ نگارنده در روی آوردی توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده که صدرا در ضمن تقسیم شادی و غم به چهار دسته ی حسی و خیالی و وهمی و عقلی، شادی حاصل از لذت عقلی را کامل ترین شادی و در مقابل، غم حاصل از فقدان آن را حزن انگیزترین نوع غم در انسان می داند.
کلید واژگان: شادی, غم, لذت, الم, رنج, ملاصدراUndoubtedly, the concern of happiness and achieving felicity, and getting rid of misery is one of the main concerns of every human being during his life. Facts such as Happiness and sadness should also be considered as the most important worries that affect human life in close connection with felicity and misery. In the history of philosophy, a philosopher like Sadr al-Mutallahin with his original and deep theoretical foundations has been very helpful in explaining this issue. By explanation the nature of happiness and sadness, the types of sadness and happiness, as well as their real examples, he has helped a lot in deepening the meaning of life in human beings. The main question of the present study is that by emphasizing the thoughts of Sadr al-Mutallahin, how to analyze the two concepts of happiness and sadness? In a descriptive-analytical approach, the author has concluded that Sadra, while dividing happiness and sadness into four categories: sensory, imaginary, illusory, and intellectual, considers the happiness of intellectual pleasure as the most complete happiness and the sadness of its loss as the saddest kind of sorrow.
Keywords: happiness, sadness, pleasure, pain, suffering, Mulla Sadra -
ابن سینا درباره موضوع لذت در آثار مختلف خود مباحث و اطلاعات پراکنده ای بیان کرده است. یکی از آن مباحث، تعریف ارایهشده از لذت است که نیاز است برای دستیابی به دیدگاه منسجم وی بررسی دقیقی صورت گیرد. در این نوشتار، ما از دو طریق به بررسی چیستی لذت میپردازیم: یکی از طریق طبقه بندی تعاریف ششگانه بر مبنای مبحثی که هر تعریف ذیل آن بیان شده است؛ دیگری از طریق بررسی واژه های به کار رفته در تعاریف. بررسی بر اساس هر روش ما را به درک بهتر چیستی لذت از منظر بوعلی نزدیک مینماید. طریق نخست ما را به این نتیجه میرساند که هر تعریف در مطابقت با متعلق مبحثی که ذیل آن بیان شده است از نظر ساختار عبارت متفاوت است، بوعلی با استفاده از تعابیر و تفاوت گذاری در نوع بیان خود، تعاریف را بنا به مقاصد خود گونهگونه نموده است. با این وجود به واسطه بررسی از طریق دوم مشخص میگردد دیدگاه او درباره لذت دیدگاهی واحد و دارای انسجام است، زیرا با توجه به بهره گیری از مولفه هایی همچون «ادراک» و «ملایم» که هسته اصلی تمام تعاریف را تشکیل میدهند، همه آنها از هماهنگی واژگانی و مفهومی برخوردارند.
کلید واژگان: لذت, لذت نفسانی, لذت الهی, ادراک, ملائم, خیر, کمالWisdom and Philosophy, Volume:16 Issue: 4, 2021, PP 119 -142In various works of Ibn Sina, there are a number of scattered topics about the subject of pleasure. One of those topics is the definition of pleasure that needs to be thoroughly reviewed in order to achieve a coherent vision. In this paper, we will explore two ways to investigate pleasure quiddity. One way is through the classification of the six definitions based on the discussion of which each definition is expressed under it, and the other one is by examining the terms used in the definitions. These two methods bring us closer to a better understanding of Avicenna's vision. The first way leads us to the conclusion that the structure of definitions differs according to its subject. With regard to various structures, Ibn Sina has introduced various definitions for various purposes. However, the investigation through the second method shows that Ibn Sina’s view of pleasure is a unitary and coherent viewpoint because, with the use of components such as "perception" and "proper" that constitute the core of all definitions, they have a lexical and conceptual harmony.
Keywords: Pleasure, sensual pleasure, divine pleasure, Perception, proper -
نشریه پژوهش های فلسفی، پیاپی 35 (تابستان 1400)، صص 268 -292
انسانها از زمانی که پا به عرصه حیات میگذارند تا ابد با پدیدههای لذت و سعادت مواجه هستند. این دو مفهوم بسیار به هم نزدیکاند ولی تفاوت عمده باهم دارند و آن این که لذت در موارد لحظهای نیز به کار میرود و سعادت صرفا در مورد لذتهای پایدار یا نسبتا پایدار کاربرد دارد. ابنسینا و ملاصدرا این دو مفهوم را کاملا از یکدیگر جدا و متمایز کردند و برای آنها تعریفهای جداگانهای ارایه کردند. میان لذت و سعادت ارتباط عمیقی وجود دارد. نفسشناسی تاثیر مستقیمی بر لذت و سعادت دارد. با توجه به قوای ادراکی نفس، مراتب مختلفی برای لذت و سعادت در نظر میگیرد که از میان آنها لذت عقلانی و سعادت عقلانی یا روحانی را از جهت مدرک، مدرک، و کمیت و کیفیت برتر از بقیه لذتها و سعادتها میداند. و از میان قوای نفس تنها قوای عقلانی است که با مرگ از بین نرفته و در عالم آخرت سعادت و لذت نهایی توسط آن رقم میخورد. روشی که در این مقاله استفاده شده است توصیفی و تحلیلی است و روش گردآوری مطالب به صورت کتابخانهای است.
کلید واژگان: لذت, سعادت, نفس, ابن سینا, ملاصدراFrom the time human beings are born, they are forever confronted with the phenomena of pleasure and happiness. These two concepts are very close but there are major differences and that is that pleasure is also used in momentary cases, and happiness is used only for lasting or relatively lasting pleasures. Ibn Sina and Mulla Sadra completely separated these two concepts and provided separate definitions for them. There is a deep relationship between pleasure and happiness. Psychology has a direct effect on pleasure and happiness. According to the perceptual powers of the soul, it considers different levels for pleasure and happiness, among which it considers intellectual pleasure and intellectual or spiritual happiness in terms of evidence, proof, and quantity and quality of superior than other pleasures and happiness. And among the powers of the soul, it is the only intellectual power that has not been destroyed by death, and in the world of the hereafter, ultimate happiness and pleasure will be determined by it. The method used in this article is descriptive and analytical and the method of collecting materials is library.
Keywords: pleasure, Happiness, Soul, Ibn sina, Mulla Sadra -
مساله سعادت برای ابن سینا و سایر فیلسوفان مسلمان از مسایل اصلی فلسفه محسوب می شود که هم به صورت مستقیم آن را بررسی نموده و هم اساسا غایت فلسفه را رسیدن به کمال و رستگاری می دانند.یکی از پرسش های مهم در بحث سعادت این است که مولفه ها و عوامل دخیل در نیل به سعادت کدامند و نسبت این عوامل از حیث میزان تاثیرگزاری چگونه است؟ از آنجایی که معمولا عوامل دخیل در سعادت را ذیل دو عامل کلی تر به نام نظر و عمل تقسیم بندی می کنند. پرسش محوری این مقاله این است که دیدگاه شیخ در مورد میزان تاثیر و اهمیت این دو عامل چیست. مباحث شیخ در مساله سعادت حکایت از این دارد که وی نقش نظر را مهمتر از عمل می داند. این نوشتار قصد دارد اولا با ذکر شواهد کافی نشان دهد که این نکته صرفا برداشت نویسنده مقاله نیست بلکه متون برجای مانده از شیخ آن را تایید می کنند و ثانیا علت و چرایی برتر بودن نظر بر عمل را تحلیل و بررسی کند. اما از آنجایی که پاسخ به این مساله مستلزم فهم ماهیت سعادت از نگاه ابن سینا است، ابتدا چیستی سعادت از نگاه ابن سینا را بررسی نموده ایم.اما در پاسخ به هدف اول -یعنی اثبات این مدعا که ابن سینا نظر را مهمتر از عمل می داند- در متن مقاله نه شاهد که دلالت بر برتری نظر بر عمل در نیل به سعادت دارند، احصا گردیده است. و پاسخ به این پرسش که چرا ابن سینا نظر را در نیل به سعادت مهمتر از عمل می داند، به فهم دو نکته مبنایی در فلسفه شیخ بر می گردد:1- مبانی انسان شناسی ابن سینا 2- تعریف ابن سینا از چیستی و ماهیت سعادت. توضیح و تفصیل این دو مبنا در بخش پایانی مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
کلید واژگان: ابن سینا, سعادت, شقاوت, نظر, عمل, لذتResponding to the question requires an understanding of the nature of happiness in the view of Ibn Sina.Avicenna considers enjoyment the nature and essences of happiness. Therefore’ he often begins the debate of happiness from the debate of enjoyment. However Avicenna’s aim in the definition of happiness is not absolute enjoyment, but he means the extreme kind of enjoyment (i.e. intellectual enjoyment). Here the meaning of the theory is Theory Reason Practical and the meaning of action is Morality. He in the comparison between the shares of thought and practice believes that although both (thought and practice) are effective in human happiness, the real happy person is the person who has reached the perfection in both aspects, but he does not regard their share equal and places the importance on the effect of thought. He believes that the role of practice in human happiness is not positive (i.e. ethical acts do not have independent importance. Priority of thought, from the perspective of Avicenna, refers to his anthropological foundations and his definition of the nature and essence of happiness.
Keywords: Avicenna Theory, Practice, Joy, Happiness, Disaster -
ابن سینا در کتاب «اشارات و تنبیهات» لذت را ادراک و نیل به آن چیزی که نزد مدرک، کمال و خیر است دانسته است. او در این عبارت بر خلاف دیگر عباراتش، از واژه «نیل» استفاده کرده است. در مفهوم این واژه میان شارحان ابن سینا اختلاف وجود دارد. برخی همچون فخررازی این واژه را فاقد هرگونه منظور و معنای خاصی می دانند و معتقدند که حذف آن هیچ خللی در مفهوم عبارت ایجاد نمی کند. برخی نیز همچون خواجه نصیر الدین طوسی با توجه به اینکه لذت یکی از افعال نفس است و ادراک آن حضوری است، معتقدند واژه «نیل» در این عبارت، رسیدن به ذات مدرک را می رساند. از نظر آنها لذت با حصول ذات مدرک حاصل می شود. این در حالی است که به نظر می رسد چنین برداشتی با فلسفه ابن سینا در تناقض است. چرا که دستیابی به ذات مدرک محسوس امکان پذیر نیست لذا ادراک محسوس از نظر ابن سینا نمی تواند حضوری باشد و لاجرم این ادراک حصولی خواهد بود. این مساله حتی در پژوهش های جدید نیز بازتاب داشته است. لذا ضروری است که عبارت ابن سینا در مورد لذت در کتاب «اشارات و تنبیهات» با روش توصیفی-تحلیلی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که اساسا تفسیر نیل به حصول ذات مدرک یا درک حضوری مدرک محسوس قابل قبول نمی باشد.
کلید واژگان: ابن سینا, خواجه نصیر الدین طوسی, لذت, ادراک, نیلIn Ibn Sina's view, "pleasure" is one of the qualities of the ego. It's conceptual is present perception. In his book, " Al-isharat wa al-tanbihat," he describes pleasure is a perception and achievement to something that is perfection and goodness in the human. Who percept it. Since in this description, contrary to other descriptions, for the description of pleasure he has used the word "Neil", some researchers have conceived that "Neil" refers to the present perception of the essence of evidence in Ibn Sina's mind. whereas that's a contradiction with his philosophy. This idea has been raised by Khaje Nasir al-Din and reflected in new researches. Even some researchers, based on this interpretation, have explained the mistakes of pleasure in the thought of Ibn Sina. Therefore, it is necessary to analyze by descriptive-analytical method his description of pleasure in the book. The results of the research show that basically, the interpretation of the achievement to the present perception as a pleasure of perceptibility is not acceptable.
Keywords: pleasure, Ibn Sina, Khaje Nasir- Altosi, present perception -
ابوعلیسینا و شهابالدین سهروردی درباره موضوع لذت در آثار مختلف خود مباحث و اطلاعات پراکندهای بیان کردهاند. یکی از آن مباحث، دیدگاههای این دو اندیشمند در خصوص چیستی لذت است. مسئله این نوشتار بررسی تطبیقی چیستی لذت از منظر روسای دو مکتب مشاء و اشراق با توجه به مبانی معرفتشناختی و هستیشناختی آنان است. مسئله لذتبخش کوچکی از شبکه معرفتی دو نظام مشاء و اشراق است که بررسی آن با توجه به برخی از اضلاع دیگر شبکه، همچون مبانی، ما را به فهم بهتر و درک عمیقتر آن نایل میکند. از پیامدهای این بررسی درک علت تفاوتگذاری تعریف لذت بین باریتعالی و انسان از سوی ابنسینا و عدم این تفاوت از سوی سهروردی، به جهت تفاوت دیدگاه در مورد هستی و چیستی ادراک در دو نظام است. از دیگر پیامدها این است که اگرچه واژههای «ادراک» و «ملایم» در تعاریف هماهنگ و تکراری است، اما تبیینی که از آنها در هر نظام آورده میشود با توجه به تفاوتهای معرفتشناسانه و هستیشناسانه دو مکتب، ما را به درک گوناگون از لذت میرساند. اهم این تفاوتها عبارتاند از: تاکید بر علم حصولی در شناخت از یکسو و مبنا بودن «وجود» در هستی از سوی دیگر در فلسفه مشاء و در مقابل بنا نهادن اساس علم بر علم حضوری از یکسو و مبنا بودن «نور» در هستی از سوی دیگر در فلسفه اشراق.
کلید واژگان: لذت, ادراک, ملائم, علم حصولی, علم حضوری, ابن سینا, سهروردیAvicenna and Suhrawardi have brief and scattered discussions about the issue of pleasure in their various works. One of those topics is the views of the two thinkers on the quiddity of pleasure. Thus, the purpose of this paper is a comparative study of pleasure from viewpoints of the heads of the two schools of Peripatetic and Illuminationist philosophy and according to their epistemological and ontological bases. The problem of pleasure is a small part of the epistemic network of the two schools of Peripateticism and Illuminationism. Therefore, to get a better understanding and a deeper perception of the issue, it is necessary to review other aspects of the network, such as the basis of their philosophy. One of the implications of this study is to understand the reason that Ibn Sina distinct between transcendent and human pleasure, while there is no such distinction in Suhrawardi's philosophy, due to their difference in the issue of existence and perception of quiddity in their philosophical systems. Another implication is that although 'perception' and 'appropriate'(agreeable to one's nature) are consistent and repetitive terms in definitions of pleasure, given the epistemological and ontological differences of the two schools in their explanation, we come to a different understanding of pleasure. The most important of these differences are: from the epistemological perspective in Peripateticism, the emphasis is on knowledge by acquaintance. According to Illuminationism, however, the perception is based on the knowledge by presence. Also, the basis of ontology in Peripatetic philosophy is existence, but in the philosophy of illumination, the basis is light.
Keywords: Pleasure, Perception, Appropriate (agreeable to one's nature), knowledge by acquaintance, knowledge by presence, Avicenna, Suhrawardi
- نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شدهاند.
- کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شدهاست. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
- در صورتی که میخواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.